|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
پنجاهمين جام تنيس براى فدرر در سين سيناتى
راجر فدرر، تنيس باز ركورد شكن سوييسى، با پيروزى بر جيمز بليك آمريكايى، به چهارمين قهرمانى تنيس «اوپن» آمريكا دست يافت.
فدرر در روز يكشنبه توانست بليك را در دو «ست» متوالى ۱-۶ و ۴-۶ در سين سيناتى شكست دهد و به ركورد ۵۰ بار قهرمانى در تنيس بزرگان دست يابد.
به گزارش خبرگزارى فرانسه، فدرر از سين سيناتى به نيويورك مى رود تا از ۲۷ ماه اوت در آخرين مسابقه بزرگ فصل در آمريكا، با اطمينان از ادامه حكومت در زمين هاى سخت تنيس، به بازى با حريفان بپردازد.
كمى بيش از يك ماه، كه فدرر با ركورد پنج بار قهرمانى ويمبلدون مساوى كرد، تنيس باز ۲۶ ساله، به موفقيت بيشتر خود همچنان ادامه داد.
او پس از موفقيت اخير و به دنبال ۴۵ ست پيروزى و شش ست باخت، پنج جام قهرمانى و ركورد هفت پيروزى بدون باخت در برابر بليك در اين فصل، گفت: «بى ترديد من بهترين بازى ام را كردم. بايد بهترين بازى ام را مى كردم تا بليك را شكست مى دادم. هفته بزرگى بود. بسيار خوشحالم و آشكارا از آمدن به رقابت هاى اوپن آمريكا بسيار هيجان زده هستم.»
۱۱ بار قهرمانى در «گراند اسلم» هنوز با ركورد ۱۴ بار قهرمانى پيت سمپراس فاصله دارد. او كه نخستين قهرمانى را در سال ۲۰۰۱ در ميلان بدست آورد، به جست و جوى سومين قهرمانى خود در گراند اسلم امسال رفت. نخستين آن در ماه ژانويه در استراليا بود و دومى آن در ويمبلدون ماه پيش بود كه براى پنجمين بار پياپى بدست آمد.
بليك، كه در ۲۰ مسابقه قبلى اش ۱۶ پيروزى داشت، پس از شكست در سين سيناتى اظهار كرد: «تا لحظه رويارويى با راجر همه چيز خوب پيش رفت. براى راجر ۵۰ مقام قهرمانى خيلى جالب است.»
اين دومين قهرمانى فدرر در سين سيناتى در سه سال اخير بود. در سال ۲۰۰۵ او، اندى راديك را در مسابقه پايانى شكست داد. يك سال و يك هفته پيش، او با پيروزى در پيكارهاى تورنتوى ۲۰۰۶ به چهلمين قهرمانى رسيده بود.
قهرمانى هاى او از فوريه سال ۲۰۰۱ در ميلان در حالى شروع شد كه او در آن هنگام يك نوجوان بود.
|
|
|
|
|
صعود فوتبال ايران در جدول فيفا
فوتبال ايران با دو پله صعود در رده بندى جهانى فيفا به رده چهل و چهارم رسيد و در رده دوم فوتبال آسيا باقى ماند و تيم ملى فوتبال عراق در اين رده بندى شانزده پله صعود كرد.
در آخرين رده بندى فيفا تغيير چندانى در صدر جدول رخ نداد با اين حال فاصله برزيل و آرژانتين به طورى كم شد كه مسابقه هاى آتى راهيابى به جام جهانى در منطقه آمريكاى جنوبى، به آسانى مى تواند به تغيير در بالاى جدول منجر شود.
بعد از اين دو تيم از فوتبال آمريكاى جنوبى؛ ايتاليا، فرانسه و آلمان در رده بعدى قرار دارند، در حالى كه كروآسى با يك پله صعود به رده ششم آمد و هلند با يك رده نزول به رده هفتم رفت. جمهورى چك با دو رده بالا آمدن در سكوى نهم قرار گرفت و بار ديگر يكى از ۱۰ تيم برتر فوتبال جهان شد.
با اين حال بيشترين جهش در ماه اوت را فوتبال آسيا داشت. عراق، قهرمان جديد فوتبال آسيا، با نمايش شگفت انگيز خود در جام ملت هاى آسيا در سال ،۲۰۰۷ با كسب ۷۶ امتياز، شانزده پله صعود كرد و در رده ۶۴ قرار گرفت.
كره جنوبى از عراق هم بالاتر است و با هشت پله جهش در رده پنجاهم قرار دارد. به همراه فيناليست جام ملت هاى آسيا، عربستان سعودى، كه با ده پله صعود به رده ۵۱ آمد تا همچنان در رده بندى آسيايى بالاتر از عراقى ها باشد.
قابل بحث ترين مسابقه در چهار هفته گدشته در آسيا، پيروزى عربستان سعودى بر ژاپن بود كه اين تيم را پنج پله پايين آورد و به رده ۴۱ رساند. با اين حال ژاپن با وجود چند شكست، هنوز بالا تر از ايران و استراليا، تيم اول رده بندى آسيا است.
تيم هاى ديگرى كه جهش هاى ده رده اى و يا بيشتر داشته اند شامل گويانا (رده ۹۰ با ۱۰ پله صعود) و امارات متحده عربى (۹۶ با ۱۰ پله) و همچنين چهار اتحاديه فوتبال خارج از ۱۰۰ كشور برتر جهان مى شود: ناميبيا (۱۱۴)، هند (۱۵۱)، وانوآتو (۱۶۷) و نيو كالدونيا (۱۸۶).
سه تيم اروپايى؛ بوسنى هرزه گووين، ايرلند شمالى و كروآسى، در شرايط كسب عنوان پيشرفته ترين فوتبال سال بر اساس امتياز هاى كسب شده از آغاز ۲۰۰۷ هستند. اين سه تيم جملگى در ماه جارى يا موقعيت خود را بهبود بخشيده اند و يا آن را تثبيت كرده اند.
رده بندى بعدى فيفا در روز ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۷ اعلام مى شود.
|
|
|
|
|
حميدرضا افتخارى
مشعل المپيك به ايران نمى آيد
به همين راحتى ايران از جاده ابريشم بيرون رفت
۷۱ سال پيش وقتى در آستانه آغاز المپيك برلين مسوولان برگزارى بازى ها پيشنهاد مشعل گردانى را دادند كسى فكر نمى كرد اين پديده تا اين حد گسترش پيدا كند و حتى در كنار المپيك كه از همان روزها سياسى بود رنگ سياست به خود بگيرد. اكنون پس از ۷۱ سال و در آغاز سال ۸۷ يعنى از مارس (فروردين) ۲۰۰۸ مشعل گردانى سومين المپيك هزاره سوم آغاز مى شود. مشعل المپيك پكن ۱۳۷ هزار كيلومتر و از ۱۱۳ شهر عبور مى كند تا به ورزشگاه مركزى المپيك پكن برسد و روز هشتم آگوست آتش بازى ها را روشن كند.
جالب اينكه از اين ۱۳۷ هزار كيلومتر و ۱۱۳ شهر سهم ايران صفر است؛ شايد نزديك به صفر چرا كه مشعل لحظاتى از روى آب هاى ايران از درياى عمان مى گذرد تا به پاكستان برود. براى ايران كه طى ۱۶ دوره گذشته المپيك هم شانسى براى ميزبانى مشعل المپيك نداشته است اين يك اتفاق نيست شايد به همين دليل هم مسوولان ورزشى- سياسى ايران از ابتدا تلاشى نكردند تا ايران را در برنامه حمل مشعل المپيك پكن قرار بدهند.
اما وقتى با اين اظهارنظر ژاك روگ رئيس كميته بين المللى المپيك كه گفته «مسير حمل مشعل بايد به گونه اى باشد كه از جاده ابريشم بگذرد» برخورد مى كنيم متوجه مى شويم كه چه كلاهى بر سر ايران رفته است.
حافظه تاريخى دنيا هر كارى بكند نمى تواند ايران را به عنوان شاهراه اصلى از جاده تاريخى ابريشم پاك كند و اين در حالى است كه چينى ها و مسوولان برگزارى بازى هاى المپيك پكن به سادگى اين كار را كردند و سه كشور قزاقستان، عمان و پاكستان را در اين راه قرار دادند.
اينكه چطور كشورى مثل عمان مى تواند در مسير حمل مشعل قرار بگيرد؟ و اصولاً چه سنخيتى با جاده ابريشم دارد؟ تا آنجا كه مى دانيم جاده ابريشم از شمال چين شروع مى شد و پس از گذشتن از كشورهاى آسياى مركزى، ايران و تركيه به دروازه اروپا يعنى يونان مى رسيده است. در اين بين چينى ها اگر چه به خوبى حق قزاقستان و تركيه را دادند اما به ايران جفايى بزرگ كردند. هرچند به ماركوپولو و ايتاليا سهمى نرسيد اما آنچه به ما مربوط مى شود اين است كه اين فرصت طلايى نبايد از دست برود.
پس از اينكه داستان حمل مشعل رسانه اى شد مسوولان كميته المپيك به صرافت افتادند كه مى شود نامه اى به كميته برگزارى المپيك نوشت و سهم خواهى كرد اما آنچه كه معلوم است كسى در كميته المپيك ايران چندان اصرار ندارد كه مشعل المپيك پكن از ايران بگذرد وگرنه حداقل نامه اى هم به ژاك روگ كه طراح عبور مشعل از جاده ابريشم بود، مى نوشتند و احقاق حق مى كردند.
دوستان ما در كميته المپيك، سازمان ورزش و حتى هيأت دولت گويا متوجه نيستند كه اينجا حرف از يك اتفاق حاشيه اى ورزش نيست بلكه صحبت از يك واقعيت تاريخى است.
در واقع اين اتفاق و رويدادى است براى آغاز يك تحريف تاريخى و سكوت در برابر آن يعنى كوتاه آمدن در برابر هجمه دشمنان. از تمام اين رويكردهاى فرهنگى، سياسى كه بگذريم، نگاهى فرهنگى، اجتماعى به پديده حمل مشعل بايد مسوولان ورزش كشور را تحريك مى كرد كه براى اولين بار حمل مشعل المپيك را به ايران بياورند. اصول تقسيم مسير حمل مشعل حاكى از آن است كه هيچ مزيتى براى كشورهاى صاحب ورزش وجود ندارد و اغلب كشورهايى كه مشعل از آنها عبور مى كند در جدول رده بندى المپيك در رده هاى بالا قرار نمى گيرند.
به اين گفته على كفاشيان دقت كنيد «ما براى حمل مشعل برنامه اى نداشتيم اما حالا كه مسأله رسانه اى شده است آن را پيگيرى مى كنيم». و اين حاكى از بى توجهى مسوولان به حمل مشعل المپيك و تبعات تبليغاتى آن است كه مى توانست چهره اى زيبا از ايران در سراسر جهان منتشر كند اما دريغ كه از المپيك و ورزش تنها قهرمان شدن را شناخته ايم و كسى نيست كه به حاشيه هاى پراثر ورزش توجه كند. تمام هم و غم خود را گذاشته ايم كه تعداد بيشترى از ورزشكاران را به المپيك ببريم و بيشتر مدال بگيريم. همچنين تازه در اين راه هم موفق نيستيم و فقط تلاش مى كنيم.
اين در حالى است كه ابعاد تبليغاتى ورزش بسيار گسترده تر از آن است كه ما تصور مى كنيم و مى شناسيم. چينى ها قريب به يك سال ديگر ميزبان المپيك هستند اما از هم اكنون خود را به صدر اخبار آورده اند و توجه افكار عمومى جهان را به خود معطوف كرده اند.
آيا ما نيز بلديم از اين فرصت ها استفاده كنيم. اگر بلد بوديم مثل برخى از كشورها كه حتى راضى بودند پول بدهند تا مشعل از كشورشان عبور كند پا پيش مى گذاشتيم و به هر ضرب و زورى بود مشعل المپيك را به تهران مى آورديم اما گويا سرى كه درد نمى كند را دستمال نمى بندند.
|
|
|
|
|
مهدى اميرپور
گزارشى از مصائب و مشكلات تيم فوتبال زنان ايران
دختران حوادر زمين فوتبال
در روزهايى كه ورزشگاه ۱۰ هزار نفرى آرارات تهران ميزبان ۲۰۰ تماشاگر دختر بود و در وضعيتى كه تيم زنان ايران خودش را براى مسابقات فوتبال زنان غرب آسيا آماده مى كند، اين تيم در دو مسابقه دستگرمى با اردن به دو پيروزى ۲-3 رسيد. اين اتفاقات باز هم بحث فوتبال زنان در ايران را باز كرد. اينكه اصلاً زنان، چه جايگاهى در فوتبال زنان دنيا دارند و اينكه اصلاً زنان دنيا چه جايگاهى در فوتبال دارند، اولين سوالاتى است كه پس از شنيدن خبر پيروزى ۲-3 مقابل اردن به ذهن هر كسى مى رسد. به هر حال وقتى بشنويد تماشاگران اين دو بازى چه صحنه هائى را در مسابقه ديده اند، مى توانيد مطمئن باشيد فوتبال زنان در ايران هنوز كاملاً آماتور است؛ هر چند كه فوتسال زنان در ايران ۱۰ سال سابقه داشته و تيم زنان ايران هم دو سال كامل را در اردو سپرى كرده باشد. به هر حال فوتبال زنان ايران با اينكه در اين چند سال توانسته نايب قهرمانى فوتبال غرب آسيا و قهرمانى فوتسال غرب آسيا را مال خود كند اما هنوز كسى نمى داند اين تورنمنت ها چه جايگاهى در فوتبال دنيا دارند و زمانى هم كه خديجه سپنجى رئيس كميته زنان فدراسيون فوتبال اعتراف مى كند اردن قوى ترين تيم غرب آسيا است كسى حرفش را نمى فهمد.
---
فوتبال در اصل ورزش مردانه اى است. اين موضع گيرى ارتباطى به گرايش هاى ضدفمينيستى ندارد. وقتى بدانيد كه جام جهانى مردان از سال ۱۹۳۰ آغاز شده و زنان ۶۱ سال پس از آن در ۱۹۹۱ صاحب جام جهانى شدند، مى فهميد كه فوتبال را بايد مردانه به حساب آورد.
البته اين به معناى بيگانگى زنان با فوتبال نيست. مديران فيفا پيش بينى كرده اند تا سال ۲۰۱۰ تعداد زنان و مردان فوتباليست با هم برابر شود. شايد اولين گامى كه فوتبال را به بخش هاى زنانه و مردانه تقسيم كرد، قانون اتحاديه فوتبال انگليس در سال ۱۸۹۲ بود كه حضور مختلط زنان و مردان را در تيم هاى فوتبال ممنوع كرد. سه سال پس از آن اولين بازى رسمى فوتبال زنان بين دختران جنوب و شمال انگليس انجام شد كه در آن مسابقه، تيم شمال ۲-7 تيم جنوب را شكست داد. فوتبال زنان در آن سال ها كم كم بين دختران انگليسى جا افتاد تا اينكه در سال ۱۹۱۷ زنان كارگر كارخانه «ديك كرز» يك تيم حرفه اى فوتبال تشكيل دادند. آنها با اينكه تحت فشار نشريات انگليسى بودند و حتى از سوى خويشاوندان خود هم كنار گذاشته شده بودند، به قدرى براى فوتبال انگيزه داشتند كه بالاخره توانستند در سال ۱۹۲۰ در يك بازى ۵۳ هزار تماشاگر را به ورزشگاه گوديسون پارك اورتون بكشانند.
بليت تمام مسابقات اين تيم براى كمك به امور خيريه فروخته مى شد اما در سال ۱۹۲۱ وقتى اتحاديه فوتبال انگليس به بهانه خطرناك بودن فوتبال براى همه زنان اين ورزش را براى خانم ها ممنوع كرد، اين تيم منحل شد اما در اين سال ها در فرانسه زنى به نام «ميا» اتحاديه فوتبال زنان فرانسه را تاسيس كرد. اين حركت در فرانسه باعث شد مردهاى سنتى انگليس در چشم و هم چشمى با همسايه، آزادى در فوتبال را به زنان خود برگردانند. تا اينكه در سال ،۱۹۵۲ ۳۰ تيم فوتبال زنان در انگليس به وجود آمد.
در سال ۱۹۷۰ اولين جام جهانى غيررسمى زنان برگزار شد و در ۱۹۹۲ يك سال پس از اينكه اولين جام جهانى رسمى زنان با قهرمانى امريكا به پايان رسيد، اولين ليگ حرفه اى فوتبال زنان هم در امريكا آغاز به كار كرد. چند سال پس از آن «آنا دى تونى» اولين داور زنى بود كه بازى از سرى A را سوت زد.
در آن سال ها «كارولينا موراسه» هم با مربيگرى تيم ويترسه نخستين مربى زن يك تيم حرفه اى مردان شد. در سال ۱۹۹۵ دومين دوره جام جهانى زنان در سوئد با قهرمانى نروژ به پايان رسيد. در سال ۱۹۹۹ امريكا، چين را شكست داد تا قهرمان جام سوم شود. در سال ۲۰۰۳ هم كه مسابقات به خاطر بيمارى سارز در چين برگزار نشد، امريكا ميزبان بود و آلمان قهرمان شد تا ناكامى خودش در فينال جام جهانى ۲۰۰۲ مردان را جبران كند. جام ۲۰۰۷ هم دو ماه آينده آغاز مى شود اما با وجود اينكه تيم زنان ايران دو سال است فعاليت مى كند، در مسابقات مقدماتى آن شركت نكرده. تا حالا كسى سراغ اين قضيه نرفته كه «چرا».
---
الان ۱۴۲ كشور رسماً در فوتبال زنان فعاليت مى كنند و ايران هنوز جايى در بين آنها ندارد. وقتى به رنكينگ اين ۱۴۲ كشور نگاه مى كنيم حتى به نام هائى چون ليبريا، كنيا، مالديو، گرجستان، بحرين و كنگو برمى خوريم ولى ايران جايى در آن ندارد. البته خديجه سپنجى نايب رئيس بانوان فدراسيون فوتبال ايران نويد داده كه زنان ايران به زودى در رنكينگ جهانى فيفا هم مى روند اما وقتى تيم زنان ايران اجازه حضور در مسابقات رسمى فيفا را ندارد، اين حضور چندان به كار ايران نمى آيد. ايران نه در مسابقات مقدماتى جام جهانى، نه در مسابقات مقدماتى المپيك شركت نمى كند. توجيه آن هم بسيار ساده است. طبق ماده چهارم از آيين نامه بازى فوتبال پوشش بازيكنان فوتبال پيراهن، شورت ورزشى، جوراب و كفش ورزشى است و از آنجا كه دختران ايرانى حجاب شان را هم در مسابقات حفظ مى كنند، مقنعه هاى آنها جزء لوازم اضافى به حساب مى آيد و داور اجازه آغاز بازى با اين وضعيت را نمى دهد.
البته اين مشكل تنها براى تيم ايران نيست. تمام كشورهايى كه زنان در آن حجاب را انتخاب كرده اند، در مسابقات رسمى فيفا جايى ندارند. حتى سال گذشته هم كه يك تيم از زنان مسلمان در اسكاتلند مى خواست در ليگ باشگاهى زنان اين كشور شركت كند، با مخالفت فدراسيون فوتبال اسكاتلند مواجه شد. البته اين مشكل بزرگى نيست. در واليبال هم بازيكنان حق ندارند غير از لباس هاى مرسوم، چيزى اضافه همراه خود داشته باشند اما لابى فدراسيون واليبال ايران با FIVB دست آخر به موافقت فدراسيون با لباس اسلامى دختران ايران ختم شد. لباس اسلامى دختران در تكواندو و بسكتبال هم در چند سال گذشته به تأييد فدراسيون هاى جهانى رسيده اما هنوز فيفا بابت اضافه كردن روسرى و مقنعه به لوازم همراه بازيكنان در ماده چهارم آيين نامه فوتبال كوتاه نيامده. با اين حساب باز هم تيم زنان ايران بايد خودش را با حضور در تورنمنت ساليانه غرب آسيا سرگرم كند. تورنمنتى كه در آن تمام تيم هاى شركت كننده با لباس هاى اسلامى فوتبال بازى مى كنند و به نوعى فعلاً حق شركت در مسابقات رسمى فيفا را ندارند. الان در قاره آسيا ۲۱ تيم در رنكينگ جهانى زنان حضور دارند و در اين بين تنها سه كشور از غرب اين قاره در رنكينگ حضور دارند. اردن، بحرين و لبنان تنها كشورهايى هستند كه در اين رنكينگ حضور دارند و البته نيازى به توضيح ندارد كه اين سه تيم در مسابقات رسمى بدون حجاب اسلامى به زمين مى روند.
---
سابقه فوتبال زنان در ايران برمى گردد به سال ۱۳۵۰. زمانى كه بالاخره فدراسيون فوتبال با تشكيل تيم ملى زنان موافقت كرد. پيش از آن دختران ايرانى در تيم هاى محلى و خيابانى همراه مردان بازى مى كردند اما پس از اينكه فوتبال زنان در كشورهاى سنگاپور و هند و كره جنوبى جا افتاد، در ايران هم به فكر تاسيس باشگاه براى فوتبال دختران افتادند. اولين تيم فوتبال زنان ايران به كمك باشگاه تاج تهران تاسيس شد و جالب اينكه مربى آن تيم كسى نبود جز منصور پورحيدرى. در آن سال ها تاج در اوج بود و حتى توانسته بود قهرمانى جام باشگاه هاى آسيا را هم مال خود كند. براى همين دختران زيادى به فوتبال علاقه مند شده بودند و بالاخره باشگاه تاج به خاطر درخواست آنها تيم فوتبال زنان خودش را راه انداخت.
تيم زنان تاج با تيم هائى از زنان آلمان و بلژيك هم مسابقه داد و پس از آن تيم زنان پاس هم تشكيل شد اما پس از انقلاب اسلامى فوتبال زنان سال ها رونق نداشت تا اينكه در سال ۱۳۷۶ پس از صعود تيم ملى فوتبال به جام جهانى ۱۹۹۸ باز هم دختران ايرانى به فوتبال علاقه مند شدند. با اين حساب پس از تعطيلى ۲۲ ساله، فعاليت زنان در اين ورزش باز هم آغاز شد. البته پيش از آن هم چند دوره مسابقه فوتسال زنان در دانشگاه الزهرا برگزار شده بود ولى جرقه اصلى سال ۱۳۷۹ با تاسيس انجمن فوتبال زنان در فدراسيون فوتبال زده شد. هر چند كه در سال هاى ابتدايى اين انجمن فعاليتى در زمينه فوتبال نداشت و تنها دنبال جا انداختن فوتسال بين دختران بود. با اين اتفاقات اولين دوره مسابقات فوتسال دختران با حضور ۲۵ تيم انجام شد. پس از آن مسابقات منطقه اى اين رشته پا گرفت تا اينكه سال ۱۳۸۱ مسابقات دسته اول فوتسال دختران قهرمانى كشور با هشت تيم آغاز شود؛ مسابقاتى كه هنوز هم در حال برگزارى است. از سوى ديگر در سال ۱۳۸۴ شرايط براى انجام مسابقات «فوتبال» دختران هم فراهم شد. در آن سال با فراخوانى، تيم هاى بانوان در استان ها شكل گرفتند. 24 تيم رقابت ها را آغاز كردند كه در پايان مسابقات ۱۳۸۴ اين تيم ها به دسته اول، دسته دوم و دسته سوم تقسيم شدند. مسابقات از سال ۱۳۸۵ در اين سه دسته و با حضور هشت تيم در هر دسته انجام مى شود.
---
در دو سال گذشته زمين شماره سه مجموعه ورزشى آزادى يك جورى زمين خانگى زنان فوتباليست به حساب مى آمد اما دو ماه پيش در ابتداى تابستان به انجمن فوتبال زنان ايران خبر دادند كه اين زمين در تابستان به يك مدرسه فوتبال پسرانه اجاره داده مى شود. با اين اتفاق فوتبال زنان تنها زمين خود را از دست داد و زمانى هم كه اردن براى يك مسابقه تداركاتى به ايران آمد، مسابقه در ورزشگاه آرارات انجام شد. با اين حساب وقتى با هر يك از مديران، مربيان و بازيكنان دختر فوتبال ايران حرف بزنى، مى فهمى كه اولين مشكل آنها زمين چمن است. زهرا سليمانى ۲۵ ساله كه گلر تيم زنان ايران است، مى گويد؛ «وقتى در كمپ تيم ملى مردها تمرين مى كنيم خيلى خوب است. اما زمين شماره سه به هيچ وجه خوب نيست. آنقدر سنگ و خاكريزه دارد كه وقتى شيرجه مى زنم، تمام پوست پهلوهايم ساييده مى شود، البته الان هم كه اين زمين را از ما گرفتند.» حالا اگر اين مشكل را كنار وعده محمود احمدى نژاد رئيس جمهور ايران براى ساخت فضاهاى ورزشى براى زنان در تمام استان ها بگذاريم، اصلاً عجيب نيست كه بشنويم محمد على آبادى رئيس سازمان تربيت بدنى ايران از يك سال پيش به دنبال يك استاديوم اختصاصى براى فوتبال زنان بوده. البته نكته جالب اينجاست كه طرح اجراى اين استاديوم هم به عهده يك خانم است. خانم «اميراختيار» سه ماه پيش بالاخره طرح استاديوم ۴۰ هزار نفرى زنان را به محمد على آبادى داد. اين طرح بنا است در دو فاز اجرا شود. فاز اول ساخت كاسه استاديوم، زمين فوتبال و جايگاه تماشاگران را شامل مى شود و فاز دوم ساخت سقف براى اين ورزشگاه. فعلاً هم چهار ميليارد تومان براى اين كار كنار گذاشته شده تا عمليات احداث آن با سرعت آغاز شود. البته محلى كه براى اين استاديوم انتخاب شده، كمى در آغاز كار ساخت و ساز مشكل ساز شده. تپه خرگوشى در جوار استاديوم ۱۰۰ هزار نفرى مجموعه ورزشى آزادى به وسعت سه هكتار براى اين كار كنار گذاشته شده اما مشكلى كه آغاز ساخت و ساز را تا الان عقب انداخته ۴۰۰ اصله درختى است كه روى تپه در حال خشك شدن هستند. سازمان محيط زيست با قطع اين درخت ها مخالفت كرده و حتى اين مشكل احتمالاً توسط على آبادى معاون رئيس جمهور به يكى از جلسات هيأت وزيران هم برسد. الان تمام دغدغه انجمن فوتبال زنان رضايت سازمان حفاظت محيط زيست براى قطع اين ۴۰۰ درخت خشك است. با حل اين مشكل، با به مناقصه گذاشتن طرح و كار عملياتى، ساخت و ساز استاديوم آغاز مى شود. به هر حال تپه خرگوشى يكى از بهترين انتخاب ها براى احداث استاديوم مخصوص زنان است. بالاخره وقتى اين استاديوم در كنار استاديوم ۱۰۰ هزار نفرى آزادى ساخته مى شود به راحتى مى توان از امكانات سخت افزارى مجموعه براى اين ورزشگاه استفاده كرد. مثلاً همين كه با اين كار استاديوم زنان ديگر به پاركينگ احتياج ندارد و تماشاگران خانم مى توانند از پاركينگ هاى استاديوم ۱۰۰ هزار نفرى استفاده كنند، جزء ابتدايى ترين نمونه ها است. چمن رولى، اسكوربورد، سيستم صوتى عالى، صندلى براى جايگاه تماشاگران و سقف استاندارد از امكانات ويژه اى است كه براى اين ورزشگاه ۴۰ هزار نفرى در نظر گرفته شده. زمان ساخت و ساز فاز اول دو سال و فاز دوم يك سال است.
البته اين زمان بندى براى روزى است كه فاز اول آغاز شده باشد نه حالا.
---
از روزى كه «ژو» سرمربى چينى تيم فوتبال زنان ايران بالاى سر دختران عاشق ايرانى قرار گرفته هر كسى به آينده اين تيم اميدوار شده. البته آينده براى اين تيم چيزى نيست جز مسابقات فوتبال غرب آسيا كه ۱۲ تا ۱۷ شهريور در امان پايتخت اردن انجام مى شود. چند روز پيش كه قرعه كشى مسابقات تمام شد و ايران همراه فلسطين و سوريه در گروه دوم مسابقات قرار گرفت، احتمال تكرار نايب قهرمانى سال گذشته بالا رفت. در گروه اول اين مسابقات اردن، لبنان و عراق حضور دارند و اگر ايران بتواند اردن را هم شكست بدهد شايد به قهرمانى تورنمنت برسد. به هر حال پس از اينكه تيم زنان ايران در دو بازى دوستانه ۲- 3 اردن را شكست داد، در روزهاى آينده هم دو بازى دستگرمى با تيم ملى آذربايجان خواهد داشت تا در آخرين روزهاى مانده به مسابقات به آمادگى كامل برسد. اين دومين بارى است كه تيم زنان ايران در اين تورنمنت شركت مى كند و احتمال قهرمانى ايران در آن كم نيست. البته از سوى ديگر تيم فوتسال زنان ايران هم پس از اينكه دو ماه پيش در مسابقات فوتسال قهرمانى غرب آسيا به قهرمانى رسيد حالا خودش را براى بازى هاى آسيايى داخل سالن در ماكائو آماده مى كند؛ بازى هائى كه تمام ورزش هاى داخل سالن را شامل مى شود و فوتسال فقط يكى از آنها است. ميترا چين سرى سرمربى اين تيم اميد دارد در اين بازى ها به مقام آبرومندى برسد. برخلاف دورانى كه آتوسا حجازى دختر ناصر حجازى سرمربى استقلال و نيلوفر اردلان دختر اسماعيل اردلان مربى گلرهاى سپاهان در فوتسال بودند، الان ديگر اين ورزش ستاره ويژه اى ندارد. فعلاً كه همه منتظرند تا آبان ماه در مسابقات فوتسال زنان بازى هاى آسيايى داخل سالن نمايش تيم زنان ايران را تماشا كنند. ايران در گروه A اين مسابقات با تايلند، مالزى و ژاپن قرار دارد و در گروه B مسابقات هم ازبكستان، چين و ويتنام حضور دارند. البته سطح اين مسابقات به مراتب بالاتر از تورنمنت غرب آسيا است و بايد كمى واقع بينانه با نتيجه تيم فوتسال در اين مسابقات كنار آمد. به هر حال اين چيزى كه به نام فوتبال زنان در ايران مى بينيم، ورزش آماتورى است كه تنها ۵ سال سابقه دارد. براى پيشرفت آن بايد سال ها صبر كرد تا شايد بالاخره زنان فوتباليست ايران به المپيك هم برسند. باوركردنى نيست ولى در امريكا يك فوتباليست زن به نام «براندى چيتسن» بين تماشاگران حتى از ستارگان تيم فوتبال مردان امريكا هم محبوب تر است.
براى فهميدن اينكه اين اتفاق در ايران قابل وقوع است يا نه، بايد سال ها صبر كرد.
|
|
|
|
|
درآمد فوتباليست ها بايد كاهش يابد
يك نظرسنجى درباره «دستمزد معقول و منصفانه» در بريتانيا، حاكى از فاصله زياد بين تصور اكثر مردم از دستمزد مناسب براى يك روز كار، با درآمد واقعى اشخاص است.
مؤسسه نظرسنجى يو گاو (You Gov) براى رسيدن به اين نتيجه گيرى نظر سه هزار نفر را جويا شده است.
بيشتر شركت كنندگان در اين نظرسنجى معتقد بودند كه ارزش فوتباليست هاى ليگ برتر، تنها ۶۲ هزار پوند در سال، يعنى يك دهم درآمد واقعى آنان است.
در همين حال به عقيده شركت كنندگان در نظرسنجى، حقوق سالانه اى كه بيشتر از ۱۲۰ هزار پوند نباشد، براى مديران اجرايى شركت هاى بسيار بزرگ، رقمى عادلانه است، اين رقم با درآمد واقعى آنان يعنى ۷۵۰ هزار دلار در سال فاصله بسيار زيادى دارد.
تنها سيزده درصد شركت كنندگان در نظرسنجى معتقد بودند كه به مديران ارشد شركت هاى بزرگ بايد بيشتر از پانصد هزار پوند در سال پرداخت شود.
نسبت كسانى كه مى گفتند درآمد سالانه بالاى پانصد هزار پوند براى فوتباليست هاى ليگ برتر درآمدى عادلانه است، تنها نه درصد بود.
طبق اين نظرسنجى، درآمد نويسندگان كتاب هاى پرفروش نبايد بيشتر از هشتاد هزار پوند در سال باشد.
شركت كنندگان در اين نظرسنجى، حقوق سالانه مناسب براى گوردون براون، نخست وزير بريتانيا را ۱۳۵ هزار پوند تعيين كرده بودند، يعنى پنجاه هزار پوند كمتر از حقوق واقعى اش.
نظر سنجى نشان مى دهد كه مردم حقوق سالانه هفتاد هزار پوند را براى پزشك خانواده يا پزشك عمومى كافى مى دانند در حالى كه درآمد واقعى اين پزشكان غالباً بيش از يكصد هزار پوند در سال است.
همچنين، حقوق سالانه پرستاران مجرب كه در سال هاى ميانى خدمت ۲۶ هزار پوند است، به نظر شركت كنندگان در نظرسنجى بايد ۳۳ هزار پوند باشد.
اين نظرسنجى كه بخشى از پروژه تحقيقى عمده اى درباره منصفانه بودن درآمدها در بريتانياست و قرار است پائيز امسال منتشر شود، حاكى ازحمايت عمومى از افزايش حقوق شاغلان برخى از حرفه هاى مورد اعتماد مردم است.
تام همپسون، يكى از نويسندگان گزارش مورد بحث مى گويد اين نظرسنجى نشان مى دهد كه مردم به طور غريزى عليه كسانى كه درآمد كلان دارند واكنش نشان مى دهند و مى خواهند انصاف بيشترى در جامعه وجود داشته باشد.
|
|
|
|
|
كشتى آزاد جوانان ايران نايب قهرمان جهان شد
تيم كشتى آزاد جوانان ايران با اختلاف يك امتياز نسبت به تيم روسيه، نايب قهرمان كشتى جوانان جهان شد.
در اين دوره بازيها كه در شهر پكن چين برگزار شد، روسيه با ۵۷ امتياز اول شد، ايران با ۵۶ امتياز در مقام دوم ايستاد و تركيه با ۵۱ امتياز در رده سوم قرار گرفت.
تيم ايران در اين دوره موفق شد ۱ طلا، ۱ نقره و ۳ برنز كسب كند. براى ايران تقوى طلا گرفت، آذرشكيب به مدال نقره رسيد و داداش زاده، عليزاده و قاسمى به مدال برنز قناعت كردند.
نكته جالب اين مسابقات اين بود كه تيم قهرمان در آخرين بازى مسابقات، فينال وزن ۱۲۰ كيلوگرم، مشخص شد.
در اين بازى محمدرضا آذرشكيب از ايران با بختيار احمداف از روسيه كشتى گرفت و امتيازات دو تيم ايران و روسيه به نحوى بود كه هر يك از دو كشتى گير كه پيروز مى شد، تيمش به مقام قهرمانى مى رسيد.
اما حريف روس در همان وقت اول آذرشكيب را ضربه فنى كرد تا روسيه با يك امتياز اختلاف قهرمان شود.
در دوره قبلى اين بازيها تيم روسيه با ۱۰ امتياز اختلاف نسبت به ايران اول شد و ايران با ۱۷ امتياز اختلاف نسبت به اوكراين در جاى دوم قرار گرفت.
در مسابقات كشتى فرنگى نوجوانان جهان نيز، كه چند روز پيش در پكن برگزار شد، جوانان ايران بعد از روسيه و قزاقستان به مقام سوم رسيدند.
|
|
|
|
|
جزئيات آزمون جديد براى كسب تابعيت استراليا
دولت استراليا جزئيات آزمون جديد براى مهاجرينى كه قصد كسب تابعيت اين كشور دارند را اعلام كرده است.
از متقاضيان درباره تاريخ، نهادها و فرهنگ استراليا سئوال خواهد شد.
متقاضيان تابعيت استراليا همچنين بايد به رعايت ارزش هاى اجتماعى استراليا از جمله بردبارى، همبستگى و برابرى جنسيتى، خود را متعهد كنند.
از متقاضيان، امتحان زبان انگليسى نيز به عمل خواهد آمد.
براى واجد صلاحيت شناخته شدن، متقاضيان بايد به ۱۲ سئوال از ۲۰ سئوال پاسخ صحيح بدهند.
نيكى بريانت، خبرنگار بى بى سى در سيدنى، مى گويد پاسخ برخى سئوال ها مانند اينكه اولين نخست وزير استراليا چه كسى بود و يا اينكه اولين مهاجرين اروپايى در چه تاريخى قدم به استراليا گذاشتند را، بسيارى از خود استراليايى ها هم نمى دانند.
انتظار مى رود آزمون جديد براى كسب تابعيت استراليا، در ماه هاى آينده به اجرا درآيد.
مقامات استراليايى بر اين نكته تأكيد مى كنند كه هدف از اين آزمون تازه، پيشبرد يكپارچگى و وحدت اجتماعى است.
منتقدين مى گويند اين آزمون تبعيض عليه مهاجرينى است كه از كشورهايى مى آيند كه انگليسى زبان نيستند.
|
|
|
|
|
تيم واليبال نوجوانان ايران قهرمان جهان شد
تيم ملى واليبال نوجوانان ايران در يك فينال طولانى و نفسگير، با پيروزى سه بر دو بر تيم نوجوانان چين به مقام قهرمانى جهان دست يافت.
اين مسابقه در حضور ۴۰۰۰ تماشاگرى انجام شد كه بيشتر از ايالت كاليفرنياى آمريكا به شهر مرزى تيخوآناى مكزيك آمده بودند.
در مسابقه اى كه دو ساعت و ۲۲ دقيقه به طول انجاميد، نوجوانان ايران در پنج «ست» به ترتيب ۲۵-،۲۱ ۲۲-،۲۵ ۲۴-،۲۶ ۲۹-۳۱ و ۷-۱۵ به پيروزى بزرگى رسيدند كه قهرمانى جهان را در پى داشت.
ايران در نيمه پايانى سه بر صفر تيم فرانسه را شكست داده و چين همين نتيجه را در برابر آرژانتين بدست آورده بود.
سايت فدراسيون بين المللى واليبال با عنوان ايران «قهرمان تازه قهرمانى نوجوانان پسر جهان» نوشت: ايران با پيروزى بر چين، بر كتاب هاى تاريخ واليبال راه يافت تا قهرمان پسران نوجوان جهان شود.
اين موفقيت در يك «فينال» سراسر آسيايى تماشايى در تالار جيمنازيو دو اسوس مالتيپلز به ثبت رسيد. مقام دوم هم براى چين بهترين مقام واليبال اين كشور در اين رده سنى بود.
پس از اين كه نوجوانان ايران در سال هاى ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ به ترتيب در قاهره و تايلند نقره و برنز گرفتند، اين طلا هم به افتخارات آنان اضافه شد.
مسابقه پايانى يك بازى مهيج پنج ستى بود كه در آن مجتبى غياثى بهترين و با ۳۰ امتياز، پر امتياز ترين بازيكن زمين نشان داد. براى تيم چين «چن پينگ» ۲۱ امتياز بدست آورد. چين تاكنون به مسابقه پايانى راه نيافته و تنها در سال هاى۱۹۹۹ و ۲۰۰۳ دو باربه مقام نهم رسيده بود.
به گزارش اين سايت، پيش از مسابقه ايران و چين در يكشنبه شب ۲۶ اوت، فرانسه با پيروزى سه بر يك بر آرژانتين به مقام سوم و مدال برنز رسيده بود.
نسل جديد واليبال فرانسه به عنوان تيم قهرمان نوجوانان اروپا، در رقابت هاى پرشگفتى قهرمانى جهان به عنوان پديده فرداى قاره اش ظهور كرد.
نوجوانان ايران پيش از پيروزى بر چين و فرانسه، بر تيم هاى ملى نوجوانان برزيل، آرژانتين، لهستان، كوبا و پورتوريكو پيروز شده و تنها به تيم هند باخته بودند.
رده بندى پايانى ۱- ايران ۲- چين ۳- فرانسه ۴- آرژانتين ۵- لهستان ۶- بلژيك ۷- برزيل ۸- هند ۹- روسيه ۱۰ آلمان ۱۱- پورتوريكو ۱۲- مكزيك ۱۳- كوبا ۱۴- تونس ۱۵ آمريكا ۱۶- مصر.
عنوان با ارزشترين بازيكن براى مجتبى غياثى
از نگاه فدراسيون بين المللى واليبال بهترين هاى واليبال در تيخوآنا و مكزيكالى به ترتيب زير بود:
با ارزشترين بازيكن: مجتبى غياثى از ايران
بهترين امتياز آور: سينگ مانديپ از هند
بهترين حمله بر: هوانگ بين از چين
بهترين سرويس زننده: رونالدو سه په دا از كوبا
بهترين بلوك كننده: عليرضا جديدى از ايران
بهترين پاسور: نيكولاس اوريارته از آرژانتين
بهترين ليبرو: اريك شوجى از آمريكا
بهترين مدافع: اريك شوجى از آمريكا
بهترين دريافت كننده: دنيس دل واله از پورتوريكو
|
|
|
|
|
كاراته ايران در جايگاه سوم آسيا
مسابقات قهرمانى كاراته آسيا با قهرمانى ايران در بخش كميته مردان و مقام سومى اين تيم در مجموع زنان و مردان به پايان رسيد.
در اين رقابتها كه در مالزى برگزار شد تيم ايران در كميته انفرادى مردان به ۴ مدال طلا، ۴ مدال نقره و يك مدال برنز دست يافت و در اين رده به مقام قهرمانى رسيد.
در كميته تيمى مردان تيم ايران كه مدافع عنوان قهرمانى بود در ديدار فينال به مصاف ژاپن، حريف اصلى اش در آسيا، رفت ولى موفق به پيروزى نشد و به مدال نقره اكتفا كرد.
اما در مجموع كاراته زنان و مردان، تيم ژاپن با ۱۰ طلا، ۲ نقره و ۳ برنز در جاى اول ايستاد، مالزى با ۴ طلا، يك نقره و ۲ برنز دوم شد و ايران با ۴ طلا، ۵ نقره و ۴ برنز در جاى سوم ايستاد. تيم كويت نيز چهارم شد.
براى ايران در اين دوره نادرجودست، مازيار الهامى، منصور حسن بيگى و جاسم ويشگاهى طلا گرفتند.
|
|
|
|