|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
۵ زن قربانى قتل هاى سريالى شده اند
تيم ويژه اى از كارآگاهان جنايى پليس استان تهران تحقيقات گسترده اى را براى افشاى راز قتل ۵ زن كه احتمال داده مى شود قربانى يك جانى سريالى شده اند آغاز كرده است.
به گزارش رسيده اين ۵ زن طى ۶ ماه گذشته در ورامين به قتل رسيده اند و پليس با تحقيق درباره قتل اين افراد به شواهدى دست يافته است كه نشان مى دهد به احتمال زياد آنها قربانى قتل هاى زنجيره اى شده اند.
مقتولان بين ۲۰ تا ۳۰ سال سن دارند و هويت تمامى آنها شناسايى و مشخص شده است، تعدادى از آنان از زنان خيابانى بوده اند. آنچه احتمال سريالى بودن اين قتل ها را قوت بخشيده نحوه قتل زنان است.
هر ۵ مقتول خفه شده و اجسادشان در حالى كه عريان بوده اند در كنار كانال آب رها شده است. همچنين روى تمامى اين جسدها نشانى خاصى وجود دارد كه به احتمال زياد از سوى قاتل روى بدن شان حك شده است.
پزشكى قانونى نيز با انجام آزمايش هاى تخصصى روى اجساد فاش كرده است كه هر ۵ زن پيش از مرگ مورد تجاوز قرار گرفته اند.
شواهد موجود در محل كشف اجساد و همچنين نحوه قتل قربانيان نشان مى دهد قاتل مردى قوى هيكل است. اخبار رسيده حاكى است كه پليس ورامين تاكنون ۱۷ مرد را به عنوان مظنون اين جنايت دستگير اما به دليل نبود مدارك كافى همه آنها را آزاد كرده است.
|
|
|
|
|
فرار دختر ۱۷ ساله از خانه به قتل انجاميد
جنايت به بهانه حفظ آبرو
مردى براى پايان دادن به روابط غيراخلاقى دخترش، پسر جوانى را با ضربه چاقو از پاى درآورد.
به گزارش رسيده روز ۲۷ بهمن ماه مردى به نام كامران به پليس رباط كريم مراجعه كرد و از فرار دخترش خبر داد. اين مرد گفت: «دختر ۱۷ساله ام به نام سولماز ۵ روز پيش از خانه فرار كرد و ديگر به منزل بازنگشت تا اين كه به طور اتفاقى او را در خيابان ديدم و با تعقيب وى متوجه شدم او در منزل فردى ناشناس زندگى مى كند.»
پس از طرح اين شكايت مأموران نشانى خانه مورد نظر را دريافت كردند و راهى آنجا شدند. آنها پس از ورود به خانه با دو پسر ۱۹ و ۲۰ ساله به نام هاى حامد و عماد و دختر فرارى مواجه شدند و متهمان را به پليس امنيت رباط كريم منتقل كردند.
در جريان تحقيقات صورت گرفته مشخص شد سولماز پيش از اين نيز سابقه فرار از خانه داشته و آخرين بار روز ۲۲ بهمن ماه از خانه گريخته و به تهران رفته و با عماد آشنا شده بود.
سولماز در اين رابطه گفت: «پس از آن كه با عماد آشنا شدم به منزل مجردى وى در رباط كريم رفتم و در اين مدت حامد كه يكى از دوستان عماد بود نيز به خانه او آمد، در اين مدت سه نفرى با هم زندگى مى كرديم.»
در ادامه بازجوئى ها دو پسر جوان نيز به جرم خود اعتراف كردند و در نهايت پرونده آنها به دادسرا ارجاع شد.
بازپرس پرونده پس از تحقيقات مقدماتى به مأموران نيروى انتظامى دستور داد تا عماد، حامد و سولماز به مدت ۲۴ ساعت تحت نظر قرار بگيرند.
در شرايطى كه اين سه متهم در دادسرا حضور داشتند پدر سولماز نيز براى پيگيرى پرونده به آنجا مراجعه كرد و پس از آن كه با عماد مواجه شد در يك اقدام ناگهانى به سوى وى حمله برد و با يك ضربه چاقو او را مجروح كرد.
پس از اين حادثه كامران- پدر دختر ۱۷ ساله- دستگير شد و جوان مجروح به بيمارستان انتقال يافت اما به رغم تلاش پزشكان عماد به خاطر شدت جراحات جان خود را از دست داد.
با مرگ عماد، پدر سولماز به اتهام قتل تحت بازجوئى قرار گرفت و گفت: پس از آن كه فهميدم عماد با دخترم رابطه غيراخلاقى برقرار كرده است به شدت عصبانى شدم، آبروى خانوادگى ام به خطر افتاده بود براى همين به چيزى به غير از انتقام گيرى فكر نمى كردم. مى خواستم عماد را به سزاى عملش برسانم براى همين وقتى در دادسرا او را ديدم در يك لحظه كنترل خودم را از دست دادم و با چاقو ضربه اى به وى زدم.
|
|
|
|
|
دستگيرى شرور نارمك به اتهام تجاوز به پسر دانشجو
شرور منطقه نارمك كه بيش از ۱۶ سال از عمرش را در زندان گذرانده است بار ديگر به خاطر تجاوز به يك پسر دانشجو دستگير شد.
به گزارش رسيده اين مرد شرور كه به فردادآشغال معروف است هفته پيش پيش جوان دانشجويى را با تهديد چاقو به خانه اش برد و مورد تجاوز قرار داد.
اين دانشجوى جوان در شكايت خود به مأموران پليس گفت: من در پارك نشسته بودم كه فردادآشغال به سراغم آمد و گفت: من از آشنايان دايى تو هستم و كار مهمى دارم بايد همراه من بيايى، او را نمى شناختم و نمى دانستم فرد شرورى است به همين خاطر به حرفش اعتماد كردم و همراهش رفتم، سر خيابان كه رسيديم، به رفتارش شك كردم و به او گفتم اگر كارى دارى همين حالا بگو، اما او يك قمه زير گلويم گذاشت و مرا به زور به خانه اش كشاند و مورد تجاوز قرار داد.
با اعلام شكايت اين پسر جوان پرونده به شعبه ۷۷ دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد و فرداد بازداشت و در بررسى هاى صورت گرفته مشخص شد، فرداد تا به حال ۱۶ سال از عمرش را در زندان به سر برده و بارها به جرم شرارت، شرب خمر در ملاءعام، عربده كشى، معركه گيرى، ۶ فقره ايراد جرح، اقدام عليه امنيت عمومى، سرقت، اخلال در نظم و به آتش كشيدن يكى از شاكيان خود به زندان افتاده است.
فرداد هفته گذشته به قضات شعبه ۷۷ دادگاه كيفرى گفت: هرچند فرد شرور سابقه دارى هستم اما تجاوز به پسر دانشجو كار من نبوده و او دروغ مى گويد. به اين ترتيب قاضى از مردم خواست تا در صورتى كه از فردادآشغال شكايتى دارند يا از سوى وى مورد تجاوز و آزار قرار گرفته اند به اين شعبه مراجعه كنند.
|
|
|
|
|
كشتار ۳۹۰ نوزاد دختر در بيمارستانى در هند
كشف ۳۹۰ اسكلت نوزاد دختر در زمين هاى اطراف يك بيمارستان فوق تخصصى زايمان در كشور هند موجى از نگرانى را بين هواداران حقوق زنان و كودكان به راه انداخته است.
هفته گذشته مرد ناشناسى به پليس هند گزارش داد كه مسئولان بيمارستان مديا پرادش در شهر رتلام در قبال دريافت مبالغ هنگفتى اطفال دختر را بلافاصله پس از تولد از بين مى برند و در قطعه زمينى كه با بيمارستان همجوار است به طور مخفيانه دفن مى كنند. با گشوده شدن اين پرونده مأموران پليس شهر رتلام تحقيقات خود را در اين زمينه آغاز و در روز يكشنبه دو تن از مسئولان ارشد بيمارستان مديا پرادش را دستگير كردند و تحت بازجوئى قرار دادند.
در ادامه تحقيقات، پليس موفق شد با كمك سگ هاى ويژه محل دفن اجساد اطفال را پيدا كند. با كندن محل هاى مشخص شده ۳۹۰ اسكلت نوزاد دختر كشف شد. تشخيص اوليه متخصصان پزشكى قانونى گواه آن است كه اين اطفال يا در هفته آخر باردارى و يا بلافاصله پس از تولد دفن شده اند. برخى از اين اجساد را با پوشش پلاستيكى دفن كرده اند. اما بيشتر اسكلت هاى يافت شده عريان است. در حالى كه همكارى چند پزشك و ماما در كشتن نوزادان دختر خانواده ها در بيمارستان محلى بهت و حيرت ناظران بين المللى را به دنبال داشته تحقيقات پليس براى يافتن شمار بيشترى از اجساد ادامه دارد ساتيش سكسنا رئيس پليس رتلام با ابراز نگرانى از گسترش ابعاد اين جنايت در گفتگو با رويترز گفت: براى ما مهم است كه بدانيم آيا اين نوزادان پيش از دفن زنده بوده اند يا خير. يكى ديگر از مواردى كه هم اكنون مأموران پليس براى كشف آن تحقيقات خود را آغاز كرده اند شناسايى خانواده هائى است كه با دادن مبالغى به مسئولان اين بيمارستان خواهان قتل نوزاد دخترشان شده اند.
پليس هند معتقد است كه مسوولان اين بيمارستان عمداً با به قتل رساندن نوزادان دختر تجارت پرسودى براى خود به راه انداخته و درآمد قابل توجهى از اين راه به دست آورده اند.
در آداب و رسوم هندوها نوزاد دختر از منزلت بسيار پائين ترى نسبت به نوزاد پسر برخوردار است و تولد دختر در يك خانواده باعث سرشكستگى والدين كودك مى شود. آمارها نشان مى دهد در مقابل هر هزار نوزاد پسر در هند ۸۰۰ نوزاد دختر متولد مى شود كه اين آمار با ميانگين جهانى بسيار متفاوت است.
مطابق آمار استاندارد جهانى در مقابل هر هزار نوزاد پسر به طور متوسط بين ۹۲۷ تا ۹۴۵ نوزاد دختر متولد مى شود كه اين آمار خود نشان دهنده ميزان قتل نوزادان دختر در اين كشور پرجمعيت آسيايى است.
دولت هند سال گذشته با بيان آمارى رسمى اعلام كرد طى ۲۰ سال گذشته ۱۰ ميليون نوزاد دختر توسط والدينشان به قتل رسيده اند.
پليس هند در آخرين بررسى به عمل آمده روى اجساد كشف شده در بيمارستان محلى، قديمى ترين جسد يافت شده را مربوط به سال ۱۹۹۴ اعلام كرده است. اين در حالى است كه از اين سال در بيمارستان ها و كلينيك هاى هندى امكانات سونوگرافى و تشخيص جنسيت نوزاد از ماه هاى اوليه شكل گيرى جنين راه اندازى شده بود و از آن زمان كلاس هاى توجيهى زيادى از سوى دولت براى خانواده ها در خصوص ناپسند بودن قتل نوزادان دختر تشكيل مى شود ولى آمار موجود نشان دهنده آن است كه اين اقدامات تأثير چندانى در تغيير فرهنگ غلط اين خانواده ها نداشته است.
بسيارى از انجمن هاى حمايت از حقوق زنان و كودكان هند با اعلام اين خبر فعاليت جديدى را براى مقابله با اين پديده اجتماعى آغاز كرده اند و اميدوارند بتوانند با فشار بر مراجع قانونگذار آنان را به تصويب قوانين محكم ترى عليه عاملان قتل نوزادان وادار كنند و مجازاتى سنگين براى خانواده هاى اين نوزادان در نظر بگيرند.
هم اكنون تحقيقات پليس پيرامون كشتار ۳۹۰ نوزاد دختر در بيمارستان مديا پرادش براى روشن شدن جزئيات بيشتر از اين فاجعه ادامه دارد.
|
|
|
|
|
مرد كينه جو، تازه داماد را به گلوله بست
مرد كينه جو وقتى متوجه شد همسر سابقش پس از جدايى از او با مرد ديگرى ازدواج كرده است با شليك گلوله تازه داماد را كشت.
به گزارش رسيده، ۱۹ مردادماه سال جارى مأموران پليس كرج باخبر شدند، جسد مرد جوانى در ماشينش پيدا شده است. با اعلام اين خبر تحقيقات مأموران براى مشخص شدن هويت جسد و نحوه قتل او آغاز شد. پليس در بررسى هاى خود دريافت جسد متعلق به جوان ۳۳ ساله اى به نام داريوش است كه با شليك گلوله به قتل رسيده و ضارب نيز از داخل ماشين به او شليك كرده و سپس متوارى شده است. بنابراين مأموران براى به دست آوردن سرنخى از عامل قتل، خانواده داريوش را مورد بازجوئى قرار دادند. شهناز همسر داريوش در بازجوئى ها به مأموران گفت: من و داريوش چند ماه قبل با هم ازدواج كرديم و من فكر مى كنم شوهر سابقم عامل قتل باشد.
اين زن ادامه داد: يك سال پيش شوهرم على اصغر مرا طلاق داد، ما از مدت ها قبل با هم اختلاف داشتيم، اما به خاطر فرزندم سختى هاى زندگى را تحمل مى كردم، تا اينكه على اصغر تصميم گرفت مرا طلاق دهد، من هم كه از اين زندگى خسته شده بودم موافقت كردم و ما از هم جدا شديم. در خانه پدرم بودم كه با داريوش آشنا شدم و تصميم گرفتيم با هم ازدواج كنيم. داريوش نامزد داشت اما به خاطر اينكه با من ازدواج كند از او جدا شد. وقتى با هم ازدواج كرديم، همديگر را دوست داشتيم و زندگى آرامى تشكيل داده بوديم، اما على اصغر مرتب مزاحم زندگى ما مى شد، او چندين بار تهديد كرد كه اگر از شوهرم جدا نشوم، انتقام خواهد گرفت، اما من هيچ اهميتى نمى دادم.
پس از به دست آمدن اطلاعاتى از على اصغر مأموران او را دستگير كردند. اين مرد در بازجوئى هاى اوليه لب به اعتراف گشود و گفت: من داريوش را كشتم و كينه اى را كه مدت ها از او به دل داشتم خالى كردم. هر چند من و شهناز با هم اختلاف داشتيم اما من او را دوست داشتم، با اين حال به خاطر يك عصبانيت كوچك او را طلاق دادم، پس از آن چندين بار به سراغش رفتم و گفتم به خانه بازگردد اما شهناز قبول نكرد.
اصرار من براى بازگرداندن همسرم به جايى نرسيد و متوجه شدم او قصد دارد با مردى به نام داريوش ازدواج كند، در آن زمان بود كه فهميدم شهناز قبل از اينكه از من جدا شود با اين مرد رابطه داشته است و به همين خاطر حالا حاضر نيست بازگردد.
على اصغر در ادامه گفت: وقتى فهميدم داريوش و شهناز با هم ازدواج كرده اند، نقشه قتل داريوش را كشيدم به اليگودرز رفتم و در آنجا يك كلاشينكف خريدارى كردم و به كرج برگشتم.
روز حادثه سوار ماشينم شدم و به مقابل خانه شهناز رفتم. هنگامى كه داريوش از خانه اش خارج و سوار ماشين خودش شد، او را تعقيب كردم و در مكانى خلوت از كنار ماشينش عبور كردم و در حين عبور او را با شليك گلوله به قتل رساندم.
پس از اعترافات على اصغر و صدور كيفرخواست پرونده براى رسيدگى به شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد و اين مرد به زودى به اتهام قتل عمد محاكمه مى شود.
|
|
|
|
|
متهم در دادگاه نحوه ارتكاب جنايات را تشريح كرد
قتل ۴ مرد به دست جنايتكار مسلح
مردى كه متهم است ۴ نفر را با شليك گلوله به قتل رسانده در جلسه دادگاه اتهام قتل عمد را پذيرفت.
به گزارش رسيده در ابتداى جلسه دادگاه نماينده دادستان در جايگاه حاضر شد و متن كيفرخواست را قرائت كرد. وى در توضيح ماجرا گفت: متهم رديف اول سيامك، متهم به قتل عمدى اكبر ابوالقاسم، عبدالله رهنما و على اصغر فيلو و مشاركت در قتل عمدى احمد بابايى است. متهم رديف دوم نيز متهم به مشاركت در قتل احمد بابايى و همچنين متهم رديف سوم كه مهران نام دارد متهم به معاونت در قتل احمد بابايى كه پدر همسر او هم بوده، است.
وى افزود: اولين قربانى مرد ميانسالى به نام احمد است كه مهران متهم رديف سوم، سيامك و سعيد را به محل زندگى وى برد تا او را به قتل برسانند اما چون او را نيافتند، تصميم گرفتند كه بازگردند. ولى هنگام برگشت احمد را مشاهده كردند و سيامك او را هدف گلوله قرار داد و سعيد هم با كلاشينكف، به صورت رگبارى او را به قتل رساند.
وى همچنين ادامه داد مقتول دوم اكبر ابوالقاسم نام داشت كه سيامك با صراحت به قتل او اعتراف كرده و درخصوص انگيزه خود از اين جنايت گفته است كه تقى از دوستان من بود، خريد و فروش عتيقه مى كرد. به همين خاطر وارد زندگى وى شدم. هنگامى كه به يقين رسيدم تقى در كار خريد و فروش عتيقه است نامه تهديدآميزى خطاب به او نوشتم. من قصد داشتم ۱۰۰ ميليون تومان از او بگيرم چون اين پول را حق خودم مى دانستم. براى دادن نامه به باغ تقى رفتم. يك كلاشينكف دستم بود. اكبر ابوالقاسم هم آنجا بود. آنها را تهديد كردم و گفتم دست هايتان را بالا ببريد، چون اكبر تمكين نكرد شليك كردم و او را كشتم، بعد هم به سمت تقى شليك كردم و او را زدم.
نماينده دادستان ادامه داد: سيامك در مورد سومين مقتول كه سيدعبدالله نام دارد گفته است: بعد از اينكه نتوانستم از تقى اخاذى كنم، تصميم گرفتم نامه تهديدآميزى به عبدالله بنويسم، مى دانستم او مرد پولدارى است. روز حادثه نقاب به صورت داشتم، وقتى او مرا با سلاح ديد، ترسيد و با خواهش و التماس از من خواست كه او را نكشم. همين كه به صورتم خيره شد، فهميدم مرا شناخته است. به همين خاطر شليك كردم و او جان باخت.
چهارمين قتل در جريان سرقت از طلافروشى اتفاق افتاده است. در زمان سرقت از اين طلافروشى على اصغر كه صاحب مغازه قنادى و همسايه مرد طلافروش بود به پشت بام رفت تا به مرد طلافروش كمك كند. اما با اصابت گلوله از سوى سيامك به قتل رسيد.
وى ادامه داد: در مرحله دادسرا متهم رديف اول تمامى اتهامات را پذيرفت و صحنه قتل ها را هم بازسازى كرد. بنابراين با توجه به محتويات پرونده براى هر سه متهم تقاضاى صدور حكم قانونى را دارم.
سپس خانواده ۴ مقتول در جايگاه حاضر شدند و براى متهمان تقاضاى صدور حكم قصاص كردند.
سپس سيامك متهم رديف اول پرونده در جايگاه حاضر شد. وى اتهام چهار فقره قتل را پذيرفت و در توضيح ماجرا گفت: از بچگى دلم مى خواست پول زيادى داشته باشم اما هرگز نتوانستم اين پول را به دست آورم، روزى كه احمد را به قتل رسانديم، اول قرار بود كه من كشيك بدهم و سعيد او را با چاقو بزند، وقتى احمد را ديديم سعيد با چاقو به او حمله كرد، احمد هم چاقو كشيد. در اين لحظه مجبور شدم كلتم را درآورم و شليك كنم، تا سعيد را نجات دهم. گلوله به مغز احمد برخورد كرد و او بلافاصله جان باخت.
وى ادامه داد: تقى در معامله عتيقه مقاديرى پول از سعيد كلاهبردارى كرده بود و سعيد قصد انتقام گيرى داشت. روز حادثه من نقاب زده و مانتو پوشيده بودم. مى خواستم نامه تهديدآميزى به تقى بدهم. من مسلح به آنجا رفته بودم. تقى خود را پشت اكبر مخفى كرد و تير من به اكبر خورد. بعد از آن تصميم گرفتم نامه تهديدآميزى را از طريق عبدالله به تقى برسانم. دوباره با چهره نقاب زده به سراغ عبدالله رفتم و او به محض اينكه سلاح مرا ديد ترسيد و با داد و فرياد و خواهش و التماس از من خواست كه او را نكشم. همين كه به چشمم خيره شد فهميدم مرا شناخته، براى همين شليك كردم.
وى در خصوص چهارمين قتل گفت: از قبل نقشه اى براى سرقت كشيده بودم چون خيلى بى پول بودم، به شهرستان رفتم و سلاح خريدم. مدتى هم تمرين كردم كه چطور بايد سرقت كنم. من و برادرم از قبل نقشه كشيده بوديم. به برادرم گفتم تا مأمور ديدى تيرهوايى شليك كن، در طلافروشى با مرد طلافروش درگير شدم و در حالى كه سلاح دستم بود تيرى شليك شد و مرد طلافروش زخمى شد، بعد تصميم گرفتم فرار كنم، هنگام فرار مقدار زيادى سنگ به سرم ريخت، من هم يك تير به سمت بالا زدم و مرد قناد مرد.
سپس قاضى از متهم رديف دوم خواست در جايگاه حاضر شود، سعيد نيز اتهامش را پذيرفت و گفت: مهران (متهم رديف سوم) با احمد پدرزنش مشكل داشت، يك بار همراه با سيامك و سه نفر از دوستانش وى را زخمى كرديم و دفعه دوم هم او را كتك زديم. اما بار سوم مهران گفت من نمى توانم او را ببخشم ما هم سلاح تهيه كرديم، قرار بود من احمد را بزنم كه سيامك او را زد و من هم به صورت رگبار او را به گلوله بستم و مهران بابت اين كار ۴ ميليون تومان به من پول داد، البته قرار بود سه ميليون تومان ديگر هم بدهد كه اين كار را نكرد. مهران به من گفته بود پدرزنش قصد كشتن او را داشته است. سپس متهم رديف سوم در جايگاه قرار گرفت. مهران در خصوص اتهامش گفت: من اتهام معاونت در قتل را قبول ندارم و هيچ پولى هم به سعيد ندادم و با پدرزنم هم هيچ مشكلى نداشتم.
پس از پايان جلسه دادگاه ۵ قاضى شعبه ۷۱ براى صدور پرونده وارد شور شدند.
|
|
|
|
|
مرد جانى ۵ عضو يك خانواده را قتل عام كرد
مرد جنايتكارى كه ۵ عضو يك خانواده را به طرز فجيعى به قتل رسانده و اجسادشان را داخل يك چاه انداخته بود، دستگير شد.
به گزارش رسيده هم اكنون كارآگاهان جنايى استان تهران در حال بازجوئى از اين جانى مخوف هستند تا انگيزه او از اين قتل عام خانوادگى را كه در رباط كريم به وقوع پيوسته است فاش كنند.
شامگاه دوشنبه گذشته مأموران پاسگاه ابوطالب ده حسن واقع در رباط كريم از ناپديد شدن ۵ عضو يك خانواده با خبر شدند و در حالى كه اطمينان داشتند با جست وجوى دقيق در ده حسن مى توانند سرنخى از سرنوشت اين خانواده به دست آورند عمليات ويژه اى را طرح ريزى كردند و به اين ترتيب جست وجوى شبانه آغاز شد.
ماموران پس از حدود يك ساعت تلاش بى حاصل به يك كارخانه كاشى سازى متروك رسيدند و تصميم گرفتند آنجا را نيز جست وجو كنند اما در همين هنگام مردى به سراغ آنان رفت و گفت داخل كارخانه هيچ چيزى وجود ندارد و مدت هاست كه كسى به آنجا رفت وآمد نمى كند.
اظهارات اين مرد كه به طرز مشكوكى در اطراف كارخانه متروك پرسه مى زد شك پليس را برانگيخت.
ظن مأموران نسبت به مرد جوان زمانى تشديد شد كه مردى ديگر نزد آنها مراجعه كرد و گفت: داخل كارخانه چاهى وجود دارد كه به نظر مى رسد در ته آن اشياى مشكوكى وجود دارد.
اين مرد گفت: «مدت ها بود كه چاه خشك شده و هيچ چيز داخل آن نبود اما من امشب به صورت اتفاقى سر چاه رفتم و داخل آن را نگاه كردم و متوجه شدم در ته آن اشياى مشكوكى انداخته اند.»
ماموران هنگامى كه اين موضوع را شنيدند بلافاصله مردى را كه سعى داشت آنها را از كارخانه دور كند بازداشت كردند و در بازرسى بدنى از وى به مدرك مهمى دست يافتند كه نشان مى داد راز ناپديد شدن خانواده ۵ نفرى در سينه او نهفته است.
كارآگاهان كه از لباس هاى او كارت هاى شناسايى اعضاى اين خانواده را پيدا كرده بودند از او خواستند رازش را فاش كند، كه چه اتفاقى براى ناپديدشدگان رخ داده است.
مرد جوان اين بار نيز سعى كرد كارآگاهان را گمراه كند. او بدون آن كه توضيح قانع كننده اى درباره كارت هاى شناسايى كشف شده ارائه دهد گفت از اعضاى اين خانواده هيچ اطلاعى ندارد.
انكارهاى مرد جوان سبب شد تا مأموران تحقيقات خود را در شاخه اى ديگر پى بگيرند و مداركى به دست آورند كه مرد مظنون ناچار شود قفل سكوتش را بشكند.
ماموران بلافاصله با سازمان آتش نشانى تماس گرفتند و از امدادگران براى جست وجوى داخل چاه كمك خواستند. پس از حضور مأموران آتش نشانى عمليات پراضطراب آنان آغاز شد و امدادگران با استفاده از وسايل مخصوص وارد چاه ۸۰ مترى شدند و دقايقى بعد اجساد هر ۵ عضو خانواده را از ته چاه بيرون كشيدند.
مقتولان كه غلام ۳۰ ساله، فاطمه ۲۴ ساله، رضا ۲۵ ساله، حسين ۳ ساله و ميثم ۴ ساله نام داشتند در حالى از پاى درآمده بودند كه قاتل اجساد آنها را مثله كرده و سپس لاى پتو پيچيده بود.
نحوه قتل نشان مى داد كه مرد جانى براى ارتكاب اين جنايت هولناك انگيزه اى قوى داشته و به احتمال زياد به قصد انتقام گيرى دست به چنين كارى زده است.
در اين ميان مظنون شماره يك پرونده به اداره آگاهى رباط كريم انتقال يافت و در حالى كه مشخص شده بود وى از نزديكان مقتولان است، بازجوئى از او آغاز شد.
مرد جانى اين بار در حالى كه چاره اى نداشت لب به اعتراف گشود و به قتل و مثله كردن اجساد ۵ عضو خانواده اعتراف كرد.
بنا بر اين گزارش هم اكنون تحقيقات براى افشاى انگيزه مرد جانى از قتل عام خانوادگى ادامه دارد.
هاشم كه جوانى ۳۵ ساله و معتاد است سرانجام به ارتكاب هولناك ترين جنايت خانوادگى سال اقرار كرد. هاشم در اعترافاتش گفت: من به شدت به مواد مخدر اعتياد دارم و سه سال قبل خانواده ام مرا طرد كردند. من كه براى تامين هزينه هاى مواد مخدر با مشكل مواجه بودم نقشه سرقت از خانه شوهرخواهرم را طراحى كردم و ساعت ۲۴ روز يكشنبه به همراه سه دوستم به نام هاى على، نبى و احمد به خانه غلام رفتيم. ما قبل از رفتن به آنجا كراك و قرص هاى روانگردان مصرف كرده بوديم و اصلاً حالت طبيعى نداشتيم. زمانى كه وارد سوله شديم من به سراغ سگ ها رفتم. سگ ها مرا مى شناختند و من توانستم آنها را مشغول كنم و سه همدستم در حالى كه نقاب به صورت زده بودند با چاقو و چماق داخل خانه سرايدارى شدند اما در اين هنگام غلام و برادرم رضا از خواب بيدار شدند و ما به ناچار آنها را كشتيم.
در اين هنگام فاطمه مرا شناسايى كرد براى همين او و دو كودكش را نيز از پاى درآوردم و سپس اجساد را داخل چاه انداختيم و فرار كرديم تا اين كه ساعت ۸ صبح روز سه شنبه براى انجام سرقت دوباره به قتلگاه برگشتم.
پس از اعترافات اين قاتل مخوف كارآگاهان على ۱۹ ساله و نبى ۲۳ ساله را دستگير كردند و هم اكنون در جستجوى احمد متهم ديگر اين پرونده هستند.
|
|
|
|
|
كشف اطلاعات تازه از چشم مصنوعى پنج هزار ساله زن فالگير
بررسى هاى اخير باستان شناسان درباره چشم مصنوعى يك زن مربوط به پنج هزار سال پيش، اطلاعات جديدى را برملا كرده است.
به گزارش سرويس بين الملل «بازتاب» به نقل از «فاكس نيوز» اين چشم مصنوعى به وسيله باستان شناسان ايرانى و ايتاليايى كشف شده، زمانى متعلق به يك زن فالگير يا كاهن در سرزمين باستانى پارس ها بوده است.
باستان شناسان گفته اند: اين چشم كروى، باعث خيره شدن و چشم دوختن كسانى مى شود كه به او نگاه مى كنند و اين امر آنان را متقاعد كرده كه آن زن كه به نظر بلندقامت هم بوده، داراى قدرت هاى مرموز و توانايى ديدن آينده بوده است.
اين چشم توسط منصور سجادى، مدير تيم ايرانيان كه ۹ سال است در بقاياى شهر سوخته در مرز ايران و افغانستان در حال كاوش هستند، كشف شده است.
باستان شناسان ايتاليايى ديروز گفتند: اين به ظاهر عنبيه، همراه با يك آينه دستى آرايشى برنزى دفن شده كه احتمالا وى براى ديدن ظاهر خود از آن استفاده مى كرده است.
آنان ادامه دادند: اين چشم نيم كروى قطرى بيش از يك اينچ داشت و از ماده اى سبك وزن كه گمان مى رود از نوعى قير طبيعى مشتق شده باشد، ساخته شده است. سطح آن با دقت فراوان منقوش به اشكالى شامل يك دايره مركزى به جاى عنبيه و خطوط طلايى مانند اشعه هاى نور است.
«لورنزو كوستان تينى» ، رهبر گروه ايتاليايى ها مى گويد: در سطح چشم هنوز هم آثارى از طلا كه به نظر رويه نازكى به روى چشم بوده ديده مى شود. در هر دو سوى اين چشم، دو سوراخ وجود دارد كه يك نخ و احتمالا طلايى چشم را در جاى خود نگه داشته است.
وى بيان كرد كه قد اين زن حدود ۲ متر بوده كه سر و شانه هايش را بسيار بالاتر از زنان هم عصرش قرار مى داده است. سن او بين ۲۵ تا ۳۰ سال است. او پيشانى بلند و پوست تيره اى داشته است كه حدس زده مى شود از نژاد عرب بوده است.
فرهاد فروزانفر، باستان شناس ايرانى تأييد كرد: قامت بلند اين زن و ساختار فيزيكى و ظاهرى او، اين احتمال را قوى مى كند كه وى اهل سرزمين هاى عربى بوده است.
«كوستان تينى» به Corriera della sera گفت: نخست گمان مى رفت كه اين چشم پس از مرگ وى و دفن، در چشم او قرار گرفته، اما آزمايش هاى ميكروسكوپى نشان داد كه پيش از مرگ نيز از اين چشم استفاده مى شده است.
سجادى گفت: اسكلت وى متعلق به ۲۸۰۰ تا ۲۹۰۰ سال پيش از ميلاد است: زمانى كه شهر سوخته، شهرى پررونق و ثروتمند و از مراكز تجارى شرق و غرب بوده است و احتمال دارد كه اين زن با كاروانى از عربستان به اينجا آمده باشد.
آثار به جا مانده از شهر سوخته نشان مى دهد كه اين شهر يك بار آتش گرفته و سه بار در زمان باستان بازسازى شده است و سرانجام به طور كامل در ۲۰۰۰ پيش از ميلاد از بين رفته است. علت مرگ اين زن مشخص نيست.
كوستان تينى مى گويد: استفاده از اين چشم، هدف خاصى داشته و احتمالا براى تأييد قدرت هاى مرموز وى لازم بوده است.
باستان شناسان پيش از اين، وسيله اى شبيه تخته نرد كشف كرده بودند كه متشكل از شصت بخش فيروزه اى و عقيق و تخته اى مستطيلى از چوب آبنوس بود و احتمالا از هند وارد شده است.
|
|
|
|
|
گزارش هرالدتريبون از جنايت شيكاگو
مرد ايرانى چرا اعضاى خانواده اش را از پاى درآورد؟
تحقيقات پليس محلى اف بى اى براى افشاى جزئيات بيشتر از جنايت ايرانى در شيكاگو امريكا همچنان ادامه دارد.
در اين جنايت كه روز يكشنبه هفته گذشته به وقوع پيوست يك مرد ۵۶ساله ايرانى به نام داريوش ابتدا همسر خود را كه زنى ۴۴ ساله به نام كارمين بود با ضربات پتك و چاقو به قتل رساند و سپس به خواهرزن ۴۰ساله اش به نام كارولين تلفن و او را به منزلش دعوت كرد.
هنگامى كه اين زن به آپارتمان خواهر خود واقع در روجرزپارك شيكاگو پاى گذاشت مورد هجوم قاتل قرار گرفت و او نيز كشته شد. داريوش سپس به خانه مادرزن ۶۰ساله اش به نام ايلشوا رفت و او را نيز با شيوه اى مشابه روش قبلى از پاى درآورد.
داريوش يك روز بعد با پليس تماس گرفت و از جنايات خود پرده برداشت و سپس اقدام به خودكشى كرد اما از مرگ نجات يافت و در جريان بازجوئى ها جزئياتى از سه قتل را فاش كرد ولى از انگيزه اصلى اش از اين جنايات هولناك سخنى به ميان نياورد.
جنايت ايرانى در شيكاگو با بازتاب گسترده اى مواجه شد به گونه اى كه روزنامه هرالد تريبون گزارش مفصلى در اين رابطه چاپ كرد و به جزئيات اين جنايت پرداخت.
هرالدتريبون در گزارش خود آورده است: كارولين و كارمين- دو زن كشته شده- خواهر ناتنى بودند و كارولين به همراه مادرش ايلشوا و پدرش در سال ۱۹۹۶ به امريكا مهاجرت كردند و در شيكاگو اقامت گزيدند.
كارولين زن سخت كوشى بود. در يك فروشگاه مالى در منطقه دومينيك در نزديكى لينكن وود كار مى كرد. پس از مدتى پدر اين دختر به بيمارى سرطان مبتلا شد و از آن به بعد در بيمارستان به سر مى برد و كارولين براى تامين مخارج او به زحمت كار مى كرد.
كارولين همچنين با تلاش شبانه روزى امكاناتى را براى كارمين خواهر ناتنى اش فراهم كرد تا وى و شوهرش به همراه دختر ۱۴ساله شان بتوانند در امريكا زندگى تازه اى را آغاز كنند. كارولين سه ماه قبل براى خواهر ناتنى اش در منطقه روجرزپارك خانه اى اجاره كرد. او هرگز فكر نمى كرد با اين كار آغازگر سناريوى مرگ خود باشد.
هرالدتريبون در ادامه گزارش خود خاطرنشان كرده است: داريوش مرد ۵۶ ساله ايرانى پس از كشتن دو خواهر به آپارتمان مادرزنش واقع در خيابان دبليو آرتور رفت و ايلشوا را نيز به همان شيوه به قتل رساند. پليس احتمال مى دهد ايلشوا زمان گشودن در به روى داريوش تصور مى كرده نوه اش به ديدار وى رفته است. از سويى داريوش متهم رديف اول اين جنايت هولناك پس از اقدام به خودكشى از سوى مأموران پليس شيكاگو به بيمارستان فرانسيس در خيابان اوانستون منتقل شد و با انجام مداواى اوليه تحت بازجوئى قرار گرفت. پليس شيكاگو و اف بى اى هم اكنون در حال ترجمه نامه اى هستند كه قاتل به زبان فارسى نوشته و اين احتمال وجود دارد كه در نامه انگيزه خود از اين جنايت را شرح داده باشد.
در اين ميان يك مرد ايرانى به نام رفيع كه دوست خانوادگى مقتولان و همسايه ايلشوا است در گفت وگو با هرالدتريبون گفت: كارولين و مادرش زنان آرام و مهربانى بودند و هيچ چيز غيرمعمولى در زندگى آنها وجود نداشت و من روز جمعه- دو روز قبل از قتل- در خانه آنها بودم و با كارولين و ايلشوا چاى خوردم و متوجه هيچ موضوع غيرعادى نشدم.
وى افزود: كارولين دو سال تمام به سختى كار كرد تا بتواند خواهر ناتنى اش را نزد خود بياورد و اين اتفاق واقعاً يك فاجعه است.
در عين حال نامزد كارولين كه يك مرد امريكايى به نام ادموند ساشو است نيز به هرالدتريبون گفت: با توجه به شناختى كه من از داريوش دارم او مردى عادى و منطقى است. از سويى كارولين نيز دخترى فوق العاده اجتماعى و خوش برخورد بود و من واقعاً از اين اتفاق متاسف هستم.
بنا بر اين گزارش هم اكنون تحقيقات درباره اين جنايت هولناك از سوى پليس محلى و اف بى اى ادامه دارد.
|
|
|
|
|
محكوميت پزشك ترك اعتياد به خاطر مرگ يك معتاد
يك پزشك عمومى به اتهام استفاده از روش غيرعلمى در ترك اعتياد يك معتاد كه به مرگ او منجر شد، از سوى دادگاه تجديدنظر به پرداخت ديه و جزاى نقدى محكوم شد.
به گزارش رسيده اين پزشك ۳۱ساله كه «م» نام دارد، پيش از اين از سوى پزشكى قانونى به خاطر استفاده از روش غيرمتعارف و اثبات نشده در ترك اعتياد در مرگ جوان ۲۵ساله اى به نام مهدى ۸۰ درصد مقصر شناخته شده بود.
شرح ماجرا
روز ۲۹ ارديبهشت ماه سال ۸۱ جوان ۲۵ساله اى به نام مهدى كه به ترياك اعتياد داشت براى درمان نزد دكتر «م» كه پزشك عمومى بود و در پاكدشت مطب داشت، رفت. دكتر «م» پس از معاينه اوليه مهدى به وى ۲۵ قرص داد و از او خواست اين قرص ها را به صورت يكجا مصرف كند. پزشك عمومى سپس سرمى به مهدى تزريق كرد.
دقايقى بعد مرد جوان از هوش رفت اما دكتر «م» به خانواده وى گفت اين جوان به خاطر مصرف قرص ها به خواب عميقى رفته و عصر روز بعد بيدار و سموم ناشى از مصرف مواد از بدنش خارج مى شود.
دكتر سپس از خانواده مهدى خواست تا او را به منزل منتقل كنند. پس از انتقال جوان ۲۵ساله به خانه، حال وى رو به وخامت رفت و سرانجام ساعت ۴ بامداد روز بعد خانواده مهدى متوجه شدند عرق سردى روى پيشانى اين جوان نشسته است به اين خاطر بلافاصله با پزشك معالج تماس گرفتند و از وى كمك خواستند اما دكتر «م» اين موضوع را عادى دانست و گفت نبايد نگران باشند.
به رغم اظهارات دكتر «م» حال مهدى لحظه به لحظه وخيم تر مى شد تا اينكه ساعت ۷ صبح بار ديگر خانواده اين جوان با پزشك عمومى تماس گرفتند و گفتند دست و پاى مهدى به شدت سرد شده است.
اين بار نيز دكتر «م» موضوع را جدى نگرفت و از حضور بر بالين مهدى خوددارى كرد تا اينكه بالاخره ساعت ۲۰/۱۳ «م» در پى تماس هاى مكرر خانواده مرد جوان به منزل وى رفت و پس از معاينه مهدى اعلام كرد او فوت شده است.
پس از مرگ مهدى خانواده وى با مراجعه به مراجع قضائى عليه دكتر «م» اعلام شكايت كردند و او را در مرگ اين جوان مقصر دانستند.
يكى از اعضاى خانواده مهدى در شكايت خود گفت: همان زمان دكتر» م «از ما خواست مهدى را به منزل منتقل كنيم. به وى گفتيم مهدى بيهوش است اما او موضوع را جدى نگرفت پس از آن نيز بارها با اين پزشك تماس گرفتيم. اما او اصلاً به حرف هاى ما اعتنايى نكرد و مهدى قربانى سهل انگارى دكتر «م» شد.
با طرح اين شكايت پزشكى قانونى تحقيقات خود را در اين رابطه آغاز كرد و كميسيون عالى پزشكى پس از انجام آزمايش هاى تخصصى و بررسى هاى علمى پزشك عمومى را به خاطر استفاده از روش غيرمتعارف و اثبات نشده در ترك اعتياد مقصر شناخت و او را به ميزان ۸۰ درصد مسوول مرگ مهدى دانست.
به اين ترتيب در حالى كه اين پرونده در مراجع قضائى در حال پيگيرى بود سازمان نظام پزشكى دكتر «م» را ابتدا به سه ماه محروميت از طبابت و سپس با يك درجه تخفيف به توبيخ كتبى و درج در پرونده نظام پزشكى وى محكوم كرد.
چندى بعد پزشكى قانونى نظريه نهايى خود را در رابطه با مرگ مهدى اعلام و خاطرنشان كرد اين جوان بر اثر تورم ريوى ناشى از تزريق بيش از حد سرم جان باخته است و از سويى توانايى جسمى او به حدى نبوده كه بتواند در برابر داروهاى تجويز شده از سوى پزشك مقاومت كند و ضعف جسمى مهدى كاملاً مشخص بوده است.
به اين ترتيب دكتر «م» از سوى شعبه ۱۰۳ دادگسترى پاكدشت تحت محاكمه قرار گرفت و در جلسه دادگاه گفت در مرگ جوان ۲۵ ساله هيچ نقشى نداشته است.
دكتر «م» در دفاع از خود گفت: «مهدى پس از مصرف داروهاى تجويز شده و بازگشت به منزل دوباره ترياك مصرف كرده بود و به همين دليل فوت شد.»
با طرح اين ادعا از سوى دكتر «م» تحقيقات در اين رابطه آغاز و مشخص شد مهدى جوانى بوده كه به رغم اعتياد به ترياك از سوى اطرافيان فردى بااخلاق و بااراده شناخته مى شده و همچنين از زمان ترخيص از مطب پزشك تا هنگام مرگ كاملاً بيهوش بوده و به هيچ وجه نمى توانسته ترياك مصرف كند.
در نهايت روز ۱۴ شهريورماه سال جارى دكتر «م» از سوى قاضى پرونده به پرداخت ۸۰ درصد ديه يك مرد مسلمان و ۵۰۰ هزار تومان جزاى نقدى بدل از حبس محكوم شد.
با صدور اين حكم پزشك عمومى نسبت به رأى صادره اعتراض كرد و پرونده براى رسيدگى مجدد به شعبه ۳۹ دادگاه تجديد نظر فرستاده شد.
بنابر اين گزارش چند روز پيش قضات دادگاه تجديد نظر نيز اين پزشك را مقصر دانستند و حكم صادره از سوى دادگاه بدوى را تأييد كردند.
|
|
|
|
|
اعتراف تكان دهنده مرد نقاش به قتل پدر و دختر
نقاش ساختمانى كه با همدستى مردى معتاد در يك جنايت هولناك پدر و دخترى را در بلوار مرزداران به قتل رسانده بود از سوى كارآگاهان جنايى پليس آگاهى تهران دستگير شد.
به گزارش رسيده كارآگاهان تهران ساعت ۴۰/۱۱ روز پنجشنبه ۲۶ بهمن ماه در جريان قتل پدر و دخترى در طبقه دوم ساختمانى در كوچه الوند هفتم خيابان ابراهيمى واقع در بلوار مرزداران قرار گرفتند و بلافاصله به محل جنايت رفتند.
كارآگاهان پس از حضور در قتلگاه با جسد مرد ۷۶ ساله اى به نام عباس و دختر ۴۰ ساله اش به نام ليديا مواجه شدند. هر دو جسد در اتاق خواب خانه رها شده و دهان عباس با باند بسته شده و آثار اصابت ضربات متعدد چاقو روى پيكر هر دو قربانى مشهود بود.
شواهد موجود در صحنه جنايت حكايت از آن داشت كه قاتل يا قاتلان بدون شكستن قفل در خانه يا استفاده از تهديد و زور وارد قربانگاه شده و سپس مبلغ ۳۵۰ هزار تومان از مقتولان به سرقت برده اند.
همچنين نشانه هائى در قتلگاه وجود داشت كه نشان مى داد پدر و دختر پيش از مرگ با عامل يا عاملان جنايت درگير شده و سعى كرده اند در برابرشان مقاومت كنند. كارآگاهان در ادامه به بازجوئى از برادر عباس به عنوان فردى كه اجساد را پيدا كرده بود، پرداختند. اين مرد گفت: من و برادرم مرتب با هم در تماس بوديم و او هرگاه قصد داشت براى مدت طولانى از خانه خارج شود حتماً به من اطلاع مى داد. براى همين امروز صبح هنگامى كه همسايه هاى برادرم به من تلفن كردند و گفتند از خانه عباس بوى تعفن به مشام مى رسد و كسى در منزل نيست به شدت نگران شدم و خودم را به اينجا رساندم و با اجساد عباس و ليديا مواجه شدم.
كارآگاهان كه به دنبال سرنخى براى افشاى راز اين جنايت دلخراش بودند در همان مراحل اوليه تحقيقات خود به اطلاعات مهمى دست يافتند و متوجه شدند اخيراً دو برادر كه نقاش ساختمان هستند براى نقاشى خانه عباس به آنجا رفت و آمد داشته اند.
افشاى اين موضوع تحقيقات جنايى را وارد مرحله تازه اى كرد و پليس تمام توانش را براى شناسايى دو برادر نقاش به كار گرفت. رديابى اين دو مظنون به كشف نشانى محل زندگى آنها در كرج و شهريار منجر شد و كارآگاهان ابتدا به شهريار رفتند و يكى از برادران را كه جوان ۳۴ ساله اى به نام «ج» است دستگير كردند.
«ج» هنگامى كه خود را در مظان اتهام قتل ديد، ارتكاب جنايت را انكار كرد و گفت عامل اصلى قتل عباس و ليديا برادرش به نام احمد است. طبق اطلاعاتى كه اين مرد در اختيار پليس جنايى تهران قرار داد احمد جوانى ۲۷ ساله بود كه پس از رقم زدن جنايت هولناك در بلوار مرزداران به شهرستان لنگرود گريخته بود.
افسران اداره ۱۰ پليس آگاهى تهران كه قصد داشتند مدارك محكم و مستدلى عليه احمد جمع آورى كنند پيش از آن كه راهى لنگرود شوند به خانه وى در كرج رفتند و در بازرسى از آنجا كيسه اى را پيدا كردند كه لباس هاى خون آلود پيرمرد مقتول در آن قرار داشت.
با كشف لباس ها ديگر كوچك ترين شكى براى پليس باقى نماند و آنها راهى لنگرود شدند.
از آنجا كه احتمال داشت جانى فرارى در هتل يا مسافرخانه هاى شهر پنهان شده باشد پليس تحقيقات گام به گام و نامحسوس خود را از اين اماكن آغاز كرد و سرانجام روز سه شنبه اول اسفندماه احمد در يك مسافرخانه دستگير شد و بلافاصله به قتل عباس و ليديا اعتراف كرد و گفت در اين جنايت همدست ديگرى نيز داشته است.
پس از انتقال احمد به تهران وى به تشريح جزئيات جنايت هولناك خود پرداخت و گفت: من معتاد هستم و چندى پيش در يكى از پاتوق هاى مصرف مواد مخدر با مردى به نام سياوش آشنا شدم كه او نيز مثل من به شدت به پول نياز داشت از آنجا كه در جريان رفت و آمد به خانه عباس متوجه شده بودم او مردى پولدار است، پيشنهاد سرقت از منزل وى را مطرح كردم و پس از آنكه سياوش اين پيشنهاد را قبول كرد روز حادثه به بهانه انجام كارهاى باقيمانده به خانه پيرمرد رفتيم و در فرصتى مناسب با يك باند دهان عباس را بستيم و سپس با چوب و چاقو چند ضربه به وى زديم و او را كشتيم.
اين مرد ادامه داد: پس از قتل عباس ۱۵۰ هزار تومان پول نقدى را كه وى در خانه داشت برداشتيم اما پيش از آنكه از منزل خارج شويم ليديا سر رسيد. ما با ديدن او دستپاچه شديم و به ليديا گفتيم پدرش بدحال است و در اتاق خواب خوابيده، به اين بهانه زن ميانسال را به اتاق خواب كشانيدم و سپس در حالى كه وى قصد مقاومت داشت او را نيز كشتيم و از داخل كيفش ۲۰۰ هزار تومان دزديديم و فرار كرديم.
احمد در ادامه نشانى محل زندگى سياوش -همدستش- را در اختيار پليس قرار داد و كارآگاهان روز چهارشنبه اين مرد را نيز دستگير كردند.
سياوش نيز با اعتراف به جرم خود گفت: پس از قتل ۲۰۰ هزار تومان از مبلغ را من برداشتم و ۱۵۰ هزار تومان نيز به احمد رسيد. بنابراين گزارش هم اكنون دو متهم در بازداشت به سر مى برند و تحقيقات قضائى از آنان به زودى آغاز مى شود.
|
|
|
|
|
اخاذى كلان مأموران پليس بزرگراه از رانندگان
اعضاى باندى كه با به كارگيرى خودرو، اسلحه و بى سيم تحت عنوان پليس بزرگراه اقدام به اخاذى مى كردند، دستگير شدند.
به گزارش رسيده، حدود ۳ ماه پيش شخصى با مراجعه به پليس عنوان كرد يكى از گشت هاى پليس بزرگراه با متوقف كردن خودرواش به بهانه تخلف رانندگى قصد توقيف چند ماهه خودرو را داشته و با دريافت رشوه اى گزاف از اين كار منصرف شده است.
پس از اعلام اين گزارش تيم ويژه اى از مأموران انتظامى و اطلاعاتى مأمور رسيدگى به اين پرونده شدند.
بعد از دريافت اولين گزارش، شكايات متعدد ديگرى از گشت هاى پليس بزرگراه كه به همين شيوه از رانندگان اخاذى كلان انجام مى دادند به نيروى انتظامى ارجاع شد و اين موضوع حساسيت پرونده را افزايش داد. مأموران با كنترل نامحسوس گشت هاى پليس بزرگراه و با همكارى سربازان گمنام امام زمان، يك ماه پيش با مظنون شدن به يكى از گشت هاى پليس بزرگراه در تهران كه در حال صحبت با راننده خودروى متوقف شده بود، مدارك مأموران داخل خودروى گشت را مورد بازرسى قرار دادند و متوجه جعلى بودن آنها شدند و آنان را براى تحقيقات بعدى دستگير كردند. در بازجوئى هاى اوليه متهمان اعتراف كردند با همدستى ديگر متهمان با استفاده از تعدادى خودرو، اسلحه، بى سيم و آرم پليس بزرگراه با متوقف كردن خودروها مبالغ گزافى را از رانندگان اخاذى مى كردند.
بنا به اين گزارش در ادامه تحقيقات ساير متهمان نيز دستگير شدند، متهمان در چندين مورد ۳ سرنشين خودرو را به دليل اين كه داراى مفاسد اخلاقى هستند مورد ضرب و جرح قرار داده و خودروهاى آنان را به سرقت برده اند و تاكنون از اين باند ۲۸ نفرى ۳۰ دستگاه خودرو، تعدادى سلاح و بى سيم به همراه نامه ها و آرم هاى جعلى وزارتخانه ها و نهادهاى انقلابى كشف شده است كه به صورت كاملاً ماهرانه جعل شده اند.
|
|
|
|
|
مرد همسركش در جلسه دادگاه؛
به خاطر فرزندم مرا عفو كنيد
مرد جوانى كه متهم است همسرش را در يك درگيرى به قتل رسانده در جلسه محاكمه از خانواده همسرش خواست به خاطر فرزندش او را ببخشند.
به گزارش رسيده در ابتداى جلسه محاكمه اين متهم، نماينده دادستان در جايگاه حاضر شد و متن كيفرخواست را قرائت كرد.
وى در توضيح ماجرا گفت: اوايل اسفندماه سال گذشته به مأموران كلانترى ۱۴۴ جواديه خبر دادند، زن جوانى در خانه اش به قتل رسيده است. بلافاصله مأموران پليس در محل حاضر شدند و تحقيقات خود را آغاز كردند. بررسى هاى پليس نشان داد زن جوان صديقه نام داشته و ساعاتى قبل از به قتل رسيدن با شوهرش درگير شده بود. از سويى صابر شوهر صديقه نيز پس از قتل از خانه متوارى شده است.
به ان ترتيب جسد به پزشكى قانونى فرستاده و جست وجوى پليس براى دستگيرى صابر آغاز شد. يكى از همسايه هاى مقتول در بازجوئى ها گفت: ساعت ۱۰ صبح بود كه درگيرى صديقه و شوهرش بالا گرفت. ما فكر كرديم كه اين موضوع يك درگيرى خانوادگى است و بهتر است دخالت نكنيم، اما يك دفعه صدا قطع و صابر مضطرب از خانه خارج شد و رفت. سرانجام پس از دو هفته تحقيقات متهم خودش را تسليم كرد و گفت: چند روز بعد از قتل همسرم دچار عذاب وجدان شدم و به اين خاطر خودم را به مأموران معرفى كردم.
پزشكى قانونى علت مرگ صديقه ۲۳ساله را خفگى به خاطر شكستگى غضروف گلو اعلام كرده است
به دستور رئيس دادگاه اولياى دم صديقه در جايگاه قرار گرفته و براى صابر تقاضاى صدور حكم قصاص كردند. پدر صديقه گفت: من دخترم را امانت به دست صابر سپرده بودم، اما او دخترم را به خاطر چند تكه طلا به قتل رساند و حالا من تقاضاى صدور حكم قصاص دارم.
در ادامه جلسه دادگاه صابر متهم پرونده در جايگاه حاضر شد تا از خود دفاع كند.
او گفت: قبول دارم كه باعث مرگ همسرم شدم، اما اين كار را به عمد انجام ندادم. صديقه دخترعموى من بود، ما زندگى بسيار خوبى با هم داشتيم و هيچ مشكلى هم نداشتيم. چند روز قبل از حادثه مهلت ما براى تخليه خانه تمام شد. صاحبخانه ما يك واحد آپارتمانى در طبقه پايين همان ساختمانى كه ما زندگى مى كرديم داشت و چون واحدى را كه ما در آنجا بوديم فروخته بود قرار شد به طبقه پايين برويم، البته قبل از اينكه خانه را اجاره كنيم، با صديقه قرار گذاشته بوديم كه طلاهاى او را بفروشيم تا پول پيش بيشترى داشته باشيم و خانه بهترى پيدا كنيم، اما وقتى قرار شد به طبقه پايين آپارتمان خودمان برويم اين مسأله منتفى شد.
صابر ادامه داد: روز حادثه صديقه به من گفت در خانه بمانم تا با هم خانه جديدمان را تميز كنيم، اما من بايد سركار مى رفتم، به همين خاطر قبول نكردم و به صديقه گفتم شب با برادرانم مى روم آنجا را تميز مى كنم. صديقه اصرار داشت همان لحظه اين كار را بكنم. به او توضيح دادم اگر سركار نروم اخراج مى شوم. اصرارهايش مرا كلافه كرده بود، به همين خاطر يك سيلى به صورتش كوبيدم. همسرم عصبانى شد او بدون اينكه كنترلى بر رفتارش داشته باشد پشت سر هم بشقاب ها را مى شكست. مى خواستم كنترلش كنم دستش را گرفتم تا او را آرام كنم اما صديقه فرياد مى زد، يك دفعه كنترل خودم را از دست دادم، دو دستم را روى گلويش گذاشتم و آنقدر فشار دادم كه بى حال شد و روى زمين افتاد. از اتفاقى كه افتاده بود به شدت ترسيده بودم، نمى دانستم بايد چه بكنم.
وى گفت: من صديقه را دوست داشتم، او دخترعموى من بود. ما بچه داشتيم و زندگى مان آنقدر خوب بود كه هيچ مشكلى نداشتيم و حالا هم از عمويم تقاضاى بخشش دارم. فرزندم از مادر محروم شده، خواهش مى كنم او را از داشتن پدر محروم نكنيد.
|
|
|
|
|
جزئيات تازه از باند فروش نوزادان
سرنوشت ۱۴۵ كودك فروخته شده در هاله اى از ابهام
در شرايطى كه متهمان پرونده فروش ۱۴۵ نوزاد در دادسراى اصفهان در حال رسيدگى است سرنوشت كودكان فروخته شده در هاله اى از ابهام قرار دارد. اعضاى يك شبكه فروش نوزادان كه متشكل از يك پزشك، ۳ ماما، ۳ پرستار و دو كارمند ثبت احوال هستند از ۷ سال پيش اقدامات مجرمانه خود را در اصفهان آغاز كردند. آنها با شناسايى زوج هائى كه بچه دار نمى شدند، نوزاد زنانى را كه ناخواسته باردار شده يا توانايى نگهدارى از فرزندشان را نداشتند در ازاى ۱۰ ميليون تومان به آنان مى فروختند و نام زوج خريدار را به عنوان پدر و مادر نوزاد در شناسنامه او ثبت مى كردند.
اين باند كه در طول ۷ سال فعاليت ۱۴۵ نوزاد را در سراسر كشور فروخته اند بابت هر نوزاد به مادر واقعى او مبلغ يك ميليون تومان پرداخت مى كردند و در مجموع حدود ۵ ميليارد تومان از اين راه كسب درآمد كردند.
پرونده اعضاى اين باند هم اكنون در حالى در دادسراى اصفهان در جريان است كه نوزادان فروخته شده اكنون غالباً كودكانى ۶ تا ۷ ساله هستند و مقامات قضائى در چاره انديشى براى سرنوشت آنها با مشكل مواجه شده اند و تاكنون تصميمى درباره اينكه آيا كودكان بايد نزد پدر و مادر جديدشان زندگى كنند يا به خانواده اصلى شان تحويل داده شوند اتخاذ نشده است.
غلامرضا انصارى- رئيس كل دادگسترى استان اصفهان- با تشريح جزئياتى از اين پرونده پيچيده گفت: اين باند از ۷ سال قبل فعاليت خود را آغاز كرد و در ۴ سال اول هيچ گونه شكايتى مبنى بر خريد و فروش نوزادان صورت نگرفت تا اينكه سه سال پيش گزارش هائى در اين رابطه به دادگسترى اصفهان ارائه و تحقيقات در اين رابطه آغاز شد.
وى افزود: در همان زمان آغاز تحقيقات بحث ابطال شناسنامه هاى جديد نوزادان مطرح شد اما دادگاه دستور داد در رابطه با افرادى كه اقدام به خريد و فروش كرده اند نيز تصميم گيرى شود. براى همين پس از گذشت سه سال پرونده بار ديگر به بازپرسى برگشت داده شده و در حال حاضر تحقيقات قضائى در اين رابطه ادامه دارد.
انصارى درباره سرنوشت نوزادان گفت: تمامى نوزادان فروخته شده در حال حاضر به سن ۶ تا ۷ سالگى رسيده اند و با والدين جديدشان زندگى مى كنند و بازپرس نيز در اين خصوص هنوز تصميم قطعى نگرفته است. تمامى كودكان خريد و فروش شده داراى شناسنامه به نام والدين جديدشان هستند كه اين امر شرايط را پيچيده تر كرده است.
|
|
|
|
|
اميد تازه براى دختر نقاش
پنج قاضى بار ديگر پرونده دل آراء را بررسى مى كنند
با ارسال پرونده دل آراء دختر نقاش متهم به قتل به شعبه تشخيص ديوان عالى كشور يك بار ديگر سايه طناب دار از سر او برداشته شد و روزنه اميد براى تبرئه وى از اتهام قتل عمد به وجود آمد.
به گزارش رسيده، عبدالصمد خرمشاهى وكيل مدافع دل آراء هفته گذشته گفت كه در آخرين روزهاى كار شعب تشخيص ديوان عالى كشور موفق شدم اعتراض خودم را به تأييد حكم قصاص دل آراء در ديوان عالى كشور اعلام كنم.
وى افزود: بسيار اميدوارم كه رأى قصاص در شعبه تشخيص ديوان نقض شود، چرا كه نواقص بسيارى در پرونده وجود دارد و من اطمينان دارم پنج قاضى شعبه تشخيص به اين نواقص توجه خواهند كرد.
خرمشاهى ادامه داد: با ارسال پرونده به شعبه تشخيص يك بار ديگر طناب دار سايه خود را از سر دل آراء برداشت و اميدوارم با بررسى دقيق قضات شعبه تشخيص حكم قصاص را نقض كنند زيرا اعترافات موجود در پرونده اصلاً مطابق با واقعيت نيست و اگر يك بار صحنه قتل بازسازى شود كاملاً مشخص خواهد شد كه دل آراء قاتل نبوده است، چرا كه او چپ دست است و اگر مطابق آنچه در پرونده گفته شده دل آراء از پشت به مقتول حمله كرده باشد بايد ضربات به سمت چپ مقتول وارد مى شد نه سمت راست. دل آراء در آن حادثه فقط يك ضربه آن هم به اميرحسين وارد كرده كه كاملاً مشخص است و اميرحسين هم به اين خاطر شكايتى عليه او مطرح كرده بود اما به طور ناگهانى آن را پس گرفت.
وكيل دل آراء افزود: ابهامات بسيار زيادى در پرونده وجود دارد كه به آن رسيدگى شود و ارسال پرونده به شعبه تشخيص مى تواند اين ابهام ها را برطرف كند.
خرمشاهى در خصوص وضعيت روحى دل آراء گفت: تأييد حكم قصاص دل آراء بسيار او را شوكه كرده و بر بيمارى او افزوده بود اما وقتى متوجه شد قضات ديگرى در شعبه تشخيص پرونده او را بررسى مى كنند وضعيت بهترى پيدا كرد.
بنا بر اين گزارش دل آراء دختر ۱۹ساله اى است كه از دو سال پيش به اتهام قتل دخترعموى پدرش بازداشت شد. دل آراء ابتدا به قتل اعتراف كرد اما بعد منكر اين جرم شد و گفت تحت تأثير اميرحسين پسر مورد علاقه اش كه در پرونده نيز شريك جرم او است، چنين اعترافى كرده است.
دل آراء در اين خصوص به قاضى پرونده اش گفت: من از نيت اميرحسين هيچ اطلاعى نداشتم و او به بهانه كمك به مهين مرا به خانه او برد. وقتى براى آوردن چاى به آشپزخانه رفتم ناگهان ديدم اميرحسين او را به قتل رسانده است. حكم قصاص دل آراء چند روز قبل در ديوان عالى كشور مورد تأييد قرار گرفت. اين در حالى است كه دل آراء به دليل فشارهايى كه تا به حال تحمل كرده در زندان اقدام به خودكشى كرده است و در حال حاضر وضعيت روحى و جسمى خوبى ندارد. دل آراء در زندان روزهاى سختى را سپرى مى كند و اكنون بسيار اميدوار است كه قضات شعبه تشخيص به ايرادات پرونده او توجه و حكم قصاص را نقض كنند. اين دختر نقاش هم اكنون در زندان رشت در بازداشت به سر مى برد.
|
|
|
|
|
اختلاف مالى، انگيزه اصلى جنايت
افشاى راز شليك به مرد كارخانه دار
قاتل مرد كارخانه دارى كه جسدش در خودرو پژو ۲۰۶ در اتوبان بعثت كشف شده بود در تحقيقات ويژه پليس جنايى تهران به ارتكاب قتل اعتراف كرد.
به گزارش رسيده ساعت ۳۰/۲۳ شامگاه چهارشنبه گذشته مأموران كلانترى ۱۵۸ كيانشهر در حين گشت زنى در بزرگراه بعثت با يك خودرو پژو ۲۰۶ قرمزرنگ مواجه شدند كه به طرز مشكوكى كنار اتوبان متوقف شده بود. مأموران با نزديك شدن به خودرو مشاهده كردند راننده پشت فرمان نشسته است اما هيچ حركتى انجام نمى دهد. آنها پس از گشودن در خودرو با لكه ها و آثار خون مواجه شدند و دريافتند مرد راننده بر اثر اصابت گلوله به سرش جان باخته است. به اين ترتيب تيمى از كارآگاهان تحقيقات خود را براى افشاى راز اين جنايت آغاز كردند.
بررسى هاى اوليه نشان داد جسد متعلق به مردى ۴۲ساله به نام مصطفى است و دو گلوله به سر وى اصابت كرده كه از فاصله بسيار نزديك شليك شده است. از سويى شواهدى وجود داشت كه نشان مى داد اين جنايت توسط فردى آشنا با مصطفى رقم خورده و مقتول هنگام قتل غافلگير شده و فرصت دفاع از خود را پيدا نكرده است.
پس از انتقال جسد قربانى به پزشكى قانونى كارآگاهان كه دريافته بودند مقتول مردى ثروتمند و كارخانه دار است براى به دست آوردن سرنخ هائى از قتل وى به بازجوئى از اعضاى خانواده اش پرداختند.
اين مرحله از تحقيقات پليس فاش كرد مصطفى آخرين بار ساعت ۱۴ روز حادثه با خانواده خود تماس گرفته و قرار بوده ساعت ۱۷ به ملاقات يكى از آشنايانش به نام اميرحسين برود.
كارآگاهان پس از پى بردن به اين موضوع سه فرضيه را در قتل صاحب پژو ۲۰۶ قرمزرنگ مطرح كردند و به صورت همزمان به بررسى احتمال هاى موجود پرداختند. در اين ميان اين احتمال كه مصطفى توسط اميرحسين از پاى درآمده باشد بيش از فرضيه هاى ديگر مورد توجه پليس قرار گرفت و كارآگاهان در نخستين ساعات روز پنجشنبه توانستند مرد مظنون به قتل را دستگير كنند.
اميرحسين پس از انتقال به پليس آگاهى منكر قتل مصطفى شد اما كارآگاهان به بازجوئى وى ادامه دادند تا اينكه سرانجام او به كشتن مرد كارخانه دار اقرار كرد.
اميرحسين گفت: من چندى پيش با مصطفى دچار اختلاف مالى شدم و تصميم گرفتم با طرح نقشه اى از او پول بگيرم. براى همين به وى گفتم مى توانم ترتيبى بدهم كه او وام ۵ ميليارد تومانى اخذ كند. مصطفى پس از شنيدن اين موضوع از من خواست وام را برايش تهيه كنم. من نيز به بهانه انجام كارهاى مقدماتى يك چك ۸۰ ميليون تومانى از وى گرفتم.
متهم به قتل ادامه داد: پس از گذشت مدتى مصطفى مرتب سراغ وام را از من مى گرفت و من هر بار بهانه مى آوردم و نقشه ام اين بود كه چك را در فرصتى مناسب نقد كنم اما سرانجام روز حادثه او به من گفت براى پس گرفتن چك ۸۰ ميليونى اش نزد من مى آيد و از گرفتن وام نااميد شده است. حدود ساعت ۱۷ بود كه مصطفى نزد من آمد و من كه قصد پس دادن چك را نداشتم در فرصتى مناسب از فاصله كمتر از يك متر از پشت دو گلوله به سرش شليك كردم. سپس جنازه را در صندلى عقب پژو ۲۰۶ مصطفى گذاشتم و به بزرگراه بعثت بردم. در آنجا جسد را به پشت فرمان منتقل كردم و پا به فرار گذاشتم.
بنا بر اين گزارش هم اكنون بازجوئى ها از اميرحسين براى افشاى جزئيات بيشترى از اين جنايت ادامه دارد.
|
|
|
|
|
قاتل سريالى جهانگرد پس از ۱۷ سال دستگير شد
با تلاش مأموران پليس نيويورك پس از گذشت ۱۷ سال مردى كه به اتهام قتل هاى سريالى در نيويورك، بلژيك و آلبانى تحت تعقيب بود به دام افتاد. به گزارش گاردين اسماعيل تولجا پيرمرد ۶۷ساله اى كه با هويتى جديد تلاش مى كرد جنايات خود را به تاريخ بسپارد با پيگيرى كارآگاه جوان پليس نيويورك به دام افتاد.
قتل در نيويورك
بعدازظهر ۱۵ سپتامبر سال ۱۹۹۰ دو ساك بزرگ در بندرگاه بروكلين كشف شد كه جسد مثله شده زنى در آن جاسازى شده بود. با بررسى هاى صورت گرفته مشخص شد كه جسد متعلق به پيرزنى ۶۱ساله به نام مرى بيل است كه اصليت يوگسلاوى دارد و سال ها بود كه در نيويورك اقامت داشت. با بازرسى منزل مرى بيل مشخص شد كه وى در خانه خود به قتل رسيده و نشانه هائى در خانه وجود داشت كه قاتل پس از كشتن صاحب خانه مقادير زيادى پول و اشياى قيمتى را كه وى در خانه نگهدارى مى كرده نيز به سرقت برده است.
در تحقيقات محلى نزديكترين همسايه وى به نام دنيس سينگلتون به پليس گفت: من چند روز پيش مردى به نام تولجا را ديدم كه هراسان از خانه مرى بيل بيرون آمد. پليس بلافاصله براى بازجوئى از تولجا به آپارتمان وى رفت، اما مشخص شد كه اين مرد آپارتمانش را به مقصدى نامعلوم ترك گفته است. تحقيقات بى نتيجه پليس نيويورك براى يافتن سرنخى درباره تولجا بار ديگر مأموران را با اظهارات جديد سينگلتون همسايه وى مواجه كرد. همسايه مرد فرارى گفت زمانى كه در نيمه دهه ۱۹۹۰ با مقامات بلژيك در ارتباط بوده اطلاعاتى به دست آورده است كه تولجا آن موقع در آن كشور زندگى مى كرده و در حالى كه تحقيقات پليس براى شناسايى قاتل ۵ زن كه به طرز فجيعى به قتل رسيده و اجساد مثله شده آنها توسط پليس كشف شده بود ادامه داشت تولجا اين كشور را به قصد آلبانى ترك كرد.
در ادامه تحقيقات، پليس نيويورك با كمك مأموران پليس بين الملل پرونده قتل دو زن در آلبانى را به دست آورد. اما هنوز مدركى كه به طور قطع بيانگر نقش تولجا در قتل اين افراد باشد يافت نمى شد تا اينكه جيمز اسوريو افسر جوان پليس نيويورك مسئوليت يافتن رد اين قاتل را برعهده گرفت. اسوريو با جستجو در ميان اطلاعات قديمى پليس آلبانى توانست به يك سابقه مجرميت در مورد تولجا دسترسى پيدا كند. تولجا در سال ۱۹۷۴ توسط پليس بازداشت شده و در پرونده وى نمونه اثر انگشت موجود بود.
با بررسى اثر انگشت تولجا پليس فدرال امريكا، مأموران پليس نيويورك و كارآگاهان اينترپل متوجه شدند كه چند هفته پس از كشف جسد مرى بيل جسد همسر سابق تولجا در مونته نگرو پيدا شده است. اين سرنخ پليس نشان مى داد كه براى يافتن اين قاتل جهانگرد بايد در زادگاهش به جستجوى او بپردازند. با بررسى هاى به عمل آمده مشخص شد مردى كه از سال ۱۹۹۰ با هويت سماجود دزوليك در اين شهر اقامت گزيده بود همان تولجا قاتل فرارى است. در ژانويه گذشته با تكميل تحقيقات پليسى براى يافتن وى مأموران پليس اف بى اى به مونته نگرو رفتند و در نهايت پنجشنبه گذشته موفق به دستگيرى اين مرد شدند. در حالى كه پليس امريكا تولجا را براى محاكمه به نيويورك منتقل كرده است پليس بلژيك و آلبانى خواهان استرداد اين قاتل سريالى پس از محاكمه در امريكا به اين كشورها شده اند تا با انجام تحقيقات بيشتر بتوانند وى را به خاطر جنايات متعددش در اين كشورها محاكمه كنند.
|
|
|
|
|
پس از دو سال فاش شد
اخاذى ۱۸ ميليون تومانى از زن جوان با تهيه فيلم غيراخلاقى
پرونده پسر جوانى كه پس از تجاوز به يك زن از او فيلمبردارى و ۱۸ ميليون تومان اخاذى كرده است به دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد.
به گزارش رسيده، چندى پيش زنى به مأموران نيروى انتظامى خبر داد، پسر جوانى او را مورد تجاوز قرار داده و با فيلمى كه از او تهيه كرده ۱۸ ميليون تومان از وى اخاذى كرده است.
اين زن جوان ادامه داد: دو سال پيش هنگامى كه من مشغول انجام كارى در حياط خانه بودم يكدفعه پسر همسايه ديوار به ديوارمان كه جوانى حدوداً ۲۰ ساله است از ديوار وارد خانه شد، او ابتدا با تهديد چاقو مرا آرام كرد و گفت اگر فرياد بزنى مى كشمت. بعد مرا به زيرزمين برد و مورد تجاوز قرار داد. آن زمان به جز من كسى در منزل مان حضور نداشت.
اين زن در ادامه گفت: پسر جوان در همان لحظات از من فيلمبردارى و با تهديد مجبورم كرد سكوت كنم و چيزى نگويم. آنقدر از رفتار زشتش تحت تأثير قرار گرفته بودم كه تا چند روز نمى توانستم صحبت كنم.
شب ها كابوس مى ديدم و از خواب مى پريدم، اما مى ترسيدم به شوهرم چيزى بگويم. نمى دانستم چه بلايى سر زندگى ام مى آيد و از نوع برخوردش هراس داشتم. مدتى از اين ماجرا گذشته بود كه پسر جوان به سراغم آمد. به ياد رفتارش افتادم از ترس لرزه بر اندامم افتاده بود، به من گفت اگر مى خواهى چيزى به شوهرت نگويم بايد به من ۵۰۰ هزار تومان پول بدهى، به او گفتم من پولى ندارم بدهم، اما او با عصبانيت گفت: اگر اين كار را نكنى موضوع را به شوهرت مى گويم و فيلمى را كه از تو دارم در سطح شهر پخش مى كنم.
من كه به شدت ترسيده بودم، پولى كه خواسته بود تهيه كردم و به او دادم، ديگر به اين وضعيت عادت كرده بود، هر چند وقت يك بار به سراغم مى آمد و با تهديد از من پول مى گرفت، او مى دانست وضعيت مالى شوهر من خوب است و به همين دليل از من اخاذى مى كرد. او كار را به جايى رسانده بود كه مجبور شدم حتى طلا و جواهراتم را بفروشم و به او بدهم.
زن جوان ادامه داد: هر بار شوهرم مى گفت: طلاهايت را چه كردى به دروغ مى گفتم گم شده است. تا اينكه ديگر نتوانستم پول هائى كه پسر جوان از من مى خواست تهيه كنم، من در اين مدت ۱۸ ميليون تومان به او پول داده ام، وقتى از پرداخت پولى كه مى خواست عاجز شدم، تصميم گرفتم ماجرا را به شوهرم بگويم. من زندگى ام را دوست دارم و نمى خواهم آن را به هم بزنم اما اين پسر با كارهايى كه كرده نه تنها رابطه من و شوهرم را تيره كرده بلكه آبرويم را همه جا برده است، آخرين بارى كه به او گفتم ديگر پولى ندارم كه بدهم و موضوع را به شوهرم گفته ام در خيابان به شدت مرا كتك زد.
با اعلام شكايت اين زن جوان و شوهرش، تحقيقات پليس براى دستگيرى متهم آغاز شد و مأموران موفق شدند، او را دستگير كنند. وى ابتدا منكر ماجرا شد و گفت: من با اين زن هيچ رابطه اى ندارم و او هرچه گفته دروغ است، اما مأموران در جست وجوى خانه پسر جوان، چند سى دى مستهجن پيدا كردند كه از زن شاكى تهيه شده بود. پسر جوان اين بار در بازجوئى ها گفت: من قبول دارم كه از اين زن پول گرفتم اما شكايات ديگرش را قبول ندارم. بنابراين گزارش هم اكنون پرونده اين پسر جوان به صورت مستقيم براى رسيدگى به دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شده و در حال رسيدگى است.
|
|
|
|
|
داماد قاتل؛ مرا اعدام كنيد
بامداد خونين براى نوعروس ۱۶ساله
مرد جوانى كه به خاطر آماده نكردن صبحانه، همسرش را به قتل رسانده بود در شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه شد.
به گزارش رسيده، در ابتداى جلسه محاكمه اين متهم، حيدرى نماينده دادستان گفت: اوايل سال ۸۱ مأموران نيروى انتظامى كرج باخبر شدند، زن جوانى در خانه اش خفه شده است. بلافاصله مأموران در محل حاضر شدند و تحقيقات خود را آغاز كردند، آنها دريافتند، اين زن ۱۶ ساله زينب نام دارد و به دست شوهرش على خفه شده و متهم فرارى شده است.
وى افزود: دو ماه بعد على به اتهام قتل عمد دستگير شد و اعلام كرد كه به خاطر آماده نكردن صبحانه با زينب درگير شده و او را خفه كرده است.
از سوئى پزشكى قانونى تائيد كرد متهم زمانى كه مرتكب قتل شده جنون نداشته است.
سپس قاضى از اولياى دم زينب خواست در جايگاه حاضر شوند و تقاضاى خود را مطرح كنند، پدر زينب گفت: من پولى ندارم كه تفاضل ديه را پرداخت كنم به همين خاطر مجبورم از قصاص گذشت كنم و تقاضاى ديه دارم، اما مى خواهم دادگاه بداند، دختر جوان و تازه عروس من مظلومانه به قتل رسيد.
سپس مادر زينب در جايگاه حاضر شد. او گفت: من تقاضاى قصاص دارم و اگر شده پول قرض كنم، تفاضل ديه را پرداخت خواهم كرد و هيچ چيز جز اعدام على مرا راضى نمى كند. در ادامه جلسه على متهم پرونده در جايگاه حاضر شد. او اتهام قتل عمد را پذيرفت و گفت: من و زينب ۴ ماه بود كه با هم ازدواج كرده بوديم. من عاشق زنم بودم، او بسيار مهربان و خوب بود، به همين خاطر بود كه وقتى پدر همسرم با ازدواج ما مخالفت كرد، با اصرار زياد او را راضى كردم. زينب تنها دخترى بود كه عاشقش شده بودم، روز حادثه صبح از خواب بيدار شدم و زينب را بيدار كردم. به او گفتم صبحانه آماده كند تا من بخورم و سر كار بروم اما زينب بيدار نشد، دوباره او را بيدار كردم، اما عصبانى شد و فحاشى كرد، انگار كسى در گوش من حرف زد زمزمه هائى را مى شنيدم، حالم دگرگون شد. وقتى زينب سمت آشپزخانه رفت تا چاى دم كند، از پشت به او حمله كردم و با لباسش او را خفه كردم.
متهم ادامه داد: هميشه كسى با من حرف مى زد و در گوش من چيزى مى گفت. آن صدا مى خواست من از زينب فاصله بگيرم، آن لحظات هم همين اتفاق افتاد. بعد از اينكه زينب را كشتم از خانه خارج شدم تا خودكشى كنم، دو ماه هم با خودم درگير بودم، مرتب پيش دعانويس مى رفتم تا شايد اين حالتى كه دارم برطرف شود، اما فايده اى نداشت. دعانويسان به من گفتند چيزخورت كرده اند و شكستن طلسمش سخت است، هرچه پول داشتم در اين دو ماه به دعانويسان دادم. وقتى هم كه دستگير شدم، هشت ماه در بيمارستان بسترى ام كردند، وقتى به اداره آگاهى رفتم و بازپرس از من پرسيد چه بلايى سر همسرت آمده به خاطر نمى آوردم.
متهم ادامه داد: از زمانى كه زينب جان باخته من يك لحظه هم او را فراموش نكرده ام، هر لحظه كه مى گذرد به جاى اينكه غم از دست دادن او را فراموش كنم، داغش برايم تازه تر مى شود، هر تصميمى كه خانواده زينب بگيرند من قبول دارم، اگر مرا اعدام كنند، راحت تر هستم، من از اين دنيا زده شده ام و به هيچ دردى نمى خورم.
من مشكل روحى دارم وگرنه ديوانه نبودم و چهار ماه بعد از ازدواج همسرم را نمى كشتم، من زن و زندگى ام را با هم از دست دادم.
بنابراين گزارش پس از دفاعيات متهم به قتل پنج قاضى شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان تهران براى تصميم گيرى در خصوص پرونده وارد شور شدند.
|
|
|
|
|
اعترافات قاتلى كه مرد كارخانه دار را از پاى درآورد
«بررسى پرونده مردى كه عصر روز چهارشنبه با شليك گلوله اقدام به قتل يك مرد كارخانه دار كرده بود، در دادسراى جنايى تهران آغاز شد.
به گزارش رسيده ساعت ۲۳/۳۰ شامگاه چهارشنبه مأموران گشت كيان شهر جسد مردى را كه بر اثر اصابت گلوله به قتل رسيده بود در خودرو ۲۰۶ وى در اتوبان بعثت يافتند.
با حضور بازپرس ويژه قتل و مأموران اداره تشخيص هويت و اداره دهم پليس آگاهى تهران در محل كشف جسد هويت مقتول به نام مصطفى ۴۲ساله شناسايى و در تماس با خانواده مصطفى مشخص شد كه وى بعدازظهر روز حادثه براى يك ملاقات كارى از محل كار خود خارج شده بود.
پسر مصطفى در اظهاراتش به پليس گفت: پدرم با اميرحسين قرار ملاقات داشت و قرار بود بعدازظهر به منزل وى برود و بعد از آن ديگر خبرى از پدرم نشد. در ادامه تحقيقات مشخص شد كه مصطفى قصد داشته با كمك گرفتن از روابط اميرحسين يك وام بانكى به ارزش پنج ميليارد تومان دريافت كند و اميرحسين به اين بهانه ۸۰ ميليون تومان از وى اخذ كرده بود. سرانجام كارآگاهان اميرحسين را دستگير و از وى يك اسلحه و چند فقره چك كه گواه ارتباط اميرحسين با اين قتل بود كشف كردند و متهم در ادامه به ارتكاب قتل اعتراف كرد.
اميرحسين هفته گذشته در نخستين جلسه بازجوئى گفت: مصطفى دايى همسر من است و از مدتى پيش قرار بود من به واسطه روابطم يك وام بانكى به ارزش پنج ميليارد تومان براى وى مهيا كنم. از آنجا كه براى دريافت چنين وامى به مدارك خاصى نياز بود وى چند مدرك به همراه ۸۰ ميليون تومان به من داد و من هم مدارك را به رئيس بانك ارائه دادم و قرار بود ۵۰ ميليون تومان نيز به رئيس بانك بدهم تا اين وام به سرعت حاضر شود. اما من كه مى دانستم مدارك ناقص است و ترسيدم اين موضوع فاش شود، ماجرا را به رئيس بانك گفتم و به اين ترتيب دريافت وام منتفى شد اما من مبلغى از پول مصطفى را به خاطر يك بدهى خرج كرده بودم و به همين دليل منتفى شدن وام را به مصطفى نگفتم. روز چهارشنبه مصطفى با من تماس گرفت و اصرار كرد كه چون وام را مهيا نكرده ام بايد پول را بلافاصله به وى بازگردانم. من هم او را راضى كردم كه فعلاً چكى براى تاريخ اول ارديبهشت سال آينده از من دريافت كند كه وى نيز موافقت كرد. حدود ساعت چهار بعدازظهر مصطفى به خانه من آمد. من از چند روز پيش از پسرعمه ام به نام احمد كلت كمرى اش را قرض گرفته بودم چون مى ترسيدم در زمان حمل پول و چك كسى كيفم را بزند و باعث بدبختى ام شود. آن روز با مصطفى سر مسأله وام درگير و مجبور شدم به او بگويم كه به رئيس بانك موضوع ناقص بودن اسناد را اطلاع داده ام.
مصطفى با شنيدن اين حرف به شدت عصبانى شد و شروع به پرخاش كرد و اين حركت او باعث شد كه من به شدت عصبانى شوم و در يك اقدام عجولانه و بدون فكر با مسلح كردن كلت وى را از پشت سر هدف گلوله قرار دهم. پس از شليك گلوله مصطفى نقش بر زمين شد، من هم كه به شدت ترسيده بودم ابتدا جسد وى را از خانه خارج و سعى كردم آثار جنايت را از بين ببرم، سپس جسد را در ماشين خود او گذاشتم، ماشين را در اتوبان بعثت رها كردم و به خانه بازگشتم.
با اظهارت اميرحسين، احمد پسرعمه قاتل نيز كه سلاح كمرى را در اختيار وى قرار داده بود بازداشت شد تا تحقيقات بيشتر از وى انجام شود.
|
|
|
|
|
كلاهبردارى راننده ايرانى از دكتر داروساز انگليسى
پزشك انگليسى كه فريب راننده كاميون ايرانى را خورده و نادانسته به عقد او درآمده و ۱۸ ميليون تومان از اموالش را از دست داده است با مراجعه به دادگاه خانواده تهران تقاضاى طلاق كرد.
به گزارش رسيده دختر انگليسى كه كاترين نام دارد به شعبه ۲۶۲ دادگاه خانواده تهران مراجعه و عليه شوهر ايرانى اش به نام رضا شكايت كرد و خواستار صدور حكم طلاق شد.
كاترين در شكايت خود گفت: من دكتر داروساز هستم و به همراه خواهر و برادرهايم در شهرمان در انگليس يك رستوران داريم. سه سال پيش بود كه يك راننده كاميون ايرانى به نام رضا به رستوران ما آمد و ما در آنجا با هم آشنا شديم. پس از آن بود كه رفت وآمدهاى رضا به رستوران ما بيشتر شد و وى بعد از مدتى در مغازه ما اقامت گزيد و در آنجا همراه برادرم زندگى مى كرد.
من و خواهر و برادرهايم در اين مدت به رضا عادت كرده بوديم و او را نيز فردى از اعضاى خانواده محسوب مى كرديم و به وى كاملاً اعتماد داشتيم. در طول سه سالى كه رضا نزد ما بود به بهانه هاى مختلف حدود ۱۹ هزار دلار از من پول رفت و هر بار مى گفت به زودى بدهى اش را مى پردازد. از آنجا كه به رضا اعتماد داشتم هرگز براى پس گرفتن پولم به وى اصرار نكردم.
كاترين ادامه داد: بعد از گذشت مدتى به پول احتياج پيدا كردم. از رضا خواستم ۱۹ هزار دلارم را پس بدهد اما رضا به من گفت مادرش در ايران بيمار است و بايد او سريعاً به كشور خودش بازگردد. رضا سپس از من خواست همراه او به ايران بيايم تا پولم را در اينجا به من پس بدهد من نيز قبول كردم. سرانجام به همراه رضا راهى ايران شديم. ما ابتدا به شيراز رفتيم و مدتى را در آنجا مانديم. در اين مدت رضا از من خواستگارى كرد ولى من به وى جواب رد دادم و سپس به اصفهان رفتيم و چند روزى را نيز در اين شهر ماندگار شديم تا اينكه بالاخره رضا از من خواست همراه او به تهران بيايم.
در تهران رضا به من گفت بايد همراهش به محضرخانه بروم و چند برگه را امضا كنم تا او بتواند پولم را كه حدوداً ۱۸ ميليون تومان مى شد، بپردازد. من نيز بدون آنكه متوجه نيت رضا شده باشم همراه او به محضر رفتم و هر كجا را كه وى از من خواست امضا كردم و پس از مدتى متوجه شدم اين مرد مرا فريب داده و به عقد خودش درآورده است اما من هيچ علاقه اى به او نداشتم و به هيچ وجه نمى توانستم با وى زندگى كنم براى همين با رضا اختلاف پيدا كردم.
دختر انگليسى در ادامه اظهاراتش گفت: چند روز پس از اين ماجرا رضا بدون آنكه به من حرفى بزند يا اينكه پولم را پس بدهد ناپديد شد و من كه در اين كشور غريبه هستم و جايى را بلد نبودم آواره شدم. براى همين به ناچار به سفارت كشورم رفتم تا با كمك مسوولان بتوانم به انگليس بازگردم اما قبل از آن تصميم گرفتم از رضا كه با حيله و نيرنگ مرا به عقد خودش درآورده طلاق بگيرم.
پس از اظهارات دختر جوان، قاضى شعبه ۲۶۲ دادگاه خانواده كه متوجه شده بود كاترين مسلمان شده است در اين باره از او سوال پرسيد و دختر انگليسى گفت: من دو مدرك دكترا دارم. وقتى به ايران آمدم از مردم ايران و از دينشان خوشم آمد. با تحقيقى كه در اين مورد به عمل آوردم، تصميم گرفتم مسلمان شوم. اين قضيه هيچ ربطى به رضا ندارد. من آدم تحصيلكرده اى هستم و خودم اين تغيير در زندگى ام را انتخاب كردم. بنا به اين گزارش قاضى دادگاه پس از بررسى خواسته اين دختر با توجه به مجهول المكان بودن رضا براى كاترين حكم طلاق غيابى صادر كرد و اين در حالى است كه دختر انگليسى اكنون نزد يكى از دوستانش كه با وى در اصفهان آشنا شده بود زندگى مى كند. وى در تلاش است تا هرچه زودتر به كشور خود و نزد برادرش بازگردد.
|
|
|
|
|
دو زن معتاد، زن آرايشگر را كشتند
دو تار مو، سرنخى براى افشاى راز جنايت در آرايشگاه زنانه
دو زن معتاد كه به انگيزه سرقت براى تامين هزينه مواد مخدر زن آرايشگرى را به قتل رسانده بودند، دستگير شدند.
تحقيقات براى افشاى راز اين جنايت زمانى آغاز شد كه زنى با پليس ۱۱۰ نهاوند تماس گرفت و در حالى كه به شدت مضطرب بود و بريده بريده حرف مى زد، گفت: زن آرايشگرى را در محل كارش به قتل رسانده اند.
دقايقى پس از اعلام اين گزارش بلافاصله كارآگاهان ويژه قتل در محل حادثه حاضر و با جسد صاحب آرايشگاه كه زنى ۳۸ ساله به نام ژاله بود، مواجه شدند.
پليس در اولين گام به بازجوئى از زنى پرداخت كه جسد ژاله را پيدا كرده بود. اين زن گفت: «ساعت ۳۰/۱۹ بود كه وارد آرايشگاه شدم و ناگهان جسد زن آرايشگر را كه وسط سالن افتاده بود، ديدم. از شدت وحشت زبانم بند آمده بود و تمام بدنم مى لرزيد. اولين چيزى كه به ذهنم رسيد اين بود كه با پليس ۱۱۰ تماس بگيرم.»
كارآگاهان پس از شنيدن اظهارات اين زن به بازرسى از قتلگاه پرداختند و متوجه شدند قاتل يا قاتلان پس از كشتن ژاله طلا و جواهرات او را به همراه تعدادى رنگ مو و لباس هاى مقتول به سرقت برده اند.
آنان در ادامه متوجه شدند زير ناخن زن آرايشگر دو تار موى زنانه وجود دارد. پيدا شدن تارهاى مو كارآگاهان را با اين فرضيه مواجه كرد كه عامل يا عاملان اين جنايت زن هستند و ژاله پيش از مرگ با آنها درگير شده است.
به اين ترتيب جسد مقتول به پزشكى قانونى انتقال يافت و پليس با توجه به سرنخ هاى به جاى مانده در محل جنايت به رديابى قاتلان پرداخت و سرانجام نشانه هائى به دست آمد كه حكايت از دخالت دو زن در جنايت آرايشگاه زنانه داشت.
اين دو زن كه معتاد هستند در يك خانه مجردى زندگى مى كردند و مأموران پس از به دست آوردن نشانى محل زندگى آنان به آنجا رفتند و در بازرسى از منزل مسكونى چند رنگ مو پيدا كردند كه شماره سريال آنها با رنگ موهاى موجود در آرايشگاه ژاله مطابقت داشت.
از سويى مأموران يك دامن و شلوار لى از خانه دو زن پيدا كردند كه آغشته به خون بود. به اين ترتيب زنان معتاد كه زهرا ۳۱ ساله و آرزو ۲۴ ساله نام دارند به اداره آگاهى منتقل شدند و تحت بازجوئى قرار گرفتند. دو متهم كه راهى براى كتمان حقيقت نداشتند به قتل زن آرايشگر اعتراف و جزئيات جنايت خود را تشريح كردند.
زهرا گفت: من از شوهرم طلاق گرفته ام و از مدت ها قبل با آرزو كه دخترى معتاد است زندگى مى كردم. ما هر دو به مواد مخدر اعتياد داشتيم و از سويى بيكار بوديم و براى تامين هزينه مواد مخدر هميشه با مشكل روبه رو مى شديم.
روز حادثه من و آرزو هيچ پولى براى تهيه مواد مخدر نداشتيم و به همين خاطر به فكر دزدى افتاديم. در حالى كه از مقابل آرايشگاه زنانه رد مى شديم آنجا رفتيم و ابتدا خودمان را مشترى معرفى كرديم و سپس تلاش كرديم پول هاى زن آرايشگر را بدزديم اما او در برابرمان مقاومت كرد و آرزو او را هل داد.
پس از زمين خوردن آرايشگر، آرزو يك قيچى برداشت و با آن چند ضربه به ژاله زد و زن جوان جان خود را از دست داد. پس از مرگ اين زن با استفاده از يك انبردست النگوهاى او را بريديم و پول نقد موجود در داخل مغازه، چند رنگ مو و لباس هاى مقتوله كه در گوشه اى آويزان بود را سرقت كرديم و پا به فرار گذاشتيم.
پس از اعترافات زهرا، آرزو نيز جرم خود را به گردن گرفت و هم اكنون تحقيقات از اين دو زن ادامه دارد.
|
|
|
|
|
قتل دختر روس به دست دو جوان ايرانى
دادستان تهران پرونده قتل دختر روسى را كه ۵ سال پيش در امارات به دست دو ايرانى به قتل رسيده است دوباره به جريان انداخت.
به گزارش رسيده، آريتا دختر جوان روسى ۵ سال پيش در خانه اش در امارات به قتل رسيد. پليس پس از پيدا كردن جسد آريتا تحقيقات خود را آغاز كرد و دريافت اين دختر جوان با پسرى ايرانى ارتباط داشته است. بنابراين اين پسر جوان دستگير شد.
وى در بازجوئى ها گفت من آريتا را دوست داشتم و عاشق او بودم اما پدرم با ازدواج ما مخالف بود و من پنهانى با او رابطه داشتم. بنابراين پليس پدر اين پسر ايرانى را مورد بازجوئى قرار داد.
تاجر ايرانى در بازجوئى ها گفت: من مى دانستم پسرم با آريتا رابطه دارد به همين خاطر هم دختر شريكم را به عقد او درآوردم تا به رابطه اش با آريتا پايان دهد، اما رابطه آنها ادامه داشت و شريكم فهميد و اين مسأله باعث شد رابطه ما به هم بخورد. من هم دو آدم كش اجير كردم و آنها را از ايران به امارات بردم تا آريتا را بكشند.
به اين ترتيب پليس امارات با همكارى پليس ايران دو متهم را به نام هاى «م» و «الف» شناسايى كرد و مورد بازجوئى قرار داد اما اين دو منكر قتل شدند و به دليل نبود ادله از اتهام قتل عمد تبرئه شدند، اما در پيگيرى هائى كه اولياى دم آريتا انجام دادند، دادستان تهران درخواست كرد تا پرونده دوباره در شعبه ۱۱۵۶ به جريان افتد و قاتلان آريتا دختر جوان روسى شناسايى شوند. تحقيقات هم اكنون پيرامون اين پرونده آغاز شده است.
|
|
|
|