Nimrooz
Vol. 18, No. 924, March 16, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۲۴ - جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۸۵
سپيده زرين پناه
زنان نويسنده در داخل و خارج ايران
بيش از ۵۰ نويسنده زن ايرانى در خارج از كشور، تاكنون آفرينش هاى ادبى خود را به صورت داستان كوتاه، داستان بلند و يا رمان در آمريكا و اروپا منتشر كرده اند.
اين زنان نويسنده، به ترتيب بيشتر در آمريكا، فرانسه، آلمان، سوئد، كانادا، انگليس، و هلند زندگى مى كنند.
نويسندگان زن ايرانى خارج از كشور را شايد بتوان در سه گروه جاى داد:
داستان نويسانى كه از پيش از انقلاب ۱۳۵۷ فعاليت ادبى خود را آغاز كرده اند.
نويسندگانى كه در خارج از كشور شروع به داستان نويسى كرده اند
نويسندگانى كه به زبان كشور ميزبان مى نويسند
گلى ترقى، مهشيد اميرشاهى، مهرى يلفانى، قدسى قاضى نور، شكوه ميرزادگى، پرتو نورى علا، فهيمه فرسايى، شهرنوش پارسى پور در شمار آن گروه از نويسندگانى هستند كه داستان نويسى را از دهه چهل، پنجاه يا شصت آغاز كرده اند.

داستان هاى غربت
مليحه تيره گل، منتقد ادبى، پژوهشگر و نويسنده كتاب «مقدمه اى بر ادبيات تبعيد»، گفته است: «زن نويسنده مهاجر، در دو زمينه از مردان نويسنده پيشى گرفته است: شكستن تابوهاى فرهنگى، يا دست كم رويارويى بدون خودفريبى با آن ها، كه در آثار زنان از سطح كلام فراتر رفته و به معنا رسيده است. ديگر توفيق نسبى در شناسايى خود، يعنى در دستيابى به استقلال درونى كه محصول زمينه اول است».
اگرچه نويسندگان فعال در خارج از كشور در بستر فرهنگى متفاوت با فضاى ايران زندگى مى كنند اما دامنه موجى كه پس از توفان هاى سياسى انقلاب ،۱۳۵۷ دهه ۶۰ و بحران هاى ناشى از جنگ، زنان را على رغم موانع محدودكننده، به صحنه اجتماع كشاند، به عرصه ادبيات نيز رسيد.
شمار نويسندگان زن در دهه هفتاد، با يك جهش كمى، در قياس با سال هاى پيش از انقلاب، نزديك ۱۵ درصد افزايش نشان مى دهد. آثار نويسندگان زن اين دوره از حيث توجه به تجربه هاى زنانه، ساده نويسى و رويكرد اجتماعى شباهتهايى به هم دارند.
پيمان وهاب زاده، منتقد و پژوهشگر ادبى در اين باره گفته است كه «ويژگى برجسته آثار بسيارى از زنان مهاجر، همانا برخورد با مسئله جنسيتى و حقوق و روابط نابرابر با مردان و نيز كشف مغرورانه هويت مستقل زنانه است».
بهروز شيدا، منتقد ادبى و پژوهشگر نيز معتقد است كه در آثار داستان نويسان زن، اندوهى كه تبديل به خشم شده حاكم است. وى در اين زمينه گفته است: «در ادبيات زنانه خارج كشور، ميل به تجدد و تن كامه گى به عريانى تصوير شده است».

تجربيات روزمره و زنانه
او كه تا به امروز سه مجموعه داستان «بريده هاى نور»، «خاكسترى» و «كلارا و من» را در خارج از كشور و هم چنين گزيده اى از داستان هايش را با عنوان «غريبه اى در اتاق من» در ايران منتشر كرده است، مى گويد: «مهاجرت و رهايى از باورهاى عمومى (عرفى و سنتى) و همچنين رهايى از سانسور، تأثير بى چون و چراى خود را بر آثار زنان داستان نويس خارج از كشور گذاشته است».
خانم مزارعى، تأكيد بر جزئيات، بيان خشم، ساده نويسى، و طرح تجربيات روزمره و زنانه را، از ويژگى هاى داستان نويسى زنان مى داند و مى گويد: «توجه به بدن، طرح احساسات درونى چون توصيف تمناها، توصيف بدن مرد، محدوديت هاى جنسى، رابطه آزاد جنسى، عشق، خيانت و تأثير آن بر روابط زناشويى، از جمله نكاتى است كه در آثار زنان داستان نويس در خارج از كشور به دور از سانسور دولتى و فشارهاى عرفى، مطرح مى شود».
وى تأكيد مى كند كه آشنا شدن داستان نويسان خارج از كشور، با فرهنگ كشور ميزبان، منجر به افزوده شدن تجربيات تازه اى به فضاى ادبيات ايران شده است.
مزارعى همچنين توجه به ساختار و فرم داستانى را اولويت نخست داستان نويسان زن نمى داند و توضيح مى دهد كه براى اغلب ما «چه نوشتن» اهميت بيش ترى دارد تا «چگونه نوشتن».
اين نويسنده ساكن آمريكا مى گويد: «بخش عظيمى از آثار مردان ايران مرد محور هستند. به گونه اى كه زن در ارتباط با مرد در داستان تعريف مى شود اما زنان داستان نويس امروز اين سنت را برهم زده اند».
در آثار زنان داستان نويس، برخلاف نويسندگان مهاجر سال هاى پيش از انقلاب ،۱۳۵۷ نشانه هاى زندگى در فرهنگ كشور ميزبان ديده مى شود.
خانم مزارعى توضيح مى دهد: «برخلاف فضاى حاكم بر داستان هاى مردان، موضوعاتى مانند حسرت بازگشت به ايران، هراس از دست دادن هويت ملى و تنهايى در داستان هاى زنان كمتر وجود دارد. شايد به اين دليل كه زن ايرانى در فرهنگ جامعه ميزبان كه بيشتر مدافع حقوق و به رسميت شناختن هويت او است احساس نزديكى و امنيت بيشترى مى كند».

از نوشته تا آفرينش ادبى
وى كه تا به حال در زمينه داستان دو مجموعه «سوگ» و «جاده و مه» را روانه بازار كتاب كرده است مى گويد: «نگاه ديگر گونه به تن و نياز هاى تن به نحو شاخص ترى در آثار شعراى زن، سيمين بهبهانى و فروغ فرخزاد جلوه مى كند».
به عقيده وى، اتفاقى را كه در داستان نويسى زنان خارج از كشور اتفاق افتاده نمى توان جدا از پيشينه تاريخى آن بررسى كرد: «آنچه به دوره بعد از انقلاب ويژگى مى دهد كثرت داستان نويسان زن از نيمه دهه هفتاد به بعد است».
او مى افزايد: «طورى كه مى بينيم در داخل ايران، آثار نويسندگان زن در صدر فهرست كتاب هاى پرفروش قرار مى گيرد. در حالى كه پيش از دهه هفتاد، بازار اين نوع آثار در دست نويسندگان مرد بود. در عين حال مى بينيم كه در ميان آثار حاشيه اى تر از حيث فروش، داستان هاى زنان نيز از حيث كسب جوايز ادبى مطرح مى شوند كه برخى از آنها هم جزو نويسندگانى هستند كه تجربه زيست در خارج از كشور را دارند».
اين پژوهشگر توضيح مى دهد كه «تجربه زيست در جوامعى كه داراى آزادى بيشتر است خواه ناخواه تأثير خود را روى آثار زنانى كه در خارج از كشور ايران علاقه مند به ادبيات مى شوند مى گذارد. آشنائى و درگيرى با جامعه اروپا و آمريكا، و پرسش هاى جديدى كه به سبب آن در ذهن زنان ايرانى ايجاد مى شود طبعا دريچه هائى به تحول فرهنگى مى گشايد كه نتيجه آن از جمله نوعى جست و جوى خود، توجه به نيازهاى جنسى، و توانايى هاى زنانه است».
خانم شفيق با اشاره به پژوهش مقايسه اى خود ميان ۱۰۰ داستان كوتاه از زنان با ۱۰۰ داستان كوتاه مردان، طى سالهاى ۱۹۸۵ ۱۹۹۵ مى گويد: «در همه اين نوشته ها نوستالژى و غم غربت وجود دارد اما در آثار زنان تجربه غربت به جست و جوى خود منجر مى شود. در صورتى كه در آثار مردان به مرثيه اى براى خود مى انجامد. در عين حال جست و جوى خود در آثار داستان نويسان زن با جست و جوى عشق گره مى خورد؛ روندى كه به نوعى تابوشكنى در بيان تجربه هاى حسى، عاشقانه و جنسى راه مى برد و به گفتن ناگفته ها و طغيان عليه وضع موجود مى انجامد».
اين پژوهشگر تأكيد مى كند كه چه در داخل و چه در خارج كشور «نبايد توجه ما به تحول محتوايى، توجيهى بشود براى بى توجهى ما به فرم و ساختار ادبى. اگر انرژى نهفته در كار زنان نويسنده كه ناشى از ميل به گفتن و شكستن سد ها است در حركت و كار به فرم مناسب نرسد، اثر ادبى متولد نخواهد شد».

جدال با خويشتن
به عقيده اين نويسنده، از نيمه دوم دهه هفتاد كارها از حالت ذهنى خارج، و زاويه ديد نويسنده متوجه جامعه ميزبان مى شود و تاثيراتى از جامعه، هنر و فرهنگ آن در كارها نمود مى يابد، و حتى خود را در ساختار كارها نشان مى دهد؛ از جمله ساده نويسى و تكيه بر عينيات.
فرسايى كه تا به امروز از او رمان هائى چون «ميهن شيشه اى»، «زمانه مسموم»، «گريز»، «مواظب مردها باش، پسرم» و «آن سه شنبه اى كه مادرم تصميم گرفت آلمانى شود» منتشر شده است، آثار داستان نويسان زن را در ترسيم واقعيت داستانى، بى پرده تر و واضح تر از داستان نويسان زن داخل كشور مى داند، و رهايى از سانسور و تجربه زندگى در كشور آزاد را در اين زمينه بسيار حايز اهميت مى داند.
او مى گويد: «زنان داخل ايران، خوديابى را در دايره و در ارتباط خانواده و فاميل مطرح مى كنند اما در آثار نويسندگان زن در خارج از كشور اين خوديابى يكسر متكى بر فرد و جست و جوهاى او است. يعنى در كارهاى زنان خارج از كشور، پيوندهاى فاميلى نقش كمرنگ ترى دارد و بيشتر كشاكشى پنهانى بين فرد تنها با خود و جامعه است. تنهايى با معناى واقعى و نه فقط حقيقى و فلسفى آن، در آثار داستان نويسان زن خارج از كشور به شدت به چشم مى خورد».

روايت زنان به زبان هاى ديگر
آثار نويسندگان زن كه به زبان هاى مختلف ترجمه، و يا به زبان كشور ميزبان نوشته شده اند، به دليل اطلاعاتى كه از وضعيت زنان جوامع اسلامى در اختيار خواننده قرار مى دهد، مورد توجه خوانندگان زن در كشورهاى غربى قرار مى گيرد.
«مهرى يلفانى»، «ناهيد راچلين» و «جينا نهايى»، «فيروزه دوما»، «آذر نفيسى»، «رويا حكاكيان»، «مهوش مساعد»، «تارا بهرام پور» و «شوشاگاپى» از جمله نويسندگانى هستند كه به زبان انگليسى مى نويسند.
همچنين «مرجان ساتراپى»، «سرور كسمائى»، «امينه پاكروان»، «نهال تجدد» و «شاهدخت جوان» به زبان فرانسه؛ «فهيمه فرسايى» به زبان آلمانى؛ «آذر محلوجيان»، «فاطمه بهروز» و «مرجانه بختيارى» به زبان سوئدى، داستان نوشته اند.
بر اساس اطلاعات موجود، شمارى از نويسندگان ايرانى كه در خارج از كشور به زبان فارسى مى نويسند اينهايند: در آمريكا شهرنوش پارسى پور، شكوه ميرزادگى، پرتو نورى علا، فريبا صديقيم، مهرنوش مزارعى، عزت السادات گوشه گير، سودابه اشرفى، پوران مهديزاده و مگى سليمان؛ و در فرانسه مهشيد اميرشاهى، گلى ترقى، افسانه خاكپور، مهستى شاهرخى، شهلا شفيق و تارا خنج منش؛ در آلمان، فهيمه فرسايى، ناهيد نصرت، نوشين شاهرخى، هايده صنعتى، شهناز اعلامى، سوسن افشار، نسرين رنجبر ايرانى، كتايون آذرلى، سهيلا عرفانيان و افسانه اميدوار؛ در سوئد فريده ابلاغيان و نازلى طاوسيان؛ در كانادا مهرى يلفانى، فرشته مولوى و نسرين الماسى؛ در هلند قدسى قاضى نور و در انگليس زهرا شادمان، ستاره صحرايى و فائزه عميد.
جمع آورى اطلاعاتى دقيق در مورد داستان نويسان خارج از كشور به دو دليل كارى دشوار و محل مجادله است: «پراكندگى ايرانيان در كشورهاى مختلف» و «انتشار آثار نويسنده با هزينه و اقدام شخصى».
به همين دليل به نظر مى رسد شمار داستان نويسان زن در خارج از كشور بايد بيش از ۵۰ تن باشد.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
يك زندگى
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
شعر
از لابلاى متون
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   يك زندگى   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   شعر   •   از لابلاى متون   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •