|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
پدرجنايتكار، نوزاد چهارماهه اش را كشت
وقتى پسرك تازه داشت لبخند زدن را مى آموخت، دستان بى مهر پدر حتى فرصت خنديدن را از او گرفت و به زندگى كوتاه او پايان داد. اين خبر تلخ روز ۱۷ بهمن ماه سال جارى به مأموران پليس شيراز اعلام شد و پليس پدر متهم به قتل را بازداشت كرد.
صبح روز سه شنبه زنى گريان با مأموران كلانترى ۱۷ شيراز تماس گرفت و گفت شوهرش پسرك چهارماهه آنها را به قتل رسانده است. بلافاصله بعد از در جريان قرار گرفتن مأموران آنها به محل حادثه واقع در يكى از خيابان هاى مركزى شيراز رفته و با جسد غرق در خون پسر چهارماهه اى روبه رو شدند كه صورتش كاملاً كبود شده بود. بنابراين نورالله پدر نوزاد دستگير و جسد پسر چهارماهه به پزشكى قانونى انتقال يافت.
نورالله بعد از دستگيرى به مأموران گفت: هيچ پدرى قصد كشتن فرزندش را ندارد. من هم كنترل خودم را از دست دادم و از حادثه اى كه براى پسرم اتفاق افتاده به شدت ناراحتم. پسرم گريه مى كرد و من ابتدا سعى كردم او را آرام كنم اما وقتى آرام نشد او را به زمين كوبيدم. مى خواستم از اين راه براى آرام كردنش استفاده كنم اما يكدفعه غرق در خون شد.
اين در حالى است كه پليس در تحقيقات خود دريافت نورالله قبلاً نيز پسرك چهارماهه را كتك زده و سابقه اين كار را داشته است.
مادر اين پسربچه گفت: شوهرم قبلاً هم پسرمان را كتك زده بود، او موقع گريه كردن پسرمان عصبى مى شد من هميشه مراقب بودم كه هيچ اتفاقى براى فرزندمان نيفتد، من هيچ وقت پسرم را تنها نمى گذاشتم، چون مى دانستم ممكن است شوهرم بلايى سرش بياورد، به همين خاطر هميشه او را پيش خودم نگه مى داشتم.
اين زن ادامه داد: روز حادثه پسرم و شوهرم در اتاق خواب بودند، من براى انجام كارى از خانه خارج شدم، در حياط بودم به محض اينكه صدايش را شنيدم خودم را به داخل خانه رساندم، اما ديدم، نورالله او را بالاى سرش گرفته و قصد دارد به زمين بكوبد همين كه به طرف شوهرم رفتم او را به زمين كوبيد و پسرم در يك لحظه غرق در خون شد. از سويى پزشكى قانونى پس از انجام آزمايش هاى تخصصى علت اصلى مرگ پسر چهارماهه را خونريزى شديد مغزى و شكستگى جمجمه اعلام و وجود آثار جراحت بر بدن اين كودك را نيز تأييد كرد.
بنا بر اين گزارش تحقيقات از نورالله همچنان ادامه دارد.
|
|
|
|
|
آغاز تحقيقات درباره ارتباط جنايت نواب با قتل زن جوان در فرمانيه
سطرهاى مشابه دو پرونده جنايى هولناك
كارآگاهان جنايى تهران در جريان تحقيقات خود براى افشاى راز قتل مرد ناشناس كه جسدش در بزرگراه نواب پيدا شد به اين فرضيه رسيدند كه اين جنايت با قتل زن ديگرى در فرمانيه در ارتباط است. به گزارش رسيده جسد مرد ناشناسى در حالى كه سر از تنش جدا شده بود ساعت ۸/۱۵ روز چهارشنبه هفته گذشته در مقابل مجتمع الوندسه واقع در بزرگراه نواب كشف شد و كارآگاهان در بررسى هاى اوليه خود دريافتند جسد توسط حداقل ۲نفر با يك خودرو به اين محل منتقل شده است.
كارآگاهان همچنين متوجه شدند هيچگونه اثرى از جراحت يا درگيرى روى جسد ناشناس و بدون سر وجود ندارد به همين خاطر نحوه قتل او تبديل به يكى از رازهاى دشوار اين پرونده جنايى شد.
معماى ديگرى كه پليس جنايى تهران براى رازگشايى آن با مانع مواجه شدهويت مقتول بود. هيچگونه كارت شناسايى همراه قربانى نبود و قاتلان با بريدن سر او امكان افشاى هويت قربانى شان را دشوارتر كرده بودند. در اين ميان توجه پليس به انگشترى انگشت دست چپ مقتول جلب شد و كارآگاهان متوجه شدند اين انگشت وى ناخن ندارد.
به رغم وجود اين نشانه از آنجايى كه در ميان فهرست مردان ناپديد شده فردى با اين ويژگى وجود نداشت هويت مقتول باز هم ناشناخته باقى ماند و افسران تحقيق تمام مشخصات جسد را ثبت كردند تا در صورت اعلام گزارش ناپديد شدن فردى با اين ويژگى ها بتوانند او را شناسايى كنند.
در همان شرايط كه تيمى از كارآگاهان جنايى تهران در بزرگراه نواب در حال بازرسى و كاوش در اطراف محل كشف جسد بودند تا شايد به سرنخى دست يابند تيم ديگرى از افسران دايره ۱۰ پليس آگاهى راهى فرمانيه شدند تا تحقيقات خود را درباره جنايتى ديگر آغاز كنند.
در اين جنايت كه ساعت ۱۱ صبح حدود ۳ ساعت پس از كشف جسد مرد ناشناس به پليس گزارش شد، زنى ناشناس به طرز فجيعى به قتل رسيده و بخشى از جسد تكه تكه اش در كيسه زباله جاسازى شده بود.
حسن ۲۲ ساله از سرايدار يك منزل مسكونى در خيابان وطن پور فرمانيه نخستين فردى بود كه اين جسد را پيدا كرد.
زمانى كه كارآگاهان خود را به محل كشف جنازه رساندند حسن به آنها گفت: من كيسه هاى زباله را كه مقابل منزل پشت شمشادها بود برداشتم و به سر كوچه منتقل كردم تا كارگران شهردارى آنها را ببرند اما ناگهان متوجه شدم دست يك انسان داخل يكى از كيسه ها است. من كه به شدت وحشت كرده بودم بلافاصله با پليس ۱۱۰ تماس گرفتم و موضوع را گزارش دادم.
كارآگاهان با باز كردن كيسه حاوى جسد دو دست انسان كه از بازو قطع شده بود و مقدارى لباس خون آلود زنانه پيدا كردند.
در حالى كه هيچ نشانه اى كه هويت مقتول و جنسيت او را فاش كند وجود نداشت كارآگاهان با توجه به لباس هاى داخل كيسه زباله احتمال دادند وى زن باشد.
به اين ترتيب تكه هاى جسد كشف شده براى انجام آزمايش DNA و تعيين قطعى جنسيت مقتول به پزشكى قانونى فرستاده شد.
پس از آن كه دو تيم ويژه مبارزه با قتل پليس آگاهى تهران تحقيقات اوليه خود را درباره جنايت هاى نواب و فرمانيه به پايان رساندند به بررسى مجدد اطلاعات ثبت شده در پرونده پرداختند و به شواهدى دست يافتند كه احتمال ارتباط اين دو جنايت را با يكديگر مطرح مى كرد.
كشف دو جسد در فاصله زمانى كوتاه نخستين دليلى بود كه جرقه اين فرضيه را در ذهن كارآگاهان ايجاد كرد. از سوى ديگر هر دو مقتول مثله شده بودند و نحوه وقوع قتل حكايت از آن داشت كه قاتلان تلاش خود را براى پنهان كردن هويت مقتولان به كار گرفته اند. ارتكاب چنين جنايت هاى دلخراشى بى شك نياز به انگيزه هاى قوى دارد و مسائل ناموسى و اختلافات ريشه دار از محتمل ترين انگيزه ها براى اين دو جنايت است.
اكنون پليس جنايى تهران مشغول تحقيق در اين رابطه است كه آيا زن و مرد ناشناس يكديگر را مى شناخته اند و نقشه قتل آنها از سوى يك نفر طراحى شده است يا اينكه تمام تشابه هاى موجود در دو پرونده اتفاقى است و آنان بايد به دنبال شواهد و نشانه هاى ديگر باشند.
|
|
|
|
|
همسركشى به خاطر سوءظن
مرد ۸۵ساله همسر ۷۰ساله اش را از پاى درآورد
مرد ۸۵ساله اى به خاطر سوءظن به همسر ۷۰ساله اش او را با ضربات ساتور به قتل رساند.
به گزارش رسيده صبح روز يكشنبه هفته گذشته به كارآگاهان ويژه قتل پليس استان تهران اطلاع دادند زن مسنى در خانه خود واقع در شهرستان حيدرآباد حصارك به قتل رسيده است.
پس از اين تماس كارآگاهان بلافاصله به محل جنايت رفتند و جسد اين زن را در حالى كه ملحفه سفيدى روى آن كشيده و در پاسيو خانه رها شده بود پيدا كردند. بررسى هاى اوليه مشخص كرد مقتول زن ۷۰ ساله اى به نام اقدس است كه آثار اصابت ضربات جسمى تيز و برنده در بدنش وجود دارد.
متخصصان تشخيص هويت در نظريه ابتدايى خود اعلام كردند مدت زيادى از مرگ مقتول نمى گذرد. از سويى كارآگاهان با جستجو در خانه هيچ نشانه اى از اينكه از منزل اقدس سرقت انجام شده باشد به دست نياوردند.
همچنين دست نخورده بودن قفل درهاى ورودى حكايت از آن داشت كه مقتول، قاتل خود را از پيش مى شناخته و عامل جنايت به راحتى وارد قربانگاه شده است. نحوه قتل و رها شدن جسد بر اين فرضيه مهر تائيد مى زد چرا كه هيچ نشانه و علامتى كه دال بر مقاومت اقدس در برابر قاتل باشد وجود نداشت.
با به دست آوردن اين جزئيات كارآگاهان فرضيه اى را مطرح كردند و احتمال دادند كه اقدس از سوى مردى آشنا غافلگير شده و به قتل رسيده و انگيزه اين جنايت انتقام جويى يا اختلافات شخصى بوده است. در اين ميان ظن پليس به شوهر مقتول كه مردى ۸۵ ساله به نام كرم بود جلب شد اين مرد در خانه حضور نداشت و كارآگاهان احتمال مى دادند وى پس از قتل همسرش فرار كرده است. با طرح اين احتمال كارآگاهان تحقيقات خود را براى دستگيرى كرم آغاز كردند و بالاخره موفق شدند او را پشت ميز بازجوئى بنشانند. مرد ۸۵ساله كه ابتدا اتهام قتل را منكر مى شد در جريان بازجوئى هاى ويژه پليس به جرم خود اعتراف كرد.
كرم درباره قتل همسرش گفت: مدت ها بود كه به اقدس شك داشتم و فكر مى كردم او با مردى رابطه پنهانى برقرار كرده است. رفتارهاى همسرم شك مرا بيشتر مى كرد و به همين خاطر موضوع را با وى در ميان گذاشتم و از او خواستم درباره اعمال و رفتارش توضيح دهد اما اقدس به من بى محلى كرد و اين موضوع باز هم به شك من افزود.
مرد ۸۵ ساله ادامه داد به اين ترتيب اختلافات من و همسرم شدت گرفت و تقريباً ما هر روز با يكديگر مشاجره و درگيرى داشتيم و هر وقت با اقدس درباره روابط مشكوكش صحبت مى كردم او سعى مى كرد با جواب هاى سربالا مرا قانع كند كه بى دليل به وى مظنون شده ام.
روز حادثه صبح زود هنگامى كه همسرم از خواب بيدار شد و به پاسيو رفت من فرصت را براى انتقام گيرى از او مناسب ديدم. من زمانى كه فهميدم صحبت كردن با همسرم بى فايده است و از سويى شك ام نسبت به وى شدت گرفته بود نقشه قتلش را طراحى كرده بودم. براى همين به دنبال وى به داخل پاسيو رفتم و با ساتور ضربه اى به سرش زدم.
اقدس بلافاصله بيهوش شد و روى زمين افتاد من نيز با چاقو چند ضربه به وى زدم و پس از آن كه از مرگ اقدس مطمئن شدم ملحفه اى سفيد روى جسد انداختم و از خانه خارج شدم. بنابر اين گزارش هم اكنون تحقيقات از قاتل ۸۵ساله ادامه دارد.
|
|
|
|
|
ابهام در پرونده مرگ مرموز دزد كبوترها
آيا جلال همدست خود را از پشت بام به پايين پرت كرده است؟
كارآگاهان پليس آگاهى در حال تحقيق از شرورى هستند كه متهم است در جريان يك سرقت همدست خود را به قتل رسانده است.
به گزارش رسيده نيمه شب ۱۷ تيرماه سال جارى ساكنان كوچه اى در نارمك تهران ناگهان صداى فرياد و افتادن شيئى روى زمين را شنيده و سراسيمه به خانه اى كه صدا از آنجا به گوش رسيده بود دويدند اما هرچه در زدند كسى به آنها پاسخ نداد براى همين چند نفر از اهالى محل از روى ديوار به داخل خانه رفتند و ناگهان با جسد غرق در خون پسرى جوان مواجه شدند.
مرگ مشكوك
پس از اين حادثه بلافاصله مأموران كلانترى نارمك كه از طريق پليس ۱۱۰ در جريان ماجرا قرار گرفته بودند در خانه مورد نظر حاضر شدند و در بررسى هاى اوليه پى بردند مقتول جوانى به نام مهدى است كه به انگيزه سرقت كبوترهاى صاحبخانه در نبود او وارد منزل شده و در حين بالا رفتن از ديوار به طرز مشكوكى به پايين سقوط كرده و جان باخته است. كارآگاهان در ادامه به شواهدى دست يافتند كه نشان مى داد مهدى همدست ديگرى نيز داشته كه پس از وقوع حادثه كبوترها را دزديده و فرارى شده است. در حالى كه تحقيقات درباره مرگ مرموز مهدى ادامه داشت خانواده او مدعى شدند دوست پسرشان به انگيزه تصاحب تمام كبوترها مهدى را به قتل رسانده است. پس از طرح اين ادعا كارآگاهان به تحقيقات خود ادامه دادند و ۵ جوان را كه روز حادثه همراه مهدى بودند شناسايى و دستگير كردند.
اين ۵ متهم در جريان بازجوئى ها فردى به نام جلال را به عنوان متهم اصلى معرفى كردند و گفتند: ما ۷ نفر روز حادثه به قصد سرقت به خانه مورد نظر رفتيم و در حالى كه ما بيرون منتظر بوديم جلال و مهدى وارد منزل شدند. پس از سقوط مهدى ما از ترس فرار كرديم و نمى دانيم اين حادثه چگونه اتفاق افتاد و جلال با كبوترها چه كار كرد. به اين ترتيب بررسى هاى پليس براى شناسايى محل اختفاى جلال ادامه يافت.
اراذل و اوباش
ساعت ۲۳/۳۰ روز ۱۴ آبان ماه سال جارى در حالى كه جلال همچنان فرارى بود به كلانترى نارمك خبر رسيد ۷ تن از اراذل و اوباش در خيابان ۸ مترى انبار واقع در خيابان كرمان با ايجاد رعب و وحشت و عربده كشى مسير عبور و مرور را مسدود كرده اند.
با اعلام گزارش مأموران كلانترى به محل مورد نظر رفتند اما پيش از رسيدن آنها اراذل و اوباش فرارى شده بودند. در اين ميان مأموران موفق شدند هويت ۶ نفر از متهمان را فاش و آنها را كه ۱۷ تا ۲۱ سال سن داشتند دستگير كنند. اين متهمان پس از انتقال به كلانترى به جرم خود اعتراف كردند و گفتند سردسته باند آنها جوان ۲۲ ساله اى به نام جلال است.
كارآگاهان با انجام چهره نگارى از جلال متوجه شدند او همان متهم به قتل فرارى است كه به همراه يكى از همدستان خود به نام على در خانه اى در قيامدشت زندگى مى كند.
دستگيرى
با به دست آمدن نشانى محل اختفاى جلال مأموران با اخذ نيابت قضائى به آنجا رفتند اما متوجه شدند جوان ۲۲ ساله و همدستش از آن خانه نيز گريخته و به محل نامعلومى رفته اند. پس از آنكه عمليات پليسى براى دستگيرى سارق متهم به قتل باز هم به بن بست خورد، مأموران درصدد فرصتى ديگر براى به دام انداختن جوان فرارى برآمدند تا اينكه روز ۱۷ بهمن ماه اهالى نارمك كه پيش از اين جلال را در جريان عربده كشى و شرارت هايش ديده بودند بلافاصله موضوع را به پليس گزارش دادند. با حضور مأموران در محل جلال پا به فرار گذاشت و پس از آنكه وارد يك منزل مسكونى شد به پشت بام رفت تا از اين طريق خودش را از چنگ مأموران نجات دهد اما سرانجام پس از دو ساعت تعقيب و گريز اين بار وى دستگير و به پليس آگاهى منتقل شد و پس از آن مأموران توانستند همدست فرارى اش را نيز به تله بيندازند.
بنابراين گزارش هم اكنون بازجوئى ها از جلال به اتهام قتل مهدى، ارتكاب سرقت، زورگيرى، شرارت و... آغاز شده تا مشخص شود آيا اين متهم همدست خود را از پاى درآورده يا مرگ مهدى فقط يك اتفاق بوده است.
|
|
|
|
|
هفت كارگر رستوران چينى ها در آلمان به قتل رسيدند
جنايت در محله چينى ها
اقدام جنايتكارانه گروه مافيايى چينى باعث كشته شدن ۷ كارگر يك رستوران كوچك چين در شهرى در شمال آلمان شد. به گزارش رويترز پليس آلمان پس از يافتن اجساد غرق در خون ۶ كارگر چينى رستوران «لين يوهه» و پيكر نيمه جان يك كارگر ديگر كه به شدت مجروح شده بود تحقيقات گسترده اى را براى شناسايى قاتلان آغاز كرده است.
رستوران چينى هاى لين يوهه در شهر كوچك سيتن سن كه در جاده اى بين دو شهر هامبورگ و برمن قرار دارد محل تفريح عده زيادى از مردم هامبورگ است.
جسد ۳ مرد و ۳ زن چينى از سوى شوهر يكى از مقتولان در نيمه شب يكشنبه گذشته در گوشه اى از رستوران پيدا شد. اين مرد به دنبال همسرش رفته بود تا وى را به خانه برساند اما ناگهان با اين اجساد روبه رو شد.
مرد چينى پس از مواجهه با صحنه فجيع قتل همسرش و ساير كارگران اين رستوران پليس سيتن سن را در جريان گذاشت.
با انتقال هفتمين قربانى اين جنايت به بيمارستان پليس اميدوار بود بتواند در صورت بازگشت هوشيارى اين مرد اطلاعاتى در خصوص قاتلان به دست آورد ولى با مرگ وى اكنون اميد پليس به دختربچه ۲ ساله اى است كه تنها شاهد اين قتل بوده است.
هرچند كشف اطلاعاتى قابل توجه از اين كودك ۲ساله بعيد به نظر مى رسد.
سخنگوى پليس آلمان با اعلام اين نكته كه سابقه تبهكارى به صورت شاخه هاى مافيايى چينى در آلمان بسيار كم مشاهده شده است به خبرنگار روزنامه بيلد آلمان گفت: نزديك به يك درصد جرايم تبهكارى و جنايى آلمان را در سال ۲۰۰۵ تبعه هاى چينى اين كشور انجام داده اند و در اين جنايت ردپاى برخى گروه هاى تبهكارى معروف كه در سراسر اروپا فعاليت مى كنند ديده مى شود.
گفته مى شود برخى گروه هاى مافيايى چينى از هموطنان خود كه به كارهاى مختلف در آلمان مشغول هستند حق حساب مى گيرند و با ارعاب و تهديد آنها امورات خود را مى گذرانند.
هم اكنون پليس آلمان با گردآورى مدارك و شواهد موجود تحقيقات گسترده اى را براى شناسايى رد اين باند تبهكار مافيايى آغاز كرده است.
|
|
|
|
|
زن ۶۰ ساله قربانى سرقت مرگبار شد
قتل زن ۶۰ ساله كه در منزل مسكونى اش از پاى درآمده است پليس را با معماى جنايى تازه اى مواجه كرد.
به گزارش رسيده ساعت ۱۲/۱۵ روز دوشنبه مرد مسنى در حالى كه به شدت مضطرب بود با مركز فوريت هاى پليس ۱۱۰ تماس گرفت و از قتل همسرش خبر داد.
مقتول زن ۶۰ ساله اى به نام منصوره بود كه جسدش در آشپزخانه رها شده و آثار اصابت جسمى نوك تيز در گردن و مچ دست چپش مشهود بود.
كارآگاهان در بازرسى از صحنه قتل با توجه به اظهارات شوهر مقتول پى بردند قاتل يا قاتلان سه انگشتر طلاى منصوره را از دستش خارج كرده و سپس با جستجو در خانه مقتول و به هم ريختن اسباب و اثاثيه مبلغ ۴۰ هزار تومان به سرقت برده اند.
شوهر مقتول به كارآگاهان گفت: من طبق معمول صبح زود از خانه خارج شدم و وقتى به منزل بازگشتم هرچه زنگ زدم منصوره در را باز نكرد. براى همين با كمك همسايه ها از طريق خانه آنها وارد منزل خودم شدم.
من ابتدا تصور مى كردم منصوره براى انجام كارى از خانه خارج شده است اما وقتى به جستجو داخل منزل پرداختم ناگهان جسد همسرم را در حالى كه خون آلود بود پيدا كردم.
كارآگاهان در ادامه متوجه شدند هيچ نشانه اى از اينكه قاتل يا قاتلان با توسل به زور وارد خانه منصوره شده اند، وجود ندارد و به احتمال زياد زن ۶۰ ساله از قاتلان خود به عنوان مهمان استقبال كرده است.
به اين ترتيب پليس طى فرضيه اى احتمال داد فرد يا افرادى كه از پيش منصوره را مى شناختند و از تنها بودن وى در منزل اطلاع داشتند به انگيزه سرقت وارد خانه او شده و نقشه خونين خود را به مرحله اجرا درآورده اند.
سرهنگ مهدى احمدى -رئيس مركز اطلاع رسانى نيروى انتظامى تهران بزرگ- با بيان اينكه تحقيقات براى افشاى راز قتل زن ۶۰ ساله ادامه دارد، گفت: تاكنون هيچ فردى به عنوان مظنون در اين پرونده دستگير نشده است اما افراد نزديك به مقتول تحت نظر قرار دارند.
|
|
|
|
|
متهم به قتل در جلسه دادگاه مدعى شد
صفورا فرمان قتل شوهرش را صادر كرد
زن جوان كه با همدستى پسرخاله اش، براى ازدواج با مرد مورد علاقه خود نقشه قتل شوهرش را طراحى كرده بود، در جلسه محاكمه منكر اتهامش شد.
به گزارش رسيده، در ابتداى جلسه دادگاه كه هفته گذشته در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران برگزار شد، نماينده دادستان گفت: دوم آذرماه سال ۸۳ جسد مردى به نام محمد در باغى در قيامدشت پيدا و با كشف جسد تحقيقات گسترده مأموران براى شناسايى عامل قتل آغاز شد. پليس در تجسس هاى اوليه، يك موتورسيكلت كه چندصدمتر آن طرف تر از جسد افتاده بود پيدا كرد و اين اولين سرنخ مأموران براى پيدا كردن عامل اين جنايت هولناك بود.
با بررسى شماره موتور مأموران دريافتند موتور متعلق به پسر جوانى به نام نعيم است كه با همسر محمد نسبت دارد. بنابراين نعيم براى تحقيقات بيشتر دستگير شد. وى در بازجوئى ها به قتل محمد اعتراف كرد و گفت: من با توطئه دخترخاله ام اين كار را كردم و براى به قتل رساندن شوهرش ۲۰۰ هزار تومان هم از او پول گرفتم.
در ادامه جلسه دادگاه فرزندان محمد به عنوان ولى دم در جايگاه حاضر شدند و براى قاتل پدرشان تقاضاى قصاص كردند.
اين متهم اتهام قتل عمد را پذيرفت و گفت: دو ماه قبل از اينكه محمد را بكشم، دخترخاله ام صفورا از شوهرش به من گله كرد، هر بار كه مرا مى ديد گريه و التماس مى كرد و مى گفت شوهرش او را آزار مى دهد، من مى دانستم او با مردى به نام ابراهيم رابطه دارد و هيچ علاقه اى به شوهرش ندارد. صفورا آنقدر التماس كرد تا من تسليم شدم، يك روز قبل از حادثه براى مصرف مواد مخدر شيشه محمد را به باغى دعوت كردم، من توانسته بودم اعتمادش را جلب كنم، به همين دليل آن روز به او گفتم فردا هم به همان جا بيايد تا با هم كراك مصرف كنيم روز بعد وقتى محمد به محل قرار آمد، با ضربات چاقو او را به قتل رساندم، ما با هم درگير شديم از اتفاقى كه افتاده بود به شدت ترسيده بودم به همين خاطر بدون اينكه سوار موتورم شوم، پا به فرار گذاشتم.
من اسير توطئه دخترخاله ام شدم و او مرا اغفال كرده بود.
پس از طرح دفاعيات متهم رديف اول ابراهيم، متهم رديف دوم در جايگاه قرار گرفت و اتهام خود را منكر شد. او گفت: من صفورا را نمى شناختم و هيچ رابطه اى هم با او نداشتم و اعترافات گذشته ام را قبول ندارم و نامه هاى عاشقانه اى كه در پرونده است، خودم براى خودم نوشتم.
در اين هنگام قاضى عزيزمحمدى از صفورا متهم رديف سوم خواست تا در جايگاه حاضر شود. وى گفت: من هم اتهام رابطه نامشروع و معاونت در قتل را قبول ندارم چرا كه در قتل شوهرم هيچ نقشى نداشتم، بيش از يك سال بود كه ابراهيم و پسرخاله ام را نديده بودم، پسرخاله ام با شوهرم مشكل داشت و آنها به خاطر اختلافى كه داشتند با هم دعوا كردند و نعيم به همين دليل او را كشت و من هيچ پولى به او ندادم.
بنابراين گزارش پس از پايان محاكمه ۵ قاضى شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران براى صدور رأى وارد شور شدند.
|
|
|
|
|
حكم مرگ براى قاتل دختر ۸ ساله
جوان جنايتكارى كه يك دختر ۸ ساله را به طرز فجيعى به قتل رسانده بود از سوى قضات دادگاه كيفرى استان هرمزگان به قصاص محكوم شد.
اين جنايتكار كه اكنون ۱۹ ساله است دو سال قبل دختر ۸ ساله اى به نام معصومه را ربود و به طرز دلخراشى به قتل رساند.
روز ۱۸ دى ماه سال ۸۳ مردى با مراجعه به پاسگاه انتظامى رودان هرمزگان از ناپديد شدن دختر خردسالش خبر داد و به اين ترتيب مأموران با در اختيار گرفتن عكس معصومه ۸ ساله تحقيقات خود را براى يافتن او آغاز كردند. چهار روز پس از اعلام گزارش ناپديد شدن معصومه مأموران جسد دختر خردسالى را در بيابان هاى اطراف رودان پيدا كردند كه طعمه حيوانات درنده شده و متلاشى شده بود.
پس از انتقال جسد به پزشكى قانونى مشخص شد جنازه متعلق به دختر ناپديد شده است و فردى ناشناس به طرز فجيعى او را از پاى درآورده است.
روى جسد معصومه آثار ضربات متعدد چاقو مشهود بود و حكايت از آن داشت كه دختر ۸ ساله با انگيزه كينه جويانه به قتل رسيده است.
در شرايطى كه كارآگاهان در جست وجوى قاتل معصومه بودند پسر خردسالى نزد مأموران مراجعه كرد و گفت چهار روز پيش معصومه را همراه با فردى به نام جابر ديده است.
اين پسربچه گفت: جابر دست معصومه را گرفته بود و او را دنبال خود مى كشاند.
در پى اظهارات اين كودك مأموران موضوع را با پدر مقتول در ميان گذاشتند و وى بلافاصله جابر را شناخت و گفت: من و جابر از مدت ها قبل با هم اختلاف داريم. درگيرى ما بر سر آب زمين كشاورزى مان آغاز شد و پس از مدتى او مقدارى از محصول زمين مرا دزديد و همين مسأله اختلاف هاى ما را بيشتر كرد.
با افشاى اختلاف جابر با پدر معصومه كارآگاهان بلافاصله سراغ اين مظنون كه در آن زمان نوجوانى ۱۷ ساله بود رفتند و وى را دستگير كردند.
جابر پس از آنكه پشت ميز بازجوئى نشست اتهام قتل را قبول كرد و در اعترافات تكان دهنده اى به تشريح انگيزه و نحوه كشتن دختر ۸ ساله پرداخت.
قاتل ۱۷ ساله در اعترافاتش گفت: من به خاطر اختلافاتى كه با پدر معصومه داشتم از او كينه به دل گرفتم و مى خواستم از وى انتقام بگيرم براى همين نقشه قتل دخترش را طراحى كردم.
وى افزود: روز حادثه به سراغ معصومه رفتم و به بهانه اى او را فريب دادم و به منطقه خلوت و بيابان كشاندم و با چندين ضربه چاقو وى را كشتم و سپس با تكه سنگ بزرگى به سر او كوبيدم و جسد را همان جا رها كردم تا طعمه حيوانات وحشى شود.
پليس پس از اعترافات اين نوجوان پى برد وى داراى انحراف اخلاقى است و چندين بار دست به كارهاى خلاف اخلاق زده و بسيارى از اهالى منطقه او را به عنوان فردى فاسد مى شناسند.
در حالى كه تحقيقات از جابر براى روشن شدن جزئيات بيشترى از اين جنايت هولناك ادامه داشت او با نشان دادن رفتارهاى غيرمعمول سعى كرد وانمود كند بيمار روانى است به همين خاطر بازپرس پرونده وى را براى تعيين سلامت روانى به پزشكى قانونى معرفى كرده و در نهايت براى آنكه مشخص شود آيا جابر واقعاً بيمار است او به يك بيمارستان روانى منتقل شد.
جابر دو هفته در بيمارستان زير نظر پزشكان قرار داشت و در نهايت آنها اعلام كردند علائمى وجود دارد كه نشان مى دهد اين نوجوان كندذهن است اما هيچ نشانه اى از ابتلاى وى به بيمارى حاد روانى وجود ندارد.
سرانجام با پايان يافتن تحقيقات مقدماتى پرونده جابر به دادگاه كيفرى استان هرمزگان فرستاده شد و او چند روز پيش پاى ميز محاكمه رفت.
در جلسه محاكمه جابر نماينده دادستان استان هرمزگان به طرح كيفرخواست پرداخت و گفت: متهم داراى انحراف اخلاقى است و در عين حال با خوى تبهكارانه خود و با انگيزه هاى شنيع و همچنين انتقام از پدر مقتول او را به قتل رسانده است.
وى افزود متاسفانه به دليل آنكه حيوانات درنده جسد مقتول را متلاشى كرده بودند تحقيق درباره انگيزه شيطانى قاتل ميسر نشد و به همين خاطر كيفرخواست فقط به اتهام قتل عمد عليه او صادر شده است. در ادامه جلسه دادگاه پدر معصومه نيز براى قاتل فرزندش درخواست اعدام كرد. سپس جابر با قرار گرفتن در جايگاه بار ديگر به تشريح جنايت خود پرداخت.
بنابراين گزارش قضات دادگاه كيفرى استان هرمزگان پس از محاكمه وى را به قصاص نفس محكوم كردند.
|
|
|
|
|
دستگيرى عامل جنايت در قهوه خانه در كمتر از ۶ ساعت
پسر جوانى كه در جريان نزاعى خونين در قهوه خانه، يكى از دوستان خود را به قتل رسانده بود ۶ ساعت پس از ارتكاب جنايت دستگير شد. به گزارش رسيده ساعت ۲۳ شنبه مسوولان بيمارستان تهرانپارس در تماس با كلانترى ۱۴۴ اطلاع دادند جوان ۲۰ساله اى بر اثر اصابت ضربه چاقو به كمرش به شدت مجروح شده و به بيمارستان انتقال يافته است. پس از اعلام اين گزارش بلافاصله گروهى از مأموران به محل حادثه رفتند و در تحقيقات خود دريافتند اين جوان جواد نام دارد و آثار ۵۰ ضربه چاقو خوردگى قبلى روى پيكرش مشهود است. مأموران كه متوجه شده بودند دو جوان موتورسوار به طرز مشكوكى در اطراف بيمارستان پرسه مى زنند و منتظر شنيدن خبرى از جواد هستند آنها را زير نظر گرفتند. ساعتى بعد پزشكان اعلام كردند جوان ۲۰ ساله به خاطر شدت جراحات جان خود را از دست داده است.
با مرگ جواد مأموران دو جوان موتورسوار را تحت بازجوئى قرار دادند و دريافتند مقتول زمان حادثه با دو نفر از دوستان خود به نام هاى حجت و جمال درگير شده و ضربه مرگبار را حجت به مقتول وارد كرده است. در شرايطى كه گذشت زمان فرصت فرار براى حجت را بيشتر مى كرد بلافاصله مأموران موضوع را به بازپرس كشيك اطلاع دادند و از وى مجوز بازرسى از مكانى را كه احتمال داشت قاتل فرارى در آنجا پنهان شده باشد دريافت كردند.
مأموران ابتدا جمال را دستگير كردند و با بازجوئى از وى متوجه شدند حجت به يك قهوه خانه رفته و در آنجا پنهان شده است. با افشاى اين موضوع پليس به سرعت راهى قهوه خانه مورد نظر شد و در حالى كه ۶ ساعت از وقوع جنايت مى گذشت حجت ۱۹ساله كه در پستوى قهوه خانه پنهان شده بود به دام افتاد.
متهم به قتل كه با گذشت ساعاتى از دستگير شدن هنوز از مرگ «جواد» مطلع نبود و فكر مى كرد فقط او را مجروح كرده است درباره نحوه درگيرى گفت: دو ماه قبل در جريان يك درگيرى، جواد پس از كتك كارى با جوانى به نام «يوسف» اقدام به شكستن دندان هاى وى كرد و من نيز كه شاهد اين دعوا بودم با مداخله، آنها را از يكديگر جدا كردم، اما «جواد» كه از هم محلى هاى من بود به اقدام من اعتراض كرد و قصد انتقام گيرى داشت، به طورى كه در شب حادثه در حالى كه با برادر صاحب كارم بعد از بازگشت از كار در كارگاه لوله كشى قصد استراحت در قهوه خانه را داشتيم، مقتول به همراه چهار تن از دوستانش جلوى در قهوه خانه آمد و از من خواست كه با او بيرون بيايم، اما من درخواست او را نپذيرفتم و از او خواستم كه حرفش را همانجا بزند.
متهم كه روى مچ دست راستش عبارت «كو رفيق؟» را خالكوبى كرده است ادامه داد: در اين حال جواد به محض ورود به قهوه خانه، دوستم را زير مشت و لگد خود گرفت و من كه مطمئن بودم اگر از در قهوه خانه بيرون بيايم، از سوى اين افراد مورد ضرب و جرح قرار مى گيرم، در حالى كه به شدت وحشت زده بودم، از پشت با چاقو به او ضرباتى وارد كردم و بلافاصله از محل متوارى شدم.
گزارش مى گويد: اين محل، قهوه خانه اى واقع در زيرزمين يك خانه مسكونى است و هيچ آثار خارجى از وجود چنين قهوه خانه اى وجود ندارد، به طورى كه قهوه خانه به پاتوقى براى جوانان خلافكار بدل شده بود و با دستور مقام قضائى اين قهوه خانه نيز از سوى نيروى انتظامى پلمب شد.
|
|
|
|
|
كلاهبردارى ۵۰۰ ميليون تومانى از حساب مشتريان بانك
سه جاعل حرفه اى با طرح نقشه اى حرفه اى موفق شدند ۵۰۰ ميليون تومان از حساب قرض الحسنه مشتريان بانك صادرات برداشت كنند.
به گزارش رسيده تحقيقات براى دستگيرى اين سه كلاهبردار از روز ۲۴ دى ماه سال جارى در پى اعلام گزارشى از سوى حراست بانك صادرات به اداره ۱۳ پليس آگاهى تهران آغاز شد. مسئولان حراست بانك صادرات در گزارش خود اعلام كردند افراد ناشناسى با استفاده از دفترچه هاى جعلى كه به طرز ماهرانه اى تهيه شده است توانسته اند مبلغ ۵۰۰ ميليون تومان از حساب ۴۰ مشترى بانك برداشت كنند.
پس از طرح اين شكايت تحقيقات گسترده اى براى پى بردن به نحوه كلاهبردارى و هويت كلاهبرداران آغاز شد و كارآگاهان متوجه شدند جاعلان حرفه اى با شگردى خاص مشخصات صاحبان حساب هاى قرض الحسنه را به دست مى آورند و سپس با جعل دفترچه حساب و گواهينامه اقدام به برداشت پول مى كنند. در شرايطى كه پليس در جستجوى ردپايى از كلاهبرداران بود دوربين مداربسته يكى از شعب بانك صادرات چهره يكى از آنان را ضبط كرد.
با به دست آمدن اين تصوير بلافاصله عكس مجرم فرارى كه تصور مى شد نام وى غلامرضا است به تمام شعب بانك صادرات سراسر كشور ارسال و از مسئولان شعبه ها درخواست شد در صورت مشاهده چنين فردى بلافاصله موضوع را به پليس ۱۱۰ اطلاع دهند.
چند روز پس از ارسال اين عكس مسئولان يكى از شعب بانك صادرات بندرعباس غلامرضا را مشاهده كردند و با درخواست كمك از پليس موفق به دستگيرى وى شدند.
غلامرضا كه هنگام دستگيرى با مشخصات فردى به نام فرج الله قصد داشت از حساب او پول برداشت كند پس از آنكه به تهران منتقل شد بلافاصله تحت بازجوئى قرار گرفت و به جرم خود اعتراف كرد.
اين مرد نام واقعى خودش را مهدى اعلام كرد و گفت: من و دو دوستم به نام هاى رامين و مجتبى با همكارى هم نقشه مان را اجرا مى كرديم.
وى افزود: من اوراق حاوى مشخصات صاحبان حساب قرض الحسنه را با شگردى خاص به دست مى آوردم و سپس آن را در اختيار رامين كه از جاعلان سابقه دار و حرفه اى است قرار مى دادم. رامين با وسايل و ابزار پيشرفته اى كه در اختيار داشت دفترچه حساب پس انداز جعل و سپس گواهينامه قلابى تهيه مى كرد و عكس مرا روى آن مى چسباند و من به بانك مى رفتم و از حساب ها پول برداشت مى كردم.
پس از اعترافات اين مجرم حرفه اى كارآگاهان در عملياتى ضربتى در روز شش بهمن ماه به خانه رامين واقع در سعادت آباد تهران رفتند و وى را نيز دستگير كردند.
رامين نيز در بازجوئى ها جرم خود را به گردن گرفت و گفت: ما كلاهبردارى هايمان را در بندرعباس آغاز كرديم و پس از آن مرتب به تهران و بندرعباس در رفت و آمد بوديم تا شناسايى نشويم.
وى افزود: ما در اين مدت ۵۰۰ ميليون تومان از حساب ۴۰ مشترى برداشت كرده و اين پول را بين خودمان تقسيم كرده ايم.
كارآگاهان پس از شنيدن اعترافات رامين توانستند چهار روز بعد مجتبى آخرين عضو باند را نيز دستگير كنند. مجتبى نيز اظهارات هم دستانش را تائيد كرد و گفت: پس از آنكه مهدى نام صاحبان حساب هاى قرض الحسنه را با شگرد خاص خودش به دست مى آورد ما با عنوان مأمور تهيه كارت هوشمند با آنها تماس مى گرفتيم و به اين بهانه كه مى خواهيم براى خودرو يا موتورسيكلت شان كارت هوشمند صادر كنيم ساير مشخصات شان مانند نام پدر، شماره شناسنامه و... را به دست مى آورديم تا رامين براى جعل مدارك هويتى و دفترچه حساب مشكل نداشته باشد.
وى افزود: از سوى ديگر پس از آنكه مهدى پول مورد نظرمان را به صورت تراول چك برداشت مى كرد آنها را به من مى داد و من وظيفه نقد كردن چك ها را به عهده داشتم.
در پى اعترافات سه متهم و افشاى نحوه كلاهبردارى پيچيده آنها پرونده به شعبه اول دادسراى ناحيه ۱۲ ارجاع شد و به دستور بازپرس پرونده هر سه متهم با قرار وثيقه راهى زندان شدند.
|
|
|
|
|
افشاى جزئيات تازه از جنايت در قيطريه
۳ماه پس از بازگشت به ايران در خانه اش كشته شد!
كارآگاهان با انجام تحقيقات درباره قتل مرد ميانسالى كه جسدش در خانه اش واقع در قيطريه پيدا شده بود به جزئيات تازه اى از زندگى او پى بردند. به گزارش رسيده جسد مقتول كه مردى ۴۶ ساله به نام جمشيد است صبح روز پنجشنبه گذشته در حالى كه دست و پايش با طناب به تخت بسته شده بود در آپارتمانش در قيطريه تهران پيدا شد.
كارآگاهان در تحقيقات اوليه متوجه آثار كبودى در اطراف گردن مقتول شدند و سرانجام دريافتند وى با يك زيرپيراهن خفه شده است. پليس كه مى دانست قاتل يا قاتلان بدون توسل به زور و به راحتى وارد خانه جمشيد شده اند به تحقيقات خود ادامه داد و به شواهدى دست يافت كه با تائيد اين فرضيه فاش مى كرد جمشيد از پيش قاتل يا قاتلان خود را مى شناخته و پيش از مرگ به عنوان مهمان از آنها پذيرايى كرده است.
كارآگاهان همچنين دريافتند جمشيد ۱۸ سال در خارج از كشور زندگى كرده و از سه ماه پيش به ايران بازگشته بود و از آن زمان در خانه مجردى زندگى مى كرده و دوستان وى مرتب به منزلش رفت و آمد داشتند.
پليس در ادامه متوجه شد جمشيد در طول سه ماه اقامتش در ايران سه مهمانى بزرگ برپا كرده بود. كارآگاهان كه احتمال مى دادند قاتل يا قاتلان از دوستان صميمى جمشيد و مهمانان ويژه جشن هاى بزرگ او هستند، در ادامه دريافتند انگشتر و ساعت مقتول نيز به سرقت رفته است، اما اين سرقت نمى توانست انگيزه جنايت باشد و به احتمال زياد كينه جوئى و اختلافات شخصى مرد ميانسال را طعمه مرگ كرده است.
در اين ميان اظهارات همسايه مقتول سرنخ تازه اى در اختيار پليس قرار داد و مأموران متوجه شدند به رغم آنكه جسد صبح روز پنجشنبه كشف شده جمشيد ساعت ۳ بامداد چهارشنبه از پاى درآمده است. همسايه مقتول به مأموران گفت: ساعت ۳ بامداد چهارشنبه صداى داد و فرياد جمشيد را كه با چند نفر ديگر درگير شده بود، شنيدم و حتى احساس كردم آنها مشغول زد و خورد با يكديگر هستند اما از آنجا كه فكر مى كردم اين موضوع يك مسأله شخصى است دخالتى نكردم تا اينكه صدا قطع شد. من فكر نمى كردم جمشيد كشته شده باشد.
بنابراين گزارش هم اكنون پليس با به دست آوردن اين سرنخ ها و جزئيات زندگى جمشيد در تلاش است تا راز قتل او را فاش كند.
در جزيره كيش اتفاق افتاد
گروگانگيران پسر ۹ ساله را كشتند
گروگانگيرانى كه پس از ناكامى در اخاذى ۱۰ ميليون تومانى از يك خانواده، كودك ۹ ساله وى را به قتل رسانده بودند، دستگير شدند. مأموران نيروى انتظامى كيش روز ۲۳ دى ماه سال جارى از ربوده شدن پسر ۹ ساله اى به نام سجاد مطلع شدند و تحقيقات خود را در اين رابطه آغاز كردند.
پدر سجاد كه پليس را در جريان گروگان گرفته شدن فرزندش قرار داده بود، گفت: «آدم ربايان در تماس با من براى آزادى پسرم درخواست ۱۰ ميليون تومان پول نقد كرده و گفته اند اگر اين پول را برايشان فراهم نكنم فرزندم را به قتل مى رسانند.»
پس از طرح اين شكايت كارآگاهان بلافاصله تحقيقات گسترده اى را براى شناسايى آدم ربايان و آزادى سجاد ۹ ساله آغاز كردند. پليس در مرحله اول تحقيقات خود دريافت ساعت ۱۶/۳۰ روز حادثه هنگامى كه سجاد از مدرسه به خانه بازمى گشت در بين راه از سوى دو نفر به زور سوار يك خودروى سوارى شده و به مكان نامعلومى انتقال يافته است.
كارآگاهان كه اميدوار بودند از طريق رديابى تلفنى بتوانند سرنخى از محل اختفاى آدم ربايان به دست آورند آموزش هاى لازم را به پدر كودك ۹ ساله ارائه دادند.
در اين ميان تماس هاى تلفنى گروگانگيران با پدر سجاد ادامه داشت تا اينكه پس از گذشت چند روز مأموران انتظامى كيش جسد پسربچه اى را كه كنار ساحل رها شده بود پيدا كردند و متوجه شدند اين جنازه متعلق به كودك ربوده شده است.
با قتل سجاد پرونده از حساسيت بيشترى برخوردار شد و كارآگاهان براى دستگيرى هرچه سريع تر عاملان اين جنايت دلخراش دامنه تحقيقات خود را گسترش دادند.
پليس با توجه به شواهد و سرنخ هاى موجود دريافت قاتلان پس از رها كردن جسد سجاد از كيش گريخته و در مكان ديگرى پنهان شده اند. رديابى هاى تخصصى كارآگاهان سرانجام آنان را به اين نتيجه رساند كه گروگانگيران جنايتكار در روستاى هشتبندى در شهرستان ميناب پنهان شده اند.
با افشاى اين موضوع اكيپى از مأموران با اخذ نيابت قضائى از بازپرس پرونده قتل سجاد راهى محل اختفاى متهمان شدند و هر دو آنها را دستگير كردند.
دو متهم پس از انتقال به پليس آگاهى كيش به جرم خود اعتراف كردند و گفتند: از آنجا كه مشكل مالى داشتيم تصميم گرفتيم با ربودن سجاد از خانواده اش اخاذى كنيم. ما از چند روز قبل از آدم ربايى پسر ۹ ساله را زير نظر داشتيم و مى دانستيم او هر روز پس از تعطيلى مدرسه به تنهايى به خانه بازمى گردد و سرانجام روز حادثه به زور وى را ربوديم و در تماس با خانواده اش درخواست ۱۰ ميليون تومان پول نقد كرديم اما پدر اين كودك هر روز تحويل پول را به آينده موكول مى كرد و ما بالاخره به اين نتيجه رسيديم كه وى موضوع را به پليس اطلاع داده و مى خواهد بدون آنكه پولى به ما بدهد باعث دستگيرى مان شود.
به همين خاطر در شرايطى كه سجاد ما را شناسايى كرده بود و در صورت رها كردن وى قطعاً به دام مى افتاديم تصميم گرفتيم او را بكشيم.
|
|
|
|
|
سرقت ۷۰۰ ميليون تومانى در چهار دقيقه
مردان ناشناس با حمله به يك جوان مبلغ ۹۲ ميليون ين ژاپن او را كه از سوى باجناقش براى وى ارسال شده بود به سرقت بردند. به گزارش رسيده ۲۰ روز پيش مأموران نيروى انتظامى مطلع شدند جوانى كه با ضربات چاقو به شدت مجروح شده و به بيمارستان انتقال يافته است.
با اعلام اين گزارش بلافاصله گروهى از مأموران به بيمارستان رفتند و به بازجوئى از مرد جوان پرداختند.
وى گفت: باجناق من در ژاپن كار مى كند. او چند روز پيش به من تلفن كرد و گفت: ۹۲ ميليون و ۱۰۰ هزار ين ژاپن كه معادل ۷۰۰ ميليون تومان است پس انداز كرده و مى خواهد آن را به خانواده اش تحويل دهد. باجناقم به من گفت اين مبلغ را به يكى از دوستان صميمى اش كه راهى ايران است مى دهد.
مرد مجروح ادامه داد: پس از گرفتن مشخصات دوست باجناقم امروز- روز حادثه- به فرودگاه مهرآباد رفتم و پول را تحويل گرفتم اما هنگامى كه سوار خودروى پيكانم در اكباتان در حال تردد بودم ناگهان يك مزدا راه را به من بست و چند مرد به سويم هجوم آوردند و با چاقو چند ضربه به من زدند و سپس پول ها را برداشتند و فرار كردند. تمام اين ماجرا در حدود چهار دقيقه به طول انجاميد و من كاملاً غافلگير شده بودم.
پس از اظهارات اين جوان مأموران تحقيقات خود را براى شناسايى سارقان آغاز كردند و هم اكنون بررسى هاى پليس در اين زمينه ادامه دارد.
|
|
|
|
|
ادعاى عجيب دو متهم كه قصد ربودن پسربچه اى را داشتند
دو مردى كه قصد ربودن پسربچه اى را داشتند پس از دستگيرى با رد اتهام آدم ربايى ادعاى عجيبى را مطرح كردند.
به گزارش ايسنا ساعت ۱۵/۲۰ روز ۲۱ بهمن ماه، مأموران كلانترى ۱۳۵ «آزادى» در جريان يك آدم ربايى در ميدان آزادى قرار گرفتند و بلافاصله به محل حادثه رفتند.
با حضور مأموران در محل، فردى به نام حميد گفت: به همراه همسر و پسربچه ام از ميدان آزادى قصد سفر به دشت مغان را داشتم كه ناگهان متوجه شدم دو تن قصد ربودن فرزندم را دارند و من با همكارى مردم موفق به دستگيرى آدم ربايان شدم.
با انتقال متهمان به كلانترى، تحقيقات پليسى در اين خصوص از آنها آغاز شد. يكى از متهمان به نام «حسين» كه مدت ۱۰ سال است به مواد مخدر اعتياد دارد، در جريان بازجوئى ها گفت: من قصد ربودن كودك را نداشتم، اما يك لحظه كه وى را در ميدان آزادى ديدم، احساس كردم پسر خودم است.
از سوى ديگر «عبدالله» نيز در جريان تحقيقات به مأموران گفت: به همراه «حسين» كه همشهرى ام است، قصد سفر به همدان را داشتيم كه ناگهان متوجه شدم وى از سوى مردم دستگير شده است.
زمانى كه براى پيگيرى موضوع به سمت او آمدم من نيز توسط مردم دستگير شدم.
بنا بر اين گزارش تحقيقات در اين رابطه ادامه دارد.
|
|
|
|
|
زن ۶۹ساله پيش از مرگ قاتلش را معرفى كرد
مردى كه در جريان درگيرى با زن عموى خود او را كشته بود از سوى كارآگاهان جنايى تهران دستگير شد.
به گزارش رسيده روز ۷ بهمن ماه كارآگاهان جنايى تهران از قتل زن ۶۹ساله اى به نام نجمه مطلع شدند.
اين زن پس از انتقال به بيمارستان فياض بخش به رغم تلاش پزشكان جان خود را از دست داد. به اين ترتيب تحقيقات ويژه پليس آغاز شد و كارآگاهان ابتدا پسر نجمه را به عنوان نخستين كسى كه پيكر نيمه جان مادرش را پيدا و به بيمارستان منتقل كرده بود تحت بازجوئى قرار دادند.
اين پسر جوان به مأموران گفت: هنگامى كه به منزل آمدم ناگهان مادرم را ديدم كه غرق در خون روى زمين افتاده بود.
وى افزود: مادرم هنوز زنده بود و به سختى نفس مى كشيد. من به سرعت او را به بيمارستان رساندم و مادرم قبل از مرگ به من گفت پسر عمويم يدالله به وى حمله كرده است.
كارآگاهان پس از شنيدن اظهارات پسر مقتوله بلافاصله جست وجوى خود را براى دستگيرى يدالله آغاز كردند و سرانجام موفق به دستگيرى او شدند. يدالله پس از انتقال به پليس آگاهى در جريان بازجوئى ها اتهام خود را پذيرفت و گفت: من سر ارث و ميراث با عمويم اختلاف داشتم و روز حادثه به خانه او رفتم تا بر سر اين موضوع با وى صحبت كنم. هنگامى كه به خانه عمويم رسيدم، متوجه شدم نجمه در منزل تنها است براى همين مشكلاتم را با او در ميان گذاشتم و زن عمويم شروع به نصيحت من كرد و حرف هائى زد كه هيچ ربطى به مشكلم نداشت. دقايقى بعد عصبانى شدم و به اين ترتيب درگيرى و مشاجره ما آغاز شد.
متهم به قتل ادامه داد: در جريان درگيرى يك لحظه نجمه را هل دادم و سر او به كمد اصابت كرد و خون جارى شد كه با ديدن اين صحنه به شدت وحشت زده شدم و در حالى كه اصلاً متوجه رفتارم نبودم چكشى پيدا كردم و با آن چند ضربه به سر وى زدم.
در حالى كه نجمه نيمه جان شده بود سه ميليون و دو هزار تومان پول نقد، دو گردنبند و چهار گوشواره طلا سرقت كردم و فرارى شدم.
بنابر اين گزارش هم اكنون تحقيقات از يدالله ادامه دارد.
|
|
|
|
|
مرگ مرد جوان در حين جراحى زيبايى
پزشك عمومى كه در مطب خودش به صورت غيرقانونى اقدام به عمل جراحى بينى مردى كرده و باعث مرگ او شده بود، هفته گذشته در شعبه ۳۹ دادگاه تجديدنظر استان تهران محاكمه شد.
به گزارش رسيده ساعت ۳۰/۸ شب ۱۹ آذرماه به مأموران خبر دادند مرد جوانى به نام فرهاد كه براى انجام عمل جراحى زيبايى به مطب خصوصى يك پزشك مراجعه كرده بود بر اثر تزريق بيش از حد داروى بيهوشى دچار عارضه قلبى شده و جان باخته است.
پس از اعلام اين خبر تحقيقات بازپرس ويژه پرونده در اين خصوص آغاز شد و جسد براى انجام آزمايشات تخصصى به پزشكى قانونى انتقال يافت. متخصصان پس از انجام بررسى هاى لازم اعلام كردند علت مرگ فرهاد عارضه حاد قلبى بر اثر تزريق بيش از حد داروى بيهوشى بوده است به همين خاطر پزشك جراح به دادسراى جنايى تهران احضار شد.
وى در دفاع از خود گفت: فرهاد يك روز قبل از حادثه به مطب من مراجعه كرد و قرار شد بينى او را جراحى كنم و ليفتينگ (كشيدن پوست) روى صورتش انجام دهم، من در مطبم يك تكنسين بيهوشى دارم كه همسر او هم متخصص بيهوشى است. آنها فرهاد را بيهوش كردند، بعد از پايان عمل حدود ساعت ۱۹ متوجه شدم بيمار دچار مشكل تنفسى شده است. ما بلافاصله او را به بيمارستان منتقل كرديم اما فوت كرد. پس از اظهارات اين پزشك تحقيقات بازپرس نشان داد هنگام عمل متخصص بيهوشى در مطب حضور نداشته و داروهاى خريدارى شده از سوى پزشك جراح با نسخه خود وى از داروخانه تهيه شده است. اين در حالى است كه پزشك عمومى دو بار پيش از اين نيز به خاطر تخلفات پزشكى محكوم شده بود.
پس از تكميل پرونده و ارسال آن به دادگاه عمومى پزشك عمومى كه غيرقانونى جراحى مى كرد، به پرداخت ديه كامل يك مرد و چهار ميليون ريال جزاى نقدى به خاطر جنبه عمومى جرم محكوم شد اما با اعتراض طرفين دعوا پرونده به دادگاه تجديدنظر فرستاده شد.
اين پزشك عمومى هفته گذشته در شعبه ۳۹ دادگاه تجديدنظر حاضر شد تا بار ديگر مورد محاكمه قرار گيرد.
در ابتداى جلسه قاضى رئيس دادگاه توضيح داد كه هم اولياى دم و هم متهم به رأى صادره در دادگاه بدوى اعتراض كردند و بنابراين پرونده براى رسيدگى مجدد به اين شعبه ارسال شده است.
سپس مادر متوفى در جايگاه حاضر شد و گفت: روز حادثه ساعت ۱۸ بعدازظهر بود كه مطابق آنچه پسرم گفته بود منتظر آمدنش شدم، او به من گفته بود، قطعاً تا ساعت ۱۸ به خانه برمى گردد من هم تا ساعت ۱۹ منتظر شدم، اما پسرم نيامد خيلى نگران شدم. آژانس گرفتم و بلافاصله به مطب رفتم، اما هيچ كس جواب درستى به من نمى داد، حدود يك ساعت در آنجا نشستم. يك دفعه مردى وارد شد كه گفتند پزشك بيهوشى است، چند دقيقه بعد پسرم را بيرون آوردند، پرده اى جلوى چشمش بود و خون زيادى روى تخت ريخته شده بود همان لحظه فهميدم كه پسرم مرده است، در آنجا زنى بود كه به شدت ترسيده بود. به من گفتند او پسرم را بيهوش كرده است و من اكنون از پزشك عمومى شكايت دارم.
در ادامه جلسه دادگاه پزشك عمومى به عنوان متهم در جايگاه حاضر شد و گفت: اولين عمل روى صورت متوفى از ساعت ۱۵ تا ۱۷ طول كشيد و با موفقيت انجام شد و اگر موفقيت آميز نبود مسلماً عمل دوم را انجام نمى دادم. پزشك بيهوشى كه همكار من در عمل بود حدود ساعت ۱۴ به مطب آمد و چند آمپول به فرهاد تزريق كرد بعد هم دو آمپول ديگر به من داد و رفت. او هم در مرگ بيمار مقصر است و تمام تقصير با من نيست. پزشك عمومى در حالى اين اظهارات را مطرح كرد كه پزشكى قانونى در مرحله اول اعلام كرده متخصص بيهوشى هيچ نقشى در مرگ فرهاد نداشته اما در مراحل بعدى اعضاى كميسيون اعلام كردند او ۲۰ درصد مقصر است.
قاضى در اين خصوص توضيح داد كه نظريه دوم نظريه اول را باطل نكرده است و فقط درصد مسووليت متهم را پايين آورده و اعلام كرده است كه اگر براى مقام قضائى مجرم بودن پزشك بيهوشى محرز شد ۲۰ درصد مقصر است.
سپس متهم ادامه داد: من به سازمان بازرسى كل كشور عليه پزشكى قانونى هم شكايت مى كنم، چرا كه هيچ سمتى در پرونده نداشته و حق رسيدگى هم نداشته است. سپس پزشك متخصص بيهوشى در جايگاه قرار گرفت. او گفت: من در آن روز در بيمارستان بودم و استعلامى كه دادگاه انجام داده نشان مى دهد من تا ساعت چهار بعدازظهر در بيمارستان بودم و به مطب اين پزشك نرفتم. همسر من بود كه در مطب آقاى دكتر كار مى كرد و تزريقات را انجام مى داد. من متخصص بيهوشى هستم و مى دانم كه داروى ليدوكائين باعث مرگ بيمار مى شود و هرگز آن را به بينى كسى تزريق نمى كنم، حتى اگر هم آن روز در مطب حضور داشتم چنين كارى نمى كردم.
وى ادامه داد: روز حادثه من حدود ساعت ۸ شب بود كه براى بردن همسرم به خانه به مطب دكتر مراجعه كردم و فهميدم چنين مشكلى پيش آمده براى اينكه كمكش كنم، با اورژانس و بيمارستان هماهنگ كردم تا بيمار را منتقل كنند.
در ادامه جلسه دادگاه دو شاهدى كه متهم خواسته بود در دادگاه حضور داشته باشند در جايگاه قرار گرفتند، يكى از آنها كه فروشنده لوازم پزشكى است، گفت: من ساعت ۷ بعدازظهر به مطب رسيدم. در آن لحظه متخصص بيهوشى در مطب نبود يك دفعه ديدم بيمار حالش بد شد و نفس عميقى كشيد، به خانم تكنسينى كه در آنجا بود گفتم كه بيمار بدحال است و به نظر مى رسد ضربان قلبش را از دست داده است. يك دفعه آقاى دكتر بالاى سر مريض حاضر شد و از ترس غش كرد، بعد از اين ماجرا بود كه دكتر بيهوشى آمد و قبل از آن من او را نديدم.
شاهد ديگر هم گفت: من به عنوان بيمار در مطب بودم، حدود ساعت ۱۴ بود كه دكتر بيهوشى آمد و مريض را بيهوش كرد.
در اين هنگام نماينده سازمان پزشكى قانونى در خصوص نحوه كار پزشك متهم گفت: متهم، تخلفات پزشكى بسيارى داشته است، وى در سه مرحله به جرايم مختلف به ترتيب ۳ ماه، ۶ ماه و ۵ سال از طبابت محروم شده است و تخلفات وى مربوط به جراحى هاى زيبايى بوده كه انجام داده است و در نهايت هيأت عالى نظام پزشكى نيز او را به خاطر اين تخلفات به ۶ ماه محروميت از طبابت محكوم كرد.
وى افزود: در حال حاضر نيز اين پزشك به ۶ ماه محروميت از طبابت محكوم شده كه علت آن هم جراحى زيبايى بوده كه در بيمارستانى در شميران انجام داده است. من از طرف سازمان نظام پزشكى موظف هستم كه در دادگاه به اين پزشك اخطار كنم ديگر دست به عمل جراحى زيبايى نزند چرا كه اين كار در تخصص او نيست.
سپس سه قاضى شعبه ۳۹ دادگاه تجديدنظر براى تصميم گيرى در خصوص پرونده وارد شور شدند.
|
|
|
|