با توجه به آنچه درباره توان بارورى گفتم حالا اين سئوال مطرح است كه چرا در يكسو برخوردار بودن از اين توان از اهميت ويژه اى برخوردار است و در سوئى ديگر همان انسان مشتاق و آرزومند راه ها و متدهائى را ابداع مى كند تا توان بارور كردن و بارور شدن در خودش را موقتاً به ناتوانى بدل سازد.
در پاسخ به اين سئوال بايستى بگويم كه در روزگارانى بسيار پيشتر از تمدن عصر ما وقتى كه هنوز دانش بشر خور و خواب و خشم و شهوت را موشكافى نكرده بود، ناگزير غريزه جنسى هم مثل هر غريزه ديگرى تابع صرف نياز فيزيكى انسان ها بود بدون اين كه ماحصل آن در خور توجهى آنچنانى باشد.
اما انسان در روند تكامل فردى و اجتماعى خود به همانگونه كه بر شناخت محيط و عوامل طبيعى اصرار ورزيده است موجوديت فيزيكى و روانى خودش را نيز به زير سئوال برده است، تا جائى كه بسط دانش خودشناسى اش از او در مقايسه با ديگر جانداران الگوئى كاملاً استثنائى پديد آورده است. خلاصه اين اشرف مخلوقات توانسته است تا به بركت دانش و بينش خود كنترل برخى از غرائز طبيعى را در دست خود گيرد و تنش آنها را در چهارچوب ارزش ها و معيارهائى كه خود آنها را ساخته و پرداخته محدود نمايد.
در اين راستا اگر غريزه اى طبيعى مثل «گرسنگى» كاملاً در كنترل او قرار گرفته و تابع محض دستورالعمل هائى گرديده است كه با وجود اختلاف در آداب و سنن، معهذا يك هدف مشترك يعنى بهداشت تغذيه را دنبال مى كند، اما غريزه طبيعى ديگرى و آن غريزه جنسى با همه تلاش بشر مع الوصف هنوز تابع بى چون و چراى ارزش هاى اخلاقى و مذهبى نشده است. چراكه در طول قرن ها زندگى اجتماعى مى بينيم اگر روابط جنسى اكثريت مردان و زنان در چهارچوب قرارداد ازدواج، روابطى مشروع قلمداد شده است اما در مقابل روابط جنسى بسيارى هم در خارج از محدوده ازدواج رخ داده است.
بى ترديد استفاده از وسائل و راه هاى جلوگيرى از بارورى دليلى جز دورى جستن از ماحصل تماس جنسى مرد و زن نمى تواند داشته باشد. البته اين بدان معنا نيست كه بگوئيم ابداع و استفاده از اين وسائل مايه گرفته از خواسته زنان و مردانى بوده است كه روابط جنسى خارج از محدوده ازدواج را نفى نمى كنند و يا به كلامى ديگر روابط جنسى به اصطلاح نامشروع را انگيزه فرار از توان بارورى بدانيم.
براى يافتن دليلى قانع كننده و روشن مى بايست توان بارورى را در اين سوى يا آن سوى مرز مشروعيت اخلاقى و مذهبى قرار ندهيم تا بتوانيم عمده عواملى را كه ممانعت از حاملگى را تجويز مى كنند در يك طرح كلى مورد بررسى قرار دهيم. قدر مسلم اين است كه عمل توليد مثل خواه مشروع باشد و يا نامشروع مى تواند منجر به پيدايش فيزيكى موجودى شود كه برخوردار از همه خصيصه هاى فيزيولوژيكى و نيازهاى طبيعى يك انسان مى باشد. در نتيجه توليد مثل در انسان و در چهارچوب همزيستى اجتماعى لزوم تأمين نيازهائى نظير تغذيه، مسكن، بهداشت و آموزش را ايجاب مى كند.
وقتى هم كه مواجه با چنين مسئوليت هائى مى شويم آن وقت مرز مشروعيت ديگر معنا و مفهومى ندارد، زيرا به تجربه دريافته ايم كه چه بسيار فرزندان مشروعى كه نيازهايشان برآورده نشده است و در مقابل چه بسيار فرزندان به اصطلاح نامشروعى كه نيازهايشان تمام و كمال برآورده گرديده است. بنابر اين مرز مشروعيت در رابطه با توليد مثل يك قرارداد است و نه يك واقعيت. حقيقت اين است كه تولد فرزند پدر و مادر را موظف به برآورده ساختن نيازهائى كه فرزند طلب مى كند مى سازد و تفاوتى نمى كند كه اين كمپلكس فيزيولوژيكى به طور مشروع پديد آمده است و يا نامشروع.
به هر حال زنان و مردان به دو گروه تقسيم مى شوند- يك گروه زنان و مردانى هستند طالب زندگى مشترك منهاى توليد مثل كه اصطلاحاً مى گويند اين گروه داراى Conjugal Aspiration مى باشند و اما گروه دوم كسانى هستند كه زندگى مشترك را در حقيقت به خاطر توليد مثل پذيرا مى شوند كه داراى Parental Aspiration هستند. حالا با توجه به قانون احتمالات مى بينيم كه زندگى مشترك ممكن است بين زن و مردى از يك گروه و يا بين زنى از يك گروه با مردى از گروه ديگر به وجود آيد.
به كلامى ديگر يا زن و مردى هر دو خواهان داشتن فرزند هستند يا اين كه هيچكدام چنين ميلى را ندارند و يا اين كه يكى از آن دو برخوردار از چنين ميلى است. اگر گروه اول را كه هر دو خواهان داشتن فرزند هستند به كنارى بگذاريم و به سراغ دو گروه ديگر رويم مى بينيم در گروهى كه هيچكدامشان تمايلى به داشتن فرزند ندارند عقل و منطق حكم مى كند كه مشتاقانه از راه ها و وسائل جلوگيرى از حاملگى استفاده كنند و اما در گروهى كه هماهنگى بر سر اين مسئله بين زن و مرد وجود ندارد و يكى خواهان فرزند است و آن ديگرى مخالف آن، بنابراين اگر نخواهند تن به جدائى از يكديگر دهند، آن وقت ادامه زندگى مشتركشان منوط به اين خواهد بود كه يك طرف حالا زن يا مرد به سود طرف مقابل از وسائل جلوگيرى از حاملگى استفاده برد.
فراموش نشود كه مى بايست گروهى ديگر را نيز در اين طبقه بندى قرار دهيم و آن زنان و مردان جوانى هستند كه تمايل به داشتن فرزند دارند، اما بنابر دلائلى زمان آن را به تعويق انداخته اند. براى اين گروه نيز چاره اى جز استفاده از متدهاى جلوگيرى وجود نخواهد داشت.
اين تقسيم بندى با توجه به هماهنگى و يا اختلاف سليقه زن و مرد بر سر مسئله بارورى به شرطى است كه شرايط مساعد چه از نظر سلامتى والدين و چه از نظر بنيه اقتصادى براى تأمين نيازهاى ضرورى فرزند وجود داشته باشد. با اين همه مواردى هم وجود دارند كه در آن پرهيز اجبارى از توان بارورى قوياً پيشنهاد گرديده است.
در ميان عللى كه سبب پرهيز اجبارى از بارورى مى شوند دلائل پزشكى تنها عواملى هستند كه حتى با وجود مساعد بودن ساير شرايط در زندگى مشترك اين پرهيز را ضرورى مى سازد چرا كه رابطه مستقيم با سلامت جنين و مادر هر دو دارد.
شرايط نامساعدى كه سلامت مادر و فرزند هر دو را تهديد مى كنند عبارتند از: برخى بيمارى هاى قلبى و عروقى، عوارض و نارسائى هاى روانى و بالاخره اختلال هاى ژنتيكى و ارثى. غير از دلائل پزشكى و مشكلات اقتصادى عامل ديگرى كه آن نيز پرهيز اجبارى از بارورى را سبب گرديده است مسئله كنترل افزايش جمعيت است.
از دهه هاى نخستين بعد از جنگ دوم جهانى موضوع كنترل و برنامه ريزى جمعت كه اصطلاحاً Family Planning ناميده شده است مورد توجه سازمان بهداشت جهانى قرار گرفته است. مع الوصف هنوز مى توان كشورهائى را يافت كه در آنها رشد نامتعادل جمعيت به وضوح چشمگير است. در جوامعى از اين دست اگر اخلاقيون به مرز مشروعيت در روابط جنسى اعتقاد دارند اما مذهبيون اين مشروعيت را تا بدانجا تعميم داده اند كه مخالف جدائى توان بارورى از رابطه جنسى هستند.
جاى تأسف است كه هنوز در قرن بيست و يكم زنانى هستند كه Sexual Rights يا حقوق جنسى شان رعايت نمى شود و همانند يك دستگاه پرورش و توليد نوزاد مورد استفاده قرار مى گيرند. در جوامع پيشرفته حقوق جنسى زنان به ويژه در رابطه با مسئله باردارى در مقياسى وسيع مورد حمايت قانون قرارگرفته است.
مثلاً چون زنان در دوران حاملگى فشار روانى زيادى را متحمل مى شوند كه گاه منجر به بروز اختلال هاى عاطفى و رفتارى در ايشان مى گردد، لذا قانون چتر حمايت را تا بدانجا گسترده كه مادر را در صورت عدم توانائى روانى براى ادامه حاملگى مجاز به سقط جنين زير عنوان حاملگى ناخواستنى يا Unwanted Pregnancy ساخته است. خلاصه مسئله استفاده از توان بارورى در اين عصر و زمان مسئله اى است كه قبل از استفاده از آن مى بايست از بسيارى جهات مورد بررسى قرار گيرد.
e.mail. dr_javaherkalam@yahoo.co.uk