Nimrooz
Vol. 18, No. 920, February 16, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۲۰ - جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۸۵
از جمهورى اسلامى تا درخواست جدايى دين از قدرت
ايده جمهورى اسلامى چگونه مطرح شد و اصل اداره حكومت بر اساس قوانين اسلامى و مبتنى بر اصول دينى تا چه اندازه توانسته عملى شود؟
آيا آنچه در عمل اتفاق افتاده است، شكل گيرى يك نظام سراسر استوار بر مفاهيم دينى بوده، يا اداره مملكت دست كم در پاره اى موارد موجب تصميم گيرى هائى شده كه ضرورتا بر شرع بنيان نهاده نشده اند؟
على اكبر معين فر، وزير نفت در دولت موقت مهدى بازرگان، در گفت و گو با راديو فردا به بحث جدايى دين از حكومت مى پردازد و بر اين باور است كه سكولاريسم مورد توجه رهبرمذهبى انقلاب ايران بود، اما رنگ آن عوض شد و مجمع تشخيص مصلحت نظام براى همين هدف تاسيس شد.
معين فر ترجيح مى دهد به جاى مقايسه دو واژه حكومت سكولار و حكومت دينى، به دو واژه دينى وعرفى اشاره كند.
وى بر اين باور است كه قشر روحانى ايران در يك هزاره پيش از انقلاب، هيچ گاه تجربه حكومت دارى نداشته، اما از اركان حكومت بوده است.
سعيد رجايى خراسانى، نماينده جمهورى اسلامى ايران در سازمان ملل متحد در زمان جنگ ايران و عراق، براين باور است كه جامعه ايران پيش از وقوع انقلاب هم مبانى ارزشى و دينى داشته و از اين رو جامعه اى ضد دين نبوده است.
رجايى خراسانى بحث بررسى وقوع سكولاريسم در جامعه ايران را رد مى كند و مى گويد: در مجلس اول شوراى اسلامى، تعداد آخوندها و روحانى ها بيشتر از حال حاضر بود كه دوره هفتم مجلس شوراى اسلامى است. نه مى توان مجلس اول را دينى دانست و نه مى توان مجلس فعلى را سكولار تلقى كرد.
اتفاقى كه در سال هاى پس از انقلاب افتاده اين است كه به هر حال جامعه دينى هنوز آن جامعه اى نيست كه در زمان انقلاب وجود داشته و رويكرد عمومى و مردمى آن نيز عوض شده است.
محسن سازگارا، بر اين باور است كه در طول ۲۸ سال گذشته، جامعه ايرانى توانسته از دين اقتدارگرا عبور كند و بيشتر به ساختارى از قدرت توجه مى كند كه انتخابى و مبتنى بر آراى مردمى است.
وى مى گويد: دو دستاورد اصلى در ۲۸ سال انقلاب ايران، عبور از دين حداكثرى است كه از زمان مشروطه مطرح بود و به دين حداقلى تبديل شد كه مبتنى بر سكولاريسم و حاكميت عقل جديد است كه مبنا و معناى ليبراليزم است.
سازگارا مى افزايد: «دومين دستاورد، عبور از حاكميت يك طبقه مانند روحانيت و يا به طور مشخص، ولى فقيه است كه خود را نماينده خدا در زمين بداند و توجه به نهادهايى است كه مبتنى بر آراى مردمى است.»
سازگارا، روند تقابل حكومت دينى و سكولاريسم را روندى رو به رشد در ايران مى داند و براى مثال به گفته يكى از فعالان مصرى اشاره مى كند كه گفته كشور مصر امروز شرايط ۲۶ سال پيش ايران را دارد.
وى مى گويد: يكى از دوستان مصرى من مى گويد ما امروزه جايى ايستاده ايم كه شما ۲۶ سال پيش بوديد.
محسن سازگارا اميد دارد نسل جوان، نظام اقتدارگرا را به جامعه اى مردمى تبديل كند.
اما اكبر معين فر با بررسى هويت تغيير يافته سكولاريسم، نشانى آن را در جايى مى دهد كه «مجمع تشخيص مصلحت نظام» نام گرفته است.
وى معتقد است طبقه روحانيت، تجربه اداره مملكت نداشت كه بخواهد به قوانين اسلامى اتكا كند.
معين فر مى گويد: «بيشتر مسايلى كه جامعه روحانيت با آن درگير بود، بحث هاى درون گروهى آنها بود كه كمتر مى توانست براى اداره جامعه موثر و مفيد باشد و در نتيجه همين خمينى بود كه فهميد با رساله هاى علميه و بحث هاى نظرى نمى توان مملكت دارى كرد.»
على اكبر معين فر مى افزايد: «پس از آن بود كه خمينى به اين نتيجه رسيد كه بايد راه ديگرى را انتخاب كند و با مشكلى ديگر مواجه شد: چگونه مى توان راهى پيدا كرد كه بيشتر روحانى ها راضى باشند.»
معين فر مى گويد: «در همان زمان بود كه فكر مجمع تشخيص مصلحت نظام شكل گرفت و گرنه پيش از آن، خمينى حتى نيازى به شوراى نگهبان هم نديده بود و گفته بود هر مطلبى كه مورد توافق سه چهارم نمايندگان مجلس باشد، مى تواند اجرا شود كه اين نظر با قانون اساسى تعارض پيدا كرد.»
وى مى گويد: «اين در حالى است كه فقهاى شوراى نگهبان را خمينى خود انتخاب مى كرد و براى اين كه نظر ديگر فقها هم تامين شود، افرادى را از ديدگاه هاى مختلف به شوراى نگهبان برد. براى مثال صافى گلپايگانى را مى بردند كه رضايت آيت الله گلپايگانى جلب شود.»
اما سعيد رجايى خراسانى، بر اين باور است كه پيش از انقلاب هم، حكومت با اصول و قوانين دينى اداره مى شده است.
رجايى خراسانى مى گويد: «پيش از انقلاب، موازين ارزشى و دينى و جود داشته و قوانينى مانند ارث، مالكيت و رهن و اجاره هم بر اساس موازين شرعى بوده است.»
اين در حالى است كه به گفته معين فر، همان زمان و پس از وقوع انقلاب، خود خمينى بود كه دريافت امكان اداره مملكت با قوانين اسلامى ممكن نيست.
اين عضو دولت موقت پس از وقوع انقلاب در ايران مى گويد: «پس از اينكه خمينى فهميد كه نمى توان با اتكا به قوانين دينى كشور را اداره كرد، قوانين عرفى را مورد لحاظ قرار داد، اما براى دور زدن موانعى كه توسط خود او ايجاد شده بود، مجمع تشخيص مصلحت را تاسيس كرد. اين همان سكولاريته اى بود كه فقط كلاه آن عوض شده است.»
معين فر بر اين باور است كه در ۱۰ سال گذشته، اين رنگ عوض شده و به تدريج روشنفكران و جامعه به طور علنى مى خواهند كه ديندارى از مملكت دارى جدا شود.
وى مى گويد: «پرده ديگر دريده شد و حالا ديگر درخواست جدايى دين از سياست و يا ديندارى و حكومت دارى، خواستى اجتماعى و عمومى است.»

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   • 
•   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ورزش   •   شعر   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •