|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
آغاز محاكمه جانى شطرنج باز به اتهام ۶۴ قتل در روسيه
اعترافات قاتل سريالى شطرنج باز روسيه در دادگاه او را به بزرگترين جانى تاريخ اين كشور بدل كرد.
به گزارش گاردين در حالى كه تاكنون اندره چيكاتيكو جنايتكار روسى كه به جرم كشتن ۵۲ زن و كودك و خوردن آنها در سال ۱۹۹۲ به اعدام محكوم شد به عنوان بزرگترين قاتل سريالى روسيه شناخته مى شد صبح دوشنبه در جلسه دادگاه الكساندر پيچوشكين، وى با اعتراف به ۱۳ قتل ديگر شمار قربانيان خود را ۶۴ تن اعلام كرد.
پيچوشكين كه به قاتل سريالى شطرنج باز معروف است در بين سال هاى ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۶ دست به جنايات متعددى زده بود كه سرانجام پليس مسكو با يافتن رد او در ماه ژوئن سال ۲۰۰۶ موفق به دستگيرى اين مرد جنايتكار شد.
پس از كشف جسد آخرين قربانى پيچوشكين به نام موسكا استورلينگ در پارك بيتفسكى مسكو تحقيقات براى شناسايى قاتل آغاز شد و با بررسى سرنخ هاى موجود در صحنه جنايت يك بليت مترو و يك كاغذ كه شماره تلفنى از پيچوشكين روى آن نوشته شده بود مأموران را به سمت مخفيگاه اين قاتل سريالى هدايت كرد. دو روز پس از كشف جسد آخرين قربانى اين جانى ۳۳ ساله در آپارتمانش دستگير شد.
وى پس از دستگيرى در توضيح شيوه جنايت خود به پليس گفت: من در فروشگاهى در نزديكى پارك كار مى كنم. پس از انتخاب قربانيان آنها را به شطرنج دعوت مى كردم و در گوشه خلوت پارك بازى آغاز مى شد. در زمان بازى قربانى را به يك بطرى مشروب دعوت كرده. پس از آن از پشت با يك چكش يا بطرى خالى بر سر وى مى كوبيدم و تا جان دادن كامل بالاى سر قربانى مى ايستادم.
در حالى كه در بدو دستگيرى پيچوشكين به ۴۹ قتل اعتراف كرده بود پليس تنها موفق به كشف جسد ۱۴ قربانى وى شده است.
اين جنايتكار روس در گفت وگو با روزنامه مسكوتايمز پيش از برگزارى نخستين جلسه دادگاه قتل را به عنوان يك تمايل درونى عنوان كرد و گفت: «از نظر من زندگى بدون جنايت مثل زندگى بدون غذا است.»
وى در قسمتى ديگر از اين گفت وگو احساس خود از جنايت را چنين شرح داده است: احساس من نسبت به قربانيانم احساس يك پدر به فرزندانش است. من درهاى يك زندگى جديد را به روى آنها گشوده ام.
جلسات دادگاه اين مرد جنايتكار از روز دوشنبه آغاز شده است.
با توجه به قوانين جديد روسيه كه از سال ۲۰۰۱ حكم اعدام را لغو كرده اند حداكثر مجازات اين مرد حبس ابد خواهد بود.
|
|
|
|
|
كلاهبردار حرفه اى با وثيقه جعلى از زندان گريخت
كارآگاهان پليس آگاهى تهران در تعقيب دو تبهكار حرفه اى هستند كه در ماجراهاى جداگانه با تاسيس شركت هاى قلابى ليزينگ خودرو دست به كلاهبردارى چندين ميليونى زده اند.
به گزارش رسيده يكى از اين دو متهم كه جوان ۲۳ ساله اى به نام جواد است يك بار دستگير شده بود اما چند روز قبل توانست با سپردن وثيقه جعلى از زندان فرار كند.
مرد فرارى
جواد- كلاهبردار ۲۳ ساله- دو سال قبل يك شركت ليزينگ خودرو در مركز تهران تاسيس و اقدام به ثبت نام از متقاضيان كرد. او كه براى واگذارى اتومبيل دلخواه مشتريان شرايط بسيار مناسبى فراهم كرده بود توانست در مدت كوتاهى تعداد زيادى مشترى جذب كند. اين مرد پس از آنكه به تعهدهاى خود در برابر چند متقاضى خريد خودرو عمل كرد و بر شهرت خود افزود نقشه تبهكارانه اش را به مرحله اجرا درآورد و در نهايت با كلاهبردارى بيش از ۳۰۰ ميليون تومان از ۱۵۰ مشترى فرارى شد.
پس از فرار جواد مالباختگان يكى پس از ديگرى به دادسراى ناحيه ۶ تهران مراجعه و عليه اين مرد شكايت كردند و خواستار دستگيرى او شدند. يكى از شاكيان در اظهارات خود گفت: همه كارهاى اين شركت به ظاهر طبق روال قانونى پيش مى رفت و جواد اسنادى در اختيار داشت كه نشان مى داد خودروى تعداد زيادى از مشتريان را سر موعد مقرر تحويل داده است. اين موضوع و از سويى شرايط بسيار مناسب شركت براى واگذارى اتومبيل مرا تحريك كرد مبلغ اوليه را به حساب جواد واريز كنم و پس از آن نيز چند قسط را به موقع پرداخت كردم اما از خودرو خبرى نشد و هر بار مدير شركت تحويل آن را به آينده موكول مى كرد و بهانه مى آورد تا اينكه بالاخره من نيز مانند ساير شاكيان متوجه شدم او فرارى شده است.
پس از تشكيل پرونده قضائى عليه جواد پليس مأموريت يافت رد اين مرد را به دست آورد و او را دستگير كند، اما از آنجا كه مرد فرارى نقشه كلاهبردارى خود را از پيش طراحى كرده بود سرنخى از او در اختيار كارآگاهان قرار نگرفت تا اينكه يك سال بعد مخفيگاه جواد شناسايى و وى دستگير شد. بعد از طى مراحل تحقيقات مقدماتى پرونده جواد درنهايت به قاضى شعبه ۱۰۴۳ دادگاه عمومى تهران سپرده شد و وى محاكمه متهم را آغاز كرد.
جواد در جريان محاكمه جرم خود را پذيرفت و درنهايت به تحمل ۲۰ ماه حبس و بازگرداندن پول شاكيان محكوم شد. در شرايطى كه اين مرد پشت ميله هاى زندان به سر مى برد مالباختگان همچنان در انتظار پس گرفتن سرمايه شان بودند تا اينكه چند روز پيش به دايره اجراى احكام دادسراى ناحيه ۶ خبر رسيد مرد كلاهبردار با سپردن وثيقه جعلى به بهانه رفتن به مرخصى از زندان خارج شده و فرار كرده است.
با اعلام خبر فرار جواد بار ديگر پرونده اتهامى وى به جريان افتاد و هم اكنون كارآگاهان مأموريت يافته اند تا بار ديگر او را دستگير كنند.
كلاهبردارى ۶۰ ميليونى
دومين مرد شيادى كه تحت تعقيب پليس قرار دارد مردى به نام احمد است كه او نيز با شيوه اى مشابه از ۲۷ نفر كلاهبردارى كرده است. احمد پس از آنكه شركت قلابى ليزينگ خودرو را تاسيس كرد براى جلب مشترى به روزنامه هاى پرتيراژ متوسل شد و با چاپ آگهى در اين روزنامه ها سعى كرد شركت خود را شركتى معتبر جلوه دهد. عليرضا- يكى از شاكيان اين مرد- زمانى كه براى طرح شكايت در شعبه ۵ دادسراى ناحيه ۶ تهران حاضر شد، گفت: من از طريق آگهى چاپ شده در يك روزنامه با اين شركت آشنا شدم و پس از آنكه با احمد صحبت كردم و با توجه به حرف هاى او مطمئن شدم كه شركت وى معتبر است. مبلغ دو ميليون و ۲۰۰ هزار تومان به حساب اين مرد واريز كردم و طبق قرارداد سه ماه منتظر ماندم، اما پس از پايان موعد مقرر خبرى از اتومبيل نشد و بالاخره فهميدم احمد فرار كرده است.
محمدكاظم- يكى ديگر از شاكيان پرونده كه استاد دانشگاه است- نيز در شكايت خود گفت: پس از واريز كردن پيش پرداخت به حساب شركت با احمد قراردادى امضا كردم كه طبق مفاد آن اين مرد بايد ظرف سه ماه اتومبيل مرا تحويل مى داد اما در قرارداد بند ديگرى نيز وجود داشت كه با استناد به آن در صورت بروز مشكل و عدم تحويل خودرو شركت ليزينگ موظف بود اصل پول مشترى را به علاوه ۱۶ درصد سود بازپرداخت كند. هر چند من سه ماه تمام به انتظار نشستم و در زمان اعلام شده اتومبيلى به دستم نرسيد اما هر بار با وعده هاى احمد فريب مى خوردم و فرصت بيشترى به او مى دادم تا اينكه ۵/۶ ماه به اين منوال گذشت و همچنان هر بار كه به سراغ احمد مى رفتم وى بهانه هاى تكرارى مى آورد و بالاخره هم فرارى شد.
پس از طرح شكايت از سوى ۲۷ مالباخته بازپرس پرونده طى نامه اى به پليس آگاهى تهران به كارآگاهان دستور داد تحقيقات خود را براى شناسايى و دستگيرى كلاهبردار فرارى آغاز كنند كه اين تحقيقات هنوز به نتيجه نرسيده است.
دستگيرى جنايتكار ۳۴ ميليونى
مردى كه به خاطر اختلاف مالى ۳۴ ميليون تومانى با شليك گلوله به زندگى بدهكار خود پايان داده بود در كمتر از ۱۲ ساعت دستگير شد.
به گزارش رسيده زمانى كه صداى شليك گلوله در يكى از خيابان هاى حوزه استحفاظى كلانترى ۱۴ يزد طنين انداخت، مردى مضطرب و پريشان با مركز فوريت هاى پليسى تماس گرفت و اپراتور ۱۱۰ را در جريان واقعه قرار داد. اطلاعاتى كه اين مرد در اختيار مأمور پليس گذاشت، نشان مى داد مردى در مقابل منزلش هدف گلوله قرار گرفته و كشته شده است.
دقايقى بعد، تيمى از مأموران در محل حاضر شدند و تحقيقات خود را آغاز كردند. بررسى هاى اوليه فاش كرد مقتول مردى به نام منصور است كه در مقابل منزلش توسط فردى ناشناس غافلگير شده و پيش از آنكه فرصت فرار يا دفاع داشته باشد، به كام مرگ فرو رفته است.
كارآگاهان پس از افشاى هويت مقتول به بررسى آثار صحنه جرم پرداختند و توانستند اثرانگشت قاتل را به دست آورند. از سوى ديگر آنان با بررسى زندگى خصوصى منصور متوجه شدند او از چندى قبل با يكى از دوستان قديمى اش به نام محمدرضا به شدت اختلاف داشته است. به اين ترتيب رديابى اين مرد به عنوان نخستين مظنون جنايت در دستور كار پليس جنايى قرار گرفت و محمدرضا در كمتر از ۱۲ ساعت پس از وقوع جنايت به دام افتاد. وى هنگامى كه براى انجام بازجوئى به اداره آگاهى منتقل شد، جرم خود را انكار كرد و گفت: در قتل دوست قديمى اش هيچ نقشى نداشته است.
اين انكارها در حالى صورت مى گرفت كه اثرانگشت محمدرضا با اثرانگشت كشف شده در صحنه قتل مطابقت داشت و براى كارآگاهان هيچ ترديدى باقى نمانده بود كه اين مرد قاتل است، اما سعى دارد با پراكنده گويى مسير تحقيقات را منحرف كند و خودش را از فرو رفتن در مرداب اتهام نجات دهد.
به اين ترتيب بازجوئى ها از محمدرضا اين بار به شكل فنى ترى از سر گرفته شد و مرد مظنون بالاخره جرم خود را گردن گرفت و انگيزه اش از اين جنايت را اختلاف مالى ۳۴ ميليون تومانى اعلام كرد.
محمدرضا در تشريح ماجرا گفت: «من وضع مالى خوبى ندارم و در زندگى ام با مشكلاتى مواجه هستم. چندى پيش براى حل برخى از اين مشكلات تصميم گرفتم وام بگيرم. پس از طى مراحل قانونى بالاخره ۳۴ ميليون تومان دريافت كردم، اما پيش از آنكه اين مبلغ را خرج كنم منصور به سراغم آمد و از گرفتارى هايش برايم تعريف كرد. او كه مى دانست وامى گرفته ام از من خواست ۳۴ ميليون تومان را براى مدت بسيار كوتاهى به وى قرض بدهم. هر چند من خودم به اين پول نياز داشتم، اما به خاطر رفاقت قديمى مان و از سويى به اين دليل كه منصور قول داده بود، ظرف مدت كوتاهى پول را پس بدهد، خواسته اش را پذيرفتم و ۳۴ ميليون تومان را به او دادم.»
متهم به قتل ادامه داد: «پس از پايان موعد مقرر زمانى كه براى پس گرفتن پولم به سراغ منصور رفتم، او از پرداخت بدهى اش طفره رفت. اول پيش خودم گفتم حتماً گرفتار است و به زودى ۳۴ ميليون تومان را پس مى دهد، اما خبرى از او نشد و من به ناچار چند بار ديگر به سراغ منصور رفتم ولى او باز هم با وعده هاى واهى و بهانه هاى مختلف از پرداخت بدهى اش طفره مى رفت و به اين ترتيب اختلافات بين ما آغاز شد. چندى بعد منصور كه به گفته خودش از اين كش و قوس خسته شده و توانسته بود مشكل مالى اش را حل كند ۳۴ ميليون تومان را در قالب دو فقره چك به من پرداخت كرد، اما زمانى كه براى نقد كردن چك ها به بانك رفتم متوجه شدم آنها جعلى هستند.»
مرد طلبكار در ادامه اعترافاتش گفت: «از اينكه منصور چك هاى جعلى به من داده بود بسيار عصبانى شدم و بر سر اين موضوع با وى درگير شدم. او كه چاره اى جز تسليم شدن نداشت پذيرفت چك ها را از من پس بگيرد و بدهى اش را به صورت نقدى بپردازد، اما پس از گرفتن چك ها به طور كامل بدهكار بودنش را انكار كرد. ديگر مذاكره با منصور بى فايده بود و من هيچ راهى براى پس گرفتن پولم نداشتم. اين در شرايطى بود كه خودم به شدت مشكل مالى داشتم و از سويى مجبور بودم ماهيانه اقساط پولى را كه در اختيار دوستم بود، بپردازم. بالاخره تصميم گرفتم به زور اين مبلغ را از منصور پس بگيرم. براى همين سلاحى تهيه كردم و به منزل او رفتم. وقتى وى بار ديگر بدهى اش را انكار كرد و گفت حاضر نيست پولى به من بدهد از شدت خشم كنترل خودم را از دست دادم و گلوله اى به او شليك كردم و فرارى شدم. من به هيچ وجه قصد كشتن منصور را نداشتم و در واقع اين او بود كه با رفتارهايش باعث ايجاد اختلاف بين ما شد.»
پس از اعترافات محمدرضا وى به دستور بازپرس پرونده تا زمان برگزارى جلسه دادگاه و محاكمه روانه زندان شد.
پايان فرار ۶ساله «ملك كماندو» ، قاچاقچى بزرگ «شيشه»
يك قاچاقچى بزرگ شيشه و شرور خطرناك كه به «كماندو» شهرت دارد، پس از ۶ سال فرار، دستگير شد.
به گزارش رسيده پليس تهران كه از مدت ها قبل درصدد دستگيرى يك فرد خطرناك به نام «ملك محمد» - مشهور به كماندو- بود، چند روز پيش اطلاع يافت وى قصد دارد زير پل ستارخان يك معامله بزرگ ماده مخدر شيشه انجام دهد. به همين خاطر عمليات ويژه اى براى دستگيرى اين تبهكار طرح ريزى شد و مأموران توانستند او را پيش از رسيدن به محل قرار، در خيابان آذربايجان روبه روى بيمارستان شهريار محاصره و دستگير كنند. پس از به دام افتادن كماندو در بازرسى بدنى از او يك قبضه سلاح كمرى ماكاروف آماده شليك، دو خشاب و ۱۴ تير جنگى كشف و اين متهم به پليس امنيت تهران منتقل شد.
سوابق كماندو
كماندو در حالى دستگير شد كه از ۶ سال پيش به اتهام هاى مختلف تحت تعقيب قرار داشت. او از اشرار معروف شمال غرب تهران به ويژه ستارخان بود. ملك كماندو سال ۷۹ در جريان يك درگيرى خيابانى به همراه فردى به نام بهمن دستگير شد و اين دو پاى ميز محاكمه رفتند. پس از محاكمه، بهمن به خاطر جرايم سنگينى كه مرتكب شده بود به اعدام محكوم شد و حكم وى به اجرا درآمد اما كماندو چندى بعد از زندان آزاد شد و اعمال مجرمانه اش را از سر گرفت. وى چندى پس از آزادى با دو تن ديگر به نام هاى «على م.» و حامد خطر درگير شد و از اين طريق نام او در ميان اشرار بر سر زبان ها افتاد. مدتى بعد «على م.» در جريان يك نزاع به قتل رسيد و حامد خطر نيز سرانجام به دام افتاد، اما ملك كماندو همچنان فرارى بود. درگيرى در پمپ بنزين ولنجك يكى از اتهام هاى كماندو است. در اين حادثه كه سال ۸۰ به وقوع پيوست يكى از دوستان كماندو به نام محسن در داخل پمپ بنزين براى زن جوانى ايجاد مزاحمت كرد و زمانى كه ناظران به محسن اعتراض كردند، او و كماندو به آنان يورش بردند و با قمه زن جوان و يكى از معترضان را مجروح كردند. در پى اين حادثه محسن دستگير شد، اما كماندو بار ديگر توانست بگريزد.
درگيرى با سه برادر نمايشگاهدار به نام هاى سعيد، شهرام و محمد از ديگر اتهام هاى ملك كماندو است و او در جريان اين نزاع هر سه برادر را مجروح كرد و با اين اقدام شهرت خود را به حدى رساند كه تمامى اشرار از او وحشت داشتند و به وى باج مى دادند.
در پرونده اين فرد خطرناك اتهام درگيرى مسلحانه در ايستگاه مترو طرشت در سال ۸۴ نيز به چشم مى خورد. وى آن زمان به قصد تسويه حساب با چند فرد ديگر كه با هم برادر بودند به همراه دو همدستش به نام هاى «حسين الف.» و «بهروز م.» به ايستگاه مترو رفت. در آنجا يكى از اراذل و اوباش به نام «طيب» را با شليك گلوله مجروح كرد و متوارى شد. در اين پرونده دو همدست كماندو دستگير شدند، اما تلاش براى به دام انداختن خود او بى نتيجه ماند. از سويى چندى بعد بهروز پس از آزادى از زندان در جريان يك نزاع كشته شد. ملك كماندو همچنين در سال ۸۵ به صورت مسلحانه به يكى از شعب بانك صادرات دستبرد زد. اما از آنجا كه وى هيچ گاه ردپايى از خود برجاى نمى گذاشت، دستگيرى او ميسر نشد.
قاچاق شيشه
طبق اطلاعات منتشر شده از سوى مركز اطلاع رسانى پليس تهران ملك كماندو در تمام اين سال ها علاوه بر شرارت، سرقت و ايجاد مزاحمت به قاچاق مواد مخدر نيز مى پرداخته است. او يكى از قاچاقچيان عمده شيشه بوده و بازار سياه اين ماده مخدر را در غرب تهران در دست داشته است.
علاوه بر اين ملك كماندو كه توانسته بود در ميان اشرار و قاچاقچيان نام خود را مطرح كند در اين مدت براى باند بزرگ و مافيايى «ياكوزا» نيز كار مى كرده و در هنگام انجام معامله هاى مواد مخدر اعضاى باند را اسكورت مى كرده است. اين متهم كه پس از شش سال فرار دستگير شد در بازجوئى ها به حمل اسلحه، درگيرى هاى مسلحانه، قمه كشى و توزيع مواد مخدر اعتراف كرد و مأموران در بازرسى از خانه او واقع در شهرك انديشه آلات جرم وى را كشف كردند. بنابه اين گزارش هم اكنون تحقيقات از كماندو ادامه دارد.
|
|
|
|
|
باج خواهى ۱۰۰ ميليونى براى آزادى مهندس
اسارت ۸ ساعته يك مهندس ساختمان توسط شوهر سابق زنى كه تحت حمايت مالى او قرار داشت با دخالت كارآگاهان پليس آگاهى تهران پايان يافت.
به گزارش رسيده بعدازظهر سه شنبه تماس مشكوك دوست و شريك كارى اين مهندس ميانسال به نام على كه از دوستش تقاضاى رساندن مبلغى پول از طريق يك رابط را داشت، ظن اين مرد را برانگيخت و وى در نخستين اقدام با پليس تماس گرفت و مأموران را به كمك طلبيد.
استمداد از پليس
سياوش دوست على در درخواست خود از مأموران كلانترى ۱۰۵ سنايى به آنها گفت: شريكم دقايقى پيش با من تماس گرفت و در حالى كه صدايش مى لرزيد به من گفت كه سكته كرده و در بخش مراقبت هاى ويژه بسترى شده است و نياز دارد كه فورى ۳ ميليون تومان پول برايش بفرستم اما نشانى از بيمارستان نداد. دقايقى بعد بار ديگر با من تماس گرفت و گفت نگار، زنى كه تحت حمايت مالى او قرار دارد و من هم وى را بيش از اين ملاقات كرده بودم، به ميدان هفت تير خواهد آمد و پول را از من دريافت مى كند. سپس با من براى ساعت ۸ شب قرار گذاشت و ديگر تلفن خود را جواب نداد. من به اين تماس مشكوك شده ام چرا كه على اگر پول لازم داشت يا اتفاقى برايش افتاده بود، بايد ابتدا با خانواده خود تماس مى گرفت يا آدرس بيمارستان را به من مى داد تا خودم به آنجا بروم و كمكش كنم و تمام اين موارد باعث ظن من شده است.
آغاز عمليات
با توجه به اظهارات سياوش تيمى از مأموران با پوشش مبدل در محل قرار ملاقات او با نگار حاضر شدند و پس از تحويل ۳ ميليون تومان پول به زن جوان وى را بازداشت كردند. اين زن ۳۱ ساله پس از دستگيرى به مأموران گفت با خودروى پيكان شوهر سابقش به نام سعيد به آنجا آمده و وى چند خيابان دورتر سوار بر ماشين در انتظار او است اما زمانى كه مأموران براى دستگيرى سعيد اقدام كردند وى موفق به فرار از محل شد.
بلافاصله پس از فرار سعيد با اخذ دستور قضائى از بازپرس كشيك دادسراى امور جنايى تلاش براى رهايى على از دست گروگانگيران آغاز شد و با وارد عمل شدن كارآگاهان اداره ۱۱ پليس آگاهى عمليات شكل تازه اى به خود گرفت. بلافاصله پس از انتقال نگار به كلانترى سنايى و بازجوئى از وى مخفيگاهى كه على در آن تحت مراقبت بود در خيابان بهار شناسايى شد و مأموران با محاصره محل در عملياتى ضربتى وارد خانه استيجارى نگار شدند و پس از دستگيرى جوان ۲۶ ساله اى به نام سردار كه مسووليت نگهدارى از گروگان را برعهده داشت، به اتاق خواب رفتند و على را در حالى كه لباس هايش را از تنش درآورده و دست و پايش را با طناب بسته بودند، يافتند.
تحقيق از متهمان
با رهايى على و بازداشت موقت دو متهم دستگير شده هفته گذشته پرونده اين آدم ربايى براى بررسى به دادسراى امور جنايى تهران ارجاع و تحقيقات از متهمان توسط سليمانى داديار جنايى آغاز شد.
در نخستين جلسه بازپرسى مهندس ۴۵ ساله در شرح ماجرا گفت: من از مدت ها پيش به نگار و دختر ۱۱ ساله اش بدون هيچ چشمداشتى كمك مالى مى كردم. ظهر سه شنبه براى سر زدن به آنها رفته بودم كه ناگهان سعيد شوهر سابق او به همراه مرد ديگرى وارد خانه شدند و خود را مأمور اطلاعات معرفى كردند و به من گفتند متهم به انجام قتل هاى سريالى هستم. با شنيدن اين حرف من از ترس از حال رفتم و زمانى كه به هوش آمدم لباس هاى مرا درآورده و دست و پايم را بسته بودند و سردار به من گفت كه در ازاى دريافت ۱۰۰ ميليون تومان مرا رها خواهند كرد اما من گفتم قادر به پرداخت اين مبلغ نيستم. از آنجا كه حال من رو به وخامت بود، آنها دائم مبلغ درخواستى خود را كاهش دادند تا اينكه سرانجام به دريافت ۳ ميليون تومان راضى شدند و من با دوستم تماس گرفتم و از او خواستم كه پول را در اختيار من قرار دهد كه ماجرا اين گونه خاتمه پيدا كرد.
دفاع متهمان
سردار كه پسرخاله شوهر سابق نگار و يكى از متهمان اين پرونده آدم ربايى است، در شرح ماجرا گفت: من و سعيد در نزديكى خانه نگار بوديم كه او به من گفت بايد سرى به دخترش بزند. در راه به من گفت كه دخترش به او گفته مدتى است مردى به بهانه كمك مالى به خانه آنها رفت و آمد مى كند و اين مرد به او نظر دارد. به همين دليل دختر ۱۱ ساله اش را مدتى است به خانه خودش برده تا از دست اين مرد در امان باشد. سپس به من گفت كه امكان دارد اكنون اين مرد در خانه نگار باشد و ما نقشه كشيديم كه اگر على آنجا بود او را بترسانيم كه ماجرا به اين شكل رقم خورد.
در ادامه نگار در بازجوئى ها تنها دليل همكارى با همسر سابقش را ترس از او اعلام كرد و در نهايت دو متهم براى انجام تحقيقات بيشتر به بازداشتگاه پليس آگاهى تهران بازگردانده شدند. هم اكنون تلاش مأموران براى دستگيرى سعيد ادامه دارد.
دختر ۶ ساله، توسط كارگر افغان و پسر نوجوان مورد تجاوز قرار گرفت
دادگاه كيفرى استان تهران، پرونده مردى افغان كه دختر بچه ۶ ساله اى را مورد تجاوز قرار داده است رسيدگى مى كند.
به گزارش رسيده ۲۹ تيرماه سال ۸۶ زنى جوان هراسان به مأموران پليس مراجعه كرد و مدعى شد دختر ۶ ساله اش توسط يك پدر و پسر مورد تجاوز قرار گرفته است. وى در توضيح روز حادثه گفت: دختر ۶ ساله ام در خيابان بازى مى كرد و من هم در خانه داشتم كارهايم را انجام مى دادم. يك ساعت بعد در حالى كه دختركم گريه مى كرد به خانه بازگشت، او وحشت زده بود و بريده بريده صحبت مى كرد. اول فكر كردم زمين خورده اما وحشتى كه در او بود نشان مى داد حادثه بدى برايش پيش آمده است. وقتى از او پرسيدم چه شده، به من گفت مرد همسايه كه افغانى است او را مورد تجاوز قرار داده است.
پس از اظهارات تكان دهنده اين زن پليس دختر ۶ ساله را تحت بازجوئى قرار داد. وى گفت: داشتم در خيابان بازى مى كردم كه «م. ر.» مرد همسايه به سراغم آمد و گفت: مى خواهد برايم از مغازه پفك بخرد، من هم حرفش را باور كردم و همراهش رفتم، اما به جاى اينكه به سمت مغازه برويم مرد همسايه مرا به خانه اش برد و به همراه پسر نوجوانش مورد تجاوز قرار دادند. بعد هم مرا تهديد كردند كه اگر به كسى چيزى بگويم مرا خواهند كشت، اما به خانه آمدم و هر آنچه اتفاق افتاده بود براى مادرم تعريف كردم.
بررسى هاى پليسى نشان داد «م. ر.» كه در فرحزاد زندگى مى كند كارگر ساختمانى است و اهالى محل او را مى شناسند. با آدرس به دست آمده از متهم پليس موفق شد وى را بازداشت كند.
مرد افغان در اظهارات اوليه خود تجاوز به كودك ۶ ساله را نپذيرفت و گفت: من نه اين كودك را ربوده ام و نه مورد تجاوز قرار داده ام. اظهارات اين مرد در حالى مطرح شد كه پزشك معاينه كننده دختر ۶ ساله طى نامه اى تجاوز به اين كودك را تأييد كرده است.
درنهايت دختر بچه ۶ ساله به پزشكى قانونى معرفى شد تا متخصصان او را مورد معاينه قرار دهند و سپس پرونده براى رسيدگى قضائى به دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شد. بنابراين گزارش هم اكنون تحقيقات در اين خصوص ادامه دارد.
سه مأمور قلابى غافلگير شدند
سه مرد جوان كه با جعل عنوان مأمور قصد داشتند از مردى در خيابان زعفرانيه اخاذى كنند توسط مأموران دستگير شدند.
به گزارش رسيده ساعت ۲۱ شامگاه سه شنبه ۲۳ مردادماه جارى مأموران گشت نيروى انتظامى متوجه شدند سه مرد جوان در حال بازرسى بدنى راننده خودرويى در خيابان زعفرانيه هستند. با توقف خودرو پليس براى بررسى موضوع مردان جوان پا به فرار گذاشتند اما پس از دقايقى به دام مأموران افتادند.
اين سه مرد به نام هاى جعفر، صادق و احمد پس از دستگيرى به پايگاه يكم پليس آگاهى منتقل شدند و در بررسى علت فرار آنها مشخص شد كه آنها با معرفى كردن خود به عنوان مأمور مبارزه با موادمخدر قصد داشتند از راننده ماكسيما اخاذى كنند.
هم اكنون تحقيقات درخصوص ساير اتهامات اين سه نفر و شناسايى شكات ديگر آنها ادامه دارد.
اخاذى خواستگار ۴۸ساله از خانواده دختر جوان
مردى ۴۸ ساله كه پس از شش سال خواستگارى موفق به گرفتن جواب مثبت از دختر مورد علاقه اش نشده بود، دست به اخاذى از خانواده او زد.
چندى قبل مرد ۷۱ ساله اى به نام قلى با مراجعه به دادسراى بعثت طى شكايتى گفت: مرد ۴۸ ساله اى به نام ابوالفضل مدت شش سال است كه از دختر ۲۵ ساله ام پريناز خواستگارى مى كند و هر بار به دليل نداشتن شرايط مناسب جواب رد به وى مى دهيم.
وى افزود: حدود يك ماه پيش ابوالفضل به همراه يكى از دوستانش دخترم را در راه منزل به زور سوار خودرويى كردند و پس از بيهوش كردن وى با آبميوه مسموم تعداد زيادى عكس هاى مبتذل از وى گرفتند. در اين مدت ابوالفضل با تهديد و ترساندن ما مى گفت اگر به او ۲۰ ميليون تومان پول ندهم عكس ها و سى دى هاى دخترم را پخش مى كند.
پس از طرح شكايت شاكى، تحقيقات مأموران براى دستگيرى متهمان آغاز شد و در نهايت پس از چند روز كنترل و زير نظر گرفتن منزل ابوالفضل، وى دستگير شد. ابوالفضل در بازجوئى ها به جرم خود اعتراف كرد و هم اكنون براى رسيدگى به اتهاماتش در بازداشت به سر مى برد.
دام تبهكاران حرفه اى براى اخاذى هاى ميليونى از ثروتمندان
اعضاى يك باند چهار نفرى كه با شناسايى مردان پولدار آنان را به تله مى كشاندند و دست به اخاذى مى زدند از سوى كارآگاهان دستگير شدند.
اعمال مجرمانه اين گروه زمانى فاش شد كه مردى به كارآگاهان پليس آگاهى استان فارس مراجعه كرد و طى شكايتى گفت كه دو مرد ناشناس با تهديد قصد دارند از او ۵۰۰ ميليون تومان اخاذى كنند.
اين مرد در توضيح ماجرا به كارآگاهان گفت: «دو مرد از چند روز قبل مرتب با من تماس مى گيرند و مى گويند بايد به آنها ۵۰۰ ميليون تومان بپردازم در غير اين صورت فيلمى را كه از من در اختيار دارند در سطح شهر پخش مى كنند. من آن دو مرد را به هيچ وجه نمى شناسم و از ماجراى فيلم نيز كاملاً بى اطلاع هستم و نمى دانم آنها درباره چه فيلمى صحبت مى كنند.»
مرد شاكى در ادامه افزود: «چند روز قبل از شروع اين تهديدها اتفاقى برايم رخ داد كه فكر مى كنم با ماجراى اخاذى در ارتباط باشد. موضوع از اين قرار بود كه يكى از آشنايان خانوادگى ام به نام شهلا با من تماس گرفت و درخواست مبلغى پول به عنوان قرض كرد. از آنجا كه وضع مالى خوبى دارم تصميم گرفتم به شهلا كمك كنم و طبق خواسته او مبلغ مورد نظر را فراهم كردم و سوار بر خودروام به طرف منزلش به راه افتادم. زمانى كه وارد كوچه محل زندگى شهلا شدم و ماشينم را پارك كردم دو مرد به سويم يورش آوردند و به زور مرا به داخل خانه شهلا كشاندند و من در آنجا با زنى غريبه مواجه شدم. به شدت ترسيده بودم و نمى دانستم آنها از من چه مى خواهند و چرا چنين كارى انجام داده اند. دو مرد در ادامه مرا به باد كتك گرفتند و پس از آنكه مرا در كنار زن ناشناس در وضعيتى غيراخلاقى قرار دارند، دقايقى بعد با سرقت اتومبيل رهايم كردند.»
كارآگاهان پس از شنيدن اظهارات شاكى به جزئيات ماجرا پى بردند و متوجه شدند تبهكاران پس از كشاندن مرد ثروتمند به داخل خانه شهلا با استفاده از دوربين هاى مخفى از وى فيلمبردارى كرده و هم اكنون فيلم را دستاويزى براى اخاذى قرار داده اند.
به اين ترتيب عمليات وسيعى براى شناسايى متهمان و متلاشى كردن اين باند حرفه اى تدارك ديده شد. پليس در نخستين گام شهلا را بازداشت كرد و با انجام بازجوئى هاى ويژه از او دريافت اين زن با سه متهم پرونده در ارتباط است. اطلاعات به دست آمده از اين زن، هويت زن ديگرى كه عضو باند بود به نام محبوبه را فاش كرد و او را نيز به تله انداخت.
محبوبه در جريان بازجوئى هاى ويژه به مأموران گفت: «دو مرد عضو باند محمود و آرش نام دارند و طراح اصلى نقشه اخاذى نيز آنها هستند. ما از قبل در خانه شهلا دوربين هاى فيلمبردارى مجهز كار گذاشته بوديم و پس از آنكه طعمه مان را در وضعيتى غيراخلاقى قرار داديم از او فيلمبردارى كرديم. در اين چند روز نيز محمود و آرش سعى داشتند با تهديدهاى مكرر ۵۰۰ ميليون تومان را دريافت كنند.»
كارآگاهان در ادامه موفق شدند دو مرد متهم را نيز بازداشت كنند و اين در حالى است كه پليس احتمال مى دهد اعضاى اين شبكه ثروتمندان بيشترى را طعمه كرده باشند كه آنان به خاطر ترس از آبروى خود حاضر به طرح شكايت نشده اند.
فروش مهرهاى باطل كننده سحر، شگرد رمال شياد
رمال اصفهانى كه با استفاده از زودباورى مشتريانش لوح هائى را تحت عنوان باطل كننده سحر به آنها مى فروخت توسط پليس دستگير شد.
چندى پيش زنى به مأموران پليس اصفهان مراجعه كرد و مدعى شد مرد رمالى او را اغفال كرده و مبلغى پول از او گرفته است.
وى در توضيح ماجرا گفت: از طريق يكى از آشنايانم متوجه شدم مردى به نام جعفر در ساختمانى واقع در چهارراه شيخ طوسى اصفهان زندگى مى كند كه مى تواند آينده را پيش بينى كند و سحر و جادوها را از بين ببرد. من هم مدتى بود كه بر سر مسائلى با شوهرم اختلاف داشتم، اما نمى دانستم چه كسى شوهرم را عليه من تحريك مى كند و چرا اين اتفاق مى افتد، به همين خاطر تصميم گرفتم پيش جعفر بروم تا برايم واقعيت را بگويد، اول وقت ملاقات گرفتم و بعد نزد او رفتم، مشكلم را به وى گفتم و جعفر با كارهاى عجيب و غريبى كه انجام مى داد به من گفت شوهرم از سوى خانواده اش تحريك مى شود.
زن جوان در ادامه شكايت خود افزود: از آنجايى كه من خودم به خانواده شوهرم شك داشتم حرف جعفر را باور كردم و قرار شد به توصيه هاى او عمل كنم تا شوهرم به سمت من برگردد. جعفر در قبال كارى كه كرده بود از من مبلغى پول گرفت اما زمانى كه مى خواستم از ساختمان خارج شوم به من گفت: يك مهر فلزى دارد كه باطل كننده سحر است و اگر من مبلغ ۳۰ هزار تومان به حساب او بريزم مهر را به من مى دهد تا از اين به بعد مشكلاتم را با آن حل كنم، من هم كه مجذوب گفته هاى جعفر شده بودم بلافاصله ۳۰ هزار تومان را به حسابش ريختم و فيش را بردم و تكه فلز را گرفتم. چند روز بعد متوجه شدم هر چه جعفر به من گفته دروغ بوده و او از من كلاهبردارى كرده است.
بعد از اعلام شكايت اين زن و به فاصله بسيار كوتاهى چند نفر ديگر به همين اتهام از جعفر شكايت كردند و به اين ترتيب دستگيرى مرد رمال در دستور كار پليس قرار گرفت و صبح يكى از روزهايى كه مطابق معمول جعفر براى ملاقات با مشتريانش در اتاق كار خود حاضر شده بود مأموران وارد محل شدند و او را بازداشت كردند.
جعفر در تحقيقات اتهام خود را پذيرفت و گفت: من از ساده لوحى مردم استفاده مى كردم. ابتدا طورى كه متوجه نشوند از زير زبان شان حرف مى كشيدم و مشخصات زندگى شان و افرادى كه با آنها دوستى يا دشمنى داشتند مى پرسيدم و سپس در مورد زندگى شان اظهارنظر و طورى رفتار مى كردم كه انگار خودم همه چيز را مى دانسته ام و بعد فلزى را تحت عنوان باطل كننده سحر به آنها مى فروختم.
بنابراين گزارش اعترافات جعفر در حالى مطرح شد كه بر تعداد شاكيان وى روز به روز افزوده مى شود و تحقيقات پليسى از وى ادامه دارد.
|
|
|
|
|
فرارزن تنها ازشكنجه گاه ۵ شرور
۵ جوان شرور كه با اغفال زن ۲۳ ساله اى، پس از ضرب و جرح و شكنجه، او را مجبور به مصرف مواد مخدر كرده اند، تحت تعقيب قضائى قرار گرفتند.
اقدام هاى پليس جنايى پايتخت براى رديابى و دستگيرى متهمان در پى ارائه شكايتى از سوى قربانى اين ماجرا در دستور كار كارآگاهان قرار گرفت.
به گزارش رسيده، اواخر تير ماه زن ميانسالى درحالى كه بر سر و صورت خود مى زد، با مراجعه به مأموران پليس ادعا كرد راننده يك خودرو سمند نقره اى، دختر جوانش را مقابل ديدگانش ربوده و با خود برده است.
پس از اعلام اين شكايت و ارائه پرونده به شعبه ۱۵ داديارى دادسراى ناحيه ۶ و صدور دستورات قضائى، تحقيقات پليسى براى رديابى و شناسايى راننده سمند آغاز شد.
زن ميانسال در اين باره به پليس گفت: همراه ۲ دخترم براى تفريح به پارك ساعى رفته بوديم. هنگام بازگشت به خانه يكى از دخترانم كه «مينا» - ۲۳ ساله- نام دارد، با بيان اين كه تشنه است، وارد يك فروشگاه پوشاك شد. لحظاتى بعد هنگامى كه ما منتظر بيرون آمدن او بوديم، ناگهان يك خودروى سمند نقره اى رنگ مقابل فروشگاه توقف كرد. مردى دخترم را به زور سوار كرد و به سرعت گريخت. من از پشت دنبال خودرو دويدم، اما هرچه فرياد زدم، راننده اعتنايى نكرد.
با نشانى هائى كه اين زن از مشخصات ظاهرى سمند در اختيار پليس قرار داده بود، مأموران دريافتند خودرو مورد نظر در يك آژانس تاكسى تلفنى مشغول به كار است. با دستگيرى راننده سمند و انتقال او به دادسراى ناحيه، ۶ تحقيق و بازجوئى از او آغاز شد.
مرد جوان در اين باره گفت: آن روز در آژانس نشسته بودم كه منشى آژانس خواست براى سوار كردن دختر جوانى به فروشگاه پوشاكى در خيابان ولى عصر تهران بروم. وقتى در برابر فروشگاه توقف كردم، دختر جوانى سوار شد و درحالى كه به شدت مضطرب و نگران بود، از من خواست به سرعت حركت كنم. در اين باره از او پرسيدم، ادعا كرد چند زن و مرد قصد دارند او را بدزدند و با خود به خانه فساد ببرند. من هم حركت كردم. پس از مسافتى در خيابان آزادى مسافرم پياده شد و ديگرى اطلاعى از او ندارم.
وقتى در تحقيقات قضائى و پليسى مشخص شد راننده آژانس واقعيت را مى گويد، او آزاد شد و پرونده براى رسيدگى به شعبه ۵ دادسراى جنايى تهران فرستاده شد.
تجسس هاى پليسى براى رديابى دختر ناپديد شده ادامه داشت تا اين كه مأموران رد او را در يكى از شهرك هاى اطراف تهران به دست آورده و در جريان عمليات غافلگيرانه اى او را در يكى از خيابان هاى اين منطقه به دام انداختند.
دختر جوان وقتى در برابر بازپرس قرار گرفت، در اين باره گفت: ۱۸ ماه قبل، درحالى كه از اعتياد شوهرم خسته شده بودم، سوار خودرويى شدم. راننده پرايد كه مرد ميانسالى بود، با مشاهده چهره پريشانم، سر صحبت را باز كرد. بدين ترتيب من درباره مشكلاتى كه در زندگى با شوهر معتادم داشتم، با او درد دل كردم. بعد هم از او براى انتقام از شوهرم كمك خواستم. راننده پس از شنيدن درد دلم مرا به خانه اى برده و در اختيار پسر جوانى به نام «چنگيز» قرار داد. او ادعا كرد انتقام مرا از شوهرم مى گيرد و بعد هم با من ازدواج مى كند. من فريب حرف هاى او را خوردم و كم كم رابطه پنهانى ام با او آغاز شد. پس از مدتى از رفتار خود پشيمان شده و از خانه اش فرار كردم. روز حادثه درحالى كه از مزاحمت هاى چنگيز خسته شده بودم، بار ديگر نقشه فرار را طراحى كردم. قصد داشتم با مراجعه به خانه چنگيز از او بخواهم دست از سر من و زندگى ام بردارد. وقتى به خانه او رفتم، مرا به طبقه دوم خانه اش برد. در آنجا از من خواست مقدارى مواد مخدر «كراك» استعمال كنم، اما در برابر خواسته اش مقاومت كردم. او سپس سيگارى را روشن كرد. ابتدا مرا زير مشت و لگد گرفت و سپس با آتش سيگار پشت دستم را سوزاند. بعد هم تهديد كرد اگر مقاومت كنم، به صورتم اسيد مى پاشد. پذيرفتم و به اين ترتيب معتاد شدم. «چنگيز» با معتاد كردن من به خاطر تأمين مواد مخدر مورد نيازم مرا در اختيار ساير دوستانش قرار مى داد و مدتى بعد هم مرا به يك زن تحويل داد. از آن زن شنيدم كه چنگيز و دوستانش با اغفال زن ها و دختران فرارى، آنها را به خانه خود مى برند و پس از كشاندنشان در دام اعتياد، از قربانيان شان سوء استفاده مى كند.
بنا به اين گزارش، با توجه به طرح اين اظهارات، گروهى از كارآگاهان پليس آگاهى تهران مأموريت يافتند تا با انجام تجسس هاى پليسى، مخفيگاه متهمان را رديابى و آنان را بازداشت كنند.
|
|
|
|
|
مرد دندانپزشك به قتل همسرش اعتراف كرد
مرد دندانپزشك كه چند ماه پيش و در پى يك اقدام جنون آميز همسرش را به قتل رسانده بود بالاخره به قتل همسرش اعتراف كرد.
به گزارش رسيده، ارديبهشت ماه سال جارى مردى به مأموران پليس خبرداد دختر جوانش به نام سالومه به طرز مرموزى در خانه اش به قتل رسيده است. با اعلام اين خبر بلافاصله مأموران پليس و هنرمند- بازپرس ويژه قتل- در محل حاضر شدند و با جسد سالومه كه روى تخت افتاده بود روبه رو شدند، هر چند آثار جراحت روى بدن سالومه مشهود بود اما همه چيز حكايت از خودكشى اين زن داشت. به دستور بازپرس هنرمند و براى تكميل تحقيقات جسد سالومه به پزشكى قانونى انتقال يافت و بازپرس هنرمند بازجوئى از كسانى كه جسد را پيدا كرده بودند را در دستور كار خود قرار داد. پدر سالومه اولين كسى بود كه مورد بازجوئى قرار گرفت. وى گفت؛ چند بار با منزل دخترم تماس گرفتم ولى جواب نداد، نگران شدم و به سمت خانه اش حركت كردم. وقتى رسيدم چندين بار زنگ در خانه را زدم، كسى جواب نداد. شوهر سالومه دندانپزشك است و در طبقه پايين منزلش مطب دارد، من با او تماس گرفتم و متوجه شدم كه او هم در مطب خودش نيست و به مطبى در يافت آباد رفته است و امروز (روز حادثه) آنجا است. وقتى گفتم سالومه در را باز نمى كند و نگران حالش هستم، آروين دامادم گفت كه او هم كليدش را با خودش نياورده است. با اين حال به من گفت كه خودش را هرچه زودتر خواهد رساند. دقايقى بعد دامادم و خواهرش آمدند. خواهر آروين با كليدى كه داشت در را باز كرد و وارد خانه شديم، من بدن نيمه عريان دخترم را در حالى كه به صورت دمر روى تخت افتاده بود ديدم. آثار ضرب و جرح روى پايش بود، اما هيچ اثر ديگرى وجود نداشت.
نظريه پزشكى قانونى
در ادامه تحقيقات آروين شوهر سالومه بازجوئى شد. او گفت؛ من روز حادثه كليدم را در خانه جا گذاشته بودم، همسرم در خانه بود و شب قبل ما با هم بگو مگو كرده بوديم، مسأله جدى نبود و من فكر نمى كردم سالومه خودكشى كند. وقتى پدرش گفت كه سالومه در را باز نمى كند نگرانش شدم.
مساله اى كه باعث شد بازپرس هنرمند به گفته هاى آروين مشكوك شود اين بود كه او مدعى شده بود كليدش را جا گذاشته در حالى كه خواهر آروين با كليد در را باز كرده است. بنابراين ظن بازپرس هنرمند برانگيخته شد و آنچه ظن بازپرس را عليه آروين شديدتر كرد، نظريه پزشكى قانونى در مورد علت مرگ سالومه بود.
متخصصان پزشكى قانونى بعد از بررسى هاى دقيق اعلام كردند، علت مرگ اين زن جوان انسداد مجارى تنفسى بوده است كه با جسمى نرم و قابل انعطاف مثل بالش اتفاق افتاده است و آثار ضرب و جرح روى بدن اين زن نيز حكايت از درگيرى شديد وى قبل از مرگ دارد.
نظريه پزشكى قانونى مهر تأييدى بود بر ظن بازپرس هنرمند مبنى بر اينكه سالومه به قتل رسيده و خودكشى نكرده است. مظنون شماره يك اين پرونده آروين شوهر سالومه بود، بنابراين وى به شعبه ۴ بازپرسى دادسراى جنايى تهران احضار شد و بازپرس هنرمند از آروين خواست تا هرچه در زندگى مشتركش اتفاق افتاده است بنويسد.
نوشته هاى آروين حاكى از آن بود كه وى با همسرش اختلاف شديدى داشته است. در گوشه اى از نوشته هاى آروين آمده است؛ من و سالومه خيلى وقت ها با هم درگير مى شديم، به رغم اينكه من تلاش مى كردم زندگى راحتى براى سالومه درست كنم، او از من ايراد مى گرفت. سالومه من را يك مرد دهاتى و عقب افتاده مى دانست و به من مى گفت كه ديگر قصد ندارد با من زندگى كند. من سالومه را دوست داشتم و نمى خواستم او را از دست بدهم. ما بارها با هم درگيرى شديد پيدا كرديم و حتى به درگيرى هاى فيزيكى هم كشيده مى شد.
آروين در مورد روز حادثه گفت؛ سالومه و من در آن روز باز با هم دعوا كرديم و من او را كتك هم زدم، به سالومه گفتم اگر من دهاتى هستم مى توانى بروى. او هم گفت كه جدا خواهد شد. بعد از پايان درگيرى سالومه رفت كه بخوابد، من هم كه خيلى عصبى بودم بالش را روى دهان او گذاشتم و خفه اش كردم. فقط اميدوارم خانواده سالومه از گناه من بگذرند.
وقتى بازپرس هنرمند در برابر اعترافات آروين قرار گرفت، وى براى بازجوئى هاى بيشتر و به دست آمدن ابعاد ديگر جنايت وى را در اختيار كارآگاهان اداره دهم قرار داد.
دوستى اينترنتى سناريوى آدم ربايى را لو داد
تحقيقات پليس قم در ارتباط با پرونده دختر ۱۸ ساله اى كه مدعى شد از سوى افراد ناشناس ربوده شده است، مشخص كرد هيچ گونه آدم ربايى در كار نبوده و نقشه از سوى فرد به ظاهر ربوده شده و پسرعمويش براى اخاذى ۱۵۰ ميليون تومانى طرح ريزى شده بود.
ظهر يكى از روزهاى مردادماه سال جارى، مرد ميانسال مضطربى وارد كلانترى ۲۵ شهرستان قم شد و به مأموران گفت؛ دختر ۱۸ ساله ام به نام «سارا» به طور ناگهانى ناپديد شده است.
وى ادامه داد؛ پس از گذشت چند ساعت از اين موضوع، يك پيام كوتاه به تلفن همراه دخترم ارسال شد كه طى آن عنوان شده بود؛ «سارا ربوده شده است». در اين پيام كوتاه كه به ظاهر از سوى آدم ربايان ارسال شده بود، از بنده و پسرعموى دخترم «سارا» تقاضاى ۱۵۰ ميليون تومان وجه نقد در قبال آزادى وى شده بود.
بدين ترتيب با اعلام وقوع اين حادثه، مأموران تجسس كلانترى قم وارد عمل شده و در اولين اقدام، بررسى هاى خود از شماره تلفن همراهى كه پيام كوتاه از آن ارسال شده بود را آغاز كردند.
به گزارش ايسنا در ادامه تحقيقات، پرونده براى پيگيرى تخصصى به پليس آگاهى قم ارجاع شد و در آنجا مأموران متوجه شدند كه اين سيم كارت در اختيار دو نوجوان ۱۸ و ۲۲ ساله است.
با ادامه يافتن تحقيقات پليس در اين رابطه، مأموران پليس در جريان تماس تلفنى «سارا» با منزل شان قرار گرفتند كه از بيمارى شديد خود به خانواده اش خبر داده بود و به اين ترتيب بلافاصله خانواده وى با اطلاع از محل استقرارش به آنجا رفته و با توجه به وضعيت نامناسب جسمانى دخترشان، او را به بيماستان منتقل كردند.
در پى انجام اقدامات پزشكى، زمانى كه «سارا» تا حدودى بهبودى خود را به دست آورده بود، در تحقيقات كارآگاهان پليس اظهار كرد؛ يك روز صبح، وقتى پدر و مادرم در منزل نبودند، با به صدا درآمدن زنگ منزل براى باز كردن در اقدام كردم و ناگهان با زنى مواجه شدم كه به همراه دو مرد ميانسال ديگر با تهديد چاقو، مرا ربوده و سپس بيهوشم كرده و به منزلى انتقال دادند.
با اظهارات «سارا»، بررسى هاى بيشتر پليس براى روشن شدن موضوع با وجود برخى تناقض گويى ها در مرحله جديد ترى قرار گرفت، چرا كه كارآگاهان، گوشى تلفن همراه و رايانه شخصى «سارا» را مورد بررسى قرار داده و متوجه شدند وى از طريق چت با پسرى در يكى از استان هاى شمال غربى كشور آشنا شده و با او تماس تلفنى داشته است.
با بررسى دقيق و تفحص بيشتر از رايانه «سارا» مشخص شد او پيش از ناپديدى براى دوست اينترنتى خود، پيامى فرستاده و نوشته كه به مدت يك هفته در منزل نيست و نمى تواند برايش پيام بفرستد، از اين رو برايش پيام ارسال نكند.
بر اين اساس با به دست آمدن اين اطلاعات، بازجوئى از «سارا» روند ديگرى گرفت، اما اين بار دختر نوجوان به رغم اينكه دستش را جلوى پليس رو شده مى ديد، پاسخ صريحى به سوالات پليس نمى داد و به همين دليل بررسى ها ادامه داشت تا سرانجام مشخص شد هيچ گونه آدم ربايى در كار نبوده و «سارا» با همدستى پسرعموى خود براى اخاذى ۱۵۰ ميليون تومان اقدام به طراحى چنين نقشه اى كرده اند.
با مشخص شدن موضوع، پرونده اى تشكيل و به همراه دو طرف ماجرا به دادسرا ارجاع شد.
تحقيقات براى شناسايى و دستگيرى همدستان احتمالى متهمان براى طرح و اجراى نقشه آدم ربايى ادامه دارد.
|
|
|
|
|
گروگانگيرى در دانشگاه تهران
بامداد سه شنبه در دانشگاه تهران، جوان ۲۷ ساله اى كه مسلح به يك قبضه كلاشنيكف بود با نقاب وارد دانشگاه تهران شد و با اقدام به تيراندازى هوايى، جمعى را كه در تالار ابن سيناى اين دانشگاه در حال برگزارى جشنواره بودند به مدت بيش از يك ساعت به گروگان گرفت.
گروگانگيرى با دخالت پليس پايان يافت و پليس تهران اعلام كرده كه فرد گروگانگير بدون هيچ مقاومتى دستگير شده و درجريان گروگانگيرى و آزادسازى گروگانها به هيچكس آسيبى وارد نشده است.
آن گونه كه پليس تهران اعلام كرده، فرد گروگانگير، گروهبان يكم اخراجى پليس لرستان بوده اما اسلحه اى كه همراه داشته متعلق به پليس نبوده است.
به گفته مقامات پليس، وى متأهل بوده و تعادل روحى و روانى نداشته است.
خبرگزارى جمهورى اسلامى از شاهدان عينى نقل كرده كه فرد گروگانگير به گروگانها گفته بوده كه براى تأمين هزينه درمان مادر بيمارش كه در بيمارستان يكى از شهرستانها بسترى است، دست به گروگانگيرى زده است.
به گزارش اين خبرگزارى، وى هنگام گروگانگيرى خواسته بوده كه سه عدد سى دى حاوى مشكلات شخصى او براى حاضران در تالار كه به گروگان گرفته بود به نمايش گذاشته شود.
اما خبرگزارى دانشجويان ايران نيز به نقل از شاهدان عينى گزارش داده كه فرد گروگانگير خواستار به نمايش درآوردن سى دى هائى مربوط به دستگيرى «اراذل و اوباش» به دست پليس شده بود.
اما گزارش واحد مركزى خبر صداوسيماى ايران به نقل از شاهدان عينى حاكى از اين است كه گروگانگير ادعا مى كرده سى ديهاى مزبور، حاوى تصاوير شكنجه يكى از دوستانش است.
اين شاهدان عينى به خبرگزارى دانشجويان ايران گفته اند كه فرد گروگانگير در حالى كه هنوز دقايقى از آغاز جشنواره «جاى پا» در تالار ابن سيناى دانشگاه علوم پزشكى تهران نگذشته بود، به بالاى سن رفت و در شرايطى كه تعادل روحى نداشت، با فرياد خطاب به حاضران، خود را محمود ر، كارمند اخراجى نيروى انتظامى معرفى كرد و هنگامى كه مسئولان جشنواره حاضر نشدند سى دى را به نمايش درآورند، ابتدا محل را ترك اما ناگهان با بالا گرفتن اسلحه اى شروع به شليك تيرهوايى كرد كه در پى آن، تعدادى از حاضران از تالار گريختند.
فرماندهى عمليات آزادسازى گروگانها را سرتيپ رادان، رئيس پليس تهران شخصاً به عهده گرفت و آن گونه كه گزارش شده، وى به صورت غيرمسلح وارد تالار شده و با فرد گروگانگير مذاكره كرده كه در نتيجه، گروگانگير خود را تسليم پليس كرده و گروگانگيرى بدون حادثه پايان يافته است.
خبرگزارى فارس گزارش داده كه يكى از گروگانها، عليرضا بهشتى، فرزند سيدمحمد بهشتى، بنيانگذار قوه قضائيه جمهورى اسلامى است كه ۲۶ سال پيش ترور شد.
اين خبرگزارى از آقاى بهشتى نقل كرده كه فرد گروگانگير حين گروگانگيرى گلايه هائى از نيروى انتظامى بيان مى كرده است.
برخى خبرگزاريها از شاهدان عينى گزارش دادند كه فرد گروگانگير خود را همان كسى معرفى كرده كه دو سال پيش در مدرسه رازى تهران اقدام به گروگانگيرى كرد و مى گفته كه يكى از سى ديهايى كه همراه دارد حاوى تصاوير مربوط به آن گروگانگيرى است اما پليس تهران اين موضوع را تكذيب كرده است.
در گروگانگيرى مدرسه رازى تهران، فرد گروگير جوان بيست و چهار ساله اى به نام مهدى معرفى شد كه مأمور نيروى انتظامى در يكى از شهرستانهاى اطراف تهران بود و هنگام گروگانگيرى نيز لباس پليس به تن داشت و مسلح بود.
گروگانگيرى در مدرسه رازى تهران نيز بدون حادثه و با دستگيرى فرد گروگانگير پايان يافت اما از سرنوشت وى و نتايج پيگرد قضائى وى خبرى گزارش نشده است.
گروگانگيرى كه در قوانين كيفرى ايران آدم ربايى به شمار مى رود، بويژه در صورتى كه به صورت مسلحانه انجام شود مى تواند مجازاتى در حد اعدام به همراه داشته باشد.
|
|
|
|