Nimrooz
Vol. 18, No. 944, August 17, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۴۴ - جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۸۶
تهران داغ داغ داغ- على مستعلى زاده- تهران
فاجعه زيست محيطى با رشوه به شوهر خانم معاون رئيس جمهور
پارك ملى گلستان با تاسيس شركت پتروشيمى تمام ميشود
واكنش خبرنگاران به دعوت رئيس جمهور
پاسخ احمدى نژاد به نخست وزير هند
بچه هاى معصوم و صحنه هاى دار در خيابان
والله دنيا حق دارد به ما ويزا نميدهد
مقايسه نظرات ماهاتير محمد و احمدى نژاد
چرا كشورى عقب ميافتد و ديگرى پيشرفت ميكند؟
تهران داغ است و بدتر از داغ شهر تماشاهاست. اگر فكر مى كنيد سيب قندك آمده و يا دارند در خيابان يخ در بهشت مى فروشند اشتباه مى كنيد. در خيابان ها همه جا دعواست بين مردم با هم و بين مردم با حكومت. اين عكس كه در نشريات اروپائى چاپ شده تا به قول سردار احمدى مقدم آمريكائى ها را بترساند. اين احمق ها نمى دانند كه آمريكا از اين آدمك ها نمى ترسد بلكه اين بچه هاى معصوم تهران هستند كه سرگرمى شان شده است تماشاى دار. آن هم با چنين قيافه هاى مأمورانى مانند ديو. آن وقت آن كس را كه دار مى زنند و ممكن است قاتل باشد خندان و جوان. شاداب. مثل ارتيست هاى سينما. بچه هاى معصوم چه تقصيرى كرده اند كه از همين حالا بايد اين صحنه ها را در خيابان تماشا كنند. يكى ميگفت بابا به خدا اين فرنگى ها حق دارند كه به ما ويزا نمى دهند. چون تصور مى كنند كه ما وحشى هستيم.
از اينكه بگذريم. داستان بانمك تغيير وزيران است كه كشور راگذاشته سركار. ديگرش هم حركت هاى نسنجيده و عجول اين على ورجه است كه تصور ميكند اگر هر روز سوار جت اختصاصى شود و از اين طرف دنيا به آن طرف برود كار مهمى براى حزب الله كرده است. حالا هم رفته افغانستان و در فرودگاه هم گفته چون كرزاى تازگى آمريكا بوده بايد رفت و اثر حرف هاى بوش را به او خنثى كرد!
در چنين وضعيتى كشور هر روز فقيرتر مى شود. روس ها هم بعد از آن كه بيست سال پول ما را خوردند و سرآخوندها كلاه گذاشتند آخر سر آب پاك روى دست ها ريخته و گفته اند بوشهر خبرى نيست. ما به خاطر شما با آمريكا در نمى افتيم. از آن طرف هاشمى گفته بابا خيلى خوب آمريكا بيايد مذاكره كند غلط كرديم. اما دارودسته خامنه اى كه به چيزى كمتر از رياست بر كشورهاى خاورميانه راضى نيست و براى اينكار حاضر است ايران را قربانى كند از زبان نوچه اش كه حسين شريعتمدارى باشد پيام فرستاد تو چكاره اى. ما صاحب مملكت هستيم و با آمريكا مذاكره نمى كنيم. هاشمى هم پيام فرستاده مگر من مى گذارم يك مشت بچه مزلف هر كار خواستند بكنند. حالا مملكت دارد اينجورى اداره ميشود. دعواى بزرگى است. يكى پولها را دستش گرفته تازه كم آورده مى خواهد پورسانت هاى نفتى را هم از دست هاشمى در آورد. آن ديگرى هم در گوش احمدى نژاد ميگويد ام القراى اسلام را فراهم كن، هزينه اش هر چى هست بردار.

دكتر نيا
در اين اوضاع تعجبى ندارد كه هفته گذشته ابروريزى شد. يعنى ابروئى براى آقاى دكتر رئيس جمهور و حزب الهى ها نماند. دعوت كرده بودند كه دكتر برود و جايزه روز خبرنگار بدهد. برگزار كننده هم صفارهرندى وزير ارشاد كه همين هفته ها دو تا روزنامه را تعطيل كرده و بچه هاى خبرنگار را بيكار كرده است. پيام فرستاده بودند كه بيائيد تا دكتر دستور كارتان را بدهد. نطق خوبى در پيش است. ساعت هشت و نيم همه مشاوران آمدند و بعد هم وزير صفار كه وزير كيهان خوانده مى شود آمد و رفت روى سن و دستش را گذاشت كنار گوشش و قرآن خواند. اما سالن همانطور كه در عكس مى بينيد به جز همراهان احمدى نژاد، چند نفر از خدمه محل بودند همين و بس. اين ها هم تلفن كردند به رياست جمهورى كه دكتر نيايد. گفتند در راه است صفار گفت برگردند كه آبروريزى است. براى سالن خالى كه دكتر نمى تواند نطق كند.

آقا مى آيد
اين خبر را هم از سايت رسمى دولت بخوانيد كه نوشته: روزى يكى از دوستان در وزارتخارجه مى گفت كه بعد از بازگشت آقاى احمدى نژاد از سفر نخست نيويورك و انتشار اخبار متعدد در خصوص وجود هاله نور بر فراز تريبون محل نطق رئيس جمهور، ماجراى واقعى ديگرى نيز در ميان كارمندان وزارتخارجه دهان به دهان نقل مى شود. او مى گفت: در حاشيه اجلاس مجمع عمومى سازمان ملل، نخست وزير هند تشريف آورده و بعد از مدتى گفتگو به رئيس جمهور در خصوص خطرات جدى حمله آمريكا به ايران تذكر ميدهند و از رئيس دولت تهران مى خواهند تا با اتخاذ رويكردى ديپلماتيك، ايران را از تيررس حمله غرب و ناتو و آمريكا خارج كند. راوى حكايت مى گويد كه آقاى احمدى نژاد بعد از بيان قدرت نظامى ايران خطاب به نخست وزير هندوى هند شمرده شمرده گفته اند: Dont worry، Mr comes!
يعنى نگران نباشيد آقا، خواهند آمد!
مى گويند نخست وزير هند از درك مفهوم اين جمله عاجز مانده و گفته كه اين موضوع مهم است و بايد در خصوص اين مسئله در زمانى مناسب صحبت كنيم!
اين دوست همچنين گفت: قريب به يك ماه بعد از طرف سفارت هند در تهران نامه اى به وزارت خارجه ارسال شد و درخصوص جمله «نگران نباشيد آقا مى آيد!» توضيح خواسته شد و كارشناسان ذى نظر وزارت خارجه هاج و واج ماندند از نوع جواب ديپلماتيكى كه بايد به سفير هند در تهران داده شود!

فقر مطلق
حالا در اين مملكت شنگول كه خدا و فرشته هم پاهاشون را اينجا نمى گذارند. با اين رئيس چمهور شنگول كه مثل كنه مى چسبد همانطورى كه به شيخ امارات چسبيد و روزنامه هاى ابوظبى نوشتند كه او يك ساعت خودش را مى شست حالا ببينيد كه آمار خود دولت چى ميگويد: ديگر جاى خنده نمى ماند. همه كسانى كه به داريوش و كوروش پز مى دهند كمى هم به امروز كشور فكر كنند كه جوان هايش دارند مى روند براى كار به افغانستان. خبر اين است:
با اعلام آمار جديد وزارت رفاه به مجلس شوراى اسلامى و به گواه آمار نزديك به ۱۲ ميليون نفر (يك پنجم جمعيت كشور) با فقر مطلق و شديد دست به گريبان اند. البته اگر در ارقام اعلام شده توسط وزارت رفاه شك شود اين رقم قابل افزايش نيز خواهد بود زيرا وزير رفاه شاخص فقر شديد شهرى را ۶۵ هزار تومان و شاخص خط فقر مطلق شهرى را نيز ۱۶۲ هزار و ۵۰۰ تومان اعلام كرده كه به نظر همه متخصصان خيلى مسخره است.
با اين اوصاف و در حال حاضر بايد شهروندانى كه در كلان شهرى به نام تهران با درآمدى نزديك به ۳۰۰ هزار تومان صبح را به شب مى رسانند اقشار متوسط و بالاتر از آن را مرفه قلمداد كرد. اما اين يك صورت از واقعيت است و هر وجدان آگاهى بر بطلان اين فرضيه اعتراف خواهد كرد. حكايت امروز اجتماع و شهروندانى كه با چهره خشن زندگى در حال پيكارند به احتمال زياد حكايت همان جوان خفته و مرد حكيم است!! اما انتظار شهروندان پس از گذشت نزديك ۲۸ سال از پيروزى انقلاب اسلامى با ادعاى نمايندگى فقرا و ادعاى آن كه هميشه به فكر فقراست نبايد چنين جوابى داشته باشد. مگر آنكه بگوئيم آن ادعاها دروغ است. شهروندان از دولتمردانى كه در روزگار صلح و با رونق درآمدهاى نفتى انتظار زندگى آرام و توام با ثبات خواهند داشت به خصوص اينكه اين انتظارات از دولتى باشد كه با شعار ثبات در وضعيت معيشت و تزريق درآمدهاى مازاد نفتى به سفره محرومان انتخاب شده باشد!
اما اينطور نيست. اينها همه دروغ و تظاهر است. دارند كشور را به جنگ ميكشانند تا بتوانند محمل و بهانه اى براى فقرى درست كنند كه به كشور تحميل كرده اند.

فاجعه در راه است
بر سر راه ورودى به جاده زيباى شاهرود جمله اى روى يك پارچه نوشته شده و مردپيرى زير آن نشسته كه سرش را بسته است. از قرارى كه مى گويند تا به حال بابت اين پارچه نوشته سه بارى مأموران او را كتك زده اند و پارچه اش را پاره كرده اند اما او ول كن نيست. رهگذاران مى گويند وى استاد دانشگاه بوده و بعد از سالها حضور در آمريكا و اروپا از ده سال قبل به كشور برگشته و چون اهل شاهرود است به اينجا آمده و همين جا مانده تا نگذارد كه محيط زيست منطقه خراب شود. روى پارچه نوشته «احداث پتروشيمى گلستان فجايع زيست محيطى بزرگى در بردارد. راننده ها مى گذرند و مى خندند. آنها به فكرند كه زودتر خودشان را به خانه و يا به پاسگاه برسانند اگر بار قاچاق دارند رد كنند و اگر بار عادى است پولش را بگيرند و به سراغ زن و بچه هايشان بروند كه اگر در روستاها در چپرى نباشند در كنار شهرها در حلبى آبادها زندگى مى كنند.
اين همان جاده اى است كه در كنارش سه زن فاحشه را گرفته اند كه ايدز داشتند و گفته مى شود رانندگانى كه تست شده اند ده نفرشان مثبت بوده اند و تصور مى رود كه اين فقر و فحشاء از اين جاده چند هزارى را مبتلا كرده باشد.
حالا جريان آن نوشته چيست. خانمى را رئيس جمهور مهرورز كرده است به جاى خانم قبلى رئيس سازمان حفظ محيط زيست كه از بستگان خود اوست و در عين حال معتمدش هم هست. خواسته بگويد من هم مثل خاتمى به زنان توجه دارم اما گرفتارى اين است كه تازگى شوهر خانم واعظ جوادى دستگير شده در حالى كه داشته است معامله اى مى كرده براى گرفتن سهام يك شركت پتروشيمى و در مقابلش موافقت سازمان با تأسيس آن. اين شوهر مربوطه كه در اول كار به عنوان مشاور خانم معاون رئيس جمهور حكم گرفت و از همان موقع در فكر كاسبى بود، با مزه اينكه از اهالى همين منطقه است. اما بالاخره دست همسر نامبرده را گرفت و به منطقه اى كه در دوران پادشاهى به شدت محافظت شد و كارت ها و مدال هاى جهانى گرفت. يعنى جنگل گلستان برد براى تماشا. اما در حقيقت براى دلالى شركت پتروشيمى كه ميخواهد در آن منطقه تأسيس شود ولى در دوران خاتمى زورش نرسيد. اما شوهر معاون رئيس جمهور توانست و كرد. حالا هى بگويند كه آثار اين حكومت و اين دولت را بزودى پاك مى كنيم وقتى پتروشيمى درست شد و منطقه گلستان به هدر رفت كى درستش مى كند.
احداث پتروشيمى شايد بتواند به طور مقطعى براى گروهى از مردم استان ايجاد اشتغال كند ولى در درازمدت با توجه به فجايع زيست محيطى نتيجه اى جز فقر و تنگدستى و افزايش بيمارى ها و ويرانى فرهنگى و اجتماعى ندارد.»
اين بخشى از نامه سرگشاده يكى از اعضاى هيأت علمى دانشگاه تهران خطاب به فاطمه واعظ جوادى، رئيس سازمان حفاظت محيط زيست در اعتراض به استقرار پتروشيمى در استان گلستان است.
حسين آخانى كه دكترايش را از دانشگاه معتبرى در بوخوم آلمان گرفته است و نتيجه سال ها تلاشش كتاب «فلور مصور پارك ملى گلستان» است كه سال ها پيش توسط انتشارات دانشگاه تهران و با حمايت اداره كل حفاظت محيط زيست استان گلستان منتشر شده، با ارسال نامه اى خطاب به معاون رئيس جمهورى و رئيس سازمان حفاظت محيط زيست كشور گفته است: «چندى پيش سفر تحقيقاتى به تالاب هاى استان گلستان از جمله تالاب صوفيكم داشتم. نصب پلاكارد خوشامدگوئى در منطقه نشان مى داد كه سركار از سايت احداث پتروشيمى گلستان بازديد كرده ايد. در مطبوعات و محافل محيط زيست نيز خبرهاى ضد و نقيضى مبنى بر موافقت آن سازمان با احداث مجتمع پتروشيمى منعكس شده است كه انشاءالله كذب است. مى توان تصور كرد وقتى ميزبان سركار، هيأت مديره و كاركنان سايت پتروشيمى تاسيس نشده است، احتمالاً شما فرصت و امكان آن را پيدا نكرده ايد تا تمامى مناطق حاشيه اى را بازديد كنيد و با توجه به تخصص خود در زمينه زمين شناسى ديدگاه علمى خود را در تصميم گيرى دخيل كنيد. چرا كه گزينش محل احداث پتروشيمى آن قدر ناشيانه است كه تصور نمى كنم در بدنه سازمان حفاظت محيط زيست كسى باشد كه حاضر شود با تائيد اين پروژه به چنين اشتباه بزرگى دست بزند.
اين استاد دانشگاه در ادامه نوشته است: «محل احداث پتروشيمى يكى از بكرترين اكوسيستم هاى تالابى ايران است كه اتفاقا برخلاف بسيارى از نقاط كشور، كمتر در معرض تخريب و چراى بى رويه قرار دارد. خاك منطقه شور است ولى به دليل جريان آب شيرين و لب شور موزاييكى منحصر به فرد از تنوع گياهى و تنوع زيستگاهى شكل گرفته است كه ويژگى ديناميكى آن شرايط را براى جذب بيش از يك پنجم پرندگان كشور فراهم كرده است.
استاد اخانى نوشته من تقريبا تمامى شوره زارهاى ايران را از نزديك مشاهده و بررسى كرده ام، براى نخستين بار شاهد سرزندگى جوامع گياهى و سلامت جمعيت پرندگان در يك روز فوق العاده گرم بودم. اما زخم عميق احداث پتروشيمى كه با حفر زهكشى بسيار عميق در منطقه كليد خورده است به راحتى مى توانيد با نگاهى به نقشه توپوگرافى منطقه دريابيد كه تالابى بودن منطقه، بالا بودن آب تحت الارضى در وسعت بسيار زياد، ارتفاع كم منطقه كه تقريبا هم سطح درياست حاكى از فاجعه اى است كه در صورت وقوع نه تنها ما را در مقابل تاريخ شرمنده مى كند، بلكه خشكاندن خانه و آشيانه صدها هزار پرنده را سبب مى شود.
او مى نويسد: خشكاندن تالاب اولين تاثيرى است كه احداث پتروشيمى با حفر زهكش در منطقه به جا مى گذارد. حال فرض كنيد كه پتروشيمى احداث شد و مجريان پروژه با ادامه زهكشى و خشكاندن تالاب سطح آب زيرزمينى منطقه را چند مترى پايين بردند، آيا مى دانيد در زمستان كه در اثر بارندگى مجددا آب منطقه بالا مى آيد، با مخلوط شدن آلودگى هاى پتروشيمى با آب، فاجعه اى بسيار وسيع در همه مناطق تالابى اطراف ايجاد مى كند كه با توجه به نزديكى منطقه به درياى خزر و چندين تالاب بين المللى اين فاجعه مى تواند خسارات جبران ناپذيرى به اكوسيستم آبى- خشكى وارد كند.
آخانى در بخش ديگر مى گويد: «آيا مى دانيد كه در چندصدمترى محل احداث پتروشيمى تالاب اينچه قرار دارد كه نمك يددار آن در كشور بى نظير است؟ آيا مى دانيد كه جوامع جكن در منطقه از مهم ترين ذخاير ژنتيكى گياهان شورپسند ايران است و حتما مى دانيد كه با خشكاندن اين جوامع گياهى نتيجه اى جز گسترش شوره زارها و حمل انبوه نمك توسط باد به مناطق كشاورزى و حاصل خيز و مسكونى تركمن صحرا و دشت گرگان نخواهد داشت. آيا مى دانيد كه گل فشان هاى منطقه در ايران و جهان كم نظير است و با كمى درايت مى توان سالانه هزاران اكوتوريست را جذب اين طبيعت بكر و به خصوص مشاهده گل فشان ها و پرندگان كرد كه سود آن به مراتب بيش تر از احداث اين مجتمع است.
در بخشى ديگر از اين نامه آمده است: «سركار خانم دكتر جوادى، من نمى دانم چه انگيزه و منافعى باعث شده كه چنين شتابان اين پروژه كليد بخورد، اما باور كنيد كه احداث پتروشيمى شايد بتواند به طور مقطعى براى گروهى از مردم استان ايجاد اشتغال كند، ولى در درازمدت با توجه به فجايع زيست محيطى نتيجه اى جز فقر و تنگدستى و افزايش بيمارى ها و ويرانى فرهنگى و اجتماعى ندارد. به نظر نمى رسد احداث اين تشكيلات تأثير چندانى در ايجاد اشتغال در منطقه داشته باشد، چرا كه تجربه نشان داده است بيش تر كاركنان و متخصصان اين مراكز از مناطق ديگر مى آيند كه خود تاثيرات منفى بر فرهنگ و اقتصاد منطقه دارد. منطقه تركمن صحرا از جمله مناطقى است كه درصد بيمارى سرطان در آن جا بسيار بالاست و سال هاست كه سازمان بهداشت جهانى و وزارت بهداشت و درمان در مورد علل آن بررسى و مطالعه مى كنند. آيا درست است با بردن يكى از آلاينده ترين صنايع، آلام اين مردم زحمتكش را افزايش دهيم؟»
آخانى درباره تجارب ديگر ملت ها در اين باره نوشته است: «حتماً شنيده ايد و يا خوانده ايد كه خشكاندن درياچه آرال كه اتفاقا مردمانى از همين جنس را در آسياى ميانه نشانه گرفت نتيجه اى جز بدبختى براى مردمان آن سرزمين نداشت. زمانى سياستگذاران شوروى سابق مى خواستند با افزايش توليد پنبه براى آنان شغل ايجاد كنند، به همين منظور با احداث سد، باعث خشك شدن درياچه آرال شدند، اما نتيجه اى جز گسترش بيابان، تغيير آب و هوا، نابودى اكوسيستم و زمين هاى كشاورزى، فرسايش گونه هاى زيستى و نهايتا مهاجرت مردم نداشته كه گوشه اى از فاجعه خشك شدن درياچه آرال بود. توفان نمك باعث گسترش شديد ميزان سرطان در منطقه شد كه ۸۰ درصد آن ها از نوع سرطان حنجره و دستگاه تنفسى است كه از تنفس گرد و غبار نمك ايجاد شده است. ترديدى نيست كه خشكاندن تالاب هاى استان گلستان، درياچه اروميه و تالاب گاوخونى، حيات انسان ها و سلامت مناطقى را تهديد مى كند كه اتفاقاً تمامى در مجاورت مناطق پرجمعيت كشور با زمين هائى حاصلخيز قرار دارند كه از پيشينه تاريخى و ارزش گردشگرى فوق العاده اى نيز برخوردارند.
به راستى اگر ايجاد اشتغال و توسعه براى مردمان منطقه تركمن صحرا از دلايل احداث پتروشيمى است، چرا با وجود درخواست هاى مكرر مردم مبنى بر انتقال جاده پارك ملى گلستان به خارج پارك توجهى نمى شود كه هم پارك ملى گلستان نجات يابد و هم سبب رونق اقتصادى منطقه تركمن صحرا شود؟ از طرفى با جذب گردشگران بيش تر، توسعه پايدار و زندگى سالم و با نشاط را براى مردم به ارمغان مى آورد.»
اين مدرس دانشگاه از معاون رئيس جمهورى و رئيس سازمان محيط زيست مى پرسد: آيا فجايعى كه در اثر نشت آلاينده هاى پالايشگاه هاى تهران و بندرعباس براى ساكنان تنگدست آن مناطق به وجود آمده كافى نيست تا كمى در اشتباهات گذشتگان تامل كنيم و همان خطا را به شكلى به مراتب بدتر تكرار نكينم؟ به راستى چرا سينه چاكان احداث پتروشيمى حاضر نيستند صنايع كوچك ترى براى بازيافت و بازفرآورى احداث كنند كه هم اشتغال زايى بيش ترى دارد و هم به خودكفايى و پاكيزگى بيش تر كشور كمك مى كند. آيا درست است كه با احداث پتروشيمى و پالايشگاه، يكى از حاصلخيزترين مناطق كشور كه از استعدادهاى بى نظير در توسعه گردشگرى و بهره ورى پايدار از ذخاير ژنتيكى برخوردار است را دچار هزار و يك مشكل اقتصادى، فرهنگى و بيمارى كنيم؟

مقايسه دو كشور
مالزى كشورى است كه در دوران پادشاهى، از ايران كمك خواست. دو مرتبه در مراتب مختلف از ايران پائين تر بود. درست در همان زمان كه ايران به انقلاب اسلامى دست زد، در مالزى شخص سازنده اى به اسم ماهاتير محمد. مسلمان و معتقد و مخالف سلطه آمريكا روى كار آمد و بيست سال آن كشور اداره كرد و در نتيجه حالا آن كشور هجده مرتبه از ايران بالاترست و يكى از موفق ترين اقتصادها و مردمش هم با حجاب زندگى ميكنند و چهارصدميليارد دلار هم نفت نفروخته اند. فكر ميكنيد چه شده است. كشورى كه نفت وارد ميكند چطور پيشرفت كرده و ايمانش هم از مردم ايران محكم تر مانده است. يك آدم خوش ذوق يك مقايسه كرده كه فوق العاده است. بخوانيد و گريه كنيد:
چندى پيش آقاى احمدى نژاد، شبكه دو سيما را به انجام مصاحبه اى در نهاد رياست جمهورى دعوت كرد. چند ماه قبل از آن هم شبكه دو سيما آقاى ماهاتير محمد نخست وزير اسبق مالزى را جهت انجام مصاحبه اى مشابه به استوديوى گفتگوى ويژه خبرى شبكه دو فرا خواند.
شما را به مرور بخشهاى مشابه دو مصاحبه (وبصورت تكميل يافته با گزيده هائى از ساير اظهارات بيان شده) دعوت ميكنيم تا معلوم شود چرا جامعه اى ميرود و جامعه اى با همه امكانات ميماند:
احمدى نژاد: دسترسى ما به انرژى هسته اى معادلات دنيا را به سرعت تغيير خواهد داد. نه آمريكا و نه هيچ كشور ديگرى توان حمله و آسيب رسانى به جمهورى اسلامى ايران را ندارند، زيرا كارشناسان ما بطور دقيق تمامى حركات آنان را مورد تحليل قرار مى دهند.
ماهاتير محمد: اگر قدرت اقتصادى داشته باشيد، دولت شما قدرت دارد از كشور دفاع كند. چرا كه ازتجارت و كارآفرينى قدرت حاصل ميشود وميتواند جهت دفاع هم بكار گرفته شود. ما نتوانستيم كشور صنعتى شويم چون مستعمره بوديم. بعدها» در كنار هم «در رقابت شركت كرديم. ما كشورى فقير با درآمد سرانه ۳۰۰ دلار بوديم كه با حفظ» ثبات سياسى «، توليد ناخالص خود را از ۱۲ ميليارد دلار به ۲۳۰ ميليارد دلار رسانديم.
احمدى نژاد: ما دنبال مردمى سازى هستيم نه خصوصى سازى. مشاركت مردم را بصورت مستقيم به شكل سهام عدالت وبصورت غير مستقيم به شكل واگذارى در بورس انجام ميدهيم. ما مخالف سرمايه گذارى نيستيم، بلكه مخالف تبعيض و تصرف منابع مالى توسط عده قليلى هستيم.
ماهاتير محمد: مادر كنار حقوق اكثريت به حقوق گروههاى كوچك هم توجه كرديم به طوريكه مخل حقوق گروه اكثريت نشود. نتيجه آنكه سطح فقر از ۳۲ به ۴ درصد رسيد. نه اينكه به هر قيمتى بايد به توسعه رسيد اما به هر حال بايد قيمت آنرا بپردازيد. همانقدر كه به فقرا رسيدگى ميشود به ثروتمندان هم بايد رسيدگى شود. ما معتقديم سود بخش خصوصى از طريق ماليات به دولت نيز ميرسد. دولت ۲۸% از سود بخش خصوصى را به عنوان ماليات دريافت ميكند در عوض دولت هيچ سرمايه گذارى در زمينهائى كه بخش خصوصى در آن فعال است نمى كند.
احمدى نژاد: در ۹ ماهه گذشته «صادرات غير نفتى ۴۱ درصد افزايش يافته است. در همين يكسال اخير «مبادلات ما با كشورهاى ديگر سرعت چشمگيرى داشته است... امسال ۶۰۰۰ ميليارد تومان پروژه هاى زود بازده را فعال كرديم... . تقاضاى سرمايه گذارى» در ۹ ماهه اول امسال ۹۱ درصد رشد داشته است.
ماهاتير محمد: يك دولت نمى تواند در كوتاه مدت كارى انجام دهد. من معتقدم بايد يك دوره ده ساله باشد. زيرا طرحهاى توسعه نيازمند اين دوره است. گاهى براى اينكه سياستهاى خود را عملى كنيد مدت زمان زيادى احتياج داريد. وقتى رهبران سريع عوض ميشوند ايده ها به همراه آنها فراموش ميشود.
احمدى نژاد: اگركشورى رقيب ماست، بايد نقطه ضعف او را بشناسيم. سياست فعال يعنى همين، چرا غربيها در كار ما دخالت ميكنند؟ چرا ما دخالت نكنيم؟ ديديم نقطه آسيب غرب همين جاست. ما ديدگاههاى ملت ايران را براى» دنيا «تشريح كرده ايم. پيشرفت ملت ايران در مسائل علمى و سياسى امروزه به الگويى براى» تمامى جهان «تبديل شده است.
ماهاتير محمد: ما مى توانيم در مالزى فقط به فكر شكست همسايه ابرقدرتى مثل چين باشيم و همواره درحال جنگ باشيم، اما ما به خود مى گوييم: بهتر است از يك كيك كه درحال ترقى و رشد است، لقمه اى اندازه خود برداريم نه كل كيك را كه در آن بمانيم. ما دو گزينه داشتيم: خارجى ها با تكنولژى خود كشور مارا صنعتى كنند يا خودمان توسعه پيدا كنيم. از انجا كه ۳۰ -40 سال طول ميكشد تا يكى از اين تكنولژيها را بياموزيم پس گزينه اول را انتخاب كرديم. قرار نيست تكنولژى در سياست وارد شود.
احمدى نژاد: دشمنان هروقت امكان ضربه به ما داشتند كوتاهى نكردند. ما اعلام كرديم اگر شما ادعا داريد ما هم ادعا داريم. نپذيرفتند مناظره كنيم. هر كشورى كه هسته اى شد تحت فشار آمريكا قرار گرفت. براى هسته اى شدن تقريبا هيچ هزينه اى نداده ايم.
ماهاتير محمد: ايران روش رويارويى با غرب را در پيش رو گرفته است. ما در مالزى اراده كرديم هرچه كه خوب بود از شرق و غرب بگبريم. اين سياست در زمانى اتخاذ شد كه كشورهاى تازه استقلال يافته ميخواستند از شر خارجيان راحت شوند و شركتها را ملى نمايند، اما مالزى برعكس عمل كرد. اين اصلى است غيرقابل گريز كه ما بايد با كشورهاى ديگر و حتى با قدرتهاى بزرگ در تعامل و ارتباط باشيم.
احمدى نژاد: ما اگر ده سال بقيه كارها را تعطيل كنيم و به صورت متمركز بر روى انرژى هسته اى كار كنيم مى توانيم ۵۰ سال جلو برويم و اين كار مى ارزد.
ماهاتير محمد: اگر به فن آورى اطلاعات توجه نكنيم يكبار ديگر از غرب عقب خواهيم افتاد. تحقيقات در اكثر دنيا انگليسى است بايد به اين دانش دستيابى بكنيم و علوم را به انگليسى آموزش دهيم. مديران و نخبگان موفق خارجى را مى آوريم تا روشهاى نوين را به اندوخته هاى ما اضافه كنند.
احمدى نژاد: اشتغال آفرينى همان آوردن پول نفت است.
ماهاتير محمد: ما اجازه داديم كه شركتهاى خارجى بيايند وتكنولژى بياورند و كارهايى را انجام دهند كه ما توان انجام آن را نداشتيم. شهروندان مالزى توسط خارجيها استخدام شدند و علم و دانش كسب كردند. ما نه تنها ايجاد شغل كرديم بلكه تخصص نيز بدست آورديم. خارجيها سرمايه هاى زيادى آوردند و اشتغال ايجاد كردند و ما امروز توانسته ايم نياز ساير كشورها را برطرف كنيم.
محمود احمدى نژاد: بخشى از وظيفه دولت مبارزه با فساد و مبارزه با مافيايى است كه از گذشته داخل حكومت راه پيدا كرده است و ارتباطات و مقررات را مى شناسد. ما در مبارزه با ويژه خوارى و رانت خوارى مصمم هستيم.
ماهاتير محمد: براى مبارزه با فساد اطمينان حاصل كنيد كه روند ساده و كوتاه است. مردم رشوه ميدهند تا فرآيند پيچيده را ساده كنند.
احمدى نژاد: با اجراى عدالت است كه كشور ساخته ميشود. همه بايد در جهت اجراى عدالت گام بردارند. توزيع سهام عدالت همان توزيع پول نفت بر سر سفره هاى مردم است.
ماهاتير محمد: بيش از صد آيه در قرآن در باره عدالت است اما به شيوه هاى آن اشاره نكرده است. ما اين شيوه را براى اجراى عدالت انتخاب كرديم. اگر عدالت نباشد مهم اين نيست كه در چه راهى هستيد. اگر عدالت هست مهم اين نيست كه از چه شيوه اى استفاده كرده ايد.

طنز واقعى
اين هم بخشى است از صفحه خودم در نشريه انسانيت كه دانشجويان اراك منتشر مى كنند.
سهميه بندى آب:
براى جلوگيرى از ريختن آب به آسياب دشمن.
سهميه بندى پشم:
براى جلوگيرى از انقلاب پشمى و مخملين.
سهميه بندى گ:
براى جلوگيرى از خوردن گ اضافه.
سهميه بندى م:
براى جلوگيرى از ازدياد جمعيت.
سهميه بندى: مناطق محروم.
براى جلوگيرى از فوران سفرهاى استانى.
سهميه بندى: كشورهاى بدبخت و بيچاره.
براى جلوگيرى از گلكارى در سياست خارجى.
سهميه بندى الهام:
براى جلوگيرى از تضييع شايسته سالارى الهام سالار تحت محيط دولت.
سهميه بندى صفار هرندى:
براى جلوگيرى از نفوذ بى ناموسى هاى غرب به ما.
سهميه بندى احمدى نژاد:
براى جلوگيرى از تخريب آثار باستانى و عتيقه جات مملكت.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   • 
•   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •