متن يك پيام راديو تلويزيونى كه به صورت آگهى در رابطه با تظاهرات بيست و دوم بهمن پخش مى شد
از هر درى سخنى
پرويز صياد
«... من پرويز صياد هستم و بر اين باورم كه بيست و دوم بهمن ماه روز نماز جماعت براى همه كسانى است كه قبله گاهشان ايران است و معبودشان مردم ستم كشيده ايران. بيست و دوم بهمن ماه براى مخالفان فاشيزم مذهبى در هر كجاى جهان، روز پيوستن به جماعتى است كه به نيت دور كردن اهرمن از سرزمين اهورائى ايران به نماز مى ايستند. نمازى كه در آن ركوع و سجودى در كار نيست. فقط يك حركت معنا دارد: قيام! قيام بر عليه اهرمن.»
***
امروز يازدهم فوريه كه برابر است با بيست و دوم بهمن ماه درست افتاده است به يكشنبه كه روز تعطيل است و زمينه اى مناسب به دست مى دهد تا تعداد بيشترى از مخالفان نظام ولايت فقيه در تظاهراتى كه به همين مناسبت در اكثر شهرهاى ايرانى نشين خارج كشور برگزار مى شود، شركت كنند.
اين تظاهرات و حركات اعتراضى در هر ابعادى و در هر كجا برگزار شود اين روزها از اهميت بيشترى برخوردار است. چون همه كم و بيش شاهديم كه چه نيروهائى در كار است تا بار ديگر شيرازه در حال گسيختن ديكتاتورى مذهبى حاكم را بهم بدوزند و با عَلَم ساختن خاتمى يا خاتمى نماى ديگرى ختم حكومت ملايان را به تأخير بياندازند. با وقوف به چنين اهميتى است كه حكومت هم به سهم خود همه توان مادى و نظامى اش را براى برگزارى يك جشن و سرور سراسرى به كار برده است. اين را هم مى دانيم كه جز نيروهاى اجير و آنها كه پايان كار رژيم را برابر با قطع جيره و مواجب خود مى پندارند مابقى چنين مراسم قلابى را به چيزى نمى گيرند و در آن مشاركتى ندارند. چرا كه گمان مى برند تا زمانى كه در تقويم هاى ايرانى ۲۲بهمن روز عزاى ملى اعلام شود، فاصله زيادى نيست. تظاهرات مخالف با جشن و سرورهاى رسمى و حكومتى در رابطه با ۲۲بهمن هر كجا به هر شكلى انجام شود خود تمرينى است براى آن روز.
من هم مثل جمعى از هموطنانم كه برايشان امكان دارد، در تظاهرات امروز شركت مى كنم. بدون آن كه خود را مجاز بدانم به آنها كه در تظاهرات حضور نمى يابند خرده بگيرم. اين اشتباه بسيار بزرگى است اگر ما مخالفان نظام ولايت فقيه را محدود به شركت كنندگان در تظاهرات خيابانى بدانيم. بسيارى از مخالفان كه مايل به شركت در اينگونه تظاهرات هستند، به دليل بُعد فاصله امكان حضور در آنها پيدا نمى كنند و بسيارى حتى عقيده ندارند با حضور در يك راهپيمائى راه دور بتوان چيزى را در داخل كشور تغيير داد. بسيارى هم با وجود قبول ارزش هاى نمادين تظاهرات، باز در آن شركت نمى كنند چون نمى خواهند دوربين عكاسان و فيلمبرداران امكان سفرشان را به سرزمين مادرى و ديدار عزيزانشان از ميان بردارد. اگر ما به عقايد هم احترام بگذاريم و در درك مشكلات يكديگر كمى حسن نيت نشان دهيم آن وقت هر چقدر ابعاد تظاهرات كوچك و تعداد شركت كننده را كم ببينيم نه احساس تنهائى مى كنيم، نه از ادامه راه مأيوس مى شويم و نه كسى را به دليل عدم همراهى به باد ملامت مى گيريم. اگر مشاركت در اينگونه حركات اعتراضى را نوعى انجام وظيفه و اداى دين اخلاقى مى دانيم، رضايتى كه از انجام آن به دست مى آوريم كافى است! ديگر چه مى خواهيم؟ البته هر چه بيشتر براى همدلى و همصدائى بيايند چه بهتر، اما اگر نيامدند، گفت: حافظ وظيفه تو دعا گفتن است و بس/ دربند آن مباش كه نشنيد يا شنيد.
برويم به راهپيمائى و دعاى خير بخوانيم در نماز جماعت امروز. دعاى خير و عافيت براى ملت ايران و ايرانى سربلند و رها شده از قيد و سلطه اهريمن. همين!