Nimrooz
Vol. 18, No. 937, June 29, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۳۷ - جمعه ۸ تير ۱۳۸۶
على امينى نجفى
افول ستارگان زن هاليوود در چهل سالگى
كيدمن براى بازى در فيلم «ساعت ها» برنده جايزه اسكار شد
ستارگانى مانند مريل استريپ موردى استثنايى هستند كه با ۵۸ سال سن هنوز مى تواند در نقش اول فيلمى ظاهر شود
شارون استون به تازگى در مصاحبه اى گفت كه اين روزها به سختى براى بازى در سينما پيشنهادى دريافت مى كند
آيين نامه راهنمايى و رانندگى واتيكان به بازار آمد
آنجلينا جولى و جستجوى نافرجام براى يافتن دانيل پرل
مهستى درگذشت

على امينى نجفى
افول ستارگان زن هاليوود در چهل سالگى
كيدمن براى بازى در فيلم «ساعت ها» برنده جايزه اسكار شد
ستارگانى مانند مريل استريپ موردى استثنايى هستند كه با ۵۸ سال سن هنوز مى تواند در نقش اول فيلمى ظاهر شود
شارون استون به تازگى در مصاحبه اى گفت كه اين روزها به سختى براى بازى در سينما پيشنهادى دريافت مى كند
نيكول كيدمن چهل ساله شد. ستاره محبوب هاليوود در ۲۰ ژوئن ۱۹۶۷ در خانواده اى استراليايى در شهر هونولولو در ايالت هاوايى (ايالات متحده) به دنيا آمده است.
نيكول كيدمن از نوجوانى به بازيگرى پرداخت و در فيلم هاى تلويزيونى و سينمايى بسيارى ظاهر شد، اما با فيلم «تصوير يك بانو» (۱۹۹۶ به كارگردانى جين كمپيون) و به ويژه با فيلم «چشمان كاملاً بسته» (۱۹۹۹ آخرين فيلم استنلى كوبريك) در سينما به عنوان استعدادى كم نظير و هنرمندى توانا شناخته شد.
در سالهاى بعد با بازى در چند فيلم موفق، ستايش منتقدان و علاقمندان سينما را برانگيخت: فيلم موزيكال «مولن روژ» (ساخته باز لورمان، محصول ۲۰۰۱) كه در آن آواز هم خواند، «ساعت ها» (ساخته استيون دلدرى محصول ۲۰۰۲) كه براى آن برنده جايزه اسكار شد و در آن نقشى پيچيده و دشوار داشت و فيلم «داگويل» (محصول سال ۲۰۰۳ به كارگردانى لارس فون ترير) كه از هر ديدگاه اثرى نامتعارف بود.
نيكول كيدمن امروزه در هاليوود جايگاهى برجسته و استوار دارد. بهترين فيلمسازان به او پيشنهاد همكارى مى دهند اما نرخ بالاى او مانع بزرگى است: گفته مى شود كه در سال ۲۰۰۶ براى يك نقش ۱۷ ميليون دلار دريافت كرد كه بالاترين دستمزد آن سال در ميان خانم هاى بازيگر بود.
اما آيا مى توان از آينده اين ستاره هم با اطمينان سخن گفت؟ آيا دوستداران سينما باز هم فرصت خواهند يافت اندام ظريف و چهره حساس او را روى اكران ببينند؟ معروف است كه هاليوود با خانم هاى بالاى چهل سال زياد مهربان نيست.
بيوه ها و عجوزه ها!
تاريخ هاليوود را مى توان از منظرهاى زيادى نوشت و درس هاى بسيارى گرفت كه همه آنها خوش آيند نيست. بى گمان يكى از مدارك تاريخى هاليوود فهرست بلندبالاى زنان بازيگرى است كه در روزگار جوانى (براى هاليوود حداكثر ۴۰ سالگى) چند سالى بر پرده نقره اى درخشيدند و سردر سينماها را با نام خود زينت دادند. از آن همه نام امروزه تنها خاطره اى باقى مانده است، در اسناد كتابخانه ها يا آرشيو سينماتك ها. و آغاز افول ستارگان در چهل سالگى بود يا حتى زودتر. كسانى كه مانند گرتا گاربو در ۳۶ سالگى يا گريس كلى در ۲۷ سالگى هاليوود را محترمانه ترك نكردند، در آستانه چهل سالگى هاليوود آنها را ترك كرد.
بى گمان ستارگان خوش شانس يا مقاومى هم بودند كه توانستند به بركت شهرت يا نفوذ يا رابطه با «بالايى ها» ، چند سالى بيشتر دوام بياورند. اما بيشتر اين پرى رويان پيشين، براى ادامه بقا در هاليوود به ايفاى نقش هائى تن دادند كه «كارخانه رؤياسازى» براى زنان بالاى چهل سال در نظر گرفته بود: «بيوه هاى عقده اى» ، «يائسه هاى بدخلق» و «عجوزه هاى بدذات» . اين شترى بود كه در خانه همه آنها خوابيده بود.
فيلم كلاسيك «بر بيبى جين چه گذشت؟» (ساخته رابرت آلدريچ در ۱۹۶۲) نمونه اى گويا از هنرنمايى دو تن از بتان پيشين و تصادفا درخشان ترين استعدادهاى هاليوود است: جون كرافورد و بتى ديويس، هر دو بالاى پنجاه سال، يكى بيچاره و ديگرى ديوانه.
در زمانى مقارن توليد اين فيلم، بتى ديويس به يكى از كارهاى متهورانه و جنجالى خود دست زده و در روزنامه آگهى تجارتى عجيبى به چاپ داده بود: ق€‌خانم هنرپيشه اى با سى سال سابقه در هاليوود دنبال كار مى گردد «.
هاليوود اگر بر سر لطف مى آمد و تصميم مى گرفت از ستاره بالاى چهل ساله باز هم چند صباحى كار بكشد، او را در تيپ كليشه اى ديگرى قالب بندى مى كرد تا حسابى» خانم «و» محترم «باشد: مادر فداكار، پرستار احساساتى، خانم معلم مهربان يا حد اكثر وكيل مدافع دلسوز. براى بازيگرى كه به چنين نقش هائى قانع نبود راهى جز خدا حافظى با هاليوود وجود نداشت. ستارگانى مانند مريل استريپ موردى استثنايى هستند كه با ۵۸ سال سن هنوز مى تواند در نقش اول فيلمى ظاهر شود.
طرد از هاليوود
از آخرين قربانيان اين سياست» حذف فيزيكى «امروز هم مى توان ليستى بلندبالا تنظيم كرد و به صدها نام ديگر افزود: ميشل فايفر، دبرا وينگر، دمى مور، هولى هانتر، الن بركين، جسيكا لانگ و بسيارى ديگر. شارون استون هم كه اخيراً در دومين فيلم» غريزه اصلى «ايفاى نقش كرده است به تازگى در مصاحبه اى گفت كه اين روزها به سختى براى بازى در سينما پيشنهادى دريافت مى كند و گاه ناگزير است بدترين نقش ها را هم قبول كند.
نويسندگان فمينيست از مدتها پيش گفته اند كه هاليوود نسبت به هنرپيشه هاى مرد هيچگاه سخت گير نبوده و در هر سنى براى آنها جا و منزلتى داشته است. هنرپيشه هائى مانند فرد آستر، همفرى بوگارت، جيمز استوارت و برت لنكستر با چند نسل پياپى از ستارگان زيبارو همبازى بودند، كه با نزديك شدن چهل سالگى يكى پس از ديگرى از سينماى هاليوود كنار گذاشته شدند. تا امروز هنرپيشه هائى مانند رابرت ردفورد، جك نيكلسون، كلينت ايستوود، شون كانرى و ريچارد گير مى توانند تا شصت سالگى و بالاتر در نقش» جوان اول «ظاهر شوند.
برخورد سينماى اروپا با زنان هنرمند بى ترديد محترمانه تر بوده است. سينماى فرانسه نمونه اى آشناست كه براى ژان مورو، سيمون سينيوره و كاترين دونوو هميشه جا و موقعيتى شايسته داشته است. سينماگران نوگراى امروز اروپا مانند پدرو المودووار و فرانسوا اوزون اين ذوق و تيزهوشى را داشته اند كه با كاراكترهاى ميانه سال به آثار خود عمق و تنوع ببخشند.
هنر كيدمن
نيكول كيدمن در چهل سالگى همچنان پرتوان و فعال است و مى توان اميدوار بود كه در سالهاى آينده از سرنوشت مقدرى كه هاليوود براى زنان بازيگر در نظر گرفته است، در امان بماند. او در سالهاى گذشته استعداد كم مانند خود را در گريز از جبر زمان به خوبى نشان داده است. چند سال پيش در ۳۵ سالگى در فيلم» ساعت ها «(محصول ۲۰۰۲) نقش ويرجينيا وولف (نويسنده اى در اوان پنجاه سالگى) را ايفا كرد و اندكى بعد در فيلم» كوهستان سرد «در نقش زنى ۲۵ ساله ظاهر شد.
نيكول كيدمن را آخرين حلقه از زنجيره هنرمندانى دانسته اند كه خود از سرنوشت مى گريزند اما با هر رگ چهره، هر تكان اندام و هر تار موى خود رعشه هاى سرنوشت را منعكس مى كنند: زنانى مانند اينگريد برگمن، گريس كلى و رومى اشنايدر. كيدمن با اندامى ظريف و شكننده همواره حضورى چنان نيرومند دارد كه مرزهاى آشناى نقش را كنار مى زند. هنر سينما بايد زيرك تر از آن باشد كه به اين زودى از سحر موسيقى ملايمى كه از خطوط موزون چهره و نگاه پررمز و راز اين هنرمند پخش مى شود، چشم بپوشد.

آيين نامه راهنمايى و رانندگى واتيكان به بازار آمد
بى نظمى ايتاليايى ها در رانندگى بر كسى پوشيده نيست و در اروپا رانندگان و عابران اين كشور به زير پا گذاردن كليه موارد آيين نامه رانندگى شهرت دارند.
اين بى نظمى كه درباره اش كتاب ها نوشته شده است، واتيكان را نيز به عذاب آورده و كليساى كاتوليك را مجبور ساخته است كه آيين نامه اى اخلاقى برپايه باورهاى مسيحيت براى سروسامان بخشيدن به آنچه در خيابان هاى ايتاليا و برخى ديگر از كشورهاى غير اروپايى اتفاق مى افتد، تنظيم كند.
لوچانو دكرشنزيو، فيلسوف معاصر ايتاليايى در يكى از كتاب هايش در رابطه با آنچه رابطه هموطنانش با چراغ راهنمايى است نوشته جالبى دارد.
دكرشنزيو مى نويسد: در شمال ايتاليا چراغ سبز، زرد و قرمز قانونى است كه رانندگان و عابران خود را كم و بيش موظف به اجراى آن مى دانند.
همين چراغ راهنمايى بنابر آنچه اين فيلسوف معاصر به آن اشاره مى كند، در مركز ايتاليا توصيه اى بيش نيست و هيچ عابر و راننده اى خود را آنچنان موظف به احترام به اين علائم نمى داند.
به گفته لوچانو دكرشنزيو، در جنوب ايتاليا چراغ راهنمايى نظرى بيش نيست و اگر برخى معتقدند كه با روشن شدن چراغ قرمز بايد ايستاد، ديگران مى توانند با نظرى متفاوت عبور كنند.
شوراى اسقفى مهاجران و حركت كنندگان كه به زبان ديگرى وزارت راه و سفر واتيكان به حساب مى آيد در آغاز هفته جارى در كنفرانسى مطبوعاتى، آيين نامه رانندگى واتيكان را ارائه داد.
در اين آيين نامه، متخلفان ابتدايى ترين قوانين رانندگى، گناهكار به حساب مى آيند و علاوه بر پرداخت جريمه، بر مبناى سنت كاتوليك ها با مراجعه به كليساى محلى بايد از بارگاه الهى تقاضاى عفو و بخشش كنند.
در مقدمه اين آيين نامه اشاره مى شود: «در جهان امروز عده اى خيابان ها را به صحنه خشونت، خود محور بينى، فحاشى، زورگويى و قتل تبديل ساخته اند و تحمل اين امر براى كليساى كاتوليك و مسيحيت قابل قبول نيست.»
در اين آيين نامه ۵۸ صفحه اى از رانندگان خواسته مى شود قبل از به راه انداختن خودرو و يا موتورهايشان دقايقى را به نيايش و تامل بپردازند و با آرامش روحى بيشترى سفر خود را آغاز كنند.
نيايش جمعى در صورتى كه راننده، همسفر داشته باشد، بنابرآنچه در اين جزوه آمده است، مى تواند تردد را بر همگان آسان تر سازد.
واتيكان معتقد است: با توجه به اين امر كه سال گذشته ميلادى يك ميليون و ۲۶۰ هزار نفر در حوادث رانندگى جان خود را از دست دادند، بايد از «وسايل حمل و نقل استفاده اى اخلاقى كرد» و از تبديل خودرو و موتور به وسيله اى «براى زورگويى و اعمال خشونت روانى و جسمى خوددارى كرد»
واتيكان همچنين رانندگى پس از مصرف مشروبات الكلى و مواد مخدر يا انرژى زا را نيز «گناه» دانسته و از نوجوانان موتورسوار نيز مى خواهد كه «با رانندگى معقول از تبديل خيابان ها به پيست مسابقه خوددارى كنند.»

آنجلينا جولى و جستجوى نافرجام براى يافتن دانيل پرل
ماجراى جستجوى نافرجام براى يافتن روزنامه نگار نشريه وال استريت ژورنال دانيل پرل كه در ژانويه سال ۲۰۰۲ در كراچى مفقود الاثر و سپس توسط افراط گرايان اسلامى كشته شد، از روز جمعه در سينماهاى به نمايش در مى آيد.
اين فيلم شب پنجشنبه در موزه بردبارى شهر لس آنجلس و در حضور پدر و مادر دانيل پرل و بازيگر اصلى فيلم آنجلينا جولى كه نقش همسر پرل روزنامه نگار فرانسوى تبار مارين پرل را در فيلم بازى مى كند به نمايش درآمد.
«ا مايتى هارت» يا قلب بزرگ داستان بيم و اميد در روزهاى پس از ناپديد شدن دانيل پرل درپاكستان است. پرل روزنامه نگار يهودى تبار روزنامه وال استريت ژورنال در اوائل سال ۲۰۰۲ با همسر روزنامه نگار خود «مرى آن» در كراچى به پيگيرى وقايع مربوط به يازدهم سپتامبر و انجام مصاحبه با عوامل نزديك و يا وابسته به القاعده بسر مى برد.
فيلم كه از خاطرات مرى ان پرل همسر فرانسوى تبار ژورناليست مقتول برگرفته شده است به شيوه فيلم هاى مستند توسط مايكل وينترباتوم كارگردانى كه پيش از اين «جاده گوانتانامو بى» از او به نمايش درآمده ساخته شده است كه توانسته است از طريق داستانگويى يك راوى، توازنى بين نوميدى مطلق و اميد به آينده اى متفاوت ايجاد كند.
در اين فيلم نقش اصلى را آنجلينا جولى بازيگر برنده اسكار به عهده دارد كه از هم اكنون بازى چشمگير او در نقش مرين پرل مورد توجه شديد منتقدين سينمايى قرار گرفته است.
فيلم «ا مايتى هارت» در اولين نمايش عمومى خود در موزه بردبارى مركز يهودى وايزنتهال در لس آنجلس- زادگاه دانيل پرل و با حضور پدر و مادر او و بازيگران فيلم به نمايش درآمد.
پرل كه تحصيلات خود را در رشته روزنامه نگارى در دانشگاه استانفورد كاليفرنيا به پايان رسانده بود يك نوازنده برجسته ويولن در رشته موسيقى كلاسيك محسوب مى شد و پدر او يكى از استادان با سابقه دانشگاه لس آنجلس است.
دانيل پرل كه نقش كوتاه او را در فيلم «ا مايتى هارت» ، «دن فاترمن» بازى مى كند يكى از روزنامه نگاران فعال آمريكا محسوب مى شد كه توجه و علاقه خاصى به مردم كشورهاى مختلف و فرهنگ هاى گوناگون آنها نشان مى داد.
دانيل پرل يكروز پيش از ترك پاكستان به همراه همسر باردار خود در راه انجام يك مصاحبه با يك رهبر اسلامى بنام «گيلانى» ناپديد شد و يكماه بعد ويديويى از كشته شدن او بدست گروه هاى افراطى مسلمان به دليل يهودى بودن اين روزنامه نگار در اختيار مطبوعات گذاشته شد.
مدت كوتاهى پس از قتل دانيل پرل، پدر و بستگان او يك بنياد فرهنگى و شبكه اينترنتى را به پيشبرد اهداف او در نزديكتر ساختن مردم از كشورهاى گوناگون به يكديگر از راه روزنامه نگارى، موزيك و برقرارى ديالوگ اختصاص دادند.
پروفسور جودآ پرل پدر دانيل در يك مصاحبه مطبوعاتى پس از نمايش فيلم گفت: «بسيارى از هنرمندان و شخصيت هاى مطرح در راه مبارزه با گرسنگى، مرض و پاسخ به مصائب طبيعى كوشا بوده اند اما تعداد كسانى كه با» سونامى «نفرتى كه جهان امروز را در خود فروكشيده مبارزه مى كنند بسيار اندك است» .

مهستى درگذشت
مهستى، خواننده مشهور ايرانى كه از بيمارى سرطان روده رنج مى برد، به سن ۶۱ سالگى درسانتا روزاى كاليفرنيا در گذشت.
مهستى كه نام اصلى اش «خديجه (افتخار) دده بالا» است، در سال ۱۳۲۵ متولد شد. او كه خواهر ديگر خواننده محبوب ايرانى هايده است، توسط پرويز ياحقى، آهنگساز پر آوازه ايرانى، كشف ومعرفى شد.
مهستى كار خوانندگى را از برنامه گل هاى رنگارنگ و با آهنگ «آخه دلم را برده خدايا» كه ساخته پرويز ياحقى بود، شروع كرد.
در آغاز، مهستى با مشكلات زيادى از طرف خانواده اش براى شروع كارخوانندگى مواجه شد، با توجه به فشار خانواده مهستى تصميم گرفت كه با تصوير جديدى از زن خواننده ايرانى پا به عرصه بگذارد. مهستى همواره خود را خواننده اى معرفى مى كرد كه به ارزش هاى خانوادگى احترام مى گذارد.
موفقيت مهستى باعث شد تا ۵ سال بعد از شروع كارش، خواهر ديگر او هايده نيز پا به عرصه خوانندگى بگذارد.
مهستى همزمان با انقلاب در ايران به بريتانيا و سپس به آمريكا مهاجرت كرد.
مهدى ذكايى، روزنامه نگار و سردبير مجله جوانان در لس آنجلس در همين رابطه و درگفت و گويى با راديو فردا ضمن اشاره به خوانندگانى نظير هايده، مهستى و حميرا، اين نسل را «كلاسيك» خواند و در مورد مهستى گفت: «كارى كه مهستى در قالب خوانندگى ارائه مى داد، در نوع خودش تكرار نشدنى است.»
آقاى ذكايى در مورد بيمارى مهستى گفت: «سه ماه پيش، در ديدارى كه بعد از كنسرت دبى با ايشان داشتم گفت كه هيچ گاه توصيه هاى دكترانش را جدى نگرفته و از شيمى درمانى نيز سر باز زده است.»
در سال ۲۰۰۵ ميلادى، به خاطر «يك عمر فعاليت هنرى» از مهستى در مجلس باشكوهى در لس آنجلس تقدير به عمل آمد.
در مارس ۲۰۰۷ مهستى اعلام كرد كه دچار سرطان روده شده و از آن پس تلاش كرد تا جامعه ايرانى مقيم آمريكا را بيشتر با بيمارى سرطان و نقش تمرين هاى فيزيكى در درمان اين بيمارى آشنا كند.
از مهستى ۳۵ آلبوم موسيقى برجاى مانده است.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
خواندنيها
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   خواندنيها   •   طنز   • 
•   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   • 
•   علمى   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •