Nimrooz
Vol. 18, No. 944, August 17, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۴۴ - جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۸۶
دكتر كاظم وديعى
اين مسئله هزار سر دارد
و يك راه حل:
ترك اشغال و حرمت استقلال ديگران
003834.jpg
وديعى
بوش و پوتين بهم گفتند و از هم نشنيدند
روس ها نصب پايگاه هاى موشك پرانى آمريكائيان را در حواشى پراگ و در لهستان تحمل نمى كنند. روس ها با اطلاعات و سيعى كه از ساز و برگ نظامى و كل نيروهاى انتظامى ايران دارند توضيح مى دهند كه «ايرانى ها چنان موشكى كه داراى بُردى باشد كه به اروپا رسد ندارند و چنين موشك بايد كه از فضاى هوائى روسيه بگذرد.» پس پاى ناتو پيش مى آيد كه علت وجوديش مربوط به عهد شوروى است. سرانجام روس ها طرح پايگاه مشترك را مى دهند آن هم در «جمهورى» آذربايجان در مقابل طرح پايگاه هاى آمريكائى در يكى از كشورهاى ساحل بالتيك و معلوم مى شود كه آمريكا هدفش دفاع از عراق است در بلبشوى فعلى و مذاكره ها به جائى نمى رسد. يعنى تهديد ايران براى گرفتن ضمانت ها در عراق.
بوش عيار محبوبيت اش در افكار عمومى زير ۳۰% است و بعد به خاطر عفو يكى از مجرمان محارم چنى معاون او در محافل نمايندگان كنگره زمزمه عزل او به ميان است. يكى از رسانه ها مى گويد آن مجرم محرم معاون پرزيدنت كه بايست دو سال و نيمى زندان مى شد، يك روز هم زندان نشد ولى پاريس هيلتون بانوئى كه به جهاتى شهير ولى كم ارزش است ۲۳ روز به جرم خطا در رانندگى در زندان بماند.
پرزيدنت بوش وامانده نمى نمايد پس ميرود به مركز اسلامى واشينگتن كفش از پا درمى آورد و خاضعانه نماينده اى براى شركت در جلسات سازمان كنفرانس اسلامى تعيين مى كند و ندا درمى دهد آن هم در سبكى شبيه به سبك قرانى: يا ايهاالذين: گويان كه:
*به كسانى كه از دمشق تا تهران آرزوى آزادى دارند، مى گوئيم ديگر لازم نيست سكوت كنيد، چرا كه جهان آزاد صداى شما را مى شنود و شما تنها نيستيد. آمريكا دست دوستى به سمت شما دراز مى كند.
ايران تايمز- ۲۷ جون ۲۰۰۷
و اضافه مى كند كه در تمام دوره رياست جمهورى تمام تلاش خود را به منظور كمك به مسلمانان براى مبارزه با تروريسم و كسب آزادى و يافتن روش ها و راه هاى خاص براى رسيدن به سعادت و صلح انجام داده ام.
به اين ترتيب ايشان در تلاش هفت ساله خود ناكام اند زيرا در سراسر خاورميانه يك كشور برخوردار از سعادت و صلح و آزادى فعلاً و براى سال ها و سال ها وجود نداشته و نخواهد داشت.

بحث ايران بر بلغارستان
آيا اروپا در خطر بمب اتمى ايران است يا نه؟ ريشارد پراسليه رئيس مركز تحقيقات بين المللى فرانسه معتقد است كه موشك هاى شهاب ايران كشورهاى جنوب شرقى اروپا را قادرند هدف قرار دهند و توصيه مى كند كه فرانسه، آلمان و انگليس بايد موضعى تند در برابر ايران بگيرند.
آقاى پراسكيه بايد از خود بپرسند ايران دارنده موشك هاى شهاب چه سودى دارد مثلاً بلغارستان واقع در جنوب شرق اروپا را هدف قرار دهد؟ غربى ها براى يك بمب اتمى هنوز نداشته و نساخته ايران هر روز يك هدف معين مى كنند و اين نادانسته تبليغى است عظيم به سود ايران. اما در جنب اين كار سناريوهاى هولناكى را به خورد دنيا مى دهند از جمله سناريوى «حمله هولناك تروريستى از غزه» (۲) همان غزه كه فرمانده فعلى آن هنيه- اسمعيل به نان شب محتاج است. پس اگر او بايد حركتى كند ناگزير غرب بايد بوفور دست به جيب برد.
سناريوى «اقدام قاطع نظامى» عليه ايران (۳) و بالاخره اظهارات آقاى كنت تيمرمن در سايت NEWS MAX در باب «جنگ آينده با ايران- شش روز جهنمى» (۴) و باز وحشت بزرگ از باب. رو كردن ملل عرب به تداركات صنايع منتهى به بمب اتمى.

موضع واحد
در برابر اين همه تبليغ به جنگ و تشجيع بى طرف ها براى پيوستن به طرفداران جنگ، مخالفان ايرانى نظام جمهورى اسلامى در درون و در برون مرز در اكثريت قريب به اتفاق خود نه تنها موضعى عليه جنگ دارند بلكه حتى تخصيص بودجه ۷۵ ميليون دلارى آمريكا را زير پوشش «بودجه گسترش دموكراسى در ايران» نهى و رد مى كنند. اين مخالفان ايرانى نظام كنونى در درون و برون مرز ايران يك سخن دارند و آن اين كه كار ايران با ايرانيان است و شما اشتباه مى كنيد تا ايرانيان را عليه ايرانيان كنيد. مخالفان درون هرگز دست از انتقاد برنداشته اند و معتقدند نظام بايد تعديل شود. اكثريت مردم مهاجر برون مرز ايران نيز مخالف جنگ اند و اميد به تغيير نظام دارند نه در جهت تسلط بيگانه بر ايران. پس مى ماند قليلى مردم از نشان داران و بى نشان ها كه دانسته و ندانسته حرف هاى كاخ سفيد را طوطى وار تكرار مى كنند. كه هر چه استاد ازل گفت بگو مى گويم.
اگر آمريكا و بخصوص رئيس جمهور آن بارها جنگ با ايران را نهى مى كند از آن روست كه مايل است هر طور شده همكارى ايران را در امر عراق جلب كند. اين تلاش من حيث عقلانيت دولت آمريكا قابل توجيه و تا حد زيادى پذيرفتنى است. مى ماند اين كه ايران مجاورت جغرافيائى و تاريخى و آميختگى هاى دينى و فرهنگى با عراق دارد كه اگر ارزش آن شناخته نشود مذاكرات به ثمر نمى رسند. سخن كه به اينجا و اين مطالب مى رسد آمريكائيان پاى بمب اتمى و تهديدات نوع احمدى نژاد را در قبال غرب به بهانه اسرائيل پيش مى كشند يعنى كه فراموشى دارند بابت فعل و انفعالات تاريخى. مثلاً فراموش مى كنند كه عراق تا زمان نادرشاه جزء ايران بوده و هم قبل از آن كه استعمار انگليسى جاى امپراطورى عثمانى را بگيرد مردم ايران به هزار وسيله از همبستگى هاى دينى و فرهنگى ايران و عراق دفاع كردند و بعد كه انگليسى ها بساط استعمار را در عراق گستردند ابتدا آيت الله يزدى تا قبل سال ۱۹۲۰ و سپس آيت الله شيرازى از بعد آن تاريخ با صدور فتاوى عليه استعمار به مبارزه برخاستند (و هيچيك از اين دو بزرگوار پيرو مكتب ولايت فقيه هم نبودند) و اگر مبارزات آنها نبود يعنى حركت تند ضد استعمارى شيعيان عراق و قيام سراسرى رخ نمى داد انگلستان به دادن استقلال تدريجى به عراق تن درنمى داد. در آن واقعه يكصد سرباز و افسر انگليسى كشته شد و انگليس ها هم آيت الله شيرازى را دستگير كردند ولى تا به امروز شعله قيام عليه استعمار زبانه مى كشد و نمى شود آن را در دود نفرت عليه صدام خفه كرد.

خبط تونى بلر
آقاى تونى بلر با تدابيرى از جمله تعزيز و تكريم سلمان رشدى چه خواست بكند؟ تحقير معتقدات دينى يا تحريك مؤمنان؟ اين كه نشد سياست. چگونه او درنيافت كه درافتادن با دين ورافتادن را دنبال دارد؟ چگونه او نديد و آمريكا هم نمى بيند كه اين حركات اسلامى عميقاً عليه پايمال كنندگان استقلال است و دين در سراسر سرزمين هاى اسلامى بُعدى است در تضمين استقلال؟ به همين دليل بود كه مرحوم مصدق بى آن كه بند و بستى با افراطيون دين ورز داشته باشد تنها به دليل حركت و نيت اسقلال طلبانه و ضد استعمار آيت الله شيرازى فرزندان او را گراميداشت و يكى از آنان هم به عضويت ديوان عالى دادگسترى رسيد. پس مسئله، مسئله مبارزه با استعمار و اشغال و دفاع از استقلال است كه البته در رنگ پذيرى ها و در تحولات حركات اجتماعى و سياسى از زمانى به زمان ديگر تغيير شكل و شعار مى دهد. به عنوان مثال آيت الله خمينى كه هزار درصد معتقد به استعمار آمريكا بود در مقابل قدرت مالى، رزمى، فرهنگى، اطلاعاتى اين ابرقدرت امر «اسلام» را برابر ملى گرايان مصدقى و ناسيوناليست هاى سلطنت طلب قرار مى داد تا آنجا كه مى گفت (ما ايران را نمى پرستيم خدا را مى پرستيم زيرا وطن پرستى كلمه ديگرى براى «شرك» است. من مى گويم مهم نيست ايران بسوزد، دود شود. به شرط اين كه اسلام پيروزمند در بقيه جهان شود...» در اين حرف ها شيون و روحيات شيعه گرى نهفته كه سلاح متوحش ساختن حريف است. فراموش نكنيم كه همين آيت الله خمينى در جنگ تجاوزكارانه عراق عليه ايران گفت «در مواردى دفاع وطن مهمتر از دفاع از دين است» (به عهد نخست وزيرى آقاى موسوى). پس سخن به حسب شرايط قالب تاكتيك سياسى پيدا مى كند و خوب كه بنگريد امروز هم آقاى احمدى نژاد با شعارهاى تندى كه عليه اين و آن مى پراكند كار يك تاكتيسين سياسى را مى كند و غربى ها درنمى يابند عمق حركات اسلامى را و مرغشان يك پا دارد و هر روز اثبات مى كنند كه ما بديم و آنها خوب اند؛ چرا؟ به دليل آن كه غول تروريسم را خود از بطرى افغانستان به دست بن لادن عليه شوروى درآوردند و حالا قادر نيستند آن را دوباره در بطرى نهند. حسن بوط عضو سابق گروه بنيادگراى المهاجرون كه مؤسس آن عُمر بكرى محمد بود و از جمله سران روحانى القاعده در اروپا كه بعد زندانى شدن دست از خشونت كشيده در OBSERVER چاپ لندن مى نويسد: «بمب هاى تونى بلر تبليغى است به سود ما» و «بخصوص مانع تجزيه و تحليل واقعى و يافتن علل واقعى خشونت هاى ماست». مراد او آن است كه هر زمان بمبى در اروپا منفجر مى شود آن را منتسب به اسلام مى كنند و آن را در رابطه با سياست خارجى انگلستان بررسى نمى كنند. شهردار لندن آقاى KEN LIVINGSTONE اخيراً گفت: كليه اطلاعات واصله ما از سوى جوانان سر خورده مسلمان حاكى از آن است كه موتور اصلى خشونت ها و ترورها اساساً در عراق و در مسئله عراق است نه در افغانستان.
بديهى است مسئله اشغال عراق دنياى اسلام را زخمى تازه زد وگرنه در اصل اسلام بنيادگرا نه از عراق مى آيد و نه از افغانستان بلكه از عربستان سعودى و مصر اخوان المسلمين سرچشمه مى گيرد. بنيادگرائى و ترور وسيله عربستان با تائيد و كمك آمريكا براى مقابله با هجوم كمونيسم شوروى به سركردگى بن لادن به افغانستان صادر شد و در پاكستان اگر پول عربستان سعودى طى سال ها و سال ها مدارس قرانى را تغذيه نمى كرد امروز مسئله مسجد لعل (كه فرنگيان به غلط آن را مسجد سرخ نامند و عمدى هم در اين قضيه هست وجود نداشت و وزيرستان و كوه هاى «ترابورا» هم مسكن بن لادن نمى گرديد و مشرف رئيس جمهور مجبور به خونريزى نمى شد. بديهى است مايه اى از خشونت در پاكستان بود كه در مبارزه عليه استعمار انگليس به كار گرفته شد. اين تنها گاندى بود كه بر عمق اين خشونت آگاهى داشت و به همين جهت به رهبران مسلمان التماس مى كرد تا از هند جدا نشوند ولى انگلستان به اين جدائى كمك نمود و پارلمان پاكستان با يك رأى اضافى زبان انگليسى را زبان رسمى پاكستان كرد و از قضا اين زبان با همه رسميتش طى يك قرن اخير شاعرى انگليسى زبان همپايه اقبال لاهورى در زبان فارسى نزاده است يعنى كه نازاست. «يادداشت هاى نگارنده در مصاحبت با خواجه عبدالحميد عرفانى وابسته فرهنگى سابق آن كشور در ايران و دكتر ماهيار نوابى وابسته فرهنگى ايران در كشور پاكستان به عهد نخست وزيرى دكتر على امينى.»
در كتاب تازه «اسلاميست» نوشته عز حسين يكى ديگر از سرخوردگان تروريسم آمده است كه تروريسم با شكل ابتدائى اسلاميسم كه كمتر افراطى است آغاز مى شود و در بسيارى از موارد زاده وهابى گرى و ملهم از سعودى گرى است. «ديلى تلگراف» با اين نويسنده مصاحبه اى دارد كه نشان مى دهد سرخوردگان مسلمان مى مانند و ريشه يابى هم مى كنند و به ارائه راه حل ها هم مى رسند. ولى غربى ها از سرخورده هاى مكتب خشونت درس نمى گيرند از آنها بيرق پيروزى بر اسلام مى سازند و چون زمين خدا بى حجت نمى ماند تنور بنيادگرايان باز رونق مى گيرد يعنى نسل فدائى بعدى مى پرورانند.

سياه كردن مسلمانان
در هر واقعه و فاجعه ناشى از بمب هاى در رفته يا در نرفته غربى ها به هم كه مى رسند تحت تأثير رسانه هاى خود از هم مى پرسند: اين مسلمان ها چه شان مى شود؟ چه كم دارند؟ چرا مى آيند نزد ما اگر از ما نفرت دارند؟
كى از شر آنها راحت مى شويم؟
اما هرگز نمى پرسند قشون ما آنجا نزد آنها چه مى كند؟ و البته تحليل سياست بوش و بلر در حد عوام غرب نيست و عوام مغرب زمين ابداً از آن سر درنمى آورند.
اگر محافل مدعى رهبرى جهان مسلمان مثل الازهر و روحانيون صاحب نفوذ ولى مهر بر لب نشانده قدرى به وظايف خود عمل مى كردند و با هر قدرت حكومتى و اخوانى و سعودى كنار نمى آمدند البته صداى اكثريت مسلمانان به گوش مى رسيد. ولى در حال حاضر هر زمان بمبى در رود همه مسلمانان را در رسانه ها سياه مى كنند. كسانى مثل صالح القلب و على رائى اهل اَمان در كشور اردن متحيرند كه چرا غرب نمى بيند كه پشت سر هر فاجعه شبكه هاى توانمند مالى قرار دارد. مى خواهند بگويند هر انفجار الزاماً در رابطه با خاورميانه در رابطه نيست.
خلاصه آنكه بعد هر بمبى در لندن مى تركد يا كشف مى شود، متهم يا متهمانى مى روند زندان و بيم سراسر وجود مسلمان هاى تبعه انگليسى را فرامى گيرد و مردم به آنها با نگاه ظن و ترديد مى نگرند. اين خبر روزها و روزها مردم را برمى انگيزاند ولى مردم انگلستان ابداً آن واقعه را با آنچه در بصره مى گذرد و با ارتقاء مقام اجتماعى سلمان رشدى و انتصاب تونى بلر در مقام فرستاده صلح در خاورميانه ربط نمى دهند و سوء فهم ها انبار و انبوه مى شود و تحقير در جامعه بسته بنيادگرا كار خود را در جهت جان گرفتن و جان دادن به سود حكام رسمى بنيادگرا ادامه مى دهد. اين مسئله هزار سر دارد و يك راه حل: ترك اشغال و حرمت استقلال ديگران.

پانويس:
۱-به نقل از لوموند شماره ۱۵/۶/۲۰۰۷.
۲-جوشا موراوچيك، محقق مؤسسه انترپرايز وابسته به دفتر رياست جمهورى. پناهگاه محققان خيالباف و كاسه هاى گرمتر از آش.
۳-واشنگتن پست، به قلم آرنو دوبور شگريو- ايران تايمز.
۴-اين مردنامى در نشست پاريس جلوه ها كرد و وعده داد از بابت مدد مالى و ارائه طرحى به حدود ۳۰۰ ميليون دلار به رياست جمهورى.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   • 
•   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •