«آل پاچينو» بازيگر پرآوازه سينما قرار است در فيلمى درباره «سالوادور دالى»، نقاش معروف اسپانيايى و از مطرح ترين و پرحاشيه ترين هنرمندان سوررئاليست جهان، نقش وى را به عهده بگيرد.
در اين فيلم كه با نام «دالى و من، داستانى سوررئال» به روى اكران خواهد رفت؛ «آل پاچينو» نقش «سالوادور دالى» را ايفا خواهد كرد.
فيلمنامه اين فيلم را «جان سالواتى» بر اساس بيوگرافى دالى، نوشته «استان لاوريسن»، روزنامه نگار بلژيكى، دوست صميمى و همسايه «سالوادور دالى»، نوشته است. در نوشتن بيوگرافى «دالى»، «گالا»، همسر وى نيز نقش داشته است.
«سالوادور دالى» در ۱۱ ماه مه ۱۹۰۴ در شهر «فيگرس» واقع در استان «كاتالونى» اسپانيا متولد و در ۲۳ ژانويه ۱۹۸۹ در همين شهر درگذشت. وى يكى از مطرح ترين بنيانگذاران سبك «سوررئاليسم» در نقاشى بود. تابلوهاى او بيش از هر چيز به دنياى خواب و رؤيا و مذهب مربوط مى شوند.
در اكثر تابلوهايى كه «دالى» خلق كرده است چهره همسر وى، «گالا» نيز ديده مى شود. «دالى» به دليل حمايتش از حكومت ديكتاتورى «فرانسيسكو فرانكو» در اسپانيا از سوى بسيارى از دوستان سوررئاليست اش طرد شد.
كارگردانى فيلم «دالى و من، داستانى سوررئال» را فيلمساز ۴۳ ساله نيوزلندى «آندرو نيكل» به عهده دارد. «آندرو نيكل» كه با فيلم هاى تبليغاتى آغاز به كار كرد پس از عزيمتش به آمريكا، از دهه نود در هاليوود به فيلمسازى مشغول است.
فيلم هاى وى بيشتر در زمره فيلم هاى «تخيلى» محسوب مى شوند. او فيلمنامه هاى مطرحى را نيز نوشته است. «نيكل» در سال ۱۹۹۸براى نوشتن فيلمنامه فيلم «شوى تورمن» به كارگردانى «پيتر ليندزى وير» و بازى «جيم كرى»، نامزد دريافت جوايز «گلدن گلوب» و «اسكار» شد.
«آندرو نيكل» همچنين فيلمنامه «ترمينال» به كارگردانى «استيون اسپيلبرگ» و بازى «تام هنكس» را نوشته است. اين فيلمنامه بر اساس زندگى «مهران كريمى ناصرى»، ايرانى كه از اوت ۱۹۸۸ تا اوت ۲۰۰۶ را در فرودگاه «شارل دوگل» پاريس به سر برده بود، نوشته شده است؛ اگر چه فيلم شباهت چندانى به زندگى «كريمى ناصرى» ندارد.
«ارباب جنگ» آخرين فيلمى است كه «نيكل» در سال ۲۰۰۵ ساخته و در آن «نيكلاس كيج» بازى مى كند.
«دالى و من، داستانى سوررئال» دومين كار مشترك «آل پاچينو» و «آندرو نيكل» محسوب مى شود. اين دو در سال ۲۰۰۲ در فيلم «سيمون» نيز با هم همكارى داشتند. در «سيمون»، «پاچينو» نقش كارگردانى را بازى مى كرد كه به دنبال بازيگر زنى براى فيلم جديد خود مى گردد. او اين بازيگر عالى و زيبا را پيدا مى كند اما مسئله آن است كه اين بازيگر زن وجود خارجى ندارد چرا كه تنها تصويرى مجازى و ساخته كامپيوتر است.
«دالى و من، داستانى سوررئال» به سال هاى آخر زندگى «سالوادور دالى»، از سال هاى ۱۹۶۰ تا دهه ۸۰ ميلادى مى پردازد و قرار است از ماه ژوئن آينده در نيويورك و سپس اسپانيا فيلمبردارى شود.
«دالى و من، داستانى سوررئال» را توليد مى كند.
اين چهل و يكمين فيلمى است كه «آل پاچينو» از آغاز فعاليت هاى خود از سال ۱۹۶۹ به اين سو به عنوان بازيگر بازى مى كند. وى علاوه بر بازيگرى سه فيلم كارگردانى و دو فيلم نيز تهيه كرده است. وى علاوه بر سينما در عرصه تئاتر نيز فعاليت دارد.
كنسرت بابى مك فرن با شركت سوسن ديهيم
در برنامه كنسرتى كه يكى از برجسته ترين موسيقيدان هاى موسيقى جاز آمريكا بابى مك فرن رهبرى آن را بعهده داشت، خواننده ايرانى سوسن ديهيم نيز به عنوان يكى از اعضاى گروه همخوانى وويسسترا به اجراى برنامه پرداخت.
بابى مك فرن آهنگساز، رهبر اركستر و موسيقى دان پيشتاز جاز و موسيقى موسوم به «ورلد ميوزيك» به همراهى يك گروه دوازده نفرى همخوانى بنام وويسسترا كه از شش مرد و شش زن تشكيل شده است به اجراى چند كنسرت در لس آنجلس و شهرهاى اطراف آن پرداخت.
يكى از ويژه گى هاى كار بابى مك فرن هنرمند آمريكايى آفريقايى تبار در طول اجراهاى مختلف، شركت دادن تماشاگر در ترانه خوانى فى البداهه روى صحنه است.
او از چند سال پيش تصميم مى گيرد كه به اجراى فرم قديمى و اوليه اى از خواندن گروهى به شيوه اى كه در دهكده هاى دورافتاده آفريقايى مرسوم است بپردازد. اين كار به اعتقاد او بهترين شيوه گردهم آيى و همخوانى گروهى افرادى است كه كوچكترين آشنايى با يكديگر ندارند.
بابى مك فرن معتقد است كه اين موسيقى بدون كلام از اصيل ترين گوشه هاى طبيعت بشرى ريشه مى گيرد و مستقيما به عميق ترين گوشه هاى روح انسانى نفوذ مى كند.
به اين صورت بابى مك فرن تصميم مى گيرد كه با حضور گروهى از خوانندگان حرفه اى همزمان بر روى صحنه برنامه هائى را به طور «فى البداهه» خلق و اجرا كند. كم كم اين برنامه ها تبديل به يك اجراى جداگانه و مجزا مى شود كه در آن يك گروه دوازده نفرى از خوانندگان برجسته موسيقى جهانى به خواندن آثارى چون «سرودهاى آفريقايى» ، «راگاهاى هندى» ، «چهچه ايرانى» و ترانه هاى نوظهور با استفاده از حروف الفبا مى پردازند.
سوسن ديهيم آهنگساز و تنها خواننده ايرانى گروه وويسسترا مى گويد: «اين يك كار گروهى است و ما هر كدام يك كار جداگانه را روى صحنه انجام مى دهيم. بعضى وقت ها بابى مك فرن يك قطعه را شروع مى كند و ما ادامه مى دهيم، بعضى وقت ها كارهاى خودمان را به شكلى كه مى خواهيم انجام مى دهيم يا به گروه ايده مى دهيم. خيلى به ندرت اتفاق مى افتد كه اين تعداد خواننده بتوانند در يك چنين فضايى باهم كار كنند.»
خانم ديهيم مى افزايد: «ما ازهمديگر ياد مى گيريم در حقيقت يك فضاى استثنايى است و حالت يك جشن گروهى روى صحنه را دارد.»
«بابى مك فرن» در باره تأثير صداهاى مختلف و از امتياز همكارى با سوسن ديهيم مى گويد: «سوسن صداى شگفت انگيزى دارد كه كيفيت كم نظيرى به گروه مى بخشد.»
او مى افزايد: «صداى سوسن از بافت صوتى خاصى برخوردار است كه ابعاد تازه اى به صداهاى موجود در اين گروه داده است. اين صدا به خاطر ويژه گى هائى كه دارد كارى را براى گروه انجام داده است كه هيچ يك از ما قادر به انجام آن نيستيم.»
براى دومين سال؛ كاهش مرگ بر اثر سرطان در آمريكا
با وجود اينكه تعداد كاهش موارد مرگ و مير بر اثر سرطان، خيلى زياد نيست اما اين موفقيت براى دومين سال متمادى، بسيارى از متخصصان سرطان در دنيا را دلگرم كرده است.
آلن ليكتر، تومور شناس در انجمن سرطان آمريكا معتقد است ايالات متحده بالاخره راه حلى در اين باره پيدا كرده است.
بر پايه گفته هاى آلن ليكتر تركيب برخى از عوامل مانند يافته هاى بيشتر پزشكى، درمان بهتر و كاهش مصرف سيگار در بين مردم آمريكا، موجب كاهش مرگ بر اثر سرطان بوده است. او مى افزايد: «ما فكر مى كنيم هنوز درمان هاى بيشتر و داروهاى جديد و موثرترى وجود دارد كه ما تعداد زيادى از آنها را يافته ايم. عمل جراحى تأثير زيادى دارد اما براى بيمار خطرناك تر است. پرتو درمانى بيش از پيش پيشرفت كرده است.»
دكتر آلن ليكتر معتقد است روزى پزشكان با آزمايش خون قادر خواهند بود در مراحل ابتدايى، ابتلا به سرطان را دريابند.
وى سپس به مضرات سيگار اشاره مى كند و مى گويد كه مصرف سيگار در بسيارى از مناطق دنيا مشكل بزرگى است.
در ايالات متحده مردان بيشتر از زنان به ترك سيگار روى آورده ا ند.
بر پايه آخرين يافته هاى انجمن سرطان آمريكا، نرخ مرگ و مير بر اثر سرطان ريه در بين مردان در آمريكا نسبت به زنان كاهش زيادى داشته است.