واتسلاو مالى، اسقف شهر پراگ به اشاره به وضعيت حقوق بشر در ايران، به آنچه «افزايش سركوب مخالفين و منتقدين در ايران مى خواند، اعتراض كرد.
آقاى مالى در ماه سپتامبر، در سفرى دو هفته اى به ايران، با نمايندگان مسيحيان و نيز فعالان حقوق بشر و خانواده زندانيان سياسى ملاقات كرده بود.
واتسلاو مالى، ناراضى سياسى پيشين، خود زمانى از قربانيان سركوب دولتى بوده و در دوران رژيم كمونيستى چكسلواكى سابق، چندين ماه را در زندان گذراند و مقامات وى را از فعاليت به عنوان كشيش منع كرده بودند.
به همين علت، وى ناگزير شد دست به انواع و اقسامكارها بزند؛ از جمله اينكه مدتى به عنوان كارگر شوفاژخانه در هتل ها كار كرد. مالى كه نقش مهمى را در انقلاب مخملى چك بازى كرد، چندين سال است كه به مقام اسقفى شهر پراگ رسيده و اكنون به كشورهايى سفر مى كند كه در آن، شهروندان با شرايط مشابهى همانند شرايطى كه وى درگير آن بود مواجهند و از آنها حمايت مى كند.
مالى، در سال هاى اخير به كشورهاى كوبا، بلاروس و چچن سفر كرده است و افكار عمومى را در جريان نقض حقوق بشر در آن كشورها گذاشته است.
سفر ماه سپتامبر او به ايران هم تلاشى است براى جلب توجه به اوضاع حقوق بشر در كشورى كه در مطبوعات بين المللى بيشتر در ارتباط با برنامه هسته اى اش مطرح مى شود. مالى كه در جريان سفر دو هفته اى خود به ايران از تهران، اصفهان و شيراز ديدار كرد مى گويد كه مأموران امنيتى وى را به طور مخفيانه زيرنظر داشتند.
مالى به راديو اروپاى آزاد، راديو آزادى گفت كه در جريان ديدارهاى خود با فعالان حقوق بشر، خانواده زندانيان سياسى و سايرين از اوضاع نامساعد زندانيان سياسى نقض حقوق زنان و نيز بازداشت فعالان سياسى و منتقدين آگاه شد.
وى مى گويد:» به من گفته شد كه رژيم، سركوبگرتر از قبل شده است. هر گونه گردهمايى يا تظاهراتى كه در آن تعداد نسبتا زيادى شركت كنند متفرق مى شود و هميشه عده اى دستگير مى شوند. به من گفته شد كه اين گونه مداخله ها با خشونت توام است. «
آمار دقيقى درباره زندانيان سياسى در ايران در دست نيست اما برآورد مى شود كه شمار آنها چيزى بين ۲۰۰ تا چند صد نفر باشد. مالى مى گويد:» بسيارى از اين افراد ناگزيرند در زندان شرايط سختى را تحمل كنند. «
اسقف پراگ در ادامه گفت وگوى خود اظهار داشت:» به من گفته شد كه شرايط بيرحمانه است. كمبود مراقبت هاى پزشكى و بهداشت به انداره كافى نيست. آزار و اذيت روانى هم وجود دارد و گاه زندانيان بيش از يك سال را در سلول انفرادى مى گذرانند. خانواده زندانيان درمانده اند و به ندرت با آنها در تماسند. مقامات قضائى گاهى حتى به آنها نمى گويند بستگانشان در كجا نگهدارى مى شوند. «
وى در جريان اقامت خود در ايران از اوضاع مسيحيان هم آگاه شد. مالى مى گويد: بسيارى از مسيحيان، ايران را به خاطر محدوديت هاى مذهبى، اجتماعى و فرهنگى ترك مى كنند.
به گفته وى،» آنها از ايران مى رونند زيرا نمى توانند آن طورى كه بايد و شايد بر اساس دين شان در ايران زندگى كنند. به خاطر مسيحى بودن مورد آزار و اذيت قرار نمى گيرند اما گاه با آنها همانند شهروند درجه دو برخورد مى شود. «
مالى هشدار مى دهد:» اين خطر وجود دارد كه نهايتا تمامى مسيحيان از ايران بروند كه به گفته او، هم از لحاظ مذهبى و هم از لحاظ فرهنگى به ضرر ايران خواهد بود. «
وى مى گويد:» مسيحيان پيش از آمدن اسلام، ساكن ايران بودند و قدمت برخى از كليساهاى ايران به دوران اول مسيحيت باز مى گردد. «
مالى مى گويد كه ملاقاتش با محسن كديور، روحانى اصلاح طللب جزء خاطرات بسيار دلپذير او در سفرش به ايران است.
مالى مى گويد كه اين ديدار افق هاى تازه اى را بر روى او گشوده است.
وى مى افزايد:» خوشحال شدم از اينكه آقاى كديور به من گفت كه مبانى حقوق بشر با تعليمات قرآن در تضاد نيست و اينكه قرآن بايد به گونه اى كه عارى از هر گونه ايدئولوژى است تعبير شود. اسلام بايد در پاسخ به مدرنيته از خود واكنش نشان دهد. البته اين به معنى آن نيست كه بايد خود را با تمامى گرايش ها و جريانات تطبيق دهد اما بايد راه هاى تازه اى را براى معرفى اسلام در جامعه در حال تغيير پيدا كرد. «
مالى در سفر به ايران مورد خطاب شهروندانى هم قرار گرفت كه درباره جهان خارج كنجكاو بودند. برخى از اسقف پراگ درباره زندگى در» چكسلواكى «پرسيدند.
مالى مى گويد:» بسيارى هم از امكان وضع تحريم هاى سازمان ملل عليه ايران به خاطر فعاليت هاى هسته اى آن كشور ابراز نگرانى كردند. «
وى اظهار داشت:» بعضى ها خودشان با نگرانى در اين باره صحبت كردند و گفتند تحريم، باعث انزواى بيشتر ايران خواهد شد. به همين خاطر فكر مى كنم وضع هر گونه تحريمى بايد با دقت بررسى شود. به نظرم نيامد كه همه در حمايت خود از برنامه هسته اى ايران متحد هستند و اينكه برنامه هسته اى مسئله اصلى زندگى آنهاست. فكر مى كنم كه بايد درها باز گذاشته شود و زندگى يك ملت را به خاطر گفته هاى شمارى از مقامات محدود نكرد. «
اسقف مالى در پايان مى گويد كه ايرانيان با رفتار دوستانه و خوش مشربى شان و نيز علاقه عميق شان به تاريخ كهن خود، وى را» غافلگير «كردند.
وى مى گويد كه بر خلاف تصويرى كه در برخى از نشريات درباره ايران ارائه مى شود، جامعه ايران، جامعه اى افراطى نيست.
به گفته او» بايد بين كل افراد يك جامعه و گفته ها و اقدامات چند نفر تفاوت قائل شد. «