Nimrooz
Vol. 18, No. 938, July 6, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۳۸ - جمعه ۱۵ تير ۱۳۸۶
گام ديگرى جهت خلق حيات مصنوعى در آزمايشگاه
ارگ نسا ميراث جهانى اعلام شد
در متون تاريخى فارسى و عربى پس از اسلام پيوسته از نسا به عنوان يكى از شهرهاى مهم خراسان ياد شده است
بزرگترين كشف قرن براى علم مصرشناسى

گام ديگرى جهت خلق حيات مصنوعى در آزمايشگاه
دانشمندان آمريكايى مى گويند گام مهمى به سوى توليد يك ارگانيسم زنده مصنوعى در آزمايشگاه با كمترين مصالح اوليه برداشته اند.
دكتر كريگ ونتر طى مقاله اى در نشريه «ساينس» مى گويد تيم او با موفقيت يك ژنوم كامل- مجموعه منفرد كاملى از كروموزم ها با ژن هاى مرتبط با آنها- را از يك سلول باكتريايى به ديگرى پيوند زده است.
وى مى گويد اميدوار است در نهايت با استفاده از همين تكنيك بتواند ميكروب هاى تعريف شده اى بيافريند. چنين ميكروب هائى را ممكن است بتوان براى ساخت سوخت مصنوعى يا كمك به پاك كردن زباله هاى سمى به كار گرفت.
دكتر ونتر از پيشگامان پروژه تهيه نقشه ژنوم انسان بود.
ابزار ارگانيكى
هدف نهايى دانشمندان ريختن كروموزم ها، پروتئين ها و ساير مصالح ساختمانى حيات كه جملگى آنها به طور مصنوعى توليد شده اند در داخل يك به اصطلاح «سوپ ابتدايى» است تا سپس شاهد جوشش ميكروب هاى بدوى و پيدايش حياب باشند.
دكتر ونتر اذعان دارد كه احتمالا راه درازى تا محقق شدن اين هدف باقى مانده، اما مى گويد گام كليدى مهمى در جهت آن برداشته است.
كارى كه تيم دكتر كريگ انجام داده در واقع تخليه ژنتيكى شكلى از حيات و دميدن كد ژنتيكى كاملاً تازه اى در كالبد به جا مانده است.
اين كار به گفته او، ابزارى كليدى در تست كردن كروموزم هاى مصنوعى- يا دى ان اِى- است كه او مى خواهد بيافريند.
دكتر ونتر توضيح داد: «آنچه در اين مقاله مى خوانيد نتيجه برداشتن يك كروموزوم بومى از يك گونه و پيوند زدن آن، وارد كردن آن از طريق ديواره هاى سلولى و غشاء سلولى به يك گونه دوم است و پس از چند روز رشد و تقسيم سلولى، كروموزم اصلى در سلول (گونه دوم) ناپديد شده و آنچه به جا مى ماند سلول هائى است كه تنها حاوى كروموزوم پيوندى است.»
نگرانى ها
اما كسانى هستند كه رويه هاى مورد استفاده دكتر ونتر آنها را نگران مى كند.
برخى مى ترسند از اين فناورى براى ايجاد سلاح هاى بيولوژيكى استفاده شود يا اينكه پديده اى پيش بينى نشده از آزمايشگاه سر بر آورد.
سايرين نگرانند كه تلاش هاى موسسه او براى كسب پروانه انحصارى براى تكنيك هايش، مى تواند پيشرفت هاى علمى در ساير موسسات را محدود كند.
اما دكتر ونتر مى گويد آنچه او انجام مى دهد فرقى با عملكرد ساير موسسات ندارد.
وى گفت: «طى چندين سال گذشته ما مجبور بوده ايم تكنيك ها و رويكردهاى بديعى كه قبلا وجود نداشته ابداع كنيم، چرا كه اين رشته قبلا وجود نداشته است.»
«موسسه ونتر و كمپانى ژنوميك مصنوعى همان كارى را مى كنند كه اكثر موسسات عمده ديگر انجام مى دهند- يعنى ثبت اين تكنيك هاى انحصارى در قالب پروانه.»

ارگ نسا ميراث جهانى اعلام شد
در متون تاريخى فارسى و عربى پس از اسلام پيوسته از نسا به عنوان يكى از شهرهاى مهم خراسان ياد شده است
در فهرست تازه اى كه سازمان علمى و فرهنگى ملل متحد (يونسكو) به عنوان ميراث جهانى اعلام كرده، نام ارگ شهر اشكانى نسا كه اكنون در قلمرو تركمنستان قرار دارد به چشم مى خورد.
در زمان پارتيان (اشكانيان) كه از اواخر قرن سوم پيش از ميلاد تا اوائل قرن سوم ميلادى، يعنى بيش از چهارصد سال بر قلمرو آن زمان ايران حكومت كردند، شهر نسا از مهمترين شهرهاى ايران به شمار مى رفت و به نظر برخى مورخان، ارگ نسا، نخستين جايى بوده است كه اشگ اول، بنيانگذار سلسله اشكانى به عنوان مركز فرمانروايى خود برگزيد.
اگرچه نسا پايتخت اشكانيان نبود اما پايگاه اين خاندان به شمار مى رفت و برخى شاهان اشكانى در اين شهر دفن شدند.
نسا در پارسى باستان به معنى آباد و آبادى بوده و هم اكنون روستاهايى با نام نسا در استانهاى فارس، كرمان و خراسان وجود دارد.
نام نسا در زمان فرمانروايى مهرداد اول اشكانى (۱۷۱ تا ۱۳۸ پيش از ميلاد) به مهردادكرت تغيير يافت اما امروزه باستانشناسان و مورخان آن را همچنان با نام نسا مى شناسند.
آن گونه كه در گزارشهاى تاريخى آمده، نسا چند سال پيش از ميلاد مسيح بر اثر زمين لرزه سهمگينى ويران شد اما دوباره بازسازى شد و به حيات خود ادامه داد.
پس از آنكه ساسانيان به فرمانروايى اشكانيان پايان دادند، نسا اهميت خود را از دست داد و رو به زوال نهاد اما پيروز، پادشاه ساسانى اين شهر را دوباره احيا كرد.
در شاهنامه فرودسى دست كم در دو جا به نام به اين شهر اشاره شده است:
ز گرگان بيامد به شهر نسا
يكى رهنمون پيش پر كيميا
در داستان لشگركشى بهرام براى نبرد با خاقان
و
بدر بر يكى مرد بد از نسا
پرستنده و كاردار بسا
كه در داستان جنگ انوشيروان ساسانى با روميان از اين شهر نام برده شده است.
در متون تاريخى فارسى و عربى پس از اسلام پيوسته از نسا به عنوان يكى از شهرهاى مهم خراسان ياد شده است.
از زمان صفويه كه در نتيجه جنگ ميان صفويان و امراى خيوه، تركمنان به صورت گسترده از نواحى شمالى تر آسياى ميانه به مناطقى كه اكنون در جنوب تركمنستان و شمال شرق ايران قرار دارند كوچيدند، نسا جاى خود را به شهر باقر داد كه از مراكز خانهاى تركمن بود.
با اشغال آسياى ميانه به دست روسها و در قرارداد تعيين سرحد ايران و روسيه كه در سال ۱۸۸۵ ميان دو كشور منعقد شد، نسا جزو خاك روسيه قرار گرفت، هرچند فاصله چندانى از مرز ايران ندارد.
هم اكنون از نسا تنها بقاياى ارگ كهن اشكانى آن مانده كه در نوع خود از آثار باستانى منحصر به فرد جهانى به شمار مى رود و مورد بازديد عمومى قرار دارد، از خان نشين باقر در نزديكى آن هم روستايى به همين نام باقى است.
در كاوشهاى باستانى ارگ نسا، دخمه ها و پرستشگاههاى مربوط به آيين مهرپرستى كه پيش از همه گير شدن كيش زرتشت در ايران رواج داشته به دست آمده است.
برخى از آثار باستانى كشف شده در اين ارگ، نشانه هاى هنر باستانى يونانى را دارند كه به دوران سلطه جانشينان اسكندر مقدونى به ايران باز مى گردند و اشكانيان فرمانروايى شان را برچيدند.
ميراث جهانى در خطر
يونسكو در فهرست ميراث جهانى حرم عسكرى در سامره عراق را كه امامان دهم و يازدهم شيعه در آن به خاك سپرده شده اند، ميراث درخطر اعلام كرده است.
اين آرامگاه كه در شهر سنى نشين جاى دارد در جريان درگيريهاى فرقه اى در عراق تاكنون دو بار آماج بمبگذاريهاى سهمگينى قرار گرفته كه به گنبد و گلدسته هاى زرين آن آسيب جدى زده اند.
يونسكو آثار باستانى و طبيعى را كه در نگهدارى آنها كوششى به عمل نيايد از فهرست ميراث جهانى خارج مى سازد.
ييم آن مى رفت كه ميدان نقش جهان اصفهان كه از چند سال پيش در فهرست ميراث جهانى قرار داده شده، به دليل احداث برج جهان نما كه چشم انداز آن را تحت تأثير قرار مى داد و همچنين عبور تونل قطار زيرزمينى از زير ايران از اين فهرست كنار گذاشته شود اما چنين اقدامى از سوى يونسكو انجام نشد.

بزرگترين كشف قرن براى علم مصرشناسى
مصرشناسان مى گويند موميايى ۳۵۰۰ ساله قدرتمندترين حاكم زن در مصر به نام هتشپسوت را شناسايى كرده اند.
زهى حواس، رئيس سازمان ميراث باستانى مصر، اين موضوع را در يك كنفرانس خبرى در قاهره اعلام كرد.
اين به عنوان بزرگترين كشف باستانى در مصر از سال ۱۹۲۲ تاكنون يعنى زمان پيدا شدن مقبره توت عنخ آمون معرفى شده است.
باستان شناسان اميدوارند اين موميايى كه مدت ها قبل كشف شده اما ناشناس مانده بود، به كشف سرنخ هائى در مورد راز مرگ ملكه هتشپسوت و ناپديد شدن متعاقب وى بيانجامد.
آقاى حواس يك آزمايشگاه دى ان اِى در نزديكى موزه محل نگهدارى اين جسد ايجاد كرده است تا تيمى بين المللى از دانشمندان بتوانند اين شناسايى را تصديق كنند.
اين مطالعه با كمك مالى كانال تلويزيونى ديسكاورى آمريكا كه در ماه ژوئيه برنامه مستندى در اين باره پخش خواهد كرد انجام شد.
گفته مى شود يكى از شواهد مهم در اين كشف فقدان يك دندان در دهن موميايى است و اين شكاف در دندان ها دقيقا با دندان عتيقه اى كه از دوران فراعنه به جا مانده و نام هتشپسوت بر آن حك شده، تطبيق مى كند.
فرآيند دشوار
برخى باستان شناسان نسبت به امكان استفاده از دى ان اى براى شناسايى اين ملكه باستانى ابراز ترديد كرده اند.
اسكات وودوارد بيولوژيست ملكولى به خبرگزارى آسوشيتدپرس گفت: «استخراج دى ان اى از يك موميايى فرآيندى بس دشوار است.»
«براى آنكه بتوان مدعى هرگونه ارتباطى (ميان دندان و موميايى) شد، لازم است افراد (موميايى هاى) ديگرى كه بتوان از آنها دى ان اى به دست آورد وجود داشته باشند تا بتوان سلسله دى ان اى آنها را مقايسه كرد.»
دى ان اى ملكولى در كليه ارگانيسم هاست كه حاوى اطلاعات ژنتيكى آن ارگانيسم است و مى توان از آن براى كشف پيوندهاى خانوادگى بهره گرفت.
معبد هتشپسوت در الاقصر در سال ۱۹۹۷ صحنه قتل عام ۵۸ جهانگرد به دست پيكارجويان اسلامگرا بود. در آن حادثه سه افسر پليس مصرى و يك راهنماى تور نيز كشته شدند.
محو و نابود
هتشپسوت يكى از حكام مهم سلسله هجدهم فراعنه مصر در قرن ۱۵ پيش از ميلاد مسيح بود كه قدرت را از چنگ فرزندخوانده پسرش خارج كرد.
وى به خاطر پوشيدن جامه هاى مردانه و گذاشتن ريشى مصنوعى شهرت داشت و از هر دو حاكم ديگر زن در ميان فراعنه، نفرتيتى و كلئوپاترا، قدرتمندتر بود.
معبد هتشپسوت يكى از محبوب ترين بناهاى يادبود در گورستان فراعنه در دره پادشاهان در مصر عليا است.
اما پس از مرگ، نام هتشپسوت از كليه اسناد پاك شد كه تصور مى شود انتقام پسرخوانده اش از او بوده است.
موميايى مذكور در مقبره شماره «KV60» كه يكى از اسرارآميزترين مقبره ها در دره فراعنه است پيدا شده بود. در اين مقبره اجساد دو زن كشف شده است.
اين مقبره ابتدا در سال ۱۹۰۳ توسط هوارد كارتر باستان شناس بريتانيايى كشف شد، اما او مقبره را كه هدف دستبرد قرار گرفته بود بار ديگر مهر و موم كرد.
مقبره در سال ۱۹۰۶ بازگشايى شد و يكى از اجساد موميايى از آن خارج و به عنوان سيترا، پرستار سلطنتى هتشپسوت شناسايى شد.
موميايى ديگر كه اكنون گفته مى شود متعلق به هتشپسوت است تا سال ۱۹۹۰ رنگ نور را به خود نديد.
اين مسأله كه بازوى موميايى در حالتى قرار داده شده بود كه ويژه دفن اعضاى خانواده سلطنتى بود و همچنين يك قطعه صورتك چوبى داشت به اين گمانه زنى ها دامن زد كه جسد متعلق به هتشپسوت است.

ايران
تحقيق
صفحه اول
خواندنيها
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
حوادث
علمى
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   خواندنيها   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   حوادث   •   علمى   • 
•   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •