Nimrooz
Vol. 18, No. 919, February 9, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۱۹ - جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵
دكتر كاظم وديعى
چرا؟ پاى تجارت خارجى آمريكا مى لنگد
003834.jpg
وديعى
واردات آمريكا بر صادرات آن فزونى فاحشى يافته است.
برابر آخرين گزارش سازمان تجارت جهانى OMC كل واردات آمريكا به ۱۷۳۳ ميليارد دلار مى رسد و صادراتش به ۹۰۴ ميليارد دلار. دموكرات ها بحث داغى را در اين زمينه دامن مى زنند زيرا چين رقيب بزرگ آمريكا در همان سال ۲۰۰۵ در تجارت با آمريكا ۲۴۰ ميليارد دلار اضافه صادرات داشته و در كل جهان ۱۰۲ ميليارد دلار. (همان منبع).
دلار ارزان موجب فروش بيشتر نشده گرچه آمريكا در تجارت جهانى مقام اول خود را حفظ كرده است.
چگونه است كه آلمان اولين مقام را در صادرات دارد و ژاپن و چين و حتى كانادا بيلانى مثبت در صادرات و تجارت خارجى دارند ولى آمريكائيان هم از اين بابت راضى نيستند. آيا مى توان باور كرد كه تجارت جهانى آزاد از اعتبار افتاده است يا بايد مشغله هاى جنگى سياسى- نومحافظه كاران را عاملى دانست در نقصان گرفتن تمناى بسيارى از كشورها در خريد و معامله با آمريكا و باور كرد به اينكه سيماى آمريكا در كل لطمه خورده است؟
بدون ترديد دموكرات ها كار را به سمت نفى تجارت و مبادله آزاد سوق نخواهند داد به خصوص كه پرزيدنت بوش حق وتو دارد، ولى آنها از اين مقوله براى كسب امتيازاتى سياسى بهره خواهند برد.
نگرانى جاى ديگرى است. اگر به نقشه تجارت جهانى در جهان كنونى بنگريم. محال است از حجم داد و ستد و وفور عرضه و تقاضا و در نتيجه رونق واقعى در امر ارتباطات دنيا خوشحال نشويم. جز اين كه پول جاى امن برود و تجارت در هر مقياس و در هر زمان محتاج امنيت است و جهان ما با همه بركت و رونق كه در مصرف و توليد و مراودات دارد امن نيست و آمريكا كه قدرت اول و مؤثر در جهان است در امنيت و ناامنى هاى فعلى سهمى عظيم دارد.
چگونه است كه آلمان بعد سه مصيبت مالى بزرگ (شكست و ويرانى و غرامت در جنگ جهانى دوم، تجزيه، وحدت دو آلمان كه هزينه بسيار آفريد) اينك اولين صادر كننده جهان است و آمريكا بعد از آن پيروزى و آن همه استقبال خاورميانه به مناسبت موضع ضد استعمارى اش پس از دريافت نفت فراوان و ارزان و بالاخره بعد ورچيده شدن بساط شوروى، صادراتش در حد آلمان و كمى هم كمتر است؟
خوب كه بنگريم. از آن آمريكا كه كباده صلح و برابرى را به مدد حركات ضد استعمارى مى كشيد ديگر خبرى نيست و كشورى است كه در قبال همه رقبا جز در شيپور جنگ نمى دمد و ابداً سهم اشتباهات را رعايت نمى كند و اينك كار به آنجا كشيده است كه مثلاً در سراسر جهان مسلمان عربستان سعودى بايد امدادگر صلح و اخطار دهنده به مداخله گران در كار عراق باشد. كسى منكر قدرت مالى آل سعود نيست و چه بهتر اگر نقشى در استقرار صلح ادا كند، ولى مردمى كه حرف آل سعود را حرمت مى نهند به دليل قدرت مالى و صلابت اسلامى اين كشور است نه به دليل اعتبار اين كشور از باب ارزش هاى دموكراتيك.
شرق و غرب كه در داد و ستدى عظيم اند، خطر چين را هر روز بزرگ و بزرگتر جلوه مى دهند و مشكلات درونى چين را درست نمى بينند به همانگونه كه درگذشته معضلات درونى شوروى را نمى ديدند. پس مى لغزند در هول سياسى به بهانه گزارش پنتاگون در سال ۲۰۰۰ (نك- مقالات گذشته) و بسيج مى كنند رسانه هاى خودى را تا هر چه پيشتر بدمند در شيپور جنگ هائى كه طرف مقابل ندارد و در اين مسير مى افتند به دام مبالغات و ارزيابى هاى نسجيده در باب كوچك ها. در كار ايران و خاورميانه عربى و عراق جنگ آن كشور با ايران و عراق اشغالى امروز و كشتارهاى داخلى. غرب اشتباهاتى كرده است كه مى بايست ترميم مى شد و نه كشانده مى شد به جنگ و جنگ و جنگ.
صداى آمريكا همين چندى پيش در مصاحبه اى با اردشير زاهدى فاش كرد كه «اگر اشتباهات غرب موجب جنگ ايران و عراق نشده بود قضيه اتم به ميان نمى آمد و اين رژيم هم رفته بود.» اين ديگر صداى آمريكا است و در آن چيزى كه به مصلحت آمريكا نباشد ندرتاً به زبان آورده مى شود. ايران را تجاوز عراق به وحشت انداخت و به سوى داشتن سلاح اتمى سوق داد و روسيه در اين قضيه مشوق درجه دومى بود ولى بسيارى كيسه دوختند و بردند ايران را به لبه پرتگاه. تا آنجا كه ايران فعلى نمى داند كه حتى به فرض داشتن بمب در كاربرد آن واخواهد ماند چون نه تنها عاجز از پشتيبانى است بلكه دگمه را فشار نداده، خود هدف بمباران هاى عظيم خواهد شد و تنها بازنده مردم اند كه امروز از سر ساده لوحى عشق فرمايشى مى بازند به آن كيك زرد. آيا از چنين كشور بى نظم و مدار بايد وحشت كرد؟
جنگ اتمى فاتح ندارد. مى ماند آن كه هدف هاى مشخصى را بزنند كه در اين صورت عواقب آن را بايد سنجيد و من نديدم جائى كه دو كلمه در باب اين عواقب ناحيه اى و اثرش بر سياست دولت ايران كسى بگويد يا بنويسد كه مثلاً اگر نطنز را بزنند چه عكس العملى ظهور مى كند.
در دنيائى كه جنگ غير اتمى عراق و افغانستان زير نام مؤتلفين با صرف هزينه هاى بيش از ۵۰۰ ميليارد دلار آمريكا را به پيروزى نرسانده، چگونه ممكن است با توسل به جنگى جز آن به اين اهداف رسيد.
اما اگر طرح جنگ وجود ندارد، اگر به قول پرزيدنت بوش حمله به ايران بى معناست، پس مى شود پرسيد رسانه هاى وابسته به سياست خارجى ايران چرا در اين دو ماهه اين همه از جنگ حرف مى زنند؟ اگر هدف آماده ساختن افكار عمومى است همه نظر سنجى ها نشان داده اند كه مردم آمريكا مخالف جنگ اند. اگر هدف دستپاچه كردن ايران است مى بينيم كه هر زمان حرف جنگ آمريكا با ايران عنوان مى شود روحيات «بگرد تا بگردم» برآمده از عمق ناسيوناليسم ايرانى پديدار مى شود و احمدى نژادها دُم مى گيرند و مجلس آرام و اپوزيسيون غير فعال مى شود.
اينجاست كه بايد به آن رسانه ها كه به واسطه يا بى واسطه، رايگان يا جز آن در شيپور جنگ آمريكا با ايران مى دمند گفت نفرت ايرانيان و زيان مردم آمريكا را دامن مى زنيد. مردم ايران چيزى مهم از دست نمى دهند اما امنيت كسب و كار شما در خطر است.
آيا بهتر نيست به ارزيابى اقدامات سياسى بپردازيد. مثلاً بررسى كنيد كه مثلاً سفر آقاى لاريجانى به رياض آن هم بعد از اخطار وزيرخارجه عربستان مسعودى چه اثرى در روحيات او كه رئيس شوراى عالى امنيت است نهاد. او سراسيمه رفت و مثل مرغ پركنده برگشت زيرا خطر را دريافت. دريافت كه عربستان سعودى سلفى در بنيادگرائى تجربه بسيار دارد و قادر به بسيج عليه ايران بنام اسلام است.
بديهى است براى رسانه هاى فرمانبر آسان تر است تصوير بزرگى را در صفحه اول از ناوبرهاى آمريكا چاپ زنند تا از توفيق وزيرخارجه عربستان در يك مصاحبه و عقب راندن سياسى ايران از باب تعرض به حريم اعراب.
و چون اپوزيسيون خفته يا نيم مرده ايرانيان برونمرزى شمّ سياسى مستقلى ندارد پس به دنباله روى ادامه مى دهد و رسانه هاى برون مرز به تكرار اغراض ديگران پرداخته مردم را به اشتباه و به روان زدگى سوق مى دهند.
پرزيدنت بوش مى خواهد به دموكرات هاى پيروز در كنگره بفهماند كه اكثريت آنان شما تغيير مهمى در سياست او نمى دهد. پس سخن از ادامه سياست نظامى خود در عراق و خطر ايران به ميان مى آورد و اضافه هم مى كند كه ۲۱ تا ۴۸ هزار نفر قشون تازه به عراق گسيل مى دارد. بسيار خوب او در خط خود كار مى كند و رسانه هاى وابسته به او نيز.
ولى ناگهان ما مى بينيم كه شعله جنگ از رسانه ها سر مى كشد كه چه نشسته ايد موشك هاى اسرائيل رو به ايران جهت گرفته اند و موشك هاى آمريكا و ناتو در لهستان رو به روسيه و موشك هاى آمريكا در قزاقستان رو به چين و هموطنان ما در غربت باور مى كنند اين عشوات را و آن را به حساب دلسوزى غرب براى ما غرب زده ها مى نهند.
بمب اتمى ايران بلاى جان نظام كنونى ايران است. چنانچه اقتصاد بهم ريخته اش روزى نظام را به ستوه خواهد آورد. ايران در شرايط جهانى امروز، يا تعديل مى شود يا جان مى سپارد و نظام به دست خود گور خود را مى كند. بنابراين راه براى اپوزيسيون درون و برون اگر همت كنند باز است و نيازى ندارد به اين كه ما دل به حمله ديگران ببنديم. به عكس اگر نفوذى داريم در راهى به كار بريم كه منتهى به روشن شدن اذهان و درك ابعاد سياست جهان شود.
آنها: يعنى آن محافل و آن شخصيت ها و افرادى كه به بهانه هاى مختلف از جمله وطن وطن دست رسانه هاى آتشبيار جنگ عليه ايران را بوسه مى زنند در تنگناى حيرت ملى و دور از عمق قضايا هستند. نمى بينند كه مسئله آمريكا شده چين و ايران و حتى كل خاورميانه سر راه آمريكا هستند و اگر اين موتور جنگى به راه افتد امان به هيچكس نمى دهد و دوست و دشمن نمى شناسد. بنابراين بهتر است كه هى اينجا و آنجا نقل نكنند كه «اين آخرين مهلت است» و يا «در تابستان آينده چنين و چنان خواهد شد.» به عكس بپردازند به اين كه چگونه طى دهه هاى دراز غول فاشيسم مذهبى در بطرى تجدد و مليت در خاورميانه دست و پا مى زد و چه شد كه از محدوده خود درآمد و جهان پر بلا كرد و يا بپردازند به اين مطلب كه علت عدم پيروزى آمريكا در فلسطين و لبنان و عراق و افغانستان و ادامه حيات حركت هاى مربوط به بن لادن چيست؟ شايد برسند به اين نتيجه ساده كه سرزمين هاى تاريخى خاورميانه اسير ارتجاع خودى و دخالت و تجاوزات بيگانه اند و آرام نمى شوند مگر آن كه بيگانه بيرون رود و خودى به خود آيد.
اين جبهه آرايان چطور پاى به نبوغشان در تورا بورا و وزيرستان مى لنگد ولى خود را قهرمان هر جنگى مى شناسند. براى غرب در خاورميانه راهى نيست جز شناخت خاورميانه و احترام به استقلال و مذاكره و معامله. روزى دوگل مى گفت: «ايران شرط تعادل جهانى است. كمك به ايران سرانجام به نفع ماست.» آن روزها شوروى بود و ايران برمى خاست تا روى پاى خود بايستد. امروز ايران در لاى و گل ارتجاع دينى فرو رفته است. پس هاى و هوى نظام و على الخصوص رئيس جمهور پاك باخته اش از سر مشكلات درونى است. اين است كه نامه مى پراكند تا وزنى يابد. با چنين نظامى نبايد اعلان جنگ داد بايد تار و پود اقتصادى و اجتماعى آن را برنمود. يك مذاكره به وقت، يك بازشناسى حريف مؤثرتر از صدها طرح جنگى است كه زيانش متوجه جنگاوران است نه پاك باختگان. ايران را در شخص آقاى رئيس جمهور احمدى نژاد نبايد خلاصه كرد. چنانكه او هم ايران را در اتم خلاصه كرده است.
دور نرويم؛ بيلان سه ماه اخير از باب دميدن در شيپور جنگ چه بوده است. هيچ! ايران تغيير موضع نداده. آمريكا به موضع جنگى خود ادامه داده است. اگر حركاتى در ايران از سوى خاتمى و رفسنجانى مشهود است ابداً ربطى به موضع گيرى هاى نظامى آمريكا و تبليغات رسانه هاى وابسته ندارد و در رابطه است با رقابت هاى دور و دراز درون نظام. پس رسانه هاى خودمانى و غير خودمانى كه تند و تند عكس ناوبرها را به جاى هر نوع تفسير روشنگرانه چاپ مى زنند مسئول وجدان حرفه اى خويش اند.
آمريكاى به اصطلاح فاتح عراق، گسترش نفوذ ايران را در عراق نمى پسندد. اين گسترش نفوذ ايران دو جنبه دارد يكى آن كه ايران و عراق همسايه اند پس اصل مجاورت، نفوذ آفرين است، اين را نمى شود كارى كرد. دوم آن كه ايران نظامى است ذاتاً ضد آمريكا به سبب مبانى فكرى انقلابش، پس سعى دارد به كمك عوامل نفوذى موى دماغ شده ضربه اى بزند. اين را خود آمريكا علاج مى كند. مى ماند اين كه نفس اشغال عراق را نه اعراب مسلمانان پذيرفته اند و نه ديگران در خاورميانه. اينك آمريكا به نظاميان خود اجازه داده است به روى عوامل نفوذى ايران تيراندازى كنند طبعاً ايران هم دستور مقابل را بى سر و صدا داده است. بنابراين نتيجه اين قبيل تصميمات را به زودى خواهيم ديد.
در اين هنگامه تجارت جهانى، آمريكا تجارت جهانى خود را كم نفس داشته است. عزيمت هيأت هائى از سوى بانوهيلرى و پلوزى به عراق جالب است ولى دست خالى برمى گردند. باور نمى شود كرد كه آنها نبض دولت و يا ملت عراق را دريابند. بنابراين پرزيدنت بوش با دست پر به راه خود خواهد رفت. شكر كه ترمز چين و روسيه و اروپا كار مى كند و كنگره آمريكا فعلاً در مقاومت با طرح بوش است.

ايران
تحقيق
صفحه اول
خواندنيها
طنز
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   خواندنيها   •   طنز   •   مقاله ها   • 
•   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   • 
•   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •