|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
جنايت شبانه در پل مديريت
قتل مرموز دختر دانشجو با ضربات چاقو
دختر دانشجويى شامگاه چهارشنبه در پل مديريت تهران به طرز مشكوكى به قتل رسيد.
به گزارش فارس ساعت ۳۰/۲۲ روز چهارشنبه دختر جوانى در حالى كه غرق در خون بود به بيمارستان شهيد مدرس تهران منتقل شد.
پس از انتقال دختر جوان به بيمارستان پزشكان تلاش براى نجات جان او را آغاز كردند اما پس از دقايقى به خاطر جراحات و خونريزى شديد دختر مجروح جان سپرد. با مرگ دختر جوان موضوع به مأموران پليس اطلاع داده شد و گروهى از كارآگاهان ويژه قتل پليس آگاهى براى بررسى موضوع در بيمارستان حاضر شدند. در تحقيقات اوليه مشخص شد دختر ۲۳ ساله سونا نام داشته و در تهران مشغول به تحصيل بوده است. سونا ساعتى قبل در حالى كه خونريزى شديد داشت از سوى پسر جوانى به بيمارستان منتقل شده بود. كارآگاهان در ادامه از پسر جوان به نام آرين بازجوئى كردند.
آرين در تحقيقات اظهار داشت: من همكلاسى سونا در دانشگاه هستم. ساعت ۹ شب سونا با تلفن همراه من تماس گرفت و خواست به كمكش بروم. سونا به سختى حرف مى زد و تنها توانست بگويد زير پل مديريت است.
سريع خودم را به محلى كه سونا آن جا بود، رساندم و با بدن نيمه جان همكلاسى ام روبه رو شدم. بلافاصله سونا را به بيمارستان مدرس رساندم، اما او جان سپرد.
با دستور بازپرس كشيك قتل تهران جسد براى تشخيص علت اصلى مرگ به پزشكى قانونى منتقل شد. همچنين آرين به عنوان تنها مظنون اين جنايت بازداشت شد.
پزشكى قانونى نيز در نظريه اوليه خود اصابت جسم تيز به كتف چپ و مهره هاى مقتول و خونريزى داخلى را علت مرگ دختر دانشجو اعلام كرده است.
به گزارش رسيده در حال حاضر پرونده براى رسيدگى در اختيار كارآگاهان دايره دهم پليس آگاهى تهران قرار گرفته است و مأموران به صورت ويژه در حال رسيدگى به آن براى كشف راز اين قتل هستند.
:
|
|
|
|
|
مرد ايرانى دزد توريست هاى تايلند را به تله انداخت
مرد ايرانى دزد حرفه اى تايلندى را كه از توريست هاى اين كشور سرقت مى كرد به تله انداخت.
به گزارش سايت اينترنتى پاتايا يستى صبح روز پنجشنبه هفته گذشته يك مرد ايرانى ۳۱ ساله به نام على به پايگاه نهم پليس توريست تايلند در شهر پاتايا مراجعه و از يك دختر جوان به اتهام سرقت شكايت كرد.
على در شكايت خود گفت: من چند روز پيش به عنوان توريست وارد تايلند شدم و هيچ مشكلى برايم پيش نيامده بود تا اينكه ساعتى قبل به صورت اتفاقى دختر جوانى را در خيابان ديدم. او به طرفم آمد و سرصحبت را با من باز كرد. ابتدا سعى كردم با بى محلى اين دختر را از خودم دور كنم اما او به صحبت كردنش ادامه داد و من نيز به ناچار با وى مشغول گفت وگو شدم.
دقايقى بعد آن دختر گفت كارى دارد و بايد برود. او از من خداحافظى كرد و رفت و پس از اينكه از او جدا شدم متوجه شدم كيف پولم به سرقت رفته است.
اين مرد سپس محل سرقت و مشخصات دختر جوان را در اختيار پليس توريست پاتايا قرار داد و مأموران به همراه وى راهى محل دزدى شدند و پس از دقايقى جست وجو، على اين دختر را شناسايى و به پليس معرفى كرد. مأموران نيز بلافاصله دختر سارق را دستگير كردند. با دستگيرى اين سارق مشخص شد وى يك دوجنسى ۲۱ ساله است كه چندين سابقه كيفرى دارد و از دزدان حرفه اى محسوب مى شود كه توريست هاى خارجى را شكار مى كند.
سارق ۲۱ ساله تايلندى كه با زيركى مرد ايرانى به تله افتاد در جريان بازجوئى ها به جرم خود اعتراف كرد و گفت: «من از سال ها پيش از توريست ها سرقت مى كنم. شيوه كارم به اين شكل است كه با ظاهر دخترانه در خيابان ها پرسه مى زنم و با شناسايى توريست هائى كه معلوم است شهر را به خوبى نمى شناسند به سراغ شان مى روم و سر صحبت را با آنها باز مى كنم و در فرصتى مناسب كيف پولشان را سرقت مى كنم.»
وى افزود: «تاكنون بارها دستگير شده ام و هر بار پس از آزادى به كارهاى سابقم ادامه مى دادم. چند هفته پيش نيز از زندان آزاد شدم و به شكار توريست ها ادامه دادم تا اينكه بالاخره پس از سرقت از مرد ايرانى به تله افتادم. من هميشه سراغ افرادى مى روم كه احتمال مى دهم پول زيادى همراه دارند اما اين مرد ايرانى فقط ۱۱۰ دلار در كيفش پول داشت و هرگز تصور نمى كردم او عليه من شكايت كند و بتواند به اين سرعت مرا به دام بيندازد.»
بنا بر اين گزارش هم اكنون سارق تايلندى در بازداشت به سر مى برد و تحقيقات از او ادامه دارد.
|
|
|
|
|
درخواست اعدام براى ۳۱ نفر
دادستان تهران براى ۳۱ عضو يك باند مخوف كه به باند «على ميكروب» معروف است به اتهام تجاوز به دختران نوجوان و فيلمبردارى از آنان درخواست اعدام كرد.
به گزارش رسيده مدتى قبل مأموران ويژه پليس امنيت تهران در جريان فعاليت هاى يك باند اغفال و تجاوز به دختران نوجوان قرار گرفتند و تحقيقات گسترده اى را براى متلاشى كردن اين شبكه آغاز كردند.
كارآگاهان در جريان تحقيقات خود متوجه شدند اين باند يك شبكه بزرگ گسترده است كه سه پسر جوان به نام هاى «على ميكروب» ، «حسن خروس» و «آرش تى ان تى» آن را هدايت مى كنند.
در جريان تحقيقات همچنين فاش شد يك دختر نوجوان كه در مقطع راهنمايى تحصيل مى كند با اعضاى باند على ميكروب در ارتباط است و براى اغفال دختران نوجوان با متهمان همكارى مى كند. با افشاى اين موضوع دختر نوجوان از سوى كارآگاهان پليس امنيت دستگير شد و تحت بازجوئى قرار گرفت.
اين دختر در جريان بازجوئى ها از جنايات سياه على ميكروب و همدستانش پرده برداشت و گفت: «من چندى قبل با على ميكروب دوست شدم و رابطه عاطفى با وى برقرار كردم تا اينكه يك روز او مرا به خانه اش برد و در آنجا داروى بيهوشى به من خوراند و سپس به همراه دو دوست ديگرش به من تجاوز كردند.»
اين دختر ادامه داد: «پس از اين ماجرا على ميكروب گفت از من با تلفن همراهش فيلم تهيه كرده است و اگر بخواهم موضوع را به كسى بگويم فيلم را پخش مى كند. او با تهديد مرا وادار كرد كه با باند وى همكارى داشته باشم و من نيز از ترس در اغفال دختران نوجوان به آنها كمك مى كردم.»
كارآگاهان پس از شنيدن اظهارات اين دختر متوجه شدند قربانيان باند على ميكروب همگى دختران دانش آموزى هستند كه در مقطع راهنمايى درس مى خوانند. همه اين دختران يا فرزندان طلاق بودند يا در خانواده هاى آشفته زندگى مى كردند و به خاطر خلاء هاى عاطفى خيلى سريع فريب اين پسران را مى خوردند و از سوى آنان اغفال مى شدند.
ادامه تحقيقات نشان داد اعضاى باند على ميكروب همگى از خانواده هاى ثروتمندى هستند كه پدران شان امكانات زيادى در اختيار آنها قرار داده اند و آنان كه در تهران، كرج و شمال كشور پراكنده شده اند، پس از اغفال دختران به آنها مشروب يا داروى بيهوشى مى خورانند و سپس مورد تجاوز قرار مى دهند و از طعمه هايشان فيلم هاى غيراخلاقى تهيه و توزيع مى كنند.
پس از تكميل اطلاعات پليس، كارآگاهان يك عمليات ضربتى را طرح ريزى و به صورت همزمان ۳۱ عضو اين باند مخوف را در نقاط مختلف دستگير كردند. پس از دستگيرى اعضاى اين باند بازجوئى هاى ويژه از آنها آغاز شد و متهمان به تجاوز به ۵ دختر دانش آموز و تهيه و توزيع فيلم غيراخلاقى اعتراف كردند. در پى اعترافات اعضاى شبكه على ميكروب، بازپرس شعبه دوم دادسراى عمومى و انقلاب تهران گزارشى را درباره فعاليت هاى متهمان تهيه كرد و دادستان تهران با درخواست اعدام براى تمامى اعضاى باند پرونده آنها را به دادگاه كيفرى استان تهران فرستاد.
سعيد مرتضوى در اين باره گفت: با توجه به گزارش تنظيمى بازپرس شعبه دوم دادسراى عمومى و انقلاب تهران مبنى بر اتهام زناى به عنف مربوط به باند على ميكروب كه پس از اغفال دختران مبادرت به تجاوز و سپس فيلمبردارى و فيلم اعمال خود را در سطح شهر توزيع مى كردند لذا پس از تكميل پرونده و ارسال آن به دادگاه كيفرى استان تهران درخواست اعدام براى همه اين افراد از دادگاه كيفرى به عمل آمد.
وى ادامه داد: تحقيقات به عمل آمده حاكى است كه پدران اين افراد جزو سرمايه داران تهران هستند كه ويلا و امكانات مالى فراوانى در اختيار فرزندان خود قرار داده بودند و آنها از اين امكانات براى اجراى اعمال پليد خود استفاده مى كردند.
وى گفت: از آنجا كه مجموعه اتهامات متهمان خصوصاً فيلمبردارى از چگونگى ارتكاب تجاوز و توزيع آن در سطح شهر موجب از بين رفتن قبح اين عمل شنيع و نافرمانى از دستورات الهى و سلب امنيت اخلاقى و اجتماعى جامعه شده از رئيس دادگاه كيفرى استان تهران درخواست رسيدگى سريع و صدور حكم اعدام براى اعضاى اين باند شده است. بنا بر اين گزارش اعضاى باند على ميكروب به زودى پاى ميز محاكمه مى روند.
|
|
|
|
|
قتل عام خانوادگى در جاده روستايى
مرد جنايتكارى كه در اقدامى جنون آميز دست به قتل عام خانوادگى زده و پدر، مادر و برادر همسر خود را به قتل رسانده است از سوى كارآگاهان پليس استان تهران دستگير شد.
به گزارش رسيده اين مرد كه محمدعلى نام دارد پس از آنكه به همراه برادرش اعضاى خانواده همسر خود را به رگبار بست و جنايتى خونبار را رقم زد براى فرار از چنگ مأموران دست به گروگانگيرى زد اما سرانجام دستگير شد.
درگيرى مسلحانه
ساعت ۷/۴۵صبح روز سه شنبه هفته جارى فردى با پاسگاه انتظامى حلبه رود شهرستان فيروزكوه تماس گرفت و گفت نيم ساعت قبل در جاده روستاى محمدآباد يك درگيرى مسلحانه رخ داده است.
پس از اين تماس بلافاصله گروهى از مأموران به سمت محل حادثه به راه افتادند و به صورت همزمان اعضاى شوراى تامين، نيروهاى امدادى و دادستان فيروزكوه نيز در جريان ماجرا قرار گرفتند.
ماموران پس از رسيدن به محل حادثه با صحنه اى دلخراش مواجه شدند و مشاهده كردند سه مرد و يك زن غرق در خون نقش بر زمين شده اند و يك خودروى نيسان نيز در نزديكى آنها رها شده است. از ميان اين ۴ نفر يكى از آنها به نام قربان از ناحيه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته و جان باخته بود و سه نفر ديگر به نام هاى رمضانعلى ۵۵ ساله، كفايت ۴۷ ساله و اكبر ۶۷ ساله به شدت مجروح شده بودند.
در شرايطى كه سه مجروح به شدت دچار خونريزى شده بودند و هر لحظه بيم آن مى رفت كه جان خود را از دست بدهند امدادگران با استفاده از بالگرد آنها را به بيمارستانى در تهران منتقل كردند.
داماد جنايتكار
كارآگاهان پليس استان تهران كه با جنايتى فجيع مواجه شده بودند بلافاصله تحقيقات گسترده و همه جانبه اى را آغاز كردند و متوجه شدند مقتول و سه مجروح حادثه اعضاى يك خانواده هستند و اين جنايت به دست داماد آنها به وقوع پيوسته است.
به اين ترتيب هويت قاتل مسلح به نام محمدعلى فاش و مشخص شد وى پس از آنكه به سوى اعضاى خانواده همسرش آتش گشوده و قربان -برادرزن خود- را به قتل رسانده، فرار كرده است اما آنچه كه به عنوان يك معما پيش روى پليس قرار گرفت اين بود كه تحقيقات نشان مى داد همسر محمدعلى به نام مهين نيز زمان حادثه همراه اعضاى خانواده پدرى اش بوده اما هيچ اثرى از وى وجود نداشت.
گروگانگيرى
كارآگاهان كه با توجه به حساسيت موضوع تحقيقات وسيعى را براى رديابى داماد جنايتكار آغاز كرده بودند متوجه شدند محمدعلى در اين جنايت تنها نبوده و با همدستى برادرش كه حسن نام دارد اعضاى خانواده مهين را به رگبار بسته و پس از مجروح كردن همسر خود وى را ربوده و به مكان نامعلومى گريخته است. از آنجا كه احتمال داشت مرد مسلح به خانه خود رفته باشد كارآگاهان بلافاصله منزل وى را به محاصره درآوردند.
در اين هنگام محمدعلى كه خود را در حلقه محاصره پليس مى ديد براى فرار از دست مأموران به جرايم خود افزود و اين بار از همسرش به عنوان گروگان استفاده و مأموران را تهديد كرد كه زن جوان را به قتل مى رساند.
كارآگاهان كه مى دانستند مهين مورد اصابت گلوله قرار گرفته و مجروح است و مرگ به شدت او را تهديد مى كند تمام تلاش خود را به كار گرفتند تا جانى ديوانه را وادار به تسليم كنند.
در اين مأموران با استفاده از شيوه هاى روانشناسى به مذاكره با مرد گروگانگير پرداختند و سرانجام در ساعت ۱۱/۳۵ محمدعلى را متقاعد كردند تا سلاح هاى خود را به كنارى گذاشته و اجازه دهد تا مأموران گروگان وى را از خانه خارج كنند.
به اين ترتيب مهين آزاد شد و بلافاصله براى مداوا به بيمارستان انتقال يافت و از سويى كارآگاهان محمدعلى را دستگير كردند.
در همان شرايط كه تحقيقات از محمدعلى آغاز شده بود از بيمارستان خبر رسيد رمضانعلى و كفايت- پدر و مادر مهين- نيز بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داده اند. محمدعلى كه اكنون به قتل برادر همسر، پدر همسر، مادر همسر، مجروح كردن مهين و عمويش و گروگان گرفتن زن جوان متهم شده بود در جريان بازجوئى ها انگيزه خود از اين قتل عام خانوادگى را شرح داد.
اين مرد ۲۷ ساله در اعترافاتش گفت: من حدود ۸ ماه پيش با مهين ازدواج كردم اما خانواده او از ابتدا با ازدواج ما مخالف بودند و به خاطر همين موضوع ما هميشه با هم درگيرى و اختلاف داشتيم تا اينكه دو روز قبل از حادثه با همسرم درگير شدم و خانواده او كه از اين موضوع مطلع شده بودند مهين را ترغيب به طلاق كردند و وى در دادسراى فيروزكوه شكايتى را در اين رابطه مطرح كرد.
داماد جنايتكار افزود: شب قبل از حادثه من و برادرم براى حل اختلاف ها به منزل پدرزنم رفتيم و من خواستم تا مهين دوباره به منزل بازگردد اما خانواده وى قبول نكردند و همان شب عليه من به اتهام ايجاد مزاحمت شكايت كردند از آنجا كه مى دانستم خانواده همسرم قرار است صبح روز بعد- صبح روز حادثه- براى پيگيرى درخواست طلاق مهين به دادسرا بروند به همراه برادرم در جاده به كمين نشستيم تا اينكه بالاخره مهين و خانواده اش در حالى كه سوار يك نيسان بودند سررسيدند.
من و برادرم در حالى كه يك قبضه كلاشينكف و دو كلت كمرى داشتيم راه را بر خودروى نيسان بستيم و در آنجا با پدر مهين مشغول صحبت شدم و از او خواستم اجازه بدهد من و مهين دوباره با هم زندگى كنيم اما او باز هم مخالفت كرد و من كه مى دانستم وى قصد دارد مهين را به عقد خواستگار سابقش درآورد براى ترساندن آنها يك تير هوايى شليك كردم و سپس به سمت رمضانعلى آتش گشودم. برادرزنم با ديدن اين صحنه ترسيد و پا به فرار گذاشت و من در حين فرار به او دو گلوله شليك كردم و سپس بقيه را به رگبار بستم.
محمدعلى ادامه داد پس از آن همسرم را در حالى كه مجروح بود سوار موتورسيكلتم كردم و با خود به خانه ام بردم كه در نهايت دستگير شدم.
بنا بر اين گزارش هم اكنون تحقيقات از داماد جنايتكار ادامه دارد.
|
|
|
|
|
دستگيرى قاتل خواستگار عاشق پيشه پس از ۶ سال
مردى كه ۶ سال پيش خواستگار خواهرش را به قتل رسانده بود سرانجام از سوى مأموران اداره ۱۰ پليس آگاهى تهران دستگير شد. به گزارش رسيده اين مرد ۳۵ ساله كه رمضان نام دارد پس از دستگيرى به قتل پسرعموى خود به نام غلامعلى كه خواستگار خواهرش بود، اعتراف كرد.
درگيرى
روز ۲۴ دى ماه سال ۷۹ مأموران كلانترى ۱۴۲ كن در جريان وقوع درگيرى در خانه اى در خيابان شهيد روستايى قرار گرفتند و متوجه شدند در اين حادثه يك مادر و پسر به نام هاى فاطمه و غلامعلى مجروح و به بيمارستان اميرالمومنين منتقل شده اند.
ماموران پس از پى بردن به اين موضوع تحقيقات خود را آغاز كردند و متوجه شدند عامل اين درگيرى مرد جوانى به نام رمضان است. در حالى كه تحقيقات اوليه پيرامون اين حادثه ادامه داشت غلامعلى به خاطر شدت جراحات جان باخت و با مرگ وى پرونده در اختيار دادگاه جنايى قرار گرفت و گروهى از كارآگاهان مأموريت يافتند تا تحقيقات خود را براى دستگيرى رمضان آغاز كنند.
فرار
كارآگاهان با انجام بررسى هاى ويژه متوجه شدند رمضان پسرعموى غلامعلى بوده و در خانه اى در كرج سكونت دارد. با افشاى اين موضوع مأموران با اخذ نيابت قضائى به كرج رفتند اما متوجه شدند رمضان پس از اين حادثه فرارى شده و به محل نامعلومى گريخته است. به اين ترتيب تحقيقات براى دستگيرى رمضان ادامه يافت اما سرنخ هاى موجود از اين مرد جوان به نتيجه اى نرسيد و اين مرد همچنان فرارى بود.
دستگيرى
پس از گذشت ۶ سال از وقوع جنايت كارآگاهان اداره ۱۰ پليس آگاهى تهران مداركى به دست آوردند كه نشان مى داد رمضان در خانه اى در رجايى شهر كرج پنهان شده است.
با افشاى اين موضوع پليس جنايى تهران روز جمعه به محل اختفاى قاتل فرارى رفت و اين مرد را دستگير كرد. رمضان پس از انتقال به پليس آگاهى در بازجوئى ها به قتل اعتراف كرد و گفت: غلامعلى به خواهرم علاقه داشت و مى خواست با او ازدواج كند و چند بار هم به خواستگارى اش آمده بود اما چون پسرعمويم مردى معتاد بود با اين ازدواج مخالف بودم و بارها هم نظرم را گفته بودم، با اين وجود غلامعلى دست بردار نبود و در نهايت روز حادثه به خانه وى رفتم و در آنجا با غلامعلى و مادرش درگير شدم و آنها را با چاقو مجروح كردم. سپس از خانه گريختم. دستم را كه خون آلود شده بود در رودخانه شستم و چاقو را نيز در همان جا رها و فرار كردم.
بنابر اين گزارش هم اكنون تحقيقات از اين متهم ادامه دارد.
|
|
|
|
|
مرد جوان در دادگاه خانواده شكايت كرد
زنم قبلاً مرد بوده است!
مردى در واكنش به درخواست مهريه از سوى همسرش عليه او شكايت كرد و گفت زنش قبلاً مرد بوده است.
به گزارش رسيده چندى پيش زن جوانى به نام مينا به دادگاه خانواده شماره يك مراجعه كرد و مهريه ۴ ميليون تومانى اش را به اجرا گذاشت.
پس از طرح شكايت از سوى مينا شوهرش به دادگاه احضار شد و وقتى در برابر قاضى قرار گرفت اظهارات تازه اى را مطرح كرد و گفت همسرش پيش از ازدواج مرد بوده است. اين مرد كه فرهاد نام دارد در اظهارات خود گفت: من ۴ سال پيش با مينا ازدواج كردم اما پس از مدتى متوجه شدم همسرم يك دوجنسى است كه پيشتر مرد بوده و حتى اسمش هوشنگ بوده اما پيش از ازدواج عمل تغيير جنسيت انجام داده و نام خود را نيز به مينا تغيير داده است.
وى افزود: به رغم عمل تغيير جنسيت همسرم هنوز از نظر جسمى مشكلاتى دارد و چهره و ظاهرش مردانه است ولى من طى اين چهار سال سعى كردم با اين قضيه كنار بيايم و وقتى مونا از من شكايت كرد و مهريه اش را اجرا گذاشت من درباره ازدواج مان تحقيق كردم و متوجه شدم اصولاً عقد نكاح من با همسرم باطل است.
پس از اظهارات اين مرد مينا در پاسخ گفت: من يك بيمار دوجنسى بودم اما بيشتر تمايلات زنانه داشتم براى همين عمل تغيير جنسيت انجام دادم و زن شدم. اين عمل ۴سال پيش انجام شد و پس از آنكه امكان ازدواج پيدا كردم به عقد فرهاد درآمدم. ما در اين چهار سال مشكل خاصى با هم نداشتيم و در كنار هم زندگى مى كرديم اما چندى پيش با فرهاد مشكل پيدا كردم و تصميم گرفتم مهريه ام را به اجرا بگذارم. اكنون نيز حاضر هستم با فرهاد زندگى كنم و به هيچ وجه قصد طلاق ندارم و تنها خواسته ام دريافت مهريه است.
بنابراين گزارش قاضى دادگاه خانواده پس از شنيدن اظهارات دوطرف پرونده را به شعبه ديگرى ارجاع داد و هم اكنون بررسى ها در اين رابطه ادامه دارد.
|
|
|
|
|
تحقيقات ويژه براى رازگشايى مرگ مرموز بانوى خبرنگار
شوهر بانوى خبرنگارى كه فروردين ماه امسال به طرز مرموزى حلق آويز شده و جان باخته بود هفته گذشته در جلسه محاكمه، اتهام قتل را انكار كرد.
به گزارش رسيده در ابتداى جلسه دادگاه نماينده دادستان در جايگاه حاضر شد و پس از قرائت متن كيفرخواست، تقاضاى مجازات براى متهم كرد. سپس وكيل اولياى دم در جايگاه حاضر شد و به وكالت مادر معصومه ثقفى- بانوى خبرنگار- براى ح- متهم پرونده- تقاضاى قصاص كرد.
وى در توضيح ماجرا گفت: معصومه ثقفى خبرنگار خبرگزارى ايپنا ۶ ماه بعد از ازدواجش به قتل رسيده است. اين در حالى است كه شوهر معصومه مدعى شده همسرش خودكشى كرده است. بررسى صحنه قتل نشان مى دهد، هنگام كشف جسد خانه آشفته بوده و اجسام به اطراف پرت شده بودند. از سويى آثار كبودى و زخم روى بدن معصومه ديده شده است. زخم هاى دفاعى و آثار كبودى بر جاى مانده روى قسمت هاى مختلف دست چپ و راست و موازى بودن اين كبودى ها نشان مى دهد معصومه قبل از مرگ با فردى درگير شده است، آثار بر جاى مانده روى مچ دست معصومه نيز اين موضوع را تأييد مى كند.
وكيل اولياى دم ادامه داد: مطابق اوراق موجود در پرونده طنابى كه دور گردن معصومه بوده چندين بار دور گردن پيچيده و گره زده شده است، اين در حالى است كه هر كارشناسى مى داند، فرد هنگام خودكشى نمى تواند دور گردن خود چندين گره بزند و بعد در آخرين گره طناب را آنقدر فشار دهد كه فوت شود و بعد بندهاى اين طناب را به پشت هدايت كند. از سويى پزشكى قانونى در نظريه خود اعلام كرده است كه هيچ سمى در بدن متوفى پيدا نشده است و اين مسأله را دليلى بر خودكشى از سوى معصومه عنوان كرده است، در صورتى كه تجربه نشان داده زنان در مواردى كه تصميم به خودكشى مى گيرند از راحت ترين راه كه همان استفاده از سم است استفاده مى كنند و روشى كه معصومه با آن كشته شده خودكشى نيست.
وكيل مدافع اولياى دم ادامه داد: بازپرس ويژه قتل پس از حضور در محل كشف جسد در گزارش خود آورده است، همه جاى خانه مرتب بود، سفره هفت سين با يك سليقه خاص چيده شده بود و تميز بودن خانه نشان مى داد كه هيچ انگيزه اى براى خودكشى معصومه وجود نداشته است.
اگر قرار باشد كسى خودكشى كند به صورت آنى تصميم نمى گيرد و حوصله اينكه با خوش سليقگى خانه را مرتب كند، ندارد. اما چيزى كه در صحنه قتل توجه بازپرس را به خود جلب كرده، شكسته شدن آيينه اى بوده كه روى كنسول آن، شمعدان عروسى اين زوج قرار داشت و در واقع تنها چيزى كه نظم خانه را به هم زده پنج تكه شدن اين آيينه بود.
وكيل اولياى دم در ادامه توضيحات خود گفت: نكته بسيار مهم اين پرونده قفل بودن در ورودى آپارتمان است، قفل كردن در نمى تواند كار معصومه باشد چرا كه شوهرش اعتراف كرده كه هنگام خروج از خانه در را قفل كرده است، بنابراين كليد را هم با خود برده است و معصومه تحت هيچ شرايطى نمى توانسته از خانه خارج شود. همچنين در پرونده سه نامه گله آميز وجود دارد كه معصومه آنها را نوشته و از شوهرش در هر سه نامه گله كرده است، اما نكاتى كه در اين نامه ها وجود دارد امضاهاى متفاوتى است كه زير آن به عنوان امضاى معصومه از آن ياد شده است.
وى در ادامه به چند طنابى كه در قسمت هاى مختلف خانه وجود داشت اشاره كرد و گفت: طناب هائى از لوله هاى گاز و آب در خانه آويزان بوده كه به گفته مأموران بسيار ناشيانه بسته شده و كاملاً مشخص است كه صحنه سازى بوده است. اين در حالى است كه جسد در جايى ديگر كشف شده است.
وكيل اولياى دم بانوى خبرنگار افزود: سوالى كه هنوز براى اولياى دم بى پاسخ مانده اين است كه چطور وقتى شخصى تصميم به خودكشى دارد، روز قبل به آرايشگاه مى رود، خانه را تزيين و سفره هفت سين درست مى كند.
دفاعيات متهم
در ادامه جلسه دادگاه «ج.» متهم پرونده در جايگاه قرار گرفت، او اتهام قتل عمدى همسرش را رد كرد و گفت: من معصومه را بسيار دوست داشتم، ما هيچ اختلافى با هم نداشتيم و به همديگر افتخار مى كرديم. هرچند معصومه خبرنگار بود و روابط اجتماعى قوى داشت اما در برخى موارد هم بسيار درونگرا بود و كم حرف مى زد. چند روزى بود كه مى گفت خسته است و دلش هواى پدرش را كرده است. پدر معصومه فوت شده بود، من هم به او گفتم حتماً سر خاك مى برمش، اما معصومه خيلى بى قرارى مى كرد. من به خانواده معصومه گفتم كه هفته اول تعطيلات عيد در تهران هستيم و از آنها خواستم تا معصومه را با خود به سر خاك پدرش ببرند.
وى ادامه داد: من و معصومه به خاطر مشغله كارى زيادى كه داشتيم نمى توانستيم زياد همديگر را ببينيم معصومه تا ۸ شب كار مى كرد و بعد به خانه مى آمد، روزهايى كه من تعطيل بودم او سركار بود و زمانى كه او تعطيل بود من سركار مى رفتم، به همين خاطر قصد داشتم معصومه را به قسمتى كه خودم مشغول به كار هستم منتقل كنم اما از آنجا كه معصومه بهترين خبرنگار حوزه بسكتبال بود و بارها مورد تقدير قرار گرفته بود و به شغلش بسيار علاقه داشت من هم به خواسته اش احترام مى گذاشتم. من و معصومه فقط ۴۸ ساعت توانستيم مرخصى بگيريم و روزهاى آخر سال كنار هم باشيم، او در اين مدت نتوانست هيچ كارى انجام دهد و من بودم كه كارهاى خانه را انجام دادم و سفره هفت سين را چيدم.
وى افزود: من و همسرم در چند روز آخر، به خاطر خرابى تلفن خانه با هم اختلاف پيدا كرديم. تلفن ثابت خانه ما خراب بود و معصومه از من خواست موبايلم را به او بدهم كه با مادرش تماس بگيرد. من به او گفتم فردا با هم به خانه شان مى رويم و نيازى به تلفن كردن نيست، اما معصومه موبايل مرا برداشت و به مادرش زنگ زد. من عصبانى شدم و به او اعتراض كردم و گفتم، چرا با اين كارت به من بى احترامى كردى، ما با هم درگيرى لفظى پيدا كرديم. فرداى آن روز به خانه مادر معصومه رفتيم، معصومه به من گفت: مى خواهد به آرايشگاه برود، بعد ناهار خورديم، با هم بيرون رفتيم تا براى معصومه كفش بخريم، ما نتوانسته بوديم قبل از عيد خريد كنيم، اما او آن روز نيز كفشى را نپسنديد و به خانه بازگشتيم حدود ساعت ۵ بعدازظهر بود كه به خانه رسيديم، چاى خورديم و كمى استراحت كرديم. بعد معصومه به من گفت دوباره بيرون برويم و كفش بخريم، او مى خواست از ميدان ونك كفش بخرد اما من قبول نكردم و گفتم خسته ام و فردا بيرون مى رويم.
همسرم عصبى شد و داد و فرياد كرد. او به ميز تلويزيون لگد زد، ليوان را به ديوار كوبيد، من تا به حال چنين رفتارى از او نديده بودم. خيلى عصبى بود، سعى كردم آرامش كنم، دستش را گرفتم كه او را روى صندلى بنشانم گفتم ما آبرو داريم و همسايه ها متوجه مى شوند، معصومه به شدت گريه مى كرد، بعد آرامش كردم و او نشست. حدود يك ساعت و نيم گريه كرد و بعد رختخواب را آماده كرد و خوابيديم، نيمه شب بود كه بيدار شدم و ديدم معصومه در حال نماز خواندن است، نمازش كه تمام شد به من گفت من فردا به خانه پدرم مى روم، گفتم ناهار درست كن و بعد برو، معصومه خوابيد و چيزى نگفت. صبح كه شد من صبحانه درست كردم، خوردم و از خانه خارج شدم و مطابق معمول در را از پشت قفل كردم، سركار بودم حدود ساعت ۹ بود كه معصومه زنگ زد و گفت: من با لباس سپيد به خانه ات آمدم و با لباس سپيد هم از خانه ات مى روم. فكر نمى كردم قصد خودكشى داشته باشد، فكر مى كردم او با حالت قهر قصد دارد از خانه خارج شود. حدود ساعت ۱۰ بود كه يكى از همسايه ها به من زنگ زد و گفت: براى همسرت اتفاق بدى افتاده است، هر چه سريع تر خودت را به خانه برسان، وقتى رسيدم متوجه شدم معصومه فوت شده است.
پرسش و پاسخ در جلسه دادگاه
در اين هنگام قاضى دادگاه از متهم پرسيد: درگيرى شب قبل تو با معصومه در چه حدى بود؟ متهم پاسخ داد: من همسرم را كتك نزدم، او بيشتر خودش را به وسايل خانه مى كوبيد آن شب خيلى عصبى بود و به من حمله مى كرد، در ۲۳ سال گذشته كه كاراته كار كردم هرگز به من ياد نداده اند كه كسى را بزنم و هميشه فقط از خودم دفاع كردم. خراشى هم كه روى صورتم بود خراش بسيار كوچكى بود كه در حمله معصومه به من ايجاد شده بود.
قاضى: همسرت قبلاً اقدام به خودكشى كرده بود؟
يك بار اين اتفاق افتاده بود به خاطر بحث خانوادگى كه پيش آمده بود، معصومه حالش بد شد و زير سرم رفت، او مى خواست خودكشى كند و مقدارى قرص خورده بود اما من قرص ها را از دهانش خارج كردم.
قاضى: آن طور كه در پرونده آمده همسرت را مرتب كنترل مى كردى؟
نه اينطور نيست، محل كار من و معصومه طورى بود كه من او را به راحتى مى ديدم، چند بار ديده بودم هنگامى كه پشت كامپيوتر نشسته آستين مانتواش بالا رفته است و به او تذكر دادم كه كمى بيشتر رعايت كند، من به او گفتم كه با مردان نامحرم صحبت نكند و چيز ديگرى به او نگفته بودم.
قاضى: شما چند كليد در خانه داشتيد؟
دو كليد، يكى دست من و يكى هم دست همسرم معصومه بود. من كليدم را به پليس تحويل دادم.
قاضى: اگر گفته هاى شما را بپذيريم، مدعى شديد كه هنگام خروج در را قفل كرديد، اين در حالى است كه دسته كليد همسرتان هم در خانه بوده است، اما نكته اينجا است كه يك كليد هم در قفل خانه شكسته بود.
در اين باره چيزى به ياد ندارم و ترجيح مى دهم وكيلم به اين سوال پاسخ دهد.
قاضى: فكر مى كنيد همسرتان به چه دليلى خودكشى كرده باشد؟
او قبل از اينكه با من ازدواج كند، در خانه پدرى اش مشكلات زيادى داشت و فكر مى كرد بعد از ازدواج همه مشكلات حل مى شود اما تصورى كه داشت برآورده نشد. همه مى دانند كه معصومه همه كس من بود و خيلى دوستش داشتم، اگر لحظه اى فكر مى كردم كه قصد خودكشى دارد از خانه خارج نمى شدم، من معصومه را نكشتم.
۵ قاضى شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران (رحيمى، باقرى، عزيزمحمدى، سالارى و عبداللهى) پس از شور پرونده را به دليل برخى نواقص به دادسراى جنايى تهران ارسال كردند تا تحقيقات ويژه اى در رابطه با مرگ مرموز بانوى خبرنگار انجام شود.
|
|
|
|
|
رسيدگى به سه پرونده تهيه فيلم هاى غيراخلاقى
رسيدگى به سه پرونده كيفرى كه در جريان آن متهمان با ربودن يك دختر و دو پسر جوان آنها را مورد تجاوز قرار داده و اقدام به فيلمبردارى كرده اند در مراجع قضائى آغاز شد.
به گزارش رسيده در نخستين پرونده ۴ پسر جوان متهم هستند دخترى را ربوده و اورا مورد تجاوز قرار داده اند. متهمان زمانى تحت تعقيب قرار گرفتند كه دختر جوان عليه آنها شكايت كرد.
اين دختر گفت: چهار پسر مرا ربوده و به خانه اى بردند و مورد تجاوز قرار داده و از من فيلم گرفتند و نيز تهديد كردند كه اگر شكايت كنم فيلم مرا توزيع مى كنند.
پس از طرح اين شكايت مأموران هر ۴ پسر جوان را دستگير و آنها به جرم خود اعتراف كردند. اين پرونده هم اكنون به شعبه ۷۲ دادگاه كيفرى استان ارجاع شده و متهمان به زودى محاكمه مى شوند.
در پرونده اى ديگر يك خواننده، پسر جوانى را ربود و مورد تجاوز قرار داد و از وى فيلم تهيه و اين فيلم را در سطح كرمانشاه پخش كرد.
اين مرد نيز دستگير شده و پرونده او در مراجع قضائى در حال رسيدگى است. از سويى پرونده سه پسر نوجوان كه متهم هستند پسر ۱۵ ساله اى را فريب داده و پس از تجاوز، از او فيلمبردارى كرده اند، در شعبه يك بازپرسى دادسراى نوجوانان رسيدگى مى شود.
سه پسر نوجوان متهم هستند كه دو هفته پيش پسر ۱۵ ساله اى را فريب داده و به خانه اى نيمه كاره برده و به زور به وى تجاوز و از اين عمل فيلمبردارى كرده اند.
بعد از اين ماجرا نوجوان ۱۵ ساله مأموران را مطلع كرد و پليس بلافاصله سه نوجوان را دستگير و دوربين آنها را نيز كشف كرد. متهمان به اتهام آدم ربايى، تهديد، ايراد صدمه بدنى و تجاوز با قرار بازداشت موقت اكنون در كانون اصلاح و تربيت به سر مى برند.
|
|
|
|
|
عمليات شبانه براى پايان دادن به گروگانگيرى گلدكوئيستى
چهار جوان كه پس از عضويت در گلدكوئيست متضرر شده بودند زيرشاخه خود را گروگان گرفتند. به گزارش رسيده مردى به نام جعفر شامگاه پنجشنبه هفته گذشته به پليس مراجعه كرد و از ربوده شدن برادر دوستش خبر داد و گفت آدم ربايان اين جوان را در حالى كه از اصفهان به تهران آمده بود در سعادت آباد ربوده و براى آزادى وى درخواست ۹ ميليون تومان پول نقد كرده اند.
پس از اعلام گزارش اين آدم ربايى بلافاصله كارآگاهان وارد عمل شدند و از جعفر خواستند تا براى مبادله پول با گروگانگيران قرار ملاقات بگذارد.
به اين ترتيب مرد جوان براى تحويل دادن پول با گروگانگيران در خيابان انقلاب قرار ملاقات گذاشت و كارآگاهان از آنجا كه محل قرار در محدوده استحفاظى كلانترى ۱۰۷ فلسطين قرار داشت از مأموران اين كلانترى درخواست كمك كردند.
در نهايت جعفر ساعت ۲۳ به محل قرار رفت، اما برخلاف تصور گروگانگيران در آنجا حاضر نشدند و از وى خواستند به سرعت خود را به پيچ شميران برساند. با اعلام محل جديد ملاقات، مأموران به سرعت اين منطقه را نيز تحت كنترل قرار دادند اما آدم ربايان بار ديگر محل قرار خود را عوض كردند و اين بار خواستند تا در زير پل چوبى با مرد حامل پول ملاقات كنند.
زمانى كه گروگانگيران با جعفر مواجه شدند، پى بردند وى پولى همراهش ندارد براى همين سوئيچ خودروى او را گرفته و به سرعت پا به فرار گذاشتند، اما سرانجام ساعت سه بامداد جمعه هر چهار متهم دستگير و گروگان آنها آزاد شد.
مرتضى يكى از گروگانگيران در اعترافاتش گفت: ما با تشويق جوان اصفهانى عضو گلدكوئيست شديم و ۹ ميليون تومان نيز هزينه كرديم. اما برخلاف اظهارات او هيچ سودى از اين راه عايد ما نشد و براى همين تصميم گرفتيم با ربودن وى پول مان را از خانواده اش پس بگيريم و زمانى كه فهميديم او از اصفهان به تهران آمده است نقشه مان را عملى كرديم.
بنابر اين گزارش هم اكنون تحقيقات از چهار متهم اين پرونده ادامه دارد.
|
|
|
|
|
جزئيات قتل دو زن به دست مردان جنايتكار فاش شد
قتل زن جوان، مأمور يت سه آدمكش اجاره اى
كارآگاهان جنايى راز قتل دو زن جوان را كه قربانى جنايت هاى مرموزى شده بودند فاش كردند. به گزارش رسيده، هفته گذشته مردى به مأموران پليس اصفهان مراجعه كرد و گفت؛ دخترم اعظم گم شده است و هيچ كس از او خبر ندارد. اين مرد گفت؛ دخترم با شوهرش اختلاف داشت و من به خاطر مشكلاتى كه داشت هميشه با او در ارتباط بودم، دخترم هر روز به من تلفن مى كرد يا به ديدنم مى آمد، اما امروز خبرى از او نيست، وقتى براى پرسيدن حالش به خانه اش رفتم، ديدم نيست. سراغش را از دامادم گرفتم او گفت: اعظم بدون اينكه به من چيزى بگويد، از خانه خارج شده و ديگر باز نگشته است. با اعلام مشخصات اعظم زن ۳۲ ساله، پليس متوجه شد، او همان زنى است كه مأموران ساعاتى قبل جسد سوخته اش را در يك باغ پيدا كرده اند. بنابراين به دستور بازپرس پرونده، پدر اعظم براى شناسايى جسد به پزشكى قانونى انتقال يافت و وى پس از مشاهده جسد، تأييد كرد جنازه متعلق به دخترش اعظم است.
اين مرد پس از شناسايى جسد دخترش گفت؛ اعظم از مدت ها قبل با شوهرش مهدى اختلاف داشت. درگيرى آنها به حدى بود كه مهدى چند بار تصميم گرفت دخترم را طلاق دهد اما ما مخالفت كرديم. دخترم به خاطر تنهايى بيش از حدى كه داشت با من بسيار درد دل مى كرد و در آخرين صحبت هايش متوجه شده بودم كه باز هم با شوهرش اختلاف پيدا كرده است.
كارآگاهان پس از شنيدن اظهارات پدر اعظم به محل زندگى او رفتند و ابتدا همسايه هاى اعظم را مورد بازجوئى قرار دادند. يكى از همسايه ها گفت؛ روز حادثه من متوجه سروصداى زيادى كه از خانه اعظم مى آمد شدم، مى دانستم كه اعظم و شوهرش اختلافات شديدى با هم دارند، آنها گاه گاهى با هم درگير مى شدند و به گوش رسيدن صداى درگيرى از خانه اعظم براى ما چندان تعجب آور نبود، به همين خاطر واكنشى نشان نداديم، اما بعد از پايان صداى درگيرى، متوجه شدم سه مرد ناشناس از خانه اعظم خارج شدند.
يافته هاى پليس نشان مى داد، مهدى شوهر اعظم از نحوه مرگ همسرش اطلاع دارد و احتمالاً خود نيز در قتل وى دست داشته است. بنابراين اين مرد بازداشت شد و كارآگاهان تحقيقات فنى- پليسى را از وى آغاز كردند و سرانجام مهدى لب به اعتراف گشود و گفت؛ من و اعظم سال ها بود كه با هم زندگى مى كرديم، اما اختلافات شديدى كه با هم داشتيم باعث شده بود هر روز زندگى مان تلخ تر از روز قبل شود. من و اعظم ديگر نمى توانستيم همديگر را تحمل كنيم، حتى چندين بار هم تصميم گرفتم او را طلاق دهم اما هربار اعظم و خانواده اش مانع اين كار مى شدند. ديگر نمى توانستم اين زندگى را تحمل كنم، به همين خاطر يك روز وقتى آرش دوست خانوادگى مان به ديدنم آمد، كمى با او درد دل كردم. آرش پس از شنيدن حرف هايم به من پيشنهاد كرد كه اعظم را بكشم اما من نمى توانستم اين كار را بكنم. آرش گفت اگر دو ميليون تومان به او بدهم اعظم را مى كشد. من اين پيشنهاد را قبول كردم. وقتى دو ميليون تومان را به آرش دادم از من خواست روز حادثه خانه را ترك كنم، قرار بود او با دو دوستش به خانه من بيايد و اعظم را بكشد و من هم مطابق گفته اش عمل كردم. چند ساعت بعد او با من تماس گرفت و گفت كارش را انجام داده است، وقتى به خانه رفتم جسد اعظم را ديدم كه وسط اتاق رها شده بود، بلافاصله پيكر بى جان همسرم را داخل صندوق عقب پرايدم گذاشتم و به باغى انتقال دادم، بعد بنزينى را كه آرش برايم تهيه كرده بود روى جسد اعظم ريختم و آن را به آتش كشيدم.
پس از اعترافات مهدى پليس با راهنمايى او موفق شد در دو عمليات جداگانه آرش و دو همدستش را دستگير كند و آنها نيز به جرم خود اعتراف كردند.
دومين جنايت
در پرونده اى ديگر زن ۲۷ ساله اى در قم به دست شوهر سابقش به قتل رسيد. مأموران پليس زمانى در جريان وقوع اين قتل قرار گرفتند كه پدر شراره ۲۷ ساله به پليس مراجعه كرد و گفت؛ دخترم وقتى به ديدن شوهر سابقش رفته بود ناپديد شد. كارآگاهان براى به دست آوردن ردى از شراره تحقيقات خود را آغاز كردند و متوجه شدند جسد اين زن چندى پيش در حالى كه هويتش مشخص نبود در يكى از محلات قم پيدا شده است. به اين ترتيب كارآگاهان غلام را دستگير كردند.
اين مرد پس از انتقال به پليس آگاهى به قتل همسر سابقش اعتراف كرد و گفت؛ من و شراره با هم به شدت اختلاف داشتيم و روز حادثه وقتى او به منزل من آمد با هم درگير شديم و من دستانم را دور گلويش انداختم و وى را خفه كردم.
بنا بر اين گزارش هم اكنون تحقيقات از غلام براى افشاى ابعاد پنهان اين جنايت ادامه دارد.
سرنخ هاى تازه از قتل دختر دانشجو در پل مديريت
كارآگاهان جنايى با تحقيق درباره قتل مرموز دختر دانشجويى كه در پل مديريت مورد اصابت ضربات چاقو قرار گرفت سرنخ هاى تازه اى از اين جنايت به دست آوردند.
به گزارش رسيده اين دانشجوى ۲۳ ساله كه سونا نام داشت ساعت ۲۳/۳۰ روز چهارشنبه هفته گذشته در حالى كه غرق در خون بود به بيمارستان شهيد مدرس تهران منتقل شد و به رغم تلاش پزشكان جان خود را از دست داد.
با مرگ سونا كارآگاهان ويژه قتل در جريان قرار گرفتند و تحقيقات خود را آغاز كردند. پليس در مرحله اول متوجه شد سونا در پل مديريت مورد اصابت ضربات چاقو قرار گرفته و توسط پسر جوانى به نام آرين به بيمارستان منتقل شده. كارآگاهان كه به آرين مظنون شده بودند وى را براى انجام تحقيقات بازداشت كردند و تحت بازجوئى قرار دادند.
آرين با انكار اتهام خود گفت؛ زمان حادثه سونا به من تلفن زد و گفت؛ فردى با چاقو به او حمله كرده است. او سپس از من خواست تا به كمكش بروم اما نمى دانم چه كسى سونا را كشته است.
پس از انكارهاى آرين از آنجا كه مدركى دال بر دست داشتن وى در اين جنايت مرموز وجود نداشت بازپرس دستور آزادى او را صادر كرد و به اين ترتيب تحقيقات پليس ادامه يافت. كارآگاهان در ادامه تحقيقات خود متوجه شدند اين جنايت در حالى به وقوع پيوسته كه كيف پول سونا دست نخورده باقى مانده و در واقع هدف قاتل از اين جنايت دزدى نبوده است. از سويى پليس دريافت تلفن همراه دختر دانشجو ناپديد شده و اين نشان مى دهد نام قاتل در موبايل سونا ثبت شده بود و به همين خاطر قاتل براى از بين بردن سرنخ ها تلفن همراه قربانى اش را دزديده است. آنچه كه به آشنايى قبلى سونا با قاتل مهر تأييد مى زند اين است كه دختر جوان در تماس با آرين هيچ سخنى درباره فرد ضارب به ميان نياورده و در واقع چون او را مى شناخته نمى خواسته است هويتش فاش شود.
كارآگاهان همچنين دريافتند عامل جنايت با مسير دختر دانشجو آشنا بوده و شب حادثه با استفاده از تاريكى و خلوتى خيابان به او حمله ور شده و از پشت ضربات چاقو را به پيكرش وارد كرده است.
در حالى كه تحقيقات پيرامون قتل سونا ادامه داشت پزشكى قانونى اعلام كرد پارگى شش و اصابت ضربه چاقو به پشت عامل اصلى مرگ دختر جوان بوده است. بنابر اين گزارش هم اكنون سرنخ هائى از عامل اين جنايت به دست آمده است و به گفته رئيس پليس آگاهى تهران- قاتل به زودى دستگير مى شود.
|
|
|
|