Nimrooz
Vol. 18, No. 919, February 9, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۱۹ - جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵
تهران داغ داغ داغ- على مستعلى زاده- تهران
سخنرانى افشاگرانه آقا مجتبى و سئوال هاى مهم وى
رضا شاه ساخت و آخوندها ويران كردند
درختان خيابان پهلوى دارند سقوط ميكنند
آقاى رئيس مجلس در مورد شيروخورشيد چرا نمى پرسد مردم چه را نميخواهند
علم زنان براى خانه به درد ميخورد
طرفداران خاتمى منتظر ارتش آزادى بخش آمريكا هستند
مگر شما نگفتيد كه در دل مردم خدا مرده است
آقاى شهردار ترا خدا مترو افتتاح نكن
خبرهاى هفته اخير همچون فضاى كل كشور بيش از هر چيز تحت تأثير اخبار مربوط به مرگ يا مريضى خامنه اى بود به چند موضوع اختصاص پيدا ميكند كه همه به حال ملت مفيد بوده است. خب چرا ميخنديد مگر من حق ندارم گاهى شوخى كنم. پس حالا كه خنديديد از جنگل ها در آتش برايتان مينويسم كه گريه كنيد. در تعطيلات تاسوعا و عاشورا جنگل هاى شمال كشور در آتش سوختند. اين خبر به دليل تعطيلى در مطبوعات كشور پوشش داده نشد. با اين حال بادهاى گرم موجب آتش سوزى و گسترش آتش بود. تنها شانس درختان بى زبان بارش باران بود كه كار آتش نشان ها را نيز كم كرد. بالاخره آتش با خسارت زياد خود به خود خاموش شد. حالا اگر واقعاً باور كنيم كه همه اين آتش سوزى به خاطر بادهاى گرم و جابه جايى هوا بوده اما من نمى دانم چرا هميشه نزديك دو، سه روز تعطيلى جنگل ها هوس سوختن مى كنند و دو ماه بعد از داد و بى داد مردم ساخت ويلا و خريد و فروش زمين ها رونق مى گيرد. خبر خوب آزادى نازنين از زندان اوين بود. او در حالى كه به صورت وكيل و حاميانش بيرون از زندان اوين لبخند آزادى مى زد دوباره به زندان اوين بازگردانده شد و همه دوستانش را دمغ كرد. نازنين يك پرونده شرارت در زندان داشت كه دوباره به جريان افتاد و باعث شد به غير از حدود ۴۰ ميليون پولى كه خيرين براى آزادى او جمع كرده بودند وثيقه ديگرى را نيز براى آزادى كامل تدارك ببينند. به هر حال نازنين آخر اين هفته آزاد شد. براى نقش جهان اصفهان هفته سرنوشت سازى بود. با عدم تعديل برج جهان نما در همسايگى اين مجموعه تاريخى سازمان يونسكو اقدامات قانونى خود را براى خروج اين ميراث تاريخى از فهرست آثار اين نهاد بين المللى آغاز كرد. نقش جهان اصفهان يكى از هشت اثر تاريخى ايران در فهرست يونسكو است. با عدم تعديل برج شهردارى، يونسكو ديگر متعهد به مسووليت هاى خود در قبال اين اثر نخواهد بود. در پرونده ثبت محور فرهنگى- تاريخى اصفهان ارتفاع جديدى براى برج تعريف شده است و بايد تا تيرماه منتظر ماند تا يونسكو در مورد حفظ ميدان نقش جهان در فهرست ميراث جهانى يا ورود آن به فهرست ميراث در خطر تصميم گيرى كند.
حدادعادل رئيس مجلس از مردم خواسته است كه در مورد برگشت مجدد نماد شير و خورشيد بر سردر مجلس نظر بدهند. مجسمه شير و خورشيد بر سردر مجلس بود كه در اوايل انقلاب توسط مردم پايين كشيده شد و سپس خورشيد آن از بين رفت. حدادعادل معتقد است كه چون اين شيرها، زمان انقلاب از سردر ورودى مجلس پايين آورده شده، ممكن است بعضى از مردم با بالا آمدن مجدد آنها مخالف باشند. بايد گفت شما از مردم نظر بخواهيد آن وقت خواهيد ديد كه علاوه بر شيروخورشيد با چه چيزهاى ديگر هم مخالف هستند اما بهشان نميدهيد كه. هفته گذشته خبرهاى وحشتناكى در حوزه زنان هم پخش شد. در حالى كه سال هاست آمار دختران دانشجو بيش از پسران است نمايندگان مجلس هفتم موجى براى كنترل و سهميه بندى ورود دختران به دانشگاه ها راه انداختند. نمايندگان مجلس در پيشنهادهاى خود اعلام كرده اند كه حضور بيشتر دختران در دانشگاه ها عامل اصلى طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و بيكارى شده است. ديروز مخبر كميسيون بهداشت و درمان گفت؛ زنان به دنبال علمى باشند كه در خانه به درد بخورد. باز هم اين درختان مادر مرده خيابان وليعصر تهران خبرساز شدند. بعد از اينكه اين درختان از كابوس تبرها رها شدند شهردارى در اقدامى مهربانانه اعلام كرد كه اين درختان به دليل شرايط بد نگهدارى در وضعيت اسفبارى به سر مى برند. يكى از مشاوران ارشد شهردارى تهران اعلام كرده است كه عمر اين درختان به دليل شرايط ناسالم رشد بسيار كوتاه شده و اگر كارى براى آنها صورت نگيرد اين درختان خواهند مرد. با اين حساب شوراى شهر مى تواند خوشحال باشد كه به هر صورت روزنه اى براى تعريض اين خيابان تاريخى باز شده. اين تفاوت رضا شاه كبير است كه درختى و خيابانى ساخت و بعد از هشتاد سال هنوز اين بى عرضه ها شبيه اش را نساخته اند كه هيچ درختهايش را هم خشك كرده اند.

افشاى يك سخنرانى
اما مهمترين خبر هفته كه افشاى آن بر عهده ما گذاشته شده متن سخنرانى آقا مجتبى است. لابد ميپرسيد آقا مجتبى كيه. به همين زودى دردانه ولى فقيه يادتان رفت. به همين زودى يادتان رفت كه در انتخابات اخير كى شبانه به جمع بسيجى ها ميرفت و به آنها خبر ميداد به كى رأى بدهند. بله همان ايشان كه با بد شدن حال ابوى تصميم گرفته مأموريت خود را آشكار كند در اين هفته در قم نطقى كرد كه بخوانيد و لذت ببريد:
مى خواهم در آستانه سالگرد شكل گيرى دولت نهم به بهانه مسائل پيش آمده پس از انتخابات نهمين دوره رياست جمهورى مثل نگرانى آقاى خاتمى براى اسلام و انقلاب و نگرانى آقاى كروبى براى خط امام، اتفاقاتى را كه از سال۷۶ به بعد شروع شد مورد بررسى قرار دهم تا حقايق بيشترى را به دست ما دهد، دوره اى كه آقاى خاتمى با شعارهاى جديد و نفى بسيارى از مسائل گذشته روى كار آمد. پس از روى كار آمدن آقاى خاتمى بخشى از اصلاح طلبان تريبون دار كه هسته اصلى اين جناح را تشكيل مى دادند به اين مسئله دامن زدند كه رأى به آقاى خاتمى به منزله مخا لفت مردم با نظام و انقلاب و امام و رهبرى و متاسفانه حتى اسلام است اما انقلابيون رأى به آقاى خاتمى را به منزله مخالفت با موارد ذكر شده نمى دانستند بلكه اعتقاد داشتند مردم علاقمند به اسلام و انقلاب و ولايت فقيه هستند و فقط به برخى رفتارها ايراد دارند. ولى مسئله به همين جا ختم نشد بلكه گويا تازه اين شروع كار بود و آقاى خاتمى تقريبا هيچ موضع مشخصى در قبال آنها (جريان فكرى ذكر شده) اتخاذ نمى كرد اما وقتى كه اين جريان شعار عبور از خاتمى را مطرح كردند آقاى خاتمى هم به مقابله با آنان پرداخت و مثلا مى گفت از اردو گاه اصلاح طلبان صداى دشمن مى شنوم / بخشى از آنان دين گريز! شده اند / برخى از آنان از آرمانهاى انقلاب! دور شده اند و... . . كه اين اتفاق در آخرين سال دولت آقاى خاتمى در دوره دوم روى داد. سوال من از آقاى خاتمى اين است كه اگر شما اين صداها را شنيده بوديد چرا زودتر متذكر نشديد؟ صدايى كه ا نقلابيون از همان روزهاى اول روى كار آمدن شما شنيده بودند. در اينجا اين مسئله مبهم پديد مى آيد كه نكند آقاى خاتمى خود را معيار دين مى داند كه عبور از آن دين گريزى و همنوايى با صداى دشمن و... تلقى مى شود. شايد به همين علت است كه آقاى خاتمى هركس را كه تعبير ديگرى از دين / آزادى / امر به معروف و نهى ازمنكر / مردم سالارى / شهادت و... ... دارد مورد لطف قرار مى دهد و يك روز انقلابيون را خشونت طلب و يك روز عامل اختناق و روز ديگر متحجر مى نامد. پس از انتخابات هم مشاهده شد كه آقاى خاتمى بارها براى اسلام و انقلاب ابراز نگرانى كردند. آقاى خاتمى! اين رفتار متضاد شما كه در پرونده تان حتى سابقه مقابله با مخالفين كنفرانس برلين را داشتيد بسيار تامل برانگيز است. كنفرانسى كه تماما اهانت به اسلام و انقلاب و امام و... . . بود و در يك حركت عجيب دكتر لاريجانى را به علت افشاگرى اين كنفرانس توسط صدا و سيما به هيأت دولت راه نداديد چطور شما آن هنگام براى اسلام و انقلاب احساس خطر نكرديد؟ يا چطور هنگامى كه وزارت كشور شما گروهك غير قانونى نهضت آزادى را كه مطرود امام بودند در دور دوم شوراهاى شهر و روستا تأييد صلاحيت كرد شما احساس نگرانى نكرديد؟ يا چطور هنگامى كه دوستان شما در انتخابات نهمين دوره رياست جمهورى با اين گروهك غير قانونى ائتلاف كردند خط امام پا يمال نشد؟ (گروهكى كه ولايت فقيه و قانون اساسى و بسيارى ديگر از مبانى انقلاب را قبول ندارد و انقلابيون آنها را به نام ضد انقلاب مى شناسند و خوب مى دانيد كه اين گروهك غير قانونى در ايام سخت جنگ با بيانيه هاى فتنه انگيز خود باعث خوشحالى دشمنان اسلام و انقلاب و ايران مى شد و رژيم بعثى عراق با استفاده از اين بيانيه ها قواى روحى نيروهاى خود را افزايش مى داد. حتماً اطلاع داريد كه اخيراً يكى از سران آنها در ديدار با دشمنان ايران خواستار فشار بيشتر روى ايران در زمينه حقوق بشر شده است. كه اينها نمونه هاى كوچكى ازخيانت اين گروهك غير قانونى به اسلام و انقلاب بوده است. امام با مشاهده اين قبيل موارد بود كه آنها را طرد كردند حال تحريف كنندگان واقعيات انقلاب مى گويند كه نمى توان به دستخط گذشته اكتفاء كرد شايد دروغ باشد جالب آنكه در اين رابطه مدعيان رنگ عوض كرده خط امام فرياد وا اماما سر ندادند). چطور هنگامى كه نزديكان شما مى گفتند چنان جامعه مدنى بسازيم كه حتى بتوان نعوذ بالله امام زمان (عج) را استيضاح! كرد يا وقتى كه مى گفتند شهادت امام حسين (ع) در صحراى كربلا نعوذبالله تاوان خشونت جدش حضرت رسول اكرم (ص)! در صدر اسلام بوده است يا هنگامى كه مى گفتند مشكل ملت ايران اين است كه نعوذبالله هنوز خدا در ميان آنها نمرده! است يا وقتى كه مى گفتند نعوذبالله حركت شهادت طلبانه امام حسين (ع) عبث و بيهوده بوده! واين نوع كارهاى خشونت طلبانه ديگر در دنياى امروز جايگاهى ندارد شما براى اسلام ابراز نگرانى نكرديد؟ و ده ها مورد ديگر كه اگر بخواهم همه آنها را باز گو كنم بايستى روزنامه هاى زنجيره اى كه در دوران ۸ ساله شما چاپ مى شدند را به اين يادداشت ضميمه كنم. چطور هنگامى كه دوستان شما به دنبال ايجاد جبهه دموكراسى خواهى بودند شما در جواب آنان نگفتيد طبق نظر امام فقط جمهورى اسلامى نه يك كلمه زياد ونه يك كلمه كم!؟ آن هنگام كه دوستان شما در ولايت وامامت ائمه (ع) تشكيك ايجاد كردند و يا هنگامى كه اطرافيان شما مدام با سياست هاى دشمنان اسلام و ايران همنوا مى شدند شما چه مى كرديد؟ (با يك مشاهده آمارى براحتى مى توان فهميد آن مسئله اى را كه سياست خارجى امريكا عليه ايران مطرح مى كرد و به دنبال آن جمهورى اسلامى ايران را متهم مى كرد روزنامه هاى زنجيره اى وابسته به جريان فكرى ذكر شده روى همان مسائل مانور مى دادند. به عنوان مثال اگر دوره اى شش ماهه عمده اتهاماتى كه امريكا عليه ايران مطرح مى كرد در زمينه حقوق بشر بود روزنامه هاى زنجيره اى هم روى همان اتهام مانور مى دادند و نظام اسلامى را البته با بيانى ديگر متهم مى كردند. توجه كنيد كه فقط منظور عمده اتهامات است وگرنه امريكائى ها ايران را در همه زمينه ها متهم مى كنند ولى هر دوره اى يك اتهام برجستگى بيشترى دارد. يا اگر در زمينه دموكراسى بود دوستان آقاى خاتمى هم روى همان مسئله مانور مى دادند. از مخاطبان مى خواهم موضع اين جريان را در زمينه انرژى هسته اى با موضع امريكائى ها و دشمنان ايران مقايسه كنند. امريكائيها با پرروئى مى گويند ايران حق ندارد انژى هسته اى داشته باشد. اين جماعت هم همين را مطرح مى كنند اما به طور غير مستقيم. مى گويند ايران انرژى هسته اى مى خواهد چه كار، چرا براى خود بحران بيافرينيم! اصلا كى گفته انرژى هسته اى با صرفه است! حتى يكى از اين آقايان كه بعد از انتخابات در جلسه مديران مسئول روزنامه هاى به اصطلاح اصلاح طلب با آقاى خاتمى ديدار كرد گفته است بايد خودكفائى در گندم را مورد ترديد قرار دهيم و ببينيم اصلا لازم بوده خودكفا شويم يا نه! جالب اينكه روزنامه وابسته به اين فرد سخنانش را سانسور كرد تا برخى خوانندگان دلپاك ولى نا آگاه آنان پى به ماهيتشان نبرند ولى جالبتر از آن اينكه دوستان آقاى خاتمى وقتى حلقه انسانى دانشجويان را دور تاسيسات هسته اى مى بينند از شدت كينه آنها را مسخره مى كنند! آيا اين قبيل افراد نبودند كه خود را آماده استقبال از ارتش آزادى بخش! مى كردند؟).
آقاى خاتمى! چرا زمانى كه روزنامه رسمى دولت در دور دوم انتخابات نهمين دوره رياست جمهورى به تخريب دكتر احمدى نژاد پرداخت و يا اعضاى دولت شما خلاف قانون براى تبليغ رقيب او به تخريب آقاى احمدى نژاد پرداختند و يا عده اى به طور گسترده عليه او اس. ام. اس و شبنامه مى فرستادند و يا در روز نامه هاى زنجيره اى او را عامل اختناق معرفى كردند شما براى ياران انقلاب ابراز نگرانى نكرديد؟ (اينجا مى توان سوالى را مطرح كرد. آن گروهى كه بين دور اول و دور دوم انتخابات براى تبليغ [ در واقع تخريب ] دكتر احمدى نژاد در بعضى مناطق رعب و وحشت تصنعى ايجاد مى كردند پس از روى كار آمدن دكتر احمدى نژاد كجا رفتند در صورتى كه بايد فعال تر مى شدند؟ در اينجاست كه ياد ملى- مذهبى ها مى افتم كه با تجهيز و تحريك كردن يك جوان نا آگاه مدتى فضاى كشور را متشنج كردند). ولى براى تخريب رقيب دكتر احمدى نژاد كه بسيار ناچيز بود ابراز نگرانى كرديد (بايد واقعيت را پذيرفت و آن فضاى بين دور اول و دور دوم انتخابات را به ياد بياوريم. كدام يك بيشتر تخريب شدند. مردم مدام از سوژه هاى تخريب كدام نامزد حرف زدند. آيا وجود ده ها ميليون سى دى و ده ها ميليون شبنامه در دست مردم براى تخريب آقاى رفسنجانى واقعيت داشت. اگر واقعيت داشت چرا هنوز كه يك سال از زمان انتخابات مى گذرد حتى يك مورد از آن به دست ما نرسيد. ولى اگر حرف اين است كه اين اقلام به اين سطح توليد شده اما بين مردم توزيع نشده است كه من هنوز واقعاً نمى دانم اينها توليد شده يا نه! پس به دست مردم هم نرسيده كه بگوييم مردم تحت تأثير تخريب ها رأى دادند و اگر واقعاً قرار بود مردم تحت تأثير تخريب ها انتخاب كنند قطعا آقاى احمدى نژاد نمى توانستند رأى بياورند چون فضاى تخريبى بى نظيرى عليه كليه اصولگرايان در دور اول وعليه دكتر احمدى نژاد در دور دوم وجود داشت. البته من خود پيش بينى مى كردم كه آقاى خاتمى و دوستانشان آنقدر كه در مورد پرونده تخريب نامزدها صحبت مى كنند چيزى را ارائه نخواهند كرد، چون اگر واقعاً قرار بود چيزى ارائه شود قطعا نام آقاى خاتمى و هيأت دولت و ستاد انتخاباتى رقيب [ توجه شود رقيب ] دكتر احمدى نژاد در اصفهان و... ميان تخريب گران به چشم مى خورد. به عنوان مثال حتما دوستان نامه اى را كه آقاى خاتمى براى ترساندن ملت در صورت رأى دادن به يكى از نامزدها نوشته بودند را به ياد مى آورند. اين قانون گرايى آقاى خاتمى در تاريخ ثبت شد!). ولى با توجه به همه مطالب ياد شده نبايد از انصاف خارج شد و زحمات آقاى خاتمى را ناديده گرفت و بايد گفت مشكلاتى را كه اطرافيان آقاى خاتمى به وجود آورده اند ناشى از حسن نيت بيش از حد و روحيه آرامش طلبى ايشان است هر چند كه توصيه مى كنم بايد روحيات خود را با واقعيات بيرونى تطبيق داد.

با كروبى
اما روى ديگر سخن من با آقاى كروبى است. هر آنچه كه در مورد آقاى خاتمى صادق است در مورد آقاى كروبى هم صادق است فقط متعجبم آقاى كروبى كه مدعى خط امام هستند و سابقه انقلابيشان با آقاى خاتمى قابل مقايسه نيست چرا اينگونه رفتار مى كنند. همانطور كه گفتم بهانه من براى نوشتن اين يادداشت مسائل پيش آمده پس از انتخابات نهمين دوره رياست جمهورى است. متاسفانه اشتباه وزارت كشور دولت آقاى خاتمى زمينه ساز بهانه هاى آقاى كروبى شد. اين وزارت خانه روز شمارش آراء نتيجه شهرهايى را كه دكتر احمدى نژاد در آن حائز اكثريت آراء شده بود (مثل تهران و قم و اصفهان) از روى عمد اعلام نمى كرد ولى نهايتا مجبور شد نتايج را تا پايان شب اعلام كند. اگر نزديكان و دوستان آقاى كروبى لااقل به سايتهاى اينترنتى مراجعه مى كردند متوجه مى شدند كه آقاى احمدى نژاد از ظهر همان روز در رده دوم جدول بودند كه ضمنا اكثر خبرگزارى ها اعلام كردند دكتر احمدى نژاد اول شده است اما برخى از آراى او را باطل كردند (مثل احمدى نجاد يا شهردار تهران). از آن روز بود كه آقاى كروبى اعلام كرد در انتخابات تقلب شده و خلاف قانون عمل شده است. من صحبت هائى را با آقاى كروبى دارم كه در سه بخش عنوان مى كنم و اميدوارم كه ايشان به طور كامل آن را مطالعه كنند بعد ادعاى تخلف در انتخابات را مطرح كنند.
۱- اگر ايشان اعتقاد دارند گروهى سازمان يافته كه منظور ايشان سپاه و بسيج است خلاف قانون به تبليغ دكتر احمدى نژاد پرداختند پس چرا مسئله را قبل از برگزارى انتخابات عنوان نكردند و گذاشتند پس از پايان انتخابات و در روز شمارش آراء و هنگامى كه اعلام شد دكتر احمدى نژاد از آقاى كروبى پيشى گرفته اند اين مسئله را عنوان كردند؟ ضمن اينكه ما هم در هيچ جا نديديم كه سپاه و بسيج براى ايشان تبليغ كنند.
۲- اگر ايشان مدعى اند كه در هنگام شمارش آراء تقلبى پيش آمده بايد گفت كه با توجه به حضور وزارت كشور در پاى صندوقهاى رأى كه وابسته به جبهه اصلاحات بودند و حضور شوراى نگهبان و نظر آقاى خاتمى مبنى بر اينكه انتخابات سالمى داشتيم احتمال تقلب در هنگام شمارش آراء تقريبا صفر است البته ممكن است در تعدادى از آراء تقلب شده باشد كه اين تقلب نيز ممكن است به ضرر آقاى احمدى نژاد يا آقاى كروبى يا هر كس ديگرى باشد مثل تقلبى كه در دور دوم انتخابات رخ داد و عده اى در قزوين در تلاش خريد رأى براى رقيب (توجه شود رقيب) دكتر احمدى نژاد بودند اما اين قبيل تقلب چه ربطى به اختلاف هفتصد هزار رأى بين آقاى احمدى نژاد و آقاى كروبى در دور اول و اختلاف هفت ميليون راِى بين دكتر احمدى نژاد وآقاى رفسنجانى در دور دوم دارد؟
۳- اگر ادعاى ايشان اين است كه سپاه و بسيج به صورت سازمان يافته و با دستور از بالا به دكتر احمدى نژاد رأى دادند پس بايد حداقل آراى آقاى احمدى نژاد در دور اول انتخابات به هشت ميليون رأى مى رسيد نه پنج ميليون و هفتصد هزار رأى به اين دليل مى گويم هشت ميليون چون حداقل همين تعداد سپاهى و بسيجى واجد شرايط (توجه شود واجد شرايط) رأى دادن داريم ضمن اينكه تعداد بسيجيان كشور بيش از يازده ميليون نفر است و با توجه به روحيه آنان تقريبا صد در صد افراد بسيجى واجد شرايط در انتخابات شركت مى كنند مگر اينكه مشكلى براى آنها پيش بيايد و به اين دليل مى گويم حداقل كه بالا خره تعداد زيادى از مردم خارج از تشكيلات بسيج و سپاه به دكتر احمدى نژاد رأى دادند از جمله خود من كه متاسفانه هنوز عضو بسيج نشده ام و اميدوارم روزى اين توفيق نصيب من شود. پس به اين ترتيب احتمالا آراى دكتر احمدى نژاد در دور اول بايستى از ده ميليون رأى تجاوز مى كرد. حال شايد آقاى كروبى بگويد كه حركت سازمان يافته وجود داشته است كه هنوز هم معلوم نيست اين ادعا واقعيت دارد يا نه اما بسيجيان آزادانه رأى داده اند. با قبول اين فرض كه غلط هم به نظر مى رسد مى خواهم بپرسم كه آيا ديگران حق انتخاب آزادانه ندارند؟ پس چى شد آن مردم سالارى مد نظر آقاى كروبى؟ آيا شما انتظار داشتيد با آن فضاى سياهى كه جبهه نفاق در دوران اصلاحات عليه بسيجيان ومتدينين ايجاد كردند بسيجيان به اصلاح طلبان رأى دهند؟ از مخاطبان مى خواهم كه شرايط پس از هر انتخابات را مورد بررسى قرار دهند و ببينند كه كدام جماعت به رأى مردم احترام مى گذارند و چه گروهى در صورتى كه مردم به آنها رأى ندهند مقابل رأى مردم مى ايستند و به منتخب آنان بى حرمتى مى كنند ولى مدام از مردم سالارى دم مى زنند. متاسفانه پس از انتخابات و به بهانه جمهوريت آقاى كروبى حرمت شكنى كردند و به شخصيت بى نظير علمى و انقلابى آيت ا... مصباح يزدى بى احترامى كردند. البته ما به اين رفتار اصلاح طلبان و در رأس آنان آقاى كروبى عادت كرده ايم. بدعت زشت و سازماندهى شده بى حرمتى به مقدسات و علما و ياران انقلاب و حتى امام و رهبرى در دوران اصلاحات و با حمايت سران جبهه اصلاحات پايه گذارى شد. به اين دليل مى گويم با حمايت سران جبهه اصلاحات چون كه اين آقايان نه تنها همواره در مقابل اين بى حرمتى ها سكوت كرده اند بلكه در مواردى هم با حرمت شكنان هم نوا شده اند. متاسفانه دوره اى به مراجع عظام تقليد اهانت مى شود دوره اى به آيت ا... مشكينى دوره اى به آيت ا... جنتى دوره اى به آيت ا... مهدوى كنى دوره اى به آيت ا... ها شمى شاهرودى و... ... آقاى كروبى حتى هنگام انتخابات به ديگر روحانى حاضر در صحنه انتخابات رياست جمهورى حمله ور شدند و اعلام كردند كه تمامى بدبختى هاى ما ناشى از كارهاى اين فرد است. حال اين بار و براى چندمين بار قرعه به نام آيت ا... مصباح يزدى افتاده است. من به آقاى كروبى و دوستانشان توصيه مى كنم لااقل به طور هماهنگ اهانت كنند نه اينكه حرف هاى متضاد زده شود. البته از اين تضادها در جبهه اصلاحات كم نيست. به عنوان مثال يك نفر مى گويد كه آيت ا... مصباح يزدى داراى تفكر انجمن حجتيه است و ديگرى مى گويد كه ايشان تشنه قدرت و حكومت است! يا آقاى كروبى اعلام مى كنند كه خرافات كشور را فرا گرفته و خواستار مقابله با خرافات مى شوند اما همين كه با عده اى باصطلاح صوفى بدعت گذار در دين مقابله مى شود (حتما مى دانيد كه اين افراد به سر يكى از مأمورين نيروى انتظامى آجر پرتاب كرده اند و به سمت مردم گاز اشك آور شليك كرده اند به همين دليل مردم خواهان مقابله با آنان شده اند اما گويا باز نظر مردم براى آقاى كروبى مهم نيست) فرياد بر مى آورد كه چنين و چنان نكنيد! يا جماعتى مدام خود را حامى و مدافع حقوق بشر معرفى مى كنند اما همين كه دكتر احمدى نژاد به اروپائيان

ايران
تحقيق
صفحه اول
خواندنيها
طنز
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   خواندنيها   •   طنز   •   مقاله ها   • 
•   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   • 
•   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •