Nimrooz
Vol. 18, No. 925, April 4, 2006
سال هيجدهم - شماره ۹۲۵ - سه شنبه ۱۵ فروردين ۱۳۸۵
انهدام باند ايرانى قاچاق مواد مخدر و انسان در سوئد
مرد سارق ۶ سال رازدار قتل ليلى بود
قتل شوهر براى نجات دختر از ازدواج اجبارى
۲۲ سال تحقيق نافرجام براى شناختن قاتل سرباز وظيفه

انهدام باند ايرانى قاچاق مواد مخدر و انسان در سوئد
اعضاى يك باند ايرانى قاچاق مواد مخدر و انسان كه فعاليت هاى تبهكارانه گسترده در سوئد داشتند از سوى پليس شهر سوند سوال اين كشور دستگير شدند.
اين شبكه كه شامل يك مرد ۵۲ساله به نام محمود، خواهر وى و يك مرد ۳۲ساله ديگر به نام داريوش مى شود از طريق رابطه هائى كه در ايران داشتند اقدام به اغفال مهاجران و كلاهبردارى از آنان مى كردند.
چندى قبل اعضاى يك خانواده ايرانى كه به زحمت توانسته بودند خود را به سوئد برسانند به محض حضور در شهر سوند سوال عليه اين متهمان شكايت كردند. پدر خانواده در اظهارات خود گفت؛ من و خانواده ام از مدت ها قبل تصميم داشتيم به يك كشور اروپايى مهاجرت كنيم و پس از كمى تحقيق و پرس وجو از دوستان و آشنايان بالاخره سوئد را براى زندگى انتخاب كرديم. اما تلاش مان براى دريافت اقامت سوئد بى نتيجه ماند تا اينكه در شرايطى كه هنوز در ايران به سر مى برديم با مردى به نام داريوش آشنا شديم و او وقتى از تصميم ما مطلع شد، گفت با نفوذى كه در بين مقامات اداره مهاجرت سوئد دارد، مى تواند براى من و خانواده ام اقامت بگيرد.
داريوش به گونه اى رفتار كرد كه هرگز به او شك نكردم و از آنجا كه خودش نيز اقامت سوئد را داشت مطمئن شدم، مى تواند به من كمك كند. داريوش در ايران ۳۵ ميليون تومان از من گرفت و پس از انجام مقدمات سفر ما را راهى سوئد كرد.
اين مرد ايرانى ادامه داد؛ قرار بود در سوئد يك خواهر و برادر كارهاى ديگر ما را انجام دهند و از سويى خود داريوش نيز در اين سفر همراه ما بود.
طبق برنامه داريوش ما بايد ابتدا با هواپيما به اتريش مى رفتيم و سپس از آنجا راهى سوئد مى شديم اما پس از آنكه پا به فرودگاه اتريش گذاشتيم او ما را در سالن ترانزيت رها كرد و ناپديد شد.
ما در كشورى غريب بدون در دست داشتن مدارك قانونى سرگردان شده بوديم و به همين خاطر پليس اتريش ما را بازداشت كرد و من و خانواده ام به زحمت توانستيم خودمان را آزاد كنيم و به سوئد بياييم.
مرد شاكى در ادامه اظهاراتش گفت؛ داريوش و دو همدستش با بستگانم در ايران تماس گرفته و گفته اند اگر عليه شان شكايت كنيم آنها را به قتل مى رسانند.
پس از طرح شكايت از سوى اين خانواده ايرانى پليس سوند سوال تحقيقات خود را براى شناسايى اعضاى باند قاچاق انسان و كلاهبردارى از مهاجران آغاز كرد و به شواهدى دست يافت كه نشان مى داد اين گروه سه نفرى ايرانيان زيادى را طعمه كرده اند.
كارآگاهان پليس سوئد در ادامه تحقيقات خود هويت كامل سه عضو ايرانى اين باند به نام هاى محمود، مهناز و داريوش را به دست آوردند و متوجه شدند محمود پيش از اين نيز در سوئد دستگير شده و پرونده اى به اتهام آزار و اذيت پسران نوجوان عليه او در دادگاه در جريان است.
سرانجام با به دست آمدن اين اطلاعات مأموران پليس نشانى سه آپارتمان مسكونى را در سوند سوال به دست آوردند كه شبكه ايرانيان از آنها به عنوان مخفيگاه استفاده مى كرده اند.
از سويى كارآگاهان پى بردند اين متهمان علاوه بر قاچاق انسان در زمينه خريد و فروش مواد مخدربه ويژه ترياك نيز فعاليت دارند و از اين راه پول هاى هنگفتى به دست آورده اند. در نهايت در جريان يك عمليات پليسى داريوش، محمود و مهناز دستگير شدند و از يكى از مخفيگاه هاى آنان واقع در محله گرانلوهولم مقدارى ترياك كه در چندين جفت كفش جاسازى شده بود به دست آمد.
هم اكنون اين سه متهم به اتهام قاچاق انسان، قاچاق مواد مخدر در حجم زياد، جعل اسناد و اعمال تهديد به دستور قاضى دادگاه بدوى سوئد سوال در بازداشت به سر مى برند و بازجوئى هاى قضائى از آنان به زودى آغاز مى شود.





پايان ۲۰ ماه سرگردانى خانواده ايرانى در فرودگاه مسكو
سرگردانى ۲۰ماهه زن ايرانى و دو فرزندش در فرودگاه بين المللى شهر مسكو با پذيرش درخواست اقامت اين خانواده از سوى كانادا پايان يافت.
به گزارش سى بى سى بعدازظهر پنجشنبه گذشته مسافران فرودگاه تورنتو شاهد استقبال عده زيادى از افرادى بودند كه نگران وضعيت مهتاب و دو فرزندش آنا و داوود بودند. اين خانواده ايرانى از ۲۰ ماه پيش تلاش خود را براى مهاجرت به كانادا آغاز كرده بود كه با پيگيرى خانواده مهتاب و جمعى از ايرانيان مقيم كانادا و با مساعدت كميسارياى عالى مهاجرت سازمان ملل متحد در نهايت پس از ماه ها زندگى سخت در سالن فرودگاه مسكو وارد شهر تورنتو شدند.
اين زن ايرانى به قصد مهاجرت غيرقانونى به كشور كانادا به همراه دو فرزندش ابتدا راهى قرقيزستان شد و از اين كشور به مسكو عزيمت كرد. آنها در مسكو با استفاده از گذرنامه و اوراق هويت جعلى مربوط به كشور بلغارستان با پرواز هواپيمايى ايرفورت راهى فرانكفورت شدند تا با پروازى ديگر خود را به تورنتو برسانند اما در بازديد مدارك آنها در فرودگاه فرانكفورت مأموران پى به جعلى بودن اين مدارك بردند و آنها را به فرودگاه مسكو بازگرداندند.
مهتاب درخصوص وضعيت خود و فرزندانش به خبرنگار سى بى سى گفت؛ پس از بازگشت از آلمان حدود ساعت ۱۰ شب بود كه وارد مسكو شديم و ابتدا به دفتر هواپيمايى ايرفورت در فرودگاه رفتيم تا به اوضاع مان رسيدگى شود. اما كسى به حرف هاى من توجه نكرد و از آن زمان به بعد ما در فرودگاه سرگردان شديم.
مسوولان فرودگاه مسكو بارها تلاش كردند تا اين خانواده را به ايران بازگردانند اما مهتاب و دو فرزندش همچنان براى مهاجرت به كانادا اصرار داشتند.
مهتاب درخصوص شرايط سپرى شده در فرودگاه مسكو چنين توضيح داد؛ زندگى سخت و عذاب آور ما در يكى از اتاق هاى فرودگاه كه متعلق به شركت هواپيمايى بود بدون هيچ وسايل رفاهى و حتى امكانات اوليه آغاز شد. ما علاوه بر اينكه از وسايل سرگرمى محروم بوديم بايد از دستشويى عمومى فرودگاه به عنوان حمام استفاده مى كرديم. يك ماه پس از اقامت ما در فرودگاه مأموران پليس به همراه زنى به نام ماريو اندرين از سازمان ملل به سراغ مان آمدند و از ما بازجوئى كردند. پس از اين ديدار اوضاع ما بدتر شد و حتى مورد ضرب و شتم اين زن قرار گرفتيم.
وى افزود؛ زندگى ما فوق العاده سخت و پر از اضطراب و دلهره شده بود و در همين حين من به شدت بيمار شدم و درخواست دكتر و دارو كردم اما در تمام اين مدت فقط يك بار پزشك براى معاينه من به فرودگاه آمد و بيش از دو يا سه بار دارو در اختيار من قرار نگرفت.
زندگى سخت مهتاب و فرزندانش در فرودگاه مسكو پس از پايان قرارداد ايرفورت با فرودگاه تشديد شد. زيرا مسوولان فرودگاه اين خانواده را از اتاقى كه ۱۳ ماه در آن سكنى گزيده بودند، بيرون كردند و آنها مجبور شدند در سالن فرودگاه زندگى كنند.
پخش خبر شرايط بسيار دشوار اين خانواده و فشار زياد مسوولان فرودگاه بر آنها باعث شد عده زيادى در سراسر دنيا تلاش كنند تا مسوولان مهاجرت سازمان ملل را براى حل اين مشكل تحت فشار قرار دهند.
با پيگيرى هاى نادر برادر مهتاب و وكيلش در نهايت كميسارياى عالى پناهندگان سازمان ملل متحد و اداره مهاجرت كانادا موافقت خود با اقامت آنها را اعلام كرد و از طريق سفارت كانادا در مسكو به اطلاع مهتاب رساند و چهارشنبه شب با پرواز ايرفورت به تورنتو منتقل شدند.
آنا دختر ۱۸ ساله مهتاب در فرودگاه تورنتو با ابراز خوشحالى از اينكه وضعيت نابسامان و اسفبار آنها در فرودگاه مسكو به پايان رسيده، گفت؛ اميدوارم آينده خوبى در كانادا در انتظارم باشد.
نادر برادر مهتاب كه ساكن تورنتو است نيز پس از آنكه خواهرش را بعد از ۱۳ سال براى بار ديگر ملاقات كرد به خبرنگاران گفت؛ تمام آنچه خواهرم مى خواست رهايى از فضاى بسته فرودگاه مسكو بود. آنها در حسرت يك بار ديدن خورشيد در فضاى آزاد بودند. از خدا متشكرم كه بالاخره زندگى دشوار آنها پايان يافت و اكنون خواهرم در كنار من است.





نقاب از چهره سارق كينه جو برداشته شد
كارگر اخراجى كه براى گرفتن انتقام از صاحبكارش خانه او را مورد دستبرد قرار داده بود توسط پليس دستگير شد.
به گزارش رسيده آذرماه سال جارى مردى به مأموران پليس تهران مراجعه كرد و گفت: توسط دو سارق مسلح در خانه اش مورد حمله قرار گرفته و مقدارى از اموالش به سرقت رفته است. اين مرد در شكايت خود گفت؛ حدود ساعت ۲۴ بود كه زنگ خانه به صدا درآمد.
همسرم براى باز كردن در بيرون رفت و بعد از چند لحظه صداى فرياد او را شنيدم. خواستم بيرون بيايم كه يك دفعه ديدم سلاحى روى سر همسرم قرار دارد و دو مرد جوان او را به داخل خانه هدايت كردند. از صحنه اى كه ديده بودم به شدت وحشت زده شدم. از ترس اينكه مبادا به همسرم آسيبى برسد به دو مرد گفتم هرچه مى خواهيد برداريد و برويد، يكى از دو مرد سارق نقاب به صورت داشت اما ديگرى نقاب نداشت. آنها سپس به سمت گاوصندوق رفتند، پنج ميليون تومان پول و مقدارى طلا كه در آنجا بود، برداشتند و رفتند.
با اعلام شكايت اين مرد پرونده براى رسيدگى به اداره اول آگاهى تهران ارسال شد. مأموران براى به دست آوردن سابقه متهمان عكس چهره نگارى شده يكى از آنها را كه نقاب به صورت نداشت با همكارى مرد شاكى تهيه كردند. اما از آنجايى كه جوان سارق هيچ سابقه اى نداشت پليس موفق نشد او را شناسايى كند.
بنابراين تحقيقات در شاخه اى ديگر پى گرفته شد و مأموران تحقيقات خود را از كارگران كارخانه اى كه مرد شاكى صاحب آن بود، آغاز كردند و دريافتند مدتى قبل جوانى ۲۳ ساله به نام نيما از اين كارخانه اخراج شده و قبل از اخراجش با مرد شاكى اختلافات شديدى داشته است.
بنابراين تحقيقات براى دستگيرى نيما آغاز شد و مأموران با شناسايى محل زندگى وى موفق شدند اين جوان را دستگير كنند. هرچند نيما در بازجوئى هاى اوليه سرقت از خانه مرد كارخانه دار را منكر شد، اما وقتى در برابر ادله پليس قرار گرفت لب به اعتراف گشود و گفت؛ بعد از اينكه مرد كارخانه دار مرا بيكار كرد، تصميم گرفتم از او انتقام بگيرم. به همين خاطر از دوستم عطا كمك خواستم و قرار شد بعد از شناسايى محل زندگى مرد كارخانه دار آنجا را مورد سرقت قرار دهيم و پول را تقسيم كنيم. من آدرس خانه را به دست آوردم اما از آنجا كه مرد كارخانه دار مرا مى شناخت نقاب به صورت كشيدم و با سلاح قلابى همسر او را تهديد كردم و به اتفاق عطا وارد خانه شديم و پول ها را سرقت كرديم.
در پى اين اعترافات مأموران اداره يكم پليس آگاهى تهران تحقيقات خود را از نيما ادامه دادند و موفق شدند عطا را نيز دستگير كنند. بنا بر اين گزارش بازجوئى ها از اين متهم ادامه دارد.





قتل دختر ۲۰ساله، پايان وسوسه هاى شيطانى ۶ پسر جوان
۶ پسر شيطان صفت پس از آزار و اذيت دختر جوانى وى را به قتل رساندند.
به گزارش رسيده مأموران پليس زمانى در جريان اين موضوع قرار گرفتند كه مسوولان حراست بيمارستانى در اردبيل اعلام كردند، دختر جوانى بر اثر گازگرفتگى جان باخته است. با حضور مأموران در محل تحقيقات اوليه براى مشخص شدن علت دقيق مرگ و هويت دختر جوان آغاز شد. به دستور بازپرس پرونده جسد به پزشكى قانونى انتقال يافت و مأموران پليس آگاهى نيز در جريان بررسى هايشان متوجه شدند، جسد دختر جوان در خانه اى پيدا شده است كه ۶ پسر در آنجا زندگى مى كردند و هيچ كدام از همسايه ها اين دختر را نديده بودند. در حالى كه تحقيقات از سوى پليس ادامه داشت، پزشكى قانونى در اظهارنظر خود از حادثه هولناكى پرده برداشت. متخصصان پزشكى قانونى اعلام كردند جسد متعلق به دخترى حدوداً ۲۰ساله است كه بر اثر گازگرفتگى جان باخته اما قبل از مرگ به شدت مورد آزار و اذيت قرار گرفته است.
بنابراين به دستور بازپرس پرونده دامنه تحقيقات درخصوص افرادى كه در محل پيدا شدن جسد زندگى مى كردند گسترده تر شد و پليس دريافت ۶ پسر مورد نظر قبلاً نيز شرارت هائى انجام داده اند. بنابراين همه مظنونان شناسايى و سه نفر از آنها دستگير شدند. در بازجوئى هاى فنى- پليسى يكى از ۶ جوان بالاخره لب به اعتراف گشود و گفت؛ آن دختر خديجه نام دارد و ما او را از چند روز پيش از مرگ مى شناختيم. روز حادثه از او خواستم كه به خانه ما بيايد و قول دادم كه با او كارى ندارم، اما وقتى آمد من و دوستانم به شدت او را مورد آزار قرار داديم. خديجه خيلى ناراحت بود و ما را تهديد كرد كه شكايت مى كند. براى اينكه پليس ما را دستگير نكند، تصميم گرفتيم او را به قتل برسانيم. در نقشه اى كه كشيديم قرار شد، خديجه را در حمام زندانى كنيم و شير گاز را باز بگذاريم تا بميرد. من اين نقشه را عملى كردم و بعد از خانه خارج شديم. قرار شد چند روزى به خانه نرويم تا همه چيز تمام شود. بعد از چند روز به خانه رفتيم و متوجه شديم او مرده است. همسايه ها را خبر كرديم و بعد خودمان متوارى شديم اما بالاخره دستگير شديم.
بنابر اين گزارش مأموران پليس تحقيقات خود را از اين سه جوان ادامه مى دهند و بررسى ها براى دستگيرى سه جوان ديگر ادامه دارد.

مرد سارق ۶ سال رازدار قتل ليلى بود
سارق جوانى كه ۷ سال پيش زنى را حين سرقت در خانه اش به قتل رسانده بود، از سوى دادگاه عمومى تهران به قصاص محكوم شد.
به گزارش رسيده، ۲۸ خردادماه سال ۷۸ قاضى ويژه قتل تهران در جريان قتل فجيع زنى ميانسال در خيابان سلمان فارسى قرار گرفت.
با اعلام اين گزارش كارآگاهان ويژه قتل به محل اعزام شدند و با جسد غرق در خون زنى حدوداً ۴۰ ساله به نام ليلى مواجه شدند. بررسى هاى اوليه نشان داد اين زن تازه به آن محل نقل مكان كرده بود و هيچ كس او را به درستى نمى شناخته است. با اين حال مأموران صاحبخانه ليلى را تحت بازجوئى قرار دادند. وى به پليس گفت؛ ۶ ماه پيش بود كه ليلى براى اجاره خانه به سراغ من آمد. با توجه به اينكه زن تنهايى بود، خيلى در مورد او پرس وجو كردم و متوجه شدم او از شوهرش جدا شده است و در يك توليدى كار و هزينه زندگى اش را تامين مى كند. با توجه به اينكه در محل كارش هيچ موردى از او ديده نشده بود و همه او را تأييد كرده بودند، خانه را به وى اجاره دادم و چيز بيشترى از ليلى نمى دانم. در اين ميان يكى از همسايه هاى مقتول به مأموران گفت؛ حدود ساعت ۵ صبح بود كه صداى فرياد ليلى را شنيدم. او فقط شخصى به نام جواد را صدا مى زد. بعد از آن كه صدا قطع شد، بيرون رفتم و ديدم در خانه باز است. وقتى وارد خانه شدم خون را روى يخچال ديدم و ترسيدم. بيرون آمدم و همسايه ها را خبر كردم. بعد دوباره با هم وارد منزل شديم و جسد را پيدا كرديم. مأموران تجسس نيز در گزارش خود به قاضى پرونده اعلام كردند ليلى با ضربات چاقو به قتل رسيده است و به هم ريختگى خانه نشان مى دهد كه قاتل يا قاتلان از قتلگاه سرقت هم انجام داده اند. همچنين در جيب يكى از لباس هاى ليلى شماره تلفنى پيدا شد كه نام مردى به نام جواد كنار آن نوشته شده بود.
پيدا شدن شماره تلفن پليس را به اين فرضيه رساند كه جواد مردى است كه در جريان زندگى ليلى قرار دارد و احتمال اينكه از سرنوشت او نيز باخبر باشد زياد است. بنابراين جواد شناسايى و براى بازجوئى هاى بيشتر دستگير شد. جواد در بازجوئى ها منكر قتل ليلى شد و گفت؛ «من مدتى او را به عقد موقت خودم درآوردم و گاهى همديگر را مى ديديم اما از آنجايى كه خودم همسر و فرزند داشتم و نمى خواستم آنها متوجه اين قضيه شوند، كمتر به ديدنش مى رفتم. مى دانم كه ليلى خانواده اى نداشت و از شوهرش هم جدا شده بود و به گفته خودش دو فرزند داشت كه نزد پدرشان زندگى مى كردند. اما از جا و مكان آنها خبر ندارم.»
هرچند جواد منكر قتل ليلى شد، اما از سوى شعبه ۱۶۰۱ دادگاه جنايى تهران مورد محاكمه قرار گرفت و با توجه به اينكه مدارك عليه او كافى نبود از اتهام قتل عمد تبرئه شد. به اين ترتيب راز قتل زن ميانسال سر به مهر باقى ماند تا اينكه اوايل سال ۸۴ مأموران پليس تهران مرد جوانى را كه اقدام به سرقت از يك برنج فروشى كرده بود دستگير كردند. با انتقال متهم به اداره آگاهى شميرانات تحقيقات گسترده مأموران از وى آغاز شد. بررسى ها نشان داد متهم كه جوان ۳۰ساله اى به نام اميد است در يك نانوايى مشغول به كار است و پس از پايان كار نيمه شب ها وارد خانه مردم مى شود و اقدام به سرقت مى كند. اميد در بازجوئى ها به ۵۰ فقره سرقت اعتراف كرد و گفت؛ من فقط از منازل پول و طلا و لوازم صوتى كه قابل حمل بود سرقت مى كردم. وى در ادامه اعترافاتش گفت؛ سال ۷۸ هنگام سرقت از خانه زنى او را با ضربه چاقو به قتل رساندم. من براى سرقت به خيابان سلمان فارسى رفته بودم. وارد خانه كه شدم ابتدا به زيرزمين رفتم تا آنجا را بگردم، يك دفعه زنى وارد شد. او تا مراد ديد شروع به داد و فرياد كرد. من خيلى ترسيدم. هر لحظه امكان داشت مردم وارد خانه شوند. بنابراين چاقويى كه همان اطراف بود، برداشتم و دو ضربه به آن زن زدم. او نام مردى را فرياد مى زد و من فكر مى كردم كه فرد ديگرى هم در خانه هست، اما بعد فهميدم هيچ كس نيست. بالا رفتم و پول و طلايى را كه در خانه بود، برداشتم.
اعترافات اميد نشان مى داد او قاتل ليلى زن ۴۰ ساله اى است كه ۶ سال پيش در خانه اش به قتل رسيده است. مأموران در ادامه براى اينكه اطمينان حاصل كنند كه اعترافات اميد درست است از او خواستند نشانى خانه ليلى را بدهد. آدرسى كه اين مرد در اختيار مأموران قرار داد با آدرس ليلى مطابقت داشت. هرچند اميد اقدام به بازسازى صحنه هم كرد اما در جلسه محاكمه اش منكر قتل شد و گفت؛ زنى به نام ليلى را نمى شناسد. سرانجام با توجه به مدارك موجود در پرونده و تقاضاى دادستان به عنوان ولى دم قهرى، قاضى الهى زاده رئيس شعبه ۱۱۵۶ دادگاه عمومى بعثت مرد سارق را به قصاص محكوم كرد.
افشاى جزئيات يك كودك آزارى تكان دهنده
كودك ۱۰ ساله قربانى شكنجه هاى بى رحمانه پدر شد
پسربچه ۱۰ ساله اى كه به همراه برادرانش از سوى پدر خود به طرز بى رحمانه اى شكنجه مى شد پس از تحمل سه هفته گرسنگى و تشنگى جان خود را از دست داد. هم اكنون اين مرد به اتهام قتل كودك ۱۰ ساله خود كه عبدالرحمن نام داشت دستگير شده و دادستان عمومى و انقلاب بندرعباس به عنوان مدعى العموم براى او درخواست قصاص كرده است.
راز اين جنايت دلخراش زمانى فاش شد كه مأموران نيروى انتظامى پسر نوجوانى را حين سرقت يك خودرو در بندرعباس دستگير كردند و تحت بازجوئى قرار دادند. اين نوجوان در بازجوئى ها در حالى كه به شدت گريه مى كرد از سرنوشت سياه برادر ۱۰ ساله اش پرده برداشت و گفت از سوى پدرش مجبور به ارتكاب سرقت مى شده است. پسر نوجوان گفت؛ پدرم من و دو برادر ديگرم را شكنجه مى كند. او ما را به شدت كتك مى زند و بدن مان را مى سوزاند و مجبورمان مى كند برايش سرقت انجام دهيم. من نيز چاره اى جز اطاعت از او ندارم چون اگر كارهايى را كه مى خواهد انجام ندهم من را نيز مانند برادر كوچكم عبدالرحمن مى كشد. كارآگاهان پليس بندرعباس پس از آنكه اظهارات اين نوجوان زجركشيده را شنيدند و از قتل برادر وى مطلع شدند از او خواستند تا اطلاعات بيشترى درباره عبدالرحمن در اختيارشان قرار دهد. اين نوجوان نيز به مأموران گفت؛ پدرم پس از كشتن عبدالرحمن جسد او را در يك كيسه پلاستيكى گذاشت و در محلى در جاده بندرعباس- ميناب دفن كرد. مأموران ويژه قتل پليس آگاهى بندرعباس پس از آنكه نشانى محل دفن جسد پسر ۱۰ ساله را به دست آوردند براى بررسى صحت و سقم موضوع به اين محل رفتند و بعد از حفر زمين جسد اين كودك را در حالى كه داخل كيسه پلاستيكى پيچيده شده بود، پيدا كردند. با كشف جسد اين پسربچه پدر وى كه مردى ۳۸ ساله به نام اصغر است بازداشت شد اما در بازجوئى ها اتهام قتل عبدالرحمن را انكار كرد و گفت؛ «پسر بزرگم برادرش را كشته است و اكنون مى خواهد جنايت را گردن من بيندازد.»
در پى انكارهاى اصغر كارآگاهان به تحقيقات خود ادامه دادند و متوجه شدند اين مرد چندى قبل در حالى كه سه فرزند پسر داشت از همسر اول خود جدا شد و با زن ديگرى ازدواج كرد و در حالى كه همسر دوم وى از حضور پسران اصغر در خانه اش ناراحت بوده اين سه كودك مرتب تحت آزار و شكنجه قرار مى گرفته اند.
به اين ترتيب مادر ناتنى عبدالرحمن تحت بازجوئى قرار گرفت و او نيز گفته هاى شوهرش را تأييد كرد و گفت؛ قتل پسر ۱۰ ساله به دست برادر بزرگ ترش به وقوع پيوسته است. به رغم آنكه اين زن و شوهر قتل را به گردن پسر نوجوانى كه پيش از اين به اتهام سرقت دستگير شده بود، مى انداختند كارآگاهان به شواهدى دست يافتند كه نشان مى داد آنها قصد دارند حقيقت را كتمان كنند.
در اين ميان دو پسر اصغر كه اصرار داشتند عبدالرحمن به دست پدرشان به قتل رسيده است به پزشكى قانونى منتقل شدند و پزشكان پس از انجام آزمايش هاى لازم شكنجه دو كودك را تأييد و اعلام كردند آثار سوختگى و آزار روى پيكر دو برادر كاملاً مشهود است. اعلام اين نظريه مدرك تازه اى بود كه از گناهكار بودن اصغر حكايت داشت. از سويى با بررسى سوابق مقتول و دو برادرش مشخص شد آنها بارها از خانه شان فرار كرده و به بهزيستى منتقل شده اند اما هر بار اصغر آنان را به منزل بازگردانده بود. با تكميل شدن اطلاعات پليس درباره پدر كودك آزار دو پسر وى بار ديگر تحت بازجوئى قرار گرفتند و گفتند؛ همسر پدرمان ما را به شدت اذيت مى كرد و هر بار به بهانه اى كوچك به پدرمان مى گفت ما را كتك بزند، او نيز به جان ما مى افتاد و ما را داغ مى كرد. چندى پيش عبدالرحمن به خاطر شكنجه هاى پدرمان از خانه فرار كرد و مأموران او را به بهزيستى تحويل دادند، اما پدرمان وى را به خانه بازگرداند و پس از آنكه او را به شدت كتك زد و شكنجه كرد به حمام برد و دست و پايش را با زنجير به دوش حمام بست و شير آب را نيز از جا كند تا عبدالرحمن نتواند آب بخورد. پدرمان سپس ما را تهديد كرد و گفت حق نداريم به برادرمان آب و غذا بدهيم.
بعد از سه هفته عبدالرحمن به خاطر تشنگى و گرسنگى جان باخت و بوى تعفن جسد تمام خانه مان را دربرگرفت. به همين خاطر پدرمان جنازه او را در جاده دفن كرد.
سرانجام در حالى كه جزئيات اين جنايت بى رحمانه فاش شده بود بازپرس جنايى بندرعباس براى اصغر قرار مجرميت صادر كرد و پرونده اين مرد با درخواست قصاص از سوى دادستان براى رسيدگى به دادگاه كيفرى استان هرمزگان ارجاع شد.





محاكمه باند على ميكروب پشت درهاى بسته
جلسه محاكمه اعضاى باند على ميكروب كه متهم هستند پس از ربودن دختران نوجوان آنان را مورد آزار قرار مى دادند و از آنان فيلمبردارى مى كردند در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران به صورت غيرعلنى برگزار شد. به گزارش رسيده اعضاى باند على ميكروب كه اوايل سال جارى توسط پليس امنيت تهران دستگير شدند با شكايت يكى از دخترانى كه مورد آزار قرار گرفته بود، شناسايى شدند.
پليس امنيت در گزارش خود به مطبوعات اعلام كرده بود اعضاى اين باند با اجير كردن دخترى نوجوان، دختران نوجوان ديگر را شناسايى مى كردند و پس از اغفال آنها، اين دختران را به ويلايى در شمال كشور مى بردند و آنان را مورد آزار قرار مى دادند و سپس فيلم هاى غيراخلاقى تهيه مى كردند تا با ايجاد رعب و وحشت از شكايت اين دختران جلوگيرى كنند.
پس از شناسايى دختر نوجوانى كه به باند على ميكروب كمك مى كرد با همكارى وى مأموران موفق شدند در قرار صورى تعداد زيادى از متهمان را دستگير و مخفيگاه عده اى ديگر را شناسايى كنند. على ميكروب، آرش تى ان تى و حسن خروس سه متهم اول پرونده هستند كه اقدام به آزار دختران و فيلمبردارى از آنها مى كردند. با دستگيرى ۸ نفر عضو اصلى باند على ميكروب و انجام تحقيقات اوليه با توجه به حساسيت هاى ايجاد شده سعيد مرتضوى دادستان تهران با ارسال نامه اى به شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران براى متهمان درخواست اعدام كرد. 8 عضو اين باند به گفته دادستان مرتضوى همگى از خانواده هائى ثروتمند هستند كه امكانات مالى فراوانى در اختيار فرزندانشان قرار مى داده اند. دادستان عمومى و انقلاب تهران در اين باره گفت؛ از آن جا كه مجموعه اتهامات متهمان خصوصاً فيلمبردارى از چگونگى ارتكاب زنا و توزيع آن در سطح شهر موجب از بين رفتن قبح عمل شنيع زنا و نافرمانى از دستورات الهى و سلب امنيت اخلاقى و اجتماعى جامعه شده، از رئيس دادگاه كيفرى استان تهران درخواست رسيدگى سريع و صدور حكم اعدام براى اعضاى اين باند شد. اين در حالى است كه گفته مى شود شاكيان پرونده همگى اعلام رضايت كرده و شكايت خود را پس گرفته اند.
قضات شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران روز گذشته پس از برگزارى جلسه محاكمه غيرعلنى براى تصميم گيرى درباره اعضاى اين شبكه وارد شور شدند.





پايان ۵۱ روز فرار لبوفروش قاتل
مرد لبوفروشى كه بر سر اختلافات جزيى همكار خود را در تهران به قتل رسانده بود پس از ۵۱ روز فرار در حوالى مشهد دستگير شد. به گزارش رسيده روز دوم بهمن ماه سال جارى مأموران نيروى انتظامى از وقوع درگيرى بين دو مرد لبوفروش در افسريه باخبر شدند و پس از حضور در محل مشاهده كردند يكى از طرفين نزاع كه جوانى ۲۰ ساله به نام محمدحسين است در پى اصابت شيئى نوك تيز به ناحيه شكم جان باخته است. به اين ترتيب به دستور بازپرس شاملو- رئيس شعبه اول دادسراى جنايى تهران- جسد مقتول به پزشكى قانونى فرستاده شد و تحقيقات براى دستگيرى قاتل و افشاى انگيزه قتل آغاز شد.
كارآگاهان در تحقيقات اوليه خود به يك لبوفروش ديگر به نام محمود كه در محل حادثه حضور داشت مظنون شدند و وى را به اتهام قتل دستگير كردند اما اين مرد منكر ارتكاب جنايت شد و از آنجا كه مدركى عليه وى وجود نداشت مأموران او را آزاد كردند. پليس جنايى تهران در ادامه تحقيقات خود به بازجوئى از شاهدان پرداخت و از اين طريق به هويت قاتل پى برد. يكى از شاهدان به كارآگاهان گفت؛ «من كنار خيابان ايستاده بودم كه جوان لبوفروشى به نام كاظم با همكار خود درگير شد، در حين دعوا چاقويى از روى چرخ دستى اش برداشت و به محمدحسين حمله كرد و يك ضربه به شكم وى زد.» اين شاهد افزود؛ «پس از آنكه محمدحسين نقش بر زمين شد يكى از دوستان قاتل به سرعت او را فرارى داد.»
در پى اظهارات اين مرد مأموران بلافاصله دوست كاظم را كه متهم به قتل را فرارى داده بود دستگير كردند و تحت بازجوئى قرار دادند. اين جوان نيز گناهكار بودن كاظم را تأييد كرد و گفت؛ «كاظم ساكن روستايى در اطراف مشهد است و فكر مى كنم بعد از قتل به آنجا گريخته باشد. او هر ساله زمستان به تهران مى آمد و لبوفروشى مى كرد و براى خانواده اش پول مى فرستاد و به جز خانه اش جايى براى پنهان شدن ندارد.» با به دست آمدن محل اختفاى كاظم تيمى از كارآگاهان با اخذ نيابت قضائى از سوى بازپرس شاملو راهى مشهد شدند و ساعت ۵ بامداد روز سه شنبه گذشته متهم به قتل را در روستايى در بخش كلات مشهد دستگير كردند. كاظم پس از انتقال به تهران تحت بازجوئى هاى ويژه قرار گرفت و با اعتراف به جرم خود گفت؛ من و محمدحسين از چند روز پيش از قتل بر سر موضوعى جزيى مشكل پيدا كرديم و همه چيز از زمانى آغاز شد كه برسر محل فروش لبو به اختلاف برخورديم. روز حادثه بر سر همان مسائل جزيى دوباره با هم درگير شديم و من در يك لحظه از شدت خشم چاقويى را كه براى خرد كردن لبو از آن استفاده مى كردم برداشتم و به محمدحسين حمله كردم. من نمى خواستم او را بكشم، فقط مى خواستم ضربه اى به دست وى بزنم اما چاقو بر اثر يك اشتباه وارد شكمش شد.

قتل شوهر براى نجات دختر از ازدواج اجبارى
زنى كه با انگيزه نجات دخترش از يك ازدواج اجبارى براى قتل شوهر خود دو آدم كش اجير كرده بود خودش را تسليم پليس كرد.
به گزارش رسيده تحقيقات پليس قضائى پيرامون اين پرونده زمانى آغاز شد كه مأموران نيروى انتظامى بومهن از قتل مردى ميانسال در خانه اش باخبر شدند.
با كشف جسد اين مرد به دستور بازپرس ويژه قتل تهران تحقيقات گسترده اى در اين رابطه آغاز شد و كارآگاهان متوجه شدند عامل يا عاملان اين جنايت از پيش مقتول را مى شناخته و به راحتى وارد منزل وى شده اند و دست به جنايت زده اند.
چند روز پس از وقوع اين جنايت همسر مقتول به نام فائزه نزد مأموران نيروى انتظامى رفت و با اعتراف به قتل شوهرش خود را تسليم كرد.
پس از انتقال فائزه به اداره آگاهى تهران وى تحت بازجوئى قرار گرفت و در تشريح نحوه قتل گفت؛ من و شوهرم ۱۸ سال پيش با هم ازدواج كرديم اما از همان ابتدا با هم اختلاف داشتيم. دو سال پس از آغاز زندگى مشترك صاحب فرزند پسرى شديم اما بچه مان يك ساله بود كه شوهرم باعث مرگ وى شد و من آن زمان اين موضوع را پنهان كردم و با هيچ كس حرفى در اين رابطه نزدم.
فائزه ادامه داد؛ شوهرم پس از مدتى در دام اعتياد گرفتار شد و براى تامين هزينه موادمخدر حاضر به هركارى بود به گونه اى كه از مدتى قبل مرا وادار به كارهاى خلاف اخلاق مى كرد و من نيز چاره اى جز تحمل اوضاع نداشتم تا اينكه شوهرم تصميم تازه اى گرفت. او مى خواست دختر ۱۳ ساله ام را به زور به عقد يك مرد معتاد درآورد. من به شدت با اين تصميم مخالفت كردم اما او حاضر به پذيرش حرف هايم نبود. مى دانستم چه سرنوشت تلخ و سياهى در انتظار دختر ۱۳ ساله ام است، به همين خاطر تصميم گرفتم هر طور كه شده از اين ازدواج جلوگيرى كنم.
سرانجام موضوع را با برادر دامادم در ميان گذاشتم و به وى پيشنهاد كردم در ازاى دريافت پول شوهرم را به قتل برساند. او نيز اين پيشنهاد را قبول كرد. شب حادثه من به زيرزمين خانه مان رفتم و برادر دامادم به همراه يكى از دوستانش به عنوان ميهمان وارد منزل مان شدند و شوهرم را كشتند و فرار كردند.
پس از اعترافات اين متهم تحقيقات براى دستگيرى دو آدم كش اجير شده آغاز شد و كارآگاهان موفق شدند برادر داماد فائزه را نيز به دام بيندازند.
بنابراين گزارش هم اكنون تحقيقات براى دستگيرى متهم فرارى پرونده ادامه دارد.
خانواده مقتول براى پسر ۱۶ساله درخواست قصاص كردند
گريه هاى بى امان تنها دفاع نوجوان متهم به قتل
پسر نوجوانى كه در پى يك لحظه عصبانيت نوجوان ديگرى را با ضربه چاقو به قتل رسانده بود در آخرين دفاعياتش در دادگاه فقط گريه كرد.
به گزارش رسيده در ابتداى جلسه محاكمه اين نوجوان رضوانفر نماينده دادستان گفت؛ ۱۴ تيرماه سال جارى به مأموران پليس فرديس كرج خبر دادند، درگيرى خونينى بين دو پسر نوجوان اتفاق افتاده كه باعث مرگ يكى از آنها شده است. بلافاصله مأموران پليس در محل حاضر شدند و دريافتند ضارب از محل متوارى شده است. اما در كمتر از چند ساعت نوجوان متهم به قتل كه فرامرز نام دارد، دستگير شد.
رضوانفر در ادامه توضيحات خود گفت؛ بعد از تحقيقات انجام شده از سوى پليس مشخص شد فرامرز كه ۱۶ساله است چون از عواقب استفاده از چاقو مطلع نبوده دو ضربه به كمر و گردن محمد (مقتول) وارد كرده كه ضربه وارده به گردن باعث مرگ او شده است.
نماينده دادستان در ادامه درخواست صدور حكم قانونى براى متهم كرد و سپس به دستور قاضى عزيز محمدى رئيس شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران پدر و مادر محمد در جايگاه قرار گرفتند و براى پسر ۱۶ساله تقاضاى صدور حكم قصاص كردند.
در اين هنگام سه شاهد جنايت در جايگاه حاضر شدند و گفتند؛ ما داشتيم با هم راه مى رفتيم كه يك دفعه فرامرز يكى از بچه ها را صدا زد، در همين هنگام مقتول كه همراه دايى اش بود از كنار ما گذشت و دايى مقتول به فرامرز گفت؛ با من بوديد؟ و بعد درگيرى لفظى بين آنها به وجود آمد. اما ماجرا حل شد، چند دقيقه نگذشته بود كه ما يك دفعه ديديم دوباره درگيرى شروع شده است و فرامرز ضربه هائى به محمد زد. او قصد نداشت محمد را بكشد اما اين اتفاق افتاد.
سپس متهم نوجوان در جايگاه حاضر شد و گفت؛ من فقط يك ضربه به محمد زدم و ضربات ديگر را من نزدم. ماجرا زمانى شروع شد كه محمد و دايى اش با دوستان من دعوا كردند و آنها را كتك زدند، من هم براى اينكه اين دعوا را پايان دهم، دخالت كردم. چاقو متعلق به من نبود و براى يكى از دوستانم به نام عماد بود و من دقايقى قبل براى اينكه نگاهش كنم آن را گرفته بودم.
وى در آخرين دفاع در حالى كه به شدت مى گريست و توان صحبت كردن نداشت، گفت؛ من معذرت مى خواهم و از خجالت نمى توانم حرفى بزنم.
سپس فهيمه حاج محمدى وكيل تسخيرى متهم به قتل در دفاع از موكلش اظهار داشت؛ شاهد آن هستيم كه دو جوان در يك لحظه تصميم غلط مى گيرند و از سويى خانواده اى بچه اش را از دست مى دهد و خانواده اى ديگر منتظر قصاص فرزندشان هستند.
وى خواستار آموزش كنترل خشم براى جوانان شد و گفت؛ پس از دو مرحله درگيرى بر اثر اصابت جسم نوك تيز و برنده كه منجر به فوت محمد شده موكلم در درگيرى اول هيچ وسيله اى در دست نداشته و در درگيرى دوم چاقو توسط عماد در اختيارش قرار گرفته است.
حاج محمدى با بيان اينكه تحقيقات اين پرونده جامع و كامل نيست و نسبت به برخى از نشانه ها توجه كافى مبذول نشده است، افزود؛ اظهارات «سيدمجتبى م.» كه گفته بود شش نفر كه دست دو نفر از آنها چاقو بود درگيرى ايجاد كرده بودند اما پس از دستگيرى سعيد يكى از شاهدان، تحقيقات در مسير خاصى قرار گرفت و سيدمجتبى كه شاهد وقوع درگيرى و ناظر بر ايراد ضربات به مقتول بود هرگز در دادرسى فراخوانده نشد.
وى گفت؛ از آنجايى كه اظهارات وى در تصميم گيرى تاثيرگذار است تقاضاى احضار وى را براى توضيح بيشتر دارم و شايان ذكر است كه اظهارات مطلعان كه خودشان در جريان درگيرى بودند به لحاظ نفع شخصى نمى تواند مبناى تصميم گيرى و اتخاذ رأى شود.
حاج محمدى افزود؛ با توجه به اظهارات سيدمجتبى كه گفته بوده در درگيرى فرد چاقو به دست ديگرى نيز وجود داشته به نظر مى رسد ضربه دوم كه به ناحيه گردن وارد شده توسط فرد ديگرى زده شده است كه با تشكيك در اين موضوع بايد تحقيقات كامل انجام شود.
وى گفت؛ براساس گزارش واحد روانپزشكى كانون اصلاح و تربيت موكلم در خانواده آشفته اى بزرگ شده و بارها توسط پدر مورد ضرب و شتم حتى با چاقو قرار گرفته و به دليل متاركه والدين مجبور به ترك تحصيل شده و دچار اختلال رفتارى است. مجموعه اين شرايط تحمل پذيرى نوجوان ۱۶ساله را به شدت كاهش داده و از آنجايى كه آموزش در خصوص كنترل خشم نداشته عوامل تحريك پذيرى در جريان درگيرى وضعيت وى را تشديد كرده است. بعد از برخورد فيزيكى با مقتول بدون قصد و اراده و پيش بينى عواقب از چاقو استفاده كرده است. وكيل تسخيرى متهم به قتل افزود؛ رفتار خشونت بار و غيرمتعارف پدر در خانواده احتمال بروز جنون آنى و ارتكاب عمل غيرارادى را محتمل مى سازد. تقاضا دارم با توجه به وضعيت روحى و روانى موكلم و شرايط حاكم بر زندگى وى كه ناخواسته به وى تحميل شده در خصوص احتمال جنون آنى از پزشكى قانونى استعلام به عمل آيد.
بنابر اين گزارش پس از پايان جلسه محاكمه پنج قاضى دادگاه براى صدور رأى پرونده وارد شور شدند.




به اتهام قتل ۵ زن و مرد صادر شد
درخواست قصاص براى سه مرد جنايتكار
پرونده سه مرد جنايتكار كه متهم به قتل پنج نفر هستند با درخواست اشد مجازات از سوى نماينده دادستان براى محاكمه به دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شد.
به گزارش رسيده اين متهمان در دو قتل جداگانه سه عضو يك خانواده و صاحب و كارگر يك حجره در بازار ميوه و تره بار را به قتل رساندند و در تحقيقات اوليه به ارتكاب جنايت اقرار كردند.
قتل در بازار ميوه و تره بار
روز ۱۴ اسفندماه سال ۸۳ به بهروز هنرمند بازپرس ويژه قتل تهران خبر داده شد دو مرد در فاز ۳ بازار ميوه و تره بار به قتل رسيده اند. پس از اعلام اين گزارش بلافاصله تيمى از كارآگاهان اداره ۱۰ پليس آگاهى تهران در محل جنايت حاضر و با اجساد عباس- ۵۰ ساله- و كريم- ۳۸ساله- كه صاحب و كارگر يكى از حجره هاى بازار بودند مواجه شدند.
دو مرد با ضربات چاقو از پاى درآمده بودند و سرنخ هاى موجود حكايت از آن داشت كه عامل يا عاملان جنايت پس از كشتن دو مرد به گاوصندوق حجره دستبرد زده و مبلغ كلانى به سرقت برده اند.
در حالى كه تفحص هاى گسترده پليس براى افشاى هويت قاتل يا قاتلان آغاز شده بود يكى از كارگران بازار ميوه و تره بار اطلاعات مهمى را در اختيار پليس قرار داد. وى كه شاهد اين جنايت هولناك بود به مأموران گفت؛ من دو مرد را ديدم كه وارد حجره عباس شدند و به او و كريم حمله كردند و دقايقى بعد از آنجا گريختند.
كارآگاهان با توجه به راهنمايى ها و اظهارات اين شاهد به چهره نگارى از متهمان پرداختند و با انجام تحقيقات همه جانبه سرانجام موفق شدند هويت قاتلان به نام هاى حمزه و مجيد را فاش كنند.
يك هفته پس از وقوع قتل در بازار ميوه و تره بار كارآگاهان كه باخبر شده بودند عاملان جنايت به يكى از شهرهاى شمالى كشور فرار كرده اند با اخذ نيابت قضائى عازم مخفيگاه دو مرد مظنون شدند و آنها را دستگير كردند.
اين دو متهم پس از انتقال به تهران اتهام قتل را پذيرفتند و گفتند؛ ما به انگيزه سرقت دست به اين جنايت زديم و پس از كشتن دو مردى كه در حجره حضور داشتند گاوصندوق را باز و ۵ ميليون تومانى را كه در آن بود سرقت كرديم و تاكنون يك ميليون تومان از اين مبلغ را خرج كرده ايم.
پس از اعترافات دو متهم و بازسازى صحنه از سوى آنها بازپرس هنرمند براى حمزه و مجيد قرار مجرميت صادر كرد و پرونده در اختيار صفر خاكى- نماينده دادستان تهران- قرار گرفت.
داديار خاكى روز گذشته پس از بررسى پرونده طى كيفرخواستى براى هر دو متهم درخواست قصاص كرد و به اين ترتيب پرونده به دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد.
قتل سه عضو خانواده
جنايتكار ديگرى كه روز گذشته از سوى حيدرى نماينده دادستان تهران براى وى درخواست قصاص شد جوان ۲۱ساله اى به نام سياوش است كه سه عضو يك خانواده را از پاى درآورده است.
بامداد روز ۱۴ ارديبهشت ماه سال ۸۳ كارآگاهان ويژه قتل تهران و بازپرس هنرمند از قتل عام سه عضو يك خانواده در خيابان فرانسه مطلع شدند و به سرعت خود را به محل جنايت رساندند. آنان هنگام حضور در محل ابتدا با جسد پسر ۱۵ ساله خانواده به نام حسين كه با شليك گلوله به قتل رسيده و در خيابان رها شده بود مواجه شدند و سپس با وارد شدن به منزل مقتولان پيكرهاى بى جان و غرق در خون عباس و افسانه زن و شوهر را پيدا كردند.
نحوه وقوع قتل و شواهد موجود در صحنه جنايت كارآگاهان را به اين يقين رساند كه آنها از سوى فردى آشنا و به قصد كينه جويى قربانى شده اند.
در حالى كه رديابى هاى ويژه پليس براى شناسايى عامل جنايت تكان دهنده آغاز شده بود كارآگاهان به سرنخى دست يافتند كه مستاجر سابق مقتولان را متهم اصلى اين پرونده معرفى مى كرد. به همين خاطر اين جوان كه سياوش نام دارد تحت تعقيب قرار گرفت و بالاخره به دام افتاد.
اين جوان ۲۱ ساله در بازجوئى ها ضمن اعتراض به قتل عام هولناك گفت؛ در مدتى كه من مستاجر اين خانواده بودم آنها پشت سر خواهر و مادر من حرف هاى زشت مى زدند و من به همين خاطر از آنها كينه به دل گرفتم.
سرانجام تصميم گرفتم عباس، همسر و فرزندش را بكشم براى اين كار سلاحى تهيه كردم و روز حادثه هنگامى كه به محل زندگى اين خانواده رفتم ابتدا سركوچه حسين را ديدم و با شليك سه گلوله او را كشتم سپس وارد خانه عباس شدم و با دو گلوله وى را نيز از پاى درآورده ام، پس از آن چون كه گلوله هايم تمام شده بود با چاقو به جان افسانه افتادم و او را نيز به قتل رساندم و پا به فرار گذاشتم. پس از اعترافات سياوش تحقيقات مقدماتى قضائى از وى آغاز و سرانجام روز گذشته پرونده سياوش با درخواست قصاص به دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد.

۲۲ سال تحقيق نافرجام براى شناختن قاتل سرباز وظيفه
با حكم دادگاه عمومى ديه سرباز جوانى كه ۲۲ سال قبل به دست مردى ناشناس به قتل رسيده بود، با توجه به پيدا نشدن قاتل از بيت المال به اولياى دم پرداخت مى شود.
به گزارش رسيده اواسط سال ۶۴ صداى شليك گلوله اى در مقابل يكى از شعب كاخ دادگسترى تهران مأموران پليس را به محل كشاند، هر چند مأموران تلاش كردند ضارب را دستگير كنند، اما وى به سرعت از محل متوارى شد. بررسى هاى اوليه نشان داد مقتول پسر جوانى به نام احمد است كه دوران خدمت سربازى اش را مى گذرانده و روز حادثه در محل خدمتش در كاخ دادگسترى بوده است و در طبقه دوم كاخ مقابل شعبه ۱۳۵ در پى اصابت گلوله اى به سرش فوت كرده است. بنابراين جسد به پزشكى قانونى انتقال يافت. مأموران ابتدا خانواده احمد را مورد بازجوئى قرار دادند و دريافتند احمد از مدتى قبل با پسر جوانى به نام اژدر اختلاف داشته و او قبلاً تهديد كرده بود كه احمد را خواهد كشت. پليس براى انجام تحقيقات از اژدر به خانه او مراجعه كرد اما مشخص شد او ساعاتى قبل از خانه رفته و به مادرش گفته است كه احمد را به قتل رسانده و قصد فرار دارد.
در حالى كه تحقيقات براى دستگيرى اژدر ادامه داشت، مأموران دريافتند احمد از مدتى قبل با خواهر اژدر رابطه داشته و خواهر اژدر مدتى بعد از احمد باردار شده، اما احمد از ازدواج با خواهر اژدر سر باز زده و منكر همه چيز شده بود، به همين دليل پدر اژدر كه حيثيت خود را بر باد رفته مى ديد، دختر باردار خود را با ضربات چاقو به قتل رساند و سپس خودش اقدام به خودكشى كرد و در نهايت اژدر براى گرفتن انتقام از احمد به محل خدمت او رفت و با شليك گلوله او را به قتل رساند.
بعد از به دست آمدن اين اطلاعات و با توجه به اينكه مأموران نتوانستند مخفيگاه اژدر را پيدا كنند، پرونده به دادگاه عمومى فرستاده شد. قاضى كوه كمره اى پس از بررسى پرونده حكم بر برائت اژدر از قتل عمد صادر كرد و با اين استدلال كه اژدر با اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتول او را كشته است اژدر را به صورت غيابى به پرداخت ديه محكوم كرد، اما اولياى دم احمد به حكم اعتراض و تقاضاى بررسى مجدد پرونده را كردند، به اين ترتيب حكم صادره در ديوان عالى كشور نقض و پرونده به شعبه ۱۱۵۶ دادگاه عمومى فرستاده شد. قاضى الهى زاده پس از بررسى پرونده اژدر را به قصاص محكوم كرد اما با توجه به گذشت مدت زمان طولانى از وقوع قتل و عدم موفقيت پليس در دستگيرى متهم، قاضى دادگاه طى حكمى اعلام كرد ديه مقتول بايد از بيت المال پرداخت شود.
پس از صدور اين راى، ديوان عالى كشور آن را مورد تأييد قرار داد. اين در حالى است كه پرونده در خصوص فرار اژدر همچنان مفتوح است و تحقيقات پليس در اين خصوص ادامه دارد.

آيا چهار جنايت با يكديگر در ارتباط هستند
اجساد مثله شده، نخستين معماى پيچيده كارآگاهان در سال ۸۶ بود
كشف اجساد مثله شده يك زن و مرد در شرق تهران پليس جنايى را با معمايى پيچيده روبه رو كرد.
به گزارش رسيده اين اجساد در حالى كشف شد كه پيش از اين در سال گذشته نيز اجساد مثله شده يك زن و مرد ديگر در نواب و فرمانيه تهران كشف شده و هيچ سرنخى از عاملان اين دو جنايت به دست نيامده بود. اكنون با كشف دو جسد ديگر كه به طرز مشابهى از پاى درآمده اند، پليس با اين پرسش مواجه شده است كه آيا اين قتل ها با يكديگر در ارتباط هستند يا اينكه سطرهاى مشابه اين پرونده ها كاملاً اتفاقى است.
ساعت ۱۴ روز ششم فروردين ماه مأموران نيروى انتظامى از كشف جمجمه يك انسان در كنار كارگاه مجسمه سازى در حاشيه دره اى در بومهن مطلع شدند و با حضور در محل مورد نظر يك جمجمه و دو مچ پا كه متعلق به انسان بود پيدا كردند. در حالى كه هيچ سرنخ ديگرى در محل جنايت وجود نداشت كارآگاهان متوجه شدند تعدادى وسايل و لوازم آرايش در كنار جمجمه قرار دارد به همين خاطر احتمال دادند مقتول يك زن است كه پس از به قتل رسيدن از سوى قاتل يا قاتلان اعضاى بدنش مثله و سپس به اين محل انتقال يافته است.
به اين ترتيب قطعات جسد براى انجام آزمايش DNA و تحقيقات بيشتر به پزشكى قانونى انتقال يافت.
سه ساعت پس از كشف تكه هاى جسد در بومهن به مأموران كلانترى ۱۴۴ جواديه تهران خبر رسيد كه يك كيف برزنتى به طرز مشكوكى در جاده آبعلى رها شده است. مأموران پس از دريافت اين گزارش بلافاصله خود را به محل رها شدن كيف برزنتى واقع در نزديكى پل جاجرود رساندند و با گشودن كيف با جسد مثله شده مردى حدوداً ۳۰ساله و ناشناس مواجه شدند و جسد اين مرد را نيز در حالى كه سرنخى در محل رها شدن آن وجود نداشت به پزشكى قانونى فرستادند.

دو جنايت مشابه
ساعت ۸‎/۱۵ روز ۱۸ بهمن ماه سال گذشته مأموران كلانترى نواب جسد مرد ناشناسى را كه سر از تنش جدا شده بود داخل يك گونى در مقابل مجتمع الوند سه واقع در بزرگراه نواب پيدا كردند.
پس از انتقال جسد به پزشكى قانونى تحقيقات براى افشاى هويت مقتول و راز قتل او آغاز شد اما اين تحقيقات تاكنون بى نتيجه مانده است.
اين در حالى است كه حدود سه ساعت پس از كشف اين جسد جنازه مثله شده ديگرى در فرمانيه پيدا شد. تكه هاى جسد كه شامل دو دست قطع شده از ناحيه بازو بود داخل يك كيسه پلاستيكى جاسازى شده بود و از آنجا كه داخل كيسه تعدادى لباس زنانه خون آلود وجود داشت كارآگاهان احتمال دادند مقتول يك زن است. تحقيقات پليس براى رازگشايى از اين جنايت نيز تاكنون بى ثمر مانده است.
كشف چهار جسد مثله شده هم اكنون كارآگاهان را با معمايى پيچيده مواجه كرده است. علاوه بر شباهت در نحوه قتل مقتولان نكات ديگرى نيز وجود دارد كه ارتباط اين جنايت با يكديگر را چندان دور از ذهن نشان نمى دهد. در جنايت هاى سال گذشته جسد مثله شده زن و مرد ناشناس هر دو در يك روز و در دو نقطه مختلف پيدا شد و در جنايت هاى سال جارى نيز اجساد زن و مردى در يك روز و آنها نيز در دو نقطه كشف شد. از سويى در صحنه كشف اجساد مرد و زن قاتل يا قاتلان سرنخى بر جاى گذاشته بودند كه جنسيت مقتولان را فاش كند در واقع پيدا شدن لباس هاى زنانه و لوازم آرايش مى تواند زنجيرى باشد كه اين قتل ها را به يكديگر ارتباط مى دهد.
از بين بردن مدارك شناسايى و هويتى چهار مقتول نكته مشترك در هر چهار پرونده جنايى است. بنا بر اين گزارش هم اكنون پليس تهران تمام توان خود را براى افشاى راز اين چهار جنايت به كار گرفته است.

حكم عاملان قتل هتلدار ايرانى در تركيه تائيد شد
پايان بازى در آسمانخراش جهنمى
ديوان عالى كشور حكم قصاص و حبس زن و شوهر جوانى كه با انگيزه سرقت هتلدار ايرانى را در تركيه به قتل رسانده بودند، تأييد كرد.
به گزارش رسيده، پرونده اين زن و شوهر جوان كه پس از دستگيرى آنها در سال ۸۰ در شعبه ۱۱۵۶ دادگاه عمومى تهران مطرح شد، پس از صدور حكم قصاص براى سعيد متهم رديف اول و ۱۵ سال حبس براى فائزه متهم رديف دوم از سوى ديوان عالى كشور تأييد و قطعى شد.
پليس آگاهى تهران زمانى در جريان قتل هتلدار ايرانى در تركيه قرار گرفت كه پليس تركيه اعلام كرد مردى به نام لطيف توسط زن و مردى ايرانى به قتل رسيده و احتمالاً قاتلان به ايران فرار كرده اند.
۲۹ تيرماه سال ۷۹ مردى تركيه اى كه ساكن يك آسمانخراش در استانبول بود هراسان به نگهبان ساختمان مراجعه كرد و گفت: پيرمردى در آپارتمانش به قتل رسيده است. اين در حالى بود كه لحظاتى قبل مرد نگهبان زن و مردى جوان را ديده بود كه هراسان و مضطرب از آسمانخراش خارج شده بودند. بنابراين مرد نگهبان پليس را در جريان اين قتل قرار داد.
لحظاتى بعد بازپرس ويژه قتل و كارآگاهان جنايى پليس استانبول در محل حادثه حاضر شدند. در آپارتمان باز بود و جسد غرق در خون مردى در وسط پذيرايى خانه رها شده بود. بررسى هاى اوليه نشان داد، جسد متعلق به يك ايرانى ۷۱ ساله به نام لطيف لاكانى معروف به حسين است كه چند سال قبل به تركيه آمده است. پليس همچنين دريافت مقتول ابتدا با ضربات چوب مورد ضرب و جرح قرار گرفته است و عاملان قتل پس از وارد آوردن ضربات چوب گردن لطيف را با طناب بسته و سپس ضربات متعدد چاقو بر بدنش وارد كرده و او را به قتل رسانده اند. پس از بررسى دقيق صحنه قتل به دستور بازپرس جسد به پزشكى قانونى انتقال يافت و پليس بازجوئى هاى خود را از افرادى كه با لطيف در ارتباط بودند آغاز كرد.
اولين شخصى كه مورد بازجوئى قرار گرفت، مردى بود كه جسد را در خانه پيدا كرده بود. اين مرد به پليس گفت؛ چند دقيقه قبل از اينكه جسد را پيدا كنم، سر و صداى شديدى از آپارتمان وى شنيدم، اما من دخالت نكردم، چون او يك ايرانى بود، يكدفعه صدا قطع شد، من بيرون آمدم تا جايى بروم كه يكدفعه متوجه شدم در آپارتمان لطيف باز است، حس كردم اتفاقى برايش افتاده است وارد خانه شدم، همه جا آشفته بود، چند بار صدايش كردم اما جوابى نشنيدم، به سمت اتاق پذيرايى رفتم و او را غرق در خون يافتم.
اين مرد به پليس گفت؛ وقتى در خانه لطيف درگيرى بود، صداى زنى را مى شنيدم كه فرياد مى زد و به نظر مى رسيد كه به شدت ترسيده است. اين اولين سرنخى بود كه پليس به دست آورد و بازجوئى از كاپى چى، مرد نگهبان اطلاعات بيشترى در اختيار پليس قرار داد.
كاپى چى گفت؛ قبل از اينكه يكى از ساكنان آسمانخراش به من بگويد جسد لطيف را پيدا كرده است، مردى حدوداً ۳۰ ساله را ديدم كه با رنگى پريده و بسيار مضطرب از پله ها پايين مى آمد. او به من گفت: افغان است و براى ديدن يكى از اقوامش آمده، اما او را پيدا نكرده و بازگشته است. چند ثانيه بعد زنى حدوداً ۲۵ ساله را ديدم كه موهايى طلايى داشت، او دستانش را روى صورتش گرفته بود و با سرعت از پله هاى اضطرارى پايين مى آمد.
ما نام ميهمانان را در رايانه ثبت مى كنيم، اما آن دو از در اصلى وارد نشده بودند. البته من آنها را قبلاً ديده بودم و اصلاً به نظر نمى رسيد كه افغان باشند. آنها يك بار ديگر هم به ديدن لطيف آمده بودند.
تنها راه موجود براى پليس بررسى رايانه آسمانخراش بود، بررسى رايانه نشان داد، ۱۵ روز قبل از حادثه زن و مردى كه روز حادثه ديده شدند، با ادعاى اينكه ميهمان ويژه طبقه دوم هستند بدون ثبت نام شان وارد آسمانخراش شدند.
از طرفى متهمان بعد از به قتل رساندن لطيف كه هتلدارى ثروتمند در استانبول بود، مقدارى دلار، راديو ضبط، چند گوشى تلفن همراه و اشياى ديگر به سرقت برده بودند. از آنجايى كه هيچ ردى از متهمان در تركيه به دست نيامده بود، پليس تركيه با ارسال نامه اى به پليس آگاهى تهران اعلام كرد، متهمان احتمالاً وارد خاك ايران شده اند. اين در حالى بود كه تحقيقات پليس ايران نيز به بن بست رسيد تا اينكه سرانجام مأموران تركيه اى موفق شدند، يكى از گوشى هاى تلفن همراه كه متعلق به مقتول بود را رديابى كنند و در نهايت مشخص شد، گوشى دست مردى به نام كيوان است كه اتفاقاً او هم مردى ايرانى تبار و مديرعامل يك شركت رايانه اى در استانبول است.
كيوان در بازجوئى ها گفت؛ از چند ماه قبل زن و مردى به نام هاى سعيد و فائزه كه ايرانى بودند در شركت من شروع به كار كردند، به واسطه رفت و آمدى كه مرد هتلدار به شركت من داشت، آنها با او آشنا شدند و با هم رفت و آمد پيدا كردند، تا اينكه لطيف به قتل رسيد و در حالى كه من هيچ اطلاعى از ماجراى قتل نداشتم سعيد و فائزه گوشى موبايل را به قيمت بالايى به من فروختند و من بعدها متوجه شدم اين گوشى متعلق به لطيف بوده است.
وقتى هويت متهمان مشخص شد، پليس تركيه دريافت مقتول سهامدار هتل طرقبه در مشهد نيز بوده و در مدتى كه در تركيه اقامت داشت خانواده اش چندين بار به او سر زده اند. همچنين مشخص شد سعيد و فائزه از محل شركت با شماره تلفنى در ايران چندين بار تماس گرفته اند. همچنين پليس متوجه شد، فائزه ۲۴ ساعت بعد از قتل لطيف با هواپيما تركيه را به مقصد تهران ترك كرده و يك هفته بعد نيز سعيد به صورت غيرقانونى از خاك تركيه خارج شده است. بنابراين ادامه كار به پليس ايران سپرده شد و كارآگاهان جنايى تهران پس از رديابى هاى انجام شده موفق شدند سعيد و فائزه را شناسايى و دستگير كنند.
مأموران همچنين دريافتند فائزه پس از ورود به ايران از سعيد جدا شده و با مرد ديگرى ازدواج كرده است.
اين در حالى بود كه سعيد در بازجوئى ها قتل لطيف را منكر شد و گفت؛ فائزه با مرد ديگرى مرتكب قتل شده است، اما فائزه لب به اعتراف گشود و گفت: به اتفاق سعيد مرد هتلدار را به قتل رسانده اند.
پس از پايان بازجوئى ها و محاكمه سعيد و فائزه، سعيد به اتهام قتل عمد به قصاص و فائزه به ۱۵ سال حبس محكوم شد، اما به دليل نقص در پرونده اين حكم تأييد نشد و پرونده براى رفع نقص به شعبه ۱۱۵۶ فرستاده شد. پس از بررسى مجدد، قاضى الهى زاده حكم قصاص براى سعيد و ۱۵ سال حبس براى فائزه را دوباره صادر كرد و اين بار شعبه ۲۷ ديوان با توجه به برطرف شدن نقص پرونده، اين حكم را مورد تائيد قرار داد.





اعتراف سارق بين المللى به ارتكاب سرقت در شش كشور
يك سارق حرفه اى پس از ارتكاب سرقت هاى متعدد در كشورهاى آسياى شرقى در تهران دستگير شد.
روز ششم فروردين ماه سال جارى، مأموران كلانترى ۱۳۲ «نبرد» سه تن را كه قصد داشتند با شگردى خاص از يك مرد كف زنى كنند دستگير كردند.
با انتقال سه متهم به نام هاى «امير» ۳۵ ساله، «اصغر» ۴۸ ساله و «نياز» ۱۶ ساله به كلانترى، شاكى كه با متهمان درگير شده بود به مأموران گفت؛ آنها به بهانه خرد كردن تراول چك، قصد كف زدن پولم را داشتند كه من متوجه موضوع شده و با آنها درگير شدم.
ماموران تجسس كلانترى نبرد با توجه به سيه چرده بودن يكى از متهمان به نام «امير» و لهجه خاص وى، بازجوئى هاى پليسى را با احتمال فيوج بودن اين متهم آغاز كردند. «امير» كه ابتدا منكر ارتكاب هرگونه جرمى مى شد، پس از اين كه همدستش «نياز» كه در جريان تحقيقات مشخص شد پسرش است، هويت پدر را براى پليس فاش كرد، لب به اعتراف گشود.
«امير» اعتراف كرد كه از طايفه «فيوج» است و از ۳۰ سال پيش تاكنون مرتكب سرقت هاى متعددى در كشورهاى ژاپن، اندونزى، فيليپين، تايلند، بنگلادش و ايران شده است. وى شگرد اصلى خود در سرقت را كف زنى از افراد پولدار به بهانه «تبديل كردن» پول عنوان كرد. با اين اعترافات، متهم به همراه دو همدستش براى تحقيقات بيشتر به پليس آگاهى تهران بزرگ منتقل شد.

نجات دو موبايل فروش از چنگ گروگانگيران ۵۰ ميليونى
دو مرد كه با گروگان گرفتن دو فروشنده تلفن همراه قصد داشتند دست به اخاذى ۵۰ ميليون تومانى بزنند، دستگير شدند.
به گزارش رسيده روز ۶ فروردين ماه خانواده دو مرد جوان به مأموران نيروى انتظامى كرج مراجعه كردند و از ربوده شدن دو فروشنده تلفن همراه به نام هاى حسن و حسين خبر دادند.
طبق اظهارات خانواده اين دو جوان، گروگانگيران در تماس تلفنى با آنان اعلام كرده بودند فقط در ازاى دريافت ۵۰ ميليون تومان وجه حاضر به آزاد كردن حسن و حسين هستند. كارآگاهان پس از اطلاع از اين موضوع، آموزش هاى لازم را به خانواده آنان دادند و خواستند در صورت تماس مجدد گروگانگيران براى پرداخت پول با آنها قرار ملاقات ترتيب دهند.
از سويى تيمى از كارآگاهان به مغازه فروش تلفن همراه دو گروگان مراجعه كردند و با بررسى آنجا متوجه وقوع سرقت از مغازه شدند و دريافتند به احتمال زياد گروگانگيران روز حادثه وارد مغازه طعمه هايشان شده و پس از سرقت دست به آدم ربايى زده اند.
در نهايت خانواده دو جوان با گروگانگيران قرار ملاقات ترتيب دادند و روز نهم فروردين ماه- سه روز پس از آدم ربايى- به محل قرار واقع در مهرويلاى كرج مراجعه كردند. دقايقى بعد هنگامى كه فردى براى تحويل گرفتن پول به سراغ آنان رفت، مأموران پليس كه از پيش محل را زير نظر داشتند بلافاصله وى را دستگير كردند. اين مرد كه مهدى نام دارد در بازجوئى هاى اوليه اتهام آدم ربايى را انكار كرد و گفت؛ من راننده آژانس هستم و فردى به نام حميد از من خواست به اين محل بيايم، پول را تحويل بگيرم و به نزد وى ببرم و از جزئيات ماجرا هيچ اطلاعى ندارم.
كارآگاهان پس از شنيدن اظهارات اين مرد بلافاصله به سراغ حميد رفتند و او را دستگير كردند اما مشخص شد اين مرد نيز در گروگانگيرى و زندانى كردن حسن و حسين نقشى نداشته و فقط از سوى دو آدم ربا براى تحويل گرفتن پول ها از خانواده گروگان ها اجير شده است. در نهايت كارآگاهان موفق شدند هويت دو متهم اصلى به نام هاى حبيب و نورى را شناسايى و نشانى مخفيگاه آنان را به دست آورند. به اين ترتيب در يك عمليات ضربتى به آنجا رفتند و در حالى كه متهمان قصد فرار داشتند با شليك تير هوايى آنها را به دام  انداختند. با دستگيرى متهمان حسن و حسين كه در اين مدت دست و پايشان زنجير شده بود آزاد شدند. از سويى حبيب و نورى جرم خود را پذيرفتند.
حبيب در اظهارات خود گفت؛ روز حادثه ما به مغازه طعمه هايمان رفتيم و با تهديد سلاح گرم ۱‎/۵ ميليون تومان وجه نقد موجود در مغازه و همچنين ۵۳ عدد گوشى تلفن همراه را به سرقت برديم و سپس به طمع به دست آوردن پول بيشتر حسن و حسين را گروگان گرفتيم.

دو پسر جوان قربانيان جنايت درنخستين روز هاى سال
كارآگاهان جنايى تهران تحقيقات گسترده اى را براى راز گشايى از دو جنايت پيچيده كه در نخستين روزهاى سال جارى به وقوع پيوست آغاز كرده اند. به گزارش رسيده پرونده نخستين جنايت ساعاتى پس از تحويل سال تشكيل شد. ساعت ۷ و ۴۵ دقيقه بامداد روز اول فروردين ماه زنگ تلفن مركز فوريت هاى پليسى به صدا درآمد و فردى از كشف جسد يك پسر جوان در زير پلى در حال ساخت در ميدان كلاهدوز خبر داد. دقايقى بعد به دستور بازپرس كشيك قتل تهران تيمى از كارآگاهان به محل كشف جسد رفتند و با جنازه جوانى حدود ۲۸ساله مواجه شدند كه از ناحيه جلوى سر، شقيقه و دندان ها به شدت دچار شكستگى و خونريزى شده و آثار زخم هاى عميقى نيز روى دستانش مشهود بود. كارآگاهان با بازرسى لباس هاى مقتول به هيچ مدرك شناسايى كه هويت قربانى نخستين جنايت سال را فاش كند دست نيافتند. آنان در ادامه متوجه شدند رد لاستيك خودرو و چند كفش روى زمين خاكى وجود دارد و به احتمال زياد از درگيرى چند تن در محل حادثه حكايت مى كند. پليس در ادامه بازرسى هاى خود در محل كشف جسد يك بلوك سيمانى پيدا كرد كه روى لبه آن آثار خون مشاهده مى شد و نشان مى داد قاتل يا قاتلان چند بار سر مقتول ناشناس را به آن كوبيده اند.
از سويى تشخيص اوليه متخصص پزشكى قانونى كه در زير پل نيمه ساز حاضر شده بود حاكى از آن بود كه مقتول بين دو تا چهار ساعت پيش از كشف جسد به قتل رسيده است.
در نهايت جسد مقتول براى انجام آزمايش هاى دقيق به پزشكى قانونى انتقال يافت و كارآگاهان تحقيقات خود را براى افشاى هويت مقتول و رازگشايى قتل وى پى گرفتند اما تاكنون سرنخى در اين رابطه به دست نياورده اند و از سويى فردى نيز تاكنون گزارشى از ناپديد شدن جوانى با مشخصات مقتول به پليس ارائه نداده است. در حالى كه تيمى از كارآگاهان سرگرم تحقيق پيرامون اين جنايت مرموز هستند، گروهى ديگر از مأموران جنايى پليس آگاهى تهران در حال انجام بررسى هاى ويژه براى دستگيرى عاملان قتل پسر جوانى هستند كه روز ۵ فروردين ماه از پاى درآمد.
ساعت ۷ و ۱۶ دقيقه روز ۵ فروردين مأموران اطلاع داده شد پسر جوانى كه دچار ضربه مغزى شده در بيمارستان رسول اكرم (ص) جان باخته است. با اعلام اين گزارش گروهى از كارآگاهان اداره پليس آگاهى تهران به بيمارستان رفتند و متوجه شدند مقتول در حالى كه نيمه جان بوده توسط يكى از دوستان خود به بيمارستان انتقال يافته است. به اين ترتيب پسر جوان تحت بازجوئى قرار گرفت و گفت؛ من و دوستم امروز به يك مهمانى در شهرك اكباتان رفته بوديم اما هنگام خروج از خانه ميزبان صاحبخانه از ما پول خواست و ما به حرف او توجهى نكرديم و در اين هنگام چهار مرد به سراغ دوستم رفتند و او را به يكى از اتاق هاى خانه كشاندند و به شدت مورد ضرب و جرح قرار دادند و سپس در حالى كه ترسيده و وحشت زده بودند از خانه فرار كردند و من بدن نيمه جان دوستم را به بيمارستان رساندم. پس از اظهارات شاهد جنايت كارآگاهان بلافاصله به خانه مورد نظر در شهرك اكباتان رفتند و در حالى كه كسى در منزل حضور نداشت پى بردند اين خانه اجاره اى است. بنابراين گزارش هم اكنون تحقيقات براى دستگيرى صاحبخانه و همدستان وى ادامه دارد.

پليس به دنبال قاتل زن جوان
تحقيقات پليس آگاهى تهران براى دستگيرى يك قاتل فرارى كه زنى را در يك پاساژ نيمه كاره در بومهن كشته است آغاز شد.
به گزارش رسيده بعدازظهر شنبه گذشته جسد زنى ۳۵ ساله در پاساژ نيمه كاره اى در منطقه كمرد بومهن كشف و بلافاصله تحقيقات در خصوص شناسايى قاتل آغاز شد.
با انجام تحقيقات محلى و بررسى سرنخ هاى موجود و كشف هويت مقتول كه زنى ۳۵ ساله به نام افسانه است و با ضربات متعدد چاقو به قتل رسيده مشخص شد كه متهم اصلى اين جنايت مردى افغان به نام فريدون است. اين مرد هم اكنون متوارى است و با چهره نگارى صورت گرفته مأموران پليس در تلاش هستند او را به سرعت به دام اندازند.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ورزش   • 
•   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   علمى   • 
•   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •