آقاى روح الله حسينيان كه از مقامات بلندپايه سازمان امنيت جمهورى اسلامى است و رياست مركز اسناد انقلاب اسلامى را از دوران خمينى تا به امروز به عهده داشته و دارد از بيست سال پيش شروع به انتشار اسناد ساواك درباره على شريعتى نموده و در ۱۷ سال پيش در نشريه ۱۵ خرداد وابسته به مركز اسناد به مديريت يكى از شاگردان خود بنام حميد روحانى، دهها صفحه از اسناد ساواك درباره شريعتى را عمومى كرده و در سال هاى اخير كليه اسناد مربوط به دكتر را در چند جلد كتاب به بازار داده است.
شخص آقاى حسينيان و روحانى از مخالفان على شريعتى بودند اما در پى طرح نوين سازمان امنيت كه فعال نمودن افكار و انديشه هاى على شريعتى و فرزندش را به نفع جمهورى اسلامى دانسته و در برابر سيل گفتار و نشريات و رسانه هاى منتقد به اسلام سياسى، انجام اين كار را يك فرمان و حكم ولايت فقيه دانسته اند، به ناچار در دفاع نيم بند از على شريعتى اخيراً مطالبى نوشته اند.
آقاى حسينيان در كتابى كه اخيراً با عنوان ۱۴ سال رقابت ايدئولوژيك در ايران منتشر كرده است هر چند به ناچار مى بايست از على شريعتى دفاع كند و سخنانى ضد آنچه در دوران خمينى نوشته است بنويسد، اما تأكيد مى كند كه:
شخصيت، گفتار و اعمال شريعتى مجموعه اى از اضداد بود كه كنه آنها وارسى نشد. هم مى شود او را متجدد و غرب گرا دانست و هم مسلمان سنت گرايش خواند، هم مى شود در اثبات سنى بودنش دليل آورد و هم در تعصب شيعى اش استدلال كرد و (حتى مى شود) در كلامش دهها دليل بر ضديتش با روحانيت يافت و نيز مى توان دهها دليل به هوادارى از روحانيت در آثارش يافت.
شريعتى را آقاى حسينيان يك مذهبى خرافاتى نيز مى داند و مى نويسد:
«شريعتى حتى به نذر هم معتقد بود او در خاطرات خود مى گويد: «پوران يك گوسفندى را نذر كرده و كشت و در همان زمانى كه گوشتش را داشتيم براى خانواده هاى فقير قسمت مى كرديم دكتراى پوران كه مفقود شده بود رسيد و پس از نااميدى ناگهان غرق اميد شديم.»
آقاى حسينيان تأكيد مى كند كه على شريعتى به استخاره نيز شديداً و به طور جدى اعتقاد داشت.
«هنگامى كه تصميم گرفت به ديار فرنگ برود با قرآن استخاره كرد دكتر شريعتى به همسرش توضيح مى دهد كه: بعد از اين كه نماز صبح را خواندم محتاج و مصر از او خواستم تا درباره اين سفر با من حرف بزند حرفش را هم زد و اين آيه آمد الذين آمنواوها جروا و جاهدوا... من اين استخاره را به فال نيك مى گيرم.»
همين آقاى حسينيان كه از ترس ولى فقيه در صدد دفاع از على شريعتى برآمده در خطوط بعدى يكبار ديگر از وفادارى على شريعتى به محمدرضاشاه و انقلاب سپيد مى نويسد:
«شريعتى به تهران اعزام و در زندان قزل قلعه بازداشت گرديد. شريعتى توانست با تعريف و تمجيد از اصول انقلاب سفيد در ۲۷ تيرماه ۱۳۴۳ بعد از ۴۵ روز بازداشت آزاد شود.»
همين آقاى حسينيان به سخنان رنگارنگ و فريبكارانه و افسونگرانه شريعتى و شيرين سخن بودنش تأكيد مى كند تا جائى كه مى نويسد، على شريعتى كه مى گويد دستم را قلم مى كنم و قلم را نمى فروشم و از دست نمى گذارم، خيلى راحت براى ساواك دهها صفحه نامه فدايت شوم مى نويسد و اين نكته بسيار جالب است در رابطه با شيرين سخنى و افسونگرانه بودن كلام او كه به گفته پدرش استاد محمدتقى شريعتى: «او با سخنانش همه را مسحور خود مى كرد.»
و اين هنر بزرگ على شريعتى بود كه امروز نيز اگر كسى شخصيت هاى رنگارنگ و افكار متضاد شريعتى را نشناسد. با يك سخنرانى و يا كتاب از او، مجذوب و مسحور او مى شود همچنانكه جمهورى اسلامى ايران توانسته است فقط با دو كتاب على شريعتى (شهادت و پس از شهادت) حتى سنى ها و وهابى ها و غير مسلمانان را آنچنان تربيت كند كه در عمليات انتحارى شركت كنند و هم از جان خودشان بگذرند و هم جان ديگران را بگيرند.
آقاى حسينيان كه دسترسى به تمامى اسناد كشور داشته و دارد مى نويسد:
«شريعتى در اين بازجوئى براى ساواك خراسان ۴۰ صفحه پاسخ نوشت پاسخ شريعتى موجب طمع و تحريك آن شد و سرتيپ بهرامى، رئيس ساواك خراسان به ثابتى رئيس اداره كل سوم ساواك نوشت به طورى كه مكرراً به استحضار رسيده اگر وجود شريعتى براى عامل بيگانه و عناصر افراطى مفيد است براى ساواك و مملكت مفيدتر خواهد بود مشروط بر آن كه خوب اداره شود.»
چنانچه رئيس ساواك خراسان تأكيد مى كند، وى ديدارهاى فراوانى با على شريعتى داشته است كه مى تواند مكرراً از ساواك تهران بخواهد كه از شريعتى بهره ببرند زيرا وى براى ساواك مهم است.
شريعتى از نوجوانى كه در مشهد بود با نيروهاى اطلاعات و امنيت كشور هماهنگى كامل داشته و حتى كتاب هائى به سفارش آنها نوشته و چنانچه پيش از اين نيز نوشتيم در سال ۱۳۳۴ نفوذ امنيتى بالائى در راديو مشهد داشته است كه حتى رئيس را عوض كرده و اين بدون همكارى با سازمان امنيت ميسر نبوده است و شريعتى در نوجوانى يك كتاب تحقيقى براى اطلاعات خراسان مى نويسد كه درباره استان خراسان است و هم اكنون نيز در بازار موجود است و كتاب نويسى براى ساواك (نه مقاله و نامه نويسى) يكى از وظايف خود دانسته شريعتى بوده است در برابر ساواك و چنانچه در اسناد موجود است كتاب هاى بازگشت به خويش، هويت و اسلام و مكتب هاى مغرب زمين به سفارش ساواك نوشته شده است.
www.awesta.net