Nimrooz
Vol. 18, No. 946, August 31, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۴۶ - جمعه ۹ شهريور ۱۳۸۶
دكتر كاظم وديعى
روياروئى هاى تازه ناتو با سازمان همكارى شانگهاى
بررسى دو گزارش
ناتو: -طرفدار پيشبرد دموكراسى و مبارزه با تروريسم
-طرفدار مماشات با روسيه
-طرفدار مذاكره و مهار بحران ها
-طرفدار كمك هاى انساندوستانه
-طرفدار توسعه سلاح هاى ضد بمب اتمى
-طرفدار بازسازى كشورهاى آسيب ديده
-مخالف چند صدائى ها در داخل سازمان است
-همكارى معقول با سازمان ملل

سازمان همكارى شانگهاى OCS
-طرفدار طرح هاى مشترك اقتصادى با همه كشورها حتى با آمريكا
-جلب عضويت مغولستان
-جلب عضويت پاكستان
-جلب عضويت افغانستان
-جلب عضويت ايران
-قبول فرهنگ ديگرى
-همكارى نظامى
-مبارزه با تروريسم و قاچاق موادمخدر
-جلب اعتماد مردم آمريكا
-ايجاد دانشگاه OCS
-دورى از رسالت عقيدتى
*
نتيجه: جهان در تحول تازه و در آتش رقابت هاى سخت
003834.jpg
وديعى
مهمترين سازمان هاى جهان (۱) و شاخه و شعب فعال آنها در صدد تطبيق اساسنامه هاى خود و برنامه ها و استراتژى هاى برآمده از آنها هستند زيرا شرايط و مقتضيات جهان نسبت به سال هاى بعد جنگ دوم جهانى و نيز سال هاى بعد فروريزى شوروى و اقمار آن ديگرگونى بسيار يافته اند. در اين ميان دو سازمان بسيار حساس از باب امنيت عمومى يعنى ناتو و شانگ هاى خود را براى تحولاتى مهم در سال ۲۰۰۹ و شايد هم پيش از آن آماده مى كنند. (۲)
گرچه ناتو در ۱۹۹۱ و ۱۹۹۹ در خط مشى و اهداف خود و استراتژى هاى تابع آن تجديدنظر كرد ولى حوادث تند و تيز سال هاى ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۷ و احتمالاتى براى بعد آن در رابطه با خاورميانه و آسياى مركزى و چين و همسايه ها و تغييرات ماهوى و كمى و كيفى چين و روسيه و هندوستان و مقاومت طولانى شده تروريسم و بنيادگرائى ها، اين سازمان را به بازنگرى و بازسازى هاى تازه و قطعاً همه جانبه واميدارد. (۳)
ناتو چه خواهد كرد: جرايد مهم اروپا جسته گريخته به نقل بعضى گزارش هاى نهائى درباره نقطه نظرهاى تازه ناتو پرداخته اند.
محور تغيير نظرها سقوط شوروى و ابطال عهدنامه ورشو است.
زيرا در نبود دشمنى چون شوروى و اقمار، لازم است به نوعى استراتژى ديگر براى تضمين صلح جهانى متوسل شد كه جنبه نظامى آن كمتر و جنبه جنگ سرد آن بيشتر باشد. زيرا در جبهه مقابل كه چين و روسيه اند تداركى براى مقابله هاى نظامى عليه غرب ديده نمى شود، برعكس رقابتى شديد بين اقتدار ملى چين و روسيه و غرب دموكرات بخصوص در زمينه هاى اقتصادى موجود است.
اما ناتو در جبهه تروريسم هم درگير است و اين كه اين تروريسم ذاتاً ضد غرب است خود چرائى دارد و اين كه اين تروريسم متوجه چين و روسيه هم فعلاً نيست نيز خود چراهائى دارد. وقتى مى بينيم كه پاكستان با چين رابطه دارد و در جبهه تروريسم همپاى آمريكا مى جنگد اين سئوال مطرح مى شود كه چينى ها چرا از نفوذ خود به نفع كاهش تروريسم استفاده نمى كنند. همين سئوال در مورد ايران كه در حسن رابطه با روسيه و چين است مطرح است هر چند اخيراً قراينى به دست آمده كه روسيه از ايران شفافيت بيشتر در اهداف صنايع هسته اى را مى خواهد آن هم به بهانه اتمام كار نيروگاه اتمى بوشهر.
ناتو معتقد است كه در آينده محور همه استراتژى ها بر مذاكره و گفتگو بايد نهاده شود. زيرا جهان صنعتى بسيار آسيب پذير و جوامع دموكراتيك شوقى به جنگ ندارند. تنها در اين گفتگو و مذاكره هاست كه مى شود گره از بغض و پيچيدگى ها گشود و بحران ها را اداره كرد! و تسليحات را مهار و مأموريت هاى نظامى را متنوع و نقش سياسى سلاح اتمى را بازنگرى كرد!
به اين هدف ها وقتى مى شود كم و بيش رسيد كه اروپا تبديل به يك ستون نيرومند در داخل ناتو بشود. اين امر ساده اى نيست و اروپا هنوز استعداد آن را ندارد كه پا به پاى آمريكا عرض اندام كند ولى اگر آمادگى سياسى در اروپاى متحد تصديق شود آمريكا از كمك هاى ديگر دريغ نمى كند و تجربه همكارى ها در بالكان و كوزوو كم نيست. اين كه گاهى آمريكا به جنگى بدون داشتن جواز از سوى شوراى امنيت سازمان ملل دست مى زند به عقيده ناتو ناشى از عدم آمادگى اروپاست وگرنه از آن زمان كه آمريكا ژاندارم جهان باشد بدوريم و به اين زمان كه فضاى اطلس شمالى بايد وسيله اروپائيان هم امن شود نزديك مى باشيم. اعضاى جديد ناتو (ليتوانى، لتونى، استونى و بلغارستان) و مشاركت بعض آنها در جنگ با عراق نشان مى دهند كه در اروپا استعدادهائى براى ايفاى يك نقش تازه در دل ناتو هست. اما درباره مسائل محيط زيست و مواد نيروزا ناتو البته نقش دارد و اين نقش تنها در محدوده اروپا نيست و از همه مهمتر ناتو در آينده خود را ملزم به دخالت در اقدامات دولى كه مصوبات آن را بد اجرا مى كنند مى داند و باز هم بر امر بازسازى افغانستان و تخريب روابط جهان غرب و روسيه انگشت مى گذارد.
اينها همه به جا ولى بايد ديد ناتو چه وجه مشترك هائى را براى بازسازى هاى خود ميان دول غرب پيدا و ممكن مى بيند.
آنچه كه ناتو مى جويد نخست بر كشاندن روحياتى است كه امر ثبات كل جهان و امنيت آن را ضمانت كند. اين چند صدائى ناتو به سود اعضاى آن نيست پس بايد از ناتو صدائى واحد برآيد و لابد نبايد پرسيد آن صداى واحد صداى كيست؟ يا از كجا برمى آيد.
ناتو جنگ سرد و تهديد ناشى از آن را مى شناسد ولى معتقد است بايد خطر مشترك را شناخت، پخش خطر را ديد، خطرى كه مرز نمى شناسد و اين سه به شرط تعريف خطر....
نگاه تازه ناتو در راستاى جهانى بودن امر امنيت است. خوب كه بند۴ گزارش پيشنهادى را كه براى سال ۲۰۰۹ تهيه شده است بكاويم مى رسيم به اين نكته كه ناتو دروازه امنيت جهان فرداست و چه بهتر بكوشيم عناصر زنده و متمايل به غرب را به آن وارد كنيم حتى روسيه را. ولى ناتو در مورد چين يقين دارد كه جاى جغرافيائى و ظرفيت آن كشور به گونه اى نيست كه در ناتو بجنگد. در حالى كه روسيه را به مناسبت مرز مشتركى كه با اروپا دارد مى توان با ميل پذيرفت و اگر روسيه به عضويت ناتو درايد تعادل قوا در رابطه با چين حاصل است پس امنيت جهان در خطر نيست. ولى آيا روسيه كه عضو مؤثر و مؤسس سازمان همكارى شانگهاى است مى تواند عضويت ناتو را هم داشته باشد و اگر عضويت روسيه در هر دو سازمان شدنى باشد قدرت برتر روسيه محسوس مى افتد يا قدرت هر دو سازمان فوق به كاستى مى رود؟! به چنين سئوال؛ ناتو در گزارش خود جواب نمى دهد و آن را حتى طرح نمى كند. برعكس توصيه مى كند بر همكارى با روسيه و هماهنگى ها.
به اين ترتيب ناتو اهدافى بسيار بالا پيدا مى كند و با سازمان ملل در همشانگى مى شود. معهذا براى خاطر طرفداران پر شمار سازمان ملل مى گويد شوراى امنيت را بايد تقويت كرد ولى نه به آن صورت كه اقدامات ناتو به سامان نرسد و فلجى در اين سازمان روى دهد! مبادا ناتو عامل اصلى شناخته شود و يا به آن به مثل عاملى در جمع ديگر عوامل نگاه كنند.
گزارش ناتو تكيه بسيار بر بازسازى دولت ها و كشورهائى كه در معرض تجاربى سخت بوده اند دارد از جمله آنها عراق و افغانستان و بُسنى و هرزگوين و كوسوو را نام مى برد و اين طرح را NATION BUILDING مى نامد، كه مى رساند. اين كشورها طى آن تجربه ها ويران شدند و جملگى در اميد رسيدن به دموكراسى هنوز به دست نيامده اى بسر مى برند.
براى رسيدن به اين اهداف بلند البته ناتو ناگزير از دگرگون ساختن نيروهاى متحد فعلى است كه خود مسائل سياسى را در بردارد.
در مورد نيروى اتمى و آنچه از آن استنباط مى شود در دنياى امروز ناتو واقع بين است كه نمى شود اين فناورى را در همه جا نديد پس به مسئله فن آورى هاى بازدارنده و موشك هاى دور زن اتكاء مى كند.
در اين گزارش شايد مقدماتى كه به لطف دكتر KLAUS WITTMANN (۴) و مسلماً با موافقت ناتو نشر شده است هيچ از تروريسم و يا كشورهائى مثل ايران نام نرفته است ولى تكيه بر امنيت و سلاح هاى بازدارنده براى طرح شدن مسئله در ذهن خواننده كافى است.

و آن بيست بمب اتمى؟!
مجله در اشپيگل (۵) مى نويسد: آمريكائى ها سلاح هاى اتمى پايگاه هاى هوائى را از منطقه رامشتاين واقع در رنانى بيرون كشيده اند و اين سلاح ها عبارت بودند از يكصد و سى كلاهك اتمى از كل ۴۸۰ كلاهك اتمى آمريكائيان در اروپا «گزارش كارشناسان».
ولى مجله اشپيگل در ژانويه ۲۰۰۷ بر گزارشى ديگر تكيه مى كند كه به موجب آن ارتش آمريكا فهرستى را از مناطق و نقاطى كه روزانه تحت نظارت تسليحاتى اند تهيه كرده است كه در آن نام رامشتاين نيست اما نام پايگاه هوائى آلمان بوخل در آن فهرست هست و در اين پايگاه احتمالاً ۲۰ بمب اتمى وجود دارد. يعنى كه نقش سياسى سلاح اتمى به قوت خود باقى است.

قدرت ناتو
ناتو در حال حاضر ۸/۳ ميليون نفر نظامى و ۶۰۱/۷ كلاهك اتمى و ۱۸۳ زيردريائى در اختيار دارد و بودجه اى به حدود ۷۵۰/۱ ميليارد دلار. ولى ناتو خود سپاهى و لشكر ندارد و قادر است ظرف پنج روز يك نيروى ۲۵ هزار نفرى را بسيج و براى اعزام به هر جا كه لازم بداند آماده كند.

نتيجه:
آنچه از گزارش مقدماتى ناتو دستگير مى شود تائيد سياست كلى آمريكاست جز اين كه با تداركات سياسى اميد به همكارى هاى اروپا بيش از پيش مى رود و تلاش در جهت فناورى هاى بازدارنده بمب اتم رو به فزونى است. زيرا اگر چه ممكن است اشغال عراق را به نحوى اشتباه آمريكا دانست ولى در مبارزه با تروريسم و بنيادگرائى آمريكا دست پيش دارد. سومين نكته آن كه نبايد در كار رقابت نظامى با چين غفلت شود و حايل روسيه را بايد داشت. خواهيم ديد.

سازمان هماهنگى شانگ هاى O.C.S.
- اين سازمان زائيده همدلى هاى پكن و مسكو است.
همزمان با تداركات ناتو براى تحول در اهداف و استراتژى هايش، آقاى لوكين رئيس مركز تحقيقات آسياى شرقى و ضمناً رئيس همان سازمان همكارى شانگ هاى (۶) و ضمناً رئيس مؤسسه روابط بين المللى مسكو! وابسته به وزارت خارجه روسيه گزارشى كارشناسانه منتشر كرده است. حائز اهميت. اما اين كه اين دو گزارش در اين ايام همزمان بر صفحاتى رنگين در مجلاتى بسيار سياسى (۷) و پر فروش چاپ شده اند مى رساند كه تا چه حد دول بزرگ به روزگار ما ناگزير از ارائه خطوط كلى انديشمندهاى خويش اند و چه فرصت مناسبى است براى آنها كه مايلند بدانند «به كجا مى رويم».

O.C.S چه مى خواهد؟
-آقاى لوكين مى گويد، سه كشور هندوستان، مغولستان و پاكستان كه در حال حاضر عضو ناظر در سازمان همكارى شانگ هاى اند و نيز تركيه بعد آنها بايد تشويق بشوند تا با علاقمندى بيشتر با اين سازمان بنگرند. (۸) او مى داند كه هندوستان هميشه ظاهراً بى طرف ولى قدرى در همدلى ها با انگلستان است ولى از لحاظ نظامى، هند در خط استراتژى آمريكا و حتى آمريكاى بوش سير مى كند و از بعد سفر اخير پرزيدنت فعلى آمريكا به هندوستان اين رابطه تحكيم شد. او نيز مى داند كه تركيه در خط كلى سياست هاى آمريكاست و نيز مى داند كه پاكستان اينك بيش از هر زمان متعهد آمريكا و در بند كمك هاى آن كشور در جهت مبارزه با تروريسم است. با همه اينها مايل است اين سه كشور عضو ناظر OCS را بهتر بفهمند و دريابند سه نكته را به شرح زير:
۱-هند مجاور چين و همسايه اى صرفنظر نشدنى است.
۲-پاكستان همسايه و دوست و در مسئله سلاح و كشمير متعهد چين است و در مبارزه با تروريسم چين مهارت هائى دارد ناشى از روابط حسنه اش با ملل مسلمان.
۳-و اما تركيه كه سرى در اروپا و نگاهى در اتحاديه كشورهاى مديترانه هنوز تشكيل نشده دارد و دوست سوريه و عربستان است و دولت فعلى اش براى سال ها از حزب عدالت اسلامى است حضورش در سازمان همكارى شانگ هاى براى جلب مسلمانان اندونزى اعتبارآفرين است و بعيد است كه به سود آمريكا هم نباشد.

واقعه غير محتمل
در اين ميان اگر به فرض روسيه بتواند و چين بسيار بجنبد و فداكارى نمايد تا هندوستان به عضويت O.C.S. درآيد واقعه مهمى رخ خواهد داد و اعتبار اين سازمان فزون مى گيرد. اين كه پاكستان هنوز غير مذهبى و مبارز عليه تروريسم و هند نيز لائيك ولى در خطر تروريسم است، تا حدى عضويت هر دو را در O.C.S. براى چين توجيه مى كند به خصوص كه صحبت از اتحاديه اى نظامى نيست و تنها همكارى هاى نظامى هدف است. اگر پراگماتيسم آمريكا جرأت كند اين مهم شدنى است ولى محافظه كاران جديد كمى قديمى شده اند و فاقد نرمش اند در حال حاضر و احتمالاً براى سال بعد تر و تازه تر به ميدان خواهند آمد.

مغولستان
در مورد مغولستان مسئله بسيار حساس است. اين كشور با آن وضعى كه از لحاظ جغرافيائى دارد سخت مورد توجه آمريكاست و به عنوان يك كشور دموكرات نمونه بعد كمونيسم شناخته شده و در خط آمريكاست. استقلال مغولستان به سبب دو قدرت مرزى و همسايه روسى و چينى هميشه در خطر بوده ولى پيوسته استقلال خود را داشته است. اينك هم كمونيست هاى دموكرات شده بر اين استقلال در خط غرب تكيه دارند. بنابراين در محظورات سودمندى اين كشور قرار دارد تا اولاً در خط چين و روسيه نراند ثانياً خلاف ميل اين دو با آمريكا رابطه اى عميق داشته باشد. مهارت سياسى و فراخدستى بسيار از سوى روسيه و چين لازم است تا مغولستان از جاذبه آمريكا دور شود. در حال در سمت عضو ناظر رضايت دارد ولى حضورش در O.C.S. واجد ارزش بسيار براى سازمان شانگ هاى است.

افغانستان
در گزارش آقاى لوكين نظر بر آن است كه افغانستان فعلاً به صورت عضو ناظر به جرگه سازمان O.C.S. درآيد. اين سازمان مبارزه افغانستان را با قاچاق موادمخدر تائيد مى كند و معتقد است سازمان قادر است اين كشور را در اين مهم كمك دهد و اگر سازمان موفق به جلب نظر تركمنستان هم به عنوان عضو ناظر بشود (به همانگونه كه در مورد ايران اسلامى ولائى شده است) ثبات افغانستان تأمين است.
معلوم نيست چرا آقاى لوكين به حضور ناتو و مؤتلفان در افغانستان و جنگاورى هاى ضد طالبان و القاعده و تروريسم در گزارش اعتناء ندارد. اين امر مسلماً از سرنا آگاهى ها نيست لوكين مى خواهد بفهماند كه ما نه با نوع نظام طرفيت داريم و نه عليه آمريكا قدم برميداريم بلكه مايليم مفيد باشيم و هر جا كه ديگران نمى توانند به سبب ظرفيت هاى ايدئولوژيك مؤثر باشند ما مى توانيم آن را به عمل درآوريم. معهذا روسيه بارها مبارزه عليه تروريسم را تائيد كرده و مى كند. منتهى تفاوت ها بر سر تعريف تروريست است مثلاً چچن در روسيه اقدامات استقلال طلبانه اش در چهارچوب منافع ملى روسيه تروريستى تلقى شد ولى اين نظر غربى ها نبود و نيست.

و.... ايران
گزارش لوكين در مورد ايران در نهايت خرم و احتياط سخن مى گويد. حكومت جمهورى اسلامى كه فعلاً عضو ناظر در سازمان O.C.S. است از اين سازمان خواسته است تا در شوراى رؤساى دولت هاى عضو اين شورا شركت و اعضائى از ايران دعوت بدان شوند. بلندپروازى ايران در اين پيشنهاد روشن است. به همين دليل به عقيده تهيه كنندگان گزارش لازم است در كمال احتياط عمل كرد مبادا سازمان سيماى يك جبهه ضد غرب پيدا كند. ولى در را هم نبايد بست تا با حضور دول مختلف و نامزدان گوناگون ثابت شود كه O.C.S. طالب همكارى واقعى در زمينه هاى مبارزه با تروريسم جهانى و قاچاق موادمخدر بدون صحبت از روابط اقتصادى است. آقاى لوكين معتقد است گشودن راه ها بر ايران در سازمان O.C.S. اين فايده را دارد كه ما به تهران خواهيم فهماند كه سازمان تلاش هاى ايران را در جهت اهداف مورد نظر ما مى ستايد ولى ايران با دخول در اين سازمان نمى تواند آن را ابزار تحقق منافع خاص خود قرار دهد. اين نكته دقيق از دو بابت داراى اهميت است: اول آن كه روسيه و چين حساب دشمنى هاى ايران را با غرب و آمريكا از مراودات اقتصادى جدا مى كند. دوم آن كه سازمان واقعاً هدف مبارزه با تروريسم و قاچاق را امرى جهانى مى شناسد و متعهد آن مى شود. (۹) ولى آيا ايران مايل است در جبهه چين و روسيه براى دور مدت و به تمامى مستقر شود؟

با آمريكا و پيام به مردم آن!
سازمان همكارى شانگ هاى با اعتقاد بسيار مايل است به مردم و ملت آمريكا بفهماند كه اينجا يك باشگاه حرافى نيست بلكه اندامى است مفيد و روشن و قابل لمس و جدى. براى رسيدن به اين هدف همكارى هاى وسيع اقتصادى را در چهارچوب O.C.S. براى رسيدن به اين هدف همكارى هاى وسيع اقتصادى را در چهارچوب O.C.S. بر پايه طرح هاى مشترك چند جانبه آمريكا و ديگر دولت ها پيشنهاد مى كند. به عقيده اين سازمان بهترين وسيله برنامه هاى عمرانى از طريق سرمايه گذارى هاى مشترك سازمان ملل و در راستاى آن است. توفيق چند طرح مشترك از اين نوع به دنيا و به مردم آمريكا حقيقت اهداف اين سازمان را ثابت خواهد كرد. مشكل آنجاست كه ناتو آن اهميت را براى طرح هاى سازمان ملل قائل نيست.

درباره چين
در مورد چين سازمان O.C.S. بر آن است كه فعاليت هاى اقتصادى چين در چهارچوب اهداف آن جهت گيرى كنند. به اين معنى كه به طرح هاى مشترك و چند جانبه در قالب همكارى هاى اقتصادى رو شود. زيرا با تضمين منافع مشترك وصول به اهداف شدنى است.

دانشگاه O.C.S.
سازمان همكارى شانگ هاى پيشنهاد تأسيس دانشگاهى وابسته و به همين نام را دارد كه هدف آن تربيت كارشناسان و متخصصان و صاحبان نظر است. بديهى است بودجه چنين دانشگاهى از محل اعتبارات سازمان تأمين مى شود. كارشناسان اين سازمان در حال حاضر به تهيه طرح هائى براى تربيت كارشناسان در يك مركز وابسته مشغول اند. بديهى است آقاى لوكين رئيس مركز و مؤسسه روابط بين المللى از سال ۲۰۰۶ در مؤسسه خود مطالعاتى را در باب توسعه سياسى و اقتصادى منطقه O.C.S. آغاز كرده است و بر اين باور است كه در چهارچوب اين سازمان برگزارى مسابقات ورزشى و فستيوال ها و نمايشگاه ها در فضاى جغرافيائى O.C.S. شدنى تا هر دولت عضو نقش خود را در آنها به عهده گيرد. گزارش لوكين از روسيه آمده و هيچ از روسيه در آن نيست.

نقطه نظر چينى ها
-در سال ۲۰۰۵ مانور مشتركى از سوى روسيه و چين برگزار شد كه در آن ژنرال چينى وانگ هيون شركت كرد. او معتقد است كه O.C.S. سازمانى است با چهار هدف: صلح، همكارى، مبارزه با تروريسم و تعهد و مسئوليت شناسى. البته حفاظت و تضمين صلح، ثبات و امنيت در منطقه جغرافيائى اين سازمان هدف اصلى است و افزايش همكارى در تمام زمينه ها ابزار عمده و اصلى آنند.
از بعد سقوط شوروى، ميان چين و ديگران از جمله روسيه و قزاقستان و قرقيزستان و تاجيكستان و ديگران مذاكراتى صورت گرفت كه منتهى شد نخست به قرارداد ۱۹۹۶ كه در آن طرح  O.C.S. پيش بينى شده بود كه در سال ۲۰۰۱ به تحقق پيوست. نكته مهم آنجاست كه ژنرال وانگ مدعى است كه اين سازمان هم پيش از فاجعه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ افزايش همكارى ها را در زمينه نظامى توصيه كرده است و نيز مى گويد كه اعلاميه مشترك اين سازمان همكارى شانگ هاى مبارزه با تروريسم و جدائى طلبى و بنيادگرى را خاطرنشان ساخته است. اين اعلاميه روشن بينى اعضاى اين سازمان را با توجه به وضع حساس افغانستان مى رساند. از سال ۲۰۰۲ قرقيزستان و چين تمريناتى زياد براى مبارزه با تروريسم متفقاً انجام دادند و اين اول بار بود كه چين با يك ارتش بيگانه به عملياتى مشترك اقدام مى كرد. هم از آن پس بود كه چين هيأت هائى نظامى- ديپلماتيك به همه كشورها فرستاد. در ۲۰۰۵ چين و روسيه مانور مشتركى داشتند كه نشان دهنده عمق اعتماد و همكارى دو كشور بود. در مانور سال ۲۰۰۷ (۹ تا ۱۷ ماه آگوست) پنج كشور عضو و ازبكستان شركت دارند و نام اين مانور «مأموريت صلح ۲۰۰۷» است و هدف آن امنيت منطقه و مشاركت در مبارزه عليه تروريسم است. مساحت جغرافيائى كشورهاى عضو O.C.S. به سى ميليون كيلومتر مربع بالغ است كه برابر مى شود با يك سوم قاره اروپا آسيا. اين مانور محرمانه و در بسته نيست و شفاف و علنى است و رسانه ها و شمار زيادى از كشورها مى توانند در آن حضور يابند. نبايد فرض كرد كه مانور مشترك به معنى وجود يك اتحاديه نظامى است طبيعت و ذات سازمان همكارى شانگ هاى روشن است اين طبيعت در همكارى منطقه اى سياسى، اقتصادى- فرهنگى و امنيتى خلاصه مى شود.
تمامى اقدامات سازمان مبتنى است بر نفع متقابل، برابرى، مذاكره و حرمت فرهنگ ديگرى كه منتهى مى شود به روحيات شانگ هاى.

هدف تازه
بارى تمامى سعى اعضاء و سخنگويان سازمان همكارى شانگ هاى بر آن است تا به جهانيان برسانند كه آينده جهان جز براساس همكارى و حرمت ديگرى و شناخت همديگر قابل تضمين نيست. به عبارت ديگر آنها كشورهاى جهان را آنچنان كه هستند قبول مى كنند و براى خود هيچگونه رسالت عقيدتى از نوع دموكراسى و حقوق بشر كه غرب مايل است فوايد آنها را به دنيا برساند براى خود قائل نيست.
گوئى نقش چين و روسيه كه روزگارى معتقد به صدور ايدئولوژى و انقلاب پرولترى بود ديگرگون شده و تبديل شده است بر تأملى بر آنچه كه ديگران هستند. از سوى ديگر آن همه شكست و جنگ و ويرانى براى عقيده يا براى ايجاد اقمار به آنها جز ويرانى و عقب ماندگى هديه نكرد پس صميمانه روى بر امنيت براى عمران و عمران براى امنيت دارند بى آن كه اقتدار ملى در حوزه هاى سياسى و فكرى آنها نباشد!
در حالى كه نقش غرب جنبه عقيدتى شديدى گرفته و پيشبرد و حتى صدور دموكراسى در جنب هر طرح سياسى و عمرانى است. نتيجه اين تلاش براى استقرار دموكراسى با توجه به عقب ماندگى ها در مقياس جهان قابل سنجش نيست ولى محسوس است. زيرا حتى در دور افتاده ترين جوامع مشاركت مطبوع طبع مردم است. در عين حال در چين و روسيه و كشورهاى آسياى مركزى و خاورميانه اسلامى و آفريقا مردم عمران ملموس را بهتر از دموكراسى محسوس مى پذيرند و بدترين حالت آن است كه نه عمران ملموس باشد و نه دموكراسى محسوس افتد. به هر حال وجه مشترك ناتو و سازمان همكارى شانگ هاى، امنيت است كه لازمه عمران است.
***
اين تفسيرها كه بر مضمون دو سند انتشار يافته سازمان همكارى شانگ هاى O.C.S. و قرارداد سازمان اطلس شمالى NATO گفته شد نمى تواند كامل باشد مگر آنكه چند نكته اساسى در ذهن ما بازسازى گردد به شرح زير:
۱-نخست روحيه حاكم بر جو هر دو طرف دائر بر اين كه: «مائيم و جز ما كسى نيست.» گوئى براى هر دو طرف قطعى است كه هر كس با آنها نباشد وجود ندارد كه دموكراسى جز در زير چتر ناتو ميسر نيست و همكارى وقتى ميسر است كه شانگ هاى با آن باشد.
۲-تقسيم جهان به دو اردوگاه تازگى ندارد. به عهد شوروى شاهد آن بوديم و جهان از مزاياى تحميلات رفقا و جنگ سرد سروران غربى برخوردار شد و ديديم كه عضويت در اين يا در آن وقتى كه پاى اندك منافع هر دو اردوگاه در ميان باشد هيچ حمايت و مددى را ضامن نيست.
۳-در مدارك منتشر شده هيچ از نقش واقعى روسيه كه عضو اصلى O.C.S. است در ميان نيست و پيوسته از اراده معطوف به عمران و امنيت چين كه در آسياى شرقى است و راهى به اروپا ندارد حرف است نه از روسيه كه هم اروپائى است و هم آسيائى و هم خاورميانه اى و هم مجاور آسياى مركزى به دليل پهنه جغرافيائى اش.
مضايقه در بحث از روسيه به حدى است كه سند مى رساند كه روسيه حرفش گرچه با اروپاست ولى حرفش جز با آمريكا نيست. تنها در مورد رقم كلاهك هاى اتمى روسيه صراحتى پديد است تا برترى قدرت سلاح با روسيه باشد و اگر اين روسيه و چين غرضى جز همكارى ندارند و نظامى گرى ها از خاطر دورند چرا جز آمار نفر رزمنده و تفاوت كم و كسرى هاى نظامى و تسليحاتى اين يا آن آمار ديگرى در ميان نهاده نشده است؟
۴-با اين همه نقل دو رقم از باب هزينه هاى نظامى دو بلوك! ناتو و شانگ هاى حيرت انگيز است. زيرا هزينه هاى نظامى كشورهاى عضو ناتو در سال ۲۰۰۶ برابر ۷/۷۹۶ ميليارد دلار و هزينه هاى چين و روسيه در همين سال تنها ۸۵ ميليارد دلار مى باشد. نقل اين ارقام از باب غرب افشاگر تيزى برخوردها و اشغال ها و درگيرى ها و آماده سازى و تداركات است و در مورد سازمان همكارى قدرى آسوده خاطرى را القاء مى كند. (آمار از: SIPRI است)؟!
۵-به اشاره مى توان گفت ما در آغاز يك تحول نيستيم ولى در امتداد همان رقابت ها دست و پا مى زنيم.

پانويس:
۱- به شرح زير: سازمان ملل متحد، اروپاى متحد، سازمان تجارت جهانى، صندوق پول جهانى، بانك بين المللى، گروه شانگهاى، سازمان معاهده اطلس شمالى زمانى به علامت اختصارى ONU, EU, OME, FMI, BI, OCS, NATO.
۲-ناتو به بهانه ششمين سال و سازمان همكارى شانگهاى به بهانه دگرگونى هاى جهان در آسياى مركزى و در رابطه با تحولات ناتو.
۳-نك: روزنامه آلمانى فرانكفورتر الگماينه- جون ۲۰۰۷- FRANKFURTER ALLGEMEINE ZEITUNG.
۴-ژنرال كلوز ويتمن عضو كالح دفاع در رم مى باشد.
۵-DER SPIEGEL- به نقل از مجله فرانسوى هفتگى COURRIER INTERNATIONAL شماره ۸۷۴- مورخ ۲ آگوست ۲۰۰۷.
۶-از جمله آنها مجله فرانسوى COURRIER INTERNATIONAL دوم آگوست ۲۰۰۷.
۷-در هر مورد تفاسير از نگارنده است.
۸-دولت چين به اعتبار نوشته هاى روزنامه WEI WEI JIEFANGJUN BAO به نقل از منبع فوق اعلام داشته است كه OCS يك سازمان همكارى نظامى است. نه يك اتحاد نظامى.
۹-آقاى پوتين و دولت روسيه اين موضع را در امر نيروگاه اتمى بوشهر اخيراً تائيد كردند و ما در مقاله اى اين نكته را بركشيديم.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
انگليس
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   •   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   • 
•   جهان   •   ورزش   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •