Nimrooz
Vol. 18, No. 926, April 11, 2006
سال هيجدهم - شماره ۹۲۶ - سه شنبه ۲۲ فروردين ۱۳۸۵
تهران داغ داغ داغ- على مستعلى زاده- تهران
بخت خوش مردم: دماوند آتشفشانى ميكند
معجزه هاى جمكران و ييلاقى آقا
پاسبان ها مأمور ريم و روژ لب دخترها شدند
ملوان هاى دردسر آور براى چى دستگير شدند
وضعيت نگران كننده اقتصاد كشور در سال نو
وقتى مردم فريب ميخورند و مغرور ميشوند
اولين هفته كارى سال با شوخى خوشمزه آزادى ملوان ها شروع شد و با شوخى خوشمزه تر جشن هسته اى پايان گرفت. البته براى شما گفته باشم كه در هر دو مورد ما هستيم كه اينها را مسخره و باعث آبروريزى و خنده ميدانيم ميليونها نفر مردمى كه همين حكومت آنها را دور از دسترس علم و آگاهى قرار داده به اين ماجرا افتخار ميكنند چنانكه ظهر روز دهم فرودين جلو دانشگاه تهران شاهد بودم كه يك راننده تاكسى كه بوى عرقى كه همان موقع و يا ديشب خورده بود از تمام پيراهن و تنش به مشام ميرسيد با مسافرى دست به يقه شده بود كه چرا بد ميگوئى به احمدى نژاد شما نوكر اجنبى هستى. به خدا اگر اشاره كند حتى گنده گنده هاشم ساقطند توسط همين مردم كه ما باشيم. مخاطب كه دانشجوئى بود پشت هم ميگفت چه كنم كه نميخواهيد بفهميد اينها نمايش است. و گنده لات راننده تاكسى به طرف او هجوم برده بود كه مردم دانشجوى نحيف را از دستش نجات دادند و پشت سر هم گفتند صلوات بفرستيد. دانشجو هم ميگفت چى را صلوات بفرستيم بيست و هشت سال صلوات فرستاديد همه دارائى مان را خوردند و يك مشت آدم مثل اين راننده بيچاره را به جان ما انداختند. اين كه تقصيرى ندارد مانند حاجى ممد زندانبان سلول انفرادى اوين است كه از همه حلاليت ميطلبد و نگرانى دارد كه مبادا به جهنم برود بابت كارهائى كه در اين دوران براى پر كردن شكم خودش و بچه هايش ميكند.
همه داستان ما در اين چشمه اى كه گفتم خلاصه ميشود. يك مشت شكم گنده دزد نشسته اند آن بالا و هم پولهاى نفت را ميخورند و هم دستشان را دراز ميكنند كه اين و آن بوسه به آن زنند. هم مردم فقير و ناآگاه از اينها انتظار معجزه دارند و هم به ريش اين ملت ميخندند و مدام بازيش ميدهند. حالا ميشود فهميد كه چرا هميشه در ايران حاكمان و ديكتاتورها در پى جشن هاى مسخره هستند. هر روز تبليغات و سروصدا، تازه خامنه اى پشت هم تكرار ميكند كه ما در تبليغات ضعيف عمل ميكنيم. يعنى همين اندازه هم كه تملق مرا ميگوئيد و تمام مدت شبانه روز فيلم ها و سرودها را با تصاوير مونتاژ شده مقدس من پخش ميكنيد كافى نيست.

بخت جمهورى اسلامى
از بيست سال پيش اين مادر بزرگ ما كه عمرش را داد به شما هى به ما گفت اين آخوندها بد قدم هستند ما مى گفتيم اين حرفها خرافات است. بيچاره هى گفت آخوندجائى كه باشد فرشته از هفت خانه آنطرف تر رد نميشود گفتيم اى بابا چقدر خيال بافى. حالا كه آمار تصادفات، فقر، بى آبى، تورم خلاصه هر چه مصيبت هست كه بعضى از آنها مطلقا سابقه نداشته سر ما آمده است. فقط مانده بود خاگسترافشانى قله دماوند.
به اشتباه نشنيده ايد. مسئولان اعلام داشتند كه دماوند ميخواهد بعد از شايد هزاران سال آتشفشانى كند و در آن صورت شهرك هاى اطراف و حتى تهران هم در خطرند. خطر زلزله و خاكسترهاى گدازان. اما رئيس سازمان زمين شناسى را آورده اند تو تلويزيون كه بگويد دستگاه هاى اجرايى و امدادى كشور در جريان تغييرات آتشفشان دماوند و زمين لرزه احتمالى هستند و تدابير لازم را انديشيده اند. و لابد فكر ميكند كه با همين گفته ديگر خيال مردم راحت ميشود كه دولت فخيمه شان فكر همه كار را كرده است. منتهى يك چيز درست است دولت فكر كرده كه اگر اين حادثه اتفاق افتاد آقا كجا برود. تازه آقا هم تنها نيست، بايد ييلاقى مورد علاقه آقا در آمل كه ملك سبز آقاى جوادى آملى است كه آقا پيشش درس ميخواند و پيشش مواقعى كه ديپرشن دارد ميخوابد و عرفان ميخواند و ترياك ميكشد و سه تار ميزند مصون باشد. مبادا مقام معظم رهبرى يكمرتبه دلش بگيرد و جائى نباشد. به خصوص كه حالا يك دسته گلى هم براى سر مملكت گذاشته كه هر وقت ولش كنى دسته گلى به آب ميدهد و يكهو ديدى همه خواب ولايت را پريشان كند و ولايت را مانند صدام حسين بفرستد زيرزمين. راستى اين جوك بامزه تازه اى است كه توسط ام اس ام هم منتقل ميشود نوشته «شنيده اى آقا رفته زير زمين براى معالجه دندان درد» ميدانيد كه اين اشاره به چيست. يادتان هست صدام حسين را كه آمريكائى ها از زير زمينى بيرون كشيدند فيلمى كه نشان دادند مأمور آمريكائى چراغ را انداخت در دهانش. به اين ميگويند دندان درد. حالا آرزويشان اين است كه آقا هم برود زير زمين براى معالجه دندانش. باز بگو ملت ايران خوش ذوق نيست. اما به همان اندازه بدشانس است.
اگر قبول نداريد معلوم ميشود فرمايشات رئيس سازمان زمين شناسى كشور را نشنيده ايد كه گفت: «با آن كه نشانه هائى چون خروج حجم زيادى دود و بخار آب از دهانه قله دماوند، پديده جديدى نيست-حدود ۱۷۷۱۸ سال پيش نيز اين نشانه ها در همين فصل مشاهده شده بود اما اتفاق خاصى را به دنبال نداشت- بنابراين نمى توان با قاطعيت اعلام خطر كرد؛ سازمان زمين شناسى، در اطراف دماوند دستگاه لرزه نگار نصب كرده و تمام تغييرات و ارتعاشات را اندازه گيرى مى كند. بنابراين تا زمانى كه اطلاعات كامل درباره وضعيت نشانه هاى خطرآفرين به دست نيايد، پيش بينى كردن مشكل است. هيچ قاعده و اصولى براى اين مسأله وجود ندارد. نشانه هائى نظير خروج گاز و بخار آب از دهانه دماوند يا تغيير در رنگ آب چشمه ها، تا حدى دايمى است ولى از نظر تجربى كم يا زياد شدن آن زنگ خطرست.
او ادامه مى دهد: «ممكن است هفته آينده تمام اين نشانه ها متوقف شوند شايد هم ادامه پيدا كنند؛ از سويى مى توان خروج گاز از دهانه آتشفشان يا تغيير در آب چشمه ها را به زمين لرزه هاى خفيفى كه در اوايل فروردين رخ داده مرتبط دانست.»
قريشى تأكيد مى كند: «تغيير در رنگ و دماى آب به شكل حتمى نشانه زلزله نيست و مى تواند دلايل ديگرى داشته باشد كه خطرش بدترست. حالا با اين حرفهاى بى سروته و ضد و نقيض بخوانيد كه مشاهده خروج حجم زيادى از بخار آب و گاز از دهانه آتشفشان دماوند مردم محلى منطقه دماوند را نگران كرده است و گرايش مشاهده كنندگان محلى باعث شده تا سازمان ها و پژوهشكده هاى مسئول نسبت به اين تحولات و نشانه ها حساس شوند. برخى مى گويند پيش از زلزله بم نيز نشانه هائى نظير شكست زمين يا تغيير رنگ آب چشمه ها و چاه ها ديده شده است.
يك آقاى ديگرى هم آمده بود در تلويزيون كه دلدارى بدهد ميگفت از اوايل بهمن ماه تغيير و تحولاتى در گازهاى خروجى قله دماوند ديده شد كه به اعتقاد ساكنان اين منطقه به چندين برابر مواقع عادى افزايش پيدا كرده است. به واسطه ويژگى هاى قله دماوند كه صعب العبور و همواره پوشيده از برف است نمى توان در هر ساعت از شبانه روز تحولات آن را مورد مشاهده قرار داد اما بسيارى از ساكنان محلى معتقدند كه خروج حجم زياد بخار و گاز از قله و تغيير رنگ آب چشمه ها نشانه زلزله در اين منطقه است. زلزله اى كه كمتر از شش ريشتر نخواهد بود. همان اندازه اى كه گفته اند اگر در تهران رخ دهد بالاى يك ميليون كشته ميدهد و ميتواند بزرگترين و پرتلفات ترين زلزله تاريخ باشد.
انصارى معتقد است: «شناخت دقيقى نسبت به آتشفشان دماوند و وقايع اطراف آن وجود ندارد نمى دانيم كه ماگماى (MAGMA)، نهفته در قله وجود دارد يا خير و حجم آن چقدر است بنابراين لازم است تا تمام علايم و نشانه ها را شناسايى كنيم تا بتوانيم درباره اين تغييرات بهتر قضاوت كنيم.»
انصارى توضيح مى دهد: «ساكنان دماوند معتقدند معمولاً ۲۴ ساعت قبل از زلزله ها رنگ آب چشمه هاى اين اطراف تيره مى شود ولى نمى توان براى پيش بينى زلزله به اين نشانه ها اتكا كرد.» او تأكيد مى كند: «بايد در ابتدا وضعيت عادى منطقه شناخته شود تا بتوانيم علايم غيرعادى را مشخص كنيم و بعد با استفاده از تجهيزات كافى كه در حال حاضر فاقد آن هستيم به پيش بينى دست پيدا كنيم.»
اما حالا مشكلمان چيز ديگرى است. مدتى است كه آب جمكران رنگش عوض شده و گفته ميشود كه چند تن از خانواده هاى علما و مجاورين و از جمله نمايندگان مصباح يزدى مسموم شده اند. گفته اند كه يكى در خواب ديده است كه يك آمريكائى كه لباس مردانه پوشيده اما زن بوده آمده در چشمه جمكران ادرار كرده است. و همه بدبختى ها از آنجاست. و باز شما بگوئيد كه اين حكومت شايسته بعضى از ما مردم نيست.

مبارزه با حجاب
چه كسى باور داشت كشور داريوش و كوروش كه هيچ كشور قوام السلطنه و مصدق و مشيرالدوله و رضاشاه و محمدرضا شاه با آنهمه آرزو كه در سرهايشان بود براى بزرگ و آباد شدن ايران. آنهمه زحمت كه كشيدند بشود سرزمين خرافات و بشود كشورى كه همه اطرافش پيشرفت كنند و اين كشور در بند مسائلى مانند رنگ مو و نوك مو و روسرى زنها شود. بى انصاف ها هفتاد سال پيش اين مردم حجاب را برداشتند. در آن زمان در كل منطقه تصور اين كه زن در زندگى اجتماعى حاضر شود وجود نداشت. هنوز در عربستان سعودى زن رانندگى نميتواند بكند. در ايران از اولين روزى كه تصديق رانندگى داده شد زنان آزاد بودند. هنوز در اين كشورهاى اطراف زن ها نميتوانند مردان را معاينه و معالجه كنند. در ايران صد و هشت سال قيل. موقع ترور ناصرالدين شاه به شرحى كه تاريخ نقل ميكند پزشگ زن بوده است و پرستار زن نه فقط در تهران كه در شيراز و اصفهان و حتى مشهد. حالا مملكت ما شده اين كه اول هر ارديبهشت ماهى ميريزند حيوانات در خيابان كه مبادا دخترها يادشان بروند كجا هستند و موقع خريد و انتخاب لباس تابستانى باز عمل كنند.
يك هفته پيش از شروع مبارزه با بدحجابى، بايد ارشاد را شروع كرد و مى توان نام آن هفته را هفته «اتمام حجت» گذاشت. «اين حرف يك گاوى است كه نامش محمد تقى رهبر ست و يكى از اعضاى كميسيون فرهنگى مجلس موافق طرح مبارزه با بدحجابى است: «با اين نوع برخورد موافقم به شرطى كه قبل از برخورد با افراد اتمام حجت شود.» به عقيده اين عضو كميسيون فرهنگى مجلس، لباس هاى چسبان، روسرى و شال هاى موسوم به نوار، بيش از اندازه در جامعه رواج يافته است. او در اين باره مى گويد: «معتقدم اين صحنه هاى شرم آور بايد حذف شود و ديگر قابل تحمل نيست.»
طرح مبارزه با بدحجابى چندسالى است كه در دستور كار پليس قرار گرفته است. امسال نيز سردار رادان، رئيس پليس تهران بزرگ از اجراى اين طرح از اوايل ارديبهشت ماه خبر داد. اين بار در طرح مبارزه با بدحجابى گشت هاى نامحسوس هم اضافه شده اند و كسانى كه مصداق هاى بدحجابى در آن ها وجود داشته باشد؛ دستگير مى شوند و مشاوران زن در دستگاه پليس آن ها را ارشاد مى كنند. در طرح امسال مصاديق بدحجابى كاملاً مشخص شده است: «شلوارهاى كوتاه، استفاده از شال هاى كوچك كه مو را نمى پوشاند و در اصطلاح به آن «نوار» گفته مى شود، استفاده از مانتوهاى كوتاه، تنگ و بدن نما.»
ببين چقدر كار خراب و اش شورست كه دختر محتشمى كه از آدمخوارهاى نظام است و قبلاً مشاور وزير كشور در امور بانوان و فعال امور زنان بود به روزنامه ها گفته مبارزه با بدحجابى همه ساله تكرار مى شود و نقدهايى به آن هم هر ساله وارد مى شود، اما هزار بار گفته ايم حق و تكليف در كنار هم معنا مى دهد ابتدا بايد ديد كه چقدر حقوق شهروندان رعايت مى شود، بعد، از آن ها تكليف خواست. مصاديق بدحجابى را چه كسى تعيين مى كند؟ هيچ جا حجاب شرعى تعريف نشده است.» به عقيده او با زور و اجبار نمى توان با بدحجابى مقابله كرد. طرح هاى ضربتى هميشه مقطعى بوده و تاريخ نشان داده كه نتايج اين طرح ها معكوس است.
اما سردار احمدى، مدير روابط عمومى نيروى انتظامى كه بايد قيافه اش را در تلويزيون ميديديد تا به معناى جلب افكارعمومى پى ميبرديد گفته من تغيير مغييز نمى فهمم اما امسال طرح برخورد با هنجارشكنان بسيار جدى است. «سردار كه اصرار دارد كه گوينده تلويزيون او را سرهنگ صدا كند ميفرمايد
مردم، مصاديق بدحجابى را تعيين كرده اند. براساس نظرسنجى اى كه اخيراً مركز افكارسنجى نيروى انتظامى انجام داده، جامعه متفق القول، مخالف مانتوهاى تنگ، شال هاى باريك و نوارمانند و شلوارهاى كوتاه هستند.» او مى گويد: «من خودم هم از ديدن شلوارهاى كوتاه خجالت مى كشم.»
اگر فردى در خانه اش مشروب بخورد شخصى و خصوصى است اما اگر مستى اش را به خيابان بكشد عمومى است و بايد با آن برخورد كرد.
پس معلوم شد بچه ها حق دارند كه تا با كسى آشنا ميشوند به او ام اس ام مى زنند كه بيا معصيت نكنيم بريم خونه مون.
عضو كميسيون فرهنگى مجلس اين مثال را مى زند و مى گويد: «در مورد حجاب هم همين طور است. زمانى مى توان از عرصه خصوصى حرف زد كه فرد در خانه خودش هر طور كه مى خواهد بپوشد و راحت باشد اما در جامعه نبايد چيزى موجب بدآموزى و حرمت شكنى باشد.» به عقيده او طرح مبارزه با بدحجابى خواسته اكثريت جامعه است: «به جز خواست اكثريت جامعه، جلوگيرى از اين معضل تكليف شرعى ماست.»
روز سه شنبه هم مانند شبكه هاى سى ان ان و بى بى سى كه در مواقع اضطرارى و خبرهاى مهم برنامه عادى را قطع ميكنند و خبرشكننده ميدهند، شبكه تلويزيونى سيما دو هم برنامه هايش را قطع كرد كه اعلام دارد. مطابق دستور فرماندهى نيروى انتظامى مأموران راهنمائى و رانندگى هم بايد در مبارزه با بدحجابى شركت كنند و حق دارند از حركت اتومبيل هاى حامل بدحجابان جلوگيرى كنند و آنها را به پاركينك هاى نيروى انتظامى منتقل كنند.
تجسم كنيد كه ترافيك تهران چى بود و چى شد. حالا مأموران مأموريت گرفته اند كه روژ لب و ريمل را هم چك كنند. حالا شما باشيد كه چند تا از اين دخترهاى شيطان بلا صبحها جلو اين بدبخت پاسبان از روستا آمده را بگيرند و با نازك كردن صدا به او بگويند جناب سركار جون اين خط چشم به من ميايد. و لابد تصور ميكنيد اين بچه هاى لباس پوشيده هم از جنس سنگ هستند و مانند سردار احمدى مقدم رو برميگردانند. اشتباه ميكنيد. اين پاسبانها هم مانند رئيس جمهور و وزير خارجه و مشاوران رئيس جهور دل دارند نگاه كنيد و در عكس ببينيد كه چطور به اين زن جوان بريتانيائى ملوان اسير شده نگاه ميكنند. تازه اينها روايت دارند كه در صورت زن نبايد نگاه كرد و معمولاً هم براى تظاهر همين كار را ميكنند.

پيشرفت هاى كشور
سال گذشته سال پر التهابى براى اقتصاد كشور بود به طورى كه كشور با توجه به كسب درآمد بالا شاهد رشدى در شاخص هاى اقتصادى نداشت به گفته كارشناسان سال ۸۵ سال ركود اقتصاد ايران بود كه با توجه به شعارهاى دولت شعارها تحقق نيافت و پيش بينى ميشود كه وضعيت سال آينده تا اندازه زيادى بدتر خواهد شد. از همين حالا نشانه هاى تحريم شروع شده نه توريست ميآيد و نه دولت جرأت دارد كه يك قران روى بنزين بگذارد و در نتيجه نصف بودجه اش را مطابق شيرينكارى خانم رايس و طرح تحريم دارد براى بنزين ميدهد. حالا هى بگويند تحريم اثر ندارد و سر مردم را به مسائلى مانند ساعت رسمى درست است يا ساعت شرعى و يا مسائلى مثل ملوان هاى بريتانيائى جلب كنند. ببينيد كى گفته ايم ما كه اين حكومت را اقتصادش سرنگون ميكند كه هيچ غلطى هم نميتواند بكند. وام هائى به صنايع زود بازده با هدف ايجاد اشتغال هم نتوانست نرخ بيكارى را در كشور كاهش دهد و اين موضوع همچنان يكى از مهم ترين دغدغه هاى خانواده هاى ايرانى به شمار مى رود همچنين در بحث خصوصى سازى نيز دولت نتوانست مسووليت هاى اجرايى خود را كمتر نمايد و عملا اجراى اصل ۴۴ توسط دولت نيز با انتقادهاى فراوانى از سوى رهبر روبه رو شد. كسرى هاى متوالى بودجه اى دولت و برداشت از حساب ذخيره ارزى ودور شدن اين حساب از اهداف واقعى اش همچنين تنش هاى بين المللى ايجاد شده براى ايران از سوى عوامل خارجى همه و همه دست به دست هم داد تا اقتصاد ۸۵ يكى از سخت ترين سال هاى خود را سپرى سازد به طورى كه خامنه اى براى جلوگيرى از سقوط دستور داد كه خصوصى سازى شود و برنامه هاى اقتصادى و معيشت مردم در رأس امور دولت قرار گيرد.
واقعيت اين است كه در يكى دو سال گذشته مسايل اقتصادى و معاشى فشارهاى زيادى بر اقشار مختلف مردم آورد و گرانى هاى سال ۸۵ مشكلاتى را براى خانواده ها فراهم كرده است. براساس آمارهاى خودشان اكنون ۴ ميليون بيكار ثبت نام شده جوياى كارند و در كمتر خانه ايى بيكار جوان ديده نمى شود. از سوى ديگر اكثر شركت هاى دولتى سودده نيست و ابلاغ اصل ۴۴ قانون اساسى توسط رهبر براى آن است كه سهام اينها به مردم داده شود كه دلشان خوش باشد كه سهامدارند و بلكه ضررهاى گذشته شان باز هم به گردن مردم باشد. با اين اوصاف توصيه خامنه اى به دولت دو پيام داشت يكى اينكه دولت وارد فعاليت هاى اقتصادى نشود و با اجراى اصل ۴۴ تصدى گرى ها را كاهش دهد و ديگر اينكه دولت و مجلس به شعار حل مشكلات معيشتى مردم عمل كنند. و نرخ تورم را كه درستش صد و هشتاد درصدست ولى ۱۲ و ۱۳ درصد اعلام ميشود و خودش نشان دهنده مشكلات مردم در مواردى مانند مسكن، هزينه هاى آموزش و درمان و... است كاهش پيدا كند كه نكرد و نخواهد كرد. حالا گفته اند نرخ بهره را با دستور كاهش بدهيد هر چه كارشناسان ميگويند بابا نرخ بهره بانك هاى خصوصى مثلا به دولت چه مربوط است و بعد هم شما خزانه پر از درآمد نفت داريد ما از كجا بياوريم به گوش كسى نميرود و ميخواهند طرحى را اجرا كنند كه به نظر كارشناسان ظرف پنج سال مرد م را توى خيابان خواهد ريخت.

از بچه تهرون
هنوز عرق راه خشگ نشده و از سفر دور تعطيلات از ولايت برنگشته به خوابگاه ديدم دوستان كلى اعلاميه و بيانيه انداخته اند تو و هم اتاقم هم گذاشته بالاى تلويزيون از عكس هاى مسخره احمدى نژاد و بيانيه هائى درباره دختران زندان كه براى امضا كردن بود تا ماجراهاى آن چنان و از جمله اين جزوه «بخوان به نام من» كه هر ماه پخش ميشود و گزيده اى از نوشته هاى وبلاگ هاى خوب است. هى بهتر ميشود. اين يكى از آن انتخابهاست. از قول بچه تهرونى. يادتان باشد كه قبل از آزاد كردن ملوان هاى ملوسى نوشته شده... .
مگر قرار نيست كه اين ۱۵ ملوان بريتانيايى در آب هاى ايران دستگير شده باشند؟ و مگر قرار نيست اين دستگيرى هيچ ربطى به پرونده انرژى هسته اى و قطعنامه هاى شوراى امنيت نداشته باشد؟ و مگر قرار نيست بپذيريم كه انگليس بر سر اين خطا جنجال سياسى راه انداخته و جمهورى اسلامى طبق قوانين بين المللى عمل مى كند و «صلح طلب» است و «اهل مذاكره» است و دنبال «آرامش منطقه» است ووو (اى خدا، چقدر ما خوبيم!)
خوب، مگر نگفته بوديم كه «فى ترنى»، ملوان زن بريتانيايى بازجوئى شده و به زودى آزاد مى گردد؟ پس چرا وقتى انگليس هاى «متجاوز» و «بحران پرور» رابطه خود را با جمهورى به حال تعليق در آوردند، آزادى ملوان زن انگليسى به تعويق افتاد؟ چرا حالا مى گوييم؛ اگر بريتانيا مثل بچه آدم «مذاكره» نكند و «صلح جويانه» مسأله را حل نكند، آزادى «فى ترنى» به تعويق مى افتد؟ مگر اين خانم (با روسرى) نگفته كه ايرانى ها مهربان اند، خوش رفتار اند، آقا هستند، ووو... خيلى بهتر از ما انگليس ها هستند؟ خوب، بهتر نيست براى اين كه ثابت كنيم حرف هاى خانم «فى ترنى» از روى قلب و مغزش بيرون آمده (و نه از روى كاغذ)، ازادش كنيم؟ تا «دشمن» نگويد كه ما «خداى ناكرده» داريم بحران درست مى كنيم و شيطنت مى كنيم و زور مى گوييم، حتى وقتى حرف از «مذاكره» مى زنيم؟ بهتر نبود سواى همه حرف هاى مفت ديگران، ما اين يكى را آزاد مى كرديم تا يك مثقال سند براى ادعاهايمان ارائه كرده باشيم؟ ضمناً روى خانم «فى ترنى» را هم زمين نينداخته باشيم مبادا خداى ناكرده وقتى برگشت منزل، حرف هاى ديگرى بزند!
بعدازظهر: با وجودى كه هنوز مرزهاى آبى بين عراق و ايران نامشخص است و كارشناسان و رسانه هاى اروپايى معتقدند ايران در اين بحران از اين مسأله استفاده كرده، طبق گفته كاپيتان هندى كشتى بازرسى شده، قايق ملوان هاى انگليسى نزديك سواحل عراق بوده است. آنچه در يادداشت اعتراضيه اول ايران هم به انگليس، طبق نقشه ادعا شده، باز هم آب هاى عراق است. اما ايران بعد از چند ساعت نقشه ديگرى فرستاده و ادعاى ديگرى كرده، كه البته آنگليس ها ديگر قبول نگرده اند.
كارشناسان حقوق بين الملل مى گويند حتى اگر ملوان ها در آب هاى ايران هم بوده اند، دستگيرى آنان از نظر قوانين بين المللى خلاف است و تنها مى بايستى به آنها اخطار داده مى شد تا آب هاى ايران را ترك كنند ووو... .
نشان دادن ملوان هاى بريتانيايى در تلويزيون العالم، در تمام مطبوعات و محافل سياسى اروپا با نفرت محكوم شد. اتحاديه اروپا و پارلمان اروپا عمل ايران را غير قانونى دانستند و از ايران خواستند تا هرچه زودتر ملوانان را آزاد كنند. شوراى امنيت بيانيه ملايمى در اين زمينه عليه ايران صادر كرده است و...
ناگهان ديروز بعدازظهر: ايران طبق يادداشتى به سفارت بريتانيا در تهران خواست تا بريتانيا تعهد بدهد كه ديگر به آب هاى ايران تجاوز نكند! آقاى متكى هم گفته هاى سخنگوى خود را تكذيب كرد و گفت؛ نگفته ملوان زن بريتانيايى آزاد مى شود بلكه گفته آزادى اش مورد بررسى قرار مى گيرد...
خداوندگارا! چقدر پرتيم! چقدر خنده داريم. چقدر زشتيم!
ما معمولاً يك ميليون تومان كه در جيبمان جمع مى شود، اداى «بيل گيت» را در مى آوريم، با يك پيكان دست دوم احساس «شوماخرى» بهمان دست مى دهد، يك كتاب كه منتشر مى كنيم، حرف هاى «ماياكوفسكى» را مى زنيم، معاون شهردار «ابرقو» كه مى شويم، ژست هاى «بيل كلينتون» را تمرين مى كنيم، كيف دستى مان كه كمى سنگين شد، مثل رضازاده راه مى رويم، و الخ...
درست كه گفته اند از موضع قدرت بايد حرف زد، ولى با كارد ماست خورى كه نمى شود سر گذر عربده كشيد، مى شود؟ مى گوييم آمريكا كتبن و رسمن از ما تقاضاى مذاكره كند تا ما آن را «بررسى» كنيم. حالا هم ادعا مى كنيم كه انگليس «درشت گويى» مى كند. بيايد سر ميز مذاكره تا «مساله را حل كنيم». يا للعجب! كدام مسأله را حل كنيم؟ بازرسى تمام شد؟ ملوان ها را رها كنيد بروند رد كار و زندگى شان! اين آمريكا هشتاد سال است سر گردنه هاى جهان باج سبيل مى گيرد. اين بريتانياى كبير، چهارصد سال است قداره كش چهار راه هاى جهان استعمار است. شما دير آمده ايد، زود هم مى خواهيد بار و بنديل را ببنديد؟ آخر با پرتاب چار تا موشك در جنوب لبنان و انجام چند قتل در عراق، هنوز خيلى مانده تا با آمريكا و انگليس از «موضع قدرت» حرف بزنيد! آنها هم سال ها و دهه ها با «قاقا لى لى» دموكراسى و «آب نبات كشى» آزادى و زبان چرب و نرم دوستى، سراغ مردم جهان رفتند، بعد كم كم وارد خانه شان شدند و جل و پلاسشان را همانجا پهن كردند و بعد هم ماندنى شدند. دنيا آنقدرها هم كه الكى نيست كه بشود با يك كارد ماست برى، يك شبه گردنه زن شد، آن هم با اين زبان و رفتار.
لات بد ريخت و قواره اى جلو زن فاحشه اى را گرفت و گفت؛ زنيكه اگه زر زيادى بزنى، با اردنگى و دگنك مى برمت وسط بيابون، ترتيبت را ميدم، يك قران هم بيشتر بهت نميدم، همونجا هم ولت مى كنم تا مث سگ بميرى ها! زن بيچاره نگاهى به قد و بالاى طرف كرد و گفت؛ آخه به قد و بالاى قشنگت، به زبون خوشت، به راه نزديكت، به پول زيادت، به چيت دلمو خوش كنم؟
يه سئوال فقهى هم از آقاى لاريجانى دارم. اگر به علت رفت و آمد در مجامع بين المللى، مى شود در فقه اسلامى دست برد و بخشى از ريش را صاف و صوف كرد، آيا مى شود بخاطر اسلام و ايران، بخشى از رفتارها و گفتارهاى خودمان را هم «اصلاح» كنيم؟
به اين نوشته آقاى اوحدى وطن دوست گوش داده نشد كه نشد تا وقتى كه لابد خبر داريد تونى بلر اعلام كرد كه اگر تا چهل و هشت ساعت ملوان ها آزاد نشوند من ميدانم چه بايد كرد. و دوستان با عجله دويدند و كت و شلوار هاكوپيان خريديد و از آن ها خواستند كه هر چه بود را فراموش كنند و بيايند با هم شطرنج بازى كنند و پينگ پونگ آنقدر بازى كنند كه بتوانن از مجموعه آن چند دقيقه شادى و شوخى ضبط كنند و در روز مبادا نشان بدهند. و در روز موعود هم رئيس دولت همه وزيران و مشاوران قد و نيمقدش را هم آورد و تا دوربين ها را ديد فيلش ياد هندوستان كرد و هى نوحه خواند تا فيلمبرداران خارجى همه شان رفتند بعد اعلام كرد كه ملوان ها ازاد ميشوند البته نگفت چون بلر اولتيماتوم داده است. آنها هم رفتند و بعد مصاحبه كردند و گفتند كه در سلول هاى زندان جمهورى اسلامى چى برسرشان آورده اند و چطور آن نامه را از فى ترنى گرفته اند. و از بقيه. پس هم پياز را خورد هم سگ را عصبانى كرد و به غلط كردنم افتاد فايده نداشت. باش تا صبح دولتت بدمد.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ورزش   • 
•   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   • 
•   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •