|
تهران داغ داغ داغ- على مستعلى زاده- تهران
توصيه هاى پليس به پيران: بميريد وگرنه كشته ميشويد
وقتى كه فقر باعث شده پيران به دست بستگان خود كشته ميشوند
آمار تكان دهنده پليس از قتلهاى تهران
دولت قصد داشت مردم نفهمند كه چه كمك ها به نيكاراگوئه ميشود اما فرنگى ها لو دادند
حزب اللهى ها در مورد كمك هاى ميلياردى به نيكارگوئه و ونزولا سكوت كرده اند
آيا احمدى نژاد دوباره رئيس جمهور ميشود
دوچرخه هاى اهدائى رئيس جمهور با پول ملت براى زنان، حالا توقيف ميشود
ايدزى ها سرگردان در خيابانها به خانه مردم ريختند
تحريك برادرها براى كشتن خواهران بدحجاب
گرما دارد پوست ميكند. سهميه بندى تبديل به عاملى براى گرانى شده است. و در عين حال به حجم دعوائى ترين شهر جهان به اندازه كافى اضافه كرده و به قول زنى كه گريه كنان در تاكسى از وضعيت ناگوار زندگى اش ميگفت معلوم نيست چرا آمريكا يا عزرائيل نميآيند و مردم را نجات نمى دهند. اين ناله و نفرينى است كه هر روز شنيده ميشود در هر جا. در اين وسط خبر پرداخت نيم ميليارد دلار[معادل پانصد ميليارد تومان] به نيكارگوئه كه دولت نمى خواست پخش شود و شد، آتشى به جانها زده كه صدايش همه جا شنيده ميشود. در مقابلش دولت وقتى روزنامه هاى داخلى از قول روزنامه نيويورك تايمز خبر اين بخشش را به گوش ملت رساندند يكى يكى توقيف شدند. حالا مردم شروع كرده اند تلفن ميكنند و نامه مينويسند به روزنامه هاى كيهان و رسالت و حزب الله و صدها روزنامه مثل اينها كه دائم باد ميكند و باطله ميشود اما باز با پول ملت منتشر مى شوند و مدام مى پرسند چرا خبرى از وام و كمك به نيكاراگوئه نيست. افشاء شدن پولهائى كه در عراق و لبنان و فلسطين و افغانستان و حالا نيكاراگوئه و ونزوئلا خرج ميشود هيجان انگيزترين خبر براى مردمى بود كه در اين گرما با گرانى وحشتناك و انواع مصائب دست به گريبان هستند. مثل اين بود كه سوزنى به آنها زدند و يا نمك بر زخمشان پاشيدند. حزب الهى هاى دانشگاه ها هم كم آورده اند چونكه بچه ها جلو آنها را مى گيرند و با صداى بلند مى پرسند شما براى نيكاراگوئه كمك جمع نمى كنى. جالب اين است كه برعكس بوسنى و موارد ديگر كه با سروصدا و تبليغات و كمك كميته امداد از مردم پول مى گرفتند و مجبور بودند به آنها تملق بگويند و كمك هاى مردمى نام بگذارند حالا يواشكى از بودجه عمومى مى دهند و مجلس را هم خبر نمى كنند و به قول نماينده تبريز نمايندگان مجلس هم عين خيالشان نيست و فقط به فكر جيب شان هستند.
در اين عرصات است كه سخنگوى دولت خاتمى آمده و با قاطعيت اعلام كرده كه سال ۱۳۸۸ احمدى نژاد رئيس جمهور نيست. اما كسى نبوده به او بگويد اگر تصور مى كنيد كه نظام هست و يكى مانند خاتمى را به جاى احمدى نژاد مى گذارد اشتباه مى كنيد. بله احمدى نژاد نيست اما به نظر مى رسد كه مرشدش هم نباشد.
حكومتى كه از يك انتقاد روزنامه اى و از فرياد دو دانشجو چنان بلرزد كه خودش را مسخره عالم كند. حكومتى كه فقط بلد باشد خدعه و ريا كند. يعنى به عراق براى التماس به امريكا و منصرف كردنش از حمله به ايران برود و جلسه كند و در جلسه هم مانند آدم مؤدب بنشيند و وقتى هم آمريكا بگويد نماينده ما خانمى است و عراقى ها به احتياط وارد جلسه نشوند اما نماينده جمهورى اسلامى با لبخند وارد شود و با آن زن هم دست بدهد. اما در روزنامه هايشان بنويسند آمريكا از ايران عذرخواهى كرد. يا ايران به التماس آمريكا جواب داد. اينها را بگويند و دلشان خوش باشد كه يك عده از مردم ساده و فريب خورده هم باور مى كنند.
دوچرخه زنان
بى نظمى حاكم بر بخش هاى مختلف دولت و حكومت به جاى خنده دارى رسيده. پارسال على ابادى كه مى گويند دست راست احمدى نژاد است و رفته به سازمان تربيت بدنى و در آنجا چنان ريقش را كشيده اند كه ناى نفس كشيدن ندارد، دستور داد كه كارخانه مونتاژ دوچرخه صدهزار دوچرخه زنانه بسازد و اسمش را هم گذاشت اهدائى احمدى نژاد به زنان سرزمينمان. قرار هم بود كه اين خريد با پول دولت روى بدنه اش نوشته شود كه اهدائى احمدى نژاد است. اما بعداً وكلا شكايت كردند كه اين كار درست نيست و آن جمله حذف شد. اما حالا دوچرخه هاى اهدائى رسيده و آماده شده و سازمان هم مسابقاتى تربيت داده و يك نفر هم لباس براى دخترها طراحى كردكه موقع دوچرخه سوارى هيچ قسمت از برجستگى هاشان پيدا نباشد. ولى در همين موقع خبر رسيد كه بخش ديگر دولت يعنى نيروى انتظامى بخشنامه اى صادر كرده كه هر جا دوچرخه زنانه ديده شود دوچرخه ضبط و صاحبش به مراجع قضائى تحويل داده شود.
اول از همه هم مركز انتظامى اصفهان كه در اين هفته با صدور اطلاعيه اى از ممنوعيت و برخورد با دوچرخه سوارى، اسكيت و اسكوتر زنان در معابر عمومى خبر داد.
از طرف ديگر مديرعامل سازمان حمل و نقل و ترافيك اعلام مى كند؛ به منظور رفاه شهروندان، تسهيلات دوچرخه سوارى و پياده روى در سطح شهر ايجاد خواهد شد، اميدوارم تا مهرماه سطح اعتماد شهروندان را نسبت به سيستم حمل و نقل عمومى افزايش دهيم و تسهيلات بيشترى را در جهت عبور و مرور ايجاد كنيم. وى همچنين انجام خط كشى و نصب گاردريل را از فعاليت هاى سازمان ترافيك در زمينه تامين ايمنى بيشتر عبور و مرور شهروندان ذكر كرد.
با سهميه بندى بنزين و آلودگى هوا در شهر هاى بزرگ از سازمان هاى مختلف شعار استفاده از دوچرخه را به عنوان وسيله حمل و نقل پاك مى شنويم. اما در عمل شاهد برخورد نيروى انتظامى با نيمى از جمعيت استفاده كننده دوچرخه در ايران هستيم.
مسعود زندى مديركل دفتر بررسى آلودگى هواى سازمان حفاظت از محيط زيست، دوچرخه سوارى را در كاهش ترافيك و آلودگى هوا بسيار موثر مى داند و به اعتماد مى گويد؛ مردم به خاطر مشكلات موجود استقبالى از دوچرخه سوارى نمى كنند، براى همين استفاده از دوچرخه در كشور ما هنوز عمومى نشده است. وى از اقدامات سازمان با همكارى شهردارى مى گويد؛ براى ترويج فرهنگ دوچرخه سوارى اقدام به برگزارى تور دوچرخه سوارى از اميرآباد تا بلوار كشاورز كرديم، اما با استقبال بسيار كمى روبه رو شديم. در حالى كه زنان نيمى از جمعيت جامعه را تشكيل مى دهند زندى راهكارهاى ترويج استفاده از دوچرخه را در ميان مردم آموزش، تبليغات و برنامه ريزى مى داند.
اميررضا واعظ آشتيانى رئيس فدراسيون دوچرخه سوارى ايران نيز مشكلات شهرسازى و نداشتن مسير براى دوچرخه سوارى را از مشكلات اساسى دوچرخه سوارى در خيابان ها مى داند و مى گويد؛ پيشنهاد داشتن لاين هاى جديد در معابر را براى دوچرخه سواران داشته ايم كه قرار است با حمايت استانداران اين طرح اجرا شود هيچ كدام از زنان نگفتند و دوچرخه هاى اهدائى رئيس جمهور حالا چندتائى اش در انبار نيروى انتظامى است و دختران هم پرونده دار شده اند.
رئيس فدراسيون دوچرخه سوارى ايران كه خودش مسابقه دختران را ترتيب داده بود از ترس سردار احمدى نژاد كه ديدنش كفاره دارد در تلويزيون ظاهر شد و گفت فدراسيون هيچ تعهدى در قبال زنانى كه در معابر دوچرخه سوارى مى كنند ندارد. ا در محيط هاى خاص دوچرخه سوارى را براى بانوان تعريف كرده ايم كه فقط زنان دوچرخه سوار حرفه اى مى توانند در آن مكان ها تمرين هاى خود را انجام دهند كه آن هم هنوز آماده نشده است اين متوليان شهرى هستند كه بايد با نگاه به پوشش زنان اين مشكل را حل كنند، چون در حال حاضر حدود هزار زن دوچرخه سوار در ايران داريم.
ايدزيهاى سرگردان
شهرى كه آبش دچار مشكل است و گازش هفته گذشته قطع شد و گرماى بى سابقه پوست مردم را كند، از جمله خبرهائى كه مى رسد اين است كه گدايانش هم ايدزى هستند. چندى قبل خبر رسيده بود كه زنى گدا به خانه مجللى در شمال شهر مراجع كرد و كمك خواست و از جمله گفت كه مى تواند كار هم بكند. خانم خانه دلش به رحم آمد و گفت كار نمى خواهد بيا تعدادى لباس دارم به تو بدهم. او هم رفت غذائى هم به او دادند و در اين زمان ناگهان از حال رفت و در حالى كه اهل خانه به رحم آمده بودند وى در دستشوئى خونريزى كرد و وقتى اهالى متوحش شدند خبر داد كه ايدز دارد و اينك خانه آنها آلوده است و بهتر است زود بچه ها را بيرون ببرند. وضعيت عجيبى در خانه آنها و حتى در آپارتمان هاى اطرافشان اتفاق افتاد. همه دست بچه ها را گرفته مى گريختند. كلانترى هم نتوانست كارى بكند. شب شد زن تنها در خانه مانده بود و ديگران با تلفن با او صحبت مى كردند تا مأموران حفاظت بهدارى رسيدند و با ماسك و روپوش. گفته مى شود در شبى كه كسى نبود و اين زن تنها بوده در خانه. دزدى هم به خانه زده است كه معلوم نيست با زن بيمار مربوط بوده يا نه. عده اى اصرار دارند كه زن بى گناه است و همانطور كه گفته تصور كرده صدائى كه مى آيد متعلق به اهل خانه است كه دارند چيزى را مى برند. عده اى ديگر او را همدست ميدانند.
گفته ميشود كه عين همين واقعه در يكى از شهرك هاى شمال رخ داده و زنى به عنوان آماده به كار به خانه اى رفته و شبيه همين داستان تكرار شده و مأموران پليس هم به صاحبخانه گفته اند كارى نمى توانند بكنند. خودشان رضايت بيمار را فراهم كنند.
در اين ميان معاون امور اجتماعى سازمان بهزيستى، آمد درتلويزيون شبكه اول و از اعلام آمادگى اين سازمان جهت نگهدارى متكديان ايدزى خبر داد. محمدى گفت: «براساس مصوبه شوراى اجتماعى وزارت كشور، سازمان بهزيستى، مسئوليت نگهدارى موقت، شناسايى و تعيين تكليف متكديان را بر عهده دارد اما در اين مصوبه اشاره اى به متكديان ايدزى نشده است، با اين حال بنا داريم در جهت سامان دهى اين قشر، نگهدارى متكديان مذكور را نيز بپذيريم ولى سه شرط داريم:
معاونت اجتماعى وزارت كشور يا شوراى عالى رفاه مجوز قانونى لازم براى نگهدارى اين قشر را صادر كند و دراين مجوز، بهزيستى را مسوول اين امر عنوان كند. بايد اعتبار لازم براى نگهدارى اين افراد در اختيار بهزيستى قرار گيرد، همچنين دستگاه هاى متولى نيز بايد مكلف به همكارى با بهزيستى در اين امر شوند.
به اين ترتيب معلوم شد كه بهزيستى هم كارى شبيه به همان زن ايدزى ميكند و گروگان ميگيرد و شرط تعيين مى كند. اعتبار و پول مى گيرد تا بعد ببينيم چه ميشود.
با غيرتها
اين پوسترى است كه در خيابانها زده اند تا پدران و برادران را به جان دخترها بيندازند كه مبادا نوك مويشان پيدا شود. دولت مهرورز احمدى نژاد كارى دارد ميكند. بعد هر روز خبر ميرسد برادر غيرتى خواهرش را كشته است، دادگاه تشكيل مى شود و موقع محاكمه برادر سينه جلوداده پيش ميرود. در زندان هم احترامش بيشتر از بقيه است. اين وسط ها آزادى هم به اندازه كافى دارد و بعد هم معمولاً به حبس كوتاهى محكوم ميشود چون صاحب دم مى رود و رضايت مى دهد و ديه اى صورى تعيين مى كند كه قاتل بايد به مادر يا پدر خودش بدهد كه از او نمى گيرند.
چندى پيش يكى از آشنايان از يكى از سرداران كه به نان و آب مفصلى رسيده و در عين حال هر ماه هم به خاطر كارى كه معلوم نيست چيست به مالزى يا دوبى مى رود، پرسيده بود كه شما در آنجا سرى به فواحش ميزنيد و تعريفش را مى كنيد. اين موضوع با غيرت ربطى دارد يا نه. سردار جواب داده بود نه. چرا غيرت. من يك تكليف هاى شرعى دارم به جا مى آورم غيرت ديگر چيه. طرف پرسيده بود كه مگر آن كه مى آيد و براى پول بغل شما ميخوابد برادر ندارد و برادرش غيرت ندارد. سردار خونش به جوش آمده و با صداى بلند نشان داده بود كه وى حق ندارد خيلى مسائل را بپرسد و به مسائل ناموسى وى نزديك شود.
در هفته هاى گذشته اين پوستر در خيابانهاى نارمك و صادقيه و پونك ديده شد. و در پونك حادثه هم ساخت، چونكه چند تن در حال رنگ پاشيدن و شعار نوشتن بر روى آن دستگير شدند.
وضعيت بهداشت و بيمارستانها
هفته گذشته سروصدائى راه انداختند كه بله وزارت علوم و وزارت بهداشت بهترين وزارت خانه ها شناخته شده اند. همين باعث شد كه عده اى به صرافت افتادند كه چرا اينطورست و رفتند و گزارش ها را نگاه كردند و از جمله ديدند كه سازمان بهداشت جهانى رتبه ايران را چهارتا پائين برده و در حد كشورهاى آفريقائى گذاشته چرا كه بهداشت و درمان از مقوله هائى است كه به صورت مستقيم با زندگى ومرگ افراد ارتباط دارد و كوتاهى در هر يك از اين دو مقوله امكان مرگ هاى ناخواسته بسيارى را بوجود مى آورد. اين مسأله با برخى كج سليقگى ها و ضعف مديريت ها طى ماه هاى اخير تشديد پيدا كرده است آن چنان كه طى يكى دوسال گذشته هر چند روز يك بار شايعه شيوع يك بيمارى در برخى نقاط كشور در سطح جامعه پخش مى شود و حتى به رسانه ها وپس از آن صحن علنى مجلس مى كشد و هنوز اين شايعه به صورت كامل تكذيب يا تائيد نشده خبر ظهور بيمارى جديدى در سطح جامعه پخش مى شود. اين مسأله عاملى شده تا از يك سو طى ماه هاى گذشته از عمر دولت نهم هر روز شاهد ابراز نارضايتى قشر جديدى از جامعه نسبت به وضعيت بهداشتى كشور بوده و از سوى ديگر مباحث مرتبط با بهداشت ودرمان يكى از بحث هاى اصلى نمايندگان به هنگام مواجه شدن با خبرنگاران باشد.
در يكى از جديدترين اظهارنظرها در اين باره على باغبانيان، عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس گفت: واقعيت اين است كه مردم و پزشكان از تعرفه هاى پزشكى، رضايت ندارند. وزارت بهداشت از مديريت قوى و توانمند در اجراى تعرفه ها و سرانه درمان واقعى برخوردار نيست و همين مسأله سبب شده تا وضعيت درمان مردم، روز به روز وخيم تر شود.
اين عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس، عدم تعهد دولت به اجراى برنامه چهارم توسعه را مورد تأكيد قرار داد و گفت: براساس برنامه چهارم، سهم مردم از پرداخت هزينه هاى درمانى بايد به ۳۰ درصد برسد كه متأسفانه اين وضعيت حالت معكوس به خود گرفته و در حال افزايش سهم پرداختى مردم هستيم و تازه هر روز هم سروصداى خدمات دولت به آسمانها ميرود. هر روز هم سر مردم منت مى گذارند اما در عمل هيچ اتفاقى نمى افتد كه هيچ بلكه هر روز وضع بدتر ميشود.
صف هاى طولانى براى بسترى شدن، توزيع نامناسب پزشكان متخصص در كشور، كمبود تخت بيمارستانى، ويزيت گران پزشكان و... ، از جمله مواردى است كه مردم با آنها دست و پنجه نرم مى كنند.
در حالى كه اغلب مردم تحت پوشش سازمان هاى بيمه گر بوده و داراى دفترچه بيمه هستند، اما مجبورند درصد بالايى از هزينه هاى درمان را از جيب خود پرداخت كنند. وى گفت: بنا بود تا پايان برنامه ۴ توسعه، سهم مردم در پرداخت هزينه درمان به ۳۰ درصد برسد، اما متاسفانه با گذشت ۳ سال از اين برنامه نه تنها سهم مردم كاهش پيدا نكرده، بلكه به ۶۰ الى ۸۰ درصد رسيده است
در يك گزارش آمده در حال حاضر اغلب جمعيت كشور دفترچه بيمه درمان در اختيار دارند، اما بايد بابت درمان هزينه هاى بالايى پرداخت كنند و به طور حتم اين امر حركت به سمت عدالت نيست تنها كارى كه دفترچه ها ميكنند اين است كه حقوق مديران تامين اجتماعى بيشتر و تشريفات بزرگتر و خريدها وسيع تر ميشود اما مردم هيچ تغييرى نمى بينند سهل است روز به روز حسرت قبل را هم مى خورند.
روزنامه هاى خود دولت از قول يك عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس نوشته اند: گران شدن هزينه هاى درمان باعث شده تا فشار مالى سنگينى بر مردم وارد شود و اين در حالى است كه به اصطلاح تحت پوشش بيمه قرار دارند، اما خدمتى دريافت نمى كنند.
يك عضو ديگر كميسيون بهداشت و درمان مجلس كه او هم به دليل نزديكى انتخابات مجلس و احتياج به رأى مردم به صدا درآمده و طرفدار مردم شده در واكنش به عدم استقبال بخش خصوصى از آئين نامه طرح واگذارى احداث بيمارستانها دليل آن را، وضعيت بيمارستان هاى دولتى دانسته وگفت: نحوه اداره و وضعيت بيمارستانهائى كه از حمايت هاى دولتى برخوردارند، خود گواه اين واقعيت است كه بخش خصوصى از احداث بيمارستان استقبال نخواهد كرد. بيمارستانهاى دولتى ورشكسته اند و به دليل رشوه و فساد حاكم در دستگاه دولت بخش خصوصى جرأت احداث بيمارستان را ندارد.
خانم دكتر مينو محرز تنها كسى كه در سالهاى اخير روى ايدز كار جدى كرده و خدمات بزرگى به بيماران انجام داده هفته گذشته گفته است چون هپاتيت C واكسن ندارد، متأسفانه شيوع آن در حال افزايش است. متأسفانه اين وضعيت، در بين معتادان تزريقى كه از سرنگ هاى آلوده استفاده مى كنند، بيشتر شيوع دارد.
اين مطالب در حالى عنوان مى شود كه وزارت بهداشت بابت پرونده هاى بيماران تصادفى تشكيل شده در سازمان تامين اجتماعى در سال هاى ۸۴ و ،۸۵ چهار ميليارد تومان به اين سازمان بدهكار است و در نتيجه سخنش ديگر خريدارى ندارد. از طرفى چون سازمان بيمه ها پول هاى هنگفت دارد بر سرش بين دستگاه هاى دولتى و اطراف رئيس جمهور دعواست مردى را كه احمدى نژاد گذاشته بود وزير بهزيستى منصوب هيأت مؤتلفه برداشت و داد به يكى ديگر از اعضاى هيأت مؤتلفه اسلامى كه مشغول چاپيدن مردم است از هر طريقى به خصوص از طريق صدقه ها و امداد.
در همين حال مديركل برنامه ريزى بيمه هاى درمانى آمد در تلويزيون و گفت تكليف افرادى كه پس از تصادفات جاده اى به بيمارستان هاى خصوصى فرستاده مى شوند، مشخص نيست، چراكه ساز و كار تأمين منابع مالى آن بين وزارت بهداشت و بيمارستان هاى خصوصى تعريف نشده است. بنابراين بيمارستان خصوصى مجبور مى شود، هزينه هاى درمانى را يا از بيمار بگيرد و يا مجبور مى شوند بيمار را پذيرش نكنند.
مردمى كه به اين برنامه تلفن كرده بودند گفتند پس هنر دولت چيست اين كه شد همان حرف ما كه شما به صورت شيك بيانش مى كنيد.
وى ادامه داد: هزينه لوازم درمان مصرفى مصدومان جاده حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومان است كه بيمارستان ها اين هزينه را تقبل نمى كنند، در حالى كه اعتبارات تمامى اين موارد لحاظ شده است. از طرف ديگر بيمارستان هاى امدادى از برخى تجهيزات پيشرفته بيمارستانى بى بهره هستند كه بيمار باز هم مجبور مى شود، هزينه اعمالى چون CTscan و... را يا از جيب بپردازد و يا از دفترچه بيمه اى خود استفاده كند.
امنيت جامعه
تا بگوئى امنيت جامعه سروكله فرمانده نيروى انتظامى پيدا مى شود كه دهانش بوى خشونت مى دهد و صورتش حكم مى كند كه دندانش را نشسته و اخم هاش حاكى است كه صبح با زنش دعوا كرده است. باجناق رئيس جمهور هر شب در تلويزيون است و از مبارزه با جوانان و اراذل و اوباش حرف مى زند ولى هيچ حرفى درباره امنيت واقعى شهرها نيست. در حالى كه روزنامه ها مى نويسند قتل خاموش چهار زن تنها در تهران كه در كمتر از يك ماه كه همه قربانى توطئه هاى شوم شده اند، زنگ خطرى دوباره را براى مردان و زنانى به صدا در آورد كه به تنهايى زندگى مى كنند. ديگر كسى جرأت ندارد بستگانش را تنها بگذارد.
روزنامه نوشته اينكه خطر در كمين زنان و مردان تنها در هر سن و سالى است بركسى پوشيده نيست اما پليس ميگويد با گذرى بر سرنوشت هاى اين قربانيان مشخص مى شود كه همگى ناشى از سهل انگارى خود آنان است.
در اداره جنايى پايتخت و حتى ديگر شهرها پرونده هائى در قفسه هاى بن بست جاى گرفته اند كه در آن زنان يا مردان چه در سنين جوانى يا سالخوردگى در خلوت و تنهائى خود به قتل رسيده اند و هيچ سرنخى از عاملان اين جنايت جداگانه و غير پيوسته دردست نيست.
مقامات قضائى و پليسى با وجود اينكه در جست و جوهاى تخصصى موفق به رازگشايى برخى از اينگونه پرونده ها و شناسايى قاتلان مى شوند اما همگى اذعان دارند بى توجهى زنان و مردان به توصيه هاى كارشناسانه باعث اصلى به وجود آمدن چنين حوادث تلخى مى شوند.
اما چرا چنين كوتاهى هائى رخ مى دهد و قربانيان خشونت در تنهائى با آگاهى و علم از خطرات اطراف خود با بى توجهى خود را به دست سرنوشت مى سپارند؟
متخصص پليس مى گويد وى ديگر روش فرار از تنهائى در نزد مردان و زنان تنها خصوصاً سالخوردگان را دلبستگى به بستگان خود حتى غير از پسران و دخترانشان مى داند كه آنان نيز خطرزا مى شوند و اين قشر را به كام مرگ مى كشانند.
قتل مادرى مهربان ساعت ۱۵ و ۳۰ دقيقه ظهر پنج شنبه سوم خردادماه سال جارى، زنى جوان با صداى لرزانى اپراتور پليس ۱۱۰ را در جريان قتل مادر تنهايش در مجتمع گل هاى بلوار شهردارى شهرك غرب قرار داد.
وقتى مأموران در جستجوى خانه اين زن كه خديجه آريايى پور معروف به شكوه بود برآمدند پى بردند به اين خانه دستبرد زده شده است و جسد مثله شده زن نيكوكار را در حالى كه داخل چمدانى جاسازى شده و در انبارى پنهان بود، پيدا كردند.
۱۴ روز طول كشيد تا گره اين معماى پليسى باز شود و مشخص شد مرد ۲۸ ساله اى كه در زمان اشتغال در اداره اى با شكوه آشنا شده و نظافت خانه وى را برعهده داشته دست به اين جنايت دست زده است تا با سرقت اثاثيه و پول هاى زن تنها، سر و سامانى به زندگى آشفته خود بدهد.
قاتل شكوه در بازجوئى ها از مهربانى هاى وى گفت و اينكه اعتماد خاصى به وى داشت تا جائى كه همه اثاثيه خانه در اختيار قاتل بوده است و هر وقت به آن خانه مى رفته، زن نيكوكار از وى پذيرائى مى كرده است.
در سوى ديگر اين پرونده، پليس وقتى از همسايه ها، مدير مجتمع گل ها و حتى دختر شكوه پرسيد كه نظافتچى خانه را مى شناختند در برابر حيرت و ابهام آنان قرار گرفت و اگر سرنخ هائى از تردد يك پيكان با دو سرنشين به دست تيم تحقيق نمى افتاد شايد قاتل شناسايى نمى شد.
فرمانده پليس معتقد است كه نظافتچى جنايتكار نيز در بازجوئى ها اعتراف كرد با آگاهى از اينكه هيچكس از بستگان شكوه او را نمى شناسد و اطلاعى از وجود يك نظافتچى ندارد، بيشتر تحريك شده است تا دست به جنايت بزند.
در اينجا واقعاً بايد چه گفت؟! نه اينكه اگر زن نيكوكار وجود يك نظافتچى يا حتى ميهمان را به دخترش يا مدير ساختمان اطلاع مى داد و يا اينكه با كسى رفت و آمد نمى كرد. با كسى همصحبت نمى شد يك اهرم جلو دارنده اى از وقوع قتل بود؟!
سرهنگ خوئينى معاون سابق جرايم جنايى پليس آگاهى تهران با ابراز تاسف از وقوع چنين جناياتى كه تعدادشان رو به افزايش است، مى گويد: «پرونده هاى مشابه زيادى در اين شاخه جنايى وجود دارد كه همگى مى توانسته اند رخ ندهند چون قربانيان بايستى هوشيارى به خرج مى دادند.»
وى مى افزايد: «ورود هر كسى آشنا يا غير آشنا به خانه تنهايى يك مرد يا زن چه جوان يا سالخورده بايستى بر طبق يك اصول حساب شده صورت بگيرد، با توجه به اينكه چنين اقشارى با كشيدن حصارى غريب به دور خود همه امورات خود را از ديگران و حتى از نزديك ترين اعضاى فاميل پنهان نگه مى دارند در واقع فضاى مناسبى به وجود مى آورند تا به راحتى گرفتار اقدامات مجرمانه ديگران شوند.
به بخش ديگر از گفته ها توجه كنيد در بسيارى از موارد اين چنينى اقشار تنها زيست از آشنايان و فاميل ضربه مى خورند، متاسفانه امروزه در برخى از افراد جامعه، عشق و عاطفه جاى خود را به خشونت داده است به طورى كه گاهى به خاطر به دست آوردن پول حاضر مى شوند آدم بكشند.
آمار قتل افراد تنها رو به افزايش است، بيشتر زنان و مردان تنها يا به دست يكى از بستگان درجه يك خود و يا به دست افراد بيگانه پرونده زندگيشان براى هميشه بسته مى شود.»
صفر خاكى، داديار جنايى تهران پس از مطالعه بسيارى از پرونده هاى اين چنينى اعتقاد دارد حدود ۳۰ درصد از قتل هاى زنان و مردان سالخورده كه تنها زيست هستند خانوادگى است و در آن نوه هاى ناخلف كه با مشكلات مالى زيادى دست و پنجه نرم مى كنند، به خاطر سرقت، پدر بزرگ ها يا مادربزرگ هاى خود را هدف قرار مى دهند و تن به زشتى و عذاب وجدان جان سوزى مى دهند. پديده اى ناياب در ميان ايرانى ها.
در بررسى هاى آمارى پسران بيشتر از دختران دست به اقدامات جنايتكارانه مى زنند اما نبايد ماجراى پرونده جنجالى دل آرا، را فراموش كنيم، دختر جوانى كه در شهرستان رشت فقط به خاطر تهيه مخارج ازدواج پنهانى با پسر مورد علاقه اش، همراه او به خانه عمه تنهايش رفت و او را به قتل رساند.
آيا عمه دل آراء مى دانست برادرزاده اش از فرط استيصال و فقر چهره ابليس گونه اى خواهد گرفت و با سنگ دلى، پسر مورد علاقه اش را در قتل وى همراهى خواهد كرد.
آشنايى در پارك
يك زن سالخورده و تنها در بومهن به قتل رسيد و عاملان جنايت كه زوج جوانى بودند پس از اجراى نقشه هولناك خود دست به سرقت زدند.
وقتى زن و شوهر جوان بازداشت شدند، كارآگاهان پى بردند زن تنها در پارك با زن ناراحتى روبرو شده است در كنار او نشسته و سر صحبت را با اين هم جنس به ظاهر بى خطر باز كرده است. زن جوان در اعترافاتش گفت: وقتى پاى حرف هاى دل من نشست و ديد به خاطر فقر در تنگنا هستيم و از دست شوهرم ناراحتم به دلدارى ام پرداخت و با گفتن اينكه او زن تنهايى است خواست به خانه اش بروم تا هم صحبت او و پرستار خانگى اش باشم، وقتى نزدش رفتم ديدم پول و طلا دارد به شوهرم گفتم و تحت فشارهاى او پذيرفتم با همديگر دست به اين قتل بزنيم. والله ما قاتل نبوديم فقر ما را به اينجا كشاند.
اما پليس كه مواظب امنيت است چه توصيه اى ميكند اين جالب است. فرمانده آگاهى در تلويزيون به خانم ها و آقايان تنها توصيه كرد كه كسى را براى مواظبت نياورند. پرستار نگيرند. كسى را نخواهند كه خانه شان را نظافت كند.
از طرف ديگر آقاى قرائتى هم در تلويريون ميگويد در ميان مسلمانان مهر و محبت هست. اين خانه هاى سالمندان را شاه باب كرد تا مردم از هم جدا باشند. اما بحمدالله در جمهورى اسلام اين خانه ها تعطيل شد. به اين ترتيب معلوم كنيد كه در جمهورى اسلام مردم پير چه كنند.
پول ها و جواهرات را در اختيارشان قرار داده و خيلى زود فضاى تحريك اين خدمتكاران كه همگى از ندارى و فقر در رنج هستند را به وجود مى آورند و اين به معناى وقوع يك جنايت است.
اين بازپرس ويژه قتل عدم توجه فرزندان و آشنايان نزديك زنان و مردان سالخورده بر نظارت در رفت و آمدهاى آنان و شناخت كامل به پرستاران خانگى را يكى ديگر از دلايل تأثير گذار در اين گونه جنايات مى داند و مى گويد: «وقتى قرار است پرستارى استخدام شود بايد مراقبت هاى لازم به وجود آيد، اطمينان يافتن از صحت و درستى شركت هاى خدماتى و بررسى مجوزهاى قانونى اين شركت ها، در اختيار داشتن مدارك هويتى كامل و بررسى شخصيت واقعى پرستار خانگى و سركشى مرتب به زندگى پدران و مادران سالخورده، راه هائى هستند كه از وقوع حوادثى غير قابل جبران جلوگيرى مى كنند.
حتى با مراقبت هائى كه در چگونگى دوست يابى مردان و زنان سالخورده، استخدام همدم يا پرستارخانگى از جنس مرد و زن نمى توان اطمينان داشت هيچ خطرى آنان را در نظر گرفتن هوشيارى هاى كامل از سوى خود قربانيان و اطرافيانش، تهديد نمى كند.
هيچ مرد و زنى جوان يا سالخورده اى وجود ندارد كه اگر برادر، برادرزاده، نوه يا هر آشنا و فاميل زنگ خانه اش را به صدا در آورد حتى اگر آنها مقدارى بزهكار يا معتاد باشند در را به رويشان باز نكنند.
دكتر على رستمى در خصوص قتل زنان و مردان تنها مى گويد: پژوهش ها نشان مى دهد كه خشونت خانگى پيچيده تر از خشونت عليه افراد بيگانه است. شدت و جدى بودن خشونت خانگى امرى واضح است اما تعيين گستردگى آن مشكل است زيرا نه تنها درباره تعريف آن توافق وجود ندارد بلكه بيشتر قربانيان اين خشونت ها قادر به گزارش كردن آنها نيستند.
خشونت خانگى اغلب به عنوان تهاجم جسمى درون خانواده تعريف مى شود كه شامل آزار جسمى والدين سالمند و تنهاست، اما بررسى دقيق نشان مى دهد كه زنان و مردان تنها به دليل سوءاستفاده مالى از آنان قربانى مى شوند و خشونت خانگى رفتارى است كه از نظر تاريخى به عنوان يك جرم جدى خشونت آميز تلقى مى شود.
يك خبرنگار جنايى با سال ها تجربه مى گويد: هر وقت گزارشى از قتل پير زن يا پير مردى مى شنويم در همان لحظه نخست نوه اش را مقصر مى دانيم، اين علم غيب نيست نتيجه سال ها تجربه در اين زمينه است و جالب اينكه پليس نيز همين مسير را براى شناسايى قاتل پيش مى برد اگر نوه اعتراف نكرد و بى گناه شد سراغ پسران معتاد يا بزهكار فاميل مى روند و در آخرين اقدام به بررسى رفت و آمدهاى افراد غريبه در نقش خدمتكار به آن خانه مى شوند و...
پاتوق هاى جنايت
قاضى حسينى كه مدتى در دادسراى امور جنايى تهران كشيك ويژه قتل بود نيز اعتقاد كارشناسانه اى در اين خصوص دارد، او مى گويد: متاسفانه امروزه زنان و مردانى كه به تنهائى زندگى مى كنند و هنگام خطر به تنهايى قادر به دفاع از خود نيستند، بيشتر در معرض خطر هستند.
بررسى قتل زنان و مردانى كه به تنهايى زندگى مى كردند نشان مى دهد بسيارى از آنان خانه هايشان را پاتوق دوستان ناباب خود قرار داده سپس توسط يكى از دوستانشان به قتل مى رسند، معمولاً در اكثر اين پرونده ها سوء استفاده مالى و انگيزه سرقت مطرح است.
وى ادامه مى دهد: «به عنوان نمونه در يكى از پرونده هائى كه قتل مرد تنها مطرح بود، وى خانه اش را پاتوق دوستانش كرده بود. هر شب افرادى در خانه اش جمع مى شوند و بساط عيش و نوش فراهم مى كردند. در اين برنامه هاى شبانه، يكى از دوستان مرد تنها نقشه شومى براى به دست آوردن پول و اشياى قيمتى وى مى كشد و سرانجام بعد از قتل دوست تنهايش، پول و اشياى قيمتى وى را سرقت مى كند و يا در جاى ديگرى زن تنهايى كه خانه اش را مركز فساد كرده بود يك روز در تير رس نقشه شوم يكى از دوستانش قرار گرفت و او هم به شيوه مرد تنها به قتل رسيد و... »
داديار خاكى نيز مى گويد: «به عقيده من در اين پرونده ها مردان و زنانى كه به تنهايى زندگى مى كنند بايد نسبت به انتخاب دوستانشان دقت بيشترى به عمل آورند و اگر مورد مشكوكى ديدند فوراً به پليس اطلاع دهند. اينگونه افراد بايد از نگه دارى پول نقد و اشياى قيمتى در خانه هايشان خوددارى كنند تا كمتر مورد سوء قصد قرار گيرند.»
وى ادامه مى دهد: «قتل زنان و مردان تنها زيست متاسفانه در يك شاخه خلاصه نمى شود، شرايط سن و سال، وضعيت مالى و رفتارهاى اخلاقى آنان در شكل وقوع جنايات تأثير گذار است و در اينگونه جنايات به موارد خاصى برخورد مى كنيم كه با كمى هوشيارى مى توان از وقوع آن جلوگيرى كرد.
اينكه در برابر قتل اين اقشار تقريباً فراموش شده اجتماعى چه بايد كرد خيلى مهم است، آگاهى سازى در صدا و سيما و مطبوعات مى تواند درصد زيادى از شرايط جنايت را كاهش دهد و به صرف اينكه قربانيان اينگونه جنايات به خاطر اعتماد به بستگانشان آنان را به خانه هايشان راه مى دهند نمى توان به سادگى از پيامد سهل انگارى ديگران گذشت.»
قاضى عزيز محمدى، رئيس شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران نيز مى گويد: «در اكثر قتل ها مردان و زنان تنها، گاهى رازهاى زندگى شان به خصوص در زمينه هاى مالى را نزد بستگان و آشنايان فاش مى كنند و نمى دانند همين خطرناك خواهد بود. راه دادن جوانانى كه شخصيت مجرمانه و بيشتر اعتياد دارند به تنهايى خود يك خطر بزرگ است، در سوى ديگر به زنان تنها و جوان بر مى خوريم كه هميشه در يك قدمى خطر هستند و بايد نه تنها خودشان مراقب رفت و آمدهايشان باشند، بلكه اعضاى خانواده آنان نيز هميشه خطر را در يك قدمى اينگونه اقشار جامعه كه دل شكسته نيز هستند، احساس كنند و بيشتر مراقب آنان باشند.»
قتل ها ادامه دارد
با وجود هشدارهاى زيادى كه از سوى رسانه ها مطرح مى شود بارها شاهد هستيم قتل هائى از اين جنس ادامه دارد به طورى كه در كمتر از ۶ ماه چهار زن سال خورده به قتل رسيده اند.
در زمستان سال ۸۵ دو زن كه يكى نابينا و ديگرى همدم او بود در حوالى بزرگراه نواب به قتل رسيدند و هنوز هيچ سرنخى از آن دو جنايت به دست نيامده است.
روز ۲۷ ارديبهشت ماه سال جارى نيز در غرب تهران و در خيابان جيحون زن ۸۰ ساله تنهايى به خاطر سرقت از خانه اش به قتل رسيد و هيچ سرنخى از قاتلان او در دست نيست.
اين قتل ها خاتمه راه نيست چون قتل پشت ديوار تنهايى نيازى به نقشه پيچيده ندارد، قربانيان همگى در شرايط ضعف ناشى از ناتوانى جسمى، انحرافات اخلاقى و اعتماد به هم پاتوقى هائى قرار داشته اند و اين نقطه ضعف ها براى قتل آنها كافى است.
مردان و زنان تنها، بايد در انتخاب دوستان و اعتماد به اطرافيان خود خيلى دقت كنند و خود را در دام هاى شوم اين آشنايان جنايتكار گرفتار نكنند.
|