Nimrooz
Vol. 18, No. 921, February 23, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۲۱ - جمعه ۴ اسفند ۱۳۸۵
دكتر كاظم وديعى
ايران در التهاب سياسى نظام پوست مى اندازد
003834.jpg
وديعى
در جبهه عراق:
«مقتداصدر يا در ايران است و يا در عراق نيست». با چنين لحنى است كه رسانه هاى عراق و غرب از اين سيدجليل القدر يادى كنند.
او كه ابتدا سر مخالفت با آمريكاى اشغالگر داشت و از تمامى ملت عراق مى خواست دفاع كنند. پس با استفاده از نام نامى پدر و حرارت مريدان صدر بزرگ گروهى آراست كه هم پيش از آن كه حزبى باشد، لشكرى شد بنام «المهدى» و از همين جا نشان داد ظرفيت خود را با سنى ها. معهذا در خط دوستى با سنيان كار كرد به حدى كه گفتند او دوست همه عراقيان و دشمن ديگران است. اولين اشتباه او درافتادن با آيت الله سيستانى بود و چون سن و تجربيات كم او مانع جذب شيعيان عراق بود و وجوه كافى از سوى مريدان نمى رسيد پس به ايران اسلامى نزديك شد تا هم آيت الله سيستانى را تضعيف كند و هم مخارج لشكرالمهدى را تأمين. جمهورى اسلامى هم مضايقه نكرد و پول و اسلحه به او داد تا جنگ شيعه و سنى را دامن زند و رقم سپاه او را به ده هزار نفر رساند و در انتخابات مجلس عراق ۳۲ كرسى به دست آورد و در دولت سه وزير و سه معاونت وزير به گروه وى رسيد.
مقتداصدر به بهانه اين كه آيت الله سيستانى تبعه عراق نيست فكر مى كرد زعامت سياسى مذهبى شيعيان عراق را به دست آورد. ولى ياران آيت الله سيستانى كه مخالفت خود را با اصل ولايت فقيه اعلام كرده بودند همه جا در مساجد و حوزه ها و در مجلس و دولت نرم نرمك افشاء كردند كه دست جمهورى اسلامى در آستين مقتداصدر است و رفت و آمدهاى مكرر وى هم به تهران و قم مؤيد آن شد. انگليس ها در حوزه وسيع بصره و آمريكائيان در حومه هاى پر آشوب بغداد موسعاً به اطلاعات لازم در باب پنهان كارى هاى مقتدا صدر و فعاليت هاى عوامل ايرانى در گروه وى و در ادارات دست يافتند و از بعد شكست انتخاباتى جمهوريخواهان در مجلسين اين اطلاعات دستمايه پرزيدنت بوش شد به جهت توجيه مواضع جديد نظامى آمريكا در بغداد و حومه هاى داغ آن.
فرار يا اختفاى مقتداصدر اشتباهات سياسى مذهبى وى را توجيه نمى كند. مخالفان متكى به بيگانه در هر جا و در هر زمان محكوم به شكست اند و سرشكستگى آنها را با هيچ مرهم مداوا نمى شود كرد. اگر صدر در موضع مبارزه با اشغال مى ماند و فروتنانه مريدان شيعه و هواداران سنى را به اين امر دعوت مى كرد و سر به آستان ولايت فقيه نمى سائيد نه تنها آيت الله سيستانى به او حق مى داد چه بسا آمريكائيان هم حرمت احساسات ميهنى او را مى داشتند و از او كه خانواده پدرى اش از نظام صدام ستم ديده بود مى توانست دينى به وطن و آبروئى به تشيع عراقى داده از هرگونه انحراف برى و جاذبه اى بسيار بيافريند.
مقتداصدر بر آمدن خيل و خيالات احمدى نژاد را درست ارزيابى نكرد و بر موج آن سوار شد و همراه آن فرود آمد و اينك كه خود احمدى نژاد در حال افول است در افكار عمومى معلوم نيست چه مايه پذيراى وجودش در تهران باشد. خطر آنجاست كه مقتداصدر تاب شكست نياورد و آماده افراطى تازه يعنى رفتن و وابستن به حواشى القاعده شود كه معادل مى شود با سقوط به اسفل السافلين. چلبى كه پيش از او همين راه را رفت اين فضيلت را داشت كه خود را گم كند. مقتداصدر بعيد است كه آرام نشيند و راه اشتباه تازه بر او باز است.
بى ترديد آمريكا از اين غيبت يا فرار صدر و از طبيعت فعاليت هاى عناصر لشكر مهدى بهره بردارى خواهند كرد. به همين دليل است كه جمعى از مصلحان معتقدند نبايد بر همكارى صدر با ايرانيان صحه نهاد در عين حال احتمال مى دهند كه بعضى شاخه هاى درونى در اين خط بوده باشند.
جلال طالبانى رئيس جمهور عراق كه ارّه اى است نرم بر در سياست عراق و سعى مى كند شيعيان را تحبيب كند اظهار داشته است كه به سران مسئول لشكر مهدى دستور داده شده كه خود را كنار كشند و به تبعيد روند تا در كار اجراى طرح امن سازى اخير بغداد و حومه خللى روى ندهد.
روزهاى آينده شاهد اين عقب نشينى يا سرافكندگى ياران مقتداصدر از مواضع مهم سياسى خواهيم بود. شمار هواداران مقتداصدر را هيچ مرجعى نمى داند و همه جا رقم ده تا شصت هزار نفر سر زبان هاست؟! بر اين مريدان صميم و صادق كه ميراث پدر مرحوم مقتداصدر هستند چه خواهد گذشت؟ بگذريم از حقوق بگيران بند و بست چى لشكر وى و بيانديشيم به اكثريت ساده ولى كه جان و مال و حيثيات خود را اينك بر باد رفته مى بينند كه امثال آن در همه جا و نزد ما ايرانيان انقلاب كرده و به انحراف كشيده شد و در نزد اپوزيسيون اتكائى فراوان است.

در جبهه حزب الله و خمينى
حزب الله لبنان به خموشى و يا به كم تحركى مى رود. حماس و فتح نيز رام قرارداد مكه شده اند، مقتداصدر به فرار است. ولايتى وزيرخارجه سابق ايران و مشاور فعال حضرت رهبر وجود قتل عام تاريخى يهوديان را تصديق مى كند و چنان از اسرائيل ياد مى كند كه گوئى سالهاست احمدى نژاد بر كنار رفته است و نيز همو از قبول توصيه هاى روسيه و متوقف داشتن غنى سازى اورانيوم و مذاكره صميمانه با آژانس بين المللى انرژى اتمى و بالاخره از گسترش روابط اقتصادى با عراق بى هيچ بدخيالى حرف مى زند و بالاخره در باند غزه آرامشى پديد آمده است. چرا؟

حريم و حرم سنى ها:
آيا اينها همه معجزه سماجت پرزيدنت بوش است يا حاصل ديپلماسى فعال عربستان سعودى. الكساندر آدلر مفسر بزرگ فرانسوى معتقد است اين بار عربستان بدون اتكاء به آمريكا و حتى مصر مستقلاً عمل كرده است. گواينكه پذيرفتن اين نظريه آسان نيست ولى مى توان قبول كرد كه عربستان بيش از همه خود در خطر بود از باب پرنس هاى سعودى بنيادگرا و كمك هائى كه به القاعده مى كردند و نيز از باب گسترش شبكه نفوذ خزنده شيعيان وابسته به ايران كه لبنان و غزه و سوريه و عربستان و عراق را در اختيار داشته و هنوز بجانيد. عربستان كه نيز خود را پاسدار اسلام و پرد دار حرم كعبه مى داند مى ديد كه خلافت شيعه و يا قدرت امپراطورى پارسيان شيعه در راه است. پس بايد انتخابى كند.

اگر...
اگر سخنان ولايتى فهم رئيس جمهور احمدى نژاد شود. اگر رئيس جمهور احمدى نژاد با همه سخنوران و استراتژهائى كه از طرف او اين روزها در ميان قواى انتظامى و بسيجى ها فعال اند درك كرده باشد. اگر بى اعتنائى هاى مجلس را مزمزه كند و لحن رسانه هاى درون مرز را و حتى اگر اخبار و تفاسير اينترنتى را. شايد از آن حالت آتش به جانى دور شده شرفياب رهبر شود به قصد تعيين تكليف.

ملغنت رهبرى
بعيد است رهبر او را برنجاند. رهبر او را دوست دارد. هيچكس به ازو در خط او به وقتى كه لازم بود كار نكرده است. بنابرين بايد نه به استعفاى او بلكه به يافتن خبطى و خطائى بزرگ درو همت كند تا شرمسار نباشد. چه بسا به او ميدانى تازه دهد تا با نقطه نظرهاى ولايتى درافتد و مردم بيشترى از او دور شوند. شايد هم قاليباف رهبر را مدد كند به مدد ارقامى كه از او در پرونده هاى شهردارى بجاست. ولى بهانه هاى ديگر هم هست از جمله شورش سنيان در جنوب شرق ايران و يا طرح بندريا منطقه آزاد اروند رود (به اين مطلب بعدها بازمى آئيم كه در رابطه است احتمالاً با امتياز نفتى كه فرانسويان دارند در عراق در جزيره مجنون) و مانند آن. به هر حال احمدى نژاد در كار هولوكاست از سازمان ملل شكست خورد. در كار كنفرانس (جهان بدون اسرائيل) از حماس به دليل قرارداد خالد مشعل كه آمد ايران و وجوه را گرفت و به خدمت ملك عبدالله شد و بالاخره در اجراى برنامه هاى داخلى از مردم «نگاه كنيد به ده عكس از پائولو وود كه سيماى ايران امروز را نشان مى دهد در مجله تايم- ۲۶/۲/۲۰۰۷ و مى نمايد ايران در خط احمدى نژادها نيست.» بلوك شيعيان در جهان خاورميانه واقعيت يافته است. ايران شيعه بايد به مدارا رود. اين مدارا در ذات ايرانيان خسته از انقلاب و جنگ و بيدادگرائى نظام و فشار آمريكا و جنگ سرد جوانه زده است. در نبود يك اپوزيسيون واقعى نظام فقط به دليل نياز به سرپا ماندن پوست مى اندازد.

انتباه
خوزه ماريا ازنار نخست وزير سابق اسپانيا كه در وطن دوستى اش شك نبود و به سبب اشتباه گرفتن ضد اطلاعات به جاى اطلاعات سقوط كرد اخيراً گفت: در آن آغاز جنگ آمريكا با عراق همه فكر مى كردند سلاح هاى موسعاً مخرب در عراق وجود دارد پس اسپانيا هم به عراق قشون فرستاد... وقتى او چنين رودست خورد چنانكه ديگران هم خوردند تكليف ايران احمدى نژاد روشن است. چه كسى او را به دام آن شرارت و پريشانگوئى ها انداخت و چه كسى ممكن است او را براندازد؟

دوبلوك
اگر بلوك شيعه در خاورميانه موجوديتى يافته است بلوك سنى ها نيز در حال ظهور است. عربستان و تركيه و اردن هاشمى سنگ پايه آن اند و هر سه با اسرائيل در رابطه اند هر يك به صورتى. بايد ديد بلوك شيعه در اين زمينه چه قدم برمى دارد. اگر اين مهم سرآيد و روسيه ادعاى قيموميت نكند آمريكا ستيزى سست خواهد شد.

عربستان در برابر ايران و روسيه در گله از آمريكا
عربستان به طور قطع هزينه گزاف روياروئى با ايران ولائى را تقبل مى كند. از حركت انتفاضه تا به امروز عربستان تنها در مورد فلسطينى ها پانصد ميليون دلار هزينه كرده است ولى قرارداد مكه هزينه اى دو يا سه برابر اين مبلغ خواهد داشت. اين بهاى ماندن و بودن و نگهداشتن فلسطين در كنار عربستان و دور كردن حماس خالد مشعل و هانيه از آغوش ايران احمدى نژاد است و عربستان مضايقه ندارد. عربستان به جز مشكلات داخلى با چهار جبهه عراق و لبنان و فلسطين و ايران روياروست. همچنين مشكلاتى دارد در هضم نقطه نظرهاى آمريكائيان و اينجاست كه انتقادات مسكو را استقبال مى كند. پوتين افراط در حضور نظامى آمريكا را در خاورميانه و اروپاى شرقى و اعزام ناتو به افغانستان را نمى پسندد. پوتين آمريكائى را كه بترسد و بترساند نمى پسندد. پوتين دموكراسى تزئينى نوع عراق و افغانستان را نمى پسندند. پوتين طبع اقتدار ملى ملل خاورميانه را تائيد مى كند و زمان مى دهد به تحول طبع سياسى اين ملل و قدرت هاى برآمده از آنها. پس خوب كه بنگريم عربستان روزبروز درگيرتر مى شود در برابر ايران توسعه طلب كه به قول ياران احمدى نژاد بايد ۶۰ پايگاه در سراسر جهان عليه آمريكا بسازد و تعبيه كند و خوب تر كه بنگريم آمريكا در كار جنگ سرد عليه بنيادگرايان سعودى توفيقاتى به دست آورده و حداقل ملك عبدالله را متعهد مبارزه كرده است و سياست جنگ به هزينه ديگران در خاورميانه عربى ادامه دارد. در ساحل جنوبى خليج فارس امراى حاكم در التماس اند به ايران مهاجم روانى و متكى اند به حضور ناوبرها با قبول هزينه ها.

ايران در التهاب
بازار نگران، نظام در خوف، مخالفان خودى فعال و جبهه رياست جمهورى در تنگ نفسى است. پس حداقل انتظارى از بابت تعديل روش حكومت برجاست، مشكل حضرت رهبر در اين جاست كه مى ترسد خودش هم شامل اين تعديل شود. احمدى نژاد اين را مى داند و به گوش رهبرى مى خواند كه قواى انتظامى ناراضى است.
مردم ايران كه از مصادره هاى بى حساب و كتاب و قتل و غارت و محاكمات بى سروته سال هاى انقلاب خاطره خوش ندارند جنگ درون نظام را اهميت نمى دهند. مخالف رجزخوانى هاى رئيس جمهورى اند و به قرار گزارشگران خارجى مثل (ونسان دولون در JDD، مورخ يكشنبه ۱۸/۲/۲۰۰۷) و به قول همه جرايد داخلى تنها در يك مورد پشت سر دولت اند آن هم به وقت قطعى شدن حمله آمريكا.
كسبه دريافته اند كه حساب بانكى اصلى را در دوبى داشته باشند و سياست نبازند و ميدان رسانه هاى دولتى را در دست دولت ببينند ولى روز عشاق (سن والنتين) را از طريق ويترين هاى خود بزرگ بدارند. وقتى حكومت از عقلانيت دولتى فاصله گيرد و بنام مردم از سر خود گُنده بينى هل من مبارز طلبد مردم از اين چنين دولت فاصله مى گيرند و خر خود را مى رانند. احمدى نژاد تورم را نه تنها افزوده بلكه آن را ذاتى اقتصاد ما كرده است.
خوب توجه كنيم توليد نفت روبنقصان نهاده و پالايشگاه هاى ايران ظرفيت كافى ندارند. پس بايد كم (و گاه ارزان تر) بفروشند و نفت سفيد و بعض فرآورده هاى ديگر را به بهاى گزاف بخرند. ايران در التهاب است. در بازار تهران جرأت دست زدن به معاملات بزرگ كشته شده و خريد كالاهاى مصرفى خانواده ها كاستى گرفته است. كسبه با احتياط و در خط باريكى مى روند. خريد نوروزى در تأخير است به نسبت سال پيش و به قرار همه رسانه ها نرخ موادغذائى به خصوص سبزى ها و پاگوشتى ها دو برابر شده است. يعنى مهار تورم از عهده دولت خارج است. طرفداران رئيس جمهورى كه مى خواست پول نفت را به سفره مردم آورد طبعاً دريافته اند كه قدرى از مواد سفره آنها در جاى ديگر خرج يا لُفت و ليس شده است. به طور قطع احمدى نژاد به نظام خود خدمت نكرده و آن را ملتهب ساخته است و آنها كه به او رأى داده اند از خود مى پرسند چرا؟ و تغيير جبهه داده آب در آسياب مخالفان مى ريزند.
آمريكا با متوقف كردن فعاليت هاى بانك سپه و تجارت خارجى ضربه اى مؤثر و انتباه انگيز به نظام زده است تا شوراى امنيت ملى را به خود آورد. هيچكس به قدر لاريجانى كه شاهد كاهش خريد و ورود مواد و مصالح لازم براى ادامه برنامه هاى هسته اى و خفقان اقتصادى است نگران نيست. كارگزاران روزنامه اعتدالى مى نويسد بوش با حمله به عراق نشان داد كه حمله به ديگران را هم مى تواند در سر بپروراند. احمدى نژاد در سر سال انقلاب اسلامى از تندگوئى هاى معمولى خوددارى كرد. تير ملامت به احمدى نژاد از هر طرف روان است. هولوكاست و بمب اتم و حرف هاى زيادى و نامه پراكنى اسباب انتقام از مردى كه تقلبات انتخاباتى را صحه نهاد و بد كرد و بد گفت شده است. ايران در التهاب است.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
خواندنيها
طنز
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
گزارش
بازتاب
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   خواندنيها   •   طنز   • 
•   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   ورزش   • 
•   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   با نيمروز   •   حوادث   •   فال هفته   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •