|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اعدام، مجازات مردى كه از تجاوز به دو خواهر فيلمبردارى كرد
قضات دادگاه كيفرى استان تهران، حكم اعدام مردى را كه پس از تجاوز به دو خواهر از آنها فيلمبردارى و در سطح شهر توزيع كرده بود صادر كردند.
به گزارش رسيده اواخر سال گذشته مأموران اطلاعات شهرستان كرج باخبر شدند سى دى هاى مستهجنى كه حاوى صحنه هاى تجاوز به دو دختر جوان است در سطح شهر توزيع شده است.
با به دست آمدن اين سى دى ها تحقيقات پليسى براى شناسايى عامل توزيع آنها آغاز شد. در اولين گام مأموران موفق شدند دو دختر جوانى را كه مورد تجاوز قرار گرفته بودند شناسايى كنند.
در اين مرحله مشخص شد دو قربانى با هم خواهر هستند و در اطراف كرج زندگى مى كنند. بنابراين دو خواهر جوان احضار شدند و مورد بازجوئى قرار گرفتند.
آنها گفتند: چند ماه قبل توسط مردى كه در خيابان با او آشنا شده بوديم اغفال شديم. آن مرد يك روز ما را به خانه اى كشاند و هر دوى ما را مورد تجاوز قرار داد. ما نمى دانستيم او دوربينى در خانه كار گذاشته و از ما فيلمبردارى مى كند. به همين خاطر وقتى موفق شديم با زحمت زياد خودمان را از دست وى رهايى دهيم و به خانه بياييم ديگر شكايت نكرديم.
دو خواهر افزودند: خيلى به اين حادثه فكر كرديم، اما از ترس آبرو و اينكه مبادا اعضاى خانواده از اين ماجرا باخبر شوند، تصميم گرفتيم سكوت كنيم. تا اينكه مدتى بعد، مرد متجاوز يك بار ديگر با ما تماس گرفت و گفت: از آن صحنه ها فيلمبردارى كرده و اگر پولى كه مى خواهد به او ندهيم، فيلم را توزيع خواهد كرد. اول به اين حرف وى توجهى نكرديم. ما فكر مى كرديم كه او دروغ مى گويد. اما وقتى يكى از سى دى ها را براى خودمان فرستاد حرفش را باور كرديم. مبلغى كه خواسته بود با سختى زياد آماده كرديم و برايش فرستاديم، اما بعد از چند ماه دوباره تماس گرفت و باز هم تقاضاى پول كرد، اما فراهم كردن آن مبلغ براى ما غيرممكن بود، ضمن اينكه ما منبع درآمدى نداشتيم، از سويى اگر پول را نمى داديم آبروى مان را مى برد، در نهايت يكبار ديگر پول را تهيه كرديم. فكر مى كرديم آخرين بار است ولى بعد از مدتى آن مرد دوباره به سراغ ما آمد و تقاضاى پول كرد.
دو خواهر در ادامه گفتند: بعد از مدتى متوجه شديم سى دى تجاوز به ما در سطح شهر پخش شده است. سپس مرد جنايتكار، سى دى را در چند نسخه براى همه اعضاى خانواده ما هم فرستاد. در ادامه تحقيقات با همكارى دو خواهر مأموران موفق شدند مردى را كه اقدام به تجاوز كرده بود شناسايى و او را در خانه اش دستگير كنند.
مرد جوان در بازجوئى ها به جرم خود اعتراف كرد وگفت: براى اينكه بتوانم پول به دست آورم و دو خواهر را ساكت كنم تا از من شكايت نكنند سى دى را تهيه كردم. با تكميل پرونده و ارسال آن به شعبه ۸۰ دادگاه كيفرى استان تهران مستقر در كرج متهم تحت محاكمه قرار گرفت، اما اين بار در دادگاه منكر تجاوز به دو خواهر شد و صحنه هاى ضبط شده در فيلم را رد كرد.
با توجه به مدارك موجود در پرونده و دلايل بسيارى كه وجود داشت قاضى مرد متجاوز را مجرم شناخت و وى را به خاطر تجاوز به عنف به اعدام محكوم كرد. اين حكم با اعتراض متهم براى بررسى مجدد به ديوان عالى كشور فرستاده شد.
|
|
|
|
|
انتقام جويى دست پسر جوان را به خون خانواده اش آلوده كرد
قتل دلخراش سه عضو يك خانواده در محله مارالان تبريز
در حالى كه فقط شش روز از اعدام سه قاتل تبريزى در ملاء عام و در برابر اهالى منطقه مارالان مى گذشت، اجساد سه عضو يك خانواده كه در منزل مسكونى شان در همين محله از پاى درآمده اند، كشف شد.
به گزارش رسيده، پليس تبريز هم اكنون در جست وجوى قاتل يا قاتلان اين سه عضو خانواده تبريزى است كه در خيابان آزادى اين شهر واقع در محله مارالان سكونت داشتند.
كشف اجساد
ظهر روز پنجشنبه گذشته مأموران پليس تبريز اخبارى را دريافت كردند كه از وقوع حادثه اى شوم در يك منزل مسكونى واقع در حوالى چهارراه آبرسان در خيابان آزادى حكايت داشت. به همين خاطر تيمى از مأموران براى بررسى موضوع راهى خانه مورد نظر شدند و در حالى كه هيچ كس در را به روى آنها نگشود با كسب مجوز قضائى پس از شكستن قفل در ورودى وارد اين منزل مسكونى شدند. بوى تعفن و سكوت سنگين حاكم بر خانه ترس از وقوع جنايتى هولناك در اين منزل مسكونى را بيشتر كرد و مأموران كه مى دانستند بايد خود را براى مواجهه با هر صحنه فجيعى آماده كنند شروع به جست وجود در منزل كردند. اين جست وجوها لحظاتى بعد با كشف سه جسد پايان يافت. اجساد متعلق به مردى۶۵ ساله به نام مجيد، همسرش رقيه و دختر شش ساله اين زن و شوهر به نام لادن بود و لكه هاى خون و آثار جراحت روى پيكر قربانيان نشان مى داد آنان به طرز بى رحمانه اى از پاى درآمده اند.
دقايقى بعد بازپرس ويژه قتل تبريز كه از طريق مأموران نيروى انتظامى در جريان كشف اجساد قرار گرفته بود به همراه تيمى از كارآگاهان پليس آگاهى، پزشكى قانونى و تشخيص هويت به قتلگاه رفتند تا تحقيقات جامعى را پيرامون اين جنايت تكان دهنده آغاز كنند.
بررسى هاى اوليه
بررسى هاى اوليه نشان داد در زمان كشف جسد حداقل سه روز از مرگ قربانيان مى گذشته و آنها به احتمال زياد روز سه شنبه هفته گذشته از پاى درآمده اند.
از سويى تعداد ضربات وارد شده به پيكر قربانيان و كشتن دختر خردسال مجيد و رقيه نشان دهنده خشم و كينه عامل يا عاملان جنايت از اين خانواده سه نفرى بود. در اين ميان كارآگاهان به شواهدى كه به ورود به زور جانى يا جانيان به قتلگاه و وقوع سرقت دلالت داشته باشد دست نيافتند و فرضيه ارتكاب جنايت با انگيزه هاى شخصى و انتقام جويانه را قوى ترين احتمال موجود تشخيص دادند.
پس از آنكه بازرسى از صحنه جنايت و نمونه بردارى هاى مقدماتى به پايان رسيد به دستور بازپرس پرونده اجساد داخل كاورهاى مخصوص سازمان پزشكى قانونى جاى گرفت تا پزشكان متخصص با انجام كالبدشكافى و آزمايش هاى لازم براى دست يافتن به زواياى پنهان اين جنايت و افشاى علت، نحوه و زمان دقيق مرگ سه مقتول به پليس كمك كنند.
زندگى خصوصى
ديگر اقدامى كه به عنوان امرى ضرورى در دستور كار پليس جنايى قرار گرفت پى بردن به نكاتى درباره زندگى خصوصى زن و شوهر به قتل رسيده بود. كارآگاهان اميدوار بودند با كاوش در زندگى مقتولان به سرنخ هائى دست يابند كه آنان را به سوى شناسايى عامل يا عاملان جنايت راهنمايى كند.
در اين مرحله از تحقيقات مشخص شد رقيه همسر دوم مجيد بوده و اين مرد ۸ سال پيش پس از فوت همسر اولش در حالى كه يك پسر و دو دختر داشته به خواستگارى رقيه رفته و با او ازدواج كرده بود و حاصل ازدواج اين دو همان دختر خردسالى است كه نامش به عنوان سومين مقتول در اين پرونده جنايى به ثبت رسيده است.
از سويى مشخص شد مجيد به بزازى اشتغال داشته و با درآمدى متوسط زندگى خانواده اش را اداره مى كرده و درباره تامين هزينه هاى همسر و فرزندش مشكل خاصى نداشته و از سويى در محل كار خود نيز به عنوان فردى آرام و قابل احترام شناخته شده بود.
كارآگاهان همچنين در جريان اين مرحله از تحقيقات خود به نشانه هائى كه دال بر اختلافات زناشويى ميان مجيد و رقيه باشد برنخوردند و به اين نتيجه رسيدند كه اين زن و شوهر زندگى آرامى را سپرى مى كردند.
فهرست مظنونان
در شرايطى كه نكته تاريك و تارى در زندگى خانواده تبريزى به دست نيامده بود كارآگاهان تصميم گرفتند با توجه به سرنخ هائى كه در اختيار دارند به تهيه فهرستى از مظنونان احتمالى اين جنايت هولناك بپردازند تا از اين طريق تحقيقات خود را همدفمندتر كرده و امكان شناسايى و دستگيرى قاتل يا قاتلان در سريع ترين زمان ممكن را مهيا كنند.
از آنجا كه بررسى هاى انجام شده در محل جنايت گواهى مى داد به احتمال زياد مقتولان از پيش عامل يا عاملان جنايت را مى شناخته اند به همين خاطر به راحتى پذيراى آنان شده اند. فهرست مظنونان از ميان آشنايان مقتولان تهيه شد و هم اكنون كارآگاهان در تلاش هستند تا دريابند كدام يك از افرادى كه اسم شان در اين ليست وارد شده با خانواده تبريزى اختلاف داشتند و آيا اين اختلافات مى توانسته زمينه ساز ارتكاب اين جنايت دلخراش شود يا خير.
بنا بر اين آخرين گزارش متهم به قتل سه عضو خانواده در محله مارالان تبريز، توسط پليس آگاهى دستگير شد.
مظنون اين حادثه دهشتناك پسر ۳۸ساله مجيد به نام رسول معرفى شده است.
بنا به اين گزارش قاتل ابتدا زن خانواده را پس از درگيرى با چاقو كشته و سپس لادن را به وسيله طناب از نرده هاى راه پله آويزان كرده و دقايقى بعد با ورود پدرش به منزل او را نيز با چاقو به قتل رسانده است.
رئيس پليس آگاهى استان، با بيان اينكه در همان شب به پسر مجيدكه حاصل ازدواج اول اين مرد بود مظنون شديم، گفت: صبح روز بعد وى را دستگير كرده و با بررسى هاى متعدد كارآگاهان مشخص شد قاتل كسى جز او نبوده است.
وى برجاى ماندن تكه اى از پيراهن مظنون در محل حادثه و مطابقت آن با پيراهن اصلى كه در آزمايش ها مشخص شد متعلق به رسول است و تأييد اين مطلب توسط بستگان قاتل و همچنين تهديدهاى مكررمجيد از سوى اين جوان را سر نخ هاى اصلى فرضيه ارتكاب جرم به دست پسر خانواده عنوان كرد.
بگفته رئيس پليس آگاهى استان، علاوه بر موارد فوق، كشف چند فقره چك بانكى و مبلغ ۱۲ميليون ريال وجه نقد در منزل مظنون به قتل و نيز فروش زيورآلات رقيه در بازار تبريز دلايلى ديگرى بر انجام عمل قتل توسط رسول است.
وى مسائل مالى و انتقام جويى را ازجمله انگيزه هاى مظنون به قتل در اين حادثه بيان كرد.
مقتول ۶۵ ساله با زن دوم و فرزندى كه از وى داشت زندگى مى كرد و بنا به گفته رئيس پليس آگاهى استان، اين مرد در حالى كه همسر اولش ۸ سال قبل فوت شده تمامى اموال خود را به اسم زن دوم و فرزند خردسالش كرده بود.
عمليات ويژه براى دستگيرى سارقان ۱۶۶ ميليون تومانى بانك صادرات
اعضاى يك باند سرقت مسلحانه كه با دستبرد به بانكى از قزوين ۱۶۶ ميليون تومان به چنگ آورده بودند، در جريان تحقيقات گسترده كارآگاهان پليس استان تهران رديابى و دستگير شدند.
به گزارش رسيده روز ۱۵ ارديبهشت ماه سال جارى مردى با مراجعه به پليس آگاهى كرج از سرقت مسلحانه خودرواش خبر داد و گفت: «ساعت ۳۰/۱۸ روز حادثه سوار بر خودروى زانتياى خودم در كيانمهر كرج در حال تردد بودم كه ناگهان يك سمند راه را بر من بست و سه مرد از آن پياده شدند. يكى از آنها لباس نيروى انتظامى بر تن داشت و دو تن ديگر به سلاح، بى سيم و دستبند مجهز بودند. سه مرد كه خودشان را مأمور معرفى مى كردند، به من گفتند متهم به ربودن يك كودك هستم و براى انجام تحقيقات بايد همراه شان به پليس آگاهى بروم. من كه بى گناه بودم و هيچ كار خلافى انجام نداده بودم به درخواست آنها سوار خودروى سمند شدم و يكى از سارقان نيز سوار زانتياى من شد. دقايقى بعد پس از كمى پرسه زدن در شهر دو مردى كه من اسيرشان بودم مرا از سمند به بيرون پرت كردند و فرارى شدند.»
پس از اعلام گزارش سرقت مسلحانه خودروى زانتيا مشخصات اين اتومبيل به واحدهاى انتظامى سراسر كشور اعلام شد تا مأموران گشت در صورت مشاهده اين خودرو آن را متوقف و سرنشينانش را بازداشت كنند. با گذشت بيش از ۱۰ روز از اين حادثه مأموران انتظامى قزوين زانتياى مسروقه را در حالى كه بدون سرنشين رها شده بود پيدا كردند و موضوع را به پليس استان تهران اطلاع دادند.
سرقت از بانك
با كشف اتومبيل سرقت شده كارآگاهان متوجه شدند سه مرد ناشناس با استفاده از اين خودرو، روز ۲۴ ارديبهشت ماه به بانك صادرات شعبه مينو در قزوين دستبرد زده و يك ميليارد و ۶۴۲ ميليون ريال چك مسافرتى و ۲۴ ميليون ريال وجه نقد به سرقت برده اند.
به اين ترتيب تحقيقات پليس براى رديابى عاملان سرقت مسلحانه كه در جريان دستبرد به بانك، رئيس شعبه را نيز هدف گلوله قرار داده و مجروح كرده بودند وارد مرحله اى تازه شد.
يكى از كارمندان بانك درباره نحوه وقوع سرقت به كارآگاهان گفت: «روز حادثه تازه كار بانك شروع شده بود كه سه مرد وارد شعبه شدند. هر سه آنها نقاب به صورت داشتند و چهره شان قابل شناسايى نبود. آنها در حالى كه سلاح در دست داشتند ما را تهديد كردند و خواستند هرچه پول نقد و تراول چك در شعبه موجود است در كيسه اى بگذاريم و به آنان بدهيم. در اين هنگام رئيس شعبه تلاش كرد در برابر سارقان مقاومت كند كه ناگهان يكى از آنها به سوى او شليك كرد و دزدان مسلح پس از تحويل گرفتن پول و تراول چك ها فرارى شدند.»
كارآگاهان كه اميدوار بودند با رديابى چك هاى مسروقه بتوانند به سرنخ هائى از سارقان دست يابند، شماره سريال اين چك هاى مسافرتى را به تمامى بانك هاى سراسر كشور اعلام كردند.
رديابى متهمان
تحقيقات مشترك پليس استان تهران و قزوين پيرامون سرقت مسلحانه خودروى زانتيا و دستبرد به بانك صادرات در حالى ادامه داشت كه از شهرهاى مختلف خبر مى رسيد كسبه اى كه از مسروقه بودن تراول چك ها بى اطلاع هستند يكى پس از ديگرى براى نقد كردن آنها به بانك مراجعه مى كنند.
اين موضوع سبب شد تا پليس براى دست يافتن به هسته اصلى باند سرقت مسلحانه با مانع مواجه شود و دامنه تحقيقات خود را گسترده تر كند. كارآگاهان در اين مرحله متوجه شدند دزدان ناشناس با استفاده از چك هاى مسافرتى به سرقت رفته در تهران، كرج و رشت اقدام به خريد مقدار زيادى طلا و جواهرات، لوازم خانگى، پوشاك و موبايل كرده اند. بازجوئى از صاحبان مغازه هائى كه چك هاى دزدى را تحويل گرفته بودند نيز به نتيجه نرسيد و مشخص شد سارقان هنگام انجام معامله خود را با هويت هاى مختلف معرفى و نشانى جعلى به مغازه داران ارائه داده اند.
به رغم پيچيدگى هاى زياد در اين پرونده حساس سرانجام اواسط تيرماه رد يكى از سارقان مسلح به نام تقى در آبيك قزوين به دست آمد و به اين ترتيب مأموران روز ۲۷ تيرماه در عملياتى غافلگيرانه اين متهم را دستگير و در بازرسى از مخفيگاه وى ۲۸۲ قلم از اجناس خريدارى شده با تراول هاى مسروقه را كشف كردند.
تقى پس از انتقال به پليس آگاهى استان تهران در بازجوئى هاى صورت گرفته به جرم خود اعتراف و همدستانش را معرفى كرد و كارآگاهان توانستند در دومين عمليات، مرد ۴۴ ساله اى به نام حسن را كه از متهمان پرونده بود در فرديس كرج دستگير كنند. در بازرسى از مخفيگاه اين متهم ۳ قبضه سلاح كمرى و يك كلاشينكف به همراه ۲۲ ميليون تومان از چك هاى دزدى، يك رشته دستبند و ۲ قوطى اسپرى اشك آور كشف شد.
با ادامه تحقيقات عضو سوم اين باند به نام داوود نيز به همراه دو متهم ديگر كه در سرقت مسلحانه با اين شبكه همكارى داشتند، در قزوين دستگير شدند و همگى به جرم خود اعتراف كردند.
بنا بر اين گزارش هم اكنون بازجوئى از سارقان مسلح براى افشاى ساير جرايم احتمالى شان ادامه دارد.
دستگيرى سارقان خودروى حمل پول
در ماجرايى ديگر مأموران پليس آگاهى مرودشت موفق شدند پس از انجام يك سال تحقيقات ويژه دو سارق را كه به خودروى حمل پول بانك ملت دستبرد زده بودند، دستگير كنند.
اين سارقان ۱۵ تيرماه سال گذشته با حمله به خودروى حمل پول ۱۲۰ ميليون تومان تراول چك به سرقت بردند. آنها پس از دستگيرى به جرم خود اعتراف كردند و ۹۹ ميليون و ۸۰۰ هزار تومان از چك هاى مسروقه از آنها كشف شد.
كلاهبردارى ۱۰ ميليارد تومانى به بهانه پرداخت سود كلان
چهار كلاهبردار حرفه اى كه با راه انداختن يك شركت صورى به بهانه پرداخت سود كلان از ۱۲۰۰ نفر مبلغ ۱۰ ميليارد تومان كلاهبردارى كرده اند، دستگير شدند.
تحقيقات براى دستگيرى اين متهمان از ابتداى سال جارى و زمانى آغاز شد كه مأموران پليس آگاهى خرم آباد با چندين مورد شكايت مشابه مبنى بر وقوع كلاهبردارى از سوى مديران يك شركت مواجه شدند.
يكى از شاكيان در اظهارات خود گفت: «من پس از آنكه متوجه شدم شركتى وجود دارد كه به سرمايه گذاران ۳۵ درصد وام مى دهد براى سپردن پولم نزد شركت ترغيب شدم و به آنجا مراجعه كردم. من پس از صحبت كردن با مدير شركت كه ياسر نام دارد متوجه شدم او و سه مرد ديگر از سه سال پيش فعاليت هاى خود را آغاز كرده اند و مشتريان زيادى دارند. ياسر با نشان دادن برخى مدارك و اسناد توانست اعتماد مرا جلب كند و من مطمئن شدم كه اين شركت معتبر است. به همين خاطر مبلغ ۸ ميليون تومانى كه تمام دارايى و پس اندازم بود به حساب شركت واريز كردم و رسيدى گرفتم. دو ماه اول سود مورد نظر پرداخت شد، اما پس از آن ياسر به بهانه هاى مختلف از پرداخت سود طفره مى رفت تا اينكه بالاخره فرارى شد.»
مرد ديگرى كه ۱۰ ميليون تومان به اين شركت پرداخت كرده بود نيز در اظهاراتش گفت: «حرف هاى ياسر چنان اعتماد مرا جلب كرد كه حتى رسيد نيز از او دريافت نكردم و به ثبت شدن اسمم در يك دفترچه كه مخصوص پرداخت سود بود، اكتفا كردم.»
در حالى كه تحقيقات اوليه نشان مى داد ياسر و سه عضو ديگر باند او مبلغ هنگفتى از سرمايه گذاران كلاهبردارى كرده اند تفحص هاى ويژه براى دستگيرى متهمان آغاز شد و پس از گذشت مدتى از بررسى هاى تخصصى پليس بالاخره محل اختفاى ياسر مشخص شد و كارآگاهان توانستند او را به همراه سه عضو ديگر باند كه يكى از آنان فرزند ياسر است، دستگير كنند.
با انتقال متهمان به پليس آگاهى بازجوئى ها از آنان آغاز شد و هر چهار نفر جرم خود را پذيرفتند.
ياسر در اعترافاتش گفت: «من سه سال پيش تصميم گرفتم يك شركت راه اندازى كرده و به بهانه پرداخت سود سرمايه مردم را جذب كنم. علاوه بر اين من در زمينه فروش خودرو نيز فعاليت مى كردم. وعده پرداخت سود زياد عاملى بود كه باعث مى شد مشتريان زيادى جلب شوند. از سويى ما به مشتريان خود مداركى نشان مى داديم كه اثبات كننده معتبر بودن شركت مان بود. برخورد مناسب با مشتريان و چرب زبانى عامل ديگرى بود كه در اغفال مشتريان به ما كمك مى كرد.»
وى افزود: «ما در اين مدت توانستيم مشتريان زيادى را جلب و مبالغ هنگفتى از آنها دريافت كنيم و شيوه كارمان به گونه اى بود كه در ابتدا سود وعده داده شده را به افراد پرداخت مى كرديم تا بتوانيم با جلب افراد بيشتر مبلغ كلان ترى به دست آوريم. سرانجام زمانى كه تعداد مشتريان مان به ۱۲۰۰ نفر رسيد و از آنان مبلغ ۱۰ ميليارد تومان به چنگ آورديم، تصميم گرفتيم به فعاليت هاى مان خاتمه دهيم و با تصاحب اين مبلغ فرارى شويم، اما پيش از اين كار بايد مقدمات فرارمان را فراهم مى كرديم براى همين مجبور بوديم براى مشتريانى كه پرداخت سودشان به تعويق افتاده بود بهانه هاى مختلف بياوريم و با وعده هاى واهى آنان را اميدوار كنيم تا فكر شكايت به ذهن شان خطور نكند.»
اين مرد كلاهبردار ادامه داد: «پس از فرار تصور نمى كرديم به اين سرعت دستگير شويم چون به گونه اى اعتماد مشتريان را جلب كرده بوديم كه تصورمان بر اين بود آنها مدت زيادى منتظر بازگشت ما خواهند بود. از سويى چون بسيارى از طعمه هاى مان از ما هيچ سند و رسيدى در اختيار نداشتند فكر مى كرديم شكايت شان به نتيجه نخواهد رسيد.»
بنا بر اين گزارش هم اكنون بازجوئى از اعضاى اين باند ادامه دارد.
كشف جسد مرد آفريقايى در چمدانى كنار بزرگراه صدر
كشف جسد يك مرد آفريقايى كارآگاهان و بازپرس جنايى تهران را بر آن داشت تا تحقيقات ويژه اى را در اين خصوص آغاز كنند.
به گزارش رسيده ساعت ۳۰/۲۳ شامگاه چهارشنبه هفته گذشته مأموران كلانترى ۱۲۴ قلهك از طريق گزارش اهالى خيابان پيروز از رها شدن يك چمدان بزرگ در حاشيه بزرگراه صدر مطلع شدند و بلافاصله براى بررسى موضوع به آنجا رفتند.
اهالى محل با مشاهده مأموران به آنها گفتند: «دقايقى قبل دو مرد ناشناس از يك خودرو پياده شدند، اين چمدان را در حاشيه بزرگراه گذاشتند و به سرعت دور شدند. از آنجا كه رفتار آن دو مرد مشكوك بود، تصميم گرفتيم پليس را در جريان قرار دهيم.»
ماموران پس از پيدا كردن چمدان در آن را گشودند و ناگهان با پيكر بى جان مردى سياهپوست مواجه شدند.
بررسى هاى اوليه نشان داد روى پيكر مقتول هيچ نشانه اى از درگيرى و جراحت وجود ندارد و فقط دور دهان او آثار كف مشهود است. از سويى مقتول هيچ نوع مدرك شناسايى همراه نداشت.
در اين ميان كارآگاهان با توجه به ظاهر و چهره مقتول به اين نتيجه رسيدند كه او ايرانى نيست و به احتمال زياد از مردان آفريقايى است كه براى سفر به ايران آمده بود. از سويى نبودن آثار جراحت روى پيكر آفريقايى ناشناس اين فرضيه را به وجود آورد كه وى از قاچاقچيان مواد مخدر بوده كه پس از بلعيدن مواد به خاطر باز شدن بسته حاوى مخدر در معده اش جان خود را از دست داده است.
در حالى كه اين فرضيه قوى ترين احتمال موجود در پرونده مرگ مشكوك مرد آفريقايى بود، جسد وى به پزشكى قانونى انتقال يافت تا متخصصان با انجام آزمايش سم شناسى و كالبدشكافى جنازه علت اصلى مرگ او را فاش كنند.
از سويى در شاخه اى ديگر از تحقيقات كارآگاهان در حال بررسى ميزان احتمال كشته شدن اين مرد هستند. در اين ميان رديابى و شناسايى دو مردى كه چمدان را به بزرگراه صدر منتقل كرده بودند در اولويت كارى مأموران قرار گرفته است. چنانچه مرد آفريقايى با استفاده از سم يا خفگى به قتل رسيده باشد، شناسايى دو مرد ناشناس مى تواند رازگشاى اين پرونده جنايى باشد و اگر نخستين فرضيه مبنى بر مرگ مرد ناشناس در پى بلع مواد مخدر صحت داشته باشد، دستگيرى دو متهم فرارى سرنخ هائى از يك شبكه احتمالاً بزرگ و پيچيده مواد مخدر را در اختيار كارآگاهان قرار خواهد داد.
|
|
|
|
|
دختران جوياى كار در دام شيطانى دندانپزشك
دندانپزشكى كه به بهانه استخدام منشى، دختران جوان را به مطب خود مى كشاند و مورد تجاوز قرار مى داد، دستگير شد.
به گزارش رسيده، تحقيقات صورت گرفته از سوى داديار سليمانى -رئيس شعبه دوم داديارى دادسراى جنايى تهران- و كارآگاهان پليس آگاهى سرنخ هائى را فاش كرده كه نشان مى دهد حداقل چهار دختر قربانى تجاوز اين پزشك شده اند.
تحقيقات براى دستگيرى اين دندانپزشك از زمانى آغاز شد كه دختر جوانى با مراجعه نزد كارآگاهان پليس آگاهى تهران آنان را از اعمال شيطانى اين مرد مطلع كرد. دختر جوان كه به عنوان منشى در مطب اين مرد كار مى كرد در اظهارات خود گفت: «مرد دندانپزشك چندين بار قصد داشت به من تجاوز كند اما من در برابرش مقاومت كردم و او موفق نشد نيات پليدش را عملى كند. با اين وجود چون در مطب وى كار مى كردم شاهد بودم كه اين مرد چگونه دختران جوان را اغفال مى كند و مورد تجاوز قرار مى دهد.»
اين دختر ادامه داد: «مرد دندانپزشك با ادعاى استخدام منشى دختران جوياى كار را شناسايى مى كرد و سپس به اين بهانه كه بايد با آنها حضورى صحبت كند آنان را به مطبش مى كشاند و با سوءاستفاده از خلوتى دفتر كار، اين دختران را مورد تجاوز قرار مى داد.»
دختر منشى ادامه داد: «مرد دندانپزشك ادعا مى كند مأمور اطلاعات و پليس آگاهى است و با همين ادعا نيز دختران جوياى كار را مى ترساند تا آنها عليه او شكايت نكنند. به همين خاطر تاكنون جناياتش برملا نشده است.»
پس از افشاگرى هاى اين دختر جوان كارآگاهان بلافاصله وارد عمل شدند و مطب مرد دندانپزشك در غرب تهران را زير نظر گرفتند. آنها متوجه شدند اين مرد برخلاف ادعايش پزشك نيست و با جعل عنوان مطب را داير كرده است.
با به دست آمدن مدارك و ادله كافى عليه اين مرد تيمى از مأموران روز چهارشنبه هفته گذشته به دستور داديار سليمانى به مطب پزشك قلابى رفتند و او را غافلگير و دستگير كردند. هرچند اين مرد در ابتدا منكر ارتكاب هرگونه عمل خلافى بود، اما كارآگاهان با بازرسى از دفتر كار او يك دستگاه بى سيم، اسپرى اشك آور، باتوم و دستگاه شوك كشف كردند و به اين يقين دست يافتند كه متهم به دروغ خود را مأمور معرفى مى كرده است.
با انتقال دندانپزشك قلابى به پليس آگاهى بازجوئى ها از او آغاز شد.
در حالى كه اين مرد اتهام تجاوز به دختران جوياى كار را در بازجوئى ها انكار كرده است، اما شواهدى به دست پليس رسيده كه حكايت از آن دارد كه چهار دختر قربانى اين مرد شده اند.
بنا بر اين گزارش هم اكنون تحقيقات از اين دندانپزشك ادامه دارد.
متهم، جنايت در ماكسيماى نقره اى را انكار كرد
مردى كه متهم است به خاطراختلافات مالى دوستش را با شليك گلوله به قتل رسانده از سوى قضات شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران به قصاص محكوم شد.
به گزارش رسيده، در ابتداى جلسه محاكمه اين متهم، نماينده دادستان تهران در توضيح متن كيفرخواست گفت: ۱۴ دى ماه سال ۸۴ مأموران كلانترى ۱۲۸ تهران نو در حين گشت متوجه ماكسيماى نقره اى رنگى شدند كه كنار خيابان پارك شده بود. وقتى مأموران به اين ماشين نزديك شدند دريافتند فردى كه روى صندلى راننده نشسته است سرش را روى فرمان گذاشته و به صداى پليس واكنشى نشان نمى دهد.
هنگامى كه مأموران در ماشين را باز كردند، متوجه شدند وى با اصابت گلوله به شقيقه سمت راست سرش به قتل رسيده است.
بررسى ها نشان داد مقتول مرد جوانى به نام مسعود است كه در زمينه خريد و فروش خودرو فعاليت مى كرده و به خاطر شغلى كه داشته با افراد زيادى در ارتباط بوده است. پس از ۵ ماه تحقيق پليس در بازجوئى از شاهدى كه شب حادثه شاهد مشاجره مسعود و متهم بوده است دريافت فرهاد عامل اين قتل است، چرا كه اين شاهد گفت: يك سال است من و خانواده ام در خيابان محل حادثه زندگى مى كنيم. شب حادثه براى گرفتن سى دى از يكى از دوستانم خانه را ترك كردم، وقتى برگشتم متوجه شدم ماكسيماى نقره اى رنگى در نزديكى خانه ام توقف كرده و ۲ مرد داخل آن با صداى بلند جر و بحث مى كنند. 10 دقيقه بعد متوجه شدم سر راننده روى فرمان است و فردى كه روى صندلى شاگرد نشسته بود سوار بر موتور آبى رنگى شد و فرار كرد.
به اين ترتيب فرهاد شناسايى شد و بين تعداد زيادى متهم كه ربطى به پرونده نداشتند قرار گرفت و توسط شاهد شناسايى شد. وى به قتل اعتراف كرد اما بعد اقاريرش را پس گرفت اما دوباره به قتل اعتراف كرد و مدعى شد تحت تعليم زندانيان منكر ارتكاب قتل شده بود. او همچنين از اولياى دم تقاضاى بخشش كرد.
سپس پدر و مادر مقتول در جايگاه حاضر شدند و براى فرهاد تقاضاى صدور حكم قصاص كردند.
در اين هنگام فرهاد گفت: اتهام قتل را قبول ندارم، شب حادثه من در جشن تولد پسرم بودم و مسعود را نديدم و آنچه قبلاً گفته ام تحت فشار بوده است.
وى افزود: من و مسعود هيچ اختلاف مالى نداشتيم. زمانى كه من دستگير شدم از آنجايى كه ۵ ماه از حادثه مى گذشت و من هم صحنه قتل را ديده بودم تحت فشار مأموران گفتم به خاطر اختلافات مالى با مسعود با او قرار گذاشتم، با هم صحبت كرديم و دعواى مان شد. من از داخل داشبورد يك سلاح شاه كش كه متعلق به خود مسعود بود برداشتم و با شليك گلوله او را كشتم.
متهم ادامه داد: اين اقارير درست نيست و من اين كار را نكردم.
مدتى قبل از دستگيرى زنى مزاحم تلفنى من مى شد و مى گفت مى دانم تو مسعود را كشتى و بايد به من پول بدهى در غيراين صورت به پليس خبر مى دهم، من به دادسراى شهيد محلاتى رفتم و عليه او شكايت كردم. بازپرس به من گفت: شايد مزاحم تلفنى همان فرد آدمكش باشد، بهتر است كه خودت شكايت را به اداره آگاهى ببرى تا زودتر پيگيرى شود. من كه به اداره آگاهى رسيدم مرا دستگير كردند در حالى كه هيچ گناهى نداشتم.
وى ادامه داد: وقتى گفتم بايد به شكايت من رسيدگى كنيد متوجه شدم زنى كه با من تماس مى گرفته يكى از افسران زن پليس بوده و طى نقشه اى اين كار را كرده است تا مرا به دام بيندازد اما من مسعود را نكشته ام و از نحوه قتل خبر ندارم.
در ادامه جلسه دادگاه عبدالصمد خرمشاهى وكيل متهم در جايگاه حاضر شد و از موكلش دفاع كرد و پس از اخذ آخرين دفاع از فرهاد ۵ قاضى وارد شور شدند و با وجود انكارهاى متهم، بنابر دلايل موجود در پرونده فرهاد را گناهكار شناختند و به قصاص محكوم كردند.
عاقبت شوم فرار خواهران دوقلو از منزل
دو خواهر دو قلو كه در پى مشاجره با مادر خود از منزل فرار كرده بودند، گرفتار يك باند فساد شدند. به گزارش پايگاه اطلاع رسانى پليس، ۲۸ خرداد ماه سال جارى زنى به اداره آگاهى استان تهران مراجعه و اعلام كرد: در پى بحث و درگيرى با دختران دوقلويم بر سر پاره اى از مسائل خانوادگى آنان از منزل خارج شدند و تاكنون برنگشته اند.
با اعلام اين گزارش تحقيقات پليس آغاز و مشخصات خواهران دوقلو به تمامى واحدهاى گشتى انتظامى اعلام شد.
پس از گذشت ۲۱ روز از اين حادثه ساعت ۲۳ و ۳۰ دقيقه ۱۸ تيرماه هنگامى كه سعيده و مريم خواهران دو قلو در حال پرسه زدن در مهرويلاى كرج بودند توسط مأموران كلانترى دستگير و با توجه به سابقه فرار از منزل به اداره آگاهى منتقل شدند و تحت بازجوئى قرار گرفتند.
در بازجوئى ها مشخص شد دختران پس از فرار از منزل به مدت سه شبانه روز در امام زاده طاهر كرج بودند و در آنجا با فردى به نام غلام آشنا شدند. غلام ضمن ريختن طرح دوستى، دختران را اغفال كرده و آنان را به منزلى كه متعلق به يكى از دوستانش به نام فرامرز بود برده و با مخفى كردن شان به مدت ۱۸ روز از آنان سوءاستفاده مى كرده است.
در ادامه تحقيقات پليس با اخذ حكم قضائى فرامرز را در يك اقدام غافلگيرانه دستگير كرد.
بنابر اين گزارش هم اكنون تحقيقات در اين رابطه ادامه دارد.
|
|
|
|
|
زنان جوان، قربانى وسوسه هاى مرد بنگاهدار
مرد بنگاهدار كه به بهانه نشان دادن خانه زنان جوان را اغفال مى كرد و مورد تجاوز قرار مى داد از سوى مأموران پليس قم دستگير شد.
اين مرد كه محمدرضا نام دارد در پى شكايت زنى جوان تحت پيگرد قرار گرفت و در محل كارش دستگير شد.
زن جوانى كه تاكنون تنها شاكى محمدرضا محسوب مى شود در اظهاراتش گفت: «مدتى با همسرم دنبال آپارتمانى مناسب براى خريد بوديم و به چندين بنگاه معاملات املاك سركشى كرديم، اما خانه مورد نظرمان را پيدا نكرديم تا اينكه بالاخره مرد بنگاهدارى به نام محمدرضا به ما قول داد تمام تلاشش را به كار مى گيرد تا خانه اى مناسب براى مان پيدا كند. ما چند بار به بنگاه اين مرد سر زديم اما او هر بار مى گفت هنوز تلاش هايش ادامه دارد و به مورد مناسبى برنخورده است.»
زن شاكى ادامه داد: «سرانجام چند روز پيش هنگامى كه در خانه تنها بودم محمدرضا با من تماس گرفت و گفت آپارتمان مناسبى پيدا كرده است و همين الان بايد براى ديدن خانه به آنجا برويم. پس از اين تماس من به شوهرم كه آن زمان سر كار بود تلفن زدم و موضوع را به وى اطلاع دادم و با هماهنگى او به تنهايى به بنگاه محمدرضا رفتم تا همراه اين مرد به آپارتمان مورد نظر برويم. محمدرضا پس از آنكه مرا تنها ديد گفت خانه اى كه او پيدا كرده كمى دور است و بايد با ماشين برويم. وى سپس از من خواست سوار اتومبيلش شوم. با وجود اينكه نمى خواستم سوار خودروى مردى غريبه شوم به ناچار حرف او را پذيرفتم. هنوز مسافت زيادى را طى نكرده بوديم كه محمدرضا به من گفت در خارج از شهر كارى دارد. او سپس مسير را تغيير داد و به سمت كمربندى اراك به راه افتاد و هرچه به اين رفتارش اعتراض كردم مرد بنگاهدار توجهى نكرد.»
زن شاكى در ادامه اظهاراتش گفت: «رفتارهاى محمدرضا باعث شد به وى مشكوك شوم و بفهمم او نقشه شيطانى در ذهنش دارد، براى همين تلاش كردم از خودرو پياده شوم. در اين هنگام مرد بنگاهدار چاقويى را به سمت من گرفت و با تهديد مرا وادار به سكوت كرد و زمانى كه به منطقه اى خلوت رسيديم او به زور به من تجاوز و در همان منطقه رهايم كرد. از اين حادثه به شدت شوكه و ناراحت شده بودم و بالاخره تصميم گرفتم عليه اين مرد شكايت كنم.»
پس از اظهارات زن جوان مأموران تحقيقات خود را در اين رابطه آغاز كردند با انجام بررسى هاى نامحسوس به شواهدى عليه محمدرضا دست يافتند كه گفته هاى شاكى او را تأييد مى كرد. به همين خاطر مرد بنگاهدار را در عملياتى غافلگيرانه در محل كارش دستگير و به پليس امنيت منتقل كردند.
محمدرضا كه در ابتدا خود را بى گناه مى خواند زمانى كه متوجه شد پليس به شگرد او پى برده است به ناچار لب به اعتراف گشود و به تجاوزبه چند زن و دختر جوان اعتراف كرد.
اين مرد گفت: «از آنجا كه من صاحب بنگاه بودم طعمه هايم به من شك نمى كردند و به سادگى در دامى كه براى شان پهن كرده بودم گرفتار مى شدند.»
اين مرد در حالى به تجاوز چند زن و دختر جوان اعتراف كرده است كه قربانيان او به خاطر ترس از آبرو تاكنون حاضر به طرح شكايت و پيگيرى پرونده از طريق مراجع قضائى و انتظامى نشده اند.
|
|
|
|
|
روح سياه در مينى بوس سفيد
گروه حوادث- قضات دادگاه تجديد نظر راننده ميانسال مينى بوسى را كه با نيت شيطانى پسر ۱۰ ساله اى را ربوده بود، به ۱۰۰ ضربه شلاق و ۱۵ سال زندان محكوم كردند.
ماجراى اين آدم ربايى ساعت ۲ بعدازظهر ۲۵ ارديبهشت ۸۵ در حالى رخ داد كه پسر بچه اى براى تعمير دوچرخه اش از خانه خارج شد.
به گزارش رسيده، ساعت ۹ شب حادثه زن جوانى با آشفتگى به پليس مراجعه كرد و با طرح شكايتى از راننده مينى بوسى سفيد رنگ پرده از اقدامهاى تبهكارانه وى برداشت. شاكى گفت: ظهر امروز پسرم براى بازى از خانه خارج شد. اما با گذشت چند ساعت به خانه باز نگشت. هر چه به دنبالش گشتم اثرى از او نبود. تا اين كه يك ساعت پيش او به خانه برگشت و ادعا كرد از سوى مردى ناشناس ربوده شده است.
با اعلام اين شكايت مأموران به بازجوئى از پسر ۱۰ ساله پرداختند. او كه بشدت ترسيده بود گفت: لاستيك دوچرخه ام كم باد شده بود و زنجير چرخ هايش هم ايراد داشت. از خانه خارج شدم تا به مغازه دوچرخه سازى كه چند خيابان پائين تر بود بروم، اما مغازه بسته بود و من كنار كوچه اى خلوت سرگرم درست كردن آن شدم تا اين كه راننده يك مينى بوس سفيدرنگ مرا صدا زد. او اسم مرا پرسيد و زنجير دوچرخه ام را جا انداخت. بعد با مهربانى دوچرخه ام را داخل مينى بوس گذاشت و بعد هم گفت مرا به خانه مى رساند. پسرك در ادامه گفت: او از خيابان هاى زيادى عبور كرد و به بهانه اين كه دستهايم كثيف شده و مادرم با ديدن اين وضع مرا تنبيه خواهد كرد، مرا به يك حمام عمومى در منطقه تهران نو برد و در آنجا مرا مورد آزار و اذيت قرار داد.
با شكايت مادر كودك ربوده شده، بازپرس شعبه ۴ دادسراى ناحيه ۲۱ تهران دستورات قضائى ويژه اى براى تعقيب و دستگيرى راننده فرارى صادر كرد. سرانجام مأموران با استفاده از شگردهاى خاص و درجريان عمليات پليسى راننده مينى بوس را شناسايى و دستگير كردند.
متهم ۴۸ ساله كه خود را عزيز معرفى مى كرد وقتى تحت بازجوئى قرار گرفت، گفت: روز حادثه سرويس داشتم، اما با ديدن پسر بچه تنها وسوسه شدم و او را فريب دادم.
با اعترافات متهم، دستور تحقيق درباره وضعيت اخلاقى، رفتارى و سوابق وى و صاحب حمام صادر شد. تحقيقات حاكى از آن بود كه اين مرد راننده كمكى است و با مينى بوس يكى از دوستانش كار مى كند. او پس از جدايى از همسرش به دليل اين كه جا و مكان مشخصى ندارد داخل مينى بوس زندگى مى كند. تحقيقات نشان داد مرد حمام دار هم هيچ شناختى از متهم نداشته و به خاطر مقاومت نكردن پسر بچه و اعتراض نكردن او آن دو را پدر و پسر فرض كرده است. پس از صدور كيفرخواست پرونده در اختيار شعبه ۱۰۸۹ دادگاه كيفرى استان تهران قرار گرفت و همسر مطلقه متهم با مراجعه به دادگاه اظهار كرد دخترم تصميم به ازدواج دارد ولى براى ثبت ازدواج وى اجازه پدرش لازم است. با درخواست اين زن مشخصات واقعى متهم فاش و مشخص شد وى خود را با نام و مشخصات جعلى معرفى كرده است.
قاضى دادگاه پس از بررسى پرونده متهم را به اتهام آدم ربايى به تحمل ۱۵ سال زندان و به اتهام آزار و اذيت به ۱۰۰ ضربه شلاق محكوم كرد. متهم به استناد گواهى پزشكى قانونى از اتهام آزار و اذيت پسر بچه تبرئه شد.
پس از صدور حكم شعبه ۱۰۸۹ دادگاه عمومى جزايى تهران، اين مرد به رأى دادگاه اعتراض كرد و پرونده براى رسيدگى نهايى در اختيار شعبه ۴۲ دادگاه كيفرى استان تهران قرار گرفت.
هيأت قضائى اين دادگاه با توجه به آن كه آدم ربايى، جا به جا كردن غافلگيرانه فرد بدون رضايت وى، شامل حيله، تهديد و زور بود اعتراض متهم را وارد ندانست و با حكم قطعى مجازات وى را تأييد كرد.
|
|
|
|