Nimrooz
Vol. 18, No. 946, August 31, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۴۶ - جمعه ۹ شهريور ۱۳۸۶
پليس خوابيده بود زنى شبكه حسن كثاقت را لو داد
فيلم سكسى كه همه ديدند براى بى آبرو كردن پليس بود
شو امام زمان با شركت جنتى، احمدى نژاد و خرعلى
امنيت از بين رفته پليس دنبال مو وسلمانى است
چرا كسى به فكر اسانلو نيست
پزشك ها مسافركشى ميكنند و دولت به فكر صادرات كارگر ساده است
هر چه بدبختى بيشتر ميشود ادعاهاى دولت و سپاه بزرگتر ميشود
تهران كه همه زندگيش در اين روزها گول زدن مردم با امام زمان است تازه ترين كلكش هم بيعت با امام
كه به سردستگى جنتى و احمدى نژاد و خرعلى صورت ميگيرد و هزار هزار مردم فريب خورده هم از صبح به شادمانى و براى بيعت كردن با آقا صف ميكشند و كسى نميگويد چرا احمدى نژاد از كيسه ما چنين خرجهائى را ميكند و در تاكسى ها هم هر روز دعواست يك طرف او را امام زمانى صدا ميكند و طرف ديگر او را شارلاتان و خدا ميداند در روستاها كه ما خبر نداريم چه خبرست وقتى در محيط هاى دانشگاهى اين طورست ديگر چه انتظارى ميتوان داشت از روستاها و ومردمى كه همه چيزشان دست مسجدست و آخوندو در اين وضعيت چى ميگويند اين تلويزيون هاى لوس آنجلسى كه اصلا خبرى از وضع ما ندارند. نميدانند كه روزى چند دانشجو را به زندان ميكشند. اصلا چيزى درباره منصور اسانلو نميگويند و از خودشان نميپرسند كه چرا اسانلو را دوباره گرفتند. بعد اعضاى سنديگاى كارگزاران شركت واحد را هم زندانى كرده اند و در زندان به جان هم انداخته اند و همه را عليه اسانلو شورانده اند به طورى كه خانواده هاى اين بيچهاره هم به جان هم افتاده اند. اين را با اشك و حسرت دانشجوئى ميگفت كه از ابتداى دستگيرى شركت واحدى ها هر روز به ديدار آنها ميرفت.
در چنين فضائى دو روزى هم سروصدا به راه انداختند كه موشك درست كريده ايم واى به حال اروس. هر چه بدبخت تر ميشوند صدايشان بلندتر ميشود. ديروز احمدى نژاد از تلويزيون ميگفت دنيا پذيرفته كه ما قدرت منطقه اى هستيم اما ما قدرت جهانى شده ايم. از همان حرفهائى كه شاه مقتدر گفت و اين آمريكائى ها خدمتش رسيدند. حالا اين پيزرى ها كه توان حفظ مرزهاى كشور را ندارند و قاچاقچى ها لوله كشى كرده اند دپگر چى ميگوند جز اين كه ملت را گوشت دم توپ كرده اند و ميكنند. در پى درج برخى اخبار منتسب به پرونده متهمى كه با ارسال بلوتوثى از صحنه هاى تعرض شديد به يك زن ميانسال اذهان عمومى را جريحه دار كرده بود، رئيس پليس استان تهران با رد برخى موضوعات عنوان شده اعلا م كرد كه اين متهم معروف به >كثافت• در شهريار دستگير شده بود و پرونده او در داديارى ملا رد شهريار در جريان است.
اصلا چرا راه دور همين ماجراى حسن كثافت مگر شوخى است. سردار با تبختر در تلويزيون ظاهر شد تا بگويد كه متهم اصلى پرونده بلوتوث وحشت را پيدا كرده ايم و مردم هم كه نميدانند بلوتوت چيست فكر ميكنند يك نفرست مثل اصغر قاتل. تازه ماجراى منتهى به دستگيرى حسن كثافت مربوط به افسران نيروى انتظامى نيست آنها كه زورشان بيشتر از دخترها و سلمانى هاى تهران به كسى نميرسد بدبخت ها. خود خبر را كه بخوانيد حسرت آورست.
نوشته زنى ميانسال پس از ضرب و شتم شديد از سوى ۷ شرور در حالى كه ملتمسانه تقاضاى رهايى داشته مورد تعرض قرار گرفته است، گفت: متاسفانه اين افراد به دنبال انجام اقدامات پليدشان از تمامى صحنه ها فيلم تهيه و در جريان انتشار بلوتوث وحشت، كينه شديد خود از پليس را آشكار كرده اند. يكى به اين بدبخت ها بگويد كينه پليس يعنى چه زن ها را ميبرند و تجاوز ميكنند و براى اينيكه حرف نزنند از آن ها فيلم ميگيرند اصلا پليس كجاى كار هست كه به كينه يا محبتش كارى بكنند. اين سردارهاى شكم كنده فقط هر كدام يك خانه و دو زن در تهران و يك ويلا در شمال ساخته اند و تازگى ها هر كدامشان يك خانه خلوت هم در يكى از آپارتمانهاى تهران دارند كه خانمچه اى خستگى كار را خيرسرشان از تن آنها به در ببرد. آتوقت ميگويند حسن كثافت به ما كينه داشت كه اين فيلمها را تكثير داشت. يكى بگويد چه كينه اى وقتى كه دفعه قبل يك بيچاره اى شكايت كرد و دستگير شد شما با گرفتن پول رهايش كرديد و حالا خودتان ميگوييد حسن براى چه به شما كينه داشته باشد.
حالا زن بيچاره كه تا نرفته بود گريان و از جان خودش نگذشته بود پليس خبر نداشت اعلام كرده كه حسن معروف به >كثافت• و شش تن از همدستانش در ارديبهشت ماه سال ،۸۶ يعنى پنج ماه قبل در شهريار، يك پمپ بنزين و پس از آن نيز درمانگاهى را به طور كامل تخريب كرده و در ادامه نيز باجه هاى تلفن همگانى را نيز از جا كنده بودند. اينها را زن گفته به پليس و حالا سردار زارعى كه اخوى اش هم مشاور مطبوعاتى رئيس جمهور شده قبلا سرمقاله نويس كيهان بود حالا در تلويزيون باد كرده كه. بدين ترتيب با موج وحشتى كه اين افراد در منطقه به راه انداختندمردم وحشت زده شدند و پليس تهران در جريان اجراى طرحى ضربتى، خرداد ماه، يعنى يك ماه بعدش، تمامى اين افراد را دستگير كرد و اين در حالى بود كه به دليل وجود تصاوير اقدامات شرورانه آنها كه در جريان اقدامات تخريب گرايانه شان تهيه شده بود، رد اتهامات از سوى متهمان امكان پذير نبود.
اما گوش كنيد به استدلال سردار متاسفانه در حالى كه اين افراد با قرار يك ميلياردريالى روانه زندان رجايى شهر شده بودند، فردى معروف به >جهانگير• كه سوابق خاصى در حوزه جرائم اقتصادى نزد پليس داشت، يعنى او هم از اشرار هست اما از آنحا كه يا پسر معاون قوه قضائيه است و يا خواهرزاده يكى ديگر فعلا نامش برده نمى شود با گذاشتن وثيقه به قيد ضمانت اين افراد را از زندان آزاد كرد. به به از اين جمهورى اسلامى كه يك نفر سابقه دار ميتواند با وثيثه شش نفر اشرار و متجاوز كه عكس و فيلمشان هم بوده است را آزاد كرده و بعد از آن ناگهان [البته ناگهانى هم نيست چون دو ماه مى گذرد] بلوتوثى در گوشى هاى تعدادى از تلفن هاى همراه مناطق استان تهران منتشر شد كه >حسن كثافت• را به همراه تعدادى از همدستانش در حال انجام اقدامات شنيع نشان مى داد. يعنى حسن كثافت براى اينكه به پليس بفهماند كه هيچ كارى نميتوانى بكنى و پول حكمفرماست هم تجاوز كرده و هم فيلم گرفته و روى مويايل رئيس پليس استان تهران فرستاده تصاوير غيراخلا قى منتشرشده، اشرار را در شرايطى غيرانسانى نشان مى داد و به اين ترتيب موجب تحريك اذهان عمومى شده بود. اما موجب نشد كه پليس احساس وظيقه كند. چون پليس به كار مهم رسيدگى به روسرى ها و سلمانى ها مشغول است.
آقاى سردار گزارش داد به ملت ايران كه پليس بار ديگر رد پاى اين شرور را شناسايى كرده و اين بار وى را در شهرك طلا اى منطقه ملا رد شهريار در شرايطى دستگير كرد كه وى به انواع تيغه هاى شمشير، قمه و اسپرى گاز اشك آور در مقابل پليس تجهيز شده بود.
آقاى رئيس پليس كه در جريان كشف هيچ اثرى نداشته است حالا در عين حال مدعى روزنامه هائى شده است كه از منابع ديگر خبر گرفته اند كه حسن دو تا افسر پليس همدست دارد و نه تجاوز ديگر هم كرده است.
به اين ترتيب چه تصور ميكنيد از مملكت امام زمان.
آقاى دكتر راننده
اولش فكر كردم راننده هاى تاكسى به شوخى به همكارشان >دكتر• مى گويند، اما با ديدن كارت نظام پزشكى... >ك. ف• كه سه سال است در رشته پزشكى عمومى فارغ التحصيل شده است يكه خوردم. البته فارغ التحصيلا ن رشته پزشكى كه راننده تاكسى يا مسافربر برون شهرى هستند، كم نيستند.
اين شروع گزارش نشريه باغ و باغچه است كه گزارش هاى اجتماعى با مزه اى دارد. كه در آن اضافه شده مشكل بيكارى در بين پزشكان عمومى كه به دليل مشكلا ت مالى و يا قبول نشدن نتوانسته اند، متخصص بشوند، بيشتر است. وى مى گويد: اگر پول داشته باشى كه مطب داير كنى شايد موقعيت خوبى پيدا شود، در غير اين صورت يا بايد در كلينيك ها با ماهى ۲۰۰ هزار تومان مشغول به كار شوى، يا اينكه دستيار پزشكان متخصص و يا راننده يا مشغول كار ديگر بشوى. وى با بيان اينكه در محيط كارى خود بعضا مورد اهانت قرار مى گيرد، افزود: متاسفانه جامعه براى پزشكان بيكار كه براى امرار معاش مجبور به روى آوردن به شغل ديگرى شده اند، ارزش قائل نيست. وى كه دوستش >م. پ<را براى مصاحبه معرفى مى كند، گفت: جاى تاسف است كه دولت اين همه هزينه براى بهترين هاى جامعه مى كند، اما نمى تواند با وجود نياز مردم از آنها استفاده كند.
<م. پ• كه در يكى از موبايل فروشى ها مشغول به كار است، اظهار داشت: به دليل نبود كار، در اين فروشگاه در كنار ديگر دوستانش كه آنها نيز فارغ التحصيل رشته هاى مهندسى و تجربى هستند، مشغول به كار است. وى با اشاره به اينكه شرايط كنونى وى نسب به ديگر دوستان پزشكش كه كار پيدا نكرده اند، بسيار بهتر است، افزود: برخى از هم دوره اى هايش ويزيتور شركت هاى پخش دارو و يا داروهاى گياهى شده اند و برخى ديگر كارمند اداره ها و راننده تاكسى و اتوبوس شدند.
وى مراجع بالاى رتبه دولت در جامعه پزشكان را مقصر عنوان كرد و گفت: من طرحم را در مناطق محروم زاهدان گذراندم و مى دانم كه آنان به پزشك نيازمندند، ولى نبود تامين مالى و زندگى مانع از ماندگار شدن پزشكان بخصوص آنان كه متاهل هستند، با حقوق ۲۰۰ هزار تومان شده است.
وى اضافه كرد: چند نفر از دانشجويان خوب هم دوره ايش در آژانس هاى مسافرتى هواپيمايى به عنوان ليدر تورهاى مسافرتى مشغول به كار هستند. >مهران صدر• از ديگر پزشكان متخصص بيكار مى گويد: وزارت بهداشت بارها به بهانه پزشك خانواده، پزشك مدارس، ترمينالها و راه آهن با وعده حقوق ۵۰۰ هزار تومان پزشكان زيادى را جذب كار كرد، اما زمان گرفتن حقوق، حق الزحمه آنان ۲۵۰ هزار تومان شد. وى افزود: در مقابل اعتراضمان به ما گفتند: <برويد خدا را هم شكر كنيد، چيزى كه زياد است پزشك بيكار<. مشاور سازمان نظام پزشكى اصفهان گفت: برخى از پزشكان عمومى و متخصص در ارتش، سپاه يا سازمان هاى دولتى كه خدمت سربازى خود را گذرانده اند استخدام شده اند، اما ۹۰ درصد از ديگر پزشكان كه تعدادشان روبه افزايش است در بخش عمومى و تخصصى به دليل نبود فضا براى استخدام، على رغم نياز بلا تكليف هستند.
منصور شريفى گفت: دولت انتظار دارد يك پزشك در هر مقطع و تخصصى با حقوقى در حدود ۲۵۰ هزار تومان و درمناطق محروم حداكثر با ۴۰۰ هزار تومان مشغول به كار شود كه اين باتوجه به گرانى زندگى امكان پذير نيست، و اين در شرايطى است كه مناطق محروم به پزشك براى درمان نيازمندند.
وى با بيان اينكه باور مردم بر اين است كه پزشكان وضع مالى خوبى دارند، افزود: فقط سه تا پنج درصد از قشر پزشكان موقعيت خوب مالى دارند و نبايد حق و حقوق اكثريت را به خاطر اين اقليت ناديده گرفت و زير پا گذاشت. وى در مورد تعرفه پزشكى گفت: تا زمانى كه در كشور ما موضوع بيمه همگانى جدى نشود، مشكل تعرفه ها كه اصلى ترين مشكل بين بيمار و پزشك است حل نمى شود. وى اذعان داشت: اگر مسوولا ن بدور از هرگونه شعار بيمه همگانى را به وجود آورند، ديگر هيچكس نگرانى براى هزينه درمان نخواهد داشت.
كودتاچى
يكى از بچه ها در وبلاگش نوشته:
دى شب خواب عجيبى ديدم. خواب ديدم كودتا كرده ام. بالاخره سرخوردگى و شكم سير و اين چيزها از اين تبعات هم دارد.
صحنه اول: من جلوى در بانك. تابستان بود و گرم. دزدها توى بانك. چند تا پليس سردرگم جلوى در هاج و واج مانده بودند كه چه كنند. داد كشيدم سرشان كه «بيفت تو جوب تا اون مغز پوكت رو نزده اند از توى بانك» . يكيشان گفت «چى گفتى؟» باز داد كشيدم «خفه شو مودب باش تا ندادم پوستت رو بكنند توش فندق بريزند» . كار كرد عربده ام. ترسيد. دو سه تا لگد به كارشان زدم و جمع و جورشان كردم و يادشان دادم كه بروند دزدها را بگيرند. خودم از كجا بلد بودم؟ اين اخلاق وحشيانه را از كجا آورده بودم؟
صحنه دوم. داشتم رئيس كلانترى را تاديب مى كردم. همه از من مثل سگ مى ترسيدند. اسلحه اى هم از نمى دانم كجا مصادره كرده بودم. صاف رئيس شده بودم.
صحنه آخر: داشتم يك عده را منصوب مى كردم به عضويت در مجلس خبرگان بازنگرى قانون اساسى. هيچ كدام آدمى نبودند كه بشناسم. اما همه شان مى دانستند كه بايد به چه رأى بدهند.
صبح كه از خواب بيدار شدم ياد آژانس شيشه اى افتادم. آن صحنه اى كه حاج كاظم چيزى به اين مضمون مى گفت «جيگرم سوخت. داد زدم. اسلحه ش چسبيد به دستم.» دى شب هم توى خواب از يك قبض تلفن كه بايد پولش را مى دادم به بانك شروع شد و آخرش كودتا چسبيد به دستم.
مبارك باشد
اين تصوير از فكس نيوز را بچه ها ثبت كرده و با موبايل براى هم ميفرستند و ميگويند مبارك باشد. مبارك باشد. مقصودشان حمله نظامى به ايران است. در متن آمده به مناسبت نيمه شعبان تبديل شدن به قدرت جهانى را به برادر مكتبى احمدى نژاد تبريك عرض ميكنم و اميدوارم كه ايشان به امام زمان متصل شود تا عاقبت ملت ايران بهبود پذيرد.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
انگليس
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   •   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   • 
•   جهان   •   ورزش   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •