كنون بشنو از سازمانِ «سيا» ،
و ز آنچه شنيدى به حيرت ميا:
چو اين سازمان در جهان شد پديد،
از آن كس به غير از پليدى نديد؛
جوانيش در كفر و الحاد رفت،
به جاسوسى و قتل و بيداد رفت؛
نشد ملّتى انقلابى كند،
به سوى عدالت شتابى كند،
كه فوراً همين سازمانِ سيا،
به قصدِ هلاكش نجنبد زِ جا:
نهانى به يك مشت ملّت فروش
كه هستند پنهان به كنجى چو موش،
نگويد كه خود را مهيّا كنند،
در آن مملكت فتنه بر پا كنند!
به آنان ببخشد فراوان دُلار
كه گيرند بيكارگان را به كار:
سپاهى زِ لاتان و چاقوكشان،
شريران و بد طينتان و لشان،
دهان كرده پُر از شعارِ دروغ:
كنند آنچنان مملكت را شلوغ
كه ريزد به هم كارها يكسره،
شود نظم و قانون دِگر مسخره؛
رود رشته از دستِ دولت برون،
حكومت شود ناگهان سرنگون:
پس از دوره كودتايى عجيب،
به همكارى دسته اى نانجيب
يكى دولتِ تازه پيدا شود،
مسلّط بر اوضاعِ آنجا شود!
وليكن همين سازمانِ سيا
در اين دوره كرده ست تغييرها:
زِ الحاد گشته ست ديگر برى،
بريده ست از جرگه كافرى؛
به سوى حقيقت گراييده است،
سرِ توبه بر خاك ساييده است!
هنر را به ايمان بياراسته ست،
به يارى اسلام برخاسته ست:
شنيدم كه پنجاه ميليون دُلار
نهاده ست از بودجه خود كنار
كه آن را، در آن سوى افغانسِتان
كند پخش در بينِ آوارگان،
مجاهد شود شاد و يابد اميد،
«سيا» را كند با دعا «روسپيد»،
دليرانه روى آورد در جهاد،
فروكوبد آن دشمنِ بد نهاد؛
بپاشد زِ هم لشكرِ شوروى
كه از بى خدايان كند پيروى!
از اين قصّه، گفتم كه حيران مشو،
به حيرت زِ اعجازِ ايمان مشو!
چو اوضاع خواهد مساعد شود،
«سيا» هم سفيد و مجاهد شود!
اگر چون «سيا» ، ناگهان «كاگِبِه»
كند پشت بر كفر، بى شائبه،
گذارد قدم سازمانِ «موساد»
برون از رهِ كافرى و فساد:
سه تايى شتابند در راهِ حقّ،
شود پاى كفر يكباره لق،
يقين دان كه در مُلكِ افغانسِتان
شكستى خورد شوروى آنچنان
كه كارش در اين جنگ گردد تمام،
به دستِ مجاهد بيفتد زمام! *
* اين پيشگويى سالِ ۱۹۸۴ در سال ۱۹۹۲ واقعيت يافت و عواقبِ آن ادامه دارد