Nimrooz
Vol. 18, No. 920, February 16, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۲۰ - جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۸۵
بهمن (۴)
كارنامه ى «انقلاب آقايان»!....
به كدام روسپيدى طمع بهشت بندى
تو كه در جريده چندين ورق سياه دارى

كارنامه ى انقلاب بهمنى حضرات حجج اسلام و آيات عظام كه مانند توده ى چركين و سنگين و عبوس بهمنى فلاكت بار با عبا و عمامه ى هزاران منى، چونان بختكى بر سر ماست چنين است:
به اين حرف ها و شكوه ها و شكايت هاى حاصل انقلاب بهمن آقايان! گوش بدهيم كه از طبقات مختلف مردم، در ايران شنيده شده است و شنيده مى شود:
-حكومت از مقررات اسلامى به عنوان ابزار استفاده مى كند تا در قدرت بماند. من فكر نمى كنم رژيم ايران، يك رژيم مذهبى باشد. اينها منافع خود را به جاى منافع اسلام دنبال مى كنند.
-اينها دين را از زندگى آدم ها مى رانند. در ده سال گذشته اين روند شدت يافته است. اگر كسى در جائى درباره ى دين حرف بزند. مى گويند: برو بابا پى كارت! تو هم با اين دينت! ما بهترين نمايندگان اين دين را در قدرت مى بينيم و نگاه كن چه كار مى كنند....
-آنها به جاى اين كه به مشكلات واقعى مملكت، مانند بيكارى، آموزش و فساد دولتى بپردازند. احمدى نژاد را در نقش رهبر جهانى مستضعفان روى صحنه مى فرستند. اسلام دين عدل است. به همين دليل انتظار دارى كه دولت اسلامى ات هم عادل باشد. ولى اينطور نيست، زمانى مى رسد كه به دين خود هم بدبين مى شوى و مى گوئى اگر اسلام اين است، نمى خواهم مسلمان باشم. به اين ترتيب ما دين خود را گم مى كنيم...
-هيچكس در اينجا به طور واقعى روسرى نمى گذارد. زنان يك چيزى روى سرشان مى كشند براى اين كه از پاسدار و بسيجى مى ترسند. اگر قرار است آدم كارى را انجام دهد بايد به آن اعتقاد داشته باشد. آن وقت در تمام عمر تأثيرش را مى گذارد ولى اينجا در مدرسه، در دانشگاه، سر كار، همه جا بايد نقش بازى كنى...
-همه ى ما دو چهره داريم، يكى در داخل و ديگرى در خارج از خانه، هيچكس نمى داند كدام يك از اين دو، چهره ى واقعى ماست...
-معمولاً آدم به بچه هاى خود مى آموزد كه دروغ نگويند ولى در اينجا پدران و مادران به فرزندان خود، دروغ مى آموزند... اگر كسى از تو پرسيد آيا تلويزيون ماهواره اى داريم؟... بگو نه!... اگر كسى پرسيد، آيا پدر و مادرت مشروب مى نوشند؟... بگو، نه!....
-جوانان از جامعه ى خود بيزارند... آنها از خودشان هم نفرت دارند، از خانواده شان متنفرند... آنها با سرزنش از پدر و مادر خود مى پرسند: براى چه انقلاب كرديد؟!... كه به اين روز بيفتيد و بيفتيم؟!....
و:
گر بلا از آن دور است يا كرانه نزديك است
در جبين اين كشتى نور رستگارى نيست
شرنگ

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   • 
•   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ورزش   •   شعر   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •