تا دين و مذهب علل وجودى خود را دارند نمى توان آنها را برانداخت، هر چند مى توان تصور كرد اين علل كه خود پايه هاى اقتصادى و اجتماعى دارند، روزگارى زايل خواهند شد ولى شواهد موجود گواهى مى دهند تا آن روزگار فاصله اى بس بعيد در ميان است.
بنابراين آنچه در احوال و اقتضاهاى كنونى مى تواند و بايد مطرح باشد طرح پيشبرد دو مقوله است: يكى پذيرش «شخصى بودن» تعلقات دينى و ديگر ايستادگى بر جدائى «دين و حكومت»....