Nimrooz
Vol. 18, No. 920, February 16, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۲۰ - جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۸۵
انقلاب و هنجارهاى اجتماعى و اخلاقى در ايران
انقلاب ،۱۳۵۷ بى شك بزرگ ترين نقطه عطف تاريخ معاصر ايران محسوب مى شود. تحولى كه نه تنها ساختار سياسى و مواضع كلان كشور، بلكه هنجارهاى رفتارى و اجتماعى ايرانيان را نيز تا حد قابل توجهى دگرگون كرد.
به اعتقاد بسيارى از تحليلگران، حتى عمق تغييراتى كه به دنبال انقلاب ۱۳۵۷ در هنجارهاى اجتماعى به وقوع پيوست، به دليل نهادينه شدن آن در اخلاق و زندگى شخصى يكايك افراد جامعه، ژرف تر و پايدارتر از تحولات ساختار سياسى است.
با توجه به نقش سنتى و عميق مذهب در جامعه ايرانى، شكل گيرى هرگونه هنجار جديد اجتماعى و رفتارى، بى هيچ ترديدى ملهم از تحول در باورهاى مذهبى است.
مدافعان نظام جمهورى اسلامى اعتقاد دارند كه وقوع انقلاب و شكل گيرى حكومت مذهبى در ايران با «زنده كردن» ارزش هاى اسلامى، از اضمحلال دين در جامعه جلوگيرى كرد.

بدون دعوت چادر سر كردند
سعيد رجايى خراسانى، سفير پيشين تهران در سازمان ملل متحد و نماينده پيشين ايران در مجلس شوراى اسلامى از جمله كسانى است كه بر اين باورند زنان بدون هيچ اجبار و يا حتى دعوتى، خود داوطلبانه چادر به سر كردند.
وى به راديو فردا مى گويد: «ارزش هاى اسلام پيش از انقلاب به تدريج كنار گذاشته مى شد كه اين كار با تشويق رسانه ها و دستگاه هاى اجرايى و تبليغاتى كه از طرف دولت دنبال مى شد.»
رجايى خراسانى مى افزايد: «اسلام زدايى انگار جزو اهداف نظام پيش از انقلاب بود و در جهت ديگر واكنش مردم به اين پديده رفتارى و اجتماعى اين شد كه خواهان احياى ارزش هاى اسلامى شدند و از همان روزهاى اول انقلاب، خانم ها بدون دعوت يا پيشنهاد كسى، چادر سر كردند و در رعايت مواردى چون حلال و حرام، يك بازنگرى يا احياى ارزش ها صورت گرفت.»
در همين حال اما، بسيارى ديگر از صاحب نظران سياسى معتقدند كه نظام پيشين، نظام شاهنشاهى، در جهت نابودى دين حركت نمى كرد و تفاوت آن با نظام اسلامى فعلى در شخصى بودن اعتقادات مذهبى بود.
عطاء الله مهاجرانى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى در كابينه اول دولت اصلاح طلب محمد خاتمى به راديو فردا مى گويد: «پيش از پيروزى انقلاب، گرايش هاى دينى و نهادهاى مذهبى، در ايران وجود داشت وفعال هم بودند اما دين امر حكومتى نبود و حكومت و دولت در زندگى دينى مردم نقشى نداشتند و عمال نظر و سليقه نمى كردند.»
وى مى افزايد: «با وقوع انقلاب، حكومت درباره گرايش هاى دينى مردم صاحب موضع شد. پس از اينكه دين به اعتبار حكومت رسميت پيدا كرد، امر به معروف و نهى از منكر و تحكم حاكميت در حوزه و مباحث و هنجارهاى دينى اتفاق افتاد كه اين امر واكنش هاى مختلفى در پى داشت.»
مهاجرانى مى گويد: «پيش از انقلاب، دين در بين دانشجويان بود و مسجد هم در دانشگاه فعال بود، اما به محض اينكه بدانيم شكل و گرايش دينى با الزام همراه است، طبيعى است كه واكنشى در ذهن جوان اتفاق مى افتد و احساس مى كند گرايش دينى او انتخابى نيست و دستورى است كه او بايد انجام دهد. از اين رو تجربه تحكم در حوزه دين و گفت و گو با نسل جوان نمى تواند روند مثبتى باشد.»
چنين «تحكمى» ، به اعتقاد شمارى از تحليلگران سياسى، جامعه را به شكل قابل توجهى از ارزش هاى دينى دور كرده است.
اكبر كرمى، تحليلگر سياسى در قم در اين رابطه به راديو فردا مى گويد: «با توجه به اينكه انقلاب به نام اسلام صورت گرفت و متعاقب آن، ساختار حكومتى به نام اسلام شكل گرفت و بسيارى از رفتارها و هنجارها به نام اسلام در جامعه تبليغ شد، باعث شد نسل جوان به طور جدى در اسلام تجديد نظر كند.»
وى بر اين باور است كه در سال هاى پس از انقلاب، نوع تفكر وتلقى درقاعده هرم اجتماعى به اسلام تغيير كرده و به سوى جريان هاى لاييك، سوق پيدا كرده است.

از اعتقاد درونى تا تظاهر بيرونى
اين در حالى است كه مقوله دورى مردم از دين، از سوى معتقدين به نظام فعلى جمهورى اسلامى رد مى شود. سعيد رجايى خراسانى چنين نمونه هائى در جامعه امروز ايران را معلول مشكلات معيشتى و امرى زودگذر به شمار مى آورد.
رجايى خراسانى مى گويد: «ممكن است در بخشى از قشرها، به دليل مشكلات اجتماعى اين مسئله مطرح باشد، اما در كل اين گونه نيست. اينكه پيشتر اشاره كردم در جريان وقوع انقلاب ارزش ها احيا شد، در كتاب ها نبود و در رفتارهاى مردم اين احيا ديده شد و اجتناب از عمل حرام و عمل به واجبات، قوت گرفت. شايد الان مردم صد در صد به قوانين اسلامى عمل نكنند، اما اين مسئله ناشى از مشكلات اجتماعى است.»
در مواجهه با آنچه دور شدن مردم از مذهب خوانده مى شود، عطاء الله مهاجرانى اعتقاد دارد از آنجا كه آمار دقيقى از چنين پديده اى در دست نيست، قضاوت در اين خصوص بسيار دشوار است، اما وى در عين حال مى گويد كه با توجه به مشاهدات شخصى اش، از «عمق» اعتقادات مذهبى كاسته شده است.
مهاجرانى مى گويد: «ممكن است در صورت ظاهر و سطح، شاهد توسعه گرايش هاى مذهبى باشيم، اما به سختى مى توان باور كرد كه اين گرايش تعميق هم پيدا كرده باشد. نسل ما در دانشگاه و دبيرستان گرايش عميق ترى به دين داشت و نسل پس از ما به تدريج به ژرفاى كمترى از دين رسيد آن هم به اين دليل كه در زمان ما اطلاعات دينى پرسشگرانه تعميق مى شد و جوانان ما پس از نسل اول انقلاب، به دورانى رسيدند كه به دليل محدوديت در پرسشگرى، عمق دين در آنها كمتر شده بود.»
صاحب نظرانى كه معتقدند تحكم مذهبى در جامعه ايران، باعث دورى مردم از اسلام شده همچنين به تاثيرات اجتماعى اين مسأله اشاره مى كنند.
على اكبر معين فر، تحليلگر سياسى و وزير نفت دولت موقت مهدى بازرگان، همگانى شدن دورويى در جامعه را بزرگترين دستاورد حكومتى شدن مذهب بر مى شمرد و مى گويد: «متاسفانه تاثيرى كه انقلاب در اخلاقيات مردم گذاشت، تأثير مثبتى نيست. تعداد زيادى از مردم را به حالت دورويى و نفاق درآورده كه در خارج از خانه ها و محل هاى شخصى خود طورى هستند و در انظار عمومى طور ديگر. كسانى كه حتى به عقايد دينى و شعائرمذهبى اعتقاد نداشته باشند، در ملاءعام به شكلى هستند كه مانند حزب اللهى ها هستند آن هم به ويژه جوانان كه از يك طرف به دليل ترس از به وجود آمدن مشكل در تحصيل و زندگى اجتماعى، در ظاهر به مذهب عقيده دارند اما در عمق تحت تأثير مذهب نيستند.»
معين فر مى افزايد: «انحطاط مذهبى پس از انقلاب بيشتر شده، آن هم برخلاف آنچه مقامات فعلى جمهورى اسلامى، تصور مى كنند كه با پرداختن به ظواهر توانسته اند شعائر مذهبى را حفظ كنند.»
اما پديده اجتماعى دورى مردم از باورهاى مذهبى، در نظر برخى از تحليلگران ِ معتقد به سكولاريسم و يا جدايى دين از حكومت، به نفع جامعه ايران نيز هست.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   • 
•   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ورزش   •   شعر   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •