|
دكتر كاظم وديعى
دامگسترى هاى سازمان هاى غير انتفاعى و غير دولتى
هشدار.....
|
|
وديعى
|
در ميان سازمان هاى غيرانتفاعى و غير دولتى ONG، NED (۱) در آمريكا و به مدد شعب خود در جهان شهرتى به پاكيزگى عمل در حمايت از حقوق بشر و دموكراسى دارد! اين سازمان را رونالد ريگان بوجود آورد و هدف وى كمك به حركات اجتماعى در رابطه با منافع آمريكا بود. بديهى است به موازات سرويس هاى اطلاعاتى آمريكا و بدون درگير ساختن آنها.
اخيراً تحقيقات همه جانبه اى از سوى پژوهشگران كنجكاو درباره NED به عمل آمده كه از آن ميان گزارش روزنامه نگارى معروف بنام: هرناندو كالوو اوسپينا (۲) افشاگر بسى از نهانكارى هاى سياسى سازمان هاى اموال و سرمايه نهى هاى وقف در آمريكا است كه در حقيقت امر اعتبارات مالى آنها مصوب كنگره آمريكا و مندرج است در موارد بودجه دولتى.
اولين رئيس اين بنياد وقف آلن و نشتين بود كه مورخى است نسبتاً معروف و هموست كه بى پرده اطلاعات مهمى را در اختيار واشينگتن پست مورخ (۲۲ سپتامبر- ۱۹۹۱) مى گذارد و هرناندو از او نقل ها دارد. از جمله مى گويد «بخش عظيمى از كارهائى را كه امروز ما انجام مى دهيم در ۲۵ سال قبل CIA آن را به صورتى مخفى به انجام مى رساند. مراد وى از آن «كارها» كمك مالى سيا به سنديكاها و سازما ن هاى فرهنگى و رسانه ها و روشنفكران مشهور است. (همانجا). او مى افزايد كه سيا اين سازمان ها را مورد بهره بردارى براى حصول نيات خود قرار مى دهد و نيز واحدهاى مشابهى كه به همين نيت پديد آمده ولى جز به روى كاغذ وجود ندارند (به استناد اظهارات آقاى فيليپ آژى مأمور و افسر سابق همان سازمان).
به عهد پرزيدنت ليندون جانسون قرار شد تحقيقاتى در اين قبيل فعاليت هاى سيا انجام شود. ولى او خوب مى دانست كه از ۱۹۴۷ «مردان سياسى به اقداماتى مخفيانه دست مى زنند و به عنوان مشاور كسانى را گسيل مى نمايند به جهت كمك هاى مالى و تأمين ساز و برگ و وسائل در حمايت از رسانه ها و احزاب سياسى در اروپا زيرا حتى پس از جنگ جهانى دوم متفقين آمريكا با تهديدات سياسى رويارو بودند.»
درباره كار و كمك هاى مالى سيا به روشنفكران به ويژه در فرانسه استونور سوندر نوشته اى دارد بنام WHO PAID THE PIPER THE CIA AND CULTURAL WAR GRANTA BOOKS LONDON 2000 كه نشان مى دهد در جنگ سرد و در نبرد عليه آرمان هاى شوروى چه بسيار از نامداران بشر دوست دستشان نزد آمريكائيان دراز بوده و در همان حال به استناد نوشته هاى موريس درون رئيس سابق فرهنگستان (فرانسه به فرمان يك جسد (شوروى) چه مايه از سازمان هاى چپ دستشان زير سنگ سازمان هاى اطلاعاتى شوروى بوده است. (۳) بارى در بسيارى از موارد سازمان هاى مدد مالى فرست آمريكا در كار خود موفق بوده اند از جمله در شيلى (براى سرنگونى سالوادور النده- ۱۹۷۳). كه امروز همه بر آن آگاهى دارند.
سناى آمريكا از سال ۱۹۷۵ به بررسى هائى در باب دست نهادن بر كار مسئولانى كه مرتكب عملياتى عليه سياستمدارانى مثل پاتريس لومومبا و النده و فيدل كاسترو شده اند پرداخته است و به موازات آن بنابه توصيه ليندون جانسون به كار گرفتن مكانيسم هاى بخش خصوصى و بخش دولتى براى كمك مالى به فعالان خارجى در قلمروهاى مورد نظر واقع شد. «www-ned.org/nedhistory htlm».
اين بود كه: از سال ۱۹۷۹ به بعد تلاش هاى سياسى بنياد NED يا APF در اروپا به ثمر مى رسد. توقيقاتى هم در زمينه ائتلاف احزاب دموكرات و جمهوريخواه و رهبران سنديكاها و اتحاديه كارفرماها و دانشگاهيان محافظه كار و مؤسسات وارد و مربوط به امورخارجيان پديدار شد و نمونه ها و الگوهائى در هر كشور به دست دادند. به عنوان مثال در آلمان غربى كه آن بنياد زير نام و پوشش STIFUNG (به معناى مؤسسه يا بنيادى كه به كار موقوفه ها بپردازد) از بودجه دولت آلمان هم تغذيه مى كرد و به همين دليل بود كه كنراد آدئائر بنيادى بنام خود وابسته به حزب مسيحى- دموكرات ايجاد كرده بود. شبكه هاى مشابه از بنيادهاى غير انتفاعى و يا غير دولتى رفته رفته در سراسر اروپا پديد آمدند كه در نهان سياست دولت و در علن از دموكراسى و حقوق بشر براى آماده سازى هاى ضد بلوك شرق فعال بودند.
رونالد ريگان از ۱۹۸۳ سرويس مخفى NSDD-77 را براى مبارزه اى گسترده و جهان گير در راستاى دموكراسى ايجاد كرد و وقتى در پارلمان انگلستان نطق كرد (۸- جون ۱۹۸۳) رسماً آن فكر را بيان داشت و خواست تا همكارى و هماهنگى در سياست خارجى دو كشور تأمين شود پس جبهه متحد بخش هاى كار و تجارت و دانشگاه و بشر دوستى و احزاب سياسى پديد آيند. اين فكر بعداً به صورت «برنامه دموكراسى» به تصويب كنگره رسيد و NED تائيد قانونى گرفت. سپس در ماه نوامبر همانسال ۱۹۸۳ در ميهمانى كاخ سفيد ريگان گفت: «اين برنامه در سايه نخواهد ماند و با غرور و افتخار در پرتو نورافكن؛ تأكيد خواهد شد. البته در جهت منافع ملى ما» و چنين شد بايد دانست كه NED چهار سازمان را در بردارد. نخستين آنها (مؤسسه اتحاديه تجارت آزاد FTUI) و مركز همبستگى كار ACILS كه در رابطه اند با شاخه اى از سنديكاى مركزى AFL-CIO. سه سازمان ديگر وابسته به NED عبارتند از: مركز بين المللى بنگاه خصوصى (CIPE) وابسته به اتاق بازرگانى-و مؤسسه بين المللى جمهوريخواه (IRI) وابسته به حزب جمهوريخواه آمريكا- و مؤسسه دموكراتيك ملى (NDI) وابسته به حزب دموكرات آمريكا (۴).
كليه اين نهادها به ظاهر خصوصى اند و اساسنامه و مقررات آنها نيز معهذا بودجه NED (سازمان اوقاف براى دموكراسى) در بودجه وزارتخارجه آمريكا منظور و تابع مصوبات كنگره است و به اين ترتيب دولت در قبال آن رسماً سلب مسئوليت مى كند در حالى كه از مزاياى نتايج كار آنها برخوردار است.
نتيجه ۱: حقيقت آن است كه اين بنيادها افسون سياسى مى كنند و در خارج از آمريكا و نزد آنها كه از پيچاپيچى و تو درتوئى آنها بى خبرند اعتبار بسيار پيدا مى كنند. به اين معنى كه افرادى كه در خدمت آنها و بهره ور از امتيازات آنهايند حس مى كنند و باور دارند كه مستقل از دولت اند در حالى كه در خدمت دولت آمريكايند.
گاهى اين اختفا افشاء مى شود. از جمله در جريان مبارزه عليه ساندنيست ها در نيكاراگوئه به سال ۱۹۸۶ به عهد رونالد ريگان كه معلوم شد كه كمك مالى به مخالفان آنها از كاخ سفيد منشاء گرفته آن هم به مدد قاچاق كوكائين و به تصادف سرهنگ اوليويه نورث به دستور شوراى امنيت ملى مجرى آن بوده است و كليه اين عمليات و سازمان آن همان «برنامه دموكراسى» نام دارد. بديهى است «سازمان اوقاف براى دموكراسى= NED» نقش مهمى در اين عمليات داشته است و كمك مالى به ضد انقلاب كه CONTRA نام داشت و سازمانى نظامى هم داشتند با مشورت CIA و رئيس بخش اطلاعات (NSC) صورت مى گرفته است. در تأمين منافع ملى آمريكا در اين عمليات جاى ترديد نيست. ترديد آنجاست كه NED اساسنامه اى دارد از نوع سازمان هاى غيردولتى (ONG). وقتى رسانه هائى چنين تضادى را افشاء مى كنند معمولاً دردسر بسيار براى مسئولان كاخ سفيد ايجاد مى شود ولى سر و صداها دوام نمى آورند چون همه مى دانند قضيه از كجا آب مى خورد و چه بسا خود از مزاياى سازمان هاى غير انتفاعى غير دولتى برخوردارند.
در جريان عمليات حمايت از مخالفان ساندنيست نيكاراگوئه براى جلب حمايت بعض گروه ها شعار عمده «آزادى كوبا از نيكاراگوئه مى گذرد» بود و طبعاً همكارى مخالفان كاسترو را تأمين مى كرد. باقى را مى دانيد. در سال ۱۹۹۰ يعنى سه چهار سال بعد ساندنيست ها رفتند و PRESNA سركار آمد و نظام بعدى لقب نيمه ليبرال گرفت.
نتيجه دوم: اين مثال را دنبال كرديم تا روشن بداريم آنها كه دانسته يا ندانسته مفتون ظاهر اين قبيل سازمان ها در كار مبارزه براى وطنشان مى شوند دريابند كه اگر امروز آمريكاى لاتين تقريباً يكپارچه از آمريكا دور و با آن در جنگ سرد است ريشه در اين دخالت ها دارد. در حالى كه اگر بنابر عدم دخالت باشد مردم هر سرزمين بهتر و مؤثرتر عمل مى كنند زيرا نقايص نظام هاى بنيادگرا را خوب مى شناسند. ولى دست آنها وقتى بسته مى شود كه بنيادهاى اوقاف افراد را در لجن عملياتى عليه ميهن اصلى مى كشانند.
از جمله توفيقات NED در سال ۱۹۸۹ بر كشيدن حركت سياسى لاش و الزا و سنديكاى او كه كلاً سوليدارنوسك نام داشت مى باشد كه كمك اوليه مالى به آن مبلغ ۵/۲ ميليون دلار بود و ميدانيم كه پس از آن توفيق كه كليسا هم در آن شريك سنديكا شد و لهستان متفق نيرومند آمريكا گرديد. البته اين مبلغ تمامى كمك نبود و هر كمك مالى هم مستقيماً به آن سنديكا نمى رسيد و واسطه ها متعدد بودند و از جمله واسطه ها بايد به استناد www.ned.org و سايت هاى هم افق با آن CIPEو IRI و NDI را نام برد. (۵) يك محقق عاليقدر بنام سوسمن نقش NED را در انتخابات هر كشور مهم و بسيار مهم مى داند. او در كتاب معروف خود بنام «افسانه كمك هاى دموكراتيك» سياست مداخلات آمريكا را در شوروى و بعد شوروى در كشورهاى اقمار سابق شوروى اروپاى شرقى تشريح مى كند. بخشى از اين مداخلات را هم مجله MONTHLY REVIEW در شماره ۷ خود در سال ۲۰۰۶ به چاپ رسانيد.
نتيجه ۳: اينجا نكته اى است و آن اين كه آيا آن محقق عاليقدر و اين مجله معتبر در اقدامى كه كرده اند براى نشر حقايق مداخلات آمريكا مستقلاً عمل كرده اند يا با بهره مند شدن از وجوه اوقاف زير پر و بال NED؟
نبايد فراموش كرد كه سازمان هاى اوقاف براى گسترش دموكراسى و حقوق بشر همه جا خود را سهيم و شريك در ساختن بناى دموكراسى معرفى مى كنند. يعنى به صراحت و سادگى خود را آماده كمك به نيت خير ديگران كه جنبشى در راه دموكراسى و حقوق بشر دارند مى نمايند. اين شيوه با مهارت بسيار به عمل درمى آيد. آقايان بازرگان (مهدى) و سنجابى در خاطرات خود آنجا كه به كار حقوق بشر و جمعيت مربوط به آن در ايران مى رسند كمى پرده را بالا زده اند كه هميشه يك بيگانه سخن آخر را در هر تصميم داشته است. به هر حال شيوه نرم NED جدا از شيوه هاى سخت سياست است. ولى اولى راه صاف كن دومى است.
سال ۱۹۹۰ در جريان انتخابات هائى تى براى انتخاب شدن MARC BAZIN (كارمند سابق بانك جهانى) ۳۶ ميليون دلار هزينه كرد معهذا آقاى ژان برتراند اريستيد انتخابات را با برترى فاحش برد. سپس همه مى دانيم كه اين مرد چند ماه بعد در ۲۹ سپتامبر ۱۹۹۱ واژگون شد به وسيله تبليغاتى وسيعى كه عليه او شد به هزينه NED و USAID. جانشين اريستيد بيش از چهار هزار نفر را به كشتن داد. اين واقعه را مردم به صور مختلف در جرايد خواندند و در تلويزيون ها ديدند و به حقيقت موردى است كه نه NED و نه CIA نتوانستند با آبرومندى عمل كنند.
سازمان اوقاف براى دموكراسى NED طى دهسال اول پيدايش خود ۲۰۰ ميليون دلار براى حمايت از ۵۰۰ طرح هزينه كرده است. (نك NICOLAS GUILHO نشريه (بررسى هاى علوم اجتماعى- NED-ACTE)- شماره ۱۳۹- پاريس سپتامبر ۲۰۰۱).
يكى از وكلاى مدافع معروف آمريكائى بنام اِوا گولينجر مدعى است كه NED حدود بيست ميليون از زمان كلينتون براى مخالفان در ونزوئلا خرج كرده است. (ناچيز) و كتابى نوشته است تحت عنوان جرأت گفتن- سيا عليه ونزوئلا (لوگزامبور ۲۰۰۶). هوگو چاوز بارها گفته و افشاء كرده كه آمريكا قصد كشتن او را دارد و روزنامه نيويورك تايمز (مورخ ۲۵ ماه آوريل ۲۰۰۲) افشاء كرده است كه كنگره آمريكا چند ماه قبل از كودتاى ناموفق عليه هوگو چاوز بودجه آن را چهار برابر كرده است.
بديهى است همه جا و بخصوص در كوبا سازمان اوقاف براى دموكراسى براى انتخابات تكيه دارد زيرا تنها وسيله اى است كه هر كارى را در پرده دموكراسى توجيه مى كند. مصوبه ها و انجمن هاى بسيار براى تغيير وضع به شيوه دموكراتيك در كوبا وجود دارد و همه اعتبارات در دست ضد انقلابيون است. در آمريكا و در اروپا تقريباً يكسان عمل مى شود. دولت هاى لهستان و رومانى و چك هم كه عمدتاً در سال هاى اخير بر كوبا فشار وارد مى آورند از اين كمك ها برخوردارند و تنها در سال ۲۰۰۵ مبلغ ۵/۲ ميليون دلار از سوى NED به آنها مدد شده است. (نك: GAURA WIDE-MUNOZ- طبق خبر آسوشتيدپرس ۹۲/۱۲/۲۰۰۶ در گزارش آمريكا به گروه هاى ضد كاسترو در خارج كمك مالى مى كند.)
نفوذ سازمان NED در خاورميانه ناچيز است. در سال ۲۰۰۳ شاخه و شبكه اى در افغانستان مستقر شد و به مدد اينترنت تلاش براى دموكراسى از طريق سازمان هاى غير دولتى ONG مطرح شد. در عراق نيز بعضى اندام هاى «مبارزه براى دموكراسى» در حال كاشتن بذر شبكه ها هستند. سالى يكبار در سنا كميسيونى براى بررسى بيلان ما بر اين فعاليت هاى NED مى رسد و اخيراً تقاضاى بسيار براى افزايش بودجه آن شده است. زيرا ميدان عمل تازه در روسيه، بلاروس، ازبكستان، ونزوئلا و مصر در برابر نظام هاى نيمه استبدادى يا نيمه اقتدار طلب پديدار آمده است.
نتيجه ۴: فكر اصلى و هدف هاى اعلام شده در توجيه اين كمك هاى مالى تقويت روحيات كار در بخش خصوصى، همكارى بين طبقات جامعه، كم كردن دخالت دولت ها در اقتصاد ملى، تقويت اقتصاد بازار، اصلاح امور و تأمين رشد همه جانبه است و بخصوص سرمايه گذارى خارجى را توصيه مى كنند. ولى گزارش هاى NED تكيه اصلى بر دموكراسى دارند و اصل با حداقل ها موافق اند نه اين كه بر عمق آن تكيه كنند و البته اينها همه در راستاى جهانى شدن ها و اهداف اصلى اقتصادى و ايجاد نظم جديد جهانى است. تا سرورى سياسى و اقتصادى رؤياى آمريكا تأمين شود.
پرزيدنت جرج بوش (پدر) در سپتامبر سال ۱۹۸۹ در مجمع عمومى سازمان ملل گفت مشغله جهان آزاد، استقرار بنيادهاى آزادى است. سال بعد پارلمان كانادا طرح سازمان مشابهى را بنام RIGHT AND DEMOCRACY به تصويب رساند و در انگلستان هم WESTMINISTER FOUNDATION FOR DEMOCRACY (WFD) ظهور كرد و در سوئد SWEDISH INTERNATIONAL LIBERAL CENTER و در هلند FONDTION ALFRED MOIER و در فرانسه FONDATION ROBERT SCHUMAN و FONDATION JEAN JAURES (وابسته به حزب سوسياليست) پديد آمد و به اين ترتيب شبكه NED مستقر شد. يك نيت مشترك در قالب هاى محلى و متفاوت.
با پيدايش طرح معروف به DEMOCRACY PROJECTS DATABASE تاكنون شش هزار طرح ONG در سراسر جهان به اجرا درآمده يا در حال اجرايند. مؤسسات پژوهشى از اعتبارات NED بهره بسيار برده و مى برند بخصوص مؤسسات پژوهشى وابسته به احزاب سياسى. هدف اصلى پژوهش ها ايجاد ارتباط بين دانشمندان و مبارزان دموكراسى است. مركز بين المللى كمك به رسانه ها نيز سهم مهمى در تشديد و تقويت مطبوعات آزاد و مستقل دارد.
اين مسئله آشكار است و آقاى گرشمن در سايت مربوط پنهان نمى كند كه هدف نهائى بنياد دموكراسى ايجاد حركتى است. براى خلق يك نهضت جهانى دموكراسى و يا شبه دموكراسى شبكه هاى محلى اينك در اروپاى غربى و شمالى اهداف NED را دنبال مى كنند و اگر چه نامشان متفاوت است عمل آنها يكى است. بعضى اوقات براى تحريك اندام هاى دولتى تأمين كننده اعتبارات مسئولان NED به شعارهائى در گزارش ها توسل مى جويند كه «جنگ سراسرى آراء و عقايد» نمونه آن است. مبارزه براى پيشبرد دموكراسى البته فريباست ولى رساندن معناى آن به اذهان و ايجاد فرهنگ دموكراتيك مشكل است. آقاى بلوم مى نويسد (نك ويليام بلوم در كتاب (ROGUE STATE) مونروئه ۲۰۰۰- نشر COMMAN COURAGE PRESS) آنچه انجام شده در حقيقت احاله بخشى از فعاليت هاى نفرت انگيز سيا به NED است و اين خود شاهكارى است در امر روابط عمومى و وقاحت سياسى (ماهنامه لوموند ديپلماتيك- جولاى ۲۰۰۷) به اين گروه كور باز خواهيم آمد.
*
سرمايه گذارى هاى بدون مرز:
گزارشگران بدون مرز
دبير كل گزارشگران بدون مرز (RSF) آقاى روبر منارو در تاريخ ۱۸ آوريل ۲۰۰۵ مى گويد: (۶) ما از سازمان اوقاف براى دموكراسى NED پول دريافت مى كنيم و اين براى ما هيچ مسئله و مشكلى ايجاد نمى كند. چگونه ممكن است استقلال اين انجمن گزارشگران بدون مرز را زير سئوال قرار نداد؟ بخصوص كه مدعى آزادى بيان اند و در كشور فرانسه در عين حال ۱۱% بودجه آنها را دولت فرانسه تأمين مى كند و ۱۵% بودجه آنها را كميسيون اروپائى مى دهد و باقى را بسيارى از صاحبان و گروه هاى رسانه ها و كارگاه هاى اسلحه سازى كه رقم كمك آنها نامعين است از سالى به سال ديگر (نك: گزارش سال ۲۰۰۳ و سايت www.rsf.org) علت روشن نبودن ارقام هزينه شده. گزارشگران بدون مرز REPORTER SANS FRONTIERE (۷) از آنجاست كه يك روزنامه نگار آمريكائى بنام ديانا براهونا در يازدهم ماه مارس ۲۰۰۵ در روزنامه اى بنام CALIFORNIA MEDIA GUILD نوشت: «اين پول ها برابر ۲% بودجه آمريكاست و مصوب كنگره است و منشاء آن كاخ سفيد نيست. به همين دليل آقاى منارد دبيركل سرمايه گذارى هاى بدون مرز توضيح مى دهد كه «ما از وزارت خارجه آمريكا و سيا و شركت هاى تجارتى USAID پول نمى گيريم. (همانجا). گوئيا ايشان تاريخ و هدف هاى NED را نمى شناسند وگرنه مى دانستند كه اين وزارتخارجه آمريكاست كه بودجه آنها را تقديم كنگره براى تصويب مى كند.
برابر نوشته هاى مستند OSPINO سازمان گزارشگران بدون مرز قادراند از كاه كوه بسازند چنانكه از رئيس يك روزنامه گمنام سرايوا كه تيراژ آن به سختى به سيصد نسخه مى رسيد يك قهرمان و ستاره روز ساختند. (۸) و از قضا در همان ايام NED ميليون ها دلار خرج سرپا نگهداشتن اين روزنامه مى كند و بعد در وقايع مربوط به تلويزيون RCTV در ونزوئلا نيز همكارى گزارشگران بدون مرز و NED دقيق تر شد كه منتهى به كودتاى ناموفق گرديد و اين در تاريخ روابط سياسى چاوز و آمريكا نقطه عطفى است زيرا پس از آن نظام چاوز سخت تر و حمايت مردم از او بيشتر شد.
***
اشتباه كجاست
نتيجه ۵: هر سازمان جهان وطن در مسير توسعه طلبى هاى خود با دو مشكل اساسى برخورد مى كند. به اين ترتيب كه در استقرار و جا باز كردن ها چون ناگزير از كمك گرفتن از اهالى محل است ناگزير به دام فرصت طلبان و ماجراجويان و سر كيسه كن ها مى افتد. دوم اين كه چون قصد مداخله دارد ولو آن كه ابتدائاً توفيقى يابد در نهايت با عدم استقبال مردم محل و روحيات استقلال طلبى آنها روبرو مى شود. از اينگونه شكست ها در تاريخ همه امپراطورى ها از قديمى ترين تا تازه ترين بسيار است. آنها كه از آرمان جهانى در قالب دين ورزى يا باورهاى ايدئولوژيك حرف زدند به همين دلايل توفيق نيافتند توسعه طلبى هاى آمريكا (آمريكائى كه مخالف استعمار فرانسه و انگليس بود و سخن مونرئو را فراموش كرده است) زير پوشش دموكراسى و حقوق بشر و حتى تجارت جهانى و اقتصاد آزاد و غيره ممكن است به توفيقات خود از بابت شگردهائى كه در خاورميانه به سال هاى بعد جنگ دوم جهانى زد به خود مفتخر باشد ولى مشكلات امروزى اين كشور بزرگ ريشه در همان حركات دارد. آمريكا در اروپاى بلوك شرق شوروى ممكن است به توفيقات كم و بيش مهمى دست يافته باشد ولى درگيرى اين كشور به اصطلاح بزرگ دموكرات با روسيه اقتدارطلب و چين و اروپاى به ظاهر متحد ريشه در همين جست و خيزهائى دارد كه بنيادهاى مبلغ آزادى و دموكراسى منشاء آن يا در تدارك آنند. زيرا در نهايت آمريكا نه كشورى را دموكرات مى سازد و نه آزاد بلكه در عالى ترين درجه توفيق مى تواند كشورى را از جرگه ديگرى درآرد و به حلقه متفقان خود كشاند ولى چون بلافاصله دخالت ها شروع به زخمى ساختن ديگرى مى شود از آن همه تلاش و سرمايه نهى سود نمى برد.
در شرايط كنونى بسيارى از رسانه هاى برونمرزى ما مكانيسم كمك ها را يا نمى شناسند و يا آگاهانه تن بدان مى دهند، هر وقت فرصت داريد از ياران آگاه درون ايران بخواهيد كه اثر كار آن رسانه هاى ۷۵ ميليونى چيست تا به جواب مناسب برسيد.
دام هاى بسيار پيش پاى مبارزان نهاده شده است، بايد ديد و سنجيد و پاى در آن ننهاد و اين نوشته ها را از سر ساده لوحى داورى نكرد.
پانويس:
۱-NATIONAL ENDOWMENT FOR DEMOCRACY.
۲-HERNANDO CALVO OSPINA "RHUM BACARDI", "CIA el MONDIALISATION"- EPO: BRUXELLE 2000. از جمله آثار قبلى اوست. لوموند ديپلماتيك بخشى از اين گزارش را در ماهنامه خود مورخ جولاى ۲۰۰۷ درج كرده است.
۳- MAURICE BRUON: LA FRANCE ALLX ARDRES D'UN CADAVRE, ED:FALOIS- ROCHER- PARIS 2000.
۴-به نقل از لوموند ديپلوماتيك ماهانه جولاى ۲۰۰۷- به استناد نيويورك تايمز و واشنگتن پست ۱۵ و ۱۶ فوريه ۱۹۸۷. در مقاله اوسپينو كه به آن اشاره شد.
۵-همانجا.
۶-www.nouvelob-forum archives formu/284 htlm.
۷-اين سازمان معروف همه رسانه هاى برونمرزى ايرانيان مى باشد كه تاريخ و چگونگى فعاليت آنها نوشتنى است و البته نوشته خواهد شد.
۸-همانجا.
|