Nimrooz
Vol. 18, No. 922, March 2, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۲۲ - جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۸۵
رويارويى بهترين هاى اسكار
بدون ترديد نام «مريل استريپ» را نمى توان از سينماى دهه ۸۰ جدا كرد. او بعد از «كاترين هپبورن» ، موفقترين بازيگر برنده اسكار است. استريپ در سال ۱۹۸۲ براى بازى در فيلم «كرامر عليه كرامر» ، جايزه بهترين بازيگر زن را بدست آورد و بعد از آن پنج بار ديگر هم اسكار گرفت.
موفقيت يك جوان ايرانى در مسابقه موسيقى POP در آلمان
كارگردان «تايتانيك» مدعى كشف قبر مسيح شد

رويارويى بهترين هاى اسكار
بدون ترديد نام «مريل استريپ» را نمى توان از سينماى دهه ۸۰ جدا كرد. او بعد از «كاترين هپبورن» ، موفقترين بازيگر برنده اسكار است. استريپ در سال ۱۹۸۲ براى بازى در فيلم «كرامر عليه كرامر» ، جايزه بهترين بازيگر زن را بدست آورد و بعد از آن پنج بار ديگر هم اسكار گرفت.
با برگزارى مراسم اسكار در روز يكشنبه، هياهوى يك هفته پرسروصداى انتخاب بهترين هاى دنياى سينما، آرام گرفت.
براى انتخاب بهترين هاى هاليوود، هيأت داورانى كه اعضاى آكادمى علوم و هنرهاى سينمايى امريكا هستند، از هفته ها قبل رايزنى هاى خود را شروع كرده اند.
امسال برگه هاى رأى در اختيار ۵۸۰۰ نفر از اعضاى آكادمى قرار گرفت. اين برگه ها پس از سه روز به دو داور نهايى تحويل داده شد.
به گزارش رويترز، كار شمارش آراء را تيمى از حسابداران برجسته در پشت درهاى بسته در مكانى كه هرگز اعلام نمى شود انجام داده و چهار روز پيش اسامى نامزدها را به دو داور نهايى دادند.
اسامى برندگان نهايى، امشب در پاكت هاى مهر و موم در اسكورت كامل پليس به تالار كداك تياتر شهر لس آنجلس منتقل مى شود.
اسكار در يك نگاه
اسم اسكار به صورت تصادفى روى اين مجسمه گذارده شد. يك روز مارگريت هريك، منشى هيأت رئيسه در حالى كه به اين مجسمه نگاه مى كرد گفت كه اين مجسمه مرا به ياد «عمو اسكار» مى اندازد و خبرنگار يكى از روزنامه ها كه در آن نزديكى نشسته بود، فردا در گزارش خود جمله را نوشت: «كارمندان هيأت رئيسه مجسمه مشهورشان را اسكار ناميدند» و از آن به بعد اين نام روى مجسمه ماند.
در سال ۱۹۴۱ براى اولين بار، چهار فيلم رقابت نزديكى را براى بردن جايزه اسكار داشتند؛ «خوشه هاى خشم» ، «ربكا» ، «داستان فيلادلفيا» و «ديكتاتور بزرگ» . سرانجام «ربكا» ى هيچكاك اين جايزه را به خود اختصاص داد.
اين جايزه كه تا سال ۱۹۳۹ رسماً نام اسكار را به خود نداشت و جايزه آكادمى خوانده مى شد، با اين داستان اتفاقى تبديل به مهمترين جايزه دنياى هاليود شد.
اولين مراسم اسكار در سال ۱۹۲۹ در كنار يك مراسم شام رسمى در تالار بلاسام هتل روزولت هاليوود برگزار شد.
فيلم «بالها» جايزه بهترين فيلم را برد و «اميل يانينگز» براى بازى در فيلم «جسم» جايزه بهترين بازيگر مرد را دريافت كرد.
«جنت گينور» براى بازى در فيلم آسمان هفتم جايزه بهترين بازيگر زن را گرفت.
با شروع دهه ،۳۰ نخستين ستارگان جهانى پا به عرصه سينما گذاشتند؛ «اسپنسر تريسى» ، «كلارك گيبل» ، «بت ديويس» و «كاترين هپبورن» همه براى نخستين بار جايزه گرفتند و هر چهار نفر در دهه هاى بعد نيز برنده جايزه اسكار شدند.
در اين دهه، بارها فيلم هاى بزرگ كلاسيك در برابر فيلم هاى ديگر شكست خوردند كه از آن جمله مى توان به فيلم «وداع با اسلحه» با شركت «گرى كوپر» و «آلن هيز» و فيلم «صفحه اول» با شركت «پت اوبراين» اشاره كرد.
در دهه ،۴۰ همزمان با گسترش صنعت سينما، ستارگان جديدى مطرح شدند، از جمله «اينگريد برگمان» كه در اين دهه چهار بار نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر زن شد و سرانجام در سال ۱۹۴۰ براى بازى در فيلم «چراغ گاز» اين جايزه را برد.
در دهه ،۴۰ همزمان با گسترش صنعت سينما، ستارگان جديدى مطرح شدند، از جمله «اينگريد برگمان» كه در اين دهه چهار بار نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر زن شد و سرانجام در سال ۱۹۴۰ براى بازى در فيلم «چراغ گاز» اين جايزه را برد.
فيلم «برباد رفته» به كارگردانى ويكتور فلمينگ هم در اين دهه خلق شد.
در سال ۱۹۴۱ براى اولين بار، چهار فيلم رقابت نزديكى را براى بردن جايزه اسكار داشتند؛ «خوشه هاى خشم» ، «ربكا» ، «داستان فيلادلفيا» و «ديكتاتور بزرگ» . سرانجام «ربكا» ى هيچكاك اين جايزه را به خود اختصاص داد.
مراسم اسكار سال ،۱۹۴۲ يكى از بحث برانگيزترين مراسم اسكار در نوع خود به حساب مى آيد.
در اين سال، با وجود حضور فيلم «همشهرى كين» اورسن ولز، فيلم «دره من چه سبز بود» به كارگردانى جان فورد اسكار گرفت.
اين موضوع به حدى بالا گرفت كه بعضى كارشناسان سينما از آن به عنوان بزرگترين بى عدالتى در تاريخ اسكار ياد مى كنند.
دهه ۵۰؛ شكوه سينما
دهه ۵۰ را بى اغراق مى توان دهه شكوه سينما را به دليل خلق شاهكارهاى بزرگ جهان سينما توسط كارگردانان بزرگى چون «اليا كازان» ، «ديويد لين» ، «آلفرد هيچكاك» ، «جان هيوستن» و «جان فورد» خواند.
در اين دهه، فيلم هائى چون «پل رودخانه كواى» ، «بارانداز» ، «سرگيجه» ، «اتوبوسى به نام هوس» و «قايق ملكه افريقايى» ساخته شد. از طرفى در اين دهه بود كه نام «مارلون براندو» ، يكى از باهوش ترين ستارگان هاليوود دهه ،۵۰ بر پرده سينما درخشيد.
يكى از بحث برانگيز ترين مراسم اسكار در اين دهه در سال ۱۹۵۲ برگزار شد.
در اين مراسم وقتى جايزه بهترين فيلم را «يك امريكايى در پاريس» برد آن هم با وجود فيلم «اتوبوسى به نام هوس» ، همه شگفت زده شدند و زمانى كه اين اتفاق در سال هاى ۱۹۵۷ و۱۹۵۸ يك بار ديگر اتفاق افتاد همگان درباره به خطا رفتن اسكار حرف زدند.
در دهه ،۶۰ تغييرات آشكار جامعه امريكا، هاليوود را هم تحت تأثير قرار داد به طورى كه در سال ،۱۹۶۸ نامزدهاى دريافت بهترين فيلم ها يعنى «بانى و كلايد» و «فارغ التحصيل» ، كمى سياسى تلقى شدند.
از مهمترين اتفاقات در اين دهه مى توان به اعطاى جايزه اسكاربه «سيدنى پواتيه» ، به خاطر بازى در فيلم «سوسن هاى مزرعه» ياد كرد. در واقع پواتيه، اولين سياهپوستى بود كه در تاريخ اسكار جايزه دريافت مى كرد.
از ديگر اتفاقات خبرساز دهه ،۶۰ اولين اسكارى است كه «آلفرد هيچكاك» ، استاد دلهره سينماى جهان گرفت. برخورد او بعد از دريافت جايزه بسيار تعجب آور بود. او وقتى روى صحنه رفت فقط گفت: «ممنون» وبه سرعت پايين آمد.
دهه ۷۰ را بايد عصر تجربه اندوزى فيلم سازان آمريكايى خواند. نسل جديد فيلم سازان از راه رسيده اى چون «مارتين اسكورسيزى» ، «ويليام فريدكين» ، «فرانسيس فورد كاپولا» ، «استيون اسپيلبرگ» ، «نورمن جيسون» و «سيدنى پولاك» در اين دهه درخشيدند.
«محله چينى ها» ، «پدرخوانده» ، «ارتباط فرانسوى» ، «آخرين نمايش» ، همگى در آغاز اين دهه نامزد جايزه اسكار شدند.
در اين دهه، همچنين نسل تازه اى از بازيگران هم در هاليوود ظهور كردند.
«رابرت دونيرو» و «جك نيكلسون» هم از نظر ظاهرى و هم از نظر طرز تلقى با بازيگران كلاسيك مانند كلارك گيبل و كرى گرانت تفاوت داشتند.
يكى از خبرسازترين چهره هاى تاريخ اسكار در اين دهه برسرزبان ها افتاد. در سال ،۱۹۷۱ «جورج سى اسكات» با رد جايزه اسكار خبرسازشد.
او كه در واقع اولين بازيگرى بود كه جايزه اسكار را رد كرد، پيش از مراسم پيغام داد كه براى دريافت جايزه حاضر نمى شود و مراسم اسكار را «يك رژه گوشتى دو ساعته» ناميد.
لحظه اى كه چارلى چاپلين اسكار افتخارى گرفت، هنوز هم يكى از لحظات جاودانه تاريخ اسكار به حساب مى آيد. سال ۱۹۷۲ به چارلى چاپلين هم يك اسكار افتخارى دادند.
بسيارى اين لحظه را عاطفى ترين لحظه در تاريخ اسكار ناميدند. چارلى بيست سال پيش از آن، هنگامى كه رفتار سياسى او زير ذره بين قرار گرفت از آمريكا رفت و وقتى براى دريافت جايزه اسكار برگشت، همه در حالى كه چند دقيقه ايستاده بودند او را تشويق مى كردند. طولانى ترين كف زدن ها در حاليكه همه به پا ايستاده بودند، در انتظارش بود.
«پدر خوانده» يك و دو، «ديوانه اى از قفس پريد» ، «همه مردان رئيس جمهورى» به كارگردانى «آلن جى پاكولا» ، «نيش» با بازى «رابرت رد فورد» و «پل نيومن» ، «جن گير» ، «راننده تاكسى» اسكورسيزى و «جنگ ستارگان» از شاهكارهاى سينماى اين دهه است.
با احتساب تعداد فيلم هاى موفق انگليسى، مى توان دهه ۸۰ را سال تجديد حيات سينماى بريتانيا خواند. «ارابه هاى آتش» و «گاندى» از جمله كارهاى ماندگار سينماى بريتانيا در اين دهه خلق شدند.
بدون ترديد نام «مريل استريپ» را نمى توان از سينماى دهه ۸۰ جدا كرد. او بعد از «كاترين هپبورن» ، موفقترين بازيگر برنده اسكار است. استريپ در سال ۱۹۸۲ براى بازى در فيلم «كرامر عليه كرامر» ، جايزه بهترين بازيگر زن را بدست آورد و بعد از آن پنج بار ديگر هم اسكار گرفت.
در اين دهه بود كه فيلم هاى «گاو خشمگين» ، «شرايط مهروزى» ، «ارابه هاى آتش» و «گاندى» خلق شد.
از بزرگترى اتفاقات خبرى اسكار در اين دهه مى توان به اعطاى جايزه اسكار به درام «مردم معمولى» بود در حالى كه اسكورسيزى با «گاو خشمگين» در انتظار دريافت جايزه بهترين كارگردانى و بهترين فيلم بود.
صرف نظر از اينكه دهه ۹۰ را بايد براى سينماى بريتانيا دهه پركارى دانست، اشاره به اين نكته ضرورى است كه در اين دهه رقابت براى دريافت جايزه اسكار شكل جديدى گرفت و تبليغات زياد جاى استثنا بودن را گرفت و از اين جهت عده اى عقيده دارند كه شان اسكار به ويژه در سال ۱۹۹۹ كه فيلم «شكسپير عاشق» از سينماى بريتانيا با وجود فيلم «نجات سرباز رايان» اسكار بهترين فيلم را بدست آورد به شدت نزول كرد.
در اين دهه بود كه در طول هفت سال، نه فيلم بريتانيايى از جمله «فول مانتى» ، «چهار عروسى و يك تشييع جنازه» ، «رازها و دروغها» و و «بازى گريستن» نامزد دريافت اسكار شدند.
در سال ۱۹۹۱ «كوين كاستنر» با فيلم «با گرگها مى رقصد» كه جايزه اسكار بهترين فيلم را گرفت، به تجديد حيات نوع وسترن دست زد.
با وجود محبوبيت نوع وسترن، اين فيلم دومين وسترنى است كه اسكار بهترين فيلم را برده است و يكسال بعد، «نابخشوده» به كارگردانى «كلينت ايستوود» سومين وسترنى شد كه اسكار گرفت.
«تام هنكس» با كسب دو اسكار پى در پى به يكى از محبوب ترين بازيگران هه نود تبديل شد اما «مارتين اسكورسيزى» در دهه ۱۹۹۰ باز هم ناديده گرفته شد، كارگردان «رفقاى خوب» اين بار جايزه را به كوين كاستنر واگذار كرد.
دراين دهه، «استيون اسپيلبرگ» كه دست كم از نظر مالى موفقترين كارگردان سينما به شمار مى رود سرانجام در سال ۱۹۹۴جايزه اسكار بهترين فيلم را براى «فهرست شيندلر» گرفت.
اين فيلم در ۱۲ رشته نامزد اسكار بود و هفت جايزه را گرفت و نظر بسيارى را كه فكر مى كردند اسپيلبرگ تنها مى تواند فيلم هاى پرماجراى عامه پسند بسازد عوض كرد.
تام هنكس خود را به عنوان اسپنسر تريسى نسل خود تثبيت كرد. او در اين دهه دو اسكار گرفت. يك بار در سال ۱۹۹۴ براى فيلم «فيلادلفيا» و يك بار هم در سال ۱۹۹۵ براى فيلم «فارست گامپ» .
در سال ۱۹۹۶ فيلم «دلاور» ، نام مل گيبسون را برسر زبانها انداخت. اين فيلم حماسى و تاريخى اسكار بهنزين فيلم و بهترين كارگردانى را گرفت.
فيلم «بيمار انگليسى» به كارگردانى «آنتونى مينگلا» در سال ۱۹۹۷ در شرايطى گل كرد كه براى اولين بار هيچ يك از كمپانى هاى بزرگ هاليوود فيلمى در ميان نامزد هاى جايزه اسكار بهترين فيلم نداشتند.
سال بعد اما، هاليوود با فيلم پرخرج و عظيم «تايتانيك» غوغا كرد. اين فيلم كه يكى از پرسروصدا ترين فيلم هاى تاريخ سينماست همه اسكارها را درو كرد.
بردن ۱۱ اسكار از مجموع ۱۴ اسكار پيشنهاد شده، جيمز كامرون را يك بار ديگر چهره كرد.
قرن۲۱؛ سينماى تخيلى
با ورود اسكار به قرن ،۲۱ فيلم هاى حماسى و تخيلى جاى ويژه اى در سينما بدست آورد. در مراسم اسكار سال ۲۰۰۱ وقتى «گلادياتور» جوايز را برد، «ريدلى اسكات» خاطره «بن هور» را زنده كرد.
اين فيلم در ۱۲ رشته نامزد اسكار بود و پنج اسكار از جمله اسكار بهترين فيلم و بهترين بازيگر (راسل كرو) را گرفت.
اما خود اسكات جايزه بهترين كارگردانى را نگرفت چرا كه اين جايزه به «استيون سودربرگ» رسيد كه آن را به خاطر فيلم قاچاق برد.
«ببرغران، اژدهاى پنهان» ، موفقترين فيلم غير انگليسى زبان تاريخ، نيز به اسكار نزديك شد اما از فيلم گلادياتور كه حماسه سنتى ترى بود، شكست خورد.
در سال ،۲۰۰۲ «هالى برى» به عنوان اولين زن سياهپوستى كه برنده اسكار بهترين بازيگر شد به چهره اى تاريخ ساز بدل شد. در همان مراسم، «دنزل واشينگتن» دومين سياهپوست برنده اسكار بهترين بازيگر مرد شد.
در سال ۲۰۰۳ فيلم «شيكاگو» با بردن شش اسكار بازگشت فيلم موزيكال كه در دهه ۶۰ گل كرده بودند، را رقم زد.
سه گانه «ارباب حلقه ها» هم در گيشه موفق بود اما آكادمى ابتدا صبر كرد تا هر سه فيلم ساخته شود.
در سال ۲۰۰۴ فيلم «بازگشت پادشاه» از مجموع «ارباب حلقه» سه، تمام جوايز از ۱۱ جايزه ممكن را از جمله اسكار بهترين فيلم و بهترين كارگردانى را برد.
دو فيلم قبلى اين سه گانه، در سال هاى ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ موفقيت هاى محدودى در مراسم اسكار داشتند و شش اسكار از ۱۹ اسكارى را كه براى آن نامزد شده بودند، را بردند.
در سال ،۲۰۰۴ «شون پن» به خاطر ايفاى نقش درفيلم «رودخانه مرموز» جايزه اسكار بهترين بازيگرى را برد و «شارليز تيرون» هم به خاطر ايفاى نقش يك قاتل در فيلم «هيولا» اسكار بهترين بازيگر زن را ربود.
در سال ،۲۰۰۵ فيلم «محبوبه يك ميليون دلارى» ساخته «كلينت ايستوود» ، بازيگر و كارگردان آمريكايى اسكار بهترين فيلم را دريافت كرد.
اين فيلم كه در هفت بخش نامزد اسكار بود، جوايز بهترين فيلم و بهترين كارگردان را بدست آورد و «هيلارى سوانك» و «مورگان فريمن» بازيگر سياه پوست آمريكايى، نيز به خاطر بازى در اين فيلم به ترتيب جوايز بهترين بازيگر نقش اول زن و بهترين بازيگر مكمل مرد را به خود اختصاص دادند.

موفقيت يك جوان ايرانى در مسابقه موسيقى POP در آلمان
در روز شنبه هفدهم فوريه ۲۰۰۷ در تالار اجتماعات «KRAL» واقع در شهر اسن آلمان مسابقه نهائى شركت كنندگان در مسابقه «POLNISCHE TONE 2007» كه از طرف يك فرستنده راديو لهستانى و اداره امور فرهنگى مشترك آلمان، لهستان برگزار شده بود، نيكا عظيم دوست از ايالت وستفالن آلمان موفق به دريافت جايزه اول اين مسابقه شد.
نيكا عظيم دوست پسر يك خانواده ايرانى است كه پدر و مادرش در سال ۸۶ ايران را ترك كرده و در آلمان زندگى مى كنند. او در يكى از شهرهاى ايالت وستفالن آلمان به دنيا آمده و اكنون ۱۷ سال دارد و خود را براى تحصيلات دانشگاهى در رشته موسيقى آماده مى كند. نيكا از ۳ سالگى كارش را در موسيقى آغاز كرد و همچنان با تلاش فراوان و با علاقه آن را ادامه مى دهد.
در اين مسابقه او ۳ ترانه خواند كه عبارتند از:
۱-She is out of my life
۲-Diwne Jest ten schwiat
۳-Get your shine on
به ترتيب از مايكل جاكسن، نيه من (يك خواننده POP لهستان از دهه ۶۰) و جس مكارت نى.
لازم به ذكر است هنگامى كه نيكا آهنگ «نيه من» را كه با ذوق و سليقه خود تغيير داده بود و به زبان لهستانى مى خواند آنچنان حاضرين را تحت تأثير صداى خود قرار داد كه بارها در اثناء خواندن مورد تشويق قرار گرفت و پس از پايان برنامه، تعداد بسيارى از لهستانى ها وى را در آغوش گرفته و به او تبريك گفتند.
نكته ديگر كه در اين برنامه جلب توجه نمود، آن كه يك گروه مهمان از لهستان حضور داشتند و او را براى اجراى اين آهنگ در سپتامبر ۲۰۰۷ به يكى از شهرهاى لهستان به نام (Swietochlowic) دعوت رسمى نمودند.
جايزه اين مسابقه يك نشان يادبود به همراه سند رتبه اول و مبلغ ۴۰۰ يورو بود كه نيكا دريافت كرد.

كارگردان «تايتانيك» مدعى كشف قبر مسيح شد
فيلمسازان و پژوهشگران يك فيلم مستند روز دوشنبه، هفتم اسفند ماه، اعلام كردند: دو جعبه سنگى در اختيار دارند كه احتمالا حاوى استخوان هاى عيسى مسيح و مريم مجدليه است.
سازندگان فيلم مستندى به نام «قبر گمشده عيسى» كه از كانال «ديسكاورى» پخش شد مى گويند: به اندازه كافى شواهدى را دراختيار دارند كه ثابت مى كند عيسى مسيح با مريم مجدليه ازدواج كرده و صاحب يك فرزند به نام يهودا شده است.
اين ادعا اصول عقايد مسيحيت را كه طبق آن عيسى مسيح دفن نشده و به آسمان صعود كرده است را زير سوال مى برد.
به گزارش آسوشيتدپرس، «جيمز كامرون» توليد كننده اين فيلم كه خالق فيلم هاى موفقى از جمله «ترميناتور» و «تايتانيك» بوده، مى گويد اين قبر در سال ۱۹۸۰ كشف شد و مى تواند حاوى استخوان هاى عيسى باشد.
به گفته «سميچا جاكوبوويچى» فيلم ساز كانادايى كه اين فيلم مستند را كارگردانى كرده است، نام هاى عيسى، مريم، متى، جوزف و مريم مجدليه و يهودا پسر عيسى بر روى در اين جعبه هاى سنگى حك شده است. به گفته تهيه كنند گان اين فيلم، اين اسامى نام اعضاى خانواده مسيح است.
به نوشته نيويورك تايمز، اين كشف از سوى بسيارى از باستانشناسان با شك و ترديد مواجه شده است.
از سوى ديگر خبرگزارى فرانسه گزارش داد كه آرون برودى، از باستاشناسان و پژوهشگران مدير دانشكده «پاسفيك مذهب» مى گويد كه وجود اين گونه قبرها در منطقه معمول بودند.
آموس كلونر، استاد باستاشناسى در اسراييل كه در مورد اين قبر ده سال پيش تحقيق كرده مى گويد: هيچ مدركى وجود ندارد كه بگوييم اين قبر عيسى مسيح است.
وى مى گويد كه اين يك قبر عادى در قرن اول ميلادى است و تشابه اسامى نيز تصادفى است.
اين استاد باستانشناسى مى گويد: از كجا معلوم كه ماريا همان مجدليه است و يهودا اسم پسر عيسى باشد.
وى مى افزايد اين اسامى در آن زمان بسيار معمول بودند.
چند سال پيش كتابى پرفروش با عنوان «كد داونچى» به بازار آمد كه محور اصلى آن بر ازدواج عيسى و مريم مجدليه استوار بود.
اين كتاب در محافل مسيحيت بسيار جنجال ساز شد چرا كه بر اساس اعتقادات مسيحيان، عيسى با كسى ازدواج نكرده و پس از مصلوب شدن نيز جسم و روح وى به آسمان پرواز كرده است.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
مقاله هاى ايران
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   افغانستان   • 
•   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   مقاله هاى ايران   •   آخر هفته   • 
•   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •