Nimrooz
Vol. 18, No. 943, August 10, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۴۳ - جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۸۶
دكتر كاظم وديعى
طرح تسليح اعراب عليه ايران و سوريه؟!
فروش فناورى هاى جديد يعنى چه؟
003834.jpg
وديعى
آيا جنگ بدون تلفات ممكن است؟ آمريكائيان در اثناى جنگ موسوم به «خليج؟» و سپس در جنگ ملقب به «توفان در صحرا» مدعى آن شدند. (۱) و در هر دو نوبت جنگ آنها مثل همه جنگ ها منتهى به تلفات بسيار شد. وقتى بود كه ژنرال دنيس ريمر رئيس ستاد ارتش آمريكا مى گفت: به محض آن كه دشمن در ميدان جنگ بجنبد انگشت كوچك رزمندگان ما او را مات مى كند (۲). ديديم كه از آن زمان تا به امروز (۱۸سال) همه جا در جهان دشمنان آمريكا مى جنبند و كسى هم آنها را مات نمى كند. بديهى است سخنان آن نظامى ارشد ناظر است بر انقلاب در امور نظامى از باب فناورى ها كه منكر آن نمى شود شد ولى راست برنيامدن رؤياى «دشمن مات» از مقوله رجز است كه در آغاز هر نبرد معمول است. در زمينه اول انفجار موشك ها در فضا از طريق فرستادن موشك هاى منفجر كننده در صحرا در جنگ با عراق تجربه شد و توفيق به بار آورد بى آن كه به تلفات صفر برسند.
طبيعت جنگ ها عوض شده است. آدم ها ديگر مايل به جنگ نيستند. ولى دولت ها كه مقيد به آن اند و هنوز آن را مى ستايند و البته هميشه به بهانه صلح. دولت هاى ممالك بزرگ دموكرات جهان از آن رو به جنگ نظر دارند كه ضامن حيات صنايع نظامى آنهاست و صنايع نظامى آنها وزن بسيار در اقتصاد آنها دارد.

هميشه به بهانه صلح
و لابد طرح جديد آمريكا را در باب مسلح كردن عربستان به جديدترين سلاح ها را در جريان هستيد و توسعه اين طرح را به اميرنشين هاى خليج فارس مى دانيد كه با چه دلسوزى ها آمريكا بايد به اعراب «حتماً پولدار» حالى كند كه در خطر ايران اند و امنيت كه سهل است بود و نبودشان در گرو داشتن سلاح هاى جديد است. پس حدود ۲۰ ميليارد دلار هزينه كنيد و اين سلاح هاى تازه را از آمريكا بخريد و يقين كنيد كه آمريكا حامى شماست و بعد عربستان به اميرنشينان خليج فارس «كويت، قطر، اميرنشين هاى متحد، بحرين و عمان» همين نكات را تندتر و تيزتر حالى مى كند و مى افزايد كه آنها بيشتر در خطرند يعنى ايرانيان در ساحل شمالى در دو قدمى شما در مانورند. پس به ده ميليارد سلاح نو نياز داريد و اين همه مسئله نيست. از نظر آمريكا مصر هم به همين درد در خطر بودن دچار است پس به ۱۳ميليارد سلاح نو نيازمند است. ولى مسلح كردن اعراب ظاهراً به زيان اسرائيل است و براى جبران اين اضافه مسلح كردن اعراب ظرف دهسال ۳۰ ميليارد دلار هم اسلحه تازه به اسرائيل هديه مى كند تا تعادل برقرار گردد. اسرائيل هم با مناعت و دوستى از زبان نخست وزير اهود اولمرت مى فهماند به دنيا كه ما نمى توانيم با اين طرح مخالفت كنيم زيرا اسرائيل ۲۵ درصد كمك نظامى بيش از سابق از آمريكا دريافت مى كند.

دو تفسير و يك ملاحظه
آيا كمبود و كسر بودجه آمريكا موجبات تدارك و تدوين اين طرح شده است. دوم آن كه امر تازه اى نيست و دفعه اول هم نيست و از زمان كشف نفت در خاورميانه دائماً كشورهاى نفت دار به لطف دوستان غرب در ناامنى اند و ناگزير از خريد اسلحه براى جنگى كه گاه خودشان آن را تحميل مى كنند و در غير اين صورت براى آن كه آن سلاح هاى فعلاً فروخته شده از حيّز انتفاع افتاده و كهنه شده اند آنها را بايد نو كنند پس از نو بفروشند.
اما ملاحظه اى واجب است: آيا واقعاً ايران با مصر در جنگ است؟ آيا واقعاً عربستان مايل به جنگ با ايران است؟ آيا واقعاً اميرنشين ها با ايران سر جنگ  دارند. اگر پاسخ در مورد اميرنشينان منفى است پس آمريكا بايد فرداى جنگ خودش به جاى آنها با ايران بجنگد و نتيجه اين مى شود كه فعلاً سلاح ها را تحويل بگيرد تا به موقع قشون برسد.
يكى از نزديكان نخست وزير اسرائيل بنام زيو بوئيم «وزير مسكن» مى گويد «ما استنباط كرديم كه نمى توانيم با اين قرارداد مخالفت كنيم» ملاحظه مى كنيد وزير جنگ يا دفاع اسرائيل خاموش و وزير مسكن خائقانه سخنگوئى مى كند.
يك ملاحظه ديگر هم جا دارد، ايران آيا آنقدر نيرومند است كه يكجا از پس مصر، عربستان، كويت، بحرين، قطر، عمان، امراى متحده، اسرائيل و آمريكا برآيد؟ شايد مرادشان از خطر ايران روسيه و ايران است. در اين صورت اروپا هم بايد خودى بنمايد و جنگ جهانى سومى را دامن زنند. چون جهان بدان سو نمى تواند برود به دليل عدم آمادگى افكار عمومى پس خاطر جمع كنيم كه قصه حول يك كاسبى نان و آب دار دور مى زند. زيرا در سفر اخير رابرت گيتس و بانو رايس به خاورميانه آنها از عربستان خواستند تا درباره مسائل عراق بيشتر همكارى كند. عربستان بنا به عقيده ROY BLUNT درست نمى بيند كه آمريكا با چه دردسرى روبروست.
يعنى جهاد را نمى بيند، اعراب وابسته به سعودى را كه در فاجعه دو برج ۲۰۰۱ دست داشتند را نمى بيند. خطر شيعيان ناراضى عراق را خوب برآورد نمى كند و سوريه و ايران را دست كم مى گيرد. البته عربستان سعودى مى داند كه بزرگنمائى هاى خطر ريشه در ميل و نياز آمريكا به پول دارد و هر قدر هم بتواند آنها را مراجعه مى دهد به مخالفت هاى دموكرات ها در كنگره. ولى از پس آن قدرت كه بانو رايس به نمايندگى آن مى گويد «اعراب بايد تمام وزن و قدرت خود را در عراق نهند...» برنمى آيد. پس مى گويد خريدم... و امضاء مى كند.
در حالى كه آلمان و چين به حداكثر كالاهاى خود را به راحتى صادر مى كنند و تونى بلر نهانى در آخرين روزها قريب يك ميليارد با ليبى قرارداد نفتى بست و فرانسه به بهانه «پرستاران و اطباى بلغارى» قرار داد چند ميلياردى براى ساخت كارخانه اسلحه سازى و نيروگاه اتمى با ليبى بست و سران دنياى پر كسربودجه غرب به تعطيلات تابستانه رفتند.

توجيه رسانه ها
ايران دست به كار طرح تازه «خدمت نظام وظيفه» شد و جرايد غرب براى توجيه آن طرح مسلح ساختن اعراب به سلاح جديد... فرصتى يافتند تا آمار قشون و كل نيروهاى انتظامى را اعلام كنند به شرح زير:
ارتش منظم رسمى ۳۵۰ هزار نفر
زير پرچم ۲۲۰ هزار نفر
نيروى هوائى ۵۲ هزار نفر
نيروى دريائى ۲۳ هزار نفر
پاسداران ۱۰۰ هزار نفر
قدس ۲۰ هزار نفر
بسيج ۲ميليون هزار نفر

ساز و برگ ۱۶۰۰ خودرو زره پوش
هواپيماى جنگى ۳۰۰ فروند
موشك ۴۰ رديف
كشتى ۳ زيردريائى
موشك شهاب ۳........

منبع= Center for Strategic and International Studies // SS Military Balance
(اگر فرصت داريد اين ها را با ساز و برگ ديگران در خليج فارس مقايسه كنيد.)
آنچه كم داريم در اين بررسى سريع ميزان فروش اسلحه از سوى روسيه و چين و ديگران است به ايران. تا شايد آنها كه بنام هزينه هاى سرسام آور نظامى ايران انقلاب كردند و آنها كه قراردادها را بى مطالعه و به سود آمريكا لغو كردند خود داورى كنند كه پول نفت چگونه هزينه مى شده و مى شود و باور كنند كه دنيا براى فروش اسلحه حرف جنگ را مى زند و قادر به جنگ نيست.

ارتش مجهز به سلاح نو... يعنى چه
-سربازان و رزمندگان آمريكا و تا حدى اروپا مجهز به آخرين ساز و برگ اند. در تعريف آنها گويند.... «مهندسان رزمنده اى كه ناگزير خود را براى كشتار هر زنده اى آماده مى سازند.» به نقل از موريس لوموون.
اين سربازان را بر صفحه تلويزيون به خصوص در عراق ديده ايد آنها مجهزند به: تفنگ هاى M14- دوربين هاى حرارتى قادر به كشف هر شيئى و موجود زنده و آدم در اختفا- قادر به پخش تصوير از شبكه ها پس مجهز به دوربين عكاسى- قادر به مشاهده تير ليزر و فاصله ياب- نتيجه آن كه يك سرباز مساوى است با يك عنصر اطلاعاتى در شبكه خبرى. «اينها را از كتاب ژنرال دنيس رايمر نقل كردم ولى تجهيزات سربازان امروزى پيش از اين ها است. معهذا اين فناورى مورد انتقاد خود فرماندهان نظامى است. آنها مى گويند بار پياده نظام سنگين است و زياده بر انفرماتيك تكيه مى شود. آنها مى گويند روحيه رزمندگى صرف و فداى محاسبات كامپيوترى شده است و بالاخره آنها مى گويند سرباز تبديل شده است به مدير يا مجرى شبكه هاى اطلاعاتى (همان منبع).

نقطه مقابل
در برابر چنين سرباز مسلح آمريكائى و اروپائى در نقطه مقابل آن چگونه سربازى وجود دارد. امروز در عراق مردم عادى و افراد رزمنده وابسته به گروه هاى جنبش هاى مردمى يا دولتى و تروريست ها و طالبان و القاعده قرار دارند، در آفريقا هم تقريباً همين ها هستند كه يا متفق آمريكا و ديگر دول بزرگ اند يا رسماً در جنگ با دولتى ها و خارجيان اند و يا قرار و مدارهاى منتهى به ترور و گروگانگيرى دارند.
سلاح سربازان دولتى ناچيزتر از آن است كه با سربازان كشورهاى پيشرفته مقايسه شوند. اما سلاح تروريست ها و ديگران از نوع عقايد بنيادگرايانه است و خوب كه بررسى كنيد مى بينيد همين ها بودند كه شوروى ها را از افغانستان پس راندند. سربازان دولتى در عراق و در افغانستان از گروه اجتماعى كارمندانى اند كه اگر سربازى نكنند محكوم به بيكارى اند و به هيچوجه قابل مقايسه با رزمندگان حماسى و غيره نيستند.
در چنين شرايط داريم يك سرباز مجهز به آخرين ابزار و فنون نظامى و داوطلب و بيمه شده و حرفه اى و يك سرباز معتقد و متعصب كه به هيچ قيدى از قيود معمول در جنگ هاى رسمى مقيد نيست و اعتقاد او به قوه اى ماوراى طبيعت بيش از اعتقادش به دستور فرمانده است.
اين نابرابرى نيروى جسمى و روحى مشكل عظيم پيروزى از سوى دول بزرگ بر مجاهدان و طالبان و القاعده شده است و در كشور ايران علاوه بر باور به شهيدپرورى و ارزش هاى نامنى از شهادت سرباز باورگرا و بنيادگرا عقب ماندگى وى از آنها كه رفت بيشتر است.
مى ماند وضع جغرافيائى كه در عراق به سود اشغالگر و در افغانستان بوارون عمل و اثر كرده و مى كند و در ايران نيز به سود ايران عمل مى كند.
پس جنگ زمينى ميان آن سربازان مجهز به ابزارهاى پيشرفته با سربازان سرزمين هاى ايران و افغان و سوريه پيروزى قطعى و قابل محاسبه اى ندارد. مگر آن كه در قحط و غلا نهادن مردم و كشتار آنها پيروزى تلقى شود.
بارى سپاهيان ممالك بزرگ دموكرات تحمل تلفات ندارند پس ادعاى تلفات صفر نكنند بهتر است وگرنه با مقاومت مردم رأى دهنده روبرو مى شوند.
جنگ موسوم به خليج كه زير نظر سازمان ملل انجام شد در سرزمينى مسطح مثل كويت و بين النهرين به كجا كشيد؟ نخست ادعا بر اين بود كه به «نظم جهانى جديد» برسند بعداً معلوم شد كه آن جنگ موسوم به خليج جز جنگ ناقص و ناتمامى نبوده و لازم است به جنگ ديگرى برسيم كه رسيدند و شاهديم آن را.
طرح مسلح ساختن اعراب از سوى آمريكا كه مسئله روز است اگر از مقوله بازاريابى است براى تأمين و ترميم بودجه ها تلاشى است صرفاً براى بهتر سرپا ماندن بعض رؤساى ممالك ولى اگر جز اين است و واقعاً مسلح مى كنند اعراب را عليه ايران و سوريه بى اثر است چون عامل روسيه را در محاسبات ندارد.
فناورى سنتى چينى ها در كار رزم آورى ها ابداً شبيه آمريكائيان و حتى روس ها و يا اروپائيان نيست. چينى ها كار نفوذى عمرانى مى كنند و با تواضع به مدد كشورها مى روند و چون زود و خوب و ارزان تمام مى كنند طرف را به تمامى تحت نفوذ قرار مى دهند و تبديل مى كنند خود را به قدرتى آرام تا روزى كه يا دعوت شوند يا ميوه رسيده به دامانشان افتد.
دنيا بى ثمر خود را در دور باطل كمك اقتصادى و مجازات اقتصادى و ميانجيگرى هاى ديپلماتيك و پروپا گاندهاى رسانه اى و مراجعات به سازمان ملل درگير كرده است. مردم جز در شرايطى كه پاى اشغال در ميان است مايل به جنگ نيستند. بنابراين بحث جنگ بدون تلفات و فناورى جديد و تسليح ديگران عليه ديگران از بيخ و بن باطل است.


پانويس:
۱-جنگ موسوم به خليج! براى نجات كويت از چنگ صدام (آگوست ۱۹۹۰ تا فوريه ۱۹۹۱) با تصويب سازمان ملل و به هزينه عربستان سعودى و كويت بود و جنگ مشهور به «توفان در صحرا» به اراده آمريكا و مؤتلفان منتهى به اشغال عراق شد.
۲-به نقل از كتاب ژان لافاى نشر ريد پاريس ۱۹۹۹.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
احزاب
ورزش
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   • 
•   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   احزاب   • 
•   ورزش   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   • 
•   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •