Nimrooz
Vol. 18, No. 922, March 2, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۲۲ - جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۸۵
دكتر كاظم وديعى
جامعه معلمان مى غرد
پايمالى اسلام به دست دولت اسلامى
003834.jpg
وديعى
اين روزها فرهنگ و فرهنگيان ايران، آموزگاران و دبيران و كل مردمى كه در خدمت آموزش و پرورش ايران اند، سخت غضبناكند.
به بهانه «آموزش ضمن خدمت» مسئولان آن دستگاه، دست به «آزمونى» زده اند براى «فرهنگيان» تا عيار معتقدات و فرهنگ مذهبى شان كاستى نگيرد. ولى در طرح سئوالات اين آزمون به عمد يا به غير عمد چنان جسارت به سيره و سيماى پيامبر اسلام كرده اند كه هزار بار اثرش بر جامعه مسلمانان ايران و كل مسلمين جهان از آن كاريكاتور كذائى طراح دانماركى و كتاب «آيات شيطانى» رشدى و رسالاتى كه در وصف معراج در جهان نشر شده عميق تر و فضاحت آور است.
آشِ «آزمون سيره نبوى آموزش ضمن خدمت فرهنگيان» چنان شور است كه نمايندگان مجلس هم آن را برنتابيدند و به سئوال پشت سئوال از مسئولان پرداخته اند و شايد چنان سرپوشى دولت نهم بر اين خطاى نبخشودنى نهد كه سرانجام همه باور كنند كه اين هم كار استكبار جهانى است؟!
براى آن كه از ابعاد اين فضاحت آگاه باشيد برخى از اين سئوالات چهار جوابى را به نقل از نيمروز هفته پيش مى آوريم:
۱- رسول خدا (ص) از گوشت گوسفند كدام قسمت را دوست داشت؟
الف) ماهيچه سردست.
ب) ران سردست.
ج) ران جگر.
د) جگر و قلوه.
۲- كدام يك از گزينه هاى زير از خصلت هاى خروس است كه با خصلت پيامبر سازگار نيست؟
الف) وقت شناسى، غيرت مردانه.
ج) وقت شناسى، سخاوت.
ب) شجاعت و كثرت آميزش با همسر.
د) برچيدن غذا از زمين، تند راه رفتن.
۳- رسول خدا در خوردن كداميك از موارد زير كسى را با خود شريك نمى كرد؟
الف) غذا.
ب) نان جو.
ج) انار.
د) ماهيچه گوسفند.
۴- رسول خدا (ص) در چه حالى اصلا ديده نشد؟
الف) در حال مجامعت با زنان.
ب) در حال بول و غائط.
ج) در حال خريد از بازار.
د) نوشيدن آب در حالت نشسته.
۵- آيا مخرج بول و غائط با سه سنگ پاك مى شود؟
الف) هر دو پاك مى شود.
ب) هيچ كدام پاك نمى شود.
ج) مخرج بول پاك مى شود ولى مخرج غائط پاك نمى شود،
د) مخرج بول پاك نمى شود ولى مخرج غائط پاك مى شود.
۶- به فرموده امام صادق (ع) مقدار آب مصرفى آن حضرت براى وضو و غسل به ترتيب كدام است؟
الف) يك صاع يك صاع.
ب) يك مد يك مد ج) يك مد يك صاع.
د) يك صاع يك مد.
۷- رسول خدا در شدت گرما به موذن مى فرمود: ابرد، ابرد مقصود كدام است؟
الف) بگذار هوا خنك شود، بگذار هوا خنك شود.
ب) شتاب كن، شتاب كن.
ج) دور شو دور شو.
د) الف و ب صحيح است.
۸- جبرئيل به پيامبر دستور داد كه قرآن را در حالت.... بخواند.
الف) ايستاده ب) نشسته.
ج) خوابيده.
د) سواره.
۹- موى سر رسول خدا (ص)
الف) سياه بود ب) سفيد بود ج) جز چند مو بقيه سياه بود د) در آخر عمر سفيد شد.
۱۰- به فرموده امام صادق (ع) خداوند متعال در رسول خدا (ص) چند روح قرار داده است؟
الف) روح القدس- روح الايمان- روح القوه.
ب) روح القدس روح الشهوه روح الحياه.
ج) روح القوه- روح الشهوه- روح الخلوه.
د) الف و ب صحيح است.
۱۱- كفن ميت كداميك از گزينه هاى زير نيست؟
الف) لنگ ب) عمامه.
ج) سرتاسرى.
د) جامه.

آنها كه به تاريخ آموزش و پرورش ايران آشنائى دارند گواه اند كه طى يك قرن اخير در هيچ مدرسه قرآنى و مكتب خانه هاى وابسته، در هيچ كتاب و رساله از حوزه هاى علميه، در هيچيك از كتب درسى «شرعيات» و در هيچ دبستان و دبيرستان و دانشكده الهيات كه اصول اعتقادات وفقه و اخلاق را در سطوح مختلف تدريس مى كردند، هرگز واژه اى كه به قدر ارزنى حامل جسارتى يا عدم نزاكتى به ساحت مقدس پيامبران بزرگ و على الخصوص پيامبر اسلام باشد به كار نرفته است. مرحوم سيد كمال الدين نوربخش كه همه همنسلان را تعليم شرعيات در دوره دبيرستان بداد در مقدمه يكى از كتب درسى شرعيات مى نويسد:
«مليت و كشور و اجتماع، به دين و آئين بستگى دارد و رسول گرامى با خون دل راه سعادت را در دنيا و آخرت به جامعه بشر تلقين و تعليم فرموده اند...»
و در مقدمه سوم كتاب شرعيات براى دانشسرايعالى نوشته است كه:
«... درك آن مخصوص اولياء حق و كسانى است كه رشته دل ايشان به فيض اقدس حق پيوسته و از بيان موهومات و خرافات خوددارى كنند.»
او و بسيارى ديگر، محمد رسول خدا را مظهر خوى خوش و عفو و حلم و استقامت و شجاعت و امانت و عدالت دانسته و به ما همان را تلقين مى كرد. وا اسفا: مردان آن نظام كه چنين دين و حرمت و آن را پاس مى داشتند از سوى اين نو دولتان مدعى اسلام ناب محمدى به بدترين صفات كه كمترين آن طاغوت مستكبر و مفسد فى الارض بود موصوف شدند. اما امروز مشاوران اسلامى آنها، امامزاده دست ساز خودشان را هم حرمت نمى نهند.
معلمان زحمتكش و مسئولان كار، خود در اعلاميه اى آنچه را توانستند گفته اند ولى آنها دير يا زود تحت فشارهاى باور نكردنى قرار خواهند گرفت پس بر رسانه هاست كه نه تنها از آنها دفاع كنند بلكه حرمت شعائر مذهبى را به نظامى كه نمى داند چرا در سوره الناس رسول خدا پناه مى برد به خدا از شر كسانى كه فكر بد در ذهن ديگران مى گذارند.
سئوالات را بررسى كنيد و بيانديشيد به اين كه آن كس كه از اين آزمون پيروز درمى آيد و حداكثر نمره را دارد چه مايه از بار دين و حرمت پيامبر در وجود دارد؟ سئوالات را بنگريد و صفات برشمرده از رسول خدا را جمعبندى كنيد و رجوع كنيد به قرآن مجيد سوره نحل آيه ۹۱ و ببينيد آيا سيماى به دست داده شده حضرت محمد حاتل وحى در سئوالات همان است كه خداوند درباره او در آن گفته است و نيز ببينيد اين همان رسولى است كه در سوره شورى آيه ۲۲ مى گويد: مزد رسالت من محبت به كسان من است؟ هيچ فصل از قرآن و هيچيك از جنبه هاى رسالت حامل آن با وجود اين جانوران سياسى تزكيه ناپذير تطبيق نمى كند.
اساس كار اين نادانان بر غصب مال و منال نه بر آموزش صالح و سلام آمده در احكام است. هدف عاملان كور اين نظام اسلامى شده است محو حرمت دين. اينان ايران و ايرانيان را به جاى «لُقطه» گرفته اند. چه كسى محارب خداست؟ او كه با آموزش نادرست مردم را از اولياء بيزار مى كند و بذر ترديد در دل مردم نسبت به وجود عدل الهى مى پرورد و يا آنها كه دائرة المعارف اسلامى را غنا بخشيدند؟
مشتى معجب و امّى، ناخوانده ملا، غاصب مال و منال ديگران، به مدد گروهى سخت دل و برآمده از چاه ويل بنيادگرائى در لفاف دين منكر هويت ايرانى و در مسند مديريت ايرانى نافى دين شده اند. اينها از خلافت رعونت و از استبداد استالينى جوهر سبعت را همراه با كور دلى و كوربينى هاى هيتلرى دارند و اساس آموزش و پرورش را بهم ريخته اند. آنها به بيمارى ساديسم سياسى دچارند و به ضحاك افسانه اى موجوديتى حقيقى بخشيدند. اينها همان موذن بد آوازى هستند كه رونق مسلمانى را كاسته و بسيار هم كاسته اند.
اعلاميه جامعه معلمان حاوى افشاى بدگوئى و بدكنشى دولتيان به اين جماعت در گذشته و حال است. هر وقت جمعى كم و يا پرشمار از اين معلمان اعتراضى كردند به آنها انواع اتهامات را زدند و مسخره ترين آنها اين جمله است كه «آنها معلم نيستند». هيچ نمى فهمند چه مى گويند اين نامسئولان. اگر اينها معلم نيستند چرا آنجايند؟ چرا در سمت اند؟ و چرا تو به عنوان دولت با آنها درگيرى؟
آيا اين دولت نهم از عهده تحقق اصل سى ام همان به اصطلاح قانون اساسى جمهورى اسلامى برآمده است كه موظفش كرده است به وظيفه اى خطير در باب آموزش و پرورش براى همه ملت تا پايان دوره متوسطه و فراهم داشتن وسائل تحصيلات عالى تا سرحد خودكفائى و آنهم به طور رايگان (نك: قانون اساسى جمهورى...؟)
جواب اين سئوال قطعاً منفى است و در ايران كيفيت و كميت هاى آموزش و پرورش به گونه اى است كه جز صفت انحطاط به آن تعلق نمى گيرد و در پاره اى از موارد ننگ هائى را هم جامعه معلمان تحمل مى كنند از جمله در بازآموزى هائى از آن قبيل كه ديديد.
اين دولت وقت رسيدگى به اين جزئيات ندارد؟!! در سراسر قانون اساسى اين جمهورى به اصطلاح اسلامى حرف از بركشيدن امامت است. به همين دليل است كه مايلند با آن آموزش هاى ضمن خدمت خودشانى سيماى پيامبر را سبك و شأن ديگر پيروان بدعت گذار را بالا برند. (نك: اصل ۱ و ۲ همان قانون).
در آن زمان كه ايران هيچ از معارف جديد نداشت و در دست استعمار مچاله بود آنها كه چون يحيى دولت آبادى ها پايه هاى آموزش و پرورش جديد را با خون دل ريختند در همان نفس آخر نوشتند خطاب به معلمان كه بر تخته سياه ها بنويسيد خدا، وطن، وجدان و نوشتند و ميراث آنها آموزش و پرورش ايران را پر اعتبار كرد. آن بزرگان كه فهرست نام هاشان بسيار دراز است با دست تهى و خزانه تهى تر قبول مسئوليت كردند در مدارس ولى با مغز غنى و آكنده از وجدان ميهنى و علم امروزى آموزش و پرورش ما را بسطحى رساندند كه فرزندان برومند آن ايران را ساختند.
امروز دين ورزان خمول و تازه به مسند رسيده هاى عجول مست از پول نفت كه هرگز در صلاح مردم هزينه نشده است به شيوه هائى بس شرم آور دست و زبان معلمان را به بهانه هاى دروغين آموزش ضمن خدمت مى بندند و ميدان را بر طلبه نمايان شرور كم سواد مى گشايند و بى هيچ مجوز شرعى و قانونى پاى سيماى پيامبر را به ميان مى آورند و در همان حال نعره مى برند بر فلان طراح دور افتاده فرنگى يا فلان نويسنده خارجى كه در كار و اثر خود به اسلام جسارت كرده اند.
هر جاى ديگر جز در ايران اگر سئوالاتى چنين موهن به شأن اخلاق و دين و شخص پيامبر به بهانه آموزش ضمن خدمت معلمان مطرح مى شد دولت سقوط مى كرد و ننگ شسته مى شد ولى اينها كه خود را ابد مدت مى دانند، مى مانند و بر ننگ هاى ناشور خود مى افرايند.
معلمان چراغ راه نسل هايند. نمى توان در مخزن ذهن و مغز آنها موادى عوضى ريخت وگرنه چراغ ديگر نمى سوزد. معلمان به ذات روشنگر خود باور دارند و در هيچ نظام نمى توان آنها را به ابزار تحميق نسل آينده تبديل كرد. معلمان ذاتاً مستقل و حقيقت جويند و هميشه و در هر نظام سياسى پادزهر تحميلات و آموزش هاى عوضى حكومت ها هستند. اگر ثروت دنيا را به فقيرترين معلمان دهيد و از او بخواهيد برو به كلاس و بياموزان به دانش آموزان كه يك به اضافه يك مساوى است با سه محال است قبول كند.
او مى داند و جز دانسته ها را نمى آموزاند. وجدان علمى او داور اوست. مگر آن كه طلبه بدآموخته اى باشد در لباس معلمى و برآمده از حوزه هائى خاص كه در آن صورت حاضر به هر كار است و حاضر است هزار حديث و روايت جعلى و سرهمبندى شده را طوطى وار بگويد تا مثلاً ثابت كند به اين كه يك به اضافه يك اگر خدا بخواهد مى تواند بشود سه.
يقين است كه جامعه معلمان اينك عاملان ننگ آفرين را از خود نمى دانند و روزى كه هر روز است در هر ثانيه از تدريس خود به مدد وجدان علمى و حرفه ى خود اين ننگ را مى شويند. فرق معلمى با ديگر پيشه ها در همين جاست. او هر روز در سنگر مبارزه عليه جهل و خرافات مى جنگد و اين چنين كس مزدش نزد آيندگان است و نه در حقوق ناچيزش.
دولت نهم مثل آن هشت دولت ديگر نمى تواند و محال عقل است كه از عهده برآيد تا جامعه معلمان را به دنبال شيوه هاى تحميقى خود كشد. معلمان مى دانند كه جامعه بر فقر مادى آنها، بر ارزش كار آنها نيز آگاه است. پس از اخراج و انفصال نمى هراسند. زيرا در شرايطى كه حقوق كم آنها را مجبور به رفتن به سمت چند پيشگى داشته است اخراج و انفصال بيمى نمى دهد و مى دانيم كه مى شود ده نفرى را به عنوان محرك!! منفصل يا اخراج كرد و نه هزاران هزار معلمى كه عليرغم تحميلات و ارعاب دولتى سنگر مبارزه با خرافات را ترك نخواهند كرد كه سلام بر آنها.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
مقاله هاى ايران
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   افغانستان   • 
•   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   مقاله هاى ايران   •   آخر هفته   • 
•   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •