آنچه در اين مقال به خوانندگان عرضه مى شود، حاصل گفتگوهاى طولانى با تنى چند از هموطنان آگاه و باريك بين و آشنا به ژرفاهاى جامعه ى ما است كه به هر دليل زندگى در سرزمين آباء و اجدادى را برغم تاريكى هاى مسلط بر آن، انتخاب كرده اند.
من خود به نقد و نظر، هيچ به نقل آنها نيفزوده ام و تنها به طرح اين گمان اكتفاء مى كنم كه قول آنها آن حد از ارزش را دارد كه تأملى برانگيزد، خصوصاً براى ما كه دستى از دور بر آتش داريم.