|
تهران داغ داغ داغ- على مستعلى زاده- تهران
شهرى پر از زباله و موش به گزارش خودشان
فسادى كه احمدى نژاد آورد بدتر از دزد قبلى
سرداران خريداران ويلاهاى دوبى و بحرين
پرواز ويژه خانواده مجلسى ها فرودگاه را به هم ريخت
براى زباله ها كارى نميشود كرد همه جا همين طورست- دولت
آدم ربائى و كشتار در روز روشن در زاهدان و زابل
سپاه در شرق كشور مثل ارتش آمريكا در افغانستان است
تهران عجيب بود و ماند. مترو مانند قوطى كنسرو جمعيت در خود دارد و هر روز مثل كسى كه شام ناجور خورده آن ها را استفراغ ميكنند و مردم هم فحش ميدهند كه چطورى بروند سركار و ندارند پنج هزار تومان پول تاكسى بدهند، اما رئيس شنگول با لبخند صد و پنجاه ميليون دلار داده به يكى از بستگانشان كه مونوريل براى تهران درست كند. هر چه كارشناس و متخصص است گفته اند كه تهران نميتواند قبول كند مونوريل را، ولى رئيس گفته از ما هم يك چيزى بماند، مثل ماشين دودى. به همين مسخرگى است و آدم هائى كه دورند حق دارند باور نكنند. گاهى هم شنيده ام كه فاميل هايمان كه خارج هستند وقتى تابستانها برميگردند تهران و ميروند شهرشان به ما خرده ميگيرند كه چرا غر ميزنيد. مملكت به او خوبى. آب دارد، برق دارد، چراغ هاى راهنمائى شان روشن ميشود. پليس راهنمائى اش آدم نميكشد. اگر از خانه بيرون رفتى به برگشتن راهت ميدهند. خلاصه از اين تست هاى روانى با ما ميكنند و موقع رفتن هم توى هواپيما همين قدر كه چارقد را وا ميكنند به هم ميگويند بميريم برايشان چطور اين جهنم را تحمل مى كنند من كه ديگر نمى آيم. اين دفعه هم به خاطر مامانم بود كه ديگر نمى توانند بياورندش استانبول يا دوبى. بعد آدم اينجا كه هست صلاح نيست كه هى غمنامه ساز كند بهتره ما بهشان دلدارى بديم كه حالا كه هستند از زندگيشان لذت ببرند. اما واقعاً اين چه زندگى است كه اينا مى كنند.
مسافران عزيز نمى دانند كه ما هم دست آنها را خوانده ايم و نظرشان را مى دانيم و مى دانيم چرا اين حرفها را جلوى ما مى زنند و گاهى هم بهشان مى گوئيم خب بلند شويد بيائيد ما يك چند برويم اروپا نمى شود.
بابا بى انصاف ها بيائيد به دانشگاه ها ببينيد با بچه ها چكار مى كنند. اينها كه مى خوانيد و مى شنويد قسمتى از كار بچه هاى دانشگاه هاى تهران است در بقيه دانشگاه ها گله اى ميبرند. هيچ خبرى نيست و مادر و پدرها مصاحبه با راديوخارجى پيشكششان اگر بيايند دم دادسرا تا بپرسيد بچه مان چطورست، خبر مى رسد كه با اين كارت دختر يا پسرت را براى شش ماه نمى بينى رفت انفرادى. شكايت هيچ جائى ندارد. يك راه باقى است آن هم به روى ما بسته است و به روى آقائى كه قبلاً معاون وزير بود بازست كه تا پسرش نشان داد كه كله اش بوى قورمه سبزى ميدهد معلوم نيست رفت با مرتضوى چه معامله اى كرد كه دستور آمد متهم به تهران منتقل شود. با ماشين باباش او را به تهران بردند و از همان دفتر مرتضوى كفيل برايش تعيين كرد و دو روز بعدش هم او را فرستادند براى ادامه تحصيل به بلژيك. حالا مگر همه بچه هاى ايران باباشان در سپاه بوده و خودشان معاون وزير بوده اند. راه ديگر قبول و سكوت است و بعد هم شبش رئيس قوه قضائيه با كمال وقاحت در مصاحبه مطبوعاتى ميگويد دستگيرى دانشجويان به تعداد انگشت هاى دست است كه آنها هم جرمشان دانشجوى نيست كارهاى ديگرى كرده اند. يكى گفته بود حتماً شاهرودى ديو است؟ گفتند چرا گفت فقط ديو مى گويند هشتصد انگشت سمدار دارد و هشتصد تا بى سم كه تقريباً به اندازه دانشجويان يك استان در ايران است.
آدم ربائى ها
حالا اين وسط شاخ و شانه كشيدن براى دنيا و تحريك كردنشان به جنگ و هر روز خيابانها را پليسى تر كردن، بدبخت ها نميدانند بهترست جلو آدم ربائى هاى شرق كشور را بگيرند. در آنجا خبر ها ميگويد كه اصلاً از ساعت شش شب ارتشى و سپاه و بسيجى آب مى شوند و مى روند در خانه هايشان يا پاى بساط وافور و يا تماشاى تلويزيونهاى ماهواره اى. گروه ها با
پرچم هايشان در شهر جلوان ميدهند. گاهى آدم مى ربايند. گاهى مى كشند. همين اواخر در زابل معاون اقتصاد و دارائى را كشتند. از تهران هم ده هزار سپاهى آورده اند كه روزها مى آيند و خودى در شهر نشان مى دهند و شب در پادگان. آن وقت مسخره مى كنند ارتش آمريكا را با طالبان. خب آنها هم در عراق و در افغانستان همين كار را مى كنند. همين را ميخواهيد. همين طورى مى خواهيد با آمريكا جنگ كنيد. همين طورى ميخواهيد ميخ اسلام را بكوبيد. البته ميخ اسلام را مدت هاست كه كوبيده اند. با خريد ويلاهاى ميلياردتومانى دوبى و بحرين. با جاكوزى و استخر خانگى و همه اسلامى در محيط امنى كه قرارداد با آمريكائى ها براى بحرين و دوبى به وجود آورده. بنابراين خوابيدن روى شن هاى گرم امريكائى كار آنهاست، خط دم توپ رفتنش نصيب بچه هاى بدبخت ايران ميشود كه اينها را باور مى كنند.
در اس ام اس آمده بود يك هوريكن هم نمى آيد كه تكليف را روشن كن تا در جائى از شهر بنويسم مرگ بر جمهورى اسلامى كه هيچ بارانى اسيدى پاكش نكند. آماده باشيد. اسمش را هم گذاشته اند روز نازبالا.
روز نازبالا را در خاطرتان نگاه داريد تا علت و معنايش كشف شود. خلاصه ميگويند رهائى در همين روز ناز بالاست.
حالا خوب است اين گزارش ها را آمريكائى ها بخوانند و بدانند كجا را مى خواهند بزنند يا به آن وارد شوند. اوليش اين:
وقتى به اين دو تا بدبخت نگاه مى كنيد لابد تصورتان هست كه عكس از ديوانخانه و يا مركز امراض روانى و يا خانه سالمندان گرفته شده است اما اشتباه مى كنيد دست چپى آقاى منصورى معاون وزارت خارجه جمهورى اسلامى و اصلاً در ديوانه خانه نيست و دست راستى هم سفير جمهورى اسلامى در چين است. حالا تصور كنيد در پكن كه مى گويند شهر شادى ها شده و رقص جمعى و در آستانه المپيك همه سفيران مشغولند كه كارى براى كشور خود بكنند. اين آقاى سفير دستور گرفته از هيأت دولت كه سفيران مهم ترين كارشان در سال آينده پيدا كردن كار براى جوانان ايران است هر كارى شده. نمايندگان جمهورى اسلامى هم بيش تر در آفريقا و مناطق فقير عالمند و ميتوانيد تصور كنيد كه در آنجا چه كارهائى هست براى جوانهاى بدبختى كه تنها و تنها تقصيرشان اين است كه حكومتى دارند اينطورى.
شهر موشها
شهر ما، خانه موش ها، اين جمله چندان عجيبى نيست بلكه واقعيتى است كه تنها با يك بار قدم زدن در خيابان هاى معروف و پر ازدحام تهران مصداق آن را كاملاً مى توان ديد. موش ها اين جانوران موذى ديگر آن قدر نزديك ما و زندگى شهريمان شده اند كه شايد اگر روزى نباشند دچار سرخوردگى و تعجب شويم. جوى هاى آب، لاى شمشادهاى پياده روها، كانال هاى زيرزمينى، پارك ها و حتى گاهى در خيابان ها و پياده روها مانند شهروندان محترم جولان مى دهند و خيالشان راحت است كه آدم هاى اطرافشان به حضور آنها عادت كرده اند و كارى به كارشان ندارند. داستان موش ها و آدم ها چندسالى است كه ادامه دارد، هر سال در اين فصل پرچم هائى را با مضمون طرح مبارزه با جانوران موذى در خيابان ها مى بينيم، اما آنچه در جوى هاى خيابان ها به چشم مى خورد موش هائى است كه ديگر آنقدر چاق و پروار شده اند كه گاهى در تاريكى هوا از گربه ها قابل تشخيص نيستند و انسان را به ياد كُپل مدرسه موش ها مى اندازند. البته اگر بخواهيم ديد منصفانه اى نسبت به اين مسأله داشته باشيم، بايد بپذيريم كه تمام شهرهاى بزرگ دنيا با اين معضل روبرو هستند، اما اينكه برخورد و مقابله مناسب با اين معضل زيست محيطى و شهرى چگونه بايد باشد و توسط چه ارگان يا سازمانى بايد پيگيرى شود، نيز قابل بحث است. به راستى براى مقابله با اين تعداد عظيم موش چه بايد كرد؟ شايد در نگاه اول اين موضوع چندان با اهميت به نظر نرسد، اما اطلاع از امراضى كه از طريق اين جانور به ظاهر آرام منتقل مى شود اهميت و ضرورت موضوع را دوچندان مى كند. پارك هائى كه كودكان ما در آن ها بازى مى كنند، جوى هاى آبى كه ما در كنار آن ها راه مى رويم، لبريز از موش هاى ريز و درشتى هستند كه ما بدون توجه به آنها و شايد گاهى با كمى احساس ترس از كنارشان مى گذريم و هيچ كدام مان نمى دانيم كه همين موش هاى خجالتى و ترسو بمب هاى ساعتى هستند كه هر لحظه امكان انفجار دارند. موش ها عامل انتقال بيمارى هاى مختلفى هستند. بيمارى هائى كه نامشان را بارها شنيده ايم، طاعون، تيفوس و چندين نوع بيمارى مهلك و كشنده ديگر كه تنها از طريق يك تماس كوچك با موش ها قابل انتقال است.
سعيد كلاهيان، دانشجوى دوره تخصصى فارماكولوژى (داروشناسى) دامپزشكى در خصوص طاعون، شايع ترين بيمارى كه از طريق موش منتقل مى شود، گفت: اين بيمارى كه به مرگ سياه معروف است طى دو هزار سال گذشته همه گيرى جهانى شديدى داشته است و جمعيت بسيار زيادى از طريق اين بيمارى كشته شده اند. دوره نهفتگى اين بيمارى دو تا شش روز است و به همراه علائمى مانند تب، احساس سرما، سردرد، تهوع دردهاى عمومى، اسهال و يبوست، پريشان گويى و عدم وجود تعادل در حركات قابل شناسايى است. سير بيمارى به قدرى سريع اتفاق مى افتد كه در طول يك تا سه روز مى تواند منجر به مرگ بيمار شود.
اين متخصص با اشاره به راه هاى انتقال بيمارى از طريق موش گفت: بيمارى هائى كه از طريق اين جونده به انسان منتقل مى شود از طريق آب، خاك، غذا و تمام چيزهايى كه موش با آن ها تماس داشته است قابل انتقال به انسان است.
تيفوس يكى ديگر از بيمارى هائى است كه از طريق موش منتقل مى شود و حتى منتقل كردن موشى كه مرده نيز مى تواند باعث بيمارى تيفوس در انسان باشد. وى به استفاده از موادشوينده قوى و كلره گزيدين ها در شست وشوى ميوه ها و سبزيجات اشاره كرد و گفت: مواد شوينده اى كه در حال حاضر مورد استفاده قرار مى گيرد باعث جداشدن انگل ها از موادغذايى مى شوند و تأثير چندانى در از بين رفتن ويروس ها و باكترى هائى كه باعث انتقال بيمارى ها هستند نمى شوند. موش هائى كه به عنوان موش جوى خيابان مى شناسيم جزو جوندگان محسوب مى شوند و گونه اى از موش صحرايى هستند كه به اين نحوه زندگى در فاضلاب هاى شهرها عادت كرده اند و عامل انتقال بسيارى از بيمارى هاى ميكروبى ويروسى به انسان ها هستند. اين جوندگان موذى كه طى ساليان متمادى باعث مرگ و ميز انسان هاى بى شمارى شده اند، اگر مورد آزار و اذيت قرار گيرند و يا احساس خطر كنند با توجه به دندان هاى تند و تيزى كه دارند با حمله به انسان ها ممكن است باعث پارگى يا كنده شدن قسمتى از بدن فرد شوند. بله، همين موش هاى جوى ها و پارك ها ممكن است از جنگ جهانى و هيتلر هم خطرناك تر باشند، اگر سموم از بين برنده اين جوندگان در سال ۱۹۵۱ كشف نمى شد تلفات طاعونى كه از طريق موش ايجاد شده بود بيشتر از جنگ جهانى مى شد.
طى سال هاى گذشته تلاش هائى براى نابودى اين حيوانات موذى در پايتخت شده است تا حدى كه بخشى ويژه از طرح هاى جهادى كه چندسالى است در تهران اجرا مى شود به اين امر اختصاص پيدا كرده است. اما دو عامل جلودار شد اول در دوره محمود احمدى نژاد در شهردارى تهران وى كه تمام مدت مشغول كارهاى انتخاباتى براى گول زدن مردم بود، نه تنها كارى نكرد بلكه بودجه موش زدائى به سازمانى منتقل شد كه بعداً معلوم شد مخارج ستادهاى تبليغاتى احمدى نژاد در انتخابات رياست جمهورى را تامين مى كرده است. بعد از او هم بين شهردارى و سازمان محيط زيست و وزارت بهداشت دعواست
محمود نصرى، مدير عامل شركت ساماندهى صنايع و مشاغل شهردارى تهران، به عنوان اصلى ترين مرجع رسيدگى به وضعيت موش هاى تهران درباره اثرات اين طرح ها گفت: بايد تمام ارگان هاى وابسته در اجراى صحيح و مستمر اين طرح ها با شركت ساماندهى هماهنگى داشته باشند تا شايد بتوانيم در كنترل جمعيت موش ها به نتايج قابل قبولى دست پيدا كنيم. وى افزود: سازمان پارك ها بايد در ايجاد فضاى سبز تمامى مسايل بهداشتى و امنيتى را براى مبارزه با موش انجام دهد، جمع شدن آب در اين فضاها زيست گاه هاى مطلوبى را براى موش ها فراهم مى آورد.
نصرى در ادامه به جمع آورى به موقع زباله هاى سطح شهر اشاره كرد ولى همكارانش يادآورى كردند كه دو ماه از سهميه بندى بنزين ميگذرد دولت مهرورز بنزين ماشين هاى خدماتى شهردارى را نداده است و ميگويد قرار نيست ندهيم. پس آمبولانس ها و ماشين هاى آتش نشانى و از جمله زباله برها دچار اخلال شده اند. تازه مشاور رسانه اى رئيس جمهور از شهردار انتقاد كرده كه چرا موضوع را رسانه اى ميكنى. به اين ميگن رو!
در حالى كه سازمان خدمات شهرى نيز بايد با توجه به دستورالعمل هاى موجود به طور مرتب در ساعت مقرر اقدام به جمع آورى زباله ها كند، زيرا زباله ها و آب هاى راكد نيز از مكان هائى هستند كه باعث تجمع موش ها مى شوند.
وى تكثير بى رويه موش ها را يكى از مشكلات اصلى در كنترل اين جانوران دانست و تصريح كرد: موش ها به طرز غيرقابل باورى در حال تكثير هستند و تازمانى كه آب، غذا و مكان مناسبى براى زيستن در اختيار داشته باشند، مقابله و انهدام آنها كار چندان آسانى نخواهد بود.
مديرعامل شركت ساماندهى صنايع و مشاغل شهر تهران در ادامه مناطق و مراكز تجمع موش ها را بسيار فراوان دانست و افزود: ميادين ميوه وتره بار، خيابان هائى كه داراى فضاى سبز هستند وكانال هائى كه در آنها زباله ريخته مى شود را مى توان به عنوان زيست گاههاى اصلى موش ها محسوب كرد. به راستى اگر همه ما مى دانستيم كه اين جوندگان موذى تا چه حد مى توانند براى زندگى انسان ها مضر و خطرناك باشند، شايد به سادگى از كنار آنها نمى گذشتيم. موش ها عامل انتقال بسيارى از بيمارى هاى ميكروبى، ويروسى و ريكتزايى (نوعى از ميكروب) هستند كه تب باتلاق را نيز مى توان از بيمارى هاى مهلكى دانست كه از طريق موش هاى موجود در شهر به انسان منتقل مى شود. اين بيمارى نيز كه دوره نهفتگى آن يك هفته است مى تواند با علايم ملايم و يا عفونت هاى شديد همراه باشد، از مهمترين علايم اين بيمارى حمله ناگهانى با تب، سردرد، دردهاى عضلانى، التهاب چشم، تهوع، استفراغ، اسهال و يبوست و اختلالات دستگاه كليوى را مى توان نام برد. دوره نقاهت اين بيمارى يك تا دو ماه است كه به همراه تب و سردرد و درد عضلات در بيمار بروز مى كند. موش هائى كه در جوى ها و پارك هاى شهر ما زندگى مى كنند ممكن است هيچ كدام از بيمارى هاى ذكر شده را به انسان ها انتقال ندهند، اما اين تنها يك احتمال است كه البته امكان به واقعيت رسيدن آن نيز وجود دارد. بهترين روش جلوگيرى از انتقال اين بيمارى ها، از بين بردن اين جونده و يا حتى الامكان جلوگيرى از ورود موش به محل زندگى انسان است، هر چند كه درصد قابل توجهى از اين بيمارى ها از طريق پوست، مخاط دهان و بينى و هر آنچه كه از طريق اين جونده آلوده شده باشد به انسان منتقل مى شود.
پيش از اين شركت ساماندهى صنايع و مشاغل شهر تهران از تدوين طرح جامع و سراسرى مبارزه با موش ازسوى شهردارى پايتخت خبرداد و گفتند اين طرح كه با همكارى دانشگاه فردوسى مشهد تدوين و طراحى شده پس ازاعمال نظرات وزارت بهداشت به هيأت دولت رفته تا براى نخستين بار مبارزه با موش به طور سراسرى در كشور اجرا شود، اما در هيأت دولت گفتند پول و اعتبار فقط به دست موسسات دولتى آشنا داده ميشود شهردارى و سازمانهاى ديگر بايد خود پول فراهم كنند چون رئيس جمهور طرح هائى در سر دارد كه براى آنها پول كم مى آيد.
آمار رسمى مى گويد طى يكسال گذشته بيش از دو ميليون و چهارصد هزار منفذ موش درشهرتهران شناسايى شده و بيش از سى و دو ميليون طعمه گذارى دراين منافذصورت گرفته كه بر اثر آن بايد يك ميليون و دويست هزار سر لاشه موش ازطريق مبارزه شيميايى و ۲۰هزار سر لاشه موش نيز ازطريق مبارزه مكانيكى در پايتخت جمع آورى شده باشد اما ترديد وجود دارد كه چنين اتفاقى افتاده باشد.
اما آنچه ما در خيابان ها، پارك ها و محيط اطرافمان مشاهده مى كنيم، موش هائى است كه ديگر گربه ها هم از نزديك شدن به آنها مى هراسند. رسيدگى به بهداشت و سلامتى افراد جامعه از اركان اساسى جوامع پيشرفته و مدرن محسوب مى شود كه البته اين شرايط نيز به صورت رايگان براى مردم اين جوامع ايجاد مى شود، اين در حالى است كه در كشورى مانند ايران كه تمامى خدمات درمانى و بهداشتى هزينه هاى هنگفتى را در بردارد. آيا اين حق شهروندان نيست تا محيط زيستشان عارى از آلودگى ها و امراض باشد.
طرح دولت براى زباله
قديم مى خوانديد كه كاراكاس شهر نمونه است چون كوهى از زباله در كنارش درست شده كه به هيچ ترتيب نميتوان علاجش كرد. كشورهاى ديگر دنيا از زباله هايشان پول در مى آورند اما جمهورى اسلامى ابتكار خوبى به سرش زده است تا جلو جمعيت تهران را بگيرد. به گفته دكتر احمدى نژاد اين ديگر تخصص خود اوست كه در وين هم بوده روى همين طرح كار كرده كه شهر هر چه تميز باشد همه را جذب ميكند.
اما حكايت. مدتى است دفن زباله ها در جنوب شهر تهران صبر ساكنان اين منطقه را لبريز كرده تا جايى كه شهردارى را تهديد كردند و شوراى شهر تشكيل شد و اعضا بلندشدند و رفتند به كهريزك و بر گشتند و يكراست رفتند حمام نتوانستند غذا بخورند. سخنگوى شوراى شهر در اين خصوص و در جمع خبرنگاران گفت: «دفن زباله ها و فعاليت سازمان بهشت زهرا در كهريزك و باقرشهر از عمده مشكلا ت اهالى اين منطقه است، كه مقرر شد با بررسى دقيق تر و جلسات كارشناسى با حضور نمايندگان شوراها به يك جمع بندى برسيم.» يعنى كشك!
جمله اش را بخوانيد «از همين رو اتخاذ تصميم گيرى در خصوص بازيافت زباله با در نظر گرفتن سيكل منطقى و دفن زباله ها با عنايت به مسائل جنبى از جمله مباحث اين جلسات خواهد بود» . بابا مردم دارند ميميرند در داخل زباله بچه ميزايند و شما راه افتاده ايد به مردم سنگال و ونزوئلا و نيكاراگوئه كمك كنيد. هر چه داديد به بوسنى و فلسطين و عراقى ها بس نبود. مگر ايرانى ها چه تقصيرى كردند كه گير شما افتادند. اين را مردى ميگويد كه صداى كلفتى دارد و ميگويد تا به حال ده بار به خاطر گفتن همين حرف ها به زندانش انداخته اند ولى بعد به عنوان اين كه عقل ندارم مرخصم كردند.
سابقه دفن زباله ها در مناطق به سال ها قبل مى رسد اما ناقص است اگر نگوئيم كه در سال ۵۷ زمين براى تاسيس كارخانه هاى بازيافت با كمك شركت دانماركى كه سرمايه گذارى كرده بود معلوم بود. بعد انقلاب گفتند اينكار را نمى خواهيم و شركت دانماركى پول خوبى از گوشت قربانى بلوكه شده در آمريكا گرفت و رفت و دستگاه ها هم حراج شد تا حالا كه در بعضى از نقاط ارتفاع زباله ها گاهى به بيش از ۸۰ متر مى رسد. چرا كه در سنوات گذشته دفن زباله ها فارغ از هرگونه دخل و تصرفى صورت مى گرفته است تا جايى كه لا يه هاى زيرين خاك، منابع زيرزمينى و در نهايت محيط زيست را دچار معضلا ت جدى كرده است.
دانشجو وقتى با اصرار خبرنگاران مبنى بر قصور مديريت شهرى در بخش بازيافت زباله ها مواجه شد گفت: «دفن زباله براى شهرى ۸ ميليون نفرى، با توليد روزانه ۷۰ هزار تن زباله كار ساده اى نيست، البته از اين مقدار ۲۰هزار تن آن بازيافت مى شود. بنابراين نمى شود گفت سرعت انجام كار كم است، در حالى كه خلاء فعاليت هاى فرهنگى در اين زمينه نيز كاملاً احساس مى شود. با اين همه مجموعه مسئولين در حوزه بازيافت و شهردارى سالهاست درگير اين موضوع هستند، كه در مقاطعى كم كارى شده است. وى تأكيد كرد: جلسه امروز نيز در جهت حل اين مشكل برگزار شد، بنابراين تصور نشود كه با مسئله كوچكى مواجه هستيم و به راحتى قابل حل است. در اين جلسه اهم راه حلى كه از سوى مسئولين اين بخش ارائه شد، اين بود كه ديگر دفن زباله به شيوه سنتى صورت نگيرد. چرا كه اگر هم اكنون دفن زباله را متوقف كنيم زباله هاى دفن شده، سالها توليد شيرابه خواهند كرد. در همين راستا، روش هاى مختلفى مدنظر قرار گرفت كه پس از بررسى كارشناسى مورد استفاده قرار مى گيرد». اينها يعنى كشك، سه ميليون نفر در ميان زباله ها و در هوائى كه نفس نمى توان كشيد دارند زندگى ميكنند. يكى بلند شود به اين حكومت لعنتى بگويد اگر جرأت دارى خانه آقا و هيأت و دولت را ببرد باقر آباد. اگر راست ميگويى سفر استانى تبليغاتى را ببر آن جا لاى زباله ها.
احتمال زياد شيوع وبا
اگر اين هفته همه گزارش هايمان نگران كننده است تقصير ما نيست. خبر ديگر مربوط به احتمال شيوع وبا تا آخر آبان ماه، به ويژه در استان هاى جنوب شرقى كشور وجود دارد. «يعنى همان جاهائى كه سپاه پاسدارانش جرأت ندارد روز پا بگذارد چه برسد به مأموران بهداشت كه جان خود را نثار احمدى نژاد نميكنند بلكه مانند همان گزارشى است كه ماه قبل افشا شد يعنى دوا ها را به كوير مى سپارند و مى نشيند در خانه گزارش جعل ميكنند كه سرم زديم و چه شد و چه شد و بعد هم برميگردند و اضافه كارى ميگيرند. به قول بچه ها براى اين حكومت كار بهتر از اين نبايد كرد.
سيدمحسن زهرايى، رئيس اداره بيمارى هاى منتقله از آب و مواد غذايى مركز مديريت بيمارى ها با بيان اين مطلب، مى گويد:» هر چند آمار مبتلايان به وبا در سال جارى كم تر از سال گذشته است، اما نبايد اين نكته را فراموش كنيم كه روند بيمارى در سال هاى گذشته نشان داده كه احتمال شيوع و بروز وبا از ارديبهشت تا آبان ماه وجود دارد و ما به اين ريسك بايد توجه كنيم. «
در سال گذشته ۲۴ مورد ابتلا به وبا گزارش شد و تاكنون چهار مورد ابتلا به وبا گزارش شده. اما زهرايى معتقد است كه نبايد به اين آمار دلخوش باشيم چرا كه تا آخر آبان ماه احتمال شيوع ناگهانى وجود دارد.
براى همين سه دانشگاه علوم پزشكى زاهدان، كرمان و هرمزگان در جنوب شرق كشور براى مقابله با بروز وبا در مناطق ـسيل زده در حال آماده باش هستند. وبا، بيمارى ميكروبى است كه هر ساله تعدادى از افراد را در كشور ما مبتلا مى كند و نگاه تاريخى به اين بيمارى نشان مى دهد كه هر چهار، پنج سال يك بار شيوع يافته و اپيدمى شده است.
زهرايى، اپيدمى وبا در سال ۱۳۷۷ را به ياد مى آورد كه نزديك ۱۰ هزار نفر به وبا مبتلا شدند و يا اپيدمى وبا در سال ۱۳۸۴ كه هزار و ۱۳۳ نفر را مبتلا كرد.
ميكروب وبا، مقاوم ترين ميكروب
زهرايى به اين اشاره مى كند كه وبا ميكروبى مقاوم است كه تنها درصورت جوشانده شدن و در حرارت بالا از بين مى رود.
او مى گويد: «راه انتقال وبا از طريق آب و غذاى آلوده است. اين ميكروب در آب هاى آلوده حداقل تا يك ماه زنده مى ماند. ميكروب وبا حتى شرايط سرما را هم تحمل مى كند به طورى كه در يخ زنده مى ماند و بعد از آب شدن يخ، اين ميكروب فعاليت و تكثير را شروع مى كند.»
اما زهرايى ادامه مى دهد: «اين ميكروب در برابر مواد ضد عفونى كننده مانند كلر بسيار حساس است و در مواجهه با آن خيلى زود از بين مى رود.»
«سبزى خوردن» يكى از راه هاى عمده انتقال ميكروب وباست. در گذشته سبزيجات با فاضلاب آبيارى مى شدند. هر چند اين نوع آبيارى كم تر شده است اما زهرايى طى كردن مراحل «سالم سازى» براى سبزيجات را نكته كليدى عنوان مى كند: «نبايد به اين موضوع كه سبزى با چه نوع آبى، آبيارى شده بسنده كرد، در هر شرايط بايد سبزيجات را سالم سازى كرد.»
او درباره مراحل سالم سازى مى گويد: «مرحله اول شستن سبزى با آب است. دومين مرحله ريختن ماده شوينده به سبزى است تا انگل هاى چسبنده به سبزى را جدا كند، مرحله سوم استفاده از مواد ضدعفونى كننده براى گندزدايى است و نهايت آبكشى نهايى كه اگر اين فرهنگ جا بيفتد، موارد ابتلا به وبا قطعا كم تر خواهد شد.»
مهم ترين نشانه ابتلا به وبا «اسهال آبكى» است. زهرايى به اين نكته اشاره مى كند: «ميكروب وبا از طريق آشاميدن آب آلوده و يا خوردن مواد غذايى آلوده وارد بدن مى شود و با تكثير شدن، ماده سمى ترشح مى كند و آب بدن وارد روده ها شده و با جريان اسهال از بدن دفع مى شود.»
به گفته او بيمار مبتلا به وبا تب ندارد و به طور معمول در مدفوعش هم خون ديده نمى شود. در اين بيمارى دل دردهاى شديد هم ديده نمى شود.
سيستان و بلوچستان و قم
استان هاى مبتلا به وبا
«طى سال هاى گذشته استان سيستان و بلوچستان و بعد از آن استان قم از استان هاى مبتلا محسوب مى شوند.»
زهرايى اين نكته را مى گويد و ادامه مى دهد: «به خاطر تردد اتباع بيگانه و مجاورت با كشورهاى پاكستان و افغانستان به عنوان كشورهايى كه با شيوع وبا مواجهند، وبا در اين دو استان شيوع بيش ترى دارد.»
او براى اثبات اين حرفش مى گويد: «در سال گذشته از ۲۴ مورد ابتلا به وبا در كشور ۱۴ مورد تبعه پاكستان و افغانستان بودند.»
او در پاسخ به سوال نحوه قرنطينه افراد مبتلا مى گويد: «قرنطينه امكان پذير نيست و سازمان جهانى بهداشت هم اين روش را به عنوان روش پيشگيرى از گسترش وبا توصيه نمى كند.»
به گفته رئيس اداره بيمارى هاى منتقله از آب و غذا «قرنطينه چاره ساز نيست چرا كه وبا نوعى بيمارى عفونى است كه در بسيارى از موارد در فرد مبتلا هيچ علامتى را ايجاد نمى كند و تنها ۲۰ درصد افراد مبتلا علامت دار مى شوند و اسهال شديد مى گيرند كه در صورت همه گيرى ممكن است اين ـ۲۰ درصد چشم گير شود و حتى شاهد مرگ هم خواهيم بود.»
زهرايى به آموزش و بيماريابى به ويژه در مرزها اشاره مى كند: «قرنطينه فعاليتى هزينه بر است در حالى كه با آموزش و بيماريابى مى توانيم به راحتى مبتلايان به وبا را شناسايى كنيم. قرنطينه تنها براى بيمارى هاى خاص مثل تب زرد و يا سارس است.»
او درباره چگونگى آموزش مى گويد: «آموزش چهره به چهره، پخش فيلم و ارائه پوستر و اطلاعيه كارهاى آموزشى ما هستند. رعايت نكات بهداشتى مثل شستن دست ها، خوردن غذا هاى پخته و آشاميدن آبهاى بطرى شده احتمال ابتلا به وبا را بسيار كاهش مى دهد.»
به عقيده زهرايى، افرادى كه از مرزها وارد كشور مى شوند فرهنگ بهداشتى متفاوتى دارند و عدم انتقال نكات بهداشتى و آموزشى شرايط بهداشتى كشور را در معرض خطر قرار مى دهد.
واكسن وبا در ايران كارآيى ندارد
«واكسن وبا در كشور كارآيى ندارد.» زهرايى با بيان اين نكته مى گويد: «در كشور ما واكسن وبا در سياست بهداشتى جايى ندارد.»
طى سه سال گذشته واكسن زنده خوراكى وبا تهيه شده است و اين واكسن امكان ايمنى بدن افراد را تا دو سال ايجاد مى كند.
اما به گفته زهرايى كارآيى واكسن وبا به عنوان يك سياست بهداشت عمومى هنوز تأييد نشده است. كارآيى واكسن تنها براى مسافرت است. آن هم براى مسافرانى كه از مناطق پيشرفته كه وبا وجود ندارد به مناطق با احتمال شيوع بالا قصد سفر دارند، است. اما واكسن وبا هم نمى تواند به معناى رعايت نكردن نكات بهداشتى باشد
خبر خوب
براى اين كه هفته تان بد نگذرد و خيالتان راحت باشد كه همه چيز سرجاى خودست به اين خبر توجه كنيد كه همزمان با جشن نيمه شعبان و سالروز ميلاد امام زمان قرار است سوخت ويژه اى توسط دولت و تحت عنوان بنزين مسافرت به عموم مردم داده شود. پس از سهميه بندى بنزين هنوز مشكل ترافيك حل نشده است و به خصوص در ايام تعطيلات ترافيك بسيار بالايى در جاده هاى بين شهرى ديده مى شود. قيمت بنزين عيدى و هديه اى دولت بين ۱۵۰ الى ۲۰۰ تومان اعلام شده است. روزنامه ها نوشته بودند اقداماتى مانند انتخاب بنزين به عنوان هديه و عيدى دادن توسط دولت باعث ايجاد شائبه تبليغاتى بودن و فراموش شدن اهداف طرح پرهزينه سهميه بندى بنزين مى شود. مردم جواب دادند زكى. اگر ميخواهى جلويش را بگيرى برو و ببين وضعيت هواپيمائى چطورست كه و سرى به فرودگاه هاى داخلى بزنيد.
براى اين كه شما خوانندگان هم بى فيض نمانيد برايتان ميگويم كه هر روز ده ها پرواز كنسل ميشود و مأموران يادگرفته اند كه به مردم ميگويند ما نگران جان شما هستيم و موافق نيستيم كه با هواپيماى غيرمطمئن برويد. اما هفته گذشته در حالى كه هشت پرواز به داخل و خارج در فرودگاه تهران لغو شده و هزاران نفر فحش ميدادند و بد ميگفتند ناگهان بلندگو گفت پرواز ويژه هشتاد و هشت به مقصد اروميه... . و عده اى زن چادرى و بچه و آخوند آفتابه به دست راهى در خروج شدند. مردم به خشم آمده به خصوص كسانى كه ميخواستند به اروميه بروند و گفتند پرواز به علل فنى كنسل شده ريختند كه اين چه پروازى است مأموران توضيح دادند ويژه. مردم گفتند ويژه چيه معلوم شد كه يك شركت انگورچينى نمايندگان مسلمان و مهرورز كميسيون صنايع مجلس را با خانواده دعوت كرده كه بروند كارخانه افتتاح كنند و دو سه روزى هم استخوان بتركانند و هواپيمائى هم اجاره كرده به همين منظور. آقا بايد ميديد قيافه بدبخت بچه هاى ترسيده نمايندگان و زنانشان را كه نزديك بود چادر از سرشان توسط همتايانشان كنده شود. بالاخره پليس رسيد. تا خبرهاى بعدى برسد.
|