توهين تند و بيسابقه يكى از رهبران سنى عراق به ايران ومذهب شيعه
درحاليكه جمهورى اسلامى ايران بسرعت هرچه تمامتر به تصميم رئيس جمهور آمريكا براى قراردادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامى درليست سازمانهاى تروريستى واكنش نشان داد، دستورآخوند هاى حاكم به مطبوعات براى سكوت درباره توهين تند و بيسابقه يكى از رهبران سنى عراق به ايران ومذهب شيعه خشم ونفرت ايرانيها را نسبا به آنها تشديد كرده و آن را دليل ديگرى مى دانند بر بى تفاوتى رهبران دينى ايران نسبت به دينى كه پايه حكومتشان است و نداشتن هيچ عزت واحترامى براى هويت ايرانى و دفاع ازكيان ايرانى.
در اطلاعيه اى كه روز ۱۳ اوت در بغداد در اختيار رسانه هاى بين المللى قرار داده شد، عدنان دوليمى، از مسئولان جبهه آشتى ملى عراق كه يكى از بزرگترين سازمانهاى سياسى سنى هاى عراقى است خطاب به رهبران كشورهاى عربى نوشت: [برادران به كمك ما بشتابيد، به كمك برادران سنى تان در عراق كه زير شكنجه شبه نظاميان وحشى و جوخه هاى مرگ مورد حمايت «فارس هاى» ايرانى و شيعه قرار دارند و اگر حركتى نكنيد، همين امروز و فردا است كه بغداد، اين دژ اعراب تبديل به يك دهكده ايرانى مى گردد].
جبهه آشتى ملى عراق دراول ماه اوت ازدولت ائتلافى نورى مالكى، نخست وزير شيعه عراق در اعتراض به عدم توجه دولت به درخواست سنى ها براى جلوگيرى از حملات شبه نظاميان شيعه به سنى ها ازدولت خارج شده بود. اندكى بعد، آقاى مالكى، در يك سفر سه روزه به تهران، با بلندپايه ترين مقامات رژيم حاكم بر ايران، از جمله آيت الله على خامنه اى و رئيس جمهور محمود احمدى نژاد ديداركرد، كه به نوشته رسانه هاى دوطرف، نه تنها «بسيارمثبت» كه مالكى ايران را «بهترين دوست عراق» توصيف كرده بود.
اظهارات مقامات ايرانى و عراقى در ستايش روابط دوستانه دو كشوراز يكسو و به ويژه ناميدن بزرگترين دشمن آمريكا بعنوان «بهترين دوست عراق» بوضوح باعث ناراحتى رئيس جمهور آمريكا، جورج دابليوبوش شد، كه در يك كنفرانس خبرى گفت «اگرمالكى اينگونه فكر ميكند (كه ايران بهترين دوست كشورش است)، بايد با او صميمانه حرف بزنم». ناراحتى بوش از اين اظهارات از آن جهت تند بود كه چند روز پيش از آن، حامد كرزى، رئيس جمهور افغانستان نيز در آستانه سفر به واشينگتن و ملاقات با حامى و دوست خود، جورج دابليو بوش، ايران را «دوست خوب افغانستان» توصيف كرده و اضافه نموده بود كه «ايران تنها كشورى است كه به افغانستان در مبارزه با تروريسم و مواد مخدر كمك هاى واقعى مى كند»
در اطلاعيه اش، دوليمى اعلام خطر كرده بود كه سنى هاى عراق زير «شديدترين حملات وعمليات نسل كشانه از سوى شيعيان و [فارس]ها قراردارند كه در تاريخ هرگز سابقه نداشته است». «خداوندگار شاهد است كه اين جنگ به اينجا ختم نمى شود، بلكه تمام سرزمين هاى عربى و سنى و هر كجا كه عربى حرف زده شود را دربرخواهد گرفت».
هر چند به درستى معلوم نيست كه در فراخوان رهبران عرب، دوليمى از چه واژه هائى براى توهين به ايرانى ها و شيعيان استفاده كرده است، ولى در گزارش خبرگزارى آمريكائى آسوشيتد پرس آمده كه دوليمى عناوين «صفوى»ها را براى شيعه ها و «فارس»ها را براى ايرانى ها به كار گرفته است، كه تلاشى است آشكار براى توهين علنى هم به ايران و هم به شيعيان.
يك كارشناس تاريخ ايران و اعراب مى گويد پس ازآنكه صفويان (۱۷۲۲ -1502) مذهب شيعه را دين رسمى ايران كردند، در حالى كه تا پيش ازآنها دين اكثريت ايرانى ها، مثل ساير مناطقى كه به تصرف اسلام درآمده بود، سنى بود، اعراب و سنى ها، براى توهين به ايرانى ها و به شيعيان، كه از نظر سنى ها يك فرقه «ضاله» به شمار مى آيد،ـ و در پاسخ، بسيارى از ايرانى ها تا اين اواخر جشن هاى «عمر سوزان» برپا مى كردند- واژه هاى «عجم» و «فارس» را براى توهين به ايرانى ها و «صفوى» را براى شيعيان سكه زده بودند.
به گمان برخى از ناظران مسائل ايران، دستور دولت احمدى نژاد به تمام رسانه هاى ايرانى براى پاسخ ندادن به توهين بى سابقه يك مسئول مهم سنى هاى عراقى به ايرانى ها و شيعيان نه تنها ثابت مى كند كه رهبران مذهبى حاكم بر ايران هيچگونه پايبندى به دفاع ازايرانى ها و حتى ازدين خودشان ندارند، بلكه نشان مى دهد كه آنها خوب مى دانند كه ايرانى ها دير زمانى است كه فهميده اند آنها را هيچ نسبتى با مردم و مذهب نيست.
جالب اينجا است كه غيرازحكومت، هيچيك ازسازمانها و گروه هاى موسوم به «ملى-مذهبى» ايران نيزاز پاسخگوئى به ياوه گوئى هاى دوليمى خوددارى كرده اند. نه فقط آنها، كه بنظر ميرسد حتا رسانه ها و شخصيت هاى ايرانى ضد رژيم جمهورى اسلامى درخارج نيزتوجهى به اطلاعيه دوليمى نكرده وبه آن جواب نداده اند.
همين ناظران مى گويند از نقطه نظر سياسى، دليل تهران براى «زير سبيلى در كردن» اظهارات رهبر جبهه آشتى عراق شايد اين باشد كه نخواسته است در اين روزها كه مالكى بيش از پيش زيرفشارواشينگتن و كشورهاى عرب قرار دارد، با آزاد گذاشتن دست رسانه هاى ايرانى به پاسخگوئى، باعث تضعيف بيشتر او و احتمالاً كنار گذاشته شدنش بوسيله آمريكا شود، به ويژه كه عربستان سعودى خيلى روشن نا رضائى و مخالفت خود را ازمالكى و دولت اوكه دركنترل شيعيان است ابراز داشته و نخست وزير عراق را «دست نشانده تهران» ميداند.
بايد اضافه كرد كه همزمان با اطلاعيه دوليمى، يكى ازرهبران سنى هاى عراق در اعلاميه اى از آمريكا خواست ازحمايت ازمالكى و دولت او كه «دست نشانده ايران است وضعف و شكست سياست خودش را نشان داده» دست بردارد.
برخى ديگر از ناظران حدس ميزنند ممكن است آمريكا پشت اين موج جديد حملات سنى هاى عراق به ايران باشد، زيرا همانگونه كه اشاره شد، هر چند كه مستاجر كنونى كاخ سفيد همچنان به حمايت خود از مالكى ادامه ميدهد، ولى معلوم است كه هيچ رضايتى ازاو ندارد و چه بسا كه ازهم اكنون، و تا يافتن يك مرد قدرتمند از يكسو و آرام كردن متحدانش در منطقه، زمينه را براى سرنگون كردن او، با استفاده از سنى ها فراهم مى نمايد.
جهانشاه رشيديان، يك فعال سياسى و مفسر و نويسنده ايرانى مقيم آلمان به ايران پرس سرويس ميگويد: «دوليمى ميتواند هر چه مى خواهد به جمهورى اسلامى بد بگويد، مى تواند جنايات اين رژيم عليه ايرانيها و بشريت را محكوم نمايد، مى تواند بگويد كه رژيم كنونى دينى حاكم بر ايران پشت گروه هائى است كه با جنايات خود هر روز در عراق جان ده ها و صدها انسان بى گناه را مى گيرند، ولى نمى تواند مسئولان حكومت كنونى ايران و ايرانى ها را يكى بداند. او بايد بداند كه خيلى بيشتر از او، اكثريت ايرانى ها با رژيمى كه بر آنها حكومت مى كنند مخالفند، تا جائى كه بسيارى از ايرانى ها، براى نشان دادن مخالفتشان با اين حكومت، خودرا [پارسى]، يا به انگليسى پرشين (Persian) و به فرانسه پرسان (Persan) معرفى مينمايند».
(بايد افزود كه اين دسته ازايرانى ها با معرفى خودشان به خارجى ها به عنوان پرشين يا پرسان مايلند كه با عرب اشتباه گرفته نشوند).
آقاى رشيديان اضافه ميكند: «دوليمى بايد بداند كه جنگ مذهبى يا فرقه اى را مى توان راحت شروع كرد، ولى پايان دادن به آن بسيار سخت است. جنگ كنونى فرقه اى و مذهبى كه عراق را فرا گرفته و هر روز بر وسعت و سبعيت آن افزوده مى شود ره آورد همان اسلام سياسى شيعيان و سنى ها است كه دوليمى به آن تعلق دارد و با فراخوان خود به آن دامن مى زند».