Nimrooz
Vol. 18, No. 927, April 18, 2006
سال هيجدهم - شماره ۹۲۷ - سه شنبه ۲۹ فروردين ۱۳۸۵
بيجه مرودشت چند كودك را قربانى كرده است؟
پسر ۹ ساله قربانى وسوسه شيطانى سه جوان شد
انگيزه شيطانى دو برادر براى ربودن كودك ۹ساله
مرگ يك زن هنگام سقط جنين
عمليات مشترك پليس يونان و ايران آغاز شد
جوان ايرانى در يونان به دست هموطنش كشته شد

بيجه مرودشت چند كودك را قربانى كرده است؟
پسر ۹ ساله قربانى وسوسه شيطانى سه جوان شد
كارآگاهان جنايى مرودشت در پى شكايت خانواده چند كودك ناپديد شده با فرضيه وقوع قتل هاى سريالى توسط سه نوجوانى مواجه شدند كه پيش از اين به قتل يك پسر ۹ ساله اعتراف كرده بودند.
به گزارش رسيده اين سه پسر كه رضا ۱۶ ساله، محمد و حسن ۱۸ ساله هستند در پى مفقود شدن كودك ۹ ساله اى به نام حامد در شهرستان مرودشت استان فارس دستگير شده و به قتل اين كودك اعتراف كردند.
رضا در اعترافاتش گفت: اين پسربچه همسايه ما بود و روز حادثه من او را به بهانه گردش با موتورسيكلت به اطراف شهر كشاندم و به همراه محمد و حسن به وى تجاوز كرديم، سپس دست و پاى حامد را بستيم و او را داخل رودخانه انداختيم، بطوريكه او نتوانست خود را نجات دهد و جان باخت.
به گزارش رسيده، چند روز پيش زن جوانى هراسان و مضطرب به مأموران پليس مرودشت مراجعه كرد و در حالى كه از نگرانى صدايش مى لرزيد، گفت: پسر ۹ساله ام حامد چند ساعتى است كه گم شده و هر جايى كه به فكرم مى رسيد گشتم، اما نتوانستم او را پيدا كنم.
اين زن ادامه داد: صبح روز حادثه حامد براى بازى به خيابان رفت، او معمولاً چند ساعتى بازى مى كرد و به خانه برمى گشت اما اينبار، اين اتفاق نيفتاد. براى اينكه از وضعيت پسرم باخبر شوم به خيابان رفتم، اثرى از او نبود. خيلى نگران شدم. از دوستانش سراغ وى را گرفتم ولى جواب درستى به من ندادند. حتى به خانه اقوامم سرزدم با اينكه مى دانستم حامد بدون من جايى نمى رود اما گفتم شايد بتوانم او را پيدا كنم. وقتى اطمينان پيدا كردم كه نمى توانم او را پيدا كنم به پليس اطلاع دادم.
اولين گام مأموران براى پيدا كردن حامد ۹ساله تحقيقات محلى بود. مأموران دوستان و همبازى هاى حامد را مورد بازجوئى قرار دادند و دريافتند حامد در ساعات اوليه كه از خانه خارج شده بود با سه پسر نوجوان به محل نامعلومى رفته و ديگر بازنگشته است.
يكى از همبازى هاى حامد گفت: يكى از سه پسر را من مى شناسم و مى توانم به شما نشان دهم. با راهنمايى اين پسربچه مأموران رضا يكى از سه نوجوان را شناسايى و دستگير كردند.
رضا ساعاتى بعد از بازداشت به ربودن حامد اعتراف كرد و گفت: من به اتفاق دو تن از دوستانم به نام هاى شاهين و فريدون به سراغ حامد رفتيم. شاهين گفته بود حامد پسربچه ساده اى است و ما مى توانيم به به راحتى به او تجاوز كنيم و حامد هم نمى تواند مقاومت كند. ما به سراغ حامد رفتيم. شاهين مى دانست كه او هر روز سر ساعت مشخصى براى بازى به خيابان مى آيد. شاهين با حامد صحبت و با وعده نشان دادن يك چيز عجيب او را از دوستانش جدا كرد.
بعد ما حامد را به مكانى خلوت برديم. تقريباً هيچ كس آنجا نبود. در همين لحظه بود كه وى احساس خطر كرد و گفت: مى خواهم به خانه برگردم اما ما مقاومت كرديم و به زور او را مورد تجاوز قرار داديم. حامد ترسيده بود و گريه مى كرد، مرتب التماس مى كرد كه رهايش كنيم، اما شاهين گفت اگر اين كار را بكنيم به خانواده اش مى گويد چه بلايى سرش آورده ايم و ما را دستگير مى كنند.
بعد دست و پاى حامد را بستيم و او را به داخل رودخانه انداختيم. حامد نمى توانست دست و پا بزند و در آب خفه شد و ما ديگر جسدش را بيرون نياورديم. با اعتراف اين پسر مأموران دو همدست او را هم دستگير كردند.
پس از اعترافات اين متهم و همدستانش پليس موفق شد جسد اين كودك را پيدا كند.
در شرايطى كه كارآگاهان در حال تحقيق از اين سه متهم براى پى بردن به جزئيات بيشتر اين جنايت بودند، مردى افغان با مراجعه به اداره آگاهى اعلام كرد پسر ۱۲ساله اش به نام كريم از روز ۱۲ فروردين ماه ناپديد شده است. از آنجا كه احتمال داشت رضا و دو پسر شيطان صفت ديگر از سرنوشت كريم بااطلاع باشند آنها بار ديگر تحت بازجوئى قرار گرفتند و رضا به قتل اين پسربچه نيز اعتراف كرد و گفت: «از آنجا كه كريم با خواهرزاده ام هم مدرسه اى بود از خواهرزاده ام براى به تله انداختن كريم كمك گرفتم و پس از ربودن اين پسربچه وى را با موتور به بيابان هاى اطراف شهر برديم و پس از تجاوز به كريم دست و پاى او را بستيم و داخل رودخانه كر انداختيم.»
با اعتراف رضا كه بيجه مرودشت لقب گرفته به دومين قتل، اين پرونده از حساسيت ويژه اى برخوردار شد و پليس تحقيقات خود را براى يافتن جسد كريم آغاز كرد اما تاكنون پيكر اين پسربچه پيدا نشده است. از سويى كارآگاهان خواهرزاده رضا را نيز بازداشت كردند و وى به جرم خود اعتراف كرد.
در همين حال طى روزهاى گذشته خانواده ۸ تن از كودكانى كه طى ۲ ماه اخير در مرودشت ناپديد شده اند با مراجعه به پليس آگاهى اين شهرستان خواستار پيگيرى پرونده هايشان شدند.
هم اكنون كارآگاهان با اين فرضيه مواجه شده اند كه بيجه مرودشت و همدستانش كودكان ديگرى را نيز شكار كرده و به قتل رسانده باشند.
يك مقام آگاه در اين رابطه اعلام كرد: با توجه به شكايات مطرح شده در اداره پليس احتمال اينكه تعداد قربانيان افزايش يابد، زياد است.





شليك سه گلوله براى رسيدن به عشق شوم
پسر جوانى براى رسيدن به دختر مورد علاقه اش و ازدواج با او برادر خود را با شليك سه گلوله از پاى درآورد. به گزارش رسيده ساعت ۴۰/۱۹ روز ۲۴ اسفندماه سال گذشته اهالى خيابانى در شهرك اميديه شهريار با شنيدن صداى شليك سه گلوله سراسيمه از خانه هاى خود خارج شدند و مرد بنگاهدارى را مشاهده كردند كه غرق در خون مقابل مغازه اش نقش بر زمين شده و آخرين لحظات عمرش را سپرى مى كرد.
اهالى محل همچنين متوجه شدند دو نفر در حالى كه صورت خود را با كلاه پوشانده و لباس و شلوار مشكى به تن دارند سوار بر يك دستگاه موتورسيكلت در حال فرار هستند. شاهدان ماجرا بلافاصله با پليس ۱۱۰ تماس گرفتند و از مأموران كمك خواستند و اين در حالى بود كه لحظاتى بعد مرد بنگاهدار تسليم مرگ شد. با حضور تيم ويژه پليس آگاهى شهريار در محل جنايت كارآگاهان تحقيقات خود را آغاز كردند اما از آنجا كه هيچ سرنخى از علت گلوله باران كردن مرد بنگاهدار در دست نبود، نتوانستند در اين مرحله موفقيتى به دست آورند. از سوى ديگر شاهدان عينى نيز در بازجوئى ها اعلام كردند چهره دو جوان موتورسوار را نديده اند.
به اين ترتيب كارآگاهان كه در همان ابتداى كار با بن بست مواجه شده بودند تلاش كردند انگيزه هائى را كه احتمال داشت قاتلان به خاطر آن به سوى مقتول آتش گشوده باشند به دست آورند و تمامى آنها را موشكافى كنند تا شايد از اين طريق به ردپايى از عاملان اين جنايت خونين دست يابند. در شرايطى كه تحقيقات در اين خصوص ادامه داشت پليس جنايى شهريار كليد حل اين معما را به دست آورد و پى برد يك روز قبل از وقوع قتل يكى از اهالى شهرك اميديه موتورسيكلت خود را كه با مشخصات موتورسيكلت قاتلان مطابقت داشت به يكى از دوستانش قرض داده است. با افشاى اين موضوع صاحب موتور به نام حاتم تحت بازجوئى قرار گرفت و گفت: يك روز پيش از قتل مرد بنگاهدار يكى از دوستانم به نام مهدى موتورم را از من قرض گرفت و شب حادثه نيز آن را برايم پس آورد اما من نمى دانم آيا او در اين قتل نقش داشته است يا خير و از اينكه موتور را براى چه كارى لازم داشته نيز بى اطلاع هستم.
در پى اظهارات حاتم مأموران كه براى اثبات گناهكار بودن مهدى به مدارك بيشترى نياز داشتند، تحقيقات نامحسوس خود را پى گرفتند و متوجه شدند اين مظنون كه جوانى ۲۲ ساله است با برادر ۲۳ساله مقتول به نام محمد رابطه صميمانه اى دارد. كشف رابطه دوستانه محمد و مهدى سبب شد تا ذهن كارآگاهان به سوى احتمال وقوع برادركشى معطوف شود. به همين خاطر محمد را به اداره آگاهى احضار كردند و طى بازجوئى از وى خواستند تا حقيقت را بگويد اما اين جوان نه تنها اتهام قتل برادر بزرگ ترش را نپذيرفت بلكه ادعا كرد مهدى را نيز نمى شناسد و هيچ گاه با او دوست نبوده است. انكارهاى محمد اين بار پليس را بر آن داشت تا مهدى را دستگير كنند، اما اين مظنون از زمان وقوع جنايت ناپديد شده بود. به همين خاطر كارآگاهان با مشكل تازه اى در روند كشف ماجراى قتل مرد بنگاهدار مواجه شدند ولى سرانجام با چند روز انجام بررسى هاى ويژه و رديابى مهدى توانستند او را به دام بيندازند و به اين ترتيب به علت شليك گلوله هاى مرگبار پى ببرند. مهدى هنگامى كه به اداره آگاهى انتقال يافت در بازجوئى هاى فنى-پليسى همدستى با محمد براى قتل برادر وى را گردن گرفت و گفت محمد دوست صميمى من بود و وقتى با من درد دل كرد و از مشكلى كه برايش پيش آمده بود برايم تعريف كرد پذيرفتم به او كمك كنم. محمد عاشق دختر جوانى شده بود و مى خواست با وى ازدواج كند اما برادرش با اين وصلت مخالف بود و به محمد گفته بود به هيچ وجه اجازه نخواهد داد او و دختر مورد علاقه اش پاى سفره عقد بنشينند.
محمد برادرش را مانع خوشبختى خود مى دانست و از او به شدت كينه به دل گرفته بود براى همين قصد داشت وى را بكشد. پس از آن كه در جريان نقشه محمد قرار گرفتم يك دستگاه موتورسيكلت قرض گرفتم و روز حادثه با هم به مغازه مقتول رفتيم و در آنجا محمد سه گلوله به برادرش شليك كرد و سپس به سرعت فرارى شديم. پس از اعترافات اين جوان كارآگاهان بلافاصله محمد را دستگير كردند. متهم به قتل كه اين بار چاره اى جز بيان حقيقت نداشت اتهام برادركشى را گردن گرفت و گفت: روز حادثه با موتور وارد كوچه شديم. مهدى صدمتر دورتر از مغازه برادرم با موتور روشن در انتظار من ماند و من وارد بنگاه شدم و گلوله ها را شليك كردم، مى خواستم با اين كار به دخالت هاى برادرم در زندگى ام خاتمه دهم و به دختر مورد علاقه ام برسم.
وى افزود: من سلاح را در منطقه اى در جنوب تهران خريده بودم و پس از قتل آن را در باغى در شهريار زير خاك پنهان كردم. بنابراين گزارش در پى اعترافات جوان برادركش وى و همدستش براى انجام تحقيقات قضائى راهى زندان شدند.





۸ روز شكنجه دختر كر و لال در نانوايى متروكه
پسرى شيطان صفت با ربودن يك دختر كر و لال و انتقال وى به نانوايى متروكه ۸ روز وى را تحت شكنجه هاى بى رحمانه قرار داد.
به گزارش رسيده روز ۸ فروردين ماه سال جارى زن جوانى به پليس آگاهى ورامين مراجعه كرد و از ناپديد شدن خواهر ۱۸ساله اش به نام مونا خبر داد.
اين زن در توضيح ماجرا گفت: «خواهرم كر و لال است و اختلال حواس نيز دارد. او روز ۵ فروردين ماه براى خريد از مغازه سر كوچه مان از منزل خارج شد و ديگر بازنگشت و ما در اين مدت همه جا را دنبال وى جست وجو كرده اما ردى از او پيدا نكرده ايم.»
پس از طرح اين شكايت كارآگاهان تحقيقات خود را براى پيدا كردن دختر كر و لال آغاز كردند و در نخستين اقدام با تكثير عكس مونا آن را در اختيار تمامى واحدهاى گشت قرار دادند.
به اين ترتيب پليس جست وجوهاى گسترده و همه جانبه اى را براى افشاى سرنوشت مونا در دستور كار خود قرار داد اما هيچ خبرى از اين دختر به دست نيامد تا اينكه سرانجام روز ۱۳ فروردين ماه در حالى كه ۸ روز از ناپديد شدن وى مى گذشت اكيپى از مأموران حين گشت زنى در پيشواى ورامين به صورت اتفاقى دختر كر و لال را در حالى كه در حال پياده روى در خيابان قيام بود مشاهده و وى را به پليس آگاهى منتقل كردند.
مونا كه قادر به صحبت كردن نبود در بازجوئى هاى اوليه نتوانست علت ناپديد شدنش را بيان كند. به همين خاطر مأموران موضوع را به خواهر وى اطلاع دادند و اين زن در اداره آگاهى حضور يافت و با ايما و اشاره با مونا صحبت كرد.
دختر ۱۸ساله در حالى كه اشك مى ريخت به خواهر خود فهماند در اين مدت پسرى جوان او را ربوده و زندانى كرده و بارها مورد شكنجه و تجاوز قرار داده بود.
با افشاى اين موضوع فصل تازه اى در پرونده مفقود شدن دختر كر و لال گشوده شد و كارآگاهان با توجه به حساسيت ماجرا دور تازه اى از تحقيقات را در اين رابطه آغاز كردند. اما در همان نخستين گام با مانع بزرگى مواجه شدند و مونا به خاطر اختلال حواس و ناتوانى در تكلم موفق به چهره نگارى متهم نشد و نتوانست مشخصات جوان متجاوز را در اختيار آنان قرار دهد. در نهايت كارآگاهان بدون در اختيار داشتن سرنخ از متهم فرارى تلاش هاى خود را براى افشاى هويت وى آغاز كردند تا اينكه بار ديگر يك اتفاق گره اين پرونده را گشود. روز ۱۸ فروردين ماه هنگامى كه مونا و خواهرش براى پيگيرى پرونده شان به اداره آگاهى ورامين رفته بودند، دختر كر و لال با ديدن پسر جوانى كه از سوى مأموران دايره مبارزه با سرقت به اتهام دزديدن موتورسيكلت دستگير شده بود شروع به داد و فرياد كرد و به مأموران فهماند اين سارق همان جوانى است كه وى را ۸ روز زندانى و شكنجه كرده و مورد تجاوز قرار داده بود. اين متهم كه جوانى ۲۷ساله معروف به حميد بتول است بلافاصله تحت بازجوئى قرار گرفت اما اتهام خود را انكار كرد و گفت به هيچ وجه دختر كر و لال را نمى شناسد.
در حالى كه حميد جرم خود را پنهان مى كرد مأموران متوجه شدند وى سوابق متعددى از جمله شرارت، تجاوز و اذيت زنان و دختران، رابطه نامشروع و توزيع مواد مخدر دارد.
افشاى سوابق حميد احتمال مجرم بودن وى را بيشتر كرد و به همين خاطر بازجوئى هاى فنى-پليسى از اين جوان ادامه يافت. حميد سرانجام به اعمال شيطانى اش اقرار كرد و گفت: مدت ها بود مونا را زير نظر داشتم اما او هر بار كه مرا مى ديد به سرعت فرار مى كرد تا اينكه روز حادثه حدود ساعت ۱۴ بود كه مونا را سر كوچه ديدم. از آنجا كه خيابان خلوت بود بلافاصله وى را ربودم و داخل خودروى پيكان سفيد رنگم انداختم. از آنجا كه قفل درهاى عقب اتومبيل خراب بود اين دختر موفق به فرار نشد اما مى خواست با داد و فرياد جلب توجه كند كه به خاطر خلوتى خيابان از اين طريق هم نتوانست از چنگ من فرار كند.
حميد ادامه داد: پس از ربودن دختر جوان او را به يك نانوايى متروكه كه از قبل شناسايى كرده بودم، بردم و دست و پايش را بستم و در مدت ۸ روزى كه وى را زندانى كرده بودم بارها او را مورد تجاوز قرار دادم و در نهايت رهايش كردم.
بنا به اين گزارش پس از اين اعترافات، حميد براى ادامه يافتن تحقيقات قضائى راهى زندان شد.



جنايت در آرايشگاه مردانه
پسر نوجوانى كه در پى يك لحظه عصبانيت مشترى آرايشگاه محل كارش را به قتل رسانده بود، خودش را تسليم پليس كرد.
به گزارش رسيده ساعت ۳۰/۲۰ روز دوشنبه مأموران كلانترى ۱۱۱ هفت چنار از طريق مركز فوريت هاى پليسى در جريان مرگ مشكوك مرد جوانى در بيمارستان قرار گرفتند و با حضور در آنجا متوجه شدند متوفى جوان ۲۵ ساله اى به نام شاهين است كه آثار اصابت ۴ ضربه چاقو روى پيكرش مشهود است.
پزشكان بيمارستان در جريان تحقيقات علت مرگ شاهين را شدت جراحات اعلام كردند و گفتند به رغم تلاش هاى انجام شده به خاطر خونريزى شديد اين جوان موفق به نجات جان او نشدند.
پس از آن كه مشخص شد شاهين به قتل رسيده است تيمى از مأموران اداره پليس آگاهى تهران بزرگ تحقيقات خود را در اين رابطه آغاز كردند. كارآگاهان با بازجوئى از افرادى كه مقتول را به بيمارستان رسانده بودند متوجه شدند شاهين در جريان يك نزاع در آرايشگاهى در خيابان ۱۱ مترى اميريه از پاى درآمده است.
پس از حضور پليس در محل جنايت بازجوئى از شاهدان عينى آغاز شد و آنان نوجوان ۱۷ساله اى به نام كمال را كه شاگرد آرايشگاه بود به عنوان عامل جنايت معرفى كردند و گفتند وى پس از ارتكاب قتل به سرعت متوارى شد. پس از افشاى هويت مقتول كاوش هاى پليس براى به تله انداختن وى آغاز شد و ساعاتى بعد در حالى كه كارآگاهان به دنبال ردپايى از كمال بودند اين نوجوان خودش را تسليم پليس كرد.
كمال كه از جرم خود به شدت اظهار پشيمانى مى كرد، گفت: شاهين به عنوان مشترى به آرايشگاه آمده بود اما حالت طبيعى نداشت و بعد از چند دقيقه بر سر موضوعى با صاحب آرايشگاه درگير شد و ما وساطت كرديم و شاهين از مغازه بيرون رفت.
ما فكر كرديم كه ديگر اين غائله خاتمه يافته است اما دقايقى بعد شاهين دوباره بازگشت و به سراغ صاحب مغازه رفت و بار ديگر با او درگير شد. شاهين اين بار چاقويى در دست داشت و مى خواست به صاحبكارم حمله كند و در اين ميان تلاش ما براى جلوگيرى از اين كار بى فايده بود. در نهايت من كه به شدت عصبانى شده بودم وارد درگيرى شدم و در يك لحظه نمى دانم چه كسى چاقو به دستم داد و من با چاقو چند ضربه به شاهين زدم. آن لحظات اصلاً متوجه رفتارم نبودم و وقتى به خودم آمدم كه مرد جوان به زمين افتاد. كف مغازه با خون فرش شده و شاهين به شدت بدحال بود. من نيز از ترس پا به فرار گذاشتم.
متهم به قتل اظهار كرد: در تمام اين ساعاتى كه فرارى بودم آرزو مى كردم اتفاقى براى شاهين نيفتد و او زنده بماند اما در نهايت به من خبر رسيد وى مرده است. به شدت دچار عذاب وجدان شده بودم و نمى دانستم بايد چه كار كنم براى همين تسليم شدن را بهترين راه حل ديدم. پس از اعترافات كمال، وى بازداشت شد و به زودى تحقيقات قضائى از اين نوجوان آغاز مى شود.

انگيزه شيطانى دو برادر براى ربودن كودك ۹ساله
دو برادر با انگيزه وادار كردن يك زن جوان به ادامه رابطه غيراخلاقى كودك ۹ساله او را ربودند.
به گزارش رسيده ساعت ۱۷ روز بيستم اسفند سال گذشته مرد ۴۲ ساله اى به كلانترى حصارك كرج رفت و مأموران را در جريان ربوده شدن پسر ۹ ساله اش به نام محمد از سوى دو برادر به نام هاى كوروش و ملك قرار داد.
محمد روز حادثه همراه برادرش در حال برگشت از مدرسه بود كه دو پسر جوان سد راه آنها شدند و به زور محمد را همراه خود بردند.
با طرح اين شكايت مأموران پليس آگاهى كرج بررسى هاى خود را آغاز كردند و پى بردند دو متهم چند سال قبل مستاجر شاكى بوده اند.
متهمان با مادر محمد (كودك ربوده شده) رابطه نامشروع برقرار كرده بودند و فاش شدن اين موضوع باعث شده بود دايى محمد دو برادر را از آنجا بيرون كند.
پدر محمد در ادامه گفت: من از موضوع اين ارتباط بى خبر بودم. يك بار ملك با من تماس گرفت و خواست به مريوان بروم. وقتى به آن جا رفتم همسرم با من شروع به جر و بحث كرد و درگيرى ما بالا گرفت. من خواستم به تهران برگردم اما دو برادر اجازه ندادند همسرم را با خود ببرم. آنها مدعى بودند امكان دارد من در راه همسرم را بكشم به همين خاطر خواستند من به تهران بيايم و از پدر و مادرزنم بخواهم به مريوان بروند و او را باز گردانند.
من كه فكر نمى كردم اين يك نقشه براى فرستادن من به تهران و ارتباط آنهابا همسرم باشد به تهران بازگشتم و موضوع را به خانواده همسرم گفتم.
پس از آمدن شاكى به تهران مأموران ملك و زن جوان را دستگير و آنها را به اتهام رابطه نامشروع و حمل اسلحه روانه زندان كردند اما پس از ۴۰ روز يكى از بستگان ملك با سپردن وثيقه دو متهم را از زندان آزاد كرده بود.
با آمدن زن جوان به كرج، قاضى پرونده دوباره او و ملك را به دادگاه مريوان احضار كرد اما او از رفتن به اين شهر خوددارى كرد.
در پى قطع ارتباط زن جوان با دو برادر، آنها براى اين كه او را مجبور به ادامه ارتباط و معرفى خود به دادگاه مريوان كنند، اقدام به ربودن محمد ۹ ساله كردند.
مأموران در ادامه كوروش را دستگير كردند و در تحقيق از او مشخص شد ملك كودك ربوده شده را به مريوان برده است.
سپس خانه ملك شناسايى و مشخص شد او با حفر تونلى در خانه، راه فرارى براى خود باز كرده است.
سرانجام ساعت ۱۶ روز پنجشنبه هفته گذشته مأموران با بستن مسير تونل وارد خانه ملك شدند. متهم با مشاهده مأموران وارد تونل شد ولى هنگام خارج شدن از آن خود را در محاصره پليس ديد. مأموران سرانجام با خلع سلاح مرد آدم ربا، كودك ۹ ساله را آزاد كردند.
متهم در بازجوئى ها به يك سرقت مسلحانه در تاريخ ۱۵ فروردين امسال نيز در مريوان اعتراف كرد. هم اكنون بررسى ها درخصوص اين دو پرونده ادامه دارد.





حسادت، انگيزه سه جوان براى آزار قهرمان كشتى
سه پسر نوجوان به خاطر حسادت به دوست شان كه قهرمان كشتى است با تهديد او را مورد تجاوز قرار دادند. به گزارش رسيده اوايل هفته گذشته پسر نوجوانى به نام «م» به مأموران پليس مراجعه كرد و گفت سه نفر از دوستانم مرا مورد تجاوز قرار داده اند.
اين پسر نوجوان گفت: من قهرمان كشتى هستم به همين خاطر هم بسيارى از دوستانم به من حسادت مى كردند. روز حادثه سه نفر از دوستانم به سراغم آمدند و با مهربانى مرا به يك ميهمانى دعوت كردند. من هم براى اينكه كدورت هاى گذشته كنار گذاشته شود، قبول كردم و رفتم. وقتى به خانه دوستم رسيديم يكدفعه هر سه نفر از آنها مرا با چاقو تهديد كردند و سپس مورد تجاوز قرار دادند. آنها همچنين از صحنه هاى تجاوز عكس گرفتند و تهديد كردند كه اگر شكايت كنم عكس ها را پخش خواهند كرد.
با اعلام شكايت اين نوجوان تحقيقات براى دستگيرى سه نوجوان متجاوز آغاز شد و مأموران پس از چند روز موفق شدند مجيد، يكى از سه متهم، را دستگير كنند. اين جوان به جرم خود اعتراف كرد و گفت: ما فقط به خاطر حسادتى كه نسبت به «م» داشتيم اين كار را كرديم اما عكس ها دست من نيست و دو همدست ديگرم عكس ها را با خود برده اند.
بنا بر اين گزارش هم اكنون تحقيقات شعبه ۷۷ دادگاه كيفرى براى دستگيرى دو متهم ديگر پرونده ادامه دارد.





دور تازه تحقيقات پيرامون قتل مرموز در پژو۲۰۶
تحقيقات پليس براى شناسايى عامل قتل مردى كه جمعه دو هفته قبل جسد نيمه سوخته اش در جاده كرج كشف شده بود وارد مرحله جديدى شد.
به گزارش رسيده در حالى كه مأموران آتش نشانى روز جمعه ۱۷ فروردين ماه مشاهده كردند يك خودروى پژو ۲۰۶ در آتش مى سوزد به سرعت آتش را خاموش كردند، متوجه شدند جسد مردى در ماشين است.
پس از كشف جسد با حضور مأموران تشخيص هويت پليس مشخص شد مقتول پيش از سوختن در آتش با ضربات چاقو به قتل رسيده است و آتش سوزى خودرو ساختگى و براى از بين بردن مدارك صورت گرفته است.
در ادامه از داخل خودروى مقتول مجهول الهويه تعدادى چك مسافرتى نيمه سوخته و كارت خودرو كشف شد.
مشخصات ثبت شده در كارت خودرو نشان مى داد كه زنى به نام فرشته مالك آن است. در تحقيق از فرشته مشخص شد كه وى ماشين را سه سال پيش به فرد ديگرى فروخته است.
به اين ترتيب مشخص شد كه آخرين مالك خودرو فردى به نام صفر است. پليس پس از مراجعه به خانه صفر با اظهارات دخترش هاجر مواجه شد كه مدعى بود پدرش از شب قبل از كشف جسد ناشناس خانه را به طور ناگهانى ترك كرده است و از او خبرى در دست نيست.
در تحقيقات تكميلى مشخص شد كه شب قبل از مرگ صفر وى در خانه با همسرش درگير شده و پس از دخالت پسرش به نام عليرضا صفر او را از خانه بيرون انداخته و ساعتى بعد خود نيز خانه را ترك كرده است.
با احضار عليرضا تحقيقات از پسر ۲۸ ساله صفر آغاز شد و با توجه به درگيرى وى با پدرش در شب قبل از وقوع قتل، به عنوان نخستين مظنون دستگير شد.
پس از دستگيرى عليرضا وى مدعى شد شب قبل از جنايت پس از اينكه پدرش وى را از خانه بيرون انداخت ابتدا نزد يكى از دوستانش رفت و سپس براى ديدن سريال تلويزيونى به قهوه خانه اى كه در نزديكى محل كارش بود مراجعه كرد و پس از آن به بنگاهى كه در آن مشغول به كار است، رفت و كليد يكى از واحدهايى كه براى اجاره در اختيار وى قرار داشت را برداشت و شب را در آن آپارتمان سپرى كرد.
اين جوان در ادامه بازجوئى به پليس گفت: صبح روز بعد سوار بر موتور به پاركينگ عبدل آباد رفتم و ساعت ۴ بعدازظهر به خانه بازگشتم تا همراه خواهرم و شوهرش براى قولنامه كردن يك خانه به كرج برويم. رفت و برگشت ما به كرج تا ساعت ۳۰/۱۰ شب به طول انجاميد.
در حالى كه به دستور بازپرس عليرضا تا زمان اثبات اظهاراتش بازداشت شد، وى مدعى شد پدرش كه همسر ديگرى نيز دارد اخيراً رفت وآمدهاى مشكوكى داشته و احتمال مى دهد كسى كه پدرش را به قتل رسانده است با اين افراد در ارتباط باشد. عليرضا در آخرين بازجوئى به پليس گفت: پدرم روز قبل از جنايت همراه با همسر دومش از عروسى دخترش از شهر خلخال باز مى گشته است.
با ادعاهاى اين مرد جوان تحقيقات پليس براى شناسايى افراد ديگرى كه امكان دارد با اين جنايت ارتباط داشته باشند آغاز شد و بررسى ها درخصوص نقش عليرضا در قتل پدرش ادامه دارد.





تجاوز به ۱۱ دختر جوان با انگيزه اخاذى
پسر شيطان صفت پس از اغفال ۱۱ دختر جوان و تهيه فيلم هاى غيراخلاقى، از طريق ارسال پيام كوتاه (SMS) دست به اخاذى از آنان زد.
به گزارش رسيده صبح روز پنجشنبه گذشته دختر جوانى به كلانترى ۱۳۸ جنت آباد رفت و عليه پسر ۲۲ساله اى به نام حميدرضا شكايت كرد.
اين دختر گفت: من به صورت اتفاقى با حميدرضا آشنا شدم و رابطه دوستانه اى با او برقرار كردم. در اين ميان حميدرضا پس از اغفال من مرا به خانه اش برد و در آنجا شربتى به من تعارف كرد. پس از خوردن شربت ناگهان از هوش رفتم و ديگر متوجه نشدم چه اتفاقى افتاد. زمانى كه به هوش آمدم فهميدم حميدرضا به من تجاوز كرده است.
آن روز از خانه حميدرضا خارج شدم اما پس از مدتى او برايم يك پيام كوتاه فرستاد و گفت در منزلش با استفاده از تلفن همراهش از من فيلم تهيه كرده است و در صورتى كه به خواسته هايش تن ندهم، فيلم مرا در سطح شهر پخش مى كند. حميدرضا در چند روز گذشته بارها برايم پيام تهديدآميز ارسال كرده و قصد دارد از من اخاذى كند.
پس از طرح اين شكايت مأموران بلافاصله تحقيقات خود را آغاز كردند و با زير نظر گرفتن حميدرضا توانستند وى را به دام بيندازند. حميدرضا در جريان بازجوئى ها جرم خود را پذيرفت و گفت: پس از آنكه دختر جوان- شاكى- را به خانه ام كشاندم او را بيهوش كردم و نقشه ام را به مرحله اجرا درآوردم. از آنجا كه احتمال داشت اين جوان جرايم ديگرى نيز انجام داده باشد بازجوئى ها از وى ادامه يافت و حميدرضا كه دست خود را روشده مى ديد به اغفال، تجاوز و اخاذى از ۱۰ دختر جوان ديگر نيز اعتراف كرد.
وى در اظهاراتش گفت: من ابتدا با طعمه هايم رابطه دوستانه برقرار و اعتمادشان را جلب مى كردم و سپس آنان را در حالت بيهوشى مورد تجاوز قرار مى دادم و با دوربين موبايلم از آنها فيلم تهيه مى كردم سپس با ارسال پيام هاى تهديدآميز به تلفن همراه شان اعلام مى كردم در صورتى كه به من پول ندهند فيلم را در سطح شهر پخش مى كنم.
وى افزود: من تصور نمى كردم طعمه هايم عليه من شكايت كنند و تصورم اين بود كه آنان از ترس آبرويشان سكوت مى كنند و به خواسته هايم جامه عمل مى پوشانند.
اين متهم در ادامه به مأموران گفت: فيلم هاى تهيه شده از ۱۱ دختر جوان را در اختيار يكى از دوستانش قرار داده و او فيلم ها را در موبايلش ذخيره كرده است.
با اعترافات حميدرضا همدست وى نيز دستگير و پرونده دو متهم براى رسيدگى به دادسراى ناحيه ۵ صادقيه ارجاع شد.





پرونده روانپزشك قلابى ايرانى در دست دادستان استكهلم
پرونده يك روانپزشك قلابى ايرانى كه در سوئد به صورت غيرقانونى فعاليت مى كرد در اختيار دادستان استكهلم قرار گرفت.
اين مرد ايرانى كه على نام دارد چند سال پيش به سوئد مهاجرت كرد و در شهر استكهلم اقامت گزيد. وى پس از مدتى با راه اندازى يك دفتر كار فعاليت هاى خود را به عنوان روانشناس و روانپزشك آغاز كرد.
على براى جذب ايرانيان مقيم استكهلم تبليغات گسترده اى انجام داد و آگهى هاى تبليغاتى وى در چندين سايت اينترنتى فارسى زبان و همچنين شبكه هاى راديويى پخش مى شد تا اينكه بالاخره يك مرد ايرانى عليه اين مرد شكايت كرد.
مرد شاكى در اظهارات خود گفت: «من به خاطر مشكل روحى و روانى كه داشتم نزد على مى رفتم و با او از طريق تبليغاتى كه در يك راديو فارسى زبان انجام مى داد آشنا شده بودم. على بابت هر بار ملاقات ۶۰۰ كرون از من دريافت مى كرد اما به رغم وعده هايش در طول مدت نسبتاً طولانى هيچ تغييرى در وضعيت روحى و روانى من ايجاد نشد تا اينكه بالاخره با انجام تحقيقات فهميدم على هيچ مدرك و مجوزى براى فعاليت در زمينه روانشناسى ندارد.»
پس از شكايت اين مرد پرونده اى در اين رابطه تشكيل و به بخش نظارت اداره امور اجتماعى استكهلم ارجاع شد و كارمندان اين بخش پس از انجام تحقيقات متوجه شدند على بدون داشتن مجوز در اين زمينه فعاليت مى كرده است. ادامه يافتن تحقيقات در اين رابطه نشان داد على نه تنها بدون مجوز اقدام به پذيرش بيمار مى كرده بلكه اصولاً هيچگونه تحصيلاتى در اين رابطه ندارد. اين در حالى بود كه مرد ايرانى توانسته بود با انجام تبليغات گسترده اى بيماران زيادى را جذب و بابت هر جلسه ويزيت از آنان بين ۵۰۰ تا ۸۰۰ كرون دريافت مى كرده است.
زمانى كه على براى انجام تحقيقات به بخش نظارت اداره امور اجتماعى احضار شد، پذيرفت كه بدون مجوز اقدام به فعاليت مى كرد، اما ادعا كرد مدرك روانشناسى خود را از كشور هندوستان دريافت كرده است. به رغم ادعاهاى اين مرد از آنجا كه مسوولان استكهلم همچنان معتقد بودند وى در رشته روانشناسى و روانپزشكى تحصيل نكرده است پرونده اتهامى اش را در اختيار دادستان استكهلم قرار دادند. اريكا لينه خودش يكى از مسوولان دادستانى استكهلم درباره پرونده اين مرد ايرانى گفت: «تاكنون هيچ گونه تصميم گيرى در مورد اينكه پرونده منتهى به محاكمه خواهد شد يا خير نشده است اما به هر حال پرونده هائى از اين قبيل براى رسيدگى داراى اولويت هستند.» بنابراين گزارش پرونده اين روانپزشك قلابى همچنان در دست بررسى است.

مرگ يك زن هنگام سقط جنين
**
پزشك جراح كه در مطب خود اقدام به سقط جنين غيرقانونى كرده و باعث مرگ زن جوانى شده بود از سوى دادگاه عمومى تهران به شش ماه حبس و يك سال ممنوعيت از كار محكوم شد.
به گزارش رسيده ساعت ۷ بعدازظهر ۱۳ مردادماه سال ۸۳ مردى هراسان با پليس ۱۱۰ تماس گرفت و اعلام كرد همسر جوانش در مطب يك پزشك فوت شده و در حال حاضر جسدش در مطب است.
با اعلام اين خبر بلافاصله مأموران پليس در مطب حاضر و با جسد زن جوانى به نام بيتا روبه رو شدند كه در اتاق جراحى رها شده بود، اما هيچ كس به جز شوهر بيتا در مطب نبود، پس از انتقال جسد به پزشكى قانونى مأموران شوهر بيتا را تحت بازجوئى قرار دادند. اين مرد گفت: من و بيتا هشت ماه قبل با هم ازدواج كرديم و سه ماه پيش بيتا باردار شد اما چون بچه دوست نداشت تصميم گرفت كه جنين را سقط كند. ما ابتدا پيش يك زن ماما رفتيم و او مرا به يك جراح عمومى معرفى كرد تا او بچه را سقط كند. دكتر جراح ۶۰۰ هزار تومان از ما پول گرفت و قرار شد كه بچه را سقط كند. همسرم وارد اتاق جراحى شد، چند دقيقه بعد زن پرستار و خانم ماما از اتاق خارج شدند، آنها به شدت ترسيده بودند، در باز بود من ديدم پزشك جراح در حال دادن تنفس مصنوعى به همسرم است و متوجه شدم برايش مشكلى پيش آمده است. بعد پزشك جراح كه ترسيده بود با اورژانس تماس گرفت و از آنها كمك خواست وقتى پزشك اورژانس وارد مطب شد و بالاى سر همسرم رفت اعلام كرد او فوت شده است. دكتر جراح، زن پرستار و زن ماما بعد از رفتن مسوولان اورژانس فرار كردند، دكتر جراح يك رضايت نامه براى سقط از من گرفته بود و فكر مى كرد ديگر هيچ مسووليتى متوجه او نيست.
ماموران در ادامه بررسى هاى خود پدر و مادر بيتا را مورد بازجوئى قرار دادند. مادر بيتا گفت: دخترم هشت ماه قبل ازدواج كرد. شوهرش مرد ثروتمندى بود و از همسر اولش جدا شده بود. اما خانواده اش به شدت با اين ازدواج مخالف بودند، دامادم اجازه نمى داد كه دخترم به خانه ما بيايد و دخترم هم براى اينكه مشكلى در زندگى اش پيش نيايد قبول كرده بود، تا اينكه چند روز قبل در حالى كه به شدت ناراحت بود به خانه ما آمد، او در حالى كه گريه مى كرد، گفت: سه ماهه باردار است و شوهرش او را مجبور كرده براى سقط جنين از ما رضايت نامه بگيرد، خانواده دامادم از باردار بودن دخترم خيلى ناراحت بودند، ولى دخترم قصد داشت فرزندش را نگه دارد. ما هم رضايت نامه اى داديم مبنى بر اينكه اگر دامادمان راضى باشد ما با سقط هيچ مخالفتى نداريم. فرداى آن روز با دخترم تماس گرفتم. او گفت: پزشكان چهار آمپول سقط به او زده اند اما بچه سقط نشده و بعد از آن چند بار ديگر تماس گرفتم و متوجه شدم كه موبايل دخترم خاموش است.
پليس در ادامه تحقيقات خود موفق شد پزشك جراح، پرستار و زن ماما را دستگير كند.
پزشك جراح در تحقيقات منكر داشتن هرگونه اطلاعى از مرگ بيتا شد و گفت: زن ماما از آشنايان من بود و هر وقت كارى داشت به مطب من مراجعه مى كرد، روز حادثه هم او و پرستار به اتفاق بيمار وارد اتاق شدند و وقتى بيرون آمدند من متوجه شدم بيمار فوت شده است. زن ماما چهار ديازپام به او تزريق كرده بود و من از اين ماجرا بى اطلاع بودم.
اما زن ماما حرف هاى دكتر جراح را رد كرد و گفت: من در اين اتفاق دخالتى نداشتم، بيتا به خاطر دردهاى شكمى به من مراجعه كرد و من هم او را به پزشك جراح معرفى كردم و در اين اتفاق دخالتى نداشتم.
اين در حالى است كه پزشكى قانونى علت مرگ را شوك ناشى از سقط جنين و تزريق بيش از حد ديازپام اعلام كرد و پزشك جراح و زن ماما را هركدام ۵۰ درصد در مرگ بيتا و جنينش مقصر دانست. سازمان نظام پزشكى نيز در گزارش خود اعلام كرد پزشك جراح سه تخلف پزشكى ديگر هم در اين خصوص داشته و سقط جنين بيتا مشروع نبوده و طبق موازين قانونى صورت نگرفته است. بنابراين شعبه ۱۰۲۴ دادگاه عمومى تهران پزشك جراح را به شش ماه حبس تعزيرى و پرداخت ۵۰ درصد ديه يك زن مسلمان و جنينش و همچنين زن ماما را به پرداخت يك ميليون تومان جزاى نقدى بدل از حبس و ۵۰ درصد ديه زن مسلمان و جنينش محكوم كرد.
هيات انتظامى نظام پزشكى نيز دكتر جراح را به خاطر داشتن سه سابقه به يك سال محروميت از خدمات پزشكى محكوم كرد. اين پرونده اكنون با اعتراض دو متهم به شعبه ۳۹ دادگاه تجديدنظر فرستاده شده است.




مسافركش قلابى دختر ۱۷ساله را ربود
دستگيرى پسر جوانى كه پس از ربودن دختر ۱۷ ساله اى او را مورد تجاوز قرار داده بود در دستور كار مأموران پليس آگاهى تهران قرار گرفت.
هفته گذشته دختر ۱۷ ساله اى به نام ناهيد با مراجعه به شعبه ۵ بازپرسى دادسراى جنايى تهران با طرح شكايتى گفت: پسر جوانى روز شنبه با تهديد من با چاقو مرا به خانه اى در حوالى بلوار ابوذر برد و در آن جا مورد تجاوز قرار داد.
ناهيد ادامه داد: عصر يكشنبه پس از تمام شدن كلاس زبانم در بلوار ابوذر قصد آمدن به خانه مان در حوالى پيروزى را داشتم. كنار خيابان منتظر تاكسى بودم كه خودروى پيكان سفيدرنگى مقابلم توقف كرد. پسر جوانى راننده آن بود و يك مسافر هم روى صندلى عقب نشسته بود. به خاطر اين كه رفتار راننده و آن مسافر عادى بود به موضوع مشكوك نشدم و روى صندلى جلو نشستم. پس از طى مسافتى مرد مسافر پياده شد، با پياده شدن او راننده خودرو، تغيير مسير داد و به داخل خيابانى در بلوار ابوذر پيچيد. وقتى به اين كار او اعتراض كردم با چاقو مرا تهديد كرد و گفت اگر سر و صدا كنم، مرا مى كشد. پسر جوان سپس مرا به داخل خانه اى برد و در آن جا مورد تجاوز قرار داد و سپس مرا در نزديكى خانه مان رها كرد.
با طرح اين شكايت بازپرس به گروهى از مأموران پليس آگاهى مأموريت داد با چهره نگارى از متهم و بررسى محل ربوده شدن دختر نوجوان، جوان متجاوز را دستگير كنند.




۱۲ كشته و ۱۰۴ مسموم در پى مصرف مشروبات الكلى تقلبى در قم
پليس قم ۲۴ مرد و زن را در رابطه با توزيع مشروبات الكلى مسموم كه طى چند روز اخير ۱۲ كشته بر جاى گذاشته و ۱۰۴ تن را راهى بيمارستان كرده است، دستگير كرد.
به گزارش پايگاه اطلاع رسانى نيروى انتظامى، پليس هم اكنون در حال تحقيق از ۲۱ مرد و سه زن دستگيرشده اين پرونده است و تاكنون ۱۹ نفر به عنوان شاكى در اين رابطه اعلام شكايت كرده اند.
مشروبات الكلى مسموم ظاهراً در روز ۱۳ فروردين ماه توسط جان باختگان و مسموم شدگان مصرف شده است.
در همين رابطه يك پزشك متخصص اعصاب از عوارض جبران ناپذير و مرگ آور استفاده از مشروبات الكلى دست ساز و مسموم خبر داد.
دكتر يزدان خواه به پايگاه اطلاع رسانى پليس گفت: مصرف مشروبات الكلى دست ساز به علت وجود متاليك يا متانول باعث مرگ مصرف كننده مى شود.
اين متخصص بيهوشى افزود: اين مصرف كنندگان در كنار مشروبات الكلى، مواد مخدر و نيز تركيبات آمفتامين را نيز مصرف مى كنند و همين مواد درصد بروز عوارض را تشديد مى كند.
طى سال هاى اخير به نظر مى رسد داروخانه هاى شهر تهران با تقاضاى بيشمارى از سوى افراد جوان براى خريد الكل سفيد مواجه شده اند، تقاضايى كه شايد غيرطبيعى و فراتر از نيازهاى دارويى و بهداشتى بوده و نگران كننده به نظر مى رسد.
به گزارش رسيده شبكه وسيعى از كانال هاى توزيع الكل سفيد در كشور به صورت علنى و رسمى مشغول فعاليت هستند. حتى برخى فروشگاه ها الكل سفيد را همراه با كالاهاى ديگر و در بسته بندى ويژه عرضه مى كنند.
به رغم آنكه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكى به منظور نظارت بر توليد و كنترل مصرف غيرمجاز الكل سفيد، كارخانه داران را ملزم به افزودن ماده تلخ كننده (دتاتونيوم بنزوات) كرده است اما اين نظارت مختص توليدكنندگان دولتى بوده و نظارت كمترى بر شركت هاى خصوصى در اين زمينه اعمال مى شود. لذا اقدام موردنظر تأثير چندانى بر كاهش تقاضا نداشته است.
شركت هاى خصوصى همچنان به توليد الكل هائى اقدام مى كنند كه حاوى اسانس هاى خوراكى و با طعم هاى مختلف است.
از طرفى بالابودن قيمت مشروبات الكلى خارجى و همچنين مشكل دستيابى به آنها، موجب شده است افراد سودجو در سطح كشور نسبت به تهيه و ساخت و توزيع مشروبات دست ساز اقدام كنند.




تصوير مبهم زن ناشناس تنها سرنخ پليس از شبكه سارقان حرفه اى
بازبينى فيلم دوربين مداربسته يكى از شعب بانك تجارت تصوير زنى را در اختيار كارآگاهان قرار داد كه در يك شبكه سرقت از مشتريان بانك ها عضويت دارد.
به گزارش رسيده كارآگاهان پايگاه سوم پليس آگاهى تهران كه از اواسط سال گذشته در جست وجوى اعضاى يك باند حرفه اى سرقت از مشتريان بانك ها بودند، متوجه شدند يكى از تراول چك هاى مسروقه در بانك تجارت خيابان پيروزى نقد شده است. به اين ترتيب دور تازه اى از تحقيقات را براى رسيدن به هسته مركزى اين شبكه آغاز كردند.
سرقت هاى زنجيره اى
روز ۱۴ آبان ماه سال گذشته زنى با مراجعه به پايگاه سوم پليس آگاهى تهران از سرقت كيف حاوى پولش خبر داد و گفت: من امروز- روز حادثه- از بانك مبلغ زيادى پول به صورت تراول چك تحويل گرفتم و چك ها را داخل كيف دستى ام گذاشتم و پس از خارج شدن از بانك سوار خودروام شدم و به راه افتادم اما بعد از طى مسافتى متوجه شدم خودروام پنچر شده است. زمانى كه كنار خيابان پارك كردم و براى تعويض لاستيك از پرايد سفيدرنگم پياده شدم ناگهان مرد ناشناسى در يك چشم به هم زدن كيف دستى ام را از داخل خودرو برداشت و به همراه همدستش به سرعت فرار كرد.
كارآگاهان پس از شنيدن اظهارات اين زن متوجه شدند چندين مورد شكايت مشابه ديگر نيز از سوى مشتريان بانك ها مطرح شده است.
در تمامى اين شكايات مشتريان بانك ها پس از تحويل گرفتن پول و خروج از بانك سوار خودروهايشان شده و دقايقى بعد فهميده بودند اتومبيل شان پنچر شده است اما زمانى كه قصد پنچرگيرى داشتند كيف شان به سرقت رفته بود. مأموران با بررسى اين شكايت ها اطمينان يافتند كه تمام دزدى ها توسط يك باند حرفه اى صورت گرفته است. آنان به بازسازى فرضى نحوه سرقت ها پرداختند و متوجه شدند يكى از اعضاى گروه وارد بانك مى شود و در ميان مشتريان بانك ها زنان يا افراد مسن را زير نظر مى گيرد و به محض اينكه اطمينان يافت سوژه مورد نظر مبلغ كلانى پول دريافت كرده است موضوع را به همدستانش كه در خارج از شعبه در كمين نشسته اند اطلاع مى دهد. در اين هنگام تيم دوم وارد عمل مى شود و طعمه از پيش شناسايى شده را زير نظر مى گيرد و در صورتى كه فرد مورد نظر سوار خودروى شخصى شد به تعقيب او مى پردازد و در بين راه با استفاده از ميخ لاستيك اتومبيل وى را پنچر مى كند و در يك لحظه دست به سرقت مى زند.
هرچند كارآگاهان در جريان تحقيقات خود به اطلاعات زيادى از اين دزدان حرفه اى دست يافته بودند اما هنوز هويت سارقان براى آنها همچنان مجهول باقى مانده بود و تحقيقات در اين رابطه ادامه داشت تا اينكه چندى پيش يكى از چك هاى مسروقه از زن پرايدسوار در بانك تجارت خيابان پيروزى نقد شد.
از آنجا كه شماره تراول چك هاى مسروقه در اختيار تمامى بانك ها قرار گرفته بود كارمندان بانك تجارت پس از آنكه به مسروقه بودن چك نقدشده پى بردند بلافاصله پليس را از ماجرا باخبر كردند. كارآگاهان پس از حضور در شعبه بانك نتوانستند از طريق اطلاعات ثبت شده پشت تراول چك به هويت زن جوانى كه اقدام به نقد كردن آن كرده بود، دست يابند.
در اين هنگام مسوول اين شعبه بانك تجارت به مأموران اطلاع داد تصوير زن ناشناس توسط دوربين مداربسته بانك ضبط شده است.
بنابر اين گزارش هم اكنون كارآگاهان با توجه به تصويرى كه در اختيار دارند دور تازه اى از تحقيقات براى شناسايى سارقان حرفه اى را آغاز كرده اند.

عمليات مشترك پليس يونان و ايران آغاز شد
جوان ايرانى در يونان به دست هموطنش كشته شد
پليس ايران و يونان تحقيقات مشتركى را براى دستگيرى يك جوان ايرانى كه در يونان هموطن خود را به قتل رسانده است، آغاز كرده اند. به گزارش رسيده رضا جوان ۲۸ ساله ايرانى است كه بهمن ماه سال گذشته با انگيزه اى نامعلوم هم خانه خود به نام منصور را به قتل رسانده و از آن زمان تاكنون فرارى است.
خانواده منصور در شكايتى كه در شعبه اول دادسراى جنايى تهران مطرح كرده خواستار دستگيرى و مجازات رضا شده اند.
يكى از اعضاى خانواده مقتول در رابطه با اين جنايت در شكايت خود گفت: منصور ۱۵ ماه قبل از قتل به يونان مهاجرت كرد و در رستورانى در جزيره كريسكى زندگى مى كرد. طبق اطلاعاتى كه به ما داده اند منصور روز ۷ مهرماه سال ۸۵ به دست يكى از هم خانه اى هايش به نام رضا به قتل رسيده است.
با طرح اين شكايت كارآگاهان تهرانى و پليس بين الملل مأموريت يافتند تا تحقيقات خود را براى دستگيرى رضا آغاز كنند. در شرايطى كه پليس ايران در جست وجوى قاتل فرارى است مأموران پليس يونان نيز در تعقيب اين متهم به قتل هستند.
طبق پرونده اى كه در رابطه با اين جنايت تشكيل شده منصور با انگيزه نامعلومى از سوى رضا با چهار ضربه چاقو از پاى درآمده است. پليس جزيره كريسكى صبح روز ۸ بهمن ماه از طريق همخانه ديگر قاتل و مقتول كه او نيز جوانى ايرانى است در جريان اين جنايت قرار گرفت و گروهى از مأموران با حضور در محل جنايت تفحص هاى خود را آغاز كردند.
هم خانه رضا و منصور به محض حضور مأموران پليس در محل جنايت گفت: من و دو دوست ايرانى ديگرم در يك رستوران كار مى كرديم و در طول مدتى كه با يكديگر هم خانه بوديم هرگز به مشكل و اختلافى برنخورده بوديم و تنها اختلافى كه ممكن بود بين ما پيش بيايد بحث بر سر انجام كارهاى خانه بود كه اين موضوع هم بسيار پيش پا افتاده بود.
وى افزود: روز گذشته شيفت كارى من بود و براى همين در حالى كه رضا و منصور در خانه بودند من به محل كارم رفتم و غروب هنگامى كه به منزل بازگشتم هر چه زنگ زدم كسى در را باز نكرد و من كه كليد همراه نداشتم شب را در خانه يكى ديگر از دوستان مان سپرى كردم و امروز صبح دوباره به خانه مان بازگشتم اما باز هم كسى در را به روى من باز نكرد براى همين از خانه همسايه از راه پنجره وارد منزل شدم و ديدم فردى روى زمين افتاده و يك پتو رويش كشيده شده و از سويى كف زمين خون آلود است، من با ديدن اين صحنه بلافاصله به پليس تلفن كردم.
كارآگاهان پليس يونان در ادامه به بازجوئى از همسايه سه جوان كه او نيز مردى ايرانى است پرداختند. اين مرد گفت: روز قتل من رضا را در حالى كه از خانه اش فرار مى كرد ديدم و هر چه او را صدا زدم جوابم را نداد و به فرارش ادامه داد.
پليس يونان در ادامه متوجه شد رضا به صورت غيرقانونى وارد اين كشور شده و به همين خاطر دستگيرى وى با مشكل مواجه شد.
بنابراين گزارش هم اكنون با آغاز عمليات مشترك پليس يونان و ايران احتمال دستگيرى متهم فرارى افزايش يافته است.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
ورزش
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   اقتصادى   •   طنز   • 
•   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   • 
•   جهان   •   ورزش   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   با نيمروز   •   آخر هفته   • 
•   حوادث   •   علمى   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •