معمر قذافى كه بيش از سى و هفت سال است كشور سنى مذهب ليبى را رهبرى مى كند، در يكى از سخنرانيهاى اخير خود از طرح تشكيل دولتى شيعى در جهان اسلام سخن گفته كه به عقيده او مى تواند ميان مسلمانان وحدت ايجاد كند و شكاف ميان شيعه و سنى را از ميان بردارد.
سرهنگ قذافى اين سخنان را در سالروز تولد پيامبر اسلام (به روايت اهل سنت) و در جمع سران قبائل صحراى آفريقا در شهر اگادس در شمال كشور نيجر ايراد كرده است.
سران قبائل طى مراسمى كه سرهنگ قذافى در آن به سخنرانى پرداخته نمازجمعه را به امامت او به جا آوردند و اعلام كردند كه او را رهبر خود مى دانند و اظهاراتش را تأييد مى كنند.
در جشن مولود پيامبر اسلام كه پس از اقامه نماز ايراد شد، رهبران سودان، موريتانى، نيجر، نيجريه، مالى و سيرالئون نيز شركت جستند.
معمر قذافى در تشريح ايده خود براى تشكيل حكومت شيعه، الگوى خود را دولت شيعى فاطميان اعلام كرد كه از سال ۹۱۰ تا ۱۱۷۱ ميلادى (۲۹۷ تا ۵۶۶ هجرى قمرى) بر شمال آفريقا و شام فرمان راند.
خلفاى فاطمى به عنوان نوادگان اسماعيل، فرزند امام جعفر صادق، امام ششم شيعيان، خود را جانشين پيامبر و تنها كسانى مى دانستند كه شايسته رهبرى مسلمانانند، بدين ترتيب آنان در واقع فرقه اى از شيعيان را رهبرى مى كردند كه با نام اسماعيليه شناخته مى شوند.
به گفته معمر قذافى، اگر دولتى شيعى به سبك فاطميان تشكيل شود مى تواند تمام اقوام و قبائل و مذاهب و گرايشها را زير چتر واحدى گردآورد و بدين ترتيب «راه جنگ و درگيرى و راهزنى بر دشمن بسته مى شود، بساط كسانى كه به اين امت [اسلامى] درازدستى مى كنند و كسانى كه از مشكلات آن سود مى برند برچيده مى شود» .
سرهنگ قذافى سران دولتهاى عرب را متهم كرد كه «به نفع استعمار و عليه ايران بر طبل تفرقه در جهان اسلام مى كوبند» و گفت: «استعمار دشمن عرب و فارس است» .
او در ادامه سخنانش ايرانيان را «برادر» خطاب كرد و آنان را به دليل آنكه به گفته او، پيرو اهل بيت پيامبر اسلام و حضرت على شدند مورد ستايش قرار داد.
چرا فاطميان؟
جهان اسلام چندين بار شاهد تشكيل دولتهاى شيعه مذهب بوده، از علويان مازندران و طبرستان كه زيدى مذهب بودند و نخستين حكومت شيعى را در سده هاى نخستين تاريخ اسلام تشكيل دادند تا آل بويه و سربداران در ايران و دولت امامان زيدى در يمن.
اين حكومتها اغلب ديرى نپاييدند و حيطه فرمانروايى شان نيز محدود بود اما دو حكومت شيعى در تاريخ پديد آمدند كه مى توانند به عنوان الگويى عمده مورد بررسى قرارگيرند، دولت صفوى و دولت فاطمى.
فاطميان حدود سه قرن بر سرزمينى كه از تونس تا سوريه امروزى گسترده بود فرمان راندند و نفوذشان از طريق پايگاههاى شيعيان اسماعيلى تا سرحد چين تداوم داشت.
اما تنها يادگارى كه اكنون از آنان در شمال آفريقا باقى مانده، اقليتى ناچيز از شيعيان اسماعيليه در محله اى در قاهره پايتخت مصر است.
در حالى كه صفويان دوازده امامى بر خلاف فاطميان شش امامى، توانستند مذهب تشيع را به ركنى مهم در زيربناى كشورى به بزرگى ايران مبدل كنند و حكومت جمهورى اسلامى نيز كه اكنون در ايران برقرار است در واقع بر پايه هائى بناشده كه صفويان با تبديل ايران به كشورى با اكثريت قاطع شيعى برپا ساختند.
اما معمر قذافى فاطميان را الگو قرار داده و نه صفويان را.
دليل اين ترجيح را در آغاز مى توان در قلمرو حكومتى فاطميان سراغ كرد كه كشور ليبى را در بر مى گرفته و در واقع بخشى از تاريخ ليبى را فاطميان ساخته اند اما دليل مهمى ديگرى كه مى توان در انگيزه رهبر ليبى براى الگو قرار دادن فاطميان و نه صفويان جستجو كرد اين است كه فاطميان با آنكه شيعه مذهب بودند، عمده مردم تحت رهبرى شان را مسلمانان اهل سنت تشكيل مى دادند و شواهدى حاكى از اينكه خلفاى فاطمى در جهت گرواندن رعاياى خود به مذهب خويش به زور و اجبار متوسل شده باشند در تاريخ گزارش نشده است.
همزيستى سنى و شيعه و شكوفايى شمال آفريقا در سايه آن مى تواند از فاطميان الگوى مناسبى در زمينه وحدت اسلامى مورد نظر معمر قذافى بسازد.
البته اين را نيز بايد توجه داشت كه طرح معمر قذافى اگرچه در ميان كسانى كه در سخنرانى اش حضور داشته اند با استقبال مواجه شده اما در جهان اسلام بازتاب آن چنانى نداشته، اساساً سرهنگ قذافى بر خلاف سالهاى نخست رهبرى اش ديگر در ميان رهبران عرب چندان جدى گرفته نمى شود.
او خود نيز طى سالهاى اخير بر هويت آفريقايى كشورش بيشتر از هويت عربى آن تأكيد مى ورزد و به نوعى سعى كرده است از مسائل جهان عرب فاصله بگيرد.
در ايران نيز سخنان معمر قذافى با وجود ستايشى كه از ايرانيان كرده، تنها در برخى مطبوعات بازتاب داشته و با استقبال كسى مواجه نشده است.
معمر قذافى هرچند در سالهاى پيش از روى كارآمدن حكومت جمهورى اسلامى حامى انقلابيون ايران، از اسلامگرا گرفته تا چپگرا بود، اما ديرزمانى از پيروزى انقلاب ايران نگذشته بود كه بر سر ناپديد شدن امام موسى صدر، رهبر ايرانى شيعيان لبنان، روابطش با ايران رو به تيرگى نهاد و حكومت ايران هم در مورد مسئله ناپديد شدن امام موسى صدر به ديد سوء ظن به او مى نگرد و هم اينكه اظهارنظرهايى از برخى مقامات ايرانى نقل شده حاكى از اينكه، سرهنگ قذافى براى بهبود روابط خود با غرب اطلاعاتى در مورد برنامه هسته اى ايران به آنان داده است.