Nimrooz
Vol. 18, No. 922, March 2, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۲۲ - جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۸۵
جوانان افغان و معضل بيكارى
شمار زيادى از جوانان افغان كه نتوانسته اند دركشورخود كارى دست و پا كنند، كنار در ورودى سفارت ايران در افغانستان در صف طويلى با بى صبرى انتظاردريافت ويزا هستند.
بيشتر اين جوانان از اينكه نتوانسته اند دركشور خود كارى دست و پا كنند مايوس بودند.
يكى مى گفت اصلا حرفه مشخصى ندارد ودر كابل روزهاى بسيارى را منتظر مانده تا كسى بيايد و او را به عنوان كارگر روزمزد استخدام كند. اما بارها اين شانس را كارگران كار آزموده پاكستانى از او گرفته و او نا اميد و دست خالى دوباره به خانه اش برگشته هست.
جوان ديگريكه تازه از مكتب فارغ شده و خود را صفت الله معرفى كرد گفت درافغانستان نه كار است و نه تعليم به درد مى خورد. پول هم ندارم ولى كامپيوتر بلد هستم در سه موسسه در خواست كار دادم، مگر از آن جاييكه واسطه اى نداشتم پذيرفته نشدم. درپوهنتون (دانشگاه) هم شامل نشدم زيرا پول و واسطه ندارم، بنا به ناچار مى خواهم به ايران بروم.
از او مى پرسم در ايران چه كارى را به پيش خواهد برد مى گويد نمى داند.
مسئولان وزارت كار و امور اجتماعى افغانستان مى گويند درسه سال گذشته براى نزديك به صد هزارجوان را براى كار درموسسات دولتى وغيردولتى معرفى كرده اند. اما آنها به اين نظرهستند كه جوانان افغان بايد دررشته هاييكه بازار كار افغانستان به آن نياززياد ديده مى شود آموزش ببينند.
محمد غوث بشيرى معين (معاون) وزارت كار و اموراجتماعى مى گويد ازآنجاييكه نيازمندى فعلى افغانستان در بازار كار رشته هاى مسلكى (تخصصى) است رشته هاييكه دربازسازى افغانستان ازآنها استفاده مى شود، از اينرو ما مراكز كار آموزى در مركز و برخى ولايات كشورايجاد كرديم و در نظر داريم در ساير ولايات نيز مراكزى كار آموزى در رشته هاى مسلكى ايجاد كنيم.
اما شمارى از جوانانيكه دربرابر سفارت ايران درافغانستان منتظر دريافت ويزا ايستاده اند مى گويند با حرفه هاى مختلف آشنايى كامل دارند اما بازهم درزادگاه شان بيكارمانده اند.
جوانى برايم گفت: «من تا صنف يازدهم مكتب درس خوانده ام اما در زمان طالبان نتوانستم به تحصيل ادامه بدهم رفتم به ايران، در آنجا بكار بوت دوزى (كفاشى) مشغول شدم. وقتى به اميد پيشبرد اين كار به افغانستان آمدم و آرزو داشتم در اينجا به پيشه ام ادامه بدهم، سرمايه اى كه داشتم از دست دادم؛ حالا مى خواهم دوباره به ايران بروم»
اواضافه كرد: «مدتى درافغانستان كارگاه بوت دوزى بازكردم اما ضرر كردم؛ بعد از آن به كار ساختمانى روى آوردم اما كارگرانيكه از پاكستان آمده اند آنها بيشتر از ما شانس كارداشتند بنابر اين ما بيكار مى مانديم؛ واقعاً براى كارگران افغان كار پيدا نمى شود و حالا ازمجبوريت به ايران مى روم؛ اميد زيادى هم براى كارپيدا كردن در ايران ندارم اما شايد نسبت به اينجا بهتر باشد.»
اما معين وزارت كار و امور اجتماعى افغانستان مى گويد: «شمارى زيادى از اين جوانان به اين دليل بيكار مانده اند كه مى خواهند تنها در كابل ويبرخى شهرهاى بزرگ ديگر كار كنند»
او اضافه كرد كه «دربسيارى جاها كار است؛ مثلا پروژه هاى زيادى از سوى بخش خصوصى و موسسات خارجى در ولايات راه اندازى مى شود و نيازبه كارگر دارد ولى اكثرجوانان حاضر نيستند درولايات افغانستان كاركنند.»
به نظركارشناسان يكى ازدلايل عدم رغبت جوانان بكار در ولايات افغانستان و مناطق دور افتاده نبود امكانات رفاهى و امنيت است.
به هرحال فرار نيروى كار ارزان از افغانستان به نظر برخى از آگاهان امور به اين معناست كه اميدى كه پنج سال پيش بدنبال سقوط طالبان نصيب مردم اين كشورشده بود حالا كاهش يافته است.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
مقاله هاى ايران
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   افغانستان   • 
•   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   مقاله هاى ايران   •   آخر هفته   • 
•   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •