Nimrooz
Vol. 18, No. 939, July 13, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۳۹ - جمعه ۲۲ تير ۱۳۸۶
«سياوش اوستا»
عشق حلق آويز! در تيرماه تير باران ها!!
003906.jpg
عباسى
هر چند ساليانى است كه ۱۸ تير در تيرماه به عنوان سالروز قيام و جنبش دانشجوئى شناخته شده است اما نبايد فراموش كنيم كه از تيرماه سال ۶۰ هزاران نفر از نسل نو و جوان و پر شور ما به جوخه هاى تيرباران سپرده شده و يا حلق آويز شدند. من سيل انسان هاى پر شور را در برابر چشمانم مى يابم كه با چه ذوق و شور و عشقى براى تحول آفرينى در جامعه به آن قربانگاه ها رفتند.
دهها مريم و فاطمه و حميد و حسين و على كه دلاورى هاى هاى آنها در پايدارى در برابر ظالمى كه به جرم ۲ ريالى در جيب آنها را قتل عام كرد از تمامى افسانه هاى نبرد و مقاومت فراتر رفت.
مريم دخت جوان ۱۶ ساله اى بود كه از سال ۵۶ در نشست ها و جلسات به همراه مادر و خواهرش ديده مى شد. او بسان عروسكى بود كه اگر چادر از سر برميداشت از دهها باربى زيباتر بود. در رؤياى عشق جوانى هم بوديم. كه پچ پچ و در گوش هاى حاج خانم هاى شهر و محل ما را در روياهاى خود به عقد هم درآورده بودند.
سال ۶۰ مريم ۱۹ ساله بود و پچ پچ هاى پيوند به حد بالاى خود رسيده بود. اما هر گاه كه او را مى ديدم با عشق و شور و شوقى بزرگ و طلائى درصدد اين بود تا آخرين نشريه، آخرين مقاله، آخرين خبرها را به مردم كوچه و خيابان هاى شهر برساند. مريم كه صدراشراف شهر بود اما اشرافيت را رها كرده و در انديشه آزادى و رهائى مردم بود در تيرماهى ظالمانه بازداشت شد و هرگز حاضر نشد از دژخيم پوزش بخواهد و توبه كند. پيشانى پدر را بوسه زد از مادر حلاليت طلبيد و بسان هزاران هزار يار ديگر حلق آويز شد. آرى عشق جوانى كه به دار آويخته شد، نه اولين بود و نه آخرين و اين ستم همچنان ادامه دارد.
چندى پس از آغاز آن تيرماه تيرباران ها، تلفن دفتر من در مشهد زنگ خورد و آنسوى خط خانم اشرف ربيعى بود. گفت براى ديدن شيخ على تهرانى به مشهد آمده است گفتم پس شتاب كنيد كه من عازم هستم.
پس از چند دقيقه بانو اشرف ربيعى به همراه دو يا سه نفر همراه در دفتر من حاضر و به سوى خانه شيخ على تهرانى حركت كرديم و در راه خانم ربيعى از من پرسيد:
-آيا اين درست است كه استاد تهرانى گفته است كه حاضر است حكم و فتواى زدن رهبران جمهورى اسلامى را بدهد.
پاسخ من مثبت بود.
و اشرف ربيعى بهت زده بود و گوئى باورش نمى شد. به خانه شيخ على تهرانى رسيديم با آغوش باز از ما استقبال كرد. به محض جابجا شدن و پيش از آن كه سينى چاى تقسيم شود به شيخ على آقا گفتم:
-خانم اشرف ربيعى باور نمى كنند كه شما دستور زدن داده ايد.
شيخ گفت: براساس حكم امام على و دستور قرآن كه مى گويد هرگاه مورد هجوم قرار گرفتيد از خود دفاع كنيد و سنگ را به سوى همان كسى پرتاب كنيد كه به سوى شما انداخته است. حالا اگر سنگ چماق و چاقو و يا گلوله بود شما همان را به سوى آنها روان كنيد.
اشرف ربيعى پرسيد آيا اين حكم را كتباً هم خواهيد نوشت؟
شيخ على گفت: هرگاه كه خواستيد عملى كنيد، آرى.
هنگام خروج از خانه استاد على تهرانى، آنگاه كه از او سپاسگزارى مهمان نوازى مى كردم به من گفت:
اينها (منظور خانم اشرف ربيعى و ياران) امروز صبح آمدند و من آنها را به خانه راه ندادم، اما حالا كه با شما آمده بودند درب را باز كردم.
در شبانه ۲۹ خرداد سه نفر از سوى موسى خيابانى به مشهد آمده و به من گفتند برويم و حكم كتبى را از شيخ بگيريم. ساعت از ۱۲ شب گذشته بود كه به خانه شيخ رسيديم. گفتم استاد، الكريم اِذا وَعَد وفى. حكم را بنويسيد كه اينها آماده عمليات هستند.
يك برگ فيلم استنسل و يك فيلم فلزى به همراه آورده بودند. به شيخ داديم و او در يك صفحه حكم و فتواى برخورد خشن با رهبران جمهورى اسلامى را نوشته و امضاء كرد.
بعدها پيش از گريز از ايران و پيش از دستگيرى شيخ على همين حكم را شفاهى از شيخ گرفته و ضبط كردم [و ۳۰ خرداد ۶۰ در خيابان هاى تهران حكم شيخ على در تيراژ بالائى پخش شد و جنگ درگيرى ها و انفجارها و اعدام ها شدت يافت.]
امروز كه دهها هزار نفر از هر دو طرف قربانى آن خاطره شده اند و گورستان هاى بسيارى در سراسر كشور پر شده است و هزاران هزار خانواده داغ دار شده اند، استاد على تهرانى و خانواده، پس از سال ها اقامت در عراق و استفاده از راديو عراق عليه ملاها، در تهران و در آرامش زندگى مى كنند و من شب ها كه به اين خاطره ها مى انديشم خواب بر چشمانم راه نمى يابد و احياناً بغض گلويم را مى گيرد. فرماندهان در آسايش و آرامش، مريم ها حلق آويز و پدر مادرها دق كردند.
www.awesta.net

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
خواندنيها
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   خواندنيها   •   طنز   • 
•   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   بازتاب   •   جهان   •   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   علمى   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •