Nimrooz
Vol. 18, No. 946, August 31, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۴۶ - جمعه ۹ شهريور ۱۳۸۶
هاليوودى كه كمتر مى شناسيم
سپيده زرين پناه
نگاهى به فيلم چائو بل لا ساخته مانى مسرت آگاه

هاليوودى كه كمتر مى شناسيم
شايد تصوير غالبى كه از هاليوود و ستارگان آن وجود دارد همچنان همان تصوير پول، شهرت، زيبايى و دنباله روى از سياست هاى روز آمريكا باشد.
اين داورى به دليل پيشينه تاريخى هاليوود چندان پر بيراه نيست اما رويكردهاى تازه در سينماى آمريكا و حتى فيلم هائى كه در چند دوره اخير اسكار، نامزد دريافت اين جايزه شده اند؛ اين سئوال را پيش مى كشند كه آيا ما با تغييراتى در نوع نگاه هاليوود روبرو هستيم؟ تغييراتى كه مى تواند پيش درآمدى بر تحول نگرش هاى غالب بر صنعت سينماى آمريكا و ستارگان نامى آن باشد؟
اوج نگاه سياسى- انتقادى در هاليوود را در دوران پس از جنگ ويتنام سراغ داريم. در آن زمان فيلم هاى انتقادى و مطرح سينماگران مشهورى چون فرانسيس فورد كوپولا و اليور استون در باره اين جنگ ساخته شد.
با اين حال نمى توان از ياد برد كه اين فيلم ها تنها پس از پايان يافتن جنگ به نمايش درآمدند. اين نگاه انتقادى به جنگ اما، امروز منتظر نمى ماند كه جنگ ها و درگيرى هاى مختلف نظامى پايان يابد.
از سوى ديگر اگر در روزهاى تكتازى هاليوود، ستارگان سينما يا كمتر به امور سياسى- اجتماعى مى پرداختند و يا فعاليت هاى آنها در چارچوب سياست هاى حاكم معنا پيدا مى كرد (بگذريم از نمونه هاى نادرى چون مارلون براندوى عاصى)، امروزه ستارگان بسيارى با نگاه انتقادى به مسايل مى نگرند و از كنار مسايل اجتماعى بى اعتنا نمى گذرند. آنها، يا در راه حفظ محيط زيست تلاش مى كنند و يا به امور خيريه مى پردازند.
آيا اين رويكردها چهره تازه اى از هاليوود را به ما نشان مى دهد؟ يا اين كه مقتضيات زمان و گرايش هاى عمومى جهانى دست اندركاران صنعت سينماى آمريكا را مجاب به تغييراتى كرده است؟
هاليوود «سبز» ؛ هاليوود بيشتر و بيشتر «سبز» مى شود!
توليد فيلم هاى مدافع حفظ محيط زيست در هاليوود فزونى گرفته است. قوانين استوديوهاى بزرگ در زمينه رعايت محيط زيست و پيشگامى ستاره هاى سينما در اين عرصه پديده هاى تازه و بى سابقه اى در هاليوود هستند.
«يازدهمين ساعت» ، فيلم مستندى كه از جمعه گذشته بر پرده سينماهاى آمريكا رفته و استقبال شايانى نيز از آن شده است؛ لئوناردو دى كاپريو، ستاره هاليوود را به مثابه سرآمد معتبر هواداران محيط زيست در هاليوود مطرح كرده است.
«يازدهمين ساعت» ساخته دو خواهر به نام هاى ليلا كانرز پترسن و ناديا كانرز، و با توليد لئوناردو دى كاپريو و همكارى كمپانى برادران وارنرز، كنكاشى است در باره خطرهايى كه سياره ما را تهديد مى كنند. اين فيلم از ميان مصاحبه هاى مختلف با كارشناسان، دانشمندان، سياستمداران و مسئولان انجمن هاى گوناگون و با انتخاب تصاوير تكان دهنده و تفسيرهايى با صداى دى كاپريو، خطرهاى محيط زيستى را به ما هشدار مى دهند.
اين فيلم به دنبال فيلم مستند ال گور، سياستمدار حزب دمكرات، به نام «حقيقتى كه مى آزارد» ، نشانگر توجه بيشتر هاليوود به مسائل محيط زيست و همچنين اهميتى است كه سينما در جلب افكار عمومى به اين موضوع دارد.
اكنون در هاليوود هر استوديوى فيلمسازى قوانينى براى خود وضع كرده است و فيلمى ساخته نخواهد شد بدون آن كه توليد كننده دقت كند كه بر اساس مقدار توليد گاز كربنيك هزينه فيلمبردارى پرداخت مى شود. با توليد كم اين گاز، هزينه ها هم تخفيف داده مى شوند.
از اين پس در هاليوود مواد و مصالح استفاده شده در گردونه بازتوليد قرار مى گيرند و درآمد حاصل از آن ها در اختيار سازمان جهانى Habitat for Humanity، سازمان بشردوستانه اى كه از سال ۱۹۷۶ تأسيس شده و براى بى خانمان ها خانه و سرپناه مى سازد؛ قرار مى گيرد. اين اصول نه فقط در سينما كه در تلويزيون نيز رواج مى يابد.
شبكه تلويزيونى فاكس اعلام كرد كه سريال «۲۴ ساعت» توجه همگان را به پايين آوردن نشر گاز كربنيك جلب خواهد كرد. اين سريال از اين به بعد در باره منابع مصرف انرژى خواهد بود و در سناريوهاى بخش هاى آتى آن به پديده گرمايش غيرمتعارف زمين خواهد پرداخت.
براى حساس كردن افكار عمومى به مشكل حفظ محيط زيست بر سياره ما، ستارگان دنياى هنر به ويژه در آمريكا نقش مهمى ايفا مى كنند.
فعاليت ستارگان هاليوود براى نجات سياره زمين!
در آوريل سال ۲۰۰۶ عكسى از آنى ليبوويتس عكاس منتشر شد. در اين عكس ال گور و جرج كلونى را بر پاهاى جوليا رابرتز، كه لباس سبز رنگ يك پرى را بر تن دارد؛ مى بينيم. اين عكس فعاليت متعهدانه ستاره هاى هاليوود را براى نجات سياره ما نشان مى دهد.
جوليا رابرتز در ميان خبرهاى پرهياهو، سخنگوى انجمن Earth Biofuels شد؛ انجمنى كه ويژه تحقيقات در باره انرژى هاى جايگزين است. همچنين اين ستاره هاليوود و برنده جايزه اسكار با ۲۰ ميليون دلار هزينه، منبع انرژى تمام محل سكونت خود را انرژى خورشيدى كرده است.
جرج كلونى، بازيگرى كه همواره منتقد سياست هاى روز بوده، در زمان شروع بازى در فيلم «سيريانا» ، اتومبيلى براى خود خريد كه ضد آلودگى هوا است.
تام هنكس، بازيگر مشهور و برنده جايزه اسكار، از تويوتاى RAV4 كه اتومبيلى الكتريكى است استفاده مى كند.
داريل هانا، بازيگر هاليوود كه در مزرعه اى سبز در كلورادو ساكن است؛ از روغن مصرف شده رستوران هاى اطراف براى سوخت مخزن انرژى خانه خود استفاده مى كند.
پيرس بروسنان، جيمزباند سابق، براى ممانعت از مسير خطوط اصلى گاز در ماليبو با انتشار فراخوانى به جمع آورى امضا مى پردازد... . فهرست ستارگانى كه به حفظ محيط زيست پايبندند طولانى است.
فعاليت هاى اين چنينى، پرده بر تحقيقات اخير دانشگاه معروف لس آنجلس (UCLA) مى كشد. در اين تحقيقات كه ماه نوامبر گذشته صورت گرفت مطالعاتى در باره آلودگى هوا انجام شد كه طى آن اعلام گرديد صنعت سينما و تلويزيون پس از صنعت نفت، دومين آلوده كننده هوا در كاليفرنيا است.
هاليوود ضد جنگ
در كنار مسايل محيط زيست، اين روزها توليد فيلم هاى گوناگون در باره جنگ نشان مى دهد كه هاليوود بيش از هر زمانى متأثر از مسايل سياسى روز است.
هاليوود در تدارك روانه كردن چندين فيلم با موضوعاتى بر اساس «جنگ عليه تروريسم» به سالن هاى تاريك سينماها است.
چنين رويكرد بى سابقه اى به طور مستقيم از افكار عمومى اى است كه «جنبه هاى منفى دخالت هاى نظامى ارتش آمريكا در خاورميانه» را برجسته مى كنند.
در حالى كه همچنان عداوت هاى مولود حمله تروريستى ۱۱ سپتامبر در هفتمين سالگرد آن در سالن هاى سينما به نمايش درمى آيند؛ فيلم In the valley of Elah (در دره الاه) با داستان قتل يك آمريكايى بازگشته از عراق در ماه سپتامبر به روى پرده سينماها مى رود.
فيلم، امضاى پل هگيس، برنده دو اسكار بهترين فيلم و بهترين فيلمنامه اصلى براى فيلم «تصادف» در سال ۲۰۰۶ را پاى خود دارد.
به اعتقاد هگيس در بخشى از هاليوود گونه اى سينما در حال شكل گيرى است و در همين گونه، فيلم هاى زيادى در رابطه با واقعه ۱۱ سپتامبر در سال گذشته توليد شدند. از جمله فيلم هاى World Trade Center، فيلمى از اليور استون و Vol 93 (پرواز ۹۳) از پل گرين گراس كه بر اساس داستان واقعى چهارمين هواپيمايى كه قصد داشت در روز ۱۱ سپتامبر كاخ سفيد را هدف خود قرار دهد، ساخته شده است.
پريشانى و تشويش ناشى از جنگ موضوع مركزى فيلم Grace is gone (فضل رفته) ساخته جيمز سى. استوروس را شكل مى دهد. فيلمى كه در آخرين جشنواره ساندنس آمريكا با استقبال بى نظيرى مواجه شد.
اين فيلم حكايت يك مرد آمريكايى است (با بازى جان كاساك) كه همسر سربازش در عراق كشته شده است.
كاساك مى گويد: «فكر مى كنم براى مردم جالب باشد داستانى با ارزش هاى انسانى را در رابطه با اين جنگ ببينند.» اين فيلم در واقع واكنشى نسبت به «سانسور» پنتاگون براى نمايش ندادن تصاوير سربازان بازگشته از عراق است.
نام هاى بزرگ سينما نيز بخشى از اين رويكرد را تشكيل مى دهند.
بر اساس فيلمنامه اى سياسى و نظامى در باره ۱۱ سپتامبر، فيلم Lions for Lambs (شيرها براى بره ها) كار رابرت ردفورد با بازى خود وى، تام كروز و مريل استريپ ساخته مى شود.
ريس وايترسپون، ستاره ديگر هاليوود، كه در سال ۲۰۰۶ اسكار بهترين بازيگر زن را دريافت كرد در فيلمى به نام Rendition نقش همسر يك شيميدان مصرى را ايفا خواهد كرد كه مخفيانه توسط سى. آى. اى ربوده مى شود.
به اين سرى از فيلم ها بايد The Kingdom (سلطنت) با بازى جمى فوكس، برنده جايزه اسكار در سال ،۲۰۰۴ در باره يك عمليات تروريستى عليه آمريكا و Redacted ساخته برايان دى پالماى معروف در باره جنگ عراق را افزود. اين مجموعه در سال ۲۰۰۸ ميلادى با فيلم هاى Stop loss، داستان يك جنگجوى قديمى كه بازگشت به عراق را رد مى كند و The hurt locker، فيلم جنگى اى كه در اردن و كويت فيلمبردارى شده است، ادامه مى يابد.
زمان مناسب براى ساختن فيلم هاى ضد جنگ
به نظر دارل وست، استاد علوم سياسى در دانشگاه براون در «رود ايسلند» شرق آمريكا؛ گسترش ساخت چنين فيلم هائى كه در مجموع نگاهى انتقادى به جنگ دارند، نتيجه بازتاب عدم استقبال امروزى مردم از درگيرى هاى نظامى ايالات متحده است.
دارل وست به خبرگزارى فرانسه مى گويد: «هاليوود مى تواند چنين فيلم هائى را بسازد بى آن كه از زيان آن نگران باشد. هميشه اين خطر وجود دارد كه در زمان وقوع يك درگيرى نظامى يا جنگ، ساختن فيلم ضد جنگ، تماشاگران محدودى را به سالن هاى سينما بكشاند. اما اكنون كه دو سوم آمريكايى ها معتقدند آغاز جنگ در عراق يك اشتباه بود، زمان مناسبى براى توليد اين گونه فيلم ها است.»
مارك بول، نويسنده فيلمنامه و كارگردان The hurt locker كه داستانى در باره يك گروه خنثى كننده مين هاى جنگى در ارتش آمريكا در بغداد را جلوى دوربين خواهد برد، بر اين نظر است كه يك فيلم مى تواند دورنمايى از جنگ را نشان دهد كه توسط رسانه هاى عمومى به آن پرداخته نمى شود.
مارك بول در گفتگوى خود با «هاليوود رپورتر» مى گويد: «ما مى خواهيم شيوه زندگى سربازان را نشان دهيم؛ چيزى كه در شبكه سى. ان. ان ديده نمى شود.»
جنگ ويتنام الهام گر فيلمنامه هاى ماندگارى چون «اينك آخرالزمان» (كوپولا)، «شكارچى گوزن» (مايكل چيمينو) و «جوخه» (اليور استون) بود اما اين فيلم ها زمانى به نمايش درآمدند كه جنگ به پايان رسيده بود.
مارك بول در اين رابطه ادامه مى دهد: «براى من كه از دنياى روزنامه نگارى مى آيم، ديدن فيلمى در باره جنگ، در حالى كه هنوز آن جنگ خاتمه نيافته بسيار هيجان آور است.»
لو هريس، سردبير سايت سينمايى موويز دات كام نيز در اظهار نظرى مى گويد: «امروزه هاليوود بيشتر سياسى شده و كمتر از بيان عقيده و نظر خود هراس دارد.» به علاوه به نظر وى «در زمان حاضر افراد بيشترى وجود دارند كه از ادامه جنگ خشمگين هستند اما با اين حال جنگ ادامه دارد.»
در مورد موفقيت اين گونه فيلم ها بايد ديد كه توانايى جذب تماشگران را دارند يا خير. لو هريس در اين باره پيش بينى مى كند: «اگر فيلمى تماشاگران را با پيام هاى سياسى زير ضرب بگيرد مردم به ديدن آن نخواهند رفت.»
در هر حال چه تماشاگران از اين فيلم ها استقبال كنند و چه نه، توليد انبوه آن ها نشان از اهميت مسائل سياسى روز در هاليوود دارد.
آيا ما با دوران جديدى در هاليوود مواجهيم و يا اين نمونه ها تنها پاسخگويى به نياز فكرى امروزين مخاطبين هنر هفتم است؟
منابع:
روزنامه لوموند، خبرگزارى فرانسه

سپيده زرين پناه
نگاهى به فيلم چائو بل لا ساخته مانى مسرت آگاه
فيلم بلند سينمايى چائو بل لا (سلام خوشگله)، به كارگردانى «مانى مسرت آگاه» ، كارگردان جوان ايرانى، اخيراً در سينماهاى سراسر سوئد به نمايش در آمده است.
به گزارش مطبوعات سوئد، از سوم تا ۱۹ اوت، ۴۳ هزارنفر از اين فيلم ديدن كردند و استقبال از آن همچنان ادامه دارد.
داستان فيلم، سرگذشت جوانى به نام «مصطفى مرادى» است. او ۱۶ ساله است و در شهر كوچكى زندگى مى كند. مشخصات ظاهرى او در قياس با ديگر همسن و سالهايش، بسيار ساده است. مدل مويى ساده دارد و پيراهن آستين بلند و شلوار پارچه اى مدل كلاسيك مى پوشد. سبيلش را هم هنوز نزده و عينكى با قاب سياه به چشم مى زند.
«مانى مسرت آگاه» ، كارگردان ۳۱ ساله فيلم كه از ۱۳ سالگى در سوئد زندگى مى كند، داستان اين فيلم را برگرفته از تجربه هاى دوران نوجوانى خود در سوئد مى داند.
او در سال ،۱۹۹۵ رشته اقتصاد را نيمه تمام رها كرد و وارد مدرسه «كولتورراما» شد و سپس كار در زمينه تبليغات و تلويزيون را آغاز كرد.
وى تا به حال چند فيلم تبليغى براى شركت هائى چون «ايكه آ» ، «اس. آ. اس» و «نوكيا» ساخته است. همچنين در كارگردانى چند مجموعه تلويزيونى همكارى داشته و حال در قالب فيلمى عشقى، كمدى و اجتماعى به دنياى نوجوانان توجه كرده است.
«مصطفى» ، شخصيت اصلى نخستين تجربه سينمايى «مانى مسرت آگاه» ، دوست دخترى ندارد و تا به حال نيز رابطه جنسى را تجربه نكرده است. او تصميم مى گيرد در مسابقات فوتبال «كاپ گوتيا» شركت كند و در نخستين روز اين بازى ها توجهش به لينه آ جلب مى شود.
به طور اتفاقى، تيمى كه نياز اضطرارى به يك بازيكن دارد از او دعوت به بازى مى كند. در همان روز، در پى يك حادثه كوچك، به ناچار تى شرت بازيكن ديگرى را مى پوشد. تيپ او كه تغيير مى كند، توجه لينه آ به او جلب مى شود.
اين دختر گمان مى كند مصطفى يك پسر ايتاليايى است؛ و اين آغاز ماجراى طنزآلود و عاشقانه فيلم است. «مصطفى» در خلال مسابقه هاى فوتبال با راهنمايى يك پسر نوجوان ايتاليايى، تيپش را تغيير مى دهد و خود را با هويت ديگرى به لينه آ معرفى مى كند: «ماسيمو» ، جوان رمانتيك و عاشق پيشه اى كه عينك آفتابى سياه مى زند و صورتى تراشيده، موهاى واكس خورده و تيپى دختر پسند دارد.
«لينه آ» ، دخترى ۱۶ ساله، سرخورده و باردار از يك رابطه عاشقانه است. او در جست و جوى يك عشق ايده آليستى، با «ماسيمو» (مصطفى) دوست مى شود و رابطه عاشقانه اى بين آنها شكل مى گيرد.
تمام صحنه هاى طنز فيلم حول محور گريز مصطفى از فاش شدن هويت ايرانى اش در برابر دختر شكل مى گيرد.
«مانى مسرت آگاه» ، مى گويد: «من در تمام دوران نوجوانى و جوانى ام با بحران هويت جنگيده ام. هميشه از خودم پرسيده ام كه من كجايى هستم؟ ايرانى هستم يا سوئدى؟ چرا وقتى مى گويم ايرانى هستم يك جورى نگاهم مى كنند ولى وقتى مى گويم اسپانيايى يا ايتاليايى هستم واكنشها فرق مى كند؟ چطور مى شود يك آدم را قابل دوستى دانست و فقط با دانستن مليتش از او كناره گيرى كرد و يا كمى نسبت به او محتاط شد؟»
وى مى گويد: «هميشه دلم مى خواست فيلمى در اين زمينه بسازم و بگويم در مورد انسان ها بايد فارغ از قالب هاى از پيش فكر شده ذهنى قضاوت كرد اما متاسفانه با اين كه روزبه روز به تعداد مهاجران افزوده مى شود و اين انتظار وجود دارد كه جامعه سوئد به اين نكته عادت كرده باشد، اما هنوز برخوردهايى وجود دارد كه نشان مى دهد اين مسئله هنوز براى جامعه سوئد عادى نشده است. اين نوع نگاه هنگامى كه يك اتفاق بزرگ سياسى- اجتماعى مى افتد كه خاورميانه اى ها در آن دخالت دارند، تشديد مى شود. حادثه ۱۱ سپتامبر آمريكا يكى از اين اتفاق ها بود» .
نقطه قوت فيلم، نه در ساختار فيلم، كه در موضوع آن است؛ يعنى برشى از زندگى نوجوانان و پرداختن به زبان راحت و بى پروايى كه نسل جوان در روابط خود از آن استفاده مى كند.
فيلم به نگاه نوجوانان به سكس، مناسبات بين دو جنس مخالف، بحران هاى نوجوانى و صد البته بحران هويت جوانان خاورميانه اى در جامعه سوئد مى پردازد.
ساختار فيلم «چائو بل لا» ، ساده است و به دليل حركت هاى دوربين، گاه به قالب مستند نزديك مى شود. مانى مسرت آگاه، ۴ سال روى فيلمنامه «چائو بل لا» كار كرده است.
او مى گويد: «با حدود ۴۰۰ نوجوان سوئدى و خارجى درباره تكه كلام هائى كه استفاده مى كنند، مسائل مورد علاقه شان، دوستى با جنس مخالف و خلاصه روابط دوستانه و نياز هايشان صحبت كردم. يكى از دغدغه هايم اين بود كه به ارائه اطلاعاتى مستند بپردازم و بتوانم دنياى اين جوانان را به مخاطب نشان دهم. چون فقط در صورتى كه اين دنيا به خوبى نشان داده مى شد، مى توانستم بحران هويت جوانان ايرانى را نيز نشان بدهم. مى خواستم تفاوت دنياى آنها را نشان بدهم. حدود ۳۰ بار هم متن فيلم را اصلاح كردم تا هربار بيش تر به موضوع نزديك شوم» .
نمايش فيلم «چائو بل لا» به دليل داشتن دو صحنه سكسى براى كودكان زير ۱۱ سال ممنوع است. همچنين به دليل استقبال تماشاگران، چند پخش كننده فيلم در خارج از اسكانديناوى ابراز تمايل كرده اند تا اين فيلم را خريدارى كنند اما خواستار حذف دو صحنه مربوط به سكس دو نوجوان اصلى فيلم شده اند.
مانى مسرت آگاه در گفت و گو با خبرگزارى «ت ت» گفته است: «از اين كه در سال ۲۰۰۷ به سختى مى توانيم در مورد سكسواليته نوجوانان حرف بزنيم، شوكه شدم» .
وى در ادامه اين گزارش افزوده است: «پاسخ نخست من، هرگز بود، اما حالا كه متوجه شده ام قضيه جدى است، قرار است با تهيه كننده درباره اين كه چه واكنشى بايد نشان بدهيم صحبت كنم» .
در اين فيلم «مينا آذريان» ، به عنوان مادر مصطفى ايفاى نقش كرده است. وى مى گويد: «در قياس با ۲۰ سال پيش جامعه سوئد خيلى تغيير كرده است. تا همين اواخر ما بيشتر شاهد حضور هنرمندان داخل در برنامه هاى خارج از كشور بوديم كه عمدتاً هم برنامه هايشان براى فارسى زبانان بود و هست. اما آن چه طى سال هاى اخير حضور چشمگيرى پيدا كرده، نقش هنرمندان ايرانى نسل دومى است كه عمدتاً در خارج از كشور بزرگ شده اند و كارهايشان نيز به زبان كشور ميزبان و براى مخاطب عام عرضه مى شود. اين هنرمندان جوان مى توانند زاويه ديدهاى تازه اى را در اروپا مطرح كنند. همچنان كه فيلم» چائو بل لا «به واقعيت نزديك است و مى تواند پيام هاى انسانى با هدف هم پيوستگى بيشتر در سوئد به مخاطب خود منتقل كند» .
وى تأكيد كرد: «در سوئد گاه يكسرى حركت ها حتى در عرصه فرهنگ مد مى شود. اميدوارم ضرورت توجه به هنر خارجى ها يك مد نباشد و از سوى ديگر تلاش اين جوانان نيز همچنان استمرار داشته باشد» .
آذريان ۴۸ ساله است و فارغ التحصيل دانشكده تئاتر. وى تا به حال در چندين فيلم و مجموعه تلويزيونى بازى كرده است؛ از جمله در فيلم سينمايى «پرونده» ساخته «مهدى صباغ زاده» در داخل ايران و هم چنين فيلم «تابستان ۵۳» كه «شيرين نشاط» بر اساس رمان «زنان بدون مردان» نوشته «شهرنوش پارسى پور» ساخته است.
در فيلم «، چائو بل لا» «عليرضا مجلل» نيز نقش پدر مصطفى را بر عهده دارد. او با تأكيد بر اين كه جوانان ايرانى موفق شده اند با ارائه كارهاى هنرى متفاوت و حرف هائى تازه، در جامعه ميزبان نفوذ كنند، مى گويد: «قرار بود روى بحران هويت اين نوجوان ايرانى با تأكيد بر خانواده او كار بيشترى شود و زندگى اين نوجوان ايرانى با همتايان سوئدى خود مقايسه شود. به نظر مى رسد كارگردان در زمان تدوين فيلم تصميم ديگرى گرفته است و چندان روى خانواده نوجوان ايرانى تأكيد نكرده است. به همين دليل در حال حاضر فيلم بيشتر متوجه دنياى نوجوانان است و فقط به وجود بحران هويت اشاره كرده است؛ بدون هيچگونه تحليلى و آنهم با زبان طنز كه البته طرح آن به خودى خود از سوى يك جوان ايرانى كه در اينجا رشد كرده، مى تواند به اندازه كافى انتقادى باشد» .
«عليرضا مجلل» حدود ۱۶ سال است كه در سوئد زندگى و فعاليت هنرى مى كند. از جمله آثارى كه در كارنامه هنرى مجلل وجود دارد، مى توان به مجموعه تلويزيونى «ميرزا كوچك خان» ساخته «بهروز افخمى» ، «شايد وقتى ديگر» ساخته «بهرام بيضايى» و نمايش «مهاجران» به كارگردانى «فرناز اربابى» اشاره كرد.
در طول فيلم «چائو بل لا» ، «بابك» ، ديگر نوجوان ايرانى حضورى سايه وار دارد. در صحنه هاى آغازين فيلم، او و «مصطفى» بهانه اى هستند براى مزاح و تفريح ديگر اعضاى گروه. خجول بودن آنها باعث مى شود كه هم از جمع نوجوانان طرد و هم اسباب مزاح آنها شوند.
در آخر فيلم وقتى دوباره اعضاى گروه در اتوبوس نشسته اند تا به شهر خود بازگردند، «مصطفى» كه قاعده بازى را ياد گرفته است، وقتى مى بيند برخى از افراد گروه سربه سر بابك مى گذارند، با بهره گيرى از اصطلاحاتى كه در بين آنها متداول است، پاسخ آنها را مى دهد و بازى تفريح و آزار بابك پايان مى يابد.
نقش مصطفى، لينه آ و بابك را به ترتيب «پويان كريمى» ، «شانل ليندل» و «آرش بلورى» ايفا مى كنند كه هر سه دانش آموز مقطع دبيرستان هستند و نخستين تجربه سينمايى خود را پشت سر مى گذارند. كمپانى يوتا فيلم، از پويان كريمى و شانل ليندل، به عنوان ستارگان آينده سينماى سوئد ياد كرده است.
عكس ها از سندرو (sandrew)

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
انگليس
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   •   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   • 
•   جهان   •   ورزش   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •