تيرگى روابط نخست وزير و شاه
مصدق: از نهم اسفند به بعد به دربار نرفتم
«از نه اسفند به بعد من به دربار نرفتم و چند مرتبه هم كه آقاى ابوالقاسم امينى كفيل وزارت دربار مذاكره نمود يا شرفياب شوم يا اعليحضرت همايون شاهنشاهى به خانه دكتر غلامحسين پسرم كه بين خانه من و كاخ اختصاصى واقع شده بود تشريف فرما شوند، موافقت ننمودم. به كاخ سلطنتى از اين جهت نرفتم كه ممكن بود سربازان گاردشاهنشاهى روى همان تعصب بى جا كه من مى خواستم اعليحضرت همايون شاهنشاهى از مملكت تشريف ببرند تيربارانم كنند و مخالفين هم مرا به حق شماتت نمايند كه چرا برخلاف حزم و احتياط عمل كردم. تشريف فرمائى شاهنشاه را هم به خانه خود يا به خانه پسر دون شأن آن مقام دانستم. با اين حال وظايف خود را با نهايت ادب و احترام انجام مى دادم... .» (خاطرات، ۲۶۷) .
از نهم اسفند به بعد است كه روزبروز روابط نخست وزير با شاه تيره تر مى شود.
-در سلام نوروز ،۱۳۳۲ دكتر مصدق- برخلاف سال پيش- به عذر كسالت شركت نكرد. اما اجتماع روحانيون در اين مراسم بيش از سنوات پيش بود (موحد، ۲/۷۱۱-۷۱۲) .
-آيت الله كاشانى در مصاحبه با نماينده مجله المصور چاپ قاهره گفت:
«... مسافرت شاه با آن وضع [در نهم اسفند] كه دكتر مصدق ميل داشت، موجب فتنه و فساد در ايران مى شد... . به اين جهت مانع از مسافرت شاه شدم» . (موحد، ۲/۷۱۳-۷۱۴) .
-در ۲۲ فروردين آيت الله بهبهانى به ديدن دكتر مصدق رفت و از وى خواست به ملاقات شاه برود و هر دو بكوشند تا مسائل خود را از طريق تفاهم حل كنند. (موحد، ۲/۷۱۴) .
-گزارش ۱۴ مارس هندرسن:
«شاه به رغم اصرار هواداران خود هنوز مصلحت نمى داند كه آشكارا با دكتر مصدق درافتد و منتظر نشسته است تا او حرمت و اعتبارى را كه... در چشم مردم دارد از دست بدهد. روزبروز روشنتر مى گردد كه دكتر مصدق نخواهد توانست كشور را از ورطه اى كه در آن كشانده است برهاند. مصدق با همه انتقادهائى كه در گذشته از ديكتاتورى كرده حالا ناگزير است كه به روش ديكتاتور مآبانه متوسل گردد...» (موحد، ۲/۷۱۷) .
-علا به هندرسن در ۲۹ مارس:
«شكاف ميان مصدق و شاه عميق تر شده و مصدق به فعاليت علنى بر ضد شاه برخاسته است. او كسانى را از تهران به شهرستان ها فرستاده است تا مردم را بر ضد شاه بشورانند...» (موحد، ۲/۷۱۹) .
شاه حاضر نيست به كودتا دست بزند
-علا صريحاً به [سرلشگر] زاهدى گفته است كه شاه حاضر به هيچ اقدامى برخلاف قانون اساسى نيست و نمى خواهد در هيچ عمل كودتا شركت كند... «(موحد، ۲/۷۱۹) .
-گزارش ۲۶ فروردين ۱۳۳۲ هندرسن: شاه به علا» گفته است كه به هيچوجه حاضر نيست مصدق را بركنار سازد مگر آن كه مجلس به او رأى عدم اعتماد دهد «. (موحد، ۲/۷۲۲) .
شدت اختلافت مصدق مصدق با شاه:
تشكيل هيأت هشت نفرى براى رفع اختلاف
- پس از نهم اسفند ،۱۳۳۱ اختلاف مصدق و دربار بالا گرفت و» هر يك از دو طرف به اصول مختلفى از متمم قانون اساسى استناد مى كردند. هواداران شاه معتقد بودند: اصل ۵۰ و ۵۱ در مورد اختيارات شاه صراحت دارد، ولى مصدق مى گفت در برابر اصل ،۵۰ اصل ۴۵ تصريح مى كند كه «كليه فرامين و دستخط هاى پادشاه در امور مملكتى وقتى اجرا مى شود كه به امضاى وزير مسئول رسيده باشد.» براى رفع مشكل در جلسه ۱۴ اسفند مجلس شورا يك هيأت هشت نفرى انتخاب شدند تا موضوع را بررسى كنند. گزارش اين هيأت را، هم شاه پذيرفت و هم دولت مصدق. (موحد، ۲/۷۲۵-۷۲۸) .
-فراكسيون آزادى به رهبرى حائرى زاده براى جلوگيرى از تصويب گزارش هيأت هشت نفرى به عنوان نداشتن امنيت از شهر خارج شدند. (موحد، ۲/۷۲۶) .
-مصدق مى خواست با تصويب گزارش اين كميسيون «به فرماندهان ارتش تفهيم كند كه در انجام وظايف خود بايد نه به شاه بلكه به دولت گوش دارند...» (موحد، ۲/۷۲۹) .
-۲۳ فروردين مصدق به نمايندگان منفرد مجلس گفت اگر گزارش هيأت هشت نفرى تصويب نشود كناره گيرى خواهد كرد.
-اصرار مصدق بر لزوم تصويب اين گزارش «كه به معنى تفسير رسمى برخى از اصول قانون اساسى از سوى مجلس بود، مخالفان را به چاره جوئى واداشت» ، بقائى و حائرى زاده امضاى خود را از ذيل گزارش هشت نفرى پس گرفتند «و گفتند تصويب گزارش به صورت فعلى به منزله محكوم شناختن شاه خواهد بود. اگر دكتر مصدق تصويب گزارش را مى خواهد بايد از اختياراتى كه گرفته است صرف نظر كند.» (موحد، ۲/۷۲۹) .
-با تمام كوشش هواداران مصدق در مجلس، ماده واحده مربوط به اين گزارش به تصويب نرسيد. (موحد، ۲/۷۲۹) .
تظاهرات موافقان و مخالفان
-در ۲۷ فروردين كه علاء آن را روز سرنوشت سازى خوانده بود، در آبادان تعطيل عمومى بود و در ميتينگ هاى صبح و شام به طرفدارى دولت، سخنرانان تقاضا كردند كه گزارش هيأت هشت نفرى به تصويب برسد. شعار جمعيت اين بود: «شاه بايد سلطنت كند و مصدق نيز حكومت را براى برچيدن بساط استعمار در دست داشته باشد.» در تهران و چند شهر ديگر نيز تظاهراتى شد. در شيراز مخالفان وارد معركه شدند و از جمله مركز حزب ايران و اداره اصل چهار غارت شد. رئيس و پنج نفر از افسران ارشد شهربانى و ده نفر از پاسبانان مضروب و مجروح گشتند. آنگاه در شيراز حكومت نظامى اعلام شد. (موحد، ۲/۷۲۴-۷۲۶) .
كوشش مصدق براى بركنارى وزير دربار
-مصدق كوشيد تا علا از وزارت دربار بركنار شود. «برخى از نمايندگان مانند مكى بر آن بودند كه انتخاب وزير دربار از حقوق شخص شاه است...» علا در روز اول ارديبهشت استعفاء داد و ابوالقاسم امينى به كفالت وزارت دربار تعيين شد. (موحد، ۲/۷۳۰-۷۳۲) .
قيام عليه دولت در جنوب و كشتن رئيس شهربانى
-در اوائل اسفند ابوالقاسم بختيار در جنوب عليه قواى انتظامى و دولت قيام كرد كه پس از اعزام قوا به آن ناحيه در اواخر فروردين تسليم قواى دولتى گرديد. دولت دكتر مصدق رفتار وى را به حساب مخالفن خود گذاشت. (فاتح، ۶۵۴) .
-روز اول ارديبهشت سرلشگر افشارطوس رئيس شهربانى ربوده شد. جنازه وى در ۶ ارديبهشت ميان كوه هاى لشكرك در شمال تهران پيدا شد. (موحد، ۲/۷۳۳). در اعلاميه فرماندارى نظامى مورخ ۱۲ ارديبهشت، از ۱۳ تن به عنوان عاملين آن جنايت فجيع نام برده شده بود. در بين آنها نام سرتيپ مزينى و سرتيپ منزه، سرگرد بلوچ قرائى و سروان افشار قاسملو ذكر شده بود. (بلوچ و افشار هر دو از افسران بازنشسته بودند) با ذكر اين موضوع كه قرار بوده است دو تن ديگر نيز ربوده شوند و با سقوط كابينه مصدق، «دولت ديگرى به نخست وزيرى دكتر مظفر بقائى تشكيل گردد... . تصميم نهائى راجع به كشتن افشارطوس هم در منزل دكتر بقائى و با مصلحت ديد او گرفته شده بود...»
شكنجه متهمين به قتل افشارطوس
دكتر بقائى اعلام كرد كه خطيبى صاحب خانه اى را كه افشارطوس در خيابان خانقاه به آنجا رفته بوده است «شكنجه كرده اند و آثار آن در بدنش موجود است و اعترافاتى كه از متهمان گرفته شده براى رهائى از شكنجه بوده است.»
-حسيبى در يادداشت مورخ ۱۶ ارديبهشت خود از قول مكى آورده است: «با شكنجه از حسين خطيبى اقرار گرفته اند كه بقائى در ربودن افشارطوس وارد بوده است.»
-موضوع مهم آن است كه «دكتر مصدق در دادگاه تجديدنظر، خود تلويحاً وقوع» سوءجريانى «در مرحله بازجوئى از اين متهمان را قبول داشت.» (موحد، ۲/۷۳۴-۷۳۷) .
-دكتر بقائى در مصاحبه با «طرح تاريخ شفاهى ايران» دانشگاه هاروارد (خاطرات دكتر مظفر بقائى كرمانى)، اين اتهام را به كلى رد مى گند. محمود طلوعى ويراستار كتاب مورد بحث نيز افزوده است كه «اطلاعات شخصى نويسنده نيز كم و بيش اين موضوع را تأييد مى كند. با اسنادى كه در چند سال اخير منتشر شده، نقش برادران رشيديان در اين ماجرا محرز شد و خوانندگان مى توانند براى پى بردن به جزئيات آن به مقاله مفصل آقاى پرويز اعتصامى در كتاب مصدق در پيشگاه تاريخ مراجعه نمايد. طلوعى توضيح داده است كه» پرويز اعتصامى در كتاب مصدق در پيشگاه تاريخ مراجعه نمايد. طلوعى توضيح داده است كه «پرويز اعتصامى كه از محارم برادران رشيديان بود در اين مقاله از زبان اسدالله رشيديان به نقش آنها در توطئه ربودن و قتل افشارطوس اشاره مى كند» . (خاطرات دكتر مظفر بقائى كرمانى، مقدمه، نوشته محمود طلوعى، ۹-۱۸؛ پرويز اعتصامى: «اسرار ناگفته اى از كودتاى مرداد ۱۳۳۲» ، مصدق در پيشگاه تاريخ، ۱۹۳-۲۷۲ «.
ادامه دارد