Nimrooz
Vol. 18, No. 914, January 5, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۱۴ - جمعه ۱۵ دى ۱۳۸۵
منصور پويان
فراز و فرود تمدن هاى باستانى در بين النهرين- ۶۴
با شكست آشور، آن امپراطورى فروپاشيد و امپراطورى بابل سر افرازيد.
مادها كه از اقوام هند و اروپائى بودند در سقوط امپراطورى آشور در ۶۱۲ ق.م، بابليان را همراهى داده بودند. مادها بر اقوامى كه در شرق ايرانزمين زندگى مى كردند، حاكميت داشتند و پارسيان كه در جنوب غربى ايران ساكن بودند، تحت فرمان مادها قرار داشتند.
در ۵۵۷ ق.م كوروش دوم (كوروش كبير) در پارس بر مسند قدرت تكيه زد. او در ۵۵۰ ق.م پارسيان را عليه مالك الرقابى مادها به جنگ برانگيخت و موفق به برانداختن مركز قدرت مادها در اكباتان شد. سپس كوروش حكومت جهانگستر هخامنشى را بنيان نهاد كه به مدت دو قرن در غرب آسيا بدل به قدرت بلامنازع سياسى شد. كوروش در ۵۴۷ ق.م تا منطقه ليدى در غرب تركيه امروز پيش رفت و براى اولين بار در آنجا بنام كوروش سكه ضرب گرديد. كوروش شهر كوچك پاساگارد را به عنوان پايتخت امپراطورى خويش برگزيد.
امپراطورى جديد بابل، دولت مستعجل از كار درآمد. چرا كه در ۵۳۹ ق.م ارتش هخامنشى تحت فرمانروائى كوروش از جنوب غربى ايران به طرف بابل به حركت درآمد و با تسخير بابل و سقوط آن امپراطورى، تماميت بين النهرين به زير نگين حاكميت هخامنشيان درآمد.
آخرين امپراطور بابل كه در سلطنت او، كوروش موفق به گشودن دروازه هاى آن امپراطورى بر روى سپاهيان پارسى شد، نبونيد نام داشت. يهوديان پس از سقوط اورشليم در ۵۸۶ ق.م به فرمان بخت النصر از زادگاهشان به اسارت برده شده بودند و در نواحى مختلف امپراطورى بابل به كار اجبارى گمارده شده بودند. با سقوط امپراطورى بابل، كوروش يهوديان را از اسارت و بندگى رهائى بخشيد. او نه تنها به يهوديان اجازه داد تا به سرزمين خود بازگردند؛ بلكه آنان همچنين اجازه يافتند تا نشانه ها و اموال معبد به غارت رفته سليمان را نيز با خود به اورشليم برگردانند. يهوديان پس از بازگشت، به ساخت مجدد معبد سليمان اقدام كردند. البته بناى اين معبد بنابر روايت «عهد عتيق» تا سال دوم سلطنت داريوش كبير متوقف ماند.
كوروش بر مبناى آموزه هاى زرتشت، ملل تحت اقتدار هخامنشيان را در اجراى مراسم و اعتقادات دينى خود آزاد گذاشت و هيچگونه اجبارى را روا نداشت. او يهوديان را كه وحدانيت خداوندگار را مناديگر بودند هانقدر از آزادى در رفتار و اعتقاد دينى برخوردار كرد كه اقوام بين النهرين را در چند خداباورى و اجراى مناسك سنتى خود آزادى بخشيد. شايان توجه است كه بدانيم كوروش پس از سقوط بابل، به منظور مشروعيت بخشيدن به خويش به عنوان پادشاه جديد سرزمين بابل، طبق سنن بين النهرين، آئين تحليف را در معبد معظم خداى خدايان يعنى در معبد «مردوك» به جاى آورد. از زبان كوروش در كتاب مقدس «عهد عتيق» چنين ياد مى شود:
«من، كوروش، امپراطور پارس اعلام مى دارم كه خداوند، خداى آسمان ها، تمام ممالك جهان را به من بخشيده و به من امر فرموده كه براى او در شهر اورشليم كه در سرزمين يهود است خانه اى بسازم. پس، از تمام يهوديانى كه در امپراطورى من هستند هر كه بخواهد مى تواند بدانجا بازگردد. خداوند، خداى اسرائيل همراه او باشد.»
(عهد عتيق، عزرا، ۲۳-۲۲:۳۶).
كوروش كبير در ۵۲۹ ق.م در جريان يك لشكركشى براى سركوبى قبايل ماساژت كه ميان درياچه اورال و خزر مى زيستند به آنصوب حركت كرد و در ۵۲۹ ق.م به دست آن قوم كشته شد، جنازه او را به پاسارگاد آوردند و در مشهد مرغاب دفن است. كمبوجيه كه از جانب پدرش يعنى كوروش به مقام والى بابل منصوب شده بود، پس از مرگ كوروش، به مدت هفت سال مقام سلطنت را عهده دار شد. همو بود كه مصر را به زير فرمان امپراطورى پارس درآورد.
اعلاميه كوروش راجع به بازگشت يهوديان و بازسازى معبد سليمان در دوره كمبوجيه به دليل بدخواهى اقوام همسايه در اطراف امارت جودا از يك طرف و شكاف هاى درونى بين يهوديان از طرف ديگر دچار وقفه گشت.
كورش دو پسر داشت: كمبوجيه و برديا كه كمبوجيه پسر بزرگتر براى آن كه خطر جايگزينى برادر كوچكتر را رفع كند، هنگام طغيان مصر و پيش از حركت به آنصوب، وى را كشت ولى سفرش به درازا كشيد و در غياب او و در هنگام بازگشت از مصر، مغى «گئومات» نام كه بسيار شباهت به برديا داشت و مى گويند به خاطر همين شباهت عمال كورش گوش او را بريده بودند تا از بردياى راستين تميز داده شود، برخاست و گفت من برديا پسر كورش هستم. پارس، ماد و ديگر استانها از وى اطاعات كردند و چون خبر سلطنت او به كمبوجيه رسيد، از شدت خشم خود را كشت و گئومات هفت ماه سلطنت مى كند تا داريوش از طريق آتوسا دختر كورش متوجه مى شود كه او برديا نيست و هم قسمى با ۶سردار ديگر هخامنشى وى را در قلعه «سى كيه هواتيش» در نسا او را كشت و خود به پادشاهى رسيد. داريوش شاه پس از فراز شدن بر به بازسازى خانه خدا در اورشليم فرمان داد:
«هر كه اين فرمان را تغيير دهد، چوبه دارى از تيرهاى سقف خانه اش درست شود و بر آن به دار كشيده شود و خانه اش به زباله دان تبديل گردد. هر پادشاه و هر قومى كه اين فرمان را تغيير دهد و خانه خدا را خراب كند، آن خدائى كه شهر اورشليم را براى محل خانه خود انتخاب كرده است، او را از بين ببرد. من، داريوش پادشاه، اين فرمان را صادر كردم، پس بدون تأمل اجرا شود.»
(عهد عتيق، عزرا، ۱۲-۶:۶)
غلبه هخامنشيان بر مجموعه سرزمين هاى بين النهرين بدان معناست كه ميراث فرهنگى و تمدنى بين النهرين پس انقراض امپراطورى هاى آن به ايرانشهر يعنى به هفت اقليم جهان منتقل گرديد. عصر تمدن هاى باستانى بين النهرين با پديدارى امپراطورى هخامنشى پايان يافت. اين بدان معناست كه از نقش مراكز تمدنى در خاورميانه اعم از بين النهرين، مصر، آناتوليا و نيز در سواحل شرقى درياى مديترانه (يعنى آنجا كه امروز لبنان، سوريه و فلسطين واقع اند)، از آن پس فروكاسته شد. در عوض، به درازاى بيش از هزار سال، فلات ايرانزمين در شرق كوه هاى زاگروس به مثابه بزرگترين حيطه تمدنى و امپراطورى در خاورميانه تا برآمدن اسلام داراى مقتدرترين سلسله هاى سلطنتى در جهان شد.
هخامنشيان به اتكاى آئين زرتشت، تمدن هاى چندگانه پرست را از جغرافياى خاورميانه برچيدند و بر فصل تمدن پيشاتاريخى نقطه پايان گذاشتند. امپراطورى هخامنشى جغرافياى بزرگى را در برمى گرفت كه از مصر و درياى اژه تا آسياى مركزى و هند دامن گسترانيده بود. بين النهرين با سقوط امپراطورى بابل در ۵۳۹ ق.م تا قرن بيستم بعد از ميلاد هرگز استقلال باستان خود را بازنيافت. بين النهرين تا قرن بيستم ميلادى هماره تحت حكومت هاى بيگانه قرار داشت. پس از جنگ جهانى اول و شكست امپراطورى عثمانى، شرايط براى شكل گيرى كشور جديدى كه بين النهرين باستان را در برگيرد، به تدريج فراهم شد.
***
بارى، با ظهور قدرت سياسى هخامنشيان و برآمدن خورشيد آئين مزديسنائى، كتاب تاريخ ورق خورد و جهان باستان و ادوار تمدنى در خاورميانه اعم از عهد سومرى، كلدانى، فراعنه مصر، آشور و بابل پايان پذيرفت.
يهوديان يكى از چند قوم كهن در خاورميانه هستند كه عليرغم شدايد تاريخى بسيار، قوام و ايمان ديرين خود را همواره حفظ كرده اند. آنان اولين قومى محسوب مى شوند كه از بت و بت پرستى روى گردانيدند و به درگاه خداوندگارى يگانه، مجرد و لامكان سر تسليم فرود آوردند.
آئين يهوديت در برخورد با آئين زرتشت دگرگونى هاى بسيار پذيرفت. اين تأثيرات به خصوص پس از پيروزى كوروش بر بابليان و آزادسازى يهوديان از اسارت در بابل فزونى گرفت.
خداوندگارى كه بنى اسرائيل را به عنوان قوم برگزيده و عزيز خود مى شمرد؛ تحت تأثير آئين انسان باورانه و جهانشمول مزديسنا، تلطيف بسيار جست. خداى موسى كه كينه جو و گاه ويرانگر بود، تحت تأثير خداى زرتشت، مهربان تر و آزادى بخش تر گشت.
ايرانيان در طول تاريخ مدون ۲۵۰۰ ساله خود هماره با يهوديان پراكنده در خاورميانه؛ خصوصاً با يهوديان ساكن ايران، همپيوندى هاى فرهنگى و تمدنى داشته اند. يهوديان مقيم در نجد ايرانزمين در فروزان نگاهداشتن چراغ فرهنگ و خرد در اين فلات، از عهد هخامنشيان تاكنون، پيوسته نقش مثبت و مؤثرى ايفا كرده اند. ديرينگى فرهنگ ايرانزمين هرگز گرايشات قوميت گرائى، نژادگرائى و يا ضديت هاى قوميتى را برنتابيده است ديانت و ناسيوناليسمى كه بر خاك و خون پاى مى فشارد و راهكار خشونت را برمى تابد، همانا كهنه انديشه اى است كه با الزامات كنونى جهان واحد بشرى ناسازگار مى باشد.
سران جمهورى اسلامى يهوديت را يكى از سه دين ابراهيمى معتقد به وحدانيت خداوند مى دانند. منتهى با برشمردن يهوديت و مسيحيت به مثابه تز و آنتى تز، رژيم دينى ايران اعتقاد دارد كه اسلام توانسته است سنتزى از آن دو ديانت برآورد. لذا با طليعه اسلام، ديگر اديان نمى توانند از برابرى حقوقى و آزادى تبليغ برخوردار باشند.
برگزارى كنفرانس انكار هولوكاست (انكار نسل كشى يهوديان به دست آلمان هيتلرى) در چند هفته گذشته در تهران نمى تواند حتى با انگيزه هاى ضد امپرياليستى- ضد صهيونيستى كهنه انديشان توجيه پذير باشد. رژيم اسلامى حاكم بر ايران با به زير سئوال بردن حقايق غير قابل انكار هولوكاست، به تبادلات و روابط سازنده و سالم فرهنگ ها در جهان واحد بشرى آسيب رسانده است.
(ادامه دارد)

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
خواندنيها
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   خواندنيها   •   طنز   • 
•   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   خبرهاى كوتاه   •   آخر هفته   • 
•   حوادث   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •