ژاك شيراك در مصاحبه با روزنامه نوول ابزرواتور، اينترنشنال هرالد تريبون و نيويورك تايمز در روز ۲۹ و ۳۰ ژانويه به بحث پيرامون جاه طلبى هاى هسته اى ايران پرداخت. وى كه از مدت ها پيش خواستار يافتن يك راه حل و در وهله اول گفتگو با مقامات ايرانى بود، در هفته هاى اخير «تحت فشار امريكا» ، با لحن شديدترى در اين رابطه سخن مى گويد.
يك ميان بر ضمنى
رئيس جمهور روز سه شنبه خاطرنشان كرد كه لازم است اظهارات خود را پس بگيرد. وى دراين خصوص گفت: «اين يك بررسى ضمنى و اجمالى بود، بى نهايت ضمنى.» ازطرف ديگر، ژاك شيراك اظهار داشت «حتى اگر ايران بمب اتمى نيز در اختيار داشته باشد و آن را پرتاب كند، اين بمب قبل از اينكه آسمان ايران را ترك كرده باشد نابود خواهد شد» . وى در ادامه افزود: «ناگزير مجبور به اتخاذ شيوه هاى لازم الاجرا و معامله به مثل خواهيم شد. اين يعنى سيستم سركوب هسته اى.»
وى روز سه شنبه با اشاره به مصاحبه روز دوشنبه خود كه گفته بود عربستان و ديگر كشورها نيز به انجام پروژه هاى هسته اى گرايش خواهند يافت اظهار داشت منظورش كشور خاصى نبوده است، «زيرا هيچ يك از اين كشورها كوچك ترين خواستى نسبت به اين مسأله نشان نداده اند» . ولى او ازطرف ديگر مجدداً موضوع مسابقه تسليحاتى در منطقه، آن هم در مقياس وسيع، را بسيار جدى تلقى كرد.
فرهنگ اقليتى
ژاك شيراك همچنان نسبت به قطع گفتگوها نگران به نظر مى رسد و مى گويد مذاكره مى تواند امكان انجام هرگونه اقدام تلافى جويانه در اسراييل را ازبين ببرد. «احساسات» وى درخصوص لبنان كه در آن ۱۶۵۰ كلاه آبى فرانسوى مستقر شده اند نيز جاى تأمل دارد.
به گفته او، شيعه ها از ابتدا داراى فرهنگى اقليتى بوده اند و اين موضوع باعث ايجاد يك خلق و خوى بخصوص در نزد آنها شده است. در نظر شيراك، اين حكومت كه مى خواهد «خود را حفظ كند» نه بايد مورد «اعتراض» قرار گيرد و نه «تهديد» . ازطرف ديگر، او خاطرنشان مى كند در نيويورك تمايلى براى ملاقات رئيس جمهور احمدى نژاد نشان نداده است. دليل: «اظهارات كاملاً غيرقابل قبول درخصوص هولوكاست و اسراييل» .
كمك واشنگتن به اليزه
روز پنج شنبه كاخ سفيد به كمك ژاك شيراك شتافت. تونى اسنو، سخنگوى كاخ سفيد در اين خصوص گفت: «موضع ما نسبت به ايران روشن است: آنها نبايد به هيچ گونه سلاح هسته اى دست يابند و به علاوه بايد فعاليت هاى غنى سازى خود را نيز متوقف كنند. به علاوه بايد اضافه كنم كه اين صرفاً موضع ايالات متحده نيست، بلكه متحدان امريكا و از جمله فرانسه نيز چنين موضعى دارند.»
ازطرف ديگر، شان مك كورماك، سخنگوى وزارت امور خارجه امريكا، با «اعتبار» بخشيدن به عقب نشينى ژاك شيراك اظهار داشت: «ما هيچ شكى درخصوص قصد و اراده فرانسه براى رسيدن به اهداف سياسى اش، مبنى بر يك ايران بدون سلاح اتمى نداريم.»
وى همچنين افزود: «همه حق دارند هر از گاهى اشتباه كنند.» وى سپس به دومين فرصتى كه يك بازيكن گلف پس از ضربه اول به حريف خود مى دهد، اشاره كرد. او در ادامه گفت: «من مطمئناً اظهارات آقاى شيراك را به عنوان فاصله اى بين ايالات متحده و فرانسه تفسير نمى كنم.»
اولين مصاحبه [دوشنبه ۲۹ ژانويه]
آقاى رئيس جمهور، لطفاً درخصوص احتمالاتى كه در زمينه انرژى هسته اى در جهان روى خواهند داد توضيح دهيد، به ويژه درخصوص كشورهايى مانند ايران كه گرايش بيشترى به سوى اتمى شدن دارن.
دراين زمينه در ابتدا با دو مشكل مجزا مواجه هستيم: انرژى هسته اى نيروگاهى و هسته اى نظامى. آنچه كه ما را در ايران نگران مى كند، انرژى هسته اى نيروگاهى نيست، بلكه هسته اى نظامى و غنى سازى اورانيوم است. درواقع رد خواسته هاى آژانس اتمى از سوى ايران و متوقف نكردن غنى سازى اورانيوم است كه ما را نگران كرده و اين بسيار خطرناك است. بايد به اين مسأله بسيار توجه كنيم. البته دستيابى به يك يا دو بمب توسط ايران در چند سال آينده آنچنان خطرناك نيست، بلكه موضوع خطرناك زير پا گذاشتن مقوله منع گسترش اتمى است. اين بدين معنى است كه اگر ايران به راه خود ادامه دهد و بر فنآورى هسته اى نيروگاهى كاملاً تسلط يابد، خطرى كه جهان را تهديد مى كند در بمبى كه به دست مى آورد نيست، زيرا اين بمب به هيچ كار نمى آيد. [... ] اين بمب را به كجا مى خواهد بفرستد؟ به اسراييل؟ اين بمب هنوز ۲۰۰ متر در فضا طى نكرده، تهران با خاك يكسان خواهد شد.
آنچه كه خطرناك است، مقوله گسترش جنگ افزارهاى اتمى است. با اين حال، اين مسأله براى ديگر كشورهاى منطقه كه امكان مالى براى انجام چنين پروژه اى دارند، بسيار وسوسه انگيز است. آنها نيز به نوبه خود خواهند گفت: «خب، ما هم اين كار را انجام مى دهيم و به ديگران هم كمك مى كنيم كه اين كار را انجام دهند.» چرا عربستان سعودى به سوى انرژى اتمى نرود؟ و چرا به مصر كمك نكند كه آن هم به انرژى هسته اى دست يابد؟ اين خطر است. پس بايد راهى پيدا كرد كه اين مشكل حل و فصل شود و اين مشكل چيزى نيست جز همان انرژى هسته اى نظامى.
ولى اروپايى ها در اعمال تحريم عليه ايران تا كجا پيش خواهند رفت؟ آيا شاهد اقدامات تلافى جويانه، به ويژه در لبنان، نخواهيم بود؟
البته اين دقيقاً موضوع بحث ما نيست. من نسبت به لبنان احساسات خاصى دارم كه مطمئناً از آن آگاهيد. موضوع اين است كه به واقع براى وادار كردن ايران به انجام همكارى چه بايد كرد؟ خب مسأله مشكلى است. بايد دانست كه ايران چه چيزى را مى تواند تحمل كند و چه چيزى را نمى تواند. ايران حكومتى دارد كه تا حدودى ناپايدار و آسيب پذير است. تا حدودى متزلزل است. انتخابات اخير آن را هم ديديد. ديديد كه رئيس جمهور داراى اقتدار كاملى كه همگان انتظار داشتند نبود.
اين حكومت واهمه دارد. از چه؟ از اينكه مورد اعتراض قرار گيرد. چه مى خواهد؟ مى خواهد حكومت آيت الله ها را حفظ كند. در واقع نبايد آن را مورد تهديد و اعتراض جامعه بين الملل قرار داد. و جامعه بين الملل كيست؟ ايالات متحده است. چگونه مى توان هم انرژى هسته اى نظامى را داشت و هم انتظار به رسميت شناخته شدن توسط جامعه بين الملل را؟ رويكرد جامعه بين الملل و به ويژه ايالات متحده نسبت به واكنش ايران به گونه اى كه حادثه غيرمترقبه اى رخ ندهد چگونه خواهد بود؟ اين سؤال مشكلى است، زيرا شيعه ها انسان هاى بخصوصى هستند. شيعه ها مردمى هستند كه از ابتدا داراى فرهنگى اقليتى بوده اند. آنها درواقع اقليت هستند و فرهنگ اقليتى هم دارند. زمانى كه بيش از هزار سال از نقطه شروع آن بگذرد، چنين اقليتى شكل مى گيرد. آنها با واكنش سنى ها و اروپايى ها روبرو نشده اند... .
مصاحبه دوم [سه شنبه ۳۰ ژانويه]
آقاى رئيس جمهور، شما معضل ايران را چگونه مى بينيد؟
ايران درگير اقدام و روندى شده است كه آژانس اتمى آن را دستيابى به فنآورى اتمى نظامى مى داند. همان طور كه مى دانيد اين مسأله با تعهدات ايران، به عنوان يكى از امضاء كنندگان NPT، مغايرت دارد. پس درواقع مى توان گفت كه ايران تعهدات خود را زير سؤال برده است. آژانس اتمى طى نظارت هاى خود مشاهده كرده كه غنى سازى اورانيوم ايران گام برداشتن به سوى فنآورى هاى نظامى و نيروگاهى- نظامى است. در واقع فعاليت هاى ايران به هيچ وجه قابل قبول و معمولى نيستند.
با توجه به اين مسأله، قدرت هاى بزرگ با يكديگر مشورت كردند و نتيجه اين شد كه ايران در موقعيتى قرار گرفته كه با قوانين بين المللى مطابقت ندارد و اينكه اين كشور بايد فعاليت هاى غنى سازى خود را متوقف كند. ما به ايران توضيح داديم كه نمى تواند اين وضعيت را ادامه دهد و بايد دراين خصوص به مذاكره و بحث نشست. درواقع، غنى سازى اورانيوم نقطه آغازين و مركزى انرژى هسته اى نظامى است. درحقيقت، ما فكر كرديم مى توانيم به بحث بنشينيم. يادآورى مى كنم كه فرانسه پيشنهاد بسيار خوبى به مقامات ايرانى ارائه كرد: شما مى توانيد خود تصميم بگيريد و غنى سازى اورانيوم را به طور موقت متوقف كنيد و در عوض شش قدرت بزرگ نيز روند اعمال تحريم در شوراى امنيت را متوقف خواهند كرد. به راستى كه اين پيشنهاد موضع بسيار مناسبى را براى هر دو طرف تأمين مى كرد. به بيان ديگر اين پيشنهاد اجازه مى داد كه هر جناح گامى به سوى جناح ديگر بردارد و ما تصور مى كرديم كه اين مسأله ازسوى مقامات ايرانى پذيرفته خواهد شد.
اما مسؤولين ايرانى نپذيرفتند كه فعاليت هاى غنى سازى خود را متوقف كنند و درنتيجه گروه شش كشور مجبور شدند اقدامات خود را در شوراى امنيت پيگيرى كنند و تحريم هائى ابتدايى را به تصويب برسانند. از آن پس، ما خود را در يك وضعيت سردرگم احساس مى كنيم. مطمئناً دو طرف در واكنش هاى خود مى توانند از اين پيشتر روند. البته ما چنين نيت و خواسته اى نداريم. آنچه ما به دنبالش هستيم، رسيدن به يك نتيجه است؛ نتيجه اى كه مطابق تعهدات تعيين شده ازسوى NPT و نظارت هاى آژانس اتمى باشد.
در موقعيت فعلى، هيچ پاسخ مثبتى ازسوى ايران دريافت نشده است. به همين دليل من گفتم [البته به صورت ضمنى] كه بمب به چه كار ايران مى آيد؟ اگر به راستى هدف ايران اين است كه خود را به يك قدرت اتمى تبديل كند، يعنى به بمب اتم دست يابد، مطمئناً زمانى كه اين بمب پرتاب شود، همان دم نابود خواهد شد. نه تنها ما بلكه كشورهاى بسيارى هستند كه امكان نابود كردن يك بمب و موشكى كه آن را حمل مى كند دارند. به همين دليل ما توجيهى براى خواست احتمالى ايران در دستيابى به بمب اتمى پيدا نمى كنيم.
بمب را نابود خواهيد كرد؟
بله، چنين بمبى به محض پرتاب نابود خواهد شد.
اين اقدام چه پيامدهايى براى ايران خواهد داشت؟
البته اين پيامدها بايد بررسى شوند. من ديروز زمانى كه گفتم «تهران با خاك يكسان خواهد شد» ، قدرى تندروى كردم و اكنون حرف خود را پس مى گيرم. اين جمله به صورت جدى عنوان نشد. من تصور نمى كنم كه بتوان تهران را با خاك يكسان كرد. ولى واضح است كه اگر يك اقدام ستيزه جويانه، مانند پرتاب يك بمب اتمى با موشك، صورت گيرد، بى شك مقابله به مثل هائى انجام خواهد شد. من مجدداً كلمه اى را كه ديروز بيان كردم پس مى گيرم، زيرا به واقع نسنجيده عنوان شد و به واقع ويران كردن تهران اصلاً معنى ندارد. ولى نكته واضح و مسلم اين است كه در سركوب هسته اى، تدابير خاصى اتخاذ مى شوند كه بايد عليه كشورى كه به درست يا به غلط اقدام به حمله اتمى كرده مورد بحث و بررسى قرار گيرند.
آيا اين مقابله به مثل نيز اتمى خواهد بود؟
همه چيز ممكن است، ولى درحال حاضر نمى توان چيزى گفت. سركوب هسته اى و فرضيه آن به گونه اى است كه اجازه حمله و ضدحمله به يك مهاجم اتمى را مى دهد. همه مى دانند كشورهايى كه در گذشته به مرحله اتمى شدن رسيده بودند، سپس بدون هيچ گونه خويشتن دارى به گسترش اتمى دامن زدند و نيازى هم به بردن نام آنها نيست. حتى ايران از دانش، توانايى و فنآورى برخى از اين كشورها در زمينه هسته اى سود برده است. از زمانى كه ايران توانايى دستيابى به فنآورى هسته اى نظامى را پيدا كند، مى توان گفت خود به يك مركز بالقوه براى گسترش اتمى تبديل خواهد شد و اين مسأله براى منطقه بى نهايت خطرناك است. من مجدداً اين جمله از حرف هاى ديروز را هم پس مى گيرم كه گفتم عربستان سعودى و مصر نيز به نوبه خود از اين الگو پيروى خواهند كرد. درواقع هيچ يك از اين دو كشور كوچك ترين اشاره اى به اين موضوع نكرده اند و من نيز نمى بايست در اين خصوص چيزى مى گفتم.
باز هم تكرار مى كنم، من تصور كردم كه هنوز مصاحبه درخصوص محيط زيست است [مصاحبه روز دوشنبه ژاك شيراك ابتدا با موضوعاتى مربوط به محيط زيست آغاز شد] و اينكه مى توانم به طور ضمنى مطالبى را درخصوص ايران بگويم. ولى ايران مى تواند كشورهاى ديگر منطقه را نيز به اين مسابقه تسليحاتى وارد كند. البته نمى خواهم از هيچ كشورى نام ببرم، حتى اگر ديروز به اشتباه اين كار را كرده باشم. به واقع نمى بايست اين كار را مى كردم.
ولى ازطرف ديگر، اين مسابقه تسليحاتى مى تواند به خارج از منطقه هم اشاعه پيدا كند. ولى مسأله جدى تر، گسترش جنگ افزارهاى اتمى است. زيرا ايران حتى اگر از بمب احتمالى خود استفاده هم نكند، ولى مى تواند بنا به دلايل سياسى فنآورى هاى هسته اى خود را به كشورهاى ديگرى منتقل نمايد. البته ناگفته نماند كه ايران يك كشور بزرگ است، كشورى است پيچيده و داراى سنت و فرهنگ بسيار ديرينه. سالانه در حدود ۲ ميليون ايرانى براى تجارت به كشورهاى مختلف مى روند. ايران يك كشور مطرح است و در نتيجه تمايل دارد كيفيت استراتژى جهانى خود را بالاتر ببرد. بى شك ايران نقش بسيار مهمى در منطقه خاورميانه ايفا مى كند. درحال حاضر مشكلات عراق اين منطقه را به وحشت فرو برده و خطوط قرمز را به حركت واداشته است. اكنون وضعيت جديدى در اين منطقه حكمفرما شده و بسيار خطرناك تر و آسيب پذيرتر شده است. در نتيجه ايران مى تواند با پيشينه غنى خود در زمينه تاريخ، سنت، فرهنگ و فلسفه نقش مهمى در منطقه ايفا كند، به شرطى كه در جهت ايجاد صلح و دوستى گام بردارد. اين چيزى است كه مى خواستم در مورد ايران به شما بگويم. ديروز براى پاسخ گفتن به سؤالات شما كمى عجله كردم.
آقاى رئيس جمهور، شما ديروز درخصوص دستيابى ايران به بمب اول و دوم صحبت كرديد و سپس اضافه كرديد مسأله مهم «منع گسترش اتمى» است. ولى همچنين از احتمال حمله به اسراييل گفتيد...
من نمى توانم وقوع چنين رويدادى را تجسم كنم. امكانات دفاعى كه درحال حاضر در جهان وجود دارد، به ويژه در نزد امريكايى ها و اروپايى ها، به گونه اى نيست كه بمب يا موشك حامل بمبى از ايران پرتاب شود و كسى از آن باخبر نشود. مسلماً چنين موشكى پس از پرتاب منهدم خواهد شد. فكر نمى كنم ديروز در مورد اسراييل صحبت كرده باشم. شايد صحبت كردم، ولى فكر نمى كنم چون اصلاً به خاطر نمى آورم.
آقاى رئيس جمهور، شما به برخى از سؤالات مطرح شده پاسخ نداديد...
من نمى خواستم وقت خودم و شما را بگيرم. آنچه كه بايد بدانيد اين است كه فرانسه ايران را عاملى ضرورى در ثبات منطقه مى داند. يك عامل ضرورى. و طبيعتاً اين ثبات به سياستى بستگى دارد كه ايران اتخاذ خواهد كرد. همه مى دانند كه اكنون در نزد مقامات ايرانى بحث هائى در جريان است مبنى بر اينكه ايران چه سياستى را بايد اتخاذ كند. من دراين رابطه نمى توانم قضاوت كنم. و البته در انتخابات اخير نيز شاهد بوديم كه اختيارات رئيس جمهور احمدى نژاد قدرى زير سؤال رفته است.
ولى بايد بگويم اظهارات رئيس جمهور احمدى نژاد درخصوص اسراييل از نظر من و كل فرانسه [و به طبع كل جهان] كاملاً غيرقابل قبول است. من اين مسأله را به مسؤولين ايرانى نيز گفته ام: اينها اظهارات كاملاً غيرقابل قبولى هستند و از سوى هيچ كس هم پذيرفته نخواهند شد. اميدوارم كه اين اظهارات شخصى باشند و ديدگاه هاى ديگر مسؤولين عالى رتبه ايرانى را دربر نگيرند. من در اين خصوص چيزى نمى دانم. ولى آن را كاملاً محكوم مى كنم و به مقامات ايرانى نيز آشكارا گفته ام.
شما حاضر نشديد احمدى نژاد را در نيويورك ملاقات كنيد...
زمانى كه به نيويورك رفتم، رئيس جمهور احمدى نژاد از من درخواست ملاقات كرد و من رد كردم. زيرا من نمى توانستم كسى را كه درخصوص هولوكاست و اسراييل اظهارنظر مى كند بپذيرم. اين يك مسأله كاملاً واضح است و من نيز بايد آن را بگويم. ولى باز تكرار مى كنم كه ايران يك كشور بزرگ از نظر تاريخى و فرهنگى است و در منطقه خاورميانه نيز بسيار مطرح است. گفتگو با چنين كشورى براى ايجاد ثبات در خاورميانه بسيار مهم است.
شما به مسأله مهمى اشاره كرديد. گفتيد: «بايد راهى را براى حل و فصل كردن اين مشكل پيدا كرد.» مى توانيد درخصوص اين راه حل ها بيشتر توضيح دهيد؟ به عنوان مثال، امريكا قصد دارد تحريم هاى متفاوتى را عليه ايران اعمال كند. تحليل شما از اين موضوع چيست؟
من به شما مى گويم. در وضعيت فعلى، آنچه كه براى ايران نكته مثبتى به شمار مى آيد و ايران نيز خواهان آن است، مسأله دودستگى در جامعه بين الملل است. به همين دليل ما معتقديم بايد انسجام و همبستگى جامعه جهانى حفظ شود. در اين رابطه، فرانسوى ها، انگليسى ها و آلمانى ها نقطه نظرات مشتركى دارند. امريكايى ها نقطه نظر خاص خود را دارند. روس ها و چينى ها نيز بنا به دلايل خاص خودشان دقيقاً در يك مسير پيش نمى روند. پس اگر در بين ما تفرقه و دودستگى به وجود ايد، اين مسأله براى تندورها و افراطيون ايران به عنوان يك پيروزى بزرگ قلمداد مى شود. ولى برعكس اگر ما با يكديگر متحد باشيم، به ويژه روى قطعنامه هاى شوراى امنيت و حداقل روى قطعنامه ۳۷-17، مى توان گفت كه منسجم عمل كرده ايم. من معتقدم آنچه كه مهم است، اين است كه كارى كنيم تا در نزد جامعه بين الملل دودستگى ايجاد نشود و اينكه گروه شش كشور در برابر اين مشكل كه به واقع مشكل خطرناكى است متحد بمانند.
يك سؤال كوچك: آنچه كه شما امروز گفتيد روز پنج شنبه چاپ خواهد شد. اشكالى ندارد؟
مطمئن باشيد من از امروز تا پنج شنبه هيچ صحبتى نخواهم كرد و فقط از محيط زيست صحبت مى كنم.
منبع: بانوول ابزرواتور
مترجم: على جواهرى
آرمان پورنصير
صف آرايى در دو سوى مرزها
در حاليكه آمريكا دو ناو جنگى اش را وارد آب هاى خليج فارس كرده و دنيا نگران وقوع جنگى ديگر در خاورميانه است، ايران نيروهايش را در مرز عراق به حالت آماده باش درآورد.
چند ماهى است كه از بين نيروهاى ارتش، سپاه، نيروى انتظامى، نيروى دريايى و نيروى هوايى فقط ارتش است كه بيشتر سربازان وظيفه را جذب مى كند. منطقه اعزام اين سربازان نيز پادگان هاى واقع در مرز عراق است. حتى سربازان وظيفه اى كه چند ماه گذشته اعزام شده بودند و محل خدمت شان در شهرهايى غير از شهرهاى مرزى بود، به پادگان هاى مرزى منتقل شده اند. على، يكى از اين سربازان است كه مى گويد: «اكثرا در حالت آماده باش هستيم. حتى برخى از شب ها با لباس و پوتين مى خوابيم. وضعيت كادرى ها بدتر است. آن ها آموزش هاى ويژه اى مى بينند و لب مرز هستند.»
رضا هم كه در سپاه خدمت مى كند مى گويد: «اينجا مرخصى تمامى كادرى ها باطل شده است و دستور آمده كه تمام نيروها آماده باش باشند. به ما هم كه وظيفه هستيم به زحمت مرخصى مى دهند. فرماندهان مدام در حال سان ديدن و سربازان به طور مدام در حال تمرين و مبارزه با دشمن فرضى هستند.»
در ايران شايعه شده كه جنگ نزديك است. سربازان نيز اين شايعه را شنيده اند و رضا مى گويد: «دو طرف مرزها صف آرايى كرده اند. اين را فرمانده مان مى گويد.»
در چنين شرايطى و در حالى كه احمدى نژاد نگران حمله آمريكا نيست، لاريجانى بارديگر مركز هسته اى اصفهان را به روى خارجى ها گشود تا جمله چند روز پيش احمدى نژاد ثابت شود كه «در ماجراى هسته اى رئيس جمهور كاره اى نيست و تمام تصميمات توسط رهبرى گرفته مى شود.»
اما در خصوص نظر و گرايش آيت الله خامنه اى نيز اختلاف نظرهايى وجود دارد. برخى ها براين نظرند كه رهبر همچنان از دولت احمدى نژاد حمايت مى كند اما عده اى ديگر نظرى خلاف دارند. يكى از تحليل گران سياسى كه زمانى از مديران ارشد وزارت امور خارجه ايران بوده در گفت و گو با خبرنگار روز مى گويد: «اين درست است كه رهبرى تصميم گيرنده اصلى است اما اينگونه هم نيست كه رئيس جمهور هيچ نظرى ندهد و تاثيرگذار نباشد. اما آنچيزى كه اكنون شاهدش هستيم اين است كه رهبرى هم تا حدودى از خط دولت نهم فاصله گرفته است و به سمت جريان هاشمى و راست معتدل گرايش پيدا كرده. رهبر هم چندان موافق صحبت هاى راديكال و تهديدات احمدى نژاد نيست و به همين دليل است كه نظر مثبتى به بازگشت محسن رضايى به سپاه دارد تا شايد او و تيمش نيروهاى سپاه را كه اكنون سرانش موافق احمدى نژاد هستند، كنترل كنند. حتى شنيده مى شود سياست هسته اى از اين به بعد در دست شوراى روابط خارجى متشكل از خرازى و ولايتى و نيروهاى معتدل نظام قرار مى گيرد تا هاشمى و خاتمى نقش بيشترى در تعديل اوضاع داشته باشند.»
اما در ايران خانواده ها نگران هستند. محمد. ع كه صاحب يك شركت بازرگانى و صاحب يك فرزند پسر است كه طبق قانون تا چند ماه ديگر بايد وارد خدمت سربازى شود، معتقد است در شرايط فعلى پسرش نبايد به سربازى برود: «نمى ذارم تنها پسرم بره سربازى. اونم واسه اينا.»
همسرش هم نظرى مشابه دارد: «همينجا تو خونه قايمش مى كنم. اينقدر همينجا نگهش مى دارم كه جنگ تموم شه. ايشاله كه جنگ نشه اما اگه شد چه خاكى تو سرم بكنم. حاضر نيستم اين ريسك و بكنم و بذارم پسرم بره خدمت. همينجا پيش خودم نگهش مى دارم. يك مغازه واسش مى خرم. اگه هم جنگ شد مى يارمش خونه.»
اما همه هم براين نظر نيستند. عباس يك بسيجى ۲۲ ساله است. از آن بسيجى هاى «جان بركف» كه تازه از مانورى از خوزستان بازگشته. اومى گويد: «ايشالا جنگ نشه اما اگه آمريكا روش و زياد بكنه مجبوريم يه مشت محكم بزنيم تو دهنش تا بفهمه اينجا عراق نيست. ايران هم ايران زمان جنگ با عراق نيست. ما الان اينقدر قدرت نظامى و تجهيزات و فن آورى نظامى داريم كه بتونيم تو خاك خودمون از پس دشمن بربيايم. اونم دشمنى كه تو خاك افغانستان و عراق زمين گير شده. ما كه ده برابر از اين دو تا كشور قوى تريم.»
دو سال پيش عزت الله سحابى در مصاحبه اى پيش بينى كرده بود كه «اگر راديكال هاى بنيادگرا سر قدرت بيايند هيچ واهمه اى از آمريكا ندارند. در ضمن اينان با سياست هايشان آمريكا را بيشتر حساس مى كنند و ايران را به سمت راديكال شدن منطقه مى برند چون از جنگ نمى ترسند. آن ها معتقدند حتى اگر نتوانند مانع پيش روى آمريكاييان شوند اما با انهدام چاه هاى نفت، سرزمينى سوخته را تحويل آمريكا مى دهند تا ايران را براى آمريكا غيرسودمند و باتلاقى كنند.»
ظاهرا پس از گذشت دو سال بخشى از پيش بينى عزت الله سحابى در حال وقوع است.