بخش دهم
دوران نخست وزيرى
مقارن دوره هفدهم مجلس شوراى ملى
ارديبهشت ۱۳۳۱-۲۵ مرداد ۱۳۳۲
در اين بخش، پس از مقدمه اى كوتاه درباره نحوه برگزارى انتخابات دوره هفدهم، به ذكر اهمّ حوادث دوران نخست وزيرى دكتر مصدق در دوره هفدهم مجلس شوراى ملى مى پردازم.
انتخابات دوره هفدهم
-پيش از اين گفته شد كه دكتر مصدق پس از بازگشت از آمريكا، در گزارشى به مجلس گفت:
(دولت او تصميم دارد «بلافاصله انتخابات را شروع كند» و «از كوچكترين اِعمال نفوذ و تجاوز قواى دولتى در استفاده از حقوقى كه مردم براى انتخاب وكلاى خود دارند، جلوگيرى نمايد...» . «و حال آن كه در گذشته گفته بود كه تا آن گاه كه مسأله نفت حل نشود با همين مجلس كار خواهد كرد و انتخابات را به تأخير خواهد انداخت...» ولى اوج گرفتن مخالفت ها مصدق را به اين فكر انداخت تا «مخالفان دولت در مجلس گستاخ تر نشده اند انتخابات را عملى كند و... مجلسى يك دست تر و قوى تر از هواخواهان خود تشكيل دهد...» ) (موحد، ۱/،۳۸۷ ۳۸۹) .
او مى خواست با همان قانون قديمى انتخابات، مجلس دلخواه خود را تشكيل دهد كه البته موفق نشد.
- «در انتخابات تهران كه روز ۲۰ بهمن ۱۳۳۰ به اتمام رسيد تمام وسائلى كه دولت هاى سابق براى انتخاب نامزدهاى خود به كار مى بردند، اعمال شد و همه نامزدهاى دولت انتخاب گرديدند و عده آرائى كه خوانده شد بالغ بر يك صد و چهل هزار رأى بود و آشكار مى ساخت كه همان آلات و ابزار سابق به كار گرفته شده است تا اين عده انتخاب گردند به خصوص كه چند نفر از كانديداهاى دولت اشخاص نسبتاً گمنامى بودند كه نام آنها را هم مردم تا قبل از انتخابات نشنيده بودند... . .» (فاتح، ۵۹۶) .
اما دكتر كاتوزيان درباره انتخابات اين دوره نوشته است:
( «امام جمعه... در انتخابات تهران- كه يكى از آزادترين انتخابات دوره مشروطه بود وكيل نشد.» سپس درباره متوقف شدن انتخابات در بعضى از حوزه ها نوشته است كه «در هر كشور دموكرات پيشرفته اى در چنين شرايطى اصلاً انتخابات نمى شد، زيرا كه كشور تقريباً در حالت جنگى قرار داشت، آن هم» جنگ پشه با حبشه «در انگلستان در طول دوره جنگ بين المللى دوم اصلاً انتخابات نشد...»
«از ۸۰ وكيل مجلس هفدهم فقط ۳۰ نفر هوادار نهضت ملى بودند... مدتى بعد تعداد اين ۳۰ نفر كاهش يافت... آيا يك دولت ديكتاتورى كه مى خواست در انتخابات تقلب كند به اين نتيجه مى رسيد، يا- چنان كه رسم ديگران بود- با تطميع و ارتشاء و تهديد و ارعاب و اعمال زور ۹۵درصد آراء را به سود خود اعلام مى كرد و ۱۳۶ تن وكيل براى خود به مجلس تحويل مى داد.» به علاوه «ادامه انتخابات در نقاطى كه در آن متوقف شده بود در دست مجلس بود. هر لحظه كه مجلس اراده مى كرد، انتخابات در آن نواحى نيز به پايان مى رسيد و اين مجلسى بود كه اكثريت قاطع آن هوادار نهضت ملى نبود. اگر مجلس چنين نكرد، درست به اين دليل بود كه نمى خواست مسئوليت اغتشاش و كشتارى را كه به آن منجر مى شد بپذيرد» ). (كاتوزيان، «معاصى كبيره...» ، ۳۰۱-۳۰۳) .
دخالت در انتخابات
انتخابات تهران بر طبق پسند دكتر مصدق انجام شد. ولى مشكل اساسى انتخابات شهرستان ها بود. به منظور جلوگيرى از اعمال نفوذ در انتخابات، فرمانداران و بخشداران جديد براى هر محل به قيد قرعه انتخاب شدند... ، «براى هر حوزه انتخابى يك بازرس ناظر از قضات دادگسترى نيز فرستاده مى شد.» با وجود اين كفيل وزارت دارائى در بخشنامه محرمانه نهم دى ماه ۱۳۳۰ به رؤساى دارائى نوشت: بنابه امر جناب آقاى نخست وزير و توصيه حضرت آيت الله كاشانى... . با استفاده از بودجه اضافات و ترقيعات كارمندان توصيه نمائيد كارمندان آراء خود را به نفع كانديداهاى ملى به صندوق بريزند «. (صفائى، ۲۱۶) .
دكتر موسوى نوشته است وقتى بازرسان قضائى انتخاب شدند قرار شد در روز معين همه براى معارفه پيش نخست وزير برويم. وزير دادگسترى شمس الدين اميرعلائى به ما توصيه كرد كه» به علت بالا بودن سن و ضعيف بودن دكتر مصدق خيلى صحبت نكنيم «. نخست وزير با لباس مرتب و سر حال وارد شد. از ديدار ما اظهار خوشوقتى كرد و تذكر داد كه» در كار نظارت دقيق باشيم به گونه اى كه انتخابات با بى طرفى انجام شود. «بعد گفت:» حالا من منتظر سئوالات شما هستم. «ولى هيچ يك از قضات» شايد به توصيه امير علائى چيزى نگفت. دكتر مصدق سخن خود را تكرار و اصرار كرد كه مسائل بايد از راه سئوال و جواب بررسى و برطرف شود... در اين موقع عقيلى مستشار ديوان كشور كه در ابتداى صف قضات و سمت چپ دكتر مصدق ايستاده بود «، ضمن سپاسگزارى از ابتكار نخست وزير در انتخاب بازرسان قضائى گفت دولت براى تأمين امنيت بازرسان انتخاباتى چه اقداماتى به عمل آورده است؟
» دكتر مصدق بدون كوچكترين تأملى همزمان كه لب به سخن مى گشود، دست در جيب كرد و دستمالى درآورد و در حالى كه بلند گريه مى كرد، طورى كه به زحمت مى شد گفته هايش را فهميد، گفت: آقاى عقيلى اگر اين صحبت ها را اين جوان ها (با اشاره به من) مى گفتند مى شد گفت كه جوان هستند، آخر من و شما كه پير هستيم و بايد بميريم... صداى گريه نخست وزير و عدم تعادل وى براى سرپا ايستادن، وزراء و ديگران را به گرفتن او كه زمين نخورد واداشت. در اين ضمن امير علائى هم بيچاره عقيلى را سرزنش مى كرد... . به اين ترتيب دكتر مصدق را به اطاق خود بردند و مراسم معارفه و آشنائى نيز بدينگونه پايان گرفت. . «(دكتر موسوى، ۱۴۸- ۱۵۱) .
-على رغم نظر مصدق، اين تنها دربار و ارتش نبودند كه به دستور وى عمل نكردند. ملاكين بزرگ و روحانيون كه از نفوذ حزب توده بيمناك بودند نيز همه به ميدان آمدند. از سوى ديگر به نوشته حسين مكى برخى از زعماى جبهه ملى مانند دكتر حسين فاطمى، دكتر بقائى و آيت الله كاشانى به نفع كانديداهاى مورد نظر خود در انتخابات دخالت مى كردند. دكتر مصدق گرچه درباره هيچ نامزدى نظر مثبت نمى داد. اما به روايت مكى درباره بعضى از حوزه هاى انتخابيه... نظر منفى داشت و بدين جهت انتخابات را در آن شهرها متوقف مى ساخت يا انتخابات را به جريان نمى انداخت. (موحد، ۱/۳۹۶-۴۰۱) .
دكتر مصدق انتخابات را در بقيه شهرها متوقف ساخت
-به علاوه در برخى از شهرها كار طرفداران كانديداها به خشونت گرائيد و به قتل و جرح افراد انجاميد.
-در اين شرايط دكتر مصدق در ۲۹ ارديبهشت ۱۳۳۱ با صدور تصويبنامه اى انتخابات را در سراسر ايران متوقف ساخت و ادامه انتخابات را به بازگشت خود از ديوان داورى لاهه موكول كرد كه البته اين كار هرگز انجام نشد. (موحد، ۱/۳۹۶-۴۰۱) .
-در ضمن، دخالت منفى دولت را در انتخابات بسيارى از شهرستان ها- كه خود نوعى دخالت دولت در انتخابات بود- نبايد ناديده گرفت. زيرا وقتى مصدق دريافت كه اكثريت هشتاد (در بعضى از كتاب ها به جاى ۸۰ نماينده ۷۹ ذكر شده است. ) نماينده منتخب، از مخالفان او هستند، براى جلوگيرى از افزايش مخالفان، از انجام انتخابات براى ۵۶ كرسى ديگر (از ۳۶ كرسى) جلوگيرى به عمل آورد.
حزب توده و انتخابات
-موضوع قابل توجه آن است كه در انتخابات تهران از كانديداهاى حزب توده حتى يك تن هم انتخاب نشد، در حالى كه آنها در تظاهرات ۲۳ تير و ۱۴ آذر ۱۳۳۰ نشان داده بودند كه تعدادشان چشمگير است، در شمارش نهائى آراء، نامزدهاى توده اى ها در تهران در رده سيزدهم به بعد قرار گرفتند.
گفتگوى تند مصدق و شاه درباره انتخابات
» گزارش مورخ ۲۸ مه ۱۹۵۲ هندرسن به واشنگتن از گفتگوئى كه با علاء داشته است حكايت دارد. علاء از ملاقات دو روز پيش مصدق با شاه كه بيش از دو ساعت طول كشيده بود سخن گفت. مصدق با لحنى تند از دخالت هاى دربار و ارتش در انتخابات شكايت كرده، ملكه مادر و ديگر اعضاى خانواده سلطنتى را دست اندركار توطئه بر ضد دولت دانسته و از شاه خواسته بود كه دربار و ارتش را از مداخله در سياست بازدارد. مصدق گفته بود كه همين مداخلات سبب شد كه او انتخابات را ناتمام گذاشت. بنابه روايت علاء، شاه به شدت اين اتهامات را مردود خوانده و گفته بود كه اگر ايرادى هست متوجه هواداران مصدق... است كه براى پيشبرد كار و جلوگيرى از پيروزى ديگران دست به اخافه و ارعاب مى زنند. شاه حتى گفته بود كه خود مصدق نيز با حملات نامنصفانه بر ضد سياستمدارانى مانند سردار فاخر حكمت... . در اين گناه سهيم است. به نقل علاء، مصدق پس از شنيدن سخنان شاه لحن آشتى جويانه اى بر خود گرفت و گفت مقصود او اين نبود كه شخص شاه مداخله كرده يا در توطئه بر ضد دولت دست داشته است. اما شاه از حمله بازنايستاد و گفت من همواره از شما پشتيبانى كرده ام، اگر چه اطمينان نداشته ام كه كشور را در راه درست مى بريد و هنوز شما روشن نكرده ايد كه با اين سياست كه دنبال مى كنيد چگونه مى خواهيد كشور را از وضع مالى اسف انگيزى كه دارد نجات دهيد. «(موحد، ۱/۴۰۹-۴۱۰) .
-درگيرى دكتر مصدق با شاه در دوره هفدهم چنان كه خواهيم ديد همچنان ادامه پيدا مى كند.
-ناگفته نماند كه وضع انتخابات دوره هفدهم با دوره هاى چهاردهم و پانزدهم و شانزدهم تفاوتى نداشته است. پيش از اين ديديم كه دكتر مصدق اكثريت نمايندگان آن سه دوره را نمايندگان حقيقى مردم نمى دانست، ولى با وجود اين، در دوره چهاردهم با آن كه وى معتقد بود» وكلاى آن دوره غير از چند نفرى همه روى تمايل سياست خارجى وارد مجلس شده بودند... «(خاطرات، ۱۷۸)، اكثريت آن مجلس به نخست وزيرى وى رأى تمايل داد. ولى چون مصدق پذيرفتن نخست وزيرى را موكول به شرطى كرد كه نمايندگان آن شرط را خلاف قانون اساسى مى دانستند، موضوع منتفى گرديد. در دوره شانزدهم نيز كه اكثريت به نخست وزيرى مصدق رأى تمايل دادند، وضع با دوره چهاردهم متفاوت نبود. آيا مصدق مى پنداشت فقط با چند ماه نخست وزيرى او- بى آن كه در قانون انتخابات حتى اصلاحاتى در روى كاغذ به عمل آمده باشد و نيز بى آن كه در ساختار جامعه ايران تغييرات بنيادى روى داده باشد، با اكثريت رأى دهندگان بيسواد در روستاها و شهرهاى درجه دوم و سوم- نتيجه انتخابات دوره هفدهم متفاوت با ادوار پيش خواهد بود!
دكتر مصدق: ۸۰% نمايندگان، نماينده حقيقى ملت هستند و عدول از اين نظر
به هر صورت انتخابات نيمه كاره دوره هفدهم انجام شد و دكتر مصدق در پيام نوروزى شب اول فروردين ۱۳۳۱ درباره آن گفت:» ... با اين حال اطمينان كامل دارم هشتاد درصد نمايندگانى كه به مجلس مى روند، نماينده حقيقى ملت خواهند بود. «(صفائى، ۲۱۷) .
-اما وى بعد نظر خود را تغيير داد و نوشت:
» ... معلوم شد كه نمايندگان مردم از ۸۰% كمترند و بعضى از نمايندگانى هم كه در تهران ملت انتخاب كرده بود برخلاف نظر مردم عمل نمودند... به همين لحاظ... دولت تصميم گرفت انتخابات حوزه هائى كه شروع نشده بود به بعد محول گردد و بدين طريق نقشه عمال خارجى براى به دست آوردن اكثريت در مجلس عقيم گرديد. «(خاطرات، ۲۵۸) .
او در جاى ديگر در خاطراتش نوشته است:
» انكار نمى كنم كه در مجلس شوراى ملى گفتم هشتاد درصد از وكلاى دوره هفدهم را مردم انتخاب كرده اند، ولى تضمين نكردم كه آنان تغيير عقيده ندهند... . نمايندگان تهران در آن مجلس نماينده حقيقى ملت بودند ولى بعضى از آنها به جهاتى كه همه مى دانند پشت به ملت كردند و آلت دست مأمورين استعمار شدند... «(خاطرات، ۳۷۲-۳۷۳) .
-همين كه شمار نمايندگان دوره هفدهم از نصف گذشت، روز ۲۳ فروردين به دعوت دكتر مصدق بيشتر آنان به عنوان معارفه به خانه وى رفتند و او در حدود نيم ساعت براى آنان سخن گفت و از ثروتمندان، آمريكا، انگليس، نمايندگان و روزنامه نگارانى كه به نفع خارج كار مى كنند... شكايت كرد...» (موحد، ۱/۴۰۳) .