ايران و فرانسه: بازيگران صحنه خاورميانه بعد از آمريكا
سفرناگهانى وغيرانتظارآقاى برناركوشنر، وزيرسوسياليست امورخارجى فرانسه دولت دست راستى فرانسه را بايد اولين اقدام آقاى نيكولا سركوزى، رئيس جمهورجديد اينكشوردانست در «بريدن» ازسسياستهاى قبلى كه مخالفت «ذاتى» با آمريكا بزرگترين مشخصه آن بشمارميامد.
رئيس جمهورجوان فرانسه هرگز «شيفتگى» خودشرا براى آمريكا پنهان نداشته وانتخاب يك شهرك زيبا و «اعيان پسند» امريكا را براى گذراندن تعطيلات بلند تابستانى بجاى محل رسمى تعطيلات رواساى جمهورى درجنوب فرانسه- كه جنجالى درمطبوعات ولى همچنين درميان مخالفان و حتا دوستانش پيرامون اين انتخاب، ولى بويژه كرايه سنگين خانه اى كه براى زوج رياست جمهورى وخانواده اش اجاره شده بود ايجاد كردـ نه فقط گوشه اى ازخصوصيات اورا نشان ميدهد كه اعلام برطرف شدن آغازدورانى تازه درروابط پاريس و واشينگتن بود، كه از سال ۲۰۰۳ بدليل مخالفت سرسختانه اقاى ژاك شيراك، رئيس جمهورسابق فرانسه با تصميم جورج دابليوبوش و تونى بلر، نخست وزيركنار رفته انگلستان براى حمله بعراق، بشدت تيره شده بود، بويژه كه رهبرفرانسه توانسته بود آلمان و روسيه را نيزدرمخالفت با اين جنگ همراه خود نمايد.
بگمان بسيارى از ناظران، هدف اصلى آقاى سركوزى، معروف به «سركوى آمريكائى»، اين است كه با توجه به كنار رفتن آقاى بلر، كه روابط ويژه برقرارشده ميان لندن و واشينگتن بوسيله خانم مارگارت تاچرنخست وزيراسبق ملكه ورونالد ريگان، رئيس جمهور پيشين آمريكا را با جورج بوش ادامه داده بود، جاى انگلستان را بعنوان دوست، متحد و شريك اول آمريكا دراروپا و ساير نقاط جهان اشغال نمايد.
به نوشته روزنامه فرانسوى «لوموند»، نزديكى روابط فرانسه و آمريكا «همانقدر شگفتى آور است كه مخالفت پاريس با حمله به عراق».
در واقع، از۲۰۰۳ كه آمريكا وانگلستان به عراق حمله و اينكشوررا اشغال نظامى كردند، اين اولين بار است كه يك وزيرفرانسوى امورخارجى رسماً ازعراق ديدن ميكند و «تمايل كشورش به كمك به مبارزه بر ضد تروريسم، برقرارى دموكراسى و ثبات» دراينكشورجنگ زده اعلام مينمايد، سفر و بياناتى كه بلافاصله مورد استقبال كاخ سفيد قرارگرفت.
هرچند كه بنابراطلاعيه رسمى «كه دورسه» (Quai Dق€™Orsay، محل وزارت امورخارجى فرانسه)، ديدارآقاى كوشنربدعوت رسمى آقاى جلال طالبانى، رئيس جمهور (كرد) عراق صورت گرفته، ولى بايد بخاطر داشت كه مسئول اول ديپلوماسى فرانسه از ديرباز، از زمانيكه همراه چند تن از همكاران دكترش سازمان «دكترهاى بدون مرز» را ايجاد نمود، آشنائى نزديكى با كردهاى عراقى دارد وحتا در دوران سياه صدام حسين، بارها، و گاهى همراه خانم دانيل ميتران، همسر رئيس پيشين فرانسه، ازكردستان عراق ديدن كرده وبا بيشتررهبران كرد، ازجمله رئيس فعلى جمهورى، رقيب او، مسعود بارزانى، رهبر كردستان عراق وهشيار زيبارى، وزيرامورخارجى دوستى صميمانه اى دارد.
از وجود اين مناسبات ويژه، كوشنر ميتواند براى باز گرداندن فرانسه به صحنه عراق و بر قراركردن روابط دوستانه با بغداد، كه دردوران رياست جمهورى ژاك شيراك درفرانسه و صدام حسين درعراق به اوج خود رسيده بود استفاده نمايد.
كمك به بيرون آوردن آمريكا از «گرداب» عراق يكى بدون ترديد ازموئثرترين اقداماتى است كه سركوزى ميتواند به بوش نمايد، و از اين زاويه، «فرنچ دكتر» (نامى كه آوارگان و پناهندگان كه دكترهاى بدون مرزدراردوگاه هايشان كار ميكنند به كوشنرداده اند) انتخاب بسياردرستى است، بويزه كه برناركوشنريكى از نادرترين شخصيت هاى فرانسوى است كه دخالت آمريكا و انگلستان را درعراق محكوم نكرده بود.
درملاقات با آقاى طالبانى، كوشتر «آمادگى» فرانسه را براى «شركت درمبارزه برضد خشونت و كمك به حل بحران عراق» اعلام داشت، با ياد آورى اين نكته كه «هرگونه راه حل بايدعراقى باشد». او همچنين پيشنهاد تشكيل يك «كنفرانس آشتى عراق» را داده بود، بمانند همان نشستى كه براى لبنان ماه گذشته در پاريس برگذار شد. طرحى كه طلابانى رد كرد، با ياد آورى اين نكته كه «در لبنان، گروه هاى گوناگونى هستند كه نميتوانند دور يك ميز بنشينند، درجاليكه ما درعراق مرتب با هم صحبت ميكنيم».
از نظرفرانسه سركوزى، وقت ياد آورى اشتباهات گذشته (درمورد عراق)، گذشته است. بايد كمك كرد راه حلى پيدا شود.
اين درست همان چيزى است كه كاخ سفيد مايوسانه در جستجويش است، ولى، به گفته يك كارشتاس ايرانى، «بدليل نداشتن عينك درست، راه را پيدا نميكند وكسانيكه از آنها راه را ميپرسد، ادرس غلط ميدهند».
پاريس همچنين اميدواراست بتواند بازارهاى پر سود عراق را كه درحال حاظردرانحصار آمريكا ميباشد بروى شركتهاى فرانسوى بازنمايد نمايد وچه بسا ميلياردها دولارى كه بغداد از زمان صدام به فرانسه بدهكار است «زنده» نمايد، با استفاده از دوستى سركوزى با بوش و كوشنر با طالبانى و ديگر رهبران كنونى بغداد.
غيرازعراق، فرانسه درنظر دارد خون تازه اى به رمق ديپلوماسى كشور كه سالها لست درخاوربيحركت شده بدمد، و براى اين هدف از فرصت سقوط بيسابقه محبوبيت و نفوذ آمريكا و انگلستان درمنطقه، واين هرچند كه حضور نظامى آمريكا درخاور ميانه هرگزبه گستردگى امروز نبوده است.
ولى درتمام اين حسابها، يك فاكتورثابت وجود دارد كه ديپلوماسى پاريس راهى ندارد جزكنارآمدن با آن: ايران. به هرطرف كه فرانسويان نگاه ميكنند درافق خاور ميانه و دورتر، ايران را در برابر خودش ميبيند: اگر بخواهد درعراق به امريكا كمك كند براى بيرون آمدن از گردابى كه درآنجا فرو رفته، بايد از ايران مدد بجويد. درلبنان و سوريه، دو تئاترى كه پاريس و واشينگتن حتا درزمان رياست جمهورى شيراك با هم همكارى ميكردند، فرانسه احتياج به ايران دارد.
مانع بزرگ در راه «عمليات دلربائى» فرانسه وهمكارى تهران و پاريس فعاليتهاى هسته اى ايران است. آقاى سركوزى خواهان قدرت دادن بيشتربه تصميمات شوراى امنيت سازمان ملل متحد براى جلوگيرى از دسترسى جمهورى اسلامى به سلاح اتمى است، ولى درعين حال سياست تمام خشونت آمريكا را دربرخورد با ايران تأييد نميكند، همانگونه كه تا كنون، همراه برلين ومسكوو پكن، مانع شده كه واشينگتن، به بهانه اينكه آخوندهاى حاكم دست اندر كاردستيابى به جنگ افزارهاى هسته اى هستند براى از بين بردن اسرائيل از يكسوى وفشارهاى دائم اسرائيل و طرفدارانش درحكومت آمريكا از سوى ديگر، دست به ماجراجوئى نظامى بر ضد ايران بزند.
تهران نيز به اهميت فرانسه واقف است و ميداند كه درشرايط كنونى در گيرى شديد با آمريكا، سخت به كمك پاريس بعنوان قدرت اصلى سياسى اتحاديه اروپا نيازدارد.
بازار بزرگ ايران نيز به فرانسه چشمك ميزند.
اينراهم بايد پرسيد كه آيا آقاى سركوزى روى «اسب لنگ» بوش حساب نكرده است؟ انهم كشورى كه به حر حال فلسفه سياسى اش با فرانسه خيلى كم همخوانى دارد. سركوزى بارها گفته داشتن روابط خوب ودوستانه نبايد «ارباب و رعيتى» باشد وخطاب به آمريكائيها گفته است: «حتا درميان افراد يك خانواده، اختلاف بوجود ميايد. وظيفه يك دوست خوب بايد انتقاد درست ازدوستان باشد، نه تمكين».
به هرحال، وبه گفته يك كارشناس فرانسوى، «در صحنه خاورميانه بعد ازآمريكا، دو بازيگر اصلى وجوخواهد داشت كه ضمن رقابت شديد، ولى بايد با هم برقصند: فرانسه و ايران. ولى آيا ايران» غيرتى «ميتواند» لونديهاى «پاريس را تحمل كند؟ وبرسرتقسيم غنائم چه؟