Nimrooz
Vol. 18, No. 921, February 23, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۲۱ - جمعه ۴ اسفند ۱۳۸۵
تهران داغ داغ داغ- على مستعلى زاده- تهران
مهلت شوراى امينت تمام شد و حالا طناب دار و...
پدر رنجديده به مدير دولتى: اگر بايد توكل به خدا كرد تو گردن كلفت و رؤسايت چرا نمى كنيد
از محيط زيست ايران چيزى باقى نمانده است هشدار بين المللى
در جمهورى اسلامى، گورستان بحثى ملى است
آمار تكان دهنده از وضعيت بهداشت و فقر در كشور
مطابق آمار رسمى از افغانستان عقب افتاده تر شده ايم
مگر ايراد شاه مخارج نظامى ايران نبود، حالا چى...
بيش از نيمى از بودجه كشور به سپاه و ارتش ميرسد
به جاى دفع خطر، دارند دنبال گورستان ميگردند
همه مملكت در خواب است. هيچ كس كارى نميكند. رؤسا هم شبها در تلويزيون حرف ميزنند و همين. به قول دانشجوها پركار ترين مردم تهران همين فكاهى سازهاى تلويزيون هستند كه كار كشور بدون آنها نميگردد كه سر مردم را گرم كنند، وگرنه كافى است غروب و شب در ميدان انقلاب شاهد حرفهاى مردم مستاصل باشيد كه دور يك بشكه كه در آن آتش روشن ميكنند جمع شده اند. يا كافى است كه صبحها كنار يكى از گرمخانه هاى شهردارى بيائيد و حرفهاى مردم را بشنويد. در اين ميان مهلت دو ماهه شوراى امنيت گذشت. پنجاه رفت و در خوابى ديگر هم ممكن نيست دريابى! در دو ساله اخير، گام به گام بر مشكلات خارجى و داخلى ما افزوده شده و بنظر مى رسد شوراى امنيت يا آژانس يا غرب يا آمريكا يا دشمن (به قول حضرات)، مرحله به مرحله به نتايج دلخواه خود نزديك تر شده و حلقه طناب را گرد گردن ما تنگ و تنگ تر كرده است. ما كودكان پنجاه- شصت ساله اما هنوز هم بر اين باوريم كه مى شود مملكتى را با يك ايدئولوژى قراضه كه جز آلودن هوا كار بهترى از آن ساخته نيست، به مقصدى برسانيم كه انگارى بر لب پرتگاه سقوط اقتصادى و ورشكستگى اجتماعى و انزوا قرار دارد. پس از ۲۸ سال، تازه ياد گرفته ايم مثل بازيگران درجه سه آماتور، پيش روى خبرنگاران قيافه حق به جانب بگيريم و بازى كنيم كه خونسرديم و در دلمان آب از آب تكان نمى خورد ، اين مائيم كه طالب مذاكره ايم ، و اين دشمن است كه جنگ روانى راه انداخته و آمريكا بيش از آن در عراق و افغانستان درگير است كه به فكر حمله به ايران باشد و... خلاصه تلاش كنيم تا پريشانى ملت را با اين بازى هاى نخ نما شده، تسكين دهيم. اين ها بازى روانى نيست؟
روزنامه رسالت نوشته نيروى زمينى ما از ارتش زمينى آمريكا برتر است ! تازه يكى از همين اصلاح طلب ها هم وقتى كه خواست به شدت انتقاد كند همين جمله را تكرار كرد. نمى دانم كسانى كه خود را پشت اين ادعاهاى بى بنياد پنهان كرده اند، با كدام متر و ترازو جهان را وزن مى كنند. شايد درست تر اين باشد كه بگوييم آقايان سكوت تعجب زده ملت از اين همه دروغ را حمل بر بلاهت مردم كرده اند. چرا كه هركس دو سه جنگ اخير آمريكا در عراق و افغانستان را به عمد از ياد نبرده باشد، مى داند آنها وقتى ارتش زمينى شان را وارد عمل مى كنند كه از هوا و زمين و دريا، با انبر و خاك انداز هم شده ارتش شما را به زانو در آورده باشند و مطمئن باشند كه با حداقل تلفات به اهداف خود مى رسند. آنها در طول ۱۶ سال اخير، در سه جنگ، از كوه و دره و غار در افغانستان تا كوچه و خيابان در شهرهاى عراق، تجربه دارند. اين تيم كشتى آمريكا نيست كه براى مسابقات دوستانه به كيش آمده باشد تا ما امتياز زمين و تماشاچى را به حساب خود واريز كنيم.
