Nimrooz
Vol. 18, No. 937, June 29, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۳۷ - جمعه ۸ تير ۱۳۸۶
منوچهر جواهركلام
احساس ناخرسندى يا SENSE OF DISPLEASURE
در نوشتار پيشين احساس درد و مكانيسم توليد آن را بررسى كرديم و حالا مى خواهيم بدانيم كه بازتاب روانى ما نسبت به درد چيست و چرا نسبت به محركى آزار دهنده خواه جامد و يا جاندار احساس ناخرسندى مى نمائيم.
احساس ناخرسندى در حقيقت احساس تنبيه يا Sense of Punishment نيز هست. البته منظور از احساس تنبيه الزاماً اشاره به تنبيه هاى بدنى كه موجب آزردگى جسمانى و احساس درد مى شود نيست، بلكه هدف از اشاره به آن و پرداختن به چنين مبحثى شناخت ماهيت اين احساس در مقابل اعمالى است كه حتى بدون لمس كردن بدن سبب ناخرسندى در ما و گاه با همان شدتى مى شود كه تنبيه بدنى به وجود مى آورد.
به كلامى ديگر احساس تنبيه در مقابل محرك هائى است كه به آنها محرك هاى مجازى يا Abstract مى گوئيم. در اين صورت شدت احساس تنبيه و ناخرسندى در ما بستگى مستقيم با ميزان شعور آگاه ما نسبت به خودمان و محرك هاى مجازى دارد.
اگر اين آگاهى كم و يا موجود نباشد بازتابى را كه ارائه مى كنيم همه آن خصيصه هائى را كه اگر برخوردار از آگاهى كافى بوديم در ما ايجاد مى كرد به وجود نمى آورد.
چون همه آنچه را كه مى بينيم و يا مى شنويم به شرط برخوردار بودنمان از دانش و آگاهى كافى درباره ديده ها و شنيده ها ماهيت انديشه ما را مشخص مى كند و در حقيقت انديشه ما است كه به عنوان محرك مركز ناخرسندى و خرسندى در مغز را تحريك مى نمايد.
مى توان گفت انديشه ما نيز به همانگونه كه امواج تحريك از فرضاً يك جسم برنده گيرنده هاى عصبى در ما را متأثر مى كند امواجى توليد مى نمايد كه مى تواند مركز خرسندى يا Pleasure Centre و مركز ناخرسندى و تنبيه يا Displeasure Centre در مغز را تحريك نمايد.
حالا براى اين كه بدانيم چرا شدت بازتاب ما نسبت به درد كه همان احساس ناخرسندى و تنبيه باشد رابطه اى مستقيم با ميزان اگاهى و كيفيت شعور ما دارد مسئله را در كاتگورى كودكان و بزرگسالان بررسى مى كنيم.
حقيقت اين است كه كودكان از آگاهى ذهنى محدودى برخوردارند كه در روند رشد جسمانى و عقلانى بر وسعت آگاهيشان افزوده مى گردد. به اين ترتيب هر چه بر دامنه آگاهى شخص و آن به سبب تجربه بيشتر از موجوديت جسمانى خود در رابطه با دنياى اطرافش افزوده مى شود نتيجتاً فرامى گيرد كه دو بازتاب كاملاً متفاوت در مقابل محرك هاى آزار دهنده و بى آزار ارائه نمايد.
فراموش نشود كه در آغاز حيات و قبل از اين كه تجربه ها در ذهنمان ثبت و ضبط شوند قصه، قصه ديگرى است. مثلاً در نوزادان مركز درد تنها مركزى است كه بازتاب نوزاد نسبت به محرك هاى اطراف را سبب مى شود بى آن كه كيفيت و ماهيت محرك مدنظر باشد.
كما اين كه نورى شديد و يا صوتى شديد ولو اگر ملودى دلچسبى هم باشد رشته هاى هادى درد يا Pain Fibers در طفل را تحريك مى كند و موجب گريه و ناخرسندى او مى گردد.
به اين ترتيب مى توان گفت كه آنچه ما به عنوان رضايت و شادى تلقى مى كنيم مثلاً لبخندى كه بعد از نوشيدن شير و سير شدن در طفلى مشاهده مى كنيم نمى تواند يك بازتاب عاطفى به حساب آيد چرا كه هنوز محرك هاى شادى بخش در مقياسى وسيع تجربه نشده اند بلكه آنچه كه به نمايش گذارده مى شود در حقيقت حالتى از رضايت در غيبت درد است.
به همين دليل هم هر كس كه اين حالت رضايت را در طفلى شيرخوار فراهم آورد در مقابل لبخندى تحويل مى گيرد. در حالى كه همين نوزاد در سال هاى بعد وقتى چهار يا پنجساله مى شود و در فاصله اين مدت مهر و محبت مادر را به كرات تجربه كرده است اگر چه رفع گرسنگى در او هم رضايتى به وجود مى آورد اما اين رضايت در غيبت مادر چه بسا كه با اشك و دلتنگى و بهانه جوئى آميخته است. چرا؟ براى اين كه در اين فاصله از نوزادى تا كودكى تأثير محرك ها را بر مراكز درد و شادى در مغزش سوا سوا تجربه كرده است و بازتاب هاى متفاوت و مناسب را تمرين نموده است.
به عبارتى ديگر براى رضايت حاصل از سير شدن و احساس انس و الفت نسبت به مادر حساب هاى جداگانه اى باز كرده است به طورى كه بودن يكى نمى تواند نبودن ديگرى را جبران نمايد.
اين اصلى است كه در بزرگسالان هم مصداق دارد كما اين كه نبودن درد در ما الزاماً دليل شاد بودن ما نيست. فراموش نشود كه اين گسترش شعور آگاه نسبت به دنياى اطراف مديون دو مكانيسم يادگيرى و يادآورى است كه قبلاً درباره اش صحبت كرده ام.
به هر حال همزيستى اجتماعى بشر را مجبور ساخته است تا يك سرى ارزش ها و معيارها را در رابطه با اعمالى كه انجام مى دهد به حساب آورد و الگوى رفتارى خودش را با توجه به سود و زيانى كه متوجه خودش و ديگران است سبك و سنگين نمايد.
پس جاى تعجب نيست اگر انسانى را مى بينيم كه از لذتى كه احساس مى كند دست مى كشد چون دردى در ديگرى به وجود آورده است و برعكس آدمى را مى يابيم كه درد ديگران مولد لذت در اوست.
مسلماً كارگزاران جامعه به منظور حفظ انسجام نظام جامعه نمى توانند نسبت به گروه دوم بى تفاوت باشند و نتيجتاً اهرم بازدارنده اى كه همان قوانين و دستورالعمل هاى اجتماعى است چاره را در اين مى بيند كه متوسل به تنبيه شود.
مكانيسم بازتاب روانى نسبت به تنبيه چه در كودكان و چه در بزرگسالان يكى است و آن همانطور كه اشاره شد يا به سبب تحريك مركز درد و ناخرسندى در مغز است و يا به سبب قطع ناگهانى تحريك مركز شادى است.
تنها تفاوتى كه در اين ميان وجود دارد اين است كه كودكان به دليل محدود بودن حوزه آگاهيشان نسبت به خود و محيط اطرافشان ندانسته مرتكب اعمالى مى شوند كه ممكن است هم خود و هم ديگران را در معرض آسيب قرار دهد در حالى كه بزرگسالان گاه دانسته براى رسيدن به لذت و آن تفاوتى نمى كند كه لذت مال اندوزى باشد يا لذت جاه و مقام با بهره گرفتن از آگاهى خودشان و بدون توجه به عواقب ناخوشايندى كه بر ديگران تحميل مى كنند به كسب لذت موفق مى شوند.
پس عمل خلافى كه تنبيه را ايجاب كرده است چه در يك كودك و چه در يك فرد بزرگسال مولد احساس لذت و شادى در او بوده است. اما وقتى اين احساس لذت بردن متوقف مى شود يعنى اين كه شخص خلافكار تنبيه مى گردد آن وقت كيفيت بازتاب هائى كه يك كودك و يك فرد بزرگسال نسبت به تنبيه نشان مى دهند تفاوت دارند و اين تفاوت به سبب نبودن آگاهى لازم در يكى و بودن آگاهى در ديگرى است.
اينجا در حاشيه به اين نكته اشاره كنم كه تكرار در تنبيه در كودكان و بزرگسالان هر دو موجب بى تفاوتى نسبت به اثر تنبيه مى شود. اين حقيقت بر پايه اين اصل مسلم فيزيولوژيكى است كه مراكز درد و شادى نسبت به تحريك هاى پى در پى و مكرر بازتابى نشان نمى دهند و منجر به پديد آمدن يك حالت بى تفاوتى در شخص مى گردد.
به همين دليل هم ديده شده است كه برخى از مجرمين و خلافكاران در اجتماع به كرات مرتكب جرم و عمل خلاف خودشان مى شوند و با وجودى كه هر بار در مقابل عمل خلاف تنبيه گرديده اند اما نسبت به آن مقاوم و بى تفاوت شده اند.
بنابراين تنبيه منهاى آموزش چه در كودكان و چه در بزرگسالان آن نتيجه دلخواه را به دست نخواهد داد. دنباله اين بحث را در نوشتار آينده ادامه خواهم داد. dr_javaherkalam@yahoo.co.uk\

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
خواندنيها
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   خواندنيها   •   طنز   • 
•   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   • 
•   علمى   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •