چند سال پيش در همين ستون با طرح مسائلى در رابطه با فعال نمودن افكار و انديشه هاى على شريعتى و به كارگيرى فرزندان وى مطالبى نوشتيم.
امروزه پس از چند سال نشانه هاى بارزى در ميدان سياسى كشور ظاهر شده است كه پيش بينى و اطلاعات و اخبار منتشر شده ما را به ثبوت رسانده است.
سال ۱۹۸۵ طى يك سخنرانى در كليساى پوخت دوشوازى پاريس با عنوان فراتر از شريعتى نخستين پايه هاى نقد انديشه ها و تفكرات شريعتى را جا انداخته و چندى پس از آن در همان ۲۲ سال و اندى پيش طى مقالاتى با عنوان بيت امام شيادان و اپوزيسيون فميلى يال» از ارتباطات و تماس هاى سيداحمد خمينى و وزارت اطلاعات جمهورى اسلامى با نزديكان على شريعتى جهت فعال نمودن دوباره افكار و انديشه هايش پرده برداشتيم. اما سال ها گذشت تا اين كه در پى قدرت گيرى محمود احمدى نژاد، فرزندان دكتر على شريعتى پس از سال ها تبعيد و پناهنده بودن به ايران رفته و در مساجد و حسينيه ها و انجمن هاى اسلامى به نطق و سخنرانى هاى مختلفى بپردازند كه تا همين امروز اين اقدامات رايج است.
طرح وزارت اطلاعات جمهورى اسلامى در رابطه با فعال نمودن على شريعتى موجب تحولات فراوانى در كادر حكومتى شد كه از شخص آقاى على خامنه اى تا ديگر مقامات امنيتى ايران كه سال ها نگاه هاى انتقادى ريشه اى به على شريعتى داشتند، به دفاع از او پرداختند، هر چند اين دفاعيات موجب نشد تا هر از چندى تلنگرهاى هجومى و نقدى به على شريعتى را در آثار آنها ببينيم.
آقاى على خامنه اى كه نزديكى هاى بسيار در ظاهر با على شريعتى داشت از همان سال هاى پنجاه معتقد بود كه او موازى با ساواك كار مى كند و شجاعت و گستاخى آن را ندارد كه وارد مبارزه تند و انقلابى شود (يادداشتى بر كتاب رسول جعفريان).
در بهار سال ۱۳۶۰ نيز طى مصاحبه اى با مجله سروش آقاى خامنه اى به گونه اى ديگر اين مسئله را مطرح كرد كه طرح اين مسئله عامل و اسباب اصلى ترور او توسط گروه فرقان بود كه در نتيجه آن ترور، يك دست خود را از دست داد.
آقاى خامنه اى در ۲۶ سال پيش شريعتى را عنصرى غير انقلابى اما شورآفرين خوانده و تأكيد كرد كه امروزه ما نيازمند شعور هستيم نه شور و چون آثار شريعتى شورآفرين ولى آثار مطهرى شعورآفرين است، شريعتى را بايد فراموش كرد. در پى اين مصاحبه با سروش بود كه كميته مركزى فرقان تصميم به ترور آقاى خامنه اى گرفت.
اما همين چند روز پيش آقاى خامنه اى در رابطه با طرح و برنامه سازمان امنيت كشورش به بهانه يادداشتى براى آقاى رسول جعفريان نويسنده كتاب «جريان ها و سازمان هاى مذهبى سياسى ايران» اظهارنظرهاى تازه اى در رابطه با على شريعتى نموده است كه بخشى از آن در تائيد گفته ها و نوشته هاى ما است.
از همان چند سال پيش پديده على شريعتى را ما به عنوان يك «فريب بزرگ» تحليل و بررسى كرديم.
بسيارى از نويسندگان و انديشمند ديگر ايرانى كه مطالبشان بر روى سايت هاى اينترنتى موجود است، اين فريب را به فرانسوى ترجمه كرده و معناى فرانسوى آن را كه «شارلاتان» (= فريب دهنده، افسونگر شيرين سخن) مى باشد را به كار گرفته اند و شخص آقاى خامنه اى در اظهارنظر اخير خود در رابطه با على شريعتى همزمان كه از فعال كردن افكار و خانواده او دفاع مى كند اما گويا از دستشان در رفته و بر فريبكار بودن على شريعتى صحه گذاشته و تائيد و تأكيد مى كند:
«.... ساواك را درباره خود به طمع بيندازد و در واقع آنها را [فريب] دهد و موفق شد.»
آقاى خامنه اى على شريعتى را فريبكارى مى داند كه ساواك را فريب داده است اما با بررسى چند هزار برگ اسناد ساواك در رابطه با على شريعتى نه تنها ما، كه بسيارى از نويسندگان و پژوهشگران داخل كشور ثابت كرده اند كه على شريعتى همواره زير نظر و مشورت كامل ساواك (اداره سوم و يكم) كار مى كرده است كه به اين مسئله از مشهد تا تهران، با تيمسار بهرامى و شيخان و پس از آن با آقاى پرويز ثابتى رئيس اداره سوم و حسين زاده، عطارپور مشهور (رئيس اداره يكم) مشروحاً توضيحاتى خواهيم داد.
اما آقاى خامنه اى به عنوان يك دوست بسيار قديمى على شريعتى وقتى بر فريبكار بودنش صحه مى گذارد، پس نفى آن را نمى كند كه در جايگاه هاى ديگر مردم و ديگر دوستانش را نيز على شريعتى فريب مى داده است و از سوئى با بررسى كل نوشته ها گفته هاى على شريعتى و اسناد فراوان ساواك «فريبكار» بودن دكتر على شريعتى بر كسى پوشيده نمى ماند!
امروزه بسيارى از مريدان و هواداران سرسخت على شريعتى به نقد او نشسته اند.
آخرين نوشته بسيار جامع و پژوهشى كار اكبر گنجى است كه همين دو هفته پيش نوشته است و طى آن ثابت مى كند كه على شريعتى:
-مدافع صيغه و چند همسرى بوده است.
-وى هرگز هوادار آزادى نبوده است.
-حقوق بشر را به بازى و سخره گرفته است.
-حجاب زنان را تائيد مى كرده و چادر را به عنوان پوشش ملى براى زنان معرفى كرده و در نيايش هايش ضمن باور داشتن به بى شعورى زنان، از خدا مى خواسته تا: به زنان ما شعور عطاء كن!
-و نيز اكبر گنجى ثابت مى كند كه على شريعتى هواخواه جايگزينى حقوق اسلامى و احكام فقهى (يعنى همين ولايت فقيه) بوده است.
جانباخته نازنين مجيد شريف نيز كه از گروه پنج نفره مجموعه آثار شريعتى بود در سال هاى هشتاد طى بحث هاى بسيارى با من در پاريس افسونگر بودن و فريب دهنده بودن على شريعتى را گواهى داده و نوع كارهايش را كلاً عوض كرد ديگر هوادار سابق على شريعتى بود بسان ابراهيم نبوى، امير رضائى، محمدرضا شريفى نيا، اكبر گنجى، محمود فرجامى، محسن مخملباف و دهها انديشمند ديگر كه به هواداران سابق على شريعتى تبديل شدند.
www.awesta.net