«فرشتگان تهران» اثر ربيعه كازان اسلام گراى سرشناس ترك، مجموعه اى از مشاهدات و خاطرات زنى است كه انقلاب ايران را نقطه عطفى در كشف هويت اسلامى مى دانست. تصور برخى از مشتاقان حكومت و خلافت اسلامى اين است كه وقفه اى هزار ساله در شناسه ناب محمدى پيش آمده كه تنها يك رستاخيز عميق و ريشه اى قادر است آن را جبران كند. پس از ان كه آيت الله خمينى توفيق يافت بر حكومت پادشاهى غلبه كند و اطرافيان خود را بر كارها بگمارد، اسلام گرايان ترك اطمينان حاصل كردند كه آن رستاخيز اسلامى كه آنها آرزويش را در سر مى پروراندند در ايران به وقوع پيوسته و شواليه هاى مسلمان توانسته اند به حول وقوه الهى يك مأموريت معلق در تاريخ را به انجام برسانند.
خانم ربيعه كازان پنهان نمى كند كه در ذهن خويش، ايران را همان بهشتى تصور مى كرد كه هر اسلام گراى متدين در روياهاى خود نقاشى كرده بود.
ربيعه در همان اوان ورود به تهران شوكه مى شود. به باكره اى مى ماند كه اشتباهاً پا به يك كافرستان بزرگ گذاشته است. او با پديده اى روبرو مى شود كه هيچ مسلمان اهل سنت حتى نمى تواند وجودش را باور كند. در ايران اسلامى اين پديده نه تنها وجود دارد بلكه همه جا به عنوان يك امر عادى رواج روزمره دارد: صيغه.
او متوجه مى شود كه نوعى فحشاى مذهبى كه براى آن منشورى فقهى نيز صادر شده در همه ايران رواج دارد و فقر استخوانسوز در ايران، به اين فحشاى مقدس، به طور گسترده اى دامن زده است.
«ربيعه» در كمال ناباورى پى مى برد كه پيران سالخورده در ايران اسلامى مى توانند با پرداخت چند صد دلار، فرشتگان تهران را از بازار جنسى ابتياع كنند و دولت ترتيبى داده كه اين تجارت رايج هيچگونه قباحت فقهى نداشته باشد.
تنها صيغه ى اسلامى نيست كه ربيعه نامزد سابق محمدعلى آغجا (ضارب پاپ ژان پل دوم) را متحير و مبهوت مى كند. بل او پى مى برد كه در رژيم مذهب گراى ايران «لعبت بازى»، «الفيه و شلفيه»، «خمر مسكرات»، «معاشقه در ملاءعام» و «همخوابگى هاى موقت با مجوز رسمى» قلب مراجع عظام را به درد نمى آورد و در اين بازار پر رونق هر كس به شكلى سرگرم كسب و كار خويش است.
«فرشتگان تهران» در عين حال مقايسه اى ميان زندگى زنان مسلمان در تركيه سكولار و زنان در ايران اسلامى است. برآيند اين قياس به سود زنان ترك تمام شده خواننده مطمئن مى شود كه جامعه زن در ايران نه تنها اسلامى تر نيست كه برعكس هر كس اندك احساسى از تدين داشته باشد وقتى در معرض حوادث كفرآميز در ايران قرار مى گيرد از آلوده شدن به كفر دچار دلشوره و وسواس و نگرانى مى شود.
به نظر مى رسد ربيعه در «ايران همان»، «شهر گناه» را يافته باشد SIN CITY، يا همان اقوامى كه قرآن سرنوشتشان را هشدار داده بود: سودوم و گومورا، قوم لوط.
قطعاً «ربيعه كازان» رژيم ايران را متأثر مى كند.
در وضعيت موجود در تركيه كه مصافى بزرگ ميان اهل قال و اهل حال درگرفته و لشكركشى مذهبيون عليه سكولارها شدت يافته، پيام هاى خانم كازان از ايران اسلامى مى توانست يكبار براى هميشه اسلاميست ها را مطمئن كند، كه راهى كه «همسايه» طى كرده، راه محتوم براى هر مسلمانى است كه آرزو دارد بالاخره روزى از شر ميراث هاى شوم يك ترك زاده ى نامسلمان به نام «آتاترك» خلاص شود و خلافت مفقود را زنده كند.
مخلص كلام اين كه پيغام «ربيعه» به اهل دين اين است كه در يك منظومه سكولار، ارزش هاى دينى تأمين بيشترى دارند تا «يك رژيم مشتهر به ديندارى كه احكام من درآوردى همواره مى تواند جاى احكام الهى را بگيرد. ايران نمونه ى اين جا به جائى است.
«مراد ساعى»- لندن