دانشجويان ميگويند مايليم هم چنان باور كنيم كه آمريكا دست به چنين كار ابلهانه اى نميزند. اما با اخبار درز كرده از محافل جنگى ايالات متحده، چنين برمى آيد كه اين حمله (بزرگ يا مقطعى، روشن نيست) تاكنون دو بار به تعويق افتاده و تا اينجا قرار بعدى در نيمه دوم فروردين و اوايل ارديبهشت ماه است. آيا اين تاريخ بار ديگر به تعويق خواهد افتاد؟ اين لابد به عكس العمل هاى بعدى تهران در دو ماه آينده بستگى دارد. با اين همه تشويش را در سينه لجبازترين عاملان سياست داخلى هم مى توان مشاهده كرد. سفرهاى شتاب زده آقاى لاريجانى به كشورهاى مختلف و به دنبالش تبليغات پوچ روزنامه هاى دولتى كه مثلا نوشتند ايران و سويس مذاكرات مهمى داشتند بعداً معلوم شد كه لاريجانى كوبيده و به برن رفته و معاون وزارت خارجه كشور كوچكى مانند سويس او را ديده است و تازه روز بعدش كاشف به عمل آمد كه سويس هم به تحريم سازمان ملل پيوست و قبلاً هم بانك هاى بزرگ آن كشور معامله با ايران را ممنوع كرده بودند اين دفعه اعلام كردند از خير پولهاى نفتى ايران گذشته و حساب چند شركت را هم بسته اند. يعنى اجراى موبه موى قطعنامه و خواست آمريكا. ديگر بازگشت لاريجانى با دست هاى خالى، عادى شده است. هاشمى رفسنجانى رياست مجمع تشخيص مصلحت و ديگر دست اندر كاران هرم قدرت در تهران، نشان روشنى از اضطراب بروز داده اند و آن دخالت آنها در پرونده هسته اى است هر چه اين بدبخت رئيس جمهور اعلام كرد كه من مسئول دولتم و پرونده هسته اى در مسئوليت من است كه راست هم مى گفت ولى ظاهراً آخوندها دور هم نشستند و گفتند عجب بچه پرروئى است به تو چه مربوط است. تا بالاخره براى حفظ ظاهر كه شده ولايتى را به راه انداختند كه در حقيقت همان هاشمى است كه دارد پرونده را اداره ميكند و به احمدى نژاد هم ربطى ندارد و به قاعده توافق هم نزديك است و قرار هم شده كه سوئيس پيشنهاد غنى سازى خشك را قبول كند و غنى سازى به روايت موجود منتفى شود و هيچ بيچاره اى هم جرأت نمى كند بگويد شما كه از اول هم پيدا بود كه جاى ايستادگى نداريد چرا اينهمه به كشور لطمه زديد. چرا اينهمه شعار بيخودى داديد؟ چرا مردم را به جاى آنكه سرگرم كار و سازندگى شويد با شعار راه ميبريد؟ از مطالب مندرج در رسانه هاى غربى چنين بر مى آيد كه طرف ايرانى نه تنها حاضر به مذاكره است، بلكه حاضر است در جايى پيش از، يا در طول مذاكرات تن به تعليق غنى سازى بدهد اما با اين شرط كه اين راز، سر به مهر بماند. يعنى كه همه به ويژه در داخل ايران تصور كنند كه آقايان قدمى از مواضع خود عقب ننشسته اند. انتظار ساده دلانه اى ست چرا كه عواقب آن براى طرف مقابل به اين معنى ست كه هركس به حق يا ناحق بر سر حرف خود بماند، برنده خواهد بود. درسى كه غرب هرگز مايل نيست به كشورهايى نظير كره شمالى بدهد. واقعيت اين است كه غرب نيز به دنبال نظرى كاملا خلاف اين است. آنها نيز مايل اند به جهان بقبولانند كه هر گردنكشى بالاخره در مقابل آنان تن به تسليم مى دهد.
حالا خانم دكتر رايس با گفتن جملاتى مانند اينكه ما بايد سياست مان را تغيير بدهيم يا با جملاتى نظير ملت ايران، ملت بزرگى ست و ايرانيان چنين و چنان اند، ايران قدرت بزرگ منطقه است وو...، حس خودخواهى كودكانه حاكمان تهران و ناسيوناليسم ورم كرده برخى از ايرانيان را تا اندازه اى ماساژ بدهد. اين كه غرب سه چهار قرن بر منابع جهان سلطه داشته و با زورگويى و قلدرى مى خواهد نظرش را به جهان ديكته كند وو... ، حرف هاى تازه اى نيست كه كرسى نشينان تهران كشف كرده باشند. پرسش اينجاست كه كدام دن كيشوت و به كدام رسالت و از جانب چه كسى مقاومت در مقابل اين زورگويى چند صد ساله را به گردن گرفته و با كدام هزينه؟ رژيم تهران كه خود تا خرخره آلوده هزاران خرده جرم و جنايت است؟ و با زبان و رفتار افراطى و خشنى كه در اين بيست و هشت ساله با مردم خود و با جهان سخن گفته؟ اگر قرار است دنيا در مقابل زورگويى غرب، پشت كسى نماز بخواند، سردمداران تهران تا كجا از اين مقبوليت جهانى برخوردارند؟ بهتر نيست با اين خوش پر و پايى لب خزينه ننشينيم؟ آن كه خود سال ها بى غسل و بى نماز بوده، بر سر منبر احكام طهارت نمى گويد.
كرسى نشينان تهران، دست كم در گفتار، چند امتياز بزرگ را در صورت بروز جنگ، در ستون خود منظور داشته اند. يكى هم اين تصور است كه نياز غرب به نفت و انرژى مى تواند مانع اقدام به جنگ شود. تا آنجا كه من به ياد دارم غرب در همين شانزده ساله اخير دو بحران انرژى از اين بزرگ تر را از سر گذرانده است. يكى پس از اشغال كويت توسط صدام كه جهان از نفت كويت و عراق هر دو محروم شد، و البته تمامى كشورهاى اوپك از جمله جمهورى اسلامى داوطلبانه و دم جنبان اين كمبود را تامين كردند. عربستان و كويت هنوز هم خود را مديون آن آزاد سازى مى دانند و در صورت بروز جنگ عليه ايران، خود را موظف مى دانند كه قيمت رفع نگرانى از حضور رژيم شيعه در همسايگى خود را با توليد نفت بيشتر به آسانى بپردازند. پس از آزاد سازى كويت، نفت عراق براى سه سال به قيمت اب از سوى كمپانى هاى نفتى غربى خريدارى شد و پس از آن هم به مدت هشت سال تا سال ۲۰۰۳ مقدار كمى نفت در مقابل غذا و دارو (بخوان معاوضه با هيچ) از عراق خريدارى شد. با اين همه صدام نه بر قيمت و نه بر فروش آن كنترل و نظارتى تام نداشت تا جايى كه اقتصادش ورشكست و در مدت سه هفته بغداد ش ويران شد.
مساله ديگرى كه كرسى نشينان تهران بر روى آن به نفع خود حساب باز كرده اند، افكار عمومى جهان است. اميدوارم يادمان نرفته باشد كه در يك روز شنبه اوايل مارچ ،۲۰۰۳ بيش از صد و بيست ميليون مردم جهان در شهرهاى بزرگ، از سيدنى تا ونكوور به خيابان ها ريختند و عليه جنگ در عراق، اعتراض كردند. با اين وجود، دو هفته بعد، آمريكا و بريتانيا شوراى امنيت را دور زدند و در شامگاه روز بيستم مارچ، بمباران و اشغال عراق آغاز شد. پس از گذشت نزديك به چهار سال و بيش از ده هزار كشته (مجموع عراقى ها و اشغال كنندگان) و نابودى تقريباً كامل عراق از هر نگاه، امروز آقاى بوش در هر كوچه و خيابان جهان از روى فرشى از نفرت عبور مى كند. با اين همه هنوز جوهر اخطار نمايندگان كنگره نخشكيده، اولين فوج سربازان تازه نفس آمريكايى در فرودگاه بغداد پياده شدند. اگر جنون تفوق آمريكايى بار ديگر از خواب برخيزد و تصميم به اشغال ايران بگيرد، از چاوزر ديوانه يا ارتگا ى اينك هوشيار يا كاسترو ى افتاده در بستر مرگ يا بشار اسدى كه همين امروز هم در كار توافق پنهانى با اسراييل است، كارى بيش از چند قر و لند ضد جنگ ساخته نيست. پس به يارى چه كس ديگرى اميدواريم؟ يادمان باشد كه پيش از آغاز جنگ عراق، كشورهايى نظير فرانسه و آلمان هم جزو مخالفين جنگ بودند! چين هم به آمريكا و بريتانيا اخطار داد و روسيه كه از زمان اتحاد شوروى نزديك ترين دوست صدام بود و منافع گسترده اى در عراق داشت، بظاهر خشمگين شد و غريد. اين همه اگرچه امروز هم عليه جنگ با ايران اخطار مى دهند، اما امضايشان پاى قطع نامه شوراى امنيت است!

محيط زيست ويران شده
شنيدن خبرهايى در رابطه با مرگ بى صداى مرجان هاى خليج فارس، تبديل تالاب هاى بزرگ ايران به باتلاق، آتش سوزى در هزاران هكتار از جنگل هاى شمال، رها كردن فاضلاب و پسمانده هاى صنعتى در رودخانه ها، شكار غيرمجاز وحوش در مناطق حفاظت شده و... ديگر برايمان عادى شده است. اما اين سوال هنوز بى پاسخ مانده است مسئول مرگ محيط زيست كيست و چه كسى بايد پاسخگوى چنين گناهى باشد؟ به گفته مسئولان محيط زيست كشور، ايران از نظر تاريخى طلايه دار حفاظت از محيط زيست در جهان بوده و با امضاى نخستين پيمان زيست محيطى در سال ۱۷۹۱ در رامسر، خود را به عنوان يكى از متوليان حفاظت از محيط زيست در جهان مطرح كرد. پيمان رامسر يا كنوانسيون تالاب ها اكنون به عنوان يك موافقت نامه مهم در خصوص مراقبت و محافظت از تالاب هاى جهان مطرح است. اما شروع خوب حفاظت از محيط زيست كشور همانند داستان بسيارى از فعاليت هاى مهم در كشور ماست كه به دليل هماهنگ نبودن ارگان ها و نهادهاى دولتى و غيردولتى با يكديگر، كمتر پايان خوبى براى آنها متصور است.
براساس آخرين آمار از گزارش هاى محيط زيست كشورهاى مختلف جهان، ايران جايگاهى در ميان كشورهاى ممتاز و حتى متوسط در خصوص حفاظت از محيط زيست ندارد و آخرين رتبه ها را نصيب خود كرده است. ايران در بين ۶۴۱ كشور جهان رتبه ۲۳۱ را در حوزه حفاظت از محيط زيست كسب كرده است. با توجه به حجم فعاليت ها و تبليغات سازمان محيط زيست به نظر نمى رسد كه ايران در ميان ساير كشورها رتبه قابل قبولى را كسب كرده باشد. به طورى كه برخى از مسئولان سازمان محيط زيست كشور، نهادهاى ديگر از جمله وزارت اقتصاد و دارايى را نيز در اين شكست سهيم مى دانند. به راستى با توجه به اين مسئله، برنامه هاى عملى سازمان محيط زيست چيست و تا چه اندازه براى دستيابى به اين برنامه ها حركت هاى موثرى انجام شده است؟

برنامه هاى نامعين
جديدترين گزارش هاى جهانى در سال ۲۰۰۷ در خصوص تعهدات زيست محيطى دولت ها نشان مى دهد: ايران از جمله كشورهايى بوده كه در سال ۲۰۰۵ به پيمان كيوتو ملحق شده است اما تا سال ۲۰۰۶ هنوز كشورهايى چون تركيه و ايالات متحده به اين پيمان ملحق نشده اند.
گزارش شاخص هاى توسعه جهان بانك جهانى نشان مى دهد: در حالى كه بسيارى از كشورها و مهم ترين آنها كه شامل استراليا، افغانستان، آذربايجان، چين، تركيه، انگليس و بالاخره آمريكا از جمله كشورهايى هستند كه طرح هاى عملى محيط زيستى را به كار گرفته اند، اما ايران هنوز در به كارگيرى اين راهكارها و طرح هاى عملى محيط زيست اقدامى نكرده است.
به گزارش ايسنا ايران از جمله كشورهايى است كه در آن ارزيابى ها و طرح هاى عملى مربوط به تنوع زيستى انجام نشده است. در حالى كه در كشورهايى چون چين، هند، پاكستان، آمريكا و انگليس اين ارزيابى ها صورت گرفته است. لازم به ذكر است در مجموع تعداد كشورهايى كه در آنها اين گونه ارزيابى ها صورت گرفته در مقايسه با كل كشورهاى نامبرده در اين گزارش، كم بوده است. اما آنچه موجب تعجب است واكنش سازمان محيط زيست كشور نسبت به جديدترين گزارش بانك جهانى است. حسن زارع مدير طرح توانمندسازى مى گويد: سازمان محيط زيست در دوره گذشته بيست ميليون دلار وام از بانك جهانى دريافت كرد و موظف به ارائه طرح ها و استراتژى هاى اين سازمان به بانك جهانى شد.
وى اظهار مى دارد: سازمان محيط زيست حدود ۶ ماه قبل با توجه به دريافت وام بيست ميليون دلارى اقداماتى انجام داد و گزارش آن را به بانك جهانى ارائه كرد. زارع مى افزايد: اما در دوره جديد، بانك جهانى براى ارائه كمك دوباره به ايران قصد دارد از برنامه ها و گزارش هاى آينده كشورمان مطلع شود.
يك عضو فراكسيون محيط زيست مجلس وضعيت كنونى فعاليت هاى سازمان محيط زيست را نامناسب قلمداد مى كند. خاص احمدى مى گويد: در سازمان محيط زيست فعاليت هاى مناسبى مشاهده نمى كنيم و حداقل يك سال است كه محيط زيست هيچ ارتباطى با كميسيون كشاورزى و مجلس ندارد و حتى در رابطه با بودجه خودشان هم ارتباطى با ما برقرار نكرده اند. وى مى افزايد: ظاهرا مسئولان سازمان محيط زيست خواب هستند و ما از فعاليت هاى آنها بى خبريم.

محيط زيست در حاشيه
اما چرا وضعيت به گونه اى است كه جايگاه زيست محيطى كشور در رده هاى پايانى قرار مى گيرد، در حالى كه مسئولان ارسال برنامه هاى سازمان محيط زيست به بانك جهانى را به فراموشى سپرده اند آيا مى توان توقعى براى حفظ و پاسداشت محيط زيست توسط مردم داشت؟ يك كارشناس مسائل زيست محيطى با اشاره به فضاى فرهنگى نامناسب محيط زيست مى گويد: ايران وضعيت زيستى بسيار عالى دارد اما متاسفانه به علت بى توجهى مسئولان و فرهنگ پايين حفظ محيط زيست در ميان مردم، ميزان تخريب در كشور ما فوق العاده بالاست. پايور مى گويد: به طور كلى ما جزو كشورهايى هستيم كه اصول پايدارى را رعايت نمى كنيم يعنى هنوز گزارش وضعيت زيست محيطى را هم نداريم، در حالى كه بسيارى از كارشناسان علل ايجاد ۵۰ درصد مشكلات محيط زيست كشورمان را مردم مى دانند و معتقدند كه بى مهرى آنها به محيط زيست و تنوع زيستى آسيب زيادى وارد مى كند، مسئولان محيط زيست كشور از فرهنگ سازى غافل مانده اند يا اين كه به اندازه كافى به اهميت اين مسئله پى نبرده اند.
وى مى افزايد: مردم جنگل ها را از بين مى برند، مراتع را پر از زباله و پرندگان را شكار مى كنند و به صيد بى رويه ماهيان مى پردازند و... متاسفانه نه مردم و نه مسئولان متوجه آسيب هاى بلندمدت اين رويداد تلخ نيستند. اما گفته هاى رئيس فراكسيون محيط زيست مجلس در رابطه با عملكرد سازمان محيط زيست پرده از واقعيت ديگرى برمى دارد كه ظاهرا محيط زيست كشور در لابلاى تعلل ها و بى برنامگى ها روزهاى ناخوشايندى را طى مى كند.
محمدجعفر سادات موسوى مى گويد: سازمان محيط زيست گزارش يك ساله اول برنامه چهارم توسعه را به مجلس ارائه نكرده و ارائه اين گزارش را به وقتى ديگر موكول كرده است. مجلس ۲ تا ۳ ماه است كه نامه اى را به سازمان محيط زيست ارسال كرده و از آن سازمان خواسته است عملكرد خود را طى يك سال اول برنامه چهارم توسعه اعلام كند اما سازمان محيط زيست تنها پاسخى كه به فراكسيون محيط زيست مجلس داده است همان پاسخ هاى متداولى است كه گزارش مكتوبى جمع آورى نشده ، اين موضوع در دست بررسى است و اين ها يعنى جواب سربالا و يعنى وضعيت بسيار خراب تر از آن است كه تصور ميرود و مانند بخش هاى ديگر كه مديران دولتى با دروغ گوئى و جنجال روى كارهاى بد خود را مى پوشانند در اين مورد جاى لاپوشانى هم نيست. چند هزار نفر عنوان دارند و مى خورند و از پول نفت مى گيرند و به سفرهاى خوش ميروند و در همان حال محيط زيست كشور به نحو نگرانى كننده و غيرقابل جبرانى در حال ويرانى است.
...پلنگى در دل كوه هاى منطقه حفاظت شده مى غرد و باد صداى او را تا دوردست ها مى برد. صداى گلوله اى بلند مى شود و پلنگ مغرور در خون خود مى غلتد و ديگر غرش پلنگ دل بچه آهوها را به لرزش درنمى آورد... واى بر ما كه محيط زيست خود را به فراموشى سپرده ايم.

آمار واقعى
بابا اگر اين آمار را اپوزيسيون ميداد ميگفت قلم دست دشمن است. اگر كشورهاى خارجى ميگفتند باز جا داشت كه دشمن دشمن كنيم.
هنوز بخش قابل توجهى از جمعيت قادر به تامين حداقل نيازهاى اساسى خود نيست، خوش بينانه ترين ارزيابى هاى رسمى اين جمعيت را حدود ۱۰ تا ۱۱ ميليون نفر برآورد كرده ولى ارزيابى كارشناسان و صاحب نظران مستقل تعداد جمعيت زير خط فقر مطلق را بين ۲۰ تا ۲۵ ميليون نفر برآورد مى كند.
اين آمار در بيانيه اى عنوان شده كه كانون مدافعان حقوق بشر در زمينه نقض قانون اقتصادى- اجتماعى مردم ايران منتشر كرده است.
اين بيانيه مى افزايد: حدود حداقل چهار و نيم ميليون نفر از اين جمعيت يعنى حدود يك ميليون خانوار ايرانى قادر به تامين درآمد كافى براى فاصله گرفتن از خط فقر شديد نيستند و شب ها گرسنه سر بر بالين مى گذارند.
اين در حالى است كه دولت با بى انضباطى مالى در هشت ماهه اول امسال ۹۷ درصد از اعتبارات جارى را هزينه كرده و ميزان نقدينگى كشور را تاكنون حدود ۴۰ درصد افزايش داده كه اين امرمطابق اظهارات منابع رسمى منجر به افزايش نرخ تورم حداقل به ميزان ۱۵ درصد شده است. شرايط مذكور به معناى فقيرتر شدن فقرا و ثروتمند شدن اغنياست. طى ماه هاى اخير افزايش قيمت مسكن به ميزان حداقل ۴۰ درصد در تهران تا ۲۰۰ درصد در برخى شهرهاى كشور، زندگى۳۰درصد جمعيت اجاره نشين- را كه اغلب در گروه هاى درآمدى فقيرتر جامعه هستند- دچار مشكل كرده است.
شيرين عبادى كه از دو سال پيش به عضويت كميسارياى عالى توانمندسازى فقرا در سازمان ملل متحد درآمده است، در سخنان خود به تحقيقات اين كميساريا اشاره مى كند و مى گويد: بررسى ها در سراسر جهان نشان مى دهد علل فقر در كشورهاى جهان متفاوت است اما در همه كشورهاى مختلف دو مساله مشترك است؛ هزينه بالاى نظامى و فساد ادارى.
عبادى مى افزايد: در بسيارى كشورها تعداد سربازان بيش از معلمان است، در كنوانسيون پيش بينى شده است بودجه نظامى كشورها از بودجه آموزش و بهداشت بيش تر نباشد و اگر كشورى بدهى خارجى دارد به شرط كاهش بودجه نظامى، بدهى اش بخشيده شود.
عبادى اظهار اميدوارى مى كند جامعه بين الملل در آينده نزديك به اين مسايل پاسخ مى دهد و مى افزايد: ايران پنجمين كشور جذاب توريستى جهان است اما درآمد توريستى آن نزديك به صفر است پس چرا مردم در ايران فقيرند و فقر روبه گسترش است. آن دو عامل مشترك در كشورهاى جهان در مورد ايران هم صادق است. سوال من اين است كه در چنين شرايطى چه نيازى به هزينه بالاى نظامى داريم. آيا نمى توان با كاهش هزينه نظامى فقرزدايى كرد. براى دفاع از خاك، قبل از موشك به نيروى انسانى نياز است. در جنگ ايران و عراق جوانان غيور ما نشان دادند كه كشور را مردم حفظ مى كنند.
يكى ديگر از استادان دانشگاه به موضوعى ديگر اشاره ميكند فساد ادارى- مالى هم در ايران وجود دارد، وعده رئيس جمهور هم مبارزه با فساد ادارى بود و ما هنوز در انتظار تحقق آن هستيم. اگر اين دو عامل در هر كشورى برداشته شود، فقر به ميزان زيادى كاهش خواهد يافت.

يك استاد ديگر دانشگاه با اشاره به ارقام بودجه سال آينده كه بيشتر آن سهم نظامى گرى است. گفت مگر در زمان شاه ايراد اين نبود كه وى همه دارائى كشور را صرف نظامى و خريد هاى آن ميكند. حالا چه شد كه نيمى از بودجه به حساب سپاه و ارتش ميرود و با صورت سازى تازه هزينه هاى اصلى پنهان ميشود آن وقت كسى نميگويد نبايد چينن شود و اگر بگوئيم متهم ميشويم به وطن فروشى. آيا وطن دوستى يعنى فقر سراسرى. مثال نزديكش كاستن از سهم درمانى و سلامت در بودجه سال آينده است. در بودجه دو برابر شده احمدى نژاد وضعيت بهداشت و سلامت جامعه اصلا در نظر نيست و مدير دولتى به پدرى كه بچه بيمارش را پيش او برده ميگويد توكل به خدا كن. پدر رنجديده ميگويد پس تو چرا نشسته اى اينجا حقوق ميگيرى تو هم توكل به خدا كن. آن رئيس دروغگويت كه هى دم از مردم ميزند چرا حقوق ميگيرد و دور دنيا ميچرخد و وعده كمك به فقراى آمريكاى لاتين ميدهد.
در همين جلسه گفته شد كاهش سهم بودجه اختصاص يافته به سلامت، وضعيت ناگوارى در ايران ايجاد كرده است. نيمى از منابع براى درمان در ايران توسط بيماران پرداخت مى شود پس بخش قابل توجهى از جمعيت در صورت مواجهه با بيمارى به زير خط فقر سقوط مى كنند. طبق گزارش سازمان جهانى بهداشت ايران در بين ۱۹۱ كشور جهان رتبه ۱۱۲ را به دست آورده كه اين با توجه به درآمد نفت ناگوار است پائين تر از افغانستان و كشورهاى افريقائى بودن.
۱۵ درصد هزينه ها در ۱۰ درصد از خانوارهاى فقير به بهداشت و درمان اختصاص مى يابد ولى در ۱۰ درصد خانوار ثروتمند تنها ۱‎/۵ درصد هزينه درمان است پس فقر عاملى مى شود تا فرد با تاخير به پزشك و بيمارستان مراجعه كند، پس بيش تر در معرض بيمارى قرار مى گيرد.
جزوه دانشكده پزشكى دانشگاه تهران نشان ميدهد توزيع خدمات سلامت در شهر و روستا و استان هاى مختلف نابرابر است تعداد MRI در شهر تهران نه تنها از كل كشور بيش تر است بلكه از كل آمار دستگاه هاى MRI در انگلستان بالاتر است. خوزستان، سيستان و بلوچستان، كهكيلويه و بويراحمد وضعيت ناگوار ترى نسبت به ساير نقاط ايران دارند. چرا كه آخوندهاى از روستا آمده همه در تهران جمع شده اند.
توزيع ناعادلانه درآمد ها از اين هم بدترست و از جمله موجب سوءتغذيه در طبقات پائين جامعه مى شود به طورى كه دو دهك ثروتمند بالايى ۲۰۰ درصد ۹‎/۴۹ درصد مصرف را به خود اختصاص داده اند. در حالى كه دهك پايينى فقط دو درصد مصرف را به خود اختصاص مى دهد. بنابراين طبقات فقير ۴۰۰ درصد براى رهايى از فقر در رژيم غذايى از مواد نازل و با كالرى كم تر استفاده مى كنند تا فقط به زندگى ادامه دهند. سوءتغذيه در ۲۳ درصد از كودكان زير دو سال، ۲۲ درصد نوجوانان و ۴۳ درصد زنان باردار و كودكان آينده شان تأثير مى گذارد.
يك استاد دانشگاه علوم بهزيستى با اشاره به نابرابرى در توزيع درآمد مى افزايد: در ۱۰ سال اخير، مصرف مواد نشاسته اى كه به وسيله يارانه دولت، ارزان تر عرضه مى شود بيش تر بوده و خانواده ها آن را جايگزين گوشت و لبنيات مى كنند. سهم خريد گوشت در دهك هاى پايين كاهش يافته و موجب شيوع بيمارى جديد در جامعه شده است، دو سوم مردم به دليل كمبود كلسيم ناشى از كمبود لبنيات در معرض پوكى استخوان قرار گرفتند. او وضعيت روانى را بهتر از وضعيت جسمانى نمى داند و مى گويد: حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد جامعه در معرض بيمارى روانى حاد قرار دارند. نياز به خدمات در زنان دو برابر مردان است. شاخص هاى عمر از دست رفته، نشان مى دهد بيمارى روانى اولين عامل در كاهش عمر است.
عدم پوشش بيمه سالمندى وضع را در آينده بدتر مى كند، براى ۲۰ درصد شاغلان شهرى و در برخى كارگاه هاى كم تراز پنج نفر بيمه بازنشستگى وجود ندارد و بيمه هاى درمانى ۲۰ درصد جمعيت را شامل نمى شود. برآورد مى شود كه اين جمعيت هفت ميليون نفرى در حاشيه شهرها باشند. انجام ۶۰ درصد سزارين در زايمان ها با شاخص هاى جهانى فاصله زيادى دارد و نشان از وضعيت نابسامانى بهداشتى دارد.
يكى بپرسد با اين ترتيب اگر مردم در انتظارند كه آمريكا بيايد و كارى برايشان بكند عجيب است.

كمبود گورستان
همين روزها در سايت هاى اينترنتى فيلم روزهائى را كه خمينى به تهران برگشته بود پخش ميكنند و به ياد مردم ميآورند كه او چه گفت. شاه چه گفت. مردم چى گفتند. و اگر كسى شك دارد كه جمهورى اسلامى ايران را ويران كرده بايد به گفته هاى رسول خادم كشتى گير و عضو شوراى شهر تهران توجه كرد كه ميگويد گورستان كم است. در حالى كه خمينى فرياد زده بود كه شاه ايران را گورستان كرده و ما ميائيم كه تهران را گلستان كنيم. گلستان جمهورى اسلامى همان بهشت زهراست كه وسعتش به ترتيبى در نظر گرفته شده بود كه براى هفتاد سال شهر بس بود. حالا بعد از بيست و هشت سال جمهورى اسلامى ظرفيت گورستان را تمام كرده و دست به دامان دولت شده كه زمين بدهد. تازه نماينده شوراى شهر حرفهاى ديگرى هم دارد. ميگويدتنها گورستان رسمى و فعال تهران بهشت زهرا است كه تاكنون يك ميليون و ۳۰۰ هزار نفر در آن دفن شده اند و ظرفيت آن باتوجه به اين كه سالانه ۵۰ هزار نفر اضافه مى شوند تا دو سال آينده تكميل مى شود.
خادم كه پيش از اين هم درباره اين بحران هشدار داده بود، تأكيد كرد: اين مشكل همانند مسايل ترافيكى و بافت هاى فرسوده يك مشكل محلى است. اگر حادثه اى غيرمترقبه اين شهر را تهديد كند، بحرانى كه درباره تدفين پيش مى آيد غيرقابل جبران است.
وى از دولت و وزارت كشور خواست تا به طور جدى براى حل اين مسايل وارد عمل شوند و تأكيد كرد مديريت شهر به تنهايى قادر به حل اين مشكل نيست.
وى بخش هائى از صحبت هاى خود را به ذكر نمونه هائى از تجربيات كشورهاى دنيا اختصاص داد و از جمله با اشاره به حادثه ۱۱ سپتامبر در نيويورك گفت: جيولانى شهردار وقت نيويورك در آن دوران به راحتى توانست بحران را مديريت كند و اين موضوع نقطه روشنى از مديريت وى بود.
وى به حادثه زلزله بم اشاره كرد و گفت: يكى از مشكلات اساسى در زلزله بم نبود جاى دفن بود كه اين بحران براى تهران يك تهديد جدى است كه مى تواند كشور را با مشكل مواجه كند.
به گفته خادم، تاكنون هرقدر در اين رابطه فرياد زده شده كسى جدى نگرفته است و مديريت شهر نمى داند يك سال آينده چگونه اين مسأله را براى مردم بازگو كند. وى در پاسخ به اين سوال كه چرا دولت اقدامى در اين رابطه انجام نمى دهد، گفت: گويا اين مسأله جزو اولويت هاى دولت شناخته نمى شود در حالى كه گورستان يك بحث ملى است.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
خواندنيها
طنز
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
گزارش
بازتاب
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   خواندنيها   •   طنز   • 
•   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   ورزش   • 
•   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   با نيمروز   •   حوادث   •   فال هفته   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